فیدیبو نماینده قانونی هورمزد و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب قدم زدن روی ماه با انیشتین

کتاب قدم زدن روی ماه با انیشتین
علم حافظه

نسخه الکترونیک کتاب قدم زدن روی ماه با انیشتین به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب قدم زدن روی ماه با انیشتین

کتاب «قدم‌زدن روی ماه با اینشتین» کتابی است که بیل گیتس برای خواندنش زمان گذاشت و آن‌را شگفت‌انگیز خواند، در نشریه‌های معتبر دنیا به‌عنوان کتابی بی‌نظیر از آن یاد شده است و در فهرست بهترین کتاب‌های «نیویورک تایمز» و پرفروش‌ترین کتاب‌های «آمازون» قرار گرفته است.

ادامه...
  • ناشر هورمزد
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.69 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۹۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب قدم زدن روی ماه با انیشتین

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

هیچ شخص دیگری به جز او جان سالم به­در نبرده بود.
قرن پنجم پیش از میلاد بود و خانواده­ها با قدم گذاشتن به صحنه­ی مصیبت­بار سالنی که چند لحظه ی پیش در آن میهمانی برپا بود، در زیر آوار به دنبال نشانه هایی از عزیزان خود می گشتند؛ کفشی، حلقه­ای و هر چیزی که بتواند به آن­ها کمک کند تا با آن، شخص مورد نظر خود را شناسایی کرده و به خاک سپارند.
چند لحظه ی پیش از آن، شاعر یونانی، «سیمونیدس» اهل «کئوس» از جای خود بلند شده بود تا در جشن «اسکوپاس»، نجیب­زاده­ای از «تسالی»، قصیده­ای بخواند. همین که نشست، کسی بر شانه­اش زد و به او خبر داد که دو جوان مضطرب در بیرون سالن منتظرش هستند و می­خواهند به او چیزی بگویند. سیمونیدس برخاست و از سالن بیرون رفت. درست لحظه­ای که او از در قدم به بیرون گذاشت، سقف سالنی که در آن مهمانی برپا بود، با تندری از سنگ های شکسته­ی مرمر و گردوخاک، فروریخت.
حال او در برابر ویرانه­ای ایستاده بود که گورستانی بود برای کسانی که در زیر آن دفن شده بودند. فضایی که همین چند لحظه ی پیش، سرشار از قهقهه بود، اکنون ساکت و غم­گرفته می­نمود.
گروه هایی دیوانه­وار مشغول کندن ساختمان ویران شده بودند. جسدهایی که آن ها از ویرانه­ها بیرون می کشیدند، کامل متلاشی شده و قابل شناسایی نبودند. هیچ کس نمی­توانست با اطمینان بگوید چه کسانی در مهمانی بوده­اند و این تراژدی بود که تراژدیِ پیشین را تکمیل می­کرد.
سپس اتفاقی حیرت­انگیز افتاد که برای همیشه دیدگاه مردم را نسبت به حافظه شان دگرگون کرد. سیمونیدس، تمام حواسش را از هرج­ومرج و شلوغی اطراف گرفت و زمان حافظه­اش را به عقب برگردانْد. سنگ­های مرمر دوباره به ستون تبدیل شدند و کتیبه های تزئینی که فرو ریخته بودند، دوباره بر بالای ساختمان گرد هم آمدند. سنگ­هایی که متلاشی و پراکنده شده بودند، دوباره به شکل پیشین خود درآمدند. قطعه های چوبی که در خرابه بود، دوباره جمع شده و به میز میهمانی تبدیل شدند. سیمونیدس، نگاهی به تمام میهمانان ضیافت که بدون توجه به حادثه­ی پیش رو بر جای خود نشسته بودند انداخت. او «اسکوپاس» را دید که سر میز نشسته و می­خندید، شاعری که در کنار او نشسته و با یک تکه نان درحال پاک کردن ته­مانده­ی غذای ظرف خود بود و نجیب­زاده ای که با پوزخند به او نگاه می­کرد. او رویش را به سوی پنجره چرخاند و فرستادگان را دید که به آن سو می­آمدند، مانند این­که خبر مهمی داشتند.
سیمونیدس چشمانش را باز کرد. او دست هریک از وابستگان که از شدت اندوه به مرز جنون رسیده بودند را گرفت و بااحتیاط قدم بر ویرانه گذاشت و یکی یکی آن­ها را بر سر جاهایی برد که عزیزانشان پیش از ویرانی ساختمان، در آنجا نشسته بودند.
افسانه­ها می­گویند در آن لحظه، فن حافظه زاده شد.

