فیدیبو نماینده قانونی هورمزد و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب از عرش به فرش

کتاب از عرش به فرش
شرکت‌های قدرتمند چگونه سقوط می‌کنند؟ و چرا برخی از شرکت‌ها هرگز تسلیم نمی‌شوند؟

نسخه الکترونیک کتاب از عرش به فرش به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب از عرش به فرش

همه‌ی شرکت‌های مالی آسیب‌پذیر هستند؛ مهم نیست چقدر بزرگ باشید، مهم نیست دستاوردهای شما چقدر فراوان بوده باشد، مهم نیست تا کجا پیش رفته‌اید و مهم نیست چقدر قدرتمند شده‌اید. شما در برابر سقوط آسیب‌پذیر هستید. هیچ قانون طبیعی‌ای وجود ندارد که تضمین کند قدرتمندترین‌ها قطعاً بر قله می‌مانند. هر کسی می‌تواند ورشکسته شود و عاقبت، سرانجامش چنین خواهد بود. اگر یک شرکت قدرتمند در اواخر سال ۱۹۷۰ به این سختی و سرعت سقوط کرد، پس برای هر شرکت دیگری نیز چنین احتمالی وجود دارد. اگر کمپانی‌هایی مثل موتورولا (Motorola) و سیرکوئیت سیتی (Circuit City) ــ بت‌هایی که به‌‌‌عنوان نمونه‌ی برتر شناخته شده بودندــ با وضعیتی بغرنج تحلیل رفتند، پس هیچ کسی ایمن نیست.اگر کمپانی‌هایی ازقبیلِ زینت و ای اند پی، که بدون‌‌‌تردید برترین‌های حوزه‌‌‌ی فعالیت خود بودند، از عرش به فرش رسیدند، پس ما باید نسبت به موفقیت خودمان نگران شویم. *اینکه تعدادی از بزرگ‌‌‌ترین کمپانی‌های تاریخ از یک غول به شرکتی بی‌‌‌نام‌‌‌ونشان تبدیل شدند، چه درسی به ما می‌دهد؟ و دیگر کمپانی‌ها چگونه می‌توانند از چنین سرنوشتی اجتناب کنند؟

ادامه...
  • ناشر هورمزد
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.05 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب از عرش به فرش

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



تکنولوژی



نزدیک ها از هم دور می شوند
و دورها، به هم نزدیک

یادمان باشد از تکنولوژی درست استفاده کنیم.



نشر هورمزد

نشر هورمزد، نشر جوان و پویایی است که با تیمی از جوان ترین های حوزه ی نشر، با ایده های بکر و خلاقانه، پا به عرصه ی کتاب نهاد و در این سال ها، به گواه مخاطبین حرفه ای و همچنین دست اندرکاران حوزه ی نشر، نسبت به هم قطاران خود، گام های متفاوتی برداشته و زیبایی ظاهر کتاب را، در کنار انتخابِ وسواس برانگیز کتب و مراحل ترجمه، ویرایش و سپس چاپ، ملاک کار خود قرار داده ایم.
ما در نشر هورمزد مدعی نیستیم که بهترین هستیم، اما سعی می کنیم با در اختیار گذاشتن بهترین کتاب های حوزه هایی که در آن ها فعالیت می کنیم، به مخاطبانمان کمک کنیم که زندگی و کسب وکار بهتری برای خود بسازند.
می کوشیم بهتر شویم و تلاش می کنیم مسیر خوب به عالی را، با در نظر گرفتن همه ی موانعی که پیش رویمان است، بپیماییم؛ تلاش می کنیم عالی شویم؛ و این بسته به رضایت مخاطبان هورمزد است
بی صبرانه چشم براه پیشنهادات و انتقادات شما هستیم.

