فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درس‌هایی از امام

کتاب درس‌هایی از امام
عدالت‌خواهی

نسخه الکترونیک کتاب درس‌هایی از امام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درس‌هایی از امام

خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند.

  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.92 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درس‌هایی از امام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

عدالت اجتماعی و مساوات اقشار مختلف جامعه در برخورداری از امکانات عمومی و در برابر قانون، دو عامل اساسی در جذب قلوب مردم به سوی اسلام بوده است.
در عصری که اسلام از کمترین وسایل ارتباط جمعی و تبلیغات برخوردار بود، با ندای عدالت اجتماعی و مساوات همگان توانست مردم را به خود جذب کند.
امروزه نیز علی رغم گسترش وسایل تبلیغی و ارتباط جمعی، بهترین و موثرترین شیوه تبلیغی برای عمق بخشیدن به انقلاب اسلامی در میان توده های محروم در داخل کشور و صدور انقلاب اسلامی به سایر کشورها، عمل به عدالت اجتماعی اسلام است.
امام خمینی(ره) با توجه به همین نکته اساسی بود که بارها برای بیان اهداف انقلاب اسلامی ایران فرازهایی از رفتار عدالت محور مولای متقیان حضرت امیر مومنان علی(ع) را در سخنان خویش متذکر شده اند و خود نیز با تاسی و اقتدا به آن یگانه دوران سعی در انجام بیشترین و خالصانه ترین خدمات برای طبقات محروم جامعه و رعایت مساوات و همراهی با عموم مردم داشتند و خود و وابستگان خویش را در برابر اجرای عدالت یکسان می دیدند و میان فرزندانشان و دیگران، در استفاده از بیت المال فرقی قائل نبودند.
امام خمینی;، محرومان و مستضعفان را پشتوانه های اقتدار و ریشه های مردمی انقلاب اسلامی دانسته و پیوسته بر حفظ این پشتوانه ها با انجام خدمات خالصانه برای آنان تاکید می ورزید ند و خدمت به محرومین را جلوه ای از ولایت حضرت امیر مومنان(ع) می دانستند. ایشان بهترین حالات انسان را خدمت به خداوند و بندگان او می دانستند و مصرّانه از مسئولان خواستار تلاش بیشتر برای خدمتگزاری به مردم و ارائه طرح ها در راستای منافع محرومان بودند و بر شرافت و برتری کوخ نشینان بر همه کاخ نشینان تاکید داشتند و عدول از حمایت از محرومان را عدول از عدالت اجتماعی اسلام برمی شمردند و خود را موظف به دفاع از حقوق فقرا تا آخرین قطره خون می دانستند و مسئولان را از انفجار مردمی در اثر مایوس شدن از جمهوری اسلامی بیم می دادند.
این کتاب مجموعه ای از رهنمودهای امام راحل به مسئولان، پیرامون رسیدگی به محرومان و طبقات ضعیف جامعه و نقش طبقات محروم در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز خاطرات اطرافیان امام خمینی(ره) در مورد رفتار ایشان با مستمندان و مردم فقیر می باشد.
در پایان، از موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) که عهده دار بررسی و صدور مجوز جهت انتشار این اثر بوده است، تشکر و قدردانی می گردد.

ملاحظات

۱. مطالبی که از صحیفه امام نقل گردیده است، به غیر از عناوین این مطالب، تماماً از فرمایشات و یا مکتوبات امام خمینی(ره) است.
۲. اگرچه ذکر خاطرات متعدد از افراد مختلف در این کتاب موجب حصول اطمینان نسبت به سیره امام خمینی(ره) در موضوع مورد نظر می گردد و لکن در عین حال، مسئولیت میزان صحت و سقم مطالب نقل شده به عهده راویان این خاطرات است.

