فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درسهایی از امام

کتاب درسهایی از امام
ملی‌گرایی و نفاق

نسخه الکترونیک کتاب درسهایی از امام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درسهایی از امام

امام خمینی(ره) با استفاده از آموزه‌های اسلام ناب محمدی(ص) انقلاب اسلامی را پایه‌گذاری نمودند و نهضت ملت ایران را صد در صد اسلامی و خط مشی‌ و هدف‌ها و راه‌های آن را الهام گرفته از اسلام می‌دانستند. ایشان با شعارها و اهداف اسلامی، انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند و با اتخاذ اسلام به عنوان اساس انقلاب مردم ایران، چارچوب محدود و تنگ ملی‌گرایی را شکستند و منافع ملت عزیز ایران را در چارچوب و افق بسیار گسترده امت بزرگ اسلامی تعریف کردند و از این طریق علاوه بر جلب قلوب مسلمانان آزادۀ جهان و حمایت آنان از مردم ایران و در نتیجه تحکیم و افزایش قدرت ملی ایران، پایه‌های حکومت امت واحده اسلامی را نیز با محوریّت ایران پی‌ریزی کردند. بنابر این کسانی که در پی وابستگی ایران به قدرت‌های جهانی نبوده و به معنای واقعی ملی‌گرا هستند و خواهان سربلندی و استقلال ایران هستند، باید در پی تحقق آرمان‌های مقدس امام خمینی(ره) باشند.

ادامه...
  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.03 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درسهایی از امام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اول: ملّیت و ملی گر ایی

ملیت در سایه اسلام

ما «ملیت» را در سایه تعالیم اسلام قبول داریم... ملت، ملت ایران است، برای ملت ایران هم، همه جور فداکاری می کنیم، اما در سایه اسلام است؛ نه اینکه همه اش ملیت و همه اش گبریت(۱)! ملیت، حدودش حدود اسلام است، و اسلام هم تایید می کند او را، ممالک اسلامی را باید حفظ کرد، دفاع از ممالک اسلامی جز واجبات است؛ لکن نه اینکه ما اسلامش را کنار بگذاریم، و بنشینیم فریاد ملیت بزنیم و «پان ایرانیسم»!(۲)

ملی گرایی، اساس بدبختی مسلمین

آنهایی که، آن قدرتهای بزرگی که مطالعه کردند روی کارها سالهای طولانی، صدها سال فرستادند و مطالعه کردند روی گروهها، روی افراد، روی اشخاص و مطالعه کردند حتی روی زمینها، جنگلها همه جا در جامعه ها این را یافته اند که اسلام است که می تواند جلویشان بایستد. از این جهت، آن چیزی که از همه چیز برای آنها مطرح است، اسلام است و آن چیزی که سر راه اسلام قرار دادند، این حکومتهای فاسدند. با دست حکومتهای فاسد و با تبلیغ حکومتهای فاسد، این نژادپرستی ها و گروه پرستی ها در بین مسلمین رشد کرده. عربها را در مقابل عجمها و ترکها قرار دادند و عجمها را در مقابل عربها و ترکها را در مقابل دیگران و همه نژادها را در مقابل هم.
اینکه من مکرر عرض می کنم که این ملی گرایی اساس بدبختی مسلمین است برای این است که این ملی گرایی، ملت ایران را در مقابل سایر ملتهای مسلمین قرار می دهد، و ملت عراق را در مقابل دیگران و ملت کذا را در مقابل کذا. اینها نقشه هایی است که مستعمرین کشیده اند که مسلمین با هم مجتمع نباشند. در عراق، حکومت عراق، حکومت سابقتر از این حکومت که این بدتر از آن است اینها طرح می کردند که ما می خواهیم مجد بنی امیه(۳) را احیا کنیم در مقابل اسلام. اسلام که آمده بود همه مجدها را فانی کند در مجدالله ، اینها می گفتند ما مجد بنی امیه را باید احیا کنیم و این چیزی نبود که شعور اینها برسد، تلقینی بود که ابرقدرتها می کردند که اسلام متفرق بشود، مسلمین با هم متفرق بشوند، دشمن هم بشوند. در ایران از سالهای طولانی، اشخاص بی اطلاع از اساس مسائل، ولو فرض کنید بعضی شان مغرض نبودند، اینها هم هی طبل ملیت را کوبیدند، همان ملیتی که می خواست اساس اسلام را در ایران بربچیند.
اسلام آمده است که همه نژادها با همند؛ مثل دنده های شانه می مانند؛ هیچ کدام بر هیچ کدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترک بر هیچ یک از اینها و نه هیچ نژادی بر دیگری و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید، هیچ کدام بر دیگری فضیلت ندارند. فضیلت با تقواست، فضیلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. اینها تبلیغاتی بوده است، تلقیناتی بوده است که از ابرقدرتها که می خواستند ما را بچاپند، شده است و مع الاسف، بعض اشخاص مسلمان صحیح هم باورشان آمده.
در چندین سال قبل محتمل است، گمان می کنم زمان رضاخان بود یک مجمعی درست کردند و یک فیلمهایی تهیه کردند و یک اشعاری گفتند و یک خطابه هایی خواندند، برای تاسف از اینکه اسلام بر ایران غلبه کرد، عرب بر ایران غلبه کرد. شعر خواندند، فیلم [به] نمایش گذاشتند که عرب آمد و طاق کسری را، مدائن را گرفت و گریه ها کردند. همین ملیها، همین خبیثها گریه ها کردند. دستمالها را درآوردند و گریه کردند که اسلام آمده و سلاطین را، سلاطین فاسد را شکست داده و این معنا در هر جا، به یک صورتی به ما، به ملتها تحمیل شده در ممالک عربی، عرب باید چه باشد. این تلقین است. این مخالف با قرآن است. در ممالک غیر عربی، هر کدام خودشان باید، ملت خودشان باید جلو باشد. این برخلاف تعلیمات اسلام است. این آن است که این ابرقدرتها آرزویش را می کنند و کردند و عمل کردند. وقتی اینها غلبه کردند، در جنگ دوم غلبه کردند بر عثمانی، عثمانی را تکه تکه کردند، شاید قریب پانزده تا کشور کردند و هر کدام [را] یک نوکری از خودشان بالا سرش گذاشتند و مع الاسف، آنهایی که اساس مطلب را مطلع نبودند، آنها هم این مسائل را اهمیتی به آن نمی دادند و الآن هم نمی دهند.(۴)