تلفن تماس: ۶۶۱۲۵۱۲۶
EMAIL: INFO@HOORMAZD.COM
www.hoormazd.com
Telegram: hoormazdpublication
Instagram: nashr.hoormazd

سرآغاز

حس می کنم شبیه به ماری شده ام که دو هندوانه را با هم بلعیده است. من این پروژه را فقط با نوشتن یک مقاله شروع کردم، مشغولیتی که قلمم را حین کامل کردن تحقیقات برای کتاب قطور بعدی آماده نگه دارم. کتابی در این مورد که چه اتفاقی می افتد وقتی به شکست تن می دهیم و اجازه می دهیم مغلوب شویم و کنترل جهان اطراف از دستانمان خارج می شود.
(این تحقیقات براساس پروژه ی شش ساله ای با همکاری مورتون هنسن انجام شد.) اما سوال اینجاست که از مقاله نوشتن درباره ی شرکت هایی که سقوط می کنند چگونه می توان یک کتاب کوچک درآورد؟
در نظر داشتم این بخش را جدا نگه دارم تا وقتی که آشفتگی های کتابم را سروسامان دهم اما بعد از آن، شرکت ها شروع به ورشکسته شدن کردند؛ شرکت های بزرگی که دومینووار در اطرافمان سقوط می کردند.
هم زمان که این مقاله را می نوشتم، در ۲۵ سپتامبر سال ۲۰۰۸، داشتم از پنجره ی هواپیمای شرکت هوایی یونایتد ایرلاین ایرباس به منظره ی منهتن از آسمان نگاه می کردم. از تحولات به وجودآمده حیرت زده شدم.
بعداز اینکه ارزش سهام شرکت بیر استرنز (Bear Stearns) از پانصد به ۱۵۶ سقوط کرد، توسط جی پی مونگان (J P Mongan) خریداری و در ادامه با نومیدی در یک آخر هفته به صورت کامل معامله شد.
شرکت لمن برادرز (Lehman Brothers) بعد از ۱۵۸ سال رشد و موفقیت، ورشکست شد. فانی می (Fannie Mae) و فردی مک (Freddi Mac) فلج شدند و تحت الحمایه ی دولت قرار گرفتند.
مریل لینچ (Merrill Lynch)، سنبل سرسختی آمریکایی، به جانشینی اجباری اش رضایت داد. واشنگتن موچوال (Washington Mutual) در آستانه ی تبدیل به بزرگ ترین بانک تجاری، متزلزل شد و بزرگ ترین ورشکستگی تاریخ را رقم زد.
دولت آمریکا اقدام به تحویل گرفتن گران ترین شرکت های خصوصی با بیش از هفت دهه سابقه کرد تا اینکه از بروز ناامیدی های بزرگ تر جلوگیری کند.
تصریح می کنم که این بخش درباره ی هراس مالی سال ۲۰۰۸ در وال استریت نیست و نیز در آن درباره ی بازسازی مکانیسم فرسوده ی تجارت مرکزی هیچ صحبتی نخواهید دید.
ریشه ی این کار به بیش از سه سال قبل باز می گردد؛ وقتی که درباره ی بعضی از شرکت های بزرگ تاریخ کنجکاو شدم.
قبلاً، برخی حوادث بزرگ و ناگهانی که ما برای کتاب های (خوب تا عالی) و (ساختن برای ماندن)در حال تحقیق درباره شان بودیم، اتفاق افتاده بودند.
روش این گونه است که چشم اندازهایی برای تحقیقات جهت دار در مورد چگونگی سقوط هایی که می تواند اتفاق بیفتد، ارائه می شود؛ حتی برای شرکت هایی که در ظاهر شکست ناپذیرند. پس روسای شرکت های بزرگ فرصت بیشتری برای پرهیز از این سرنوشت دردناک دارند.
همچنین می توان گفت این کار به خاطر ناراحتی از تغییر شرکت هایی نیست که زمانی بزرگ بوده اند و اتفاقاتی برایشان افتاده؛ بلکه درصدد است نشان دهد چه چیزهایی می توان آموخت و چه تمهیداتی برای رسیدن به موفقیت باید قائل شد.
با شناخت پنج مرحله ی سقوطی که نام بردیم، رهبران می توانند به طوراساسی احتمال سقوط در مسیر پیشرفت ــ و نیز گمراه شدن از مسیر عملی به راه های غیرعملی ــ را کاهش دهند، از سقوط اجتناب نمایند و عامل آن را به سرعت تشخیص دهند. تا وقتی در تمام این پنج مرحله تعمق می کنید، نجات از سقوط امکان پذیرخواهد بود.

