فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب انقلاب باشکوه

کتاب انقلاب باشکوه
مجموعه تاریخ ۴۰

نسخه الکترونیک کتاب انقلاب باشکوه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب انقلاب باشکوه

انقلاب باشکوه طی ماه‌های آخر ۱۶۸۸ و اوایل ۱۶۸۹ در انگلستان صورت پذیرفت. این انقلاب را از آن جهت باشکوه می‌نامند که بدون هیچ نبردی پیروز شد و شکل دموکراتیک‌تر حکومت جای شاه مستبد و بی‌رحمی را که سرنگون شده بود گرفت. شاه جیمز دوم، که مایل نبود با پارلمان کار کند و قوانین انگلستان را زیر پا گذاشته بود، از کشور گریخت، و این هنگامی بود که پرنس ویلیام (از اورانژ) دامادِ جیمز، با موفقیت به انگلستان حمله کرده بود. پارلمان از پرنس ویلیام خواسته بود حمله و به بازگشت قدرتِ برحق قانونگذاری کمک کند. هنگامی که پرنس ویلیام به ساحل انگلستان رسید، رهبران پارلمان و ارتش انگلستان طرف ویلیام را گرفتند. کمی پس از آن، پارلمان تاج و تخت را به ویلیام و همسرش مری، دختر جیمز دوم، پیشنهاد کرد، به این شرط که آن‌ها با پارلمان کار کنند. این انقلاب تغییراتی دائمی در حکومت و جامعه انگلستان به بار آورد و تأثیرش از سواحل انگلستان بسیار فراتر رفت.

ادامه...

بخشی از کتاب انقلاب باشکوه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



رویدادهای مهم در تاریخ انقلاب باشکوه

۱۵۱۷
اصلاحگری: مارتین لوتر از کلیسای کاتولیک می گسلد

۱۵۳۲
هنری هشتم از کلیسای کاتولیک می گسلد

۱۵۶۶
الیزابت اول با انتشار «۳۹ ماده» به کلیسای انگلیکان رسمیت می بخشد

۱۶۰۳
درگذشت الیزابت اول؛ جیمز اول شاه می شود

۱۶۰۴
کنفرانسِ همتن کورت: جیمز دستور ترجمه جدید کتاب مقدس را صادر می کند

۱۶۲۵
درگذشت جیمز اول؛ چارلز اول شاه می شود

۱۶۴۰
پیوریتن ها (پیرایشگران) بر پارلمان مسلط می شوند

۱۶۴۲
چارلز اول سربازان را به مجلس عوام می برد؛ جنگ داخلی بین کولیرها و راوندهِدها آغاز می شود

۱۶۴۶
راوندهِدها در جنگ داخلی پیروز می شوند

۱۶۴۸
ارتش پارلمان را تصفیه و پارلمان دنباله را ایجاد می کند

۱۶۴۹
محاکمه و اعدام چارلز اول؛ انگلستان تحت حاکمیت آلیور کرامول حکومت مشترک المنافع را اعلام می کند

۱۶۵۷-۱۶۵۶
پیرایشگران قوانین اخلاقی سختگیرانه ای وضع می کنند

۱۶۵۸
درگذشت آلیور کرامول؛ ارتش زمام امور را به دست می گیرد

۱۶۶۰
پرنس چارلز با عنوان شاه چارلز دوم بازمی گردد

۱۶۶۵-۱۶۶۲
مجموعه قوانین کلرِندُن کاتولیک ها و مخالفان را مجازات می کند

۱۶۶۵
طاعون خیارکی شصت و هشت هزار نفر را در لندن می کشد

۱۶۶۶
آتش سوزی مرکز لندن را نابود می کند

۱۶۷۰
چارلز دوم معاهده دوور را با لوئی چهاردهم امضا می کند

۱۶۷۳
پارلمان «قانون آزمون» را تصویب می کند که کاتولیک ها را از ورود به مشاغل دولتی یا نظامی باز می دارد

۱۶۷۸
بدگمانی در مورد توطئه کاتولیک ها بر ضد چارلز دوم

۱۶۸۵
درگذشت چارلز دوم؛ برادرش شاه جیمز دوم می شود؛ دو شورش بر ضد جیمز دوم شکست می خورد

۱۶۸۷
جیمز دوم برای مجازات دشمنان از دادگاه کمیسیون عالی استفاده می کند؛ جیمز «اعلامیه اغماض» خود را منتشر می کند