خلاف اسلام بودن ملی گرائی

چند روز پیش از این در یک نوشته ای دیدم که می گوید که چرا از ملی می ترسید شماها؟ چرا نمی گویید مجلس شورای ملی؟ من به آن آقا می گویم، شما چرا از اسلامی می ترسید؟! ما این ملی که مجلس شورای ملی باشد، حالا بیش از پنجاه سال از آن می گذرد، و ما یک اثر صحیحی از آن ندیدیم. هر وقت یک آدم صحیح پیدا می شد، پنجاه نفر هم از نوکرهای استعمار پیدا می شدند و او را می کوبیدند. من می گویم به اینها که ما تابع این ملت هستیم، این جمعیت. ما که خودمان برای خودمان یک کاره نیستیم، ما می خواهیم ببینیم خواست این ۳۵ میلیون جمعیت چی است. ما دیدیم که خواست این ۳۵ میلیون جمعیت این بود که ما اسلام را می خواهیم. در تمام صحبتها از اول تا آخر این نبود که ما ملی گرا هستیم. ملی گرایی برخلاف اسلام است. اسلام آمده است که همه را یک نحو به آن نظر بکند، همه جوامع را. ملی گرایی این است که الآن در امریکا بین سیاهها و سفید دارد واقع می شود، و این کارتری که دعوی این را می کند که من طرفدار بشر هستم، این سیاهان را اینطور می کشد و اینطور آزار می دهد. ملی گرایی این است که بعضی از این دولتهای عربی می گویند عربیت و نه غیر. ملی گرایی این پان ایرانیسم است، این پان عربیسم است، این برخلاف دستور خداست و برخلاف قرآن مجید است. ما که می گوییم که جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی، برای اینکه از آن امامزاده ما معجزی ندیدیم! پنجاه سال است، بیشتر، ما را عقب راندند، پنجاه سال بیشتر است که اینها کارشکنی کردند.(۵)

اسلام خواهی و طرد ملی گرایی

ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم. من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت، در زمان آن کسی که اینهمه از آن تعریف می کنند،(۶) چه سیلی به ما زد آن آدم! من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان. همان طور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوانهایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند، رفتیم و اطبّا جرات نمی کردند بنویسند این زخمی شده است. بروند کنار اینها! بروند گم بشوند اینها! اینها منحل باید باشند. ما نمی توانیم تحمل کنیم به اینکه هر کس هر جوری دلش می خواهد «خیر، من دلم می خواهد که حالا دمکرات باشد، من دلم می خواهد که ملی باشد، من دلم می خواهد که ملی و اسلامی باشد» ما از اینها ضربه دیده ایم. ما اسلام را می خواهیم. غیر اسلام را نمی خواهیم. مجلس باید اسلامی باشد. مجلس باید افکارش افکار اسلامی باشد.(۷)

