فیدیبو نماینده قانونی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کلمه‌ی دهم

کتاب کلمه‌ی دهم
سفارش ماندگار

نسخه الکترونیک کتاب کلمه‌ی دهم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب کلمه‌ی دهم

متن نامۀ صوتی امام موسی صدر خطاب به دکتر صادق طباطبایی که شب عزیمت او به آلمان برای تحصیل، روی نوار ضبط و همراه او شده است. در ابتدای نوار سخنی کوتاه خطاب به دکتر مسعود طباطبابی، عموی دکتر صادق طباطبایی است، که در آن زمان مقیم کشور آلمان بود.

ادامه...

بخشی از کتاب کلمه‌ی دهم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

دوست عزیزم دکتر مسعود طباطبایی

مدتی است که گفت و شنود با تو روی نداد، ای بی نصیب گوشم و ای بی نوا دلم! به راستی بیست سال از اولین ملاقاتمان می گذرد. در این مدت همه چیز با چرخ زمان و حوادث تغییر یافته است، جز «حقه مهر بدان نام و نشان است که بود.» به هر حال آرزومندم با هم بنشینیم و حوادث و تازه های وجود را از جلو دیده روح بگذرانیم، و امکانات جدید دوستی را برای یکدیگر بسنجیم. ببینیم در این جهان پراکنده و غریب ساز چقدر می توانیم یار هم باشیم. و چه اندازه می شود بار از دوش یکدیگر برداریم. تا چه حد در هدف مشترک که راه های مختلف برایش انتخاب کرده ایم می توانیم همکاری کنیم.
در این مدت هیچ از تو خبر ندارم. و چه بسا هر دو مقصر باشیم. ولی به هر حال اکنون قاصدی که جزئی از وجود من و تو است، حامل پیام های صمیمانه من و ناقل شوق زایدالوصف من خواهد بود. و همو توفیق این مکالمه را برایم فراهم کرد.
راستی به یاد داری در اولین زیارت ما، صادق هنوز وجود نداشت، او اکنون مردی است و برای تحصیل به آلمان می آید. توفیق او را که مسلماً جلوه ای از موفقیت من و تو است، از خداوند می خواهم. یقین دارم تجربیات تو که به صورت اوامر و نصایح خلاصه می شود، تا حدود زیادی راه موفقیت را برای او کوتاه و مشکلات را برای او آسان خواهد کرد. اصرار زیاد من برای اقامت او در بیروت به نتیجه نرسید. شوق آلمان و تحصیلات عالیه آن، او را می کشاند. در هر حال تمنیات و آرزوهای مرا برای توفیق خودت و او بپذیر، و سلام مرا به خانم محترم برسان و از وضع زندگی و تحولات آن و توفیقات مکتسبه خود تا آنجا که ممکن است، مطلعم کن. و اگر روزی گذرت به بیروت افتاد، از دورافتادگان یادی کن.
درباره صادق تصور می کنم سفارش او از من به تو صورت صحیحی نداشته باشد. جز آنکه عهد من به زندگی شرقی تازه تر است. بیش از دو سال نیست که ایران را ترک کرده ام و به خوبی می دانم نقطه های خالی مانده وجود او، در آلمان در اولین روز ها او را به جان خواهد آورد، و وظیفه عمو را ـ آن هم عموی مهربان ـ سنگین تر می نماید. ولی امیدوارم این تکلیف موقت ولی بسیار مفید که بسا در سرنوشت او موثر باشد، برای آن عزیز سنگینی نکند. تو را به خدا می سپارم و توفیقات روز افزون تو را از درگاه قادر متعال خواستارم.

دوست تو، موسی صدر

بسم الله الرحمن الرحیم

صادق عزیز!