ورشکستگی اتفاق می افتد اما اغلب اوقات شرکت ها دوباره سرپا خواهند شد.
جیم کا لینز
بولدر کلرادو
***
اینکه تعدادی از بزرگ ترین کمپانی های تاریخ از یک غول به شرکتی بی نام ونشان تبدیل شدند، چه درسی به ما می دهد؟ و دیگر کمپانی ها چگونه می توانند از چنین سرنوشتی اجتناب کنند؟
همه ی شرکت های مالی آسیب پذیر هستند؛ مهم نیست چقدر بزرگ باشید، مهم نیست دستاوردهای شما چقدر فراوان بوده باشد، مهم نیست تا کجا پیش رفته اید و مهم نیست چقدر قدرتمند شده اید.
شما در برابر سقوط آسیب پذیر هستید. هیچ قانون طبیعی ای وجود ندارد که تضمین کند قدرتمندترین ها قطعاً بر قله می مانند. هر کسی می تواند ورشکسته شود و عاقبت، سرانجامش چنین خواهد بود.
***

نابودی خزنده

در پاییز سال ۲۰۰۴، تلفنی از فرانسیس هسلبین، سرپرست بنیاد پژوهشکده ی مدیران، داشتم. او گفت: «هیئت مدیره و پژوهشکده ی مدیران مایلند که شما به شهر وست پوینت تشریف آورده، ریاست کنگره را با حضور تعدادی از دانشجویان معزز به عهده بگیرید.» درحالی که آرزو داشتم آن دانشجویان گروهی تازه کار باشند، پرسیدم: «دانشجویان؟» فرانسیس توضیح داد: «دوازده ژنرال ارتش آمریکا، دوازده مدیرعامل و دوازده مدیر بخش های اجتماعی. آن ها در گروه های شش تایی قرار می گیرند ــ ارتش، تجارت، اجتماع ــ و به شدت مایلند در مورد موضوع مورد بحث با شما صحبتی داشته باشند.» پرسیدم: «موضوع مورد بحث چیست؟»؛ مکثی کرد و گفت: «اوه، موضوع خوبی است. احساس می کنم قطعاً از آن خوشتان خواهد آمد: آمریکا.»
ــ آمریکا؟ تعجب می کنم. چه چیزی را احتمالاً می توانم به این گروه درباره ی آمریکا بیاموزم؟ تاآنجاکه به یاد دارم یکی از استادانم، بیل لیزیر، درباره ی آموزش موثر به من گفت: «تلاش نکن با پاسخ های صحیح خودت را بالا بکشی. تمرکزت بر رشد با کمک پرسش های خوب باشد.»
می اندیشیدم و گیج شده بودم ولی سرانجام تسلیم شدم. آیا آمریکا عظمتش را احیا می کند؟ یا به شکلی خطرناک بر تیغه ی تنزل از خوب و عالی قرار دارد؟
در حین اینکه در نظر داشتم پاسخی فصیح و واضح برای این سوال بیابم (من باور داشتم آمریکا به این توانایی رسیده که پیوسته خودش را احیا کند و با مسئولیتش در طول تاریخ مواجه شود)، دریافتم که گردهمایی در وست پوینت بر پایه ی مذاکراتی دقیق شکل گرفته است. نیمی از بحث کننده ها بر این عقیده بودند که آمریکا بر مدار قدرت همیشگی اش ایستاده است، درحالی که بقیه معتقد بودند درست برعکس، بر تیغه ی تزلزل و سقوط نوسان می کند. تاریخ مکرراً نشان داده که شرکت های بزرگ سقوط می کنند.
- امپراتوری کهن مصر، تمدن باشکوه کرت، امپراتوری چین، تمدن مایا -همه ی این ها سقوط کردند، روم و حتی انگلستان نیز سقوط کرد: انگلستان که یک قرن قبل به عنوان قدرت بزرگ جهان شناخته شده بود و دیدیم که قدرتش چگونه تحلیل رفت.
آیا سرنوشت آمریکا نیز همین خواهد بود؟ یا اینکه آمریکا مثل همیشه یک لینکلن دیگر را پیدا می کند تا آخرین امید کره ی زمین باقی بماند؟