رسول سعادتمند

فصل اول: ا ما م علی(ع)، ا لگو ی عد ا لت خو ا هان

اجرای عدالت اجتماعی، هدف ا ما م علی(ع) از حکومت

امیر المومنین(ع) می فرماید من حکومت را به این علت قبول کردم که خداوند تبارک و تعالی از علمای اسلام تعهد گرفته و آنها را ملزم کرده که در مقابل پرخوری و غارتگری ستمگران و گرسنگی و محرومیت ستمدیدگان ساکت ننشینند و بیکار نایستند:

اما وَ الَّذی فَلَقَ الْحبَّهَ وَ بَرَاَ النَّسمَهَ، لَوْ لَا حُضورُ الْحاضرِ وَ قِیامُ الْحجَّهِ بِوُجُودِ النّاصرِ وَ ما اَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَماءِ اَنْ لا یقارُّوا عَلی کظَّهِ ظالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلومٍ، لَاَلْقَیتُ حَبْلَها عَلی غارِبِها وَ لَسقَیتُ آخِرَها بِکاْسِ اَوَّلِها؛ وَ لَاَلْفَیتُمْ دُنْیاکمْ هذِهِ اَزْهَدَ عِنْدی مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ؛(۱)

سوگند به آنکه بذر را بشکافت و جان را بیافرید، اگر حضور یافتن بیعت کنندگان نبود و حجت بر لزوم تصدی من با وجود یافتن نیروی مددکار تمام نمی شد، و اگر نبود که خدا از علمای اسلام پیمان گرفته که بر پرخوری و غارتگری ستمگران و گرسنگی جانکاه و محرومیت ستمدیدگان خاموش نمانند، زمام حکومت را رها می ساختم و از پی آن نمی گشتم. و دیدید که این دنیاتان و مقام دنیایی تان در نظرم از نمی که از عطسه بزی بیرون می پرد ناچیزتر است.(۲)

لزوم پیروی از علی(ع) در اجرای عدالت

در نظر داشته باشید که حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- در حالی که به حسب فهم جامعه، ریاست یک کشور بسیار بزرگی را داشت از حجاز تا مصر، عراق، ایران؛ همه را داشت، آن وقت چه جور بود وضعش، چه جور بود سلوکش با مردم و چه بود سفارشهایی که به عمالش یا به حکومتهایی که از طرف او بودند. چه سفارشهای ارزشمندی فرموده است! البته ما نمی توانیم خود او باشیم، لکن می توانیم که شیعه او باشیم، پیرو او باشیم. تا آن حدودی که بتوانیم، باید پیروی از او بکنیم. او تمام مقصدش خدا بود. اصلش این دنیا و این ریاست دنیا و اینها در نظر او چیزی نبود، مگر اینکه بتواند یک عدلی را در یک دنیا برقرار کند، و الّا پیش آنها مطرح نبود که یک ریاستی داشته باشم یا خلافتی داشته باشم، مگر اینکه بتوانند یک عدلی را اقامه کنند و یک حدی را جاری کنند. ما باید از آنها درس بگیریم و پند بگیریم و به شیوه آنها تا آن اندازه ای که می توانیم عمل کنیم و از آن چیزهایی که دام شیطان است ـ که بزرگترین دام همان خودخواهی انسان است- از این دام رهایی پیدا بکنیم و به صراط مستقیم الهی راه برویم تا بتوانیم، هم خودمان را اصلاح کنیم و هم جامعه مان را.(۳)

حکومت مطلوب، حکومت شبیه حکومت علی(ع)