سخن ناشر

درست دمامدم عید نوروز ۹۳ بود که وسوسه ی مسافرتی هیجان انگیز به جانم افتاد. از طرفی تب نمایشگاه بین المللی کتاب تهران -که مانند هرسال در اردیبهشت ماه برگزار می شود- و کتاب هایی که باید به تا آن موقع می خواندم و زیر چاپ می بردم، کلافه ام کرده بود. («خواندن» برای من توفیقی اجباری است و معمولاً بعد از نهایی شدن کار و آماده ی چاپ بودن هر کتاب، آن را می خوانم؛ و این عهدی است که با خود بسته ام.)
و درست دقیقه ی ۹۰ بر همه ی وسوسه هایم فائق آمدم و تصمیم گرفتم بمانم و بخوانم. روز عید و ساعاتی پیش از تحویل سال که همه پای سفره ی هفت سین منتظر نشسته بودند، من چمباتمه زده، روی صندلیِ پیرِ نشر هورمزد، خواندن کتاب «قدم زدن روی ماه با اینشتین» را آغاز کردم و امروز، دقیقاً روز دوم سال ۹۳، از پشت میز بلند شدم و دست هایم را با هیجان بالا بردم و با صدای بلند هورا کشیدم! و خوشحال از اینکه این عید را با «جاشوا فوئر» به سفر هیجان انگیزتری رفته بودم.
کتاب «جاش» برایم بی نهایت شگفت انگیز بود؛ همان گونه که «بیل گیتس» آنرا کتاب فوق العاده شگفت انگیزی خواند. آن قدر شگفت انگیز که توانست تمام خستگی های پایان سال گذشته و ساعت ها نشستن پشت میز، آن هم درست در ساعت های نخستین آغاز سال، را از تن و روحم به در کند.
جاش، روزنامه نگار جوان، در روزی برفی در مسیر ایالت پنسیلوانیای شهر «یورک» -پیش از قرار مصاحبه ای که آن روز با فیزیک دان دانشگاه «کوتزتاون» داشت- سر راه از موزه و سالن «وزنه برداران نام­آور» دیدن کرد: «... در آنجا بود که من برای نخستین بار یک عکس سیاه وسفید از «جو گرین اشتاین»(۱)معروف به «مایتی اتم» را دیدم. او یک پهلوان گنده­ی یهودی- آمریکایی با قدی برابر ۵ فوت و ۴ اینچ بود. در دهه­ی ۱۹۲۰، او کارهای اعجاب انگیزی انجام می­داد؛ مانند اینکه با دندان هایش سکه­ی ۲۵ سنتی را به دو نیم می کرد و یا اینکه روی بستری از میخ دراز می کشید و گروه ۱۴ نفره­ی «باند»، درحال نواختن موسیقی، روی سینه­ی وی قرار می گرفتند. یک بار هم هر چهارچرخ یک خودرو را بدون در دست داشتن وسیله­ای، عوض کرد». و آنجا بود که فکر عجیبی از ذهنش گذشت: «... چقدر جالب خواهد بود اگر قوی ترین آدم روی زمین، با باهوش­ترین انسان روی زمین دیدار کند. تصویری از مایتی اتم و انیشتین در کنار هم، درحالی که بازوهایشان را درهم گره زده­اند: هم نشینیِ حماسی بازو و ذهن در کنار هم».
جاش کنجکاو می شود و به محض برگشتن به منزل، سراغ اینترنت می رود. همان طور که خودش نیز گفته است، با جستجویی ساده می شد فهمید که قوی ترین مرد جهان چه کسی است و کجا زندگی می کند، ولی یافتن باهوش ترین انسان روی زمین کار سختی بود. اینجا آغاز راهی هیجان انگیز برای جاش بود و در همین رهگذار بود که از مسابقه های جهانی حافظه برای تهیه ی گزارش سر درمی آورد. جاش درصدد بود همه چیز را درباره ی حافظه و قهرمانان حافظه ی دنیا بداند. او برای نیل به این منظور از هیچ تلاشی دست نکشیده است... اگرچه وسوسه می شوم بگویم پایان این ماجرای عجیب به کجا ختم می شود، ولی فکر کنم با چنین کاری، هیجان پایان سفر را از شما بدزدم! من شما را دعوت می کنم که با جاش از این سفر لذت ببرید.
اینکه:
آیا قهرمانان حافظه ی دنیا نابغه اند؟
آیا می شود حافظه را تربیت کرد؟
آیا یک انسان معمولی می تواند به یک قهرمان حافظه بدل شود؟
پاسخ تمام این پرسش ها و ده ها پرسشی که امکان دارد در مورد حافظه برای هریک از ما پیش بیاید، در این کتاب آمده است. همان طور که پیش تر هم گفتم، کتاب «قدم زدن روی ماه با اینشتین» کتابی است که بیل گیتس برای خواندنش زمان گذاشت و آن را شگفت انگیز خواند، در نشریه های معتبر دنیا به عنوان کتابی بی نظیر از آن یاد شده است و در فهرست بهترین کتاب های «نیویورک تایمز» و پرفروش ترین کتاب های «آمازون» قرار گرفته است.
«با تمرکز، انگیزه و بالاتر از همه، صرف زمان، می­توان ذهن را تربیت کرد تا کارهای خارق العاده­ای انجام دهد. این کشفی بود که به من قدرت بسیار داد و باعث شد این سوال را از خودم بپرسم: اگر در هر زمینه­ای شیوه ی درست را بیابم و در پیش بگیرم، قادر هستم چه کارهای خارق­العاده­ی دیگری را انجام دهم؟».
امیدوارم مانند من از خواندن این کتاب لذت ببرید!