۱۶۸۸
ژوئن: هفت اسقف انگلیکان به خاطر بیانیه تحریک آمیز محاکمه و تبرئه می شوند
ژوئیه: رهبران پروتستان از پرنس ویلیام امیر اورانژ دعوت می کنند که به انگلستان حمله کند
۵ نوامبر: ویلیام به انگلستان حمله می کند و در توربی در کورنوال از کشتی پیاده می شود
۱۵ نوامبر: اِرلِ (امیر) دانبی یورکشایر را می گیرد
۱۶ نوامبر: سربازان جیمز از خدمت می گریزند
۱۹ نوامبر: جیمز از پا می افتد
۱۲ دسامبر: جیمز می کوشد به فرانسه بگریزد و انگلستان را بدون حکومت رها می کند، اما دستگیر می شود؛ در لندن آشوب برپا می شود
۱۸ دسامبر: ویلیام وارد لندن می شود
۲۱ دسامبر: جیمز شبانه غیبش می زند و به فرانسه می رود

۱۶۸۹
پارلمان قراردادی در ۲۲ ژانویه تشکیل جلسه می دهد؛ در فوریه ویلیام و مِری اعلامیه حقوق را می پذیرند و به عنوان شاه و ملکه تاجگذاری می کنند؛ اسکاتلند در ماه مه ویلیام و مری را به عنوان شاه و ملکه می پذیرد؛ جان لاک دو رساله درباره حکومت را منتشر می کند

۱۷۰۲ ـ ۱۶۸۹
«مقررات انقلاب» رابطه خانواده سلطنتی و پارلمان را باز تعریف می کند

۱۶۹۴
درگذشت مری دوم

۱۷۰۲
درگذشت ویلیام سوم

۱۷۷۶
انقلاب آمریکا

۱۷۸۹
انقلاب فرانسه

پیشگفتار

کشمکش بر سر قدرت و آزادی مذهبی

انقلاب باشکوه طی ماه های آخر ۱۶۸۸ و اوایل ۱۶۸۹ در انگلستان صورت پذیرفت. این انقلاب را از آن جهت باشکوه می نامند که بدون هیچ نبردی پیروز شد و شکل دموکراتیک تر حکومت جای شاه مستبد و بی رحمی را که سرنگون شده بود گرفت. شاه جیمز دوم، که مایل نبود با پارلمان کار کند و قوانین انگلستان را زیر پا گذاشته بود، از کشور گریخت، و این هنگامی بود که پرنس ویلیام (از اورانژ) دامادِ جیمز، با موفقیت به انگلستان حمله کرده بود. پارلمان از پرنس ویلیام خواسته بود حمله و به بازگشت قدرتِ برحق قانونگذاری کمک کند. هنگامی که پرنس ویلیام به ساحل انگلستان رسید، رهبران پارلمان و ارتش انگلستان طرف ویلیام را گرفتند. کمی پس از آن، پارلمان تاج و تخت را به ویلیام و همسرش مری، دختر جیمز دوم، پیشنهاد کرد، به این شرط که آن ها با پارلمان کار کنند. این انقلاب تغییراتی دائمی در حکومت و جامعه انگلستان به بار آورد و تاثیرش از سواحل انگلستان بسیار فراتر رفت.



انقلاب باشکوه به حکومت استبدادی شاه جیمز دوم پایان داد و شکل دموکراتیک تر حکومت را برای انگلستان به ارمغان آورد.

انقلاب باشکوه، گرچه کوتاه و بدون شور و هیجان بود، نقطه اوج رخدادهایی بود که نخستین دموکراسی مدرن را پی ریزی کرد. پارلمان انگلستان و پادشاهان به مدت یک قرن بر سر موضوع هایی چون قدرت و مذهب به شدت درگیر بودند تا این که رهبران، خسته از درگیری و خونریزی، از درگیری دست کشیدند و حکومت تازه ای برپا داشتند که در جهت سازش و وحدت کار کند. انقلاب باشکوه به عنوان نماد سرآغازی نو که از پی زوال سنت های کهنه سر برآورد دارای اهمیت است. دوره فرمانروایی شاهان خاندان استوارت نمایانگر درگیری های داغی است که فرمانروایی هر کدام را یکی پس از دیگری با ناکامی روبرو ساخت. بیرون کشیدن دموکراسی از درون حکومت پادشاهی نه آسان بود و نه بدونِ درد. پَر و بال دادن به رواداری (تساهل) مذهبی از میان ترس و نفرت نیز به همان اندازه دشوار و دردناک بود. برای رهبرانی که عهده دار این تغییرات بودند هیچ دموکراسی مدرنی به عنوان الگو و راهنما وجود نداشت؛ آن ها پیشگام بودند.