ما امروز می خواهیم همه ملت را وارد در دولت کنیم. جدا نباشد. همه با هم اعانت کنند، معاون هم باشند؛ نه اینکه آن یک اجنبی ای باشد که مردم از آن بترسند نگاهش کنند، نتوانند با او حرف بزنند. ما یک کسی را می خواهیم که- البته نمی شود این- اینکه من می گویم می خواهیم شبیهِ، آن هم نه یک شبیهِ نزدیک، شبیهِ بسیار دور، مثل حضرت امیر- سلام الله علیه- که زمان سلطنتش، استغفر الله که سلطنت می گویم، امارت، امارت شرعیه اش، خلافتش که این قدر طول و عرض داشت، حجاز و مصر و عراق و- نمی دانم- ایران و همه اینها را داشت، آن وقت بعد پا می شد خودش راه می افتاد در خانه این زن رفت و آن زن و آن زن، بعد از اینکه خانه یک زنی رفته- به حَسَب آن طوری که تاریخ نقل می کند و آقایان نقل می کنند- رفته و دلجویی کرده به بچه ها... بعد کاری می کند که این بچه کوچکها بخندند. یک کاری که آدمهای متعارف عادی نمی کنند، یک آدم ماورای طبیعت این کار را می تواند بکند؛ یک صدایی در می آورد که این بچه بخندد! می گوید می خواستم اینها، اول که من رفتم گریه می کردند، می خواستم با خنده بیرون بیایم. ما یک همچو آدمی می خواهیم نه یک کسی که از سایه اش بترسیم. ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست، بیایند دور او بنشینند، با او صحبت کنند، با او حرف بزنند؛ اشکال دارند اشکالشان را بگویند. ما یک امیری می خواهیم که وقتی یهودی آمده ادعا کرده، قاضی می فرستد سراغ امیر که بیا، می آید می نشیند در مجلس قضا، همین قاضی که خودش نصب کرده، در مجلس قضا می نشیند؛ قضاوت می نشیند، طرح دعوا می شود و رای بر خلاف حضرت امیر- سلام الله علیه- می دهد.(۴) آن هم تنفیذ می کند که اوقاتش هم تلخ نمی شود.(۵)

پایین ترین زندگی و بالاترین عدالت

رئیس مذهب ما(۶) که حکومتش وسیع بود- چندین مقابل ایران، حجاز و مصر و ایران و همه آنها تحت سیطره او بود- زندگی اش از همه افراد ملت پایینتر بود. عدالت را بالاتر از هر کس که تصور شود اجرا می کرد. در محکمه اگر ادعایی علیه او بود حاضر می شد، در محکمه می نشست. حکم خلاف [قاضی ] را قبول می کرد. تشیع در عین مقاومت، عادل است؛ و عدالت یعنی «نه ظلم بکن و نه زیر بار ظلم برو». برنامه تشیع را امام ما در این دو کلمه خلاصه کرد: نه تحمل ظلم بکن و نه ظالم باش. برنامه کلی تشیع و اسلام همین است.(۷)

قاطعیت علی(ع) در برخورد با مخالفان اجرای عدالت

اگر شیعه علی بن ابی طالب هستیم، علی بن ابی طالب چقدر در جنگها رفت، در رکاب رسول الله بود تا آخر که رسول الله تشریف بردند. بعد یک جنگ باطنی داشت که صلاح این می دید که باید اجتماع محفوظ بماند و باید این استقرار پیدا بکند. آن روزی هم که بعد از مسائل ایشان با او بیعت کردند، آن روز هم مطلب خودشان را گفتند؛ اول برنامه شان را گفتند و مهمترین برنامه این بود که من حتی آن چیزهایی که صداق کردید از چپاولگریها برای زنهایتان، آن [را] هم ازتان می گیرم. از آنجا که ایشان این ندا را در داد، دیدند نمی شود با این زندگی کرد. این غیر مسئله قبلی است. این باهاش زندگی نمی شود [کرد.] شروع کردند و سه تا جنگ مهم انجام داد حضرت امیر. چقدر کشته شد از مسلمانها؟! چقدر کشته شد از آن طرف؟! همه هم مسلمان بودند، مسلمان. آن مسلمان بازی خورده بود؛ آن طرف مسلمان بازی خورده بودند، این طرف مسلمانهای هدایت شده بودند. لکن وقتی مسلمانی هم بازی خورد و به جنگ با مسلمانهای هدایت شده برخاست، او هم جوابش حدید است.(۸)

برخورد علی(ع) با کارگزاران متخلف

خوب ملاحظه کنید. در همان زمان حضرت امیر همچو نبود که همه اینهایی که می روند اطراف و از طرف چیز، همه شان یک مردم سیری باشند. اصلش بسیاریش کارهای خلاف هم می کردند. افرادی باعث ناراحتی [می شدند]، حضرت امیر هم اقدام می کرد، نامه می نوشت به آنها.(۹)

نظرات کاربران درباره کتاب درس‌هایی از امام