فرشاد اخترشناس/ نوروز۹۳








کتابی که در دست های توست
شاخه ی درختی ست که دیروزها کسی کاشته بود
با هر کتابی که می خوانی 
درختی بکار
تا روزی
هر شاخه اش کتابی باشد
در دست هایی که برای فردا کتابی خواهند کاشت.
و نام این درخت را کتاب بگذار



نشر هورمزد

نشر هورمزد، نشر جوان و پویایی است که با هدف انتشار آثار برتر حوزه ی موفقیت پا به عرصه نهاد و چاپ برترین کتاب های حوزه ی موفقیت در سال های گذشته، حاصل چنین رویکردی بوده است.
وامروز؛ با تکیه برتجارب پیشین و بهره گیری از مترجمین خبره و جوان، نشرهورمزد در آستانه ی تحولی عظیم قرار گرفت و برآن شدیم تا آثار منحر به فرد حوزه ی علوم شگفت انگیز را برای مخاطب ایرانی ترجمه و به چاپ برسانیم. مژده می دهیم، بسیاری از کتاب های این حوزه، برای اولین بار از سوی این نشر ترجمه و در دسترس مخاطب ایرانی قرار خواهد گرفت.
از این پس نشر هورمزد به عنوان ناشر حوزه های موفقیت و علوم شگفت انگیز به کار خود ادامه خواهد داد.
کتابی که اکنون پیش روی شماست، حاصل تلاش شبانه روزی دست اندر کاران نشر در تک تک مراحل انتخاب، ترجمه، ویرایش، طراحی، چاپ و... می باشد.
ما در نشر هورمزد سعی خواهیم کرد راه زندگی شگفت انگیز را، با در اختیار گذاشتن تمام دانسته های انسان های شگفت انگیز در اختیار شما قرار دهیم.
بی صبرانه چشم براه پیشنهادات و انتقادات شما هستیم.
INFO@HOORMAZD.COM
پیشنهادات و انتقادات در رابطه با ویرایش کتاب
bnashr@ymail.com