پادشاهی خاندان تئودور

حکومت انگلستان در آغاز قرن هفدهم پادشاهی مشروطه بود. بر کشور پادشاه خودکامه ای فرمانروایی می کرد که مادامی که از قانون اساسی، مجموعه قوانین کشور، پیروی می کرد قدرتش مشروط و محدود نبود. گمان می رفت قدرت پادشاه خودکامه از حق الهی ناشی می شود که در ابتدا به پادشاهان باستانی کتاب مقدس قدرت بخشیده بود و حق فرمانروایی طی صدها نسل منتقل شده بود. از سال ۱۴۸۵ پادشاهان انگلستان از اعضای خاندان تئودور بودند. تئودورها عمدتا قدرتشان را خردمندانه به کار برده بودند. الیزابت اول، آخرین فرمانروای تئودور، که از سال ۱۵۵۸ تا ۱۶۰۳ حکومت کرد، به خاطر مهارت سیاسی و سخاوتمندی اش از احترام بین المللی و محبت اتباعش برخوردار بود. پس از درگذشت او، دودمان تازه ای، سلسله استوارت، بر انگلستان حکومت کردند. فرمانروایی این چهار پادشاه استوارت به انقلاب باشکوه انجامید.
استوارت ها، برخلاف پادشاهان پیشین، با پارلمان، مجمع قانونگذاری ای که کارکردی تقریبا شبیه کنگره آمریکا داشت، از دَرِ مناقشه برآمدند. پارلمان دارای دو مجلس است: مجلس عوام، شبیه مجلس نمایندگان آمریکا، که اعضایش نماینده حوزه های انتخاباتی در سرتاسر کشورند. و مجلس اعیان (یا لُردها)، که گرچه شبیه سنای آمریکاست، به اعضای طبقه بالا محدود می شود. پارلمان امروزه قانونگذاری می کند و امور مالی بریتانیای کبیر را هدایت می کند، درست همان نقشی که کنگره در آمریکا برعهده دارد. اما در دوره الیزابت در آغاز قرن هفدهم، پارلمان تنها زمانی تشکیل جلسه می داد که الیزابت آن را فرا می خواند تا بودجه بیش تری را برای تامین مالی امور شخصی او و پرداخت های مربوط به نیازهای کشور در اختیارش بگذارد. پارلمان به ندرت در امور کشور دخالت می کرد چون اطمینان داشت که پادشاه با موفقیت به اجرای این امور می پردازد. اما، در دوره استوارت ها، پارلمان و پادشاهان بر سر قدرت و پول با یکدیگر وارد کشمکش شدند.



از آن جا که الیزابت اول ملکه ای محبوب و بسیار مورد وثوق بود، پارلمان به او اجازه می داد پول کشور را هر طور می خواهد هزینه کند، هر چند آن ها می دانستند او دارد بدهی هنگفتی به بار می آورد و وضعیت بد اقتصادی انگلستان را باز هم بدتر می کند.

بنابراین، فرمانروایی شاهان استوارت نظام حکومتی سنتی انگلستان را به نحوی مورد آزمایش قرار داد که مدت ها بود با چنین آزمونی مواجه نشده بود. در سال ۱۲۱۵ ماگناکارتا، قانون اساسی اولیه انگلستان، مقرر داشته بود که قانون فراتر از حکومت شاهان است. پادشاهی را که قوانین کشور را زیر پا می گذاشت می شد به زور به پیروی از قانون واداشت. از آن جا که الیزابت اول ملکه ای خیرخواه و نسبت به مردمش متعهد و دلسوز بود، در دوره فرمانروایی اش مشکلی پیش نیامد. اما زمانی که شاهان استوارت به گونه ای عمل کردند که انگار حق الهی آن ها اجازه می دهد که فراتر از قانون عمل کنند، پارلمان برای مجبور کردن آن ها به پیروی از قوانین نقش فعال تری برعهده گرفت. جیمز دوم، چهارمین شاه استوارت، آشکارا از محدوده اختیارات خود فراتر رفت و قوانین کشور را زیر پا گذاشت؛ پارلمان احساس کرد ناگزیر است بر اساس ماگناکارتا این وضعیت را اصلاح کند. از پی آن بود که انقلاب باشکوه صورت پذیرفت.

نظرات کاربران درباره کتاب انقلاب باشکوه