فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خاور نزدیک باستان

کتاب خاور نزدیک باستان
مجموعه تاریخ ۲۲

نسخه الکترونیک کتاب خاور نزدیک باستان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب خاور نزدیک باستان

در روزگاران باستان، در بخش جنوبی عراق امروز، گروهی از مردم در دل صحرا بوستانی ساختند. قرن‌ها بعد، این ناحیه کوچک کشاورزی، سومر نام گرفت و همچنان که فرهنگ این مردم گسترش می‌یافت، نواحی بزرگ‌تر هم نام‌های دیگری به خود گرفتند. امروزه پژوهشگران این ناحیه میان دجله و فرات را بین‌النهرین می‌نامند. این فرهنگ یکی از چهار تمدن بزرگ روزگاران باستان بوده است. سه فرهنگ دیگر هم در کنار رودخانه‌ها پدید آمده‌اند: مصر در کنار نیل، هند در کنار رودهای سِند و گَنگ، و چین در کنار رودهای وی و هُوانگهو. این چهار فرهنگ ویژگی‌های مشترک بسیاری داشته‌اند، ولی مستقل از یکدیگر پدید آمده‌اند. تا سده بیستم میلادی باستان‌شناسان کشف کردند که بین‌النهرین نخستینِ این تمدن‌ها و آن بوستان «گاهواره تمدن» بود، و این نامی مناسب است برای جایی که نخستین تمدن «نوزاد» در آن بالیدن گرفت.

ادامه...

بخشی از کتاب خاور نزدیک باستان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار: برآمدن تمدن از دل صحرا

در روزگاران باستان، در بخش جنوبی عراق امروز، گروهی از مردم در دل صحرا بوستانی ساختند. قرن ها بعد، این ناحیه کوچک کشاورزی، سومر نام گرفت و همچنان که فرهنگ این مردم گسترش می یافت، نواحی بزرگ تر هم نام های دیگری به خود گرفتند. امروزه پژوهشگران این ناحیه میان دجله و فرات را بین النهرین می نامند. این فرهنگ یکی از چهار تمدن بزرگ روزگاران باستان بوده است. سه فرهنگ دیگر هم در کنار رودخانه ها پدید آمده اند: مصر در کنار نیل، هند در کنار رودهای سِند و گَنگ، و چین در کنار رودهای وی و هُوانگهو. این چهار فرهنگ ویژگی های مشترک بسیاری داشته اند، ولی مستقل از یکدیگر پدید آمده اند. تا سده بیستم میلادی باستان شناسان کشف کردند که بین النهرین نخستینِ این تمدن ها و آن بوستان «گاهواره تمدن» بود، و این نامی مناسب است برای جایی که نخستین تمدن «نوزاد» در آن بالیدن گرفت.



خاور نزدیک باستان را امروزه خاورمیانه می نامند. از آن جا که مردم، شهرها را در امتداد کرانه های دجله و فرات ساخته بودند، بنابراین وضعیت پست و بلند زمین منطقه، در طول هزاران سال، تغییر چندانی نداشته است. این سرزمین که از شرق با کوه های زاگرس، از شمال با کوه های توروس، از غرب با دریای مدیترانه، و از جنوب با صحرای عربستان محصور است، قوسی هلالی شکل است که دره های رودخانه ای را تا شمال دنبال، و سپس قطع می کند و تا جنوب سواحل مدیترانه پیش می رود. در این سرزمین قوسی شکل، که هلال خصیب یا حاصلخیز خوانده می شود، رستنی هایی به بار می آیند که مردمان باستانی با آن ها گذران زندگی می کردند. این گاهواره بر جانب شرقی هلال حاصلخیز و بر راس جنوبی آن، یعنی در جایی شکل گرفت که بعدها سومر نامیده شد. هرچند فرهنگ سومر بر کل خاور نزدیک باستان تاثیر نهاد، ولی تاثیر مستقیم آن بیش تر متوجه دره های این دو رودخانه بود. نتایج تاثیر سومریان بر دیگر فرهنگ ها تا دیرزمانی پس از فروپاشی امپراتوری سومر باقی بود.
تا یکصد و پنجاه سال پیش باستان شناسان و پژوهشگران در باره سومریان چیزی نمی دانستند. آنان در دهه ۱۸۴۰ میلادی کاوش در بین النهرین را آغاز کردند، ولی در جستجوی نشانه های فرهنگ آشوری، و بابل بودند و می کوشیدند شواهدی برای تاریخ مذکور در عهد عتیق، کتاب مقدس یهودیان، بیابند. از آن جا که در باره نخستین مراحل زندگی در سومر تاریخ مکتوبی وجود نداشته است، آگاهی ما در باره نخستین تمدن، به کار باستان شناسانی وابسته است که تپه های خاکی این بیابان را کاوش می کنند. این کاوش ها را گروه هایی از کشورهای مختلف در طی بیش از یک قرن به انجام رسانده اند.