ترویج ملی گرایی، از حیله های اجانب برای ایجاد دشمنی میان مسلمانان

از مسائلی که طراحان برای ایجاد اختلاف بین مسلمین طرح و عمّال استعمارگران در تبلیغ آن بپا خاسته اند، قومیت و ملیت است که دولت عراق سالهاست بدان دامن می زند. و در ایران نیز دستجات محدودی دانسته یا ندانسته از آن ترویج و تایید می کنند. و در سایر نقاط از ترک و کرد و دیگر طوایف هم همان راه را پیش گرفته اند و مسلمانان را در مقابل هم قرار داده اند و حتی به دشمنی کشیده اند؛ غافل از آنکه حب وطن، حب اهل وطن و حفظ و حدود کشور مسئله ای است که در آن حرفی نیست؛ و ملی گرایی در مقابل ملتهای مسلمان دیگر، مسئله دیگری است که اسلام و قرآن کریم و دستور نبی اکرم(ص)بر خلاف آن است؛ و آن ملی گرایی که به دشمنی بین مسلمین و شکاف در صفوف مومنین منجر می شود بر خلاف اسلام و مصلحت مسلمین و از حیله های اجانب است که از اسلام و گسترش آن رنج می برند.(۸)

خیانت مدعیان ملی گرایی

ملت باید توجه داشته باشد که تا توجه به خدا دارد، تا توجه به اسلام دارد، تا خدمتگزار اسلام است، کسی نمی تواند به او آسیبی برساند، مگر که این حیثیت از دستشان برود. باید این جهت اسلامیت را حفظ کند. این ملی گراها و اینها که هی فریاد ملی، ملی می زنند، همینها هستند که بعضی شان در این کودتا هم دخالت داشتند، بر ضد این مملکت خودشان برای دیگران. همینها هستند که بعضی شان به طوری که شواهد هست، دخالت در این امر داشتند. این جهات مختلفه، گروههای مختلفه ای که در ایران هست و هی داد خلق را می زنند، و داد اینکه ما چطور هستیم، اینها هم همین هایند که در این مسائل دخالت داشتند. اینها هم همینهایند که می روند در امریکا این جوانهای عزیز ما که گرفتار هستند، همین اشخاص که دعوی خلقیت و نمی دانم چه می زنند، همینها آنجا می روند، به آنها می گویند:ای مرتجعین! اینها چه جمعیتهایی هستند؛ در داخل این کارها را می کنند، در خارج آن کارها را می کنند؟ تا ملتها بیدار نشوند و این ریشه ها را نکنند و تا یک دولتی که دولت اسلامی باشد به تمام معنا، دولتی باشد که متعهد باشد به احکام اسلام، دولتی باشد که غربزده نباشد، به اسلام گرایش داشته باشد، روی کار نیاید، ما باید باز همین گرفتاریها را داشته باشیم.(۹)