در تنفسی که ایجاد شد، رئیس هیئت مدیره ی یکی از شرکت های آمریکایی موفق، مرا به گوشه ای کشاند و گفت: «من بحث را بسیار جذاب یافتم، اما هر صبح درباره ی سوالتان و شرایط شرکتم فکر می کنم.» او مکثی کرد و سپس ادامه داد: «ما موفقیتی شگرف در سال های اخیر به دست آورده ایم و من درباره ی آن نگرانم. الآن تنها چیزی که می خواهم بدانم این است که چطور فهمیدید؟»
پرسیدم: «منظورتان را متوجه نشدم؟»
جواب داد: «وقتی شما در نوک قله ی جهان ایستاده اید، قدرتمندترین ملت روی زمین، موفق ترین شرکت ها در صنعت، بهترین بازیگران، کمپانی های بسیار بزرگ، بسیار قدرتمند و موفق، این واقعیت را که قبلاً در مسیر سقوط افتاده اید،پوشش می دهد. پس چطور فهمیدید؟»
سوال ــ چطور فهمیدیدــ مرا به مغاک خاطره ای پرت کرد و به بخشی از الهامات برای نوشتن این کتاب تبدیل گشت.
در تحقیقات آزمایشگاهی مان در بولدر کلرادو، پیش تر، از امکان اجرای پروژه ای درباره ی سقوط بحث کرده بودیم. انگیزه ی نوشتن کتاب بر مبنای این حقیقت بود که بعضی از شرکت های بزرگی که در کتاب های «از خوب تا عالی» و «ساختن برای ماندن» نام برده شده بودند، مکرراً موقعیت خوبشان را از دست داده اند.
از یک سو، چنین موضوعی جای نگرانی ندارد اما جزو سقوط های یک کمپانی محسوب نمی شود؛ آن چه از مطالعه ی کمپانی ها می توانیم به دست آوریم، افول در بهترین شرایط است. اما از سوی دیگر، من خود را سخت درگیر این سوال دیدم که «به راستی چگونه شرکت های بزرگ ورشکست می شوند؟»
اینکه تعدادی از بزرگ ترین کمپانی های تاریخ از یک غول به شرکتی بی نام ونشان تبدیل شدند، چه درسی به ما می دهد؟ و دیگر کمپانی ها چگونه می توانند از چنین سرنوشتی اجتناب کنند؟
از وست پوینت بازگشتم، درحالی که ملهم از این کنجکاوی بیهوده ی ناشی از تحقیقات وسیع شده بودم. شاید بتوان سقوط یک شرکت و بازگشت زودهنگام از این مسیر را پیش بینی کرد یا حتی بهتر از آن، بتوان نوعی راهکار پیشگیری کننده به دست آورد؟
شروع به تفکر درباره ی این راهکار کردم؛ به این صورت که ورشکستگی را تحلیل کردم؛ چیزی شبیه به آزمایش و تحقیق درباره ی بیماری سرطان؛ سرطان می تواند درون بدن رشد کند، درحالی که شما ظاهراً هنوز قوی و سالم به نظر می رسید. اما این تحلیل کاملی نیست، همان طورکه بعدتر می بینید، سقوط سازمان یافته برخلاف سرطان به شکلی وسیع خودویرانگر است.
ولی، هنوز استفاده از مثال بیماری می تواند به نوعی مفید باشد. اجازه دهید داستانی را که برای شخص خودم اتفاق افتاد بازگو کنم تا موضوع روشن تر شود.
در روزی ابری از آگوست سال ۲۰۰۲، همسرم ــ ژوان ــ و من برنامه ای ترتیب دادیم تا سربالایی طولانی را تا گذرگاه الکترونیک بدویم: مکانی خارج از کلرادو که در ارتفاع ۹۸۰۰ پایی قرار داشت و در پایان به ارتفاع ۱۳۰۰۰ پایی می رسید.
حدوداً در ارتفاع ۱۱۰۰۰ پایی، من تسلیم هوای رقیق شدم و قدم هایم را آهسته کردم، درحالی که ژوان همچنان از طی کردن سربالایی لذت می برد.
وقتی از خط رویش درختان خارج شدیم، همان جا که به علت رقیق بودن هوا فقط بوته های نازک و کوچک و گل های کمیاب کوهستانی می روئیدند، من لباس صورتی کم رنگش را مثل لکه ای از دور می دیدم که جست وخیزکنان تا منتهاالیه لبه های مسیر می دوید.