نحوه کار باستان شناسان

باستان شناسان در گذشته ها نقب می زنند و همراه تاریخنگاران از دل آثار باستانی نتایجی را بیرون می کشند. باستان شناسان در کاوش های مقدماتی یا گمانه زنی، صرفا به دنبال اشیایی برای نمایش در موزه هستند. حوالی سال ۱۹۰۰ میلادی باستان شناسان آلمانی شیوه نظام مندی برای کاوش نقاط باستانی موسوم به «تَل» را پدید آوردند. تل، تپه ای شامل لایه های دارای آثار باستانی است؛ مردمان باستان بارها و بارها بناهایی نو را بر روی ویرانه بناهای قدیم تر افراشته اند، و بدین سان کم کم تپه هایی پدید آمده اند. باستان شناسان برای کاوش یک تَل مربع هایی به وسعت پانزده متر مربع را مشخص می کنند که فاصله هر مربع با دیگری یک متر است. آنان درون هر مربع، به کمک دست افزارهایی کوچک، با دقت بسیار حفاری می کنند، و هر شیئی ــ حتی اقلام کوچک و شکسته ــ را که می یابند، برمی دارند و برچسب می زنند. این اشیا را، که ممکن است شامل نوشته ها، و نیز همه نوع کالاهای دست ساز، استخوان انسان و جانوران، یا مواد طبیعی مورد استفاده مردم، باشند، اشیای باستانی می نامند. باستان شناسان بر روی دیواره هایی هم که در جریان حفاری به وجود می آیند، به مطالعه می پردازند؛ این فضاهای دست نخورده بین مربع ها، که بازوی حفاری نامیده می شوند، چگونگی قرار گرفتن لایه های آن منطقه باستانی، و زمان آن ها را نشان می دهند.



باستان شناسان در عراق بر روی تَلی کار می کنند. آنان با زیر و رو کردن لایه های باستانی این تل، خواهند توانست تاریخ سپیده دمان تمدن بین النهرین را بنویسند.

پژوهشگران در کم تر از یک قرن مطالعه جدی، دریافته اند که تا سال ۶۰۰۰ پ.م سومریان جامعه پیچیده ای پدید آورده بودند. آنان، به مرور زمان کشاورزی و نظام آبیاری را ایجاد کردند، با ابداع چرخ، گاری را ساختند، دین را به وجود آوردند و پرستشگاه هایی بزرگ برای کاهنان و پرستندگان بنا کردند، به اختراع خط و دستگاه شمارش دست یازیدند، و شیوه ای را برای حکومت بر مردمان ساکن شهرها و روستاها سامان دادند. دستاوردهای سومریان، حتی وقتی گروه های دیگر بر آنان تاختند و بر ایشان چیره شدند، همچنان باقی ماندند. با این حال تا سال ۳۰۰ پ.م این تمدن به اوج خود رسیده، رو به انحطاط نهاده، و از بین رفته بود؛ و دیگران آن را فتح کرده و اندیشه ها و شیوه های زندگیشان را به کار بسته بودند.