دعوت جبهه ملی به قیام در مقابل قرآن

من می خواهم ببینم که این راهپیمایی که امروز اعلام شده است، اساس این راهپیمایی چه هست. من دو تا اعلامیه از «جبهه ملی»، که دعوت به راهپیمایی کرده است، دیدم. در یکی از این دو اعلامیه، جزء انگیزه ای که برای راهپیمایی قرار داده اند، لایحه «قصاص» است. یعنی مردم ایران را دعوت کردند که مقابل لایحه قصاص بایستند. در اعلامیه دیگری که منتشر کرده بودند تعبیر این بود که «لایحه غیر انسانی»! ملت مسلمان را دعوت می کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی کنند، یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند! شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایی می کنند در مقابل قرآن کریم. نص قرآن کریم. ضروری مسلمین، چه برادران اهل سنت و چه برادران شیعی، ضروری این است که این قرآن از خداست و در قرآن هرچه باشد ضروری است که باید پذیرفت. قضیه «قصاص» در جاهایی از قرآن تصریح شده است. لایحه قصاص همین مسائل قرآن است. در این راهپیمایی که مسلمانها را به اصطلاح خودشان دعوت کرده اند، دعوت کرده اند که مردم قیام کنند در مقابل قرآن! مردم قیام کنند در مقابل احکام ضروریه اسلام! آنهایی که از بعض جبهه ها هستند، تکلیفشان معلوم است. آن ها از اول هم، از آن وقتی هم که «جمهوری اسلامی» تاسیس شده است، مسئله اسلام پیش آنها مطرح نبوده است. آنچه مطرح بوده است، اگر راست بگویند، همان ملی گرایی بوده است. و من در این هم شک دارم! برای اینکه افرادی که سر دسته اینها بودند و به ملی گرایی معروف بودند(۱۰) ما دیدیم که بر ضد ملت اینها قیام کردند. الآن هم که در خارج هستند دعوت می کنند که بر ضد این ملت، قدرتها فعالیت کنند. و این قدرتهای بزرگ هم همه جور چیزی دارند! ملی هم دارند؛ مذهبی هم دارند؛ معمم هم دارند. من آن چیزی که بسیار مورد تعجبم است این نیست که در اعلامیه «جبهه ملی» برای لایحه «غیر انسانی» [به اصطلاح او] قصاص، یعنی حکم غیر انسانی قرآن!، یعنی حکم غیر انسانی اسلام!، اعلامیه بدهند و مردم را دعوت کنند که ایهاالناس بیایید، در مقابل اسلام قیام کنید و استقامت کنید. من از آنها همچو توقعی داشتم و دارم. اما بعضی که اعلامیه دادند و تایید کردند این راهپیمائیها را، آیا خوانده اند این اعلامیه های «جبهه ملی» را؟ دیده اند، که به این راهپیمایی دعوت کرده اند؟ و یکی از انگیزه های آنها این است که بیایید مقابل قرآن قیام کنید؟ منتها لفظش را نگفتند، و واقع صریحش همین است. اگر اینها خواندند این را، غفلت کردند از اینکه این راهپیمایی برای مقابله با اسلام است؛ برای مقابله با جمهوری اسلامی است؛ و برای مقابله با حکومت اسلام است.
من عجالتاً کار ندارم که آیا دولت آقای رجایی یک دولت فعال است یا نه، و آیا کارهایی کرده است که باید در مقابل او ایستاد یا نه؛ و کار ندارم به اینکه مجلس شورای اسلامی آیا یک مجلسی است که از ملت است یا نه؛ و کار ندارم به اینکه قوه قضائیه آیا به تکالیفش عمل می کند یا نه؛ به اینها من کاری ندارم؛ و اگر راهپیمایی هم فقط برای راهنمایی مردم بود، آن هم صحبتی نبود، و ممکن بود که عمل بشود؛ اما راهپیمایی در مقابل اسلام! در مقابل صریح قرآن! در مقابل حکم ضروری اسلام! این را چه جور تعبیر کنیم؟ باز من کار ندارم به «جبهه ملی»، با اینکه بعض افرادش شاید افرادی باشند که مسلمان باشند؛ لکن من کار دارم به آن هایی که پیوند کرده اند با این جبهه؛ پیوند کرده اند با منافقین؛ پیوند کرده اند با منحرفین. من با اینها کار دارم که شمایی که متدین هستید و مدعی تدین چه توجیهی از این معنا دارید؟ آیا تکلیف شرعی فقط این است که در مقابل مجلس و دولت اعلامیه صادر کنید! در تمام تکلیفهای شرعی که شما احساس کردید همین تکلیف شرعی را دارید که مردم را دعوت کنید به شورش در مقابل دولت اسلامی، در مقابل مجلس شورای اسلامی؟! نهی از منکر و امر به معروف فقط منحصر است به همین که دولت اسلامی را نهی و امر بکنید؛ آن هم با آن کوبندگی؟! و آن هم دعوت به قیام؟! آن هم دعوت به شورش؟! در مقابل این اعلامیه «جبهه ملی» که مخالف نص قرآن مجید است، در مقابل این که مردم را دعوت کرده است به راهپیمایی در مقابل قانون الهی، تکلیف دیگر ندارید شما؟ آقایان تمام تکلیفها را به جا آوردند و عمل کردند، فقط یک تکلیف مانده و آن جمهوری اسلامی را به هم زدن؟! تمام تکلیفهایی که بر ما و شما متوجه است، چه از قشر نویسندگان و روشنفکران و جبهه ها و نهضتها و سایرین، تمام تکالیف فقط منحصر به این شده است که این جمهوری اسلامی را در خارج از کشور طور دیگری که هست نمایش بدهید، و مردم را دعوت کنید که بر خلاف جمهوری اسلامی شورش کنند؟! دیگر همه چیز درست شده است، فقط این یکی مانده؟! در وقتی که سرتاسر ایران آشوبگران مشغول آشوب هستند، منافقان مشغول فعالیت هستند، و ابتلا به جنگ با قدرتهای بزرگ داریم، و مملکت ما آنجا مبتلا به جنگ است و در داخل مبتلا به این دستجات مختلفی است که به بهانه اسم شماها در خیابانها می ریزند و جوانان ما را زخمی می کنند و گاهی هم می کشند، اینها نهی از منکر نمی خواهد؟ اینها را دعوت به شورش می کنید این امر به منکر نیست؟ این امر به فساد نیست؟