***
چرا ورشکستگی کمپانی های بزرگ تحقیقات قبلی را بی اعتبار نمی کند؟
اصلی که ما در تحقیقات اولیه کشف کردیم، به قدرت ها یا تلاش های اخیر شرکت های ویژه ای که درباره شان تحقیق می کردیم، ربطی ندارد. این طور فکر کنید: «اگر افراد سالم را با کسانی که بیمار هستند مقایسه کنیم، نتیجه می گیریم که اصول ارتقای سلامتی، انجام دادن کارهایی از قبیل: خواب درست، رژیم غذایی متعادل و تمرینات ورزشی سبک هستند. حال اگر این اصول به تدریج از میان روند و مثلاً خواب و خوراک نادرست و ورزش نکردن رایج شوند، آیا سلامتی ما از بین نمی رود؟»
واضح است که خواب، رژیم غذایی و تمرین های ورزشی هنوز هم از اصول اولیه ی سلامتی هستند.
یا به تحلیلی دیگر توجه کنید: فرض کنیم درباره ی تیم مقتدر بسکتبال NCAA بین سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ مطالعه می کنیم که ده جام قهرمانی را طی دوازده سال تحت رهبری جان وودن به دست آورد.
همچنین، فرض کنید که خرس های وودن یو اس ال ای را با تیمی در مدرسه ای مشابه طی دوره ای مشابه مقایسه می کنیم که نتوانستند به قدرتی چشمگیر تبدیل شوند.
این تحلیل ها را درباره ی دسته ای از تیم های ورزشی انجام دادیم تا چارچوبی را مشخص کنیم که با ساختار یک قدرت مرتبط باشد.
اگر تیم بسکتبال یو اس ال ای بعدها از اصولی که سرلوحه ی افکار وودن بود، منحرف شده و فقط نظاره گر نتایج قهرمانی گذشته بودند تا مثل وقتی که تحت آموزش وودن بودند آن ها را تکرار کنند، آیا این حقیقت، اصول تشخیص داده شده در چارچوب اولیه را که با مطالعه بر خرس های تحت تعلیم وودن به دست آمده بود، زیر سوال می برد؟
بدین سان، از اصول موجود در کتاب «از خوب تا عالی» می توان این طور نتیجه گرفت که با مطالعه ی دوره های خاص در تاریخ کمپانی های خوب و کمپانی های عالی، تغییرات واقعی هم زمان با اجرای خوب آن ها حداقل پانزده سال طول می کشد.
تحقیقات نمی توانند پیش بینی کنند که کدام کمپانی می تواند بعد از پانزده سال همچنان قدرتمند بمانند و درواقع، همان طورکه کار ما نشان داد حتی نیرومندترین کمپانی ها نیز ممکن است دچار فرایند خود ویرانگری شوند.

نظرات کاربران درباره کتاب از عرش به فرش

به نظرم ویراستاری و ترجمه افتضاحه. یک متن عیناً در چندین صفحه تکرار شده. من کتاب های کالینز رو به شدت دوست دارم ولی این یکی رو نمیتونم درکش کنم.
در 2 ماه پیش توسط عبدالحسین خانه گیر
به نظرم هرکی کسب و کاری داره این کتابو بخونه. هم کیفیت ترجمه عالیه و هم چاپش.
در 3 ماه پیش توسط abe...inh
ترجمه ضعیف و در بسیاری موارد نامفهوم بود
در 2 ماه پیش توسط jav...l27
عایا این کتاب فرقی با از خوب به عالی داره؟
در 2 سال پیش توسط نگار منصوری
بله فرق داره به اسم های لاتین نگاه کنید.
در 2 سال پیش توسط kas...g
واقعا ارزش وقت گذاشتن داشت
در 1 ماه پیش توسط eb....agh
کتاب خوبی هست ولی ترجمه افتضاحه
در 3 ماه پیش توسط محسن محسنی