نحوه کار تاریخنگاران

پژوهشگران اینک می توانند دست کم بخشی از سرگذشت تمدن بین النهرین را، که هزاران سال پیش از فرهنگ یونان و روم باستان شکوفا شد، بازگو کنند. پژوهشگران هنگام آوردن توالی رخدادها، شرایط را تعریف، و الگوهایی را معرفی می کنند که بر اساس آن ها به نقل رخدادها می پردازند و مطابق یک طرح، سرگذشت تاریخ را باز می گویند. واژه civilization [ که در فارسی به «تمدن» ترجمه می شود] از واژه لاتین civis به معنای «شهروند» می آید. با آن که تاریخنگاران در به کارگیری این اصطلاح تا اندازه ای با یکدیگر اختلاف نظر دارند، ولی تعریف تمدن شامل ایده مردمان ساکن در شهرها و روستاهاست که روابط اجتماعی پیچیده ای دارند. مردمان متمدن توانسته اند تا اندازه ای بر طبیعت چیره شوند، قانون، حکومت، کسب و کار، دین، هنر، و خط را پدید آورند و این دستاوردها را به نسل های بعد منتقل سازند. سومریان، هشت هزار سال پیش، این دستاوردها را پدید آورده بودند.
از این گذشته تاریخنگاران در مجموعه های رخدادهای تاریخی الگوهای متفاوتی را در نظر می آورند. آنان در عین حال که بسیار کنجکاوند بدانند چرا برخی از تمدن ها از بین رفتند در حالی که برخی دیگر باقی ماندند، در همان حال، هر یک عوامل و اسباب مختلفی را برای این امر مطرح می سازند. کارول کویگلیِ تاریخنگار می گوید که سه وضعیت به یک تمدن امکان پیدایش، رشد و زنده ماندن می دهد: نخست مردم می خواهند شیوه های تازه ای برای انجام کارها به وجود بیاورند؛ دوم، آنان شروع به جمع آوری مازاد دارایی خود می کنند؛ و سوم، این مازاد دارایی را برای سرمایه گذاری در نوآوری های بیش تر به کار می گیرند. یک تمدن، هنگامی رو به زوال می نهد و سرانجام از بین می رود که از پذیرفتن نیاز به نوآوری های دیگر دست بکشد یا در جمع آوری ثروت برای سرمایه گذاری مجدد در تحقیق و توسعه ناکام بماند.
به گفته کویگلی، الگوی آغاز تا پایان کار یک تمدن را می توان در هفت مرحله پی گرفت:
نخست، آمیزش: یک تمدن آغاز نمی شود مگر وقتی که دو یا چند فرهنگ با هم درآمیزند و فرهنگ جدیدی را تشکیل دهند.
دوم، آبستنی: هنگامی که مردم شروع به نوآوری، گردآوری ثروت، و سرمایه گذاری کنند، تمدن دوره رشد ابتدایی را از سر می گذراند.
سوم، شکوفایی: تمدن ها، به منزله معیارهای پیشرفت زندگی، رشد می کنند، جمعیت ها افزایش و مرزها توسعه می یابند و دانش افزون می شود.
چهارم، ستیز: وقتی شکوفایی تمدن رو به زوال می نهد که دچار ستیز و کشمکش می شود. آن گاه تنش های طبقاتی افزونی می یابند، جنگ به وقوع می پیوندد و فضای بدبینانه ای حاکم می شود.
پنجم، امپراتوری جهانی: تمدن، حکومتی چنان قدرتمند را پدید می آورد که آسوده و کامروا می نماید، ولی گروهی اندک شمار ثروت را بر باد می دهند در حالی که اکثریت در تلاش زنده ماندن هستند.
ششم، فروپاشی: تمدن هنگامی فرو می پاشد که ثروتش مصرف شود و اقتصادش به حالت رکود بیفتد. معیارهای زندگی و سواد رو به زوال نهند، و در درون گروه های جامعه کشمکش پدید آید.
هفتم، یورش: تمدن آن قدر رشد می کند که در دفاع از خود ضعیف می شود و چنین وضعیتی این امکان را به بیگانگان می دهد که بر آن بتازند و کارش را پایان دهند.
کویگلی خاطر نشان می سازد که تمدن ها، به نسبت های متفاوتی، این مراحل را از سر می گذرانند. نخستین تمدن، این چرخه هفت مرحله ای را در یک دوره پنج یا شش هزار ساله به انجام رساند.
با مطالعه تاریخ خاورمیانه باستان در می یابیم که چگونه تمدنی از دل صحرا سر برآورد و در دل صحرا هم مدفون شد. و نیز در می یابیم که چگونه باستان شناسان و تاریخنگاران، این تمدن عظیم را بار دیگر از دل ماسه ها بیرون کشیدند و ظهور و سقوط آن را تشریح کردند. و باز درمی یابیم که به راستی این اقوام باستانی، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، به زندگی مردمان سده بیستم کمک کرده اند.

