فیدیبو نماینده قانونی گفتمان اندیشه‌ معاصر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب صدای تازه

کتاب صدای تازه
گلچین سه‌گانه‌های کلاسیک و نیمایی

نسخه الکترونیک کتاب صدای تازه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب صدای تازه

سه گانی یک قالب شعری است که از سه مصراع یا سه سطر پدید می‌آید و در پایان آن، ضربه ذهنی می‌خورد. سه‌گانی در سه شاخه کلاسیک نمایی و سپید سروده می‌شود و این امر، در کنار امکان کاربرد وزن دلخواه آزادی عمل مطلوبی برای سه‌گانی پرداز فراهم می‌کند.

ادامه...
  • ناشر گفتمان اندیشه‌ معاصر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.28 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب صدای تازه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فرشید ابراهیمی

۱

مادرم فرشته بود،
چهره ی پدر ولی
مثل نان، برشته بود.

زهرا ابومعاش

۱

گاه باید برگشت،
پشت سر را نگریست!
زندگی یک دوی ماراتن نیست.

۲

ماهی ِسرخ ِهرچه اقیانوس
حسرت ِتُنگ داشت، ای بیداد!
ماهیِ تُنگ، داشت جان می داد.

۳

باز در هوای تو
می کشم نفس؛
این هواست یا هوس؟

۴

از قطار زندگی پیاده شد،
ایستگاه آخرش رسید،
حیف، دشت لاله را ندید!

۵

صبح شد، ولی چه سود؟
در حریر ابرهای سرد و تار،
ماه من به خواب ناز رفته بود.

۶

روییدنی ست عشق
هر جای این زمین،
حتی کنار مین.

۷

چون عقیق تابناک،
رد بال یک شهید،
روی خاک.

۸

باز می رسد به گوش،
نغمه های یاکریم:
یا کریم! یا کریم!

مینا اروجلو

۱

«رنگ خاموشی در طرح لب است»؛
چاره ای نیست، در این تنهایی
آتشی بر لب من روشن کن! باز شب است.

مریم اصلانی

۱

در کودکی ام همیشه می ترسیدم
از جای بلند؛
در اوج جوانی ام پر از تردیدم.

۲

تمام روح من زن بوده، اما
نمی دانم چرا باور ندارم،
خودم را جای مردان می گذارم.

۳

از پشت کوه آمده بودم به شهر تا
شاید شوم کسی،
گفتند بی کسی.

مرضیه اوجی

۱

گندم سبز با خودش می گفت:
کاش هر روز آفتاب شود
تا تنم سهم آسیاب شود!

۲

کولی فقط به خاطر یک سکه
بر خط دست من که نگاه انداخت،
یک سرنوشت تازه برایم ساخت.

امید بابایی

۱

زخم های عشق تو،
زخم های کاری اند؛
یادگاری اند.

امیر باقری

۱

مرده ام در سکوت چون مرداب؛
خواب غفلت مرا به خود برده ست؛
ماهیِ خُفته، ماهیِ مُرده ست.

۲

حسرتش شد تمام، خانه به دوش؛
خانه ای دارد او که اجباری ست؛
قبر هم یک چهاردیواری ست.

۳

تا با شروع سرما
گرمای عشق جاری است،
یلدا شبی بهاری است.

۴

زندگیمان چهارتا برگ است؛
صفحه های شناسنامه گواه،
از تولد سه صفحه تا مرگ است.

۵

سالِ ما نکو نشد دوباره، آه!
باز هم تو بی سبب
متّهم شدی، بهارِ بی گناه!

۶

در پیله هایِ خوابِ غفلت
پروانه هامان گیر دارد؛
پروازمان تاخیر دارد.

۷

تو حسابت جداست از آنها؛
از همان ها که خوب می دانی؛
تو شهیدی، همیشه می مانی.

۸

ساعت خاک خورده ام یکریز
مثل یک دوره گرد می گوید:
آی غافل! تمام شد همه چیز.

۹

یاد عیدهایِ پیش از این به خیر!
شوقِ اسکناسِ تانخورده بود؛
کودکِ درونمان نمُرده بود.

۱۰

کاش می شد مثلِ مار
میلِ خودسازی کنیم؛
لااقل یک پوست اندازی کنیم!

۱۱

با تبر ساختیم و خاموشی؛
باغمان را زدیم چوبِ حراج؛
وای از این بسازوبفروشی!

۱۲

تیرِ برقِ تناور و خاموش،
گرچه یکجانشین اجباری ست،
برقِ یک شهر، در سرش جاری ست.

۱۳

ای سلیمان های اهریمن نژاد!
تخت بادآورده را
می برد یک روز باد.

۱۴

گاه بد نیست جای او باشی؛
زن شدن، درد ضربدر درد است؛
خودزنی گاه چاره ی مرد است.

نظرات کاربران درباره کتاب صدای تازه