نظرات کاربران درباره کتاب قدم زدن روی ماه با انیشتین

جوشوا فوئر یک خبرنگار است که به جهت کار و فعالیتش با حافظه های برتر ارتباط برقرار و در ابتدا فکر میکند که تک تک این افراد خارق العاده هستند.اما با آشنایی با اد و روش های ارائه شده توسط او به این یقین می رسد که با تمرین می تواند حافظه خود را تقویت بخشد.استفاده از کاخ حافظه،روش حفظ اعداد و شعر و.. بیان شده اما آنچه برای من جالب بود این موضوع بود که هیچ وقت صرف ادعای سخنرانان انگیزشی و حتی دیدن یک عمل به خارق العاده بودن افراد صحت نگذارم بلکه بیشتر بر این باور باشم که "تمرین توانایی می آورد" به نظرم کتاب نسبتا خوبی است اما حوصله خواندن می خواهد چون برخی مواقع بسیار خسته کننده می شود.
در 2 سال پیش توسط داود رجبی رجبی
۳۹۰ صفحه خسته کننده با اسمی گمراه کننده.اسمی که شاید ارتباطی در حد چند کلمه با کل محتوای کتاب داشته باشد.بی اغراق تنها چیزی که من از این کتاب یاد گرفتم تکنیک "کاخ حافظه" بود که شاید در ۱۰ دقیقه با رجوع به اینترنت در موردش بیشتر بهره میگرفتم.جالب این که از تمام تکنیک های دیگر موجود حتی از یکی هم اسم برده نشده. با این که وقت نویسنده در بین محققین و ابرحافظه ها و اساتید تربیت ذهن گذشته بدون این که خروجی واقعی داشته باشه و به جای بررسی روشهای اصلی به بررسی شاخ و برگ آنها و نهایتا حاشیه پردازی های بی مورد و سطحی اکتفا شده تا صفحه ای بر صفحه دیگر افزوده گردد. نمیدونم چرا با این که همه از قلم کند و خسته کننده نویسنده گله کرده بودند باز هم کتاب رو خوندم! دلیل خودم این بود که در دام بازاریابی آن افتادم؛اسم اغوا کننده اش(بدون هیچ ربطی به شخصیت محبوب روی جلد)؛نمونه کتاب که در حقیقت پیش گفتار کتاب هست و این که ناشر محترم موقع سال تحویل این کتاب رو خوندن و دیگه نتونستن زمین بزارن و خستگی یک سال از تنشون در رفته!!!و در ادامه نمونه قسمتی از اصل کتاب که وقتی میخونیش احساس میکنی در آخر شق القمر خواهی کرد! چشم به راه نظرات خوب خواننده های حرفه ای هستیم تا دیگه صرفا با خواندن نمونه مجبور به انتخاب نباشیم... سپاس و پوزش از پرگویی
در 1 سال پیش توسط محسن
کتاب جالبیه . در کل باید به عنوان یه رمان بهش نگاه کرد که سعی داره روش های تقویت سیستم حافظه رو یاد بده . یکم قلمش کند هستش ولی ارزش خوندن رو داره با این قیمت
در 2 سال پیش توسط h.a...h95
من جداً از خوندن پشیمون شدم ،فکر میکردم فوئر قصد داره مطالبی رو که یاد گرفته ،با بقیه به اشتراک‌ بگذره اما حالا نظرم اینه که چون فوئر قصد نداشت ادامه بده ،فقط خواست کار قهرمانان حافظه رو بی ارزش کنه.. در هر صورت الآن زمانیه که من به برای هرنیوس احتیاج دارم ولی نمیتونم از کجا میشه بدستش آورد ..
در 2 سال پیش توسط زهرا
دوستانی که کتاب رو مطالعه کردن نظرشون رو بفرمایند
در 2 سال پیش توسط محمدرضا
سلام. کتاب خوبیه در کل. ولی قلمش بنظرم خیلی کنده. خیلی میتونست خلاصه تر باشه. و اینکه تکنیک های جالبی گفته ولی همه جا کارساز نیست.
در 2 سال پیش توسط ami...aji
این کتاب در مورد تحقیقات و مصاحبه های جوشوا فوئر (نویسنده کتاب) در مورد رقابت های قهرمانی حافظه و جایگاه و اهمیت حافظه در زمان قدیم و حال می باشد که موجب آشنایی خواننده با تجارب مختلف در این زمینه میگردد; در عین حال او راهکار خاص و کاربردی برای تقویت حافظه در این کتاب بیان نمیکند. من از خواندن این کتاب لذت بردم چون نکته های مفیدی در مورد ساختار و عملکرد مغز و حافظه یاد گرفتم.
در 1 سال پیش توسط sah...far
یک رمان مستند پیرامون حافظه. قابلیت تبدیل شدن به فیلم مستند رو داره ولی به عنوان یک کتاب خودیاری مناسب نیست.
در 2 سال پیش توسط علیرضا ضابطی
والله اخرش نفهمیدم کجای این کتاب لایق این همه تقدیر بود از طرف ناشرش.چه معلوماتی اضافه کرد و چه راههای برای تقویت حافظه نشون داد.هیچی.انگار داری رمان میخونی.بعضی کتابا واقعا حتی نمیشه ازشون خلاصه برداری هم کرد چون مطالب نظم و هدف خاصی ندارن.
در 1 سال پیش توسط abb...ari
کتاب بسیار خوبیه.البته قبل از مطالعه اون بهتره که خواننده با تکنیک های حافظه آشنایی داشته باشه سپس این کتاب مطالعه کنه.در اون صورت خیلی مفید خواهد بود .مخصوصا اینکه دو سه تا تکنیک قدیمی حفظ کردن رو به روز کرده و روش جدیدتری پیشنهاد کرده که همین روش جدید منجر به موفقیت نویسنده در مسابقات جهانی حافظه شده. اگر با این شرایط مطالعه شود از یک رمان سرد و بی روح بسیار بسیار پربارتر و مفیدتر خواهد بود.
در 1 سال پیش توسط lom...ful