۱. آمیزش: نخستین کشتزارها ۶۰۰۰ تا ۵۰۰۰ پ.م

دقیقا نمی دانیم که چگونه قبایل باستانی با یکدیگر درآمیختند و نخستین تمدن را به وجود آوردند. اطلاعات جسته و گریخته نشان می دهند که میان هشت تا هفت هزار سال پیش از میلاد دو یا سه گروه از مردم در ناحیه ای نزدیک مصب رودهای دجله و فرات استقرار یافتند و جامعه ای آن قدر پیچیده به وجود آوردند که بتوان نام تمدن بر آن نهاد. اتفاقی که افتاد حقیقتا غیرمعمول و بی نظیر بود. در این ده هزار سال اخیر، در سراسر جهان، تنها ۲۴ تمدن به وجود آمده، که فقط هفت تای آن ها هنوز زنده اند.



مردمان پیش از تاریخ در حال شکار گاو. انسان در آغاز بادیه نشین بود و به جایی می رفت که جانوران بیش تری وجود داشت.
***

کشاورزان و شبانان

تاریخنگار مشهور، هریت کرافورد، در کتابش، سومر و سومریان، در باره آمیزش یکجانشینان و بادیه نشینان و مسائل مربوط به کسب اطلاعات موثق در این باره، چنین نظر می دهد:

«هرچند نمی توان تفاوت های ظاهری را در بین النهرین اولیه بازشناخت، ولی بی گمان در این جمعیت، یعنی میان روستاییان یکجانشین و شبانان بادیه نشین، نوعی دوپارگی [ مجموعه ویژگی های متباین] بسیار مهم وجود داشت. مرز میان آن ها همواره هم مرزی روشن و دقیق نبود....
مشاهدات نشان می دهند که در میان شبانان، به ویژه بی چیزترین و داراترین اعضای این گروه همیشه گرایشی طبیعی وجود داشت که آنان را به درون سکونتگاه های دائمی سوق می داد. دلایل این امر تا حد زیادی اقتصادی هستند. بزرگ ترین گله ها از قانون طبیعی کاهش بازدهی و سود رنج می برند و چیزهای دیگر، اغلب ملک، به صرفه ترند، در حالی که بی چیزترین اعضای گروه اغلب ناچار در پی کار به شهر می روند. افزایش منظم شمار نام های خاص سومری، اغلب از آنِ بادیه نشینان، را در بایگانی های شهرهای هزاره سوم [ شهرهایی که میان ۳۰۰۰ تا ۲۰۰۰ پ.م وجود داشتند] می توان یافت، که قدیم ترین نام ها غالبا سومری هستند و این موضوع نشان می دهد که فقط یک چنین حرکتی رخ داده است....
شبانان بادیه نشین را به سبب پراکندگی داشته های مادیشان و نیز ماهیت فناپذیر بسیاری از دست ساخته ها، زیراندازها، انبان های چرمین، و چیزهای دیگرشان، دشوار بتوان از روی آثار باستانی شناسایی کرد. این فقدان شواهد باستان شناختی به این وضعیت منجر شده است که تا روزگاران نسبتا متاخر، نقش آنان در دوران پیش تاریخی ناشناخته بماند. محتمل است که آنان در پراکندن مواد خام و نیز عقاید، نقش مهمی داشته اند.»
***
از سوی دیگر جوامع ساده، خیلی معمولی بودند. مردم از آن رو گروه تشکیل می دادند که می خواستند نیازهای اولیه شان نظیر امنیت، دارایی، قدرت، دوستی و معاشرت، و تفاهم را تامین کنند. جوامع نخستین در دسته هایی کوچک پرسه می زدند و دانه و ساقه گیاهان را گرد می آوردند و جانوران وحشی را شکار می کردند. مسکنشان غار، لباسشان پوست، و ابزارشان از سنگ بود. از کاوش های کل منطقه خاور نزدیک باستان شواهدی به دست آمده که نشان می دهند گروه های بسیاری از مردم، که روزگاری شکارگر و گردآورنده خوراکی های گیاهی بودند، به شکل جوامعی کشاورز و شبان مستقر شدند. به گفته ژرژ رو، باستان شناس فرانسوی، در نقطه ای زمانی