شب سه شنبه ای است که تصور می رود، فردای آن ما را ترک کرده، به سوی آلمان، یعنی کشوری که تا حد زیادی فعالیت در آن در سرنوشت تو موثر است، می شتابی. حالت فعلی ما را که مشاهده می کنی! شبی است و نیمه شب، همه در خواب برفتند و شب از نیمه گذشت، میزی و چراغی و اجتماعی و سیگار همایی! تصور می کنی این منظره و این صدا و این حالت، با گذشت امشب محو می شود؟ ابداً! خود این ضبط صوت، بهترین سند و گویا ترین شاهد برای ابدی بودن موجودات در این جهان است. صدای مرا این ضبط صوت در خود ثبت می کند و به همراه تو، و در شب های تو، و در روزهای تو، به گوش تو فرو می خواند. جهان ما ضبط صوت بزرگی است که صدای ما را، هر کلمه ای را که از ما صادر می شود، ثبت می کند. هر حالتی را که از ما به وقوع بپیوندد، ضبط می کند، و هر عملی را که از ما صادر شود، در خود نگه می دارد. در قرآن به این آیه بر می خوریم: وَمَا تَکونُ فِی شَاْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلونَ مِنْ عَمَلٍ اِلاَّ کنَّا عَلَیکمْ شُهودًا(۱). همه افعال و اقوال و حالات، در کتاب الهی، یعنی این ضبط صوت بزرگی که همه چیز را در خود ضبط می کند، مسجل و یادداشت می شود. همه چیز محفوظ می ماند تا روز حساب.
مقصود من از حساب، نه تنها حساب قیامت است و جزای الهی؛ مقصود حساب زندگی نیز هست. تصور کنیم دو نفر راهی را می پیمایند. اولی قدمی برمی دارد و قدمی می گذارد؛ گاهی می خوابد و گاهی بازمی گردد و گاهی چرت می زند و گاهی آرام می رود. دیگری ساعات خود را هدر نمی دهد و به سوی هدف خود می شتابد. بدیهی است که دومی زود تر به مقصد می رسد و اولی یا به مقصد نمی رسد و یا دیر تر. آیا می توان شک کرد ساعاتی که بر این دو گذشته و حالاتی که این دو در این ساعات داشته اند، در سرنوشت آن ها بی تاثیر است؟ چگونه می توان فرض کرد گامی که یکی از این دو تن در آن لحظه برداشته اند، در حساب آخر و در روز برداشت محصول بی اثر بوده است؟
به طور کلی، آنچه از ما صادر می شود، آنچه می گوییم و آنچه می شنویم، مجسم و متبلور شده، به صورت جزای اعمال در این جهان و در آن جهان به دست ما داده می شود. آن روز است که به تعبیر قرآن می گوییم: مَالِ هَذَا الْکتَابِ لَا یغَادِرُ صَغِیرَهً وَلَا کبِیرَهً اِلَّا اَحْصاهَا(۲). امتحانات، خود نمونه زنده ای از حساب الهی است. و همچنین شاهد صدقی بر نتیجه اعمال ما در سعادت زندگی ماست.
تصور می کنم دقت در این بحث اگر با اقتناع توام باشد، اگر طغیان و عنفوان جوانی بر این تفکر پرده ای نیندازد، با کمال وضوح می بینیم، سفری که با این رنج برای تو فراهم شده است، ایامی که با نهایت تلخی بر خویشان تو می گذرد، بسیار گران بها تر است از آنکه به هدر رود و یا در ترسیم آینده تو بی تاثیر باشد. فکر می کنم که اگر ممکن بود کسی تمام عمر را در تلاش و فعالیت و قدم برداشتن در راه حق و خیر و صلاح صرف کند، حتماً جز این شیوه عقل و آیین منطق نبود. ولی چه باید کرد که انسان خسته می شود. انسان نشاط هم لازم دارد. ولی به قدری که نمکی در طعام باشد، نه آن قدر که غذا را شور کند! و نه آن قدر که هدف از زندگی انس و تفریح باشد، و درس چون آبی و چون صورتی و ماسکی بر زندگی انسان قرار گیرد.
درباره رعایت مسائل دینی، تصور می کنم همین مقدمه ای که گفتم کافی باشد که مطالعه و رعایت صلاح ابدی همان قدر مهم است که رعایت صلاح و سعادت آینده زندگی. و چه بسا سعادت ابدی بسیار پراهمیت تر از سعادت پنجاه سال یا چهل سال زندگی به حساب می آید. هرچند این دو مصلحت با یکدیگر تفاوتی ندارند. در دین اسلام، دنیا و آخرت یک مفهوم و یک واحد را تشکیل می دهند. در قرآن کریم به این موضوع چنین اشاره شده است: مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکرٍ اَوْ اُنثَی وَهُوَ موْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاهً طَیبَهً وَلَنَجْزِینَّهُمْ اَجْرَهُم بِاَحْسنِ مَا کانُواْ یعْمَلُونَ(۳).

نظرات کاربران درباره کتاب کلمه‌ی دهم