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

انقلاب اسلامی مردم ایران قبل و بعد از پیروزی همواره از سوی دشمنان خود مورد تهاجم و تهدید بوده است. این تهدیدات گاهی در قالب توطئه های داخلی با پشتوانه بیگانگان و گاه نیز به صورت تهاجم نظامی صورت گرفته است. یکی از شیوه های دشمن برای تاثیرگذاری بر مخاطبین، سوء استفاده از مفاهیمی دلپذیر و پسندیده مانند آزادی، دموکراسی، قومیّت و ملّیت و... است. دشمن با به کارگیری این الفاظ و تفسیر دلخواه از این واژه ها، الگوسازی نموده و با انحراف افکار عمومی چهره های مورد نظر خود را به محبوبیّت اجتماعی می رساند و با هدایت افکار عمومی به سمت عوامل خود، آنان را بدون پرداخت هزینه سنگین نظامی و تبعات منفی آن، بر سرنوشت ملت ها حاکمیّت می بخشد.
یکی از مفاهیم مورد علاقه و محبوب، واژه ملّیت و ملی گرایی است که متاسفانه بسیار مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. البته در اصل دوستی و حب وطن و لزوم دفاع از وطن جای هیچ گونه شک و تردیدی نیست، اما همان طور که امام خمینی(ره) فرموده اند، آن گاه که ملّیت و ملی گرایی بخواهد به صورت نژادپرستی، موجب قرار گرفتن ملل مسلمان در برابر یکدیگر و تفرقه میان آنها گردد، اساس بدبختی مسلمین است و متاسفانه تاریخ ملی گرایی در ایران از زمان نهضت مشروطه و به ویژه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی ایران گواه بر این مطلب است؛ زیرا ملی گرایان پیوسته در پی پیاده کردن نقشه های شوم قدرت های بزرگ در ایران بوده اند.
امام خمینی(ره) با استفاده از آموزه های اسلام ناب محمدی(ص) انقلاب اسلامی را پایه گذاری نمودند و نهضت ملت ایران را صد در صد اسلامی و خط مشی و هدف ها و راه های آن را الهام گرفته از اسلام می دانستند. ایشان با شعارها و اهداف اسلامی، انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند و با اتخاذ اسلام به عنوان اساس انقلاب مردم ایران، چارچوب محدود و تنگ ملی گرایی را شکستند و منافع ملت عزیز ایران را در چارچوب و افق بسیار گسترده امت بزرگ اسلامی تعریف کردند و از این طریق علاوه بر جلب قلوب مسلمانان آزاده جهان و حمایت آنان از مردم ایران و در نتیجه تحکیم و افزایش قدرت ملی ایران، پایه های حکومت امت واحده اسلامی را نیز با محوریّت ایران پی ریزی کردند. بنابر این کسانی که در پی وابستگی ایران به قدرت های جهانی نبوده و به معنای واقعی ملی گرا هستند و خواهان سربلندی و استقلال ایران هستند، باید در پی تحقق آرمان های مقدس امام خمینی(ره) باشند.
در خاتمه، از موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) که عهده دار بررسی و صدور مجوز جهت انتشار این اثر بوده است، تشکر و قدردانی می گردد.

ملاحظات

۱. مطالبی که از صحیفه امام; نقل گردیده است به غیر از عناوین آنها، تماماً از فرمایشات یا مکتوبات امام خمینی(ره) است.
۲. اگرچه ذکر خاطرات متعدد از افراد مختلف در این کتاب موجب حصول اطمینان نسبت به سیره امام خمینی(ره) در مورد موضوع مورد نظر می گردد؛ ولی در عین حال میزان صحت و سقم مطالب نقل شده به عهده راویان این خاطرات است.

رسول سعادتمند

نظرات کاربران درباره کتاب درسهایی از امام