انسان از صورت شکارچی سرگردان، که برای گذران زندگی به بخت و مهارتش متکی است در می آید و کشاورزی می شود پای بندِ قطعه زمینی کوچک که از آن غذایی کافی به دست می آورد. او به کمک خاک رس برای خود خانه می سازد و ابزارهای جدیدی را برای انجام امور تازه اش ابداع می کند و با گوسفند و گاو، یک منبع دائمی و همواره در دسترس برای تامین شیر، گوشت، پشم، و پوست به دست می آورد. در همان حال خواسته های اجتماعی او گسترش می یابند، زیرا مراقبت و دفاع از زمین نیاز به همکاری نزدیک دارد. احتمالاً هر خانواده برای خودش مزرعه ای برپا می کند، به کاشت زمینش می پردازد، گله خودش را در آن می چراند، و ابزارهای خویش را می سازد؛ ولی چند خانواده گرد هم می آیند و یک آبادی کوچک تشکیل می دهند که نطفه یک سازمان اجتماعی می شود.(۱)

هنگامی که دو آبادی یا جامعه کوچک این چنینی در همسایگی یکدیگر باشند، اعضایشان با هم ارتباط می یابند. مردم چیزهای تازه ای از هم می گیرند و برخی از آن ها با افراد گروه دیگر ازدواج می کنند. کارول کویگلیِ تاریخنگار می گوید: «هر تمدن، یا در حقیقت هر جامعه ای، با درهم آمیختن دو یا چند فرهنگ، آغاز می شود... ولی چنین آمیزش فرهنگی ای اهمیت چندانی ندارد مگر این که... فرهنگ تازه ای به وجود بیاورد که حاصل آن آمیزش، ولی متفاوت با هر یک از اجزای تشکیل دهنده اش باشد.»(۲) در سومر، جوامعی درهم آمیختند و از آن ها فرهنگ تازه ای سر برآورد. اما این جوامع کدام ها بودند و چگونه در آن جا پدیدار شدند؟

سامیان و ساکنان کوهستان سرسبز

پژوهشگران با مطالعه شواهد به دست آمده از کاوش ها، تصور می کنند که گروهی از سامیان (عرب) با گروهی از کوه نشینانی درآمیختند که از دامنه های کوهستان زاگرس در شمال آمده بودند. با این همه تاریخنگاران نمی توانند گروهی را که نخستین بار در این ناحیه ساکن شدند، مشخص سازند. گروهی از سامیان جنوبی احتمالاً از جامعه ای شکارگر به جامعه ای کشاورز و دامپرور گذر کردند و برای نخستین بار ساکن شدند. یا شاید کوه نشینان به سوی جنوب حرکت کردند و سامیان شکارگر بعدا به آن جا آمدند. شاید هم طی دوره خشکسالی، و پس از استقرار کشاورزان کوه نشین، بادیه نشینان سامی از صحرا به سوی رودها رفته باشند. در هر صورت، مردمانی با ویژگی هایی کاملاً مختلف گرد هم آمدند. به گفته کویگلی، سامیان، که شکارگر و بادیه نشین بودند، «به جنگجویی و پدرسالاری تمایل داشتند، و در دین، به قدرت ایزدان مذکر آسمان اهمیت می دادند، در حالی که کوه نشینان بیش تر صلحجو و مادرسالار بودند، و ایزدبانوی باروری و جنسیت را داشتند که در زمین بود».(۳)
یک انسان نخستین تنها با استفاده از دست، به جای ابزار، خاک را می کنَد تا درون آن تخم بکارد. کشاورزی نقش مهمی در یکجانشینی انسان بازی کرد.

ابداع کشاورزی

از این دو گروه اولیه، در باره کوه نشینان بیش از سامیان آگاهی داریم. کوه نشینان به سبب دو دستاورد مهم روزگار پیش از تاریخ، شهرت دارند: آنان کشاورزی را ابداع کردند و به رام یا اهلی کردن جانوران پرداختند. چندی پس از سال ۰۰۰,۱۰ پ.م، مردمان ساکن دامنه کوه های توروس و زاگرس در نخستین جوامع کشاورز مستقر شدند. در طول قرن ها کشاورزی پدید آمد، ولی برخی افراد بایستی ایده های بکری می داشته اند. برخی از آنان پس از گردآوری دانه های خودرو، بایستی چنین اندیشیده باشند: «اگر مقداری از این دانه ها را نگاه داریم و دور و بر غارمان بکاریم، می توانیم یک جا بمانیم و لازم نیست برای خوشه چینی گندم و جو این جا و آن جا سرگردان شویم.» و بعد برای آماده کردن و کندن زمین برای کاشت دانه ابزار ــ کج بیل ــ لازم شد. ذخیره کردن هم که احتیاج به انبار و سیلو داشت.
همراه با کشاورزی، اهلی کردن تدریجی برخی از جانوران آغاز شد. پس از شکاری طولانی برای گوشت و پوست، یکی از همراهان بایستی این فکر را کرده باشد: «اگر این بزها و گوسفندهای وحشی را رام کنیم و پرورش دهیم تا زیاد شوند و به صورت گله درآیند و آن ها را اطراف غارمان نگهداری کنیم، آن وقت می توانیم یک جا بمانیم و لازم نیست مدت ها در جست و جوی شکار باشیم.» اهلی کردن جانوران هم، مثل کاشتن غلات، نیاز به ابداعاتی از جمله تجهیزاتی برای تغذیه و چراندن، داشت. در این دهکده های اولیه زنان مسئول کشت و کار بودند و مردان به جانوران می رسیدند.



یک انسان نخستین تنها با استفاده از دست، به جای ابزار، خاک را می کَنَد تا درون آن تخم بکارد. کشاورزی نقش مهمی در یکجا نشینی انسان بازی کرد.

استقرار در یک مکان، روش های پیچیده تر زندگی را ایجاب می کرد. کاوش ها نشان می دهند که این یکجانشینان خانه هایی از خشت خام ساختند و ابزارهای سنگی پیراسته تری ابداع کردند. در مقابلِ خانه به دوشی، زندگی در یک جا امکان بسیاری به مردم می دهد که وقت بیش تری صرف تهیه چاقوهای تیزتر و ابزارهای کوبشی بهتر کنند و اموال بیش تری گرد آورند و مازاد آن را ذخیره کنند. زنان از گِل ظرف های سفالی ــ بزرگ و کوچک، و بلند و پهن ــ ساختند و آن ها را برای پخت و پز به کار بردند. اعضای خانواده های کوچک به خانواده های دیگر پیوستند و طوایفی تشکیل دادند که نیاز به سرکردگان و قوانینی برای کمک به اداره صورت های جدید روابط اجتماعی داشتند. ابداع کشاورزی تغییرات بنیادینی پدید آورد، ولی مبتکران این پدیده هنوز فاقد آگاهی از طبیعت و توفان و فصل ها بودند، و تصوری در باره علت پیدایش این پدیده ها نداشتند.
از این شرایط کشاورزی اولیه، تصورات دینی پدید آمد. هنگامی که این مردم مشاهده کردند که جانوران ماده و زنان زاد و ولد می کنند و زمین محصول می دهد، تصور کردند که بایستی میانشان ارتباطی وجود داشته باشد. از این مشاهدات و تصورات، اعتقاد به یک ایزدبانوی مادر زمین پدید آمد، که با نیروی باروری انسان و حیوان ارتباط داشت. این باور، که تولد موجودی تازه با رشد محصول ارتباط دارد، طی هزاران سال در خاور نزدیک باستان رایج بود. از آن جا که مادر هم، مانند زمین، حیات تازه ای می آفریند، پس زنان نیز موقعیت اجتماعی و اقتصادی والایی کسب کردند.

نظرات کاربران درباره کتاب خاور نزدیک باستان