فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب صهیونیسم مسیحی و جایگاه آن در ایالات متحده آمریکا

کتاب صهیونیسم مسیحی و جایگاه آن در ایالات متحده آمریکا

نسخه الکترونیک کتاب صهیونیسم مسیحی و جایگاه آن در ایالات متحده آمریکا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب صهیونیسم مسیحی و جایگاه آن در ایالات متحده آمریکا

صهیونیست‌های مسیحی از جمله گروههایی هستند که در زمره‌ی تدبیرگرایان یا مشیت‌گرایان قرار می‌گیرند. بدین معنا که به اعتقاد صهیونیست‌های مسیحی خداوند مقرر کرده است که بشر باید هفت مرحله یا هفت مشیت الهی را از سر بگذراند تا به بازگشت دوم حضرت مسیح(ع) در آخرالزمان ختم شود. برخی ازاین مراحل هفتگانه‌ عبارتند از: بازگشت یهودیان به فلسطین؛ ایجاد دولت یهود؛ موعظه‌‌‌‌‌‌‌‌‌شدن انجیل به بنی‌اسرائیل و دیگر مردم دنیا و در تمامی دنیا و ... یکی از مهم‌ترین نیروهای موجود در عرصه‌ی سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده‌ی آمریکا که همواره کوشیده است تا قدرت را در جهت اهداف خود تحت تأثیر قرار دهد، لابی‌های اجتماعی ـ سیاسی ـ مذهبی صهیونیسم مسیحی می‌باشند. این گروه در عرصه‌ی بین‌المللی نیز کوشیده است سیاست خارجی این کشور را به حمایت همه‌جانبه از رژیم صهیونیستی سوق دهد.

ادامه...

بخشی از کتاب صهیونیسم مسیحی و جایگاه آن در ایالات متحده آمریکا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

اگرچه صهیونیسم مسیحی پدیده ای نوظهور در عرصه ی سیاست است، اما ریشه هایی بسیار سترگ در گذشته دارد. گروهی پیدایش صهیونیسم مسیحی را با وقوع پروتستانیسم هم زمان می دانند. پروتستان ها جایگاه یهودیان را در کلیسای کاتولیک تغییر دادند، لذا آنها به عنوان برادران و پسرعموهای مسیح مورد ستایش قرار گرفتند. با ورود پیوریتین ها به دنیای جدید، زمینه برای نشو و نمای صهیونیسم مسیحی فراهم آمد. با آغاز قرن بیستم صهیونیسم مسیحی به جریانی قابل تعریف مبدل گردید و نقش موثری را در مناسبات سیاسی ـ اجتماعی ایالات متحده برعهده گرفت. این جریان تلاش کرد جامعه ی آمریکا را بر مبنای قوانین انجیلی بازسازی نماید و از افزایش بودجه ی نظامی و ارتقای توان نظامی ایالات متحده آمریکا دفاع کند. مسیحیان صهیونیسم در صحنه ی سیاست داخلی آمریکا تلاش کردند با بسیج افکار عمومی و سازماندهی رای دهندگان گام های موثری برای انتخاب سیاستمداران محافظه کار بردارند. در عرصه ی سیاست خارجی نیز حمایت کامل و بی قید و شرط از دولت صهیونیستی، ضدیت با رژیم های کمونیستی و اسلامی مستقل و حمایت از جنگ با تروریسم از مهم ترین اهداف مسیحیان صهیونیست است.
در این تحقیق تلاش شده است ضمن واکاوی سابقه و ریشه های تاریخی مسیحیان صهیونیست به جایگاه این گروه و جریان در صحنه ی سیاست داخلی و خارجی آمریکا اشاره شده و در نهایت به معرفی موسسات و سازمان های صهیونیسم مسیحی در آمریکا پرداخته شود.
در پایان ضمن تشکر از زحمات مولف محترم آقای محمد رجبی، از تلاش های معاونت پژوهشی آقای دکتر اکبر اشرفی، مدیر بخش تحقیق آقای علی کردی، مدیر گروه تاریخ و روابط خارجی آقای ابوالفضل صدقی و آقای مصطفی جوان کارشناس گروه و نیز همکاران محترم در موسسه فرهنگی هنری و انتشارات قدردانی می شود.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

پیشگفتار

ما در منطقه ای زندگی می کنیم که بر روی نقشه با نام «خاورمیانه» شناخته می شود. منطقه ای که با دربرگرفتن کشورهایی نظیر اردن، امارات متحده ی عربی، ایران، بحرین، سوریه، عراق، عربستان، عمان، فلسطین، قطر، کویت، لبنان، مصر و یمن، همواره پل ارتباطی سه قاره ی آسیا، آفریقا و اروپا بوده است و از اهمیت ژئوپلیتیکی فوق العاده ای برخوردار می باشد.(۱) 

نقشه ی خاورمیانه(۲)



منطقه ای که از لحاظ فرهنگی، مهد و خاستگاه ادیان الهی بزرگی چون اسلام، مسیحیت و یهودیت بوده و فرهنگ های گوناگونی را در خود جای داده است. منطقه ای که اکثریت قاطع جمعیت آن مسلمانانند و با یقین می توان از بافت اسلامی آن سخن به میان آورد.(۳) منطقه ای که زادگاه نخستین تمدن های بزرگ، همچون بین النهرین، ایران و... است. منطقه ای که سرشار از منابع غنی نفت و گاز بوده و درواقع در زمره ی مهم ترین مناطق تامین کننده ی انرژی جهان به شمار می رود. برای آگاهی از این موضوع به جداول زیر بنگرید:



ذخایر نفتی به اثبات رسیده در پایان سال ۲۰۰۷ هزار میلیون بشکه(۴)
ذخایر گاز طبیعی به اثبات رسیده، ۲۰۰۷(۱۰ منطقه نخست)



تریلیون متر مکعب(۵)،(۶)

منطقه ای که به ویژه پس از جنگ جهانی اول و اضمحلال امپراتوری عثمانی دستخوش دگرگونی های اساسی شده و پاره ای از سرزمین های آن همچون فلسطین(۷) و عراق، سوریه و لبنان به ترتیب تحت قیمومت بریتانیا و فرانسه قرارگرفتند و پاره ای دیگر همچون ایران، اردن، عربستان، مصر، یمن و... شاهد دخالت آشکار و پنهان قدرت های استعماری بوده و با تلاش افسران بریتانیایی حاکمیتی نیمه مستقل و وابسته را تشکیل دادند. روی کارآمدن رضاخان میرپنج در ایران(۱۹۲۱م/۱۲۹۹ش)، فواد اول در مصر(۱۹۲۲م/۱۳۰۲ش)، دولت وهابی سعودی در شبه جزیره ی عربستان، و... گواه این مداخلات استعماری می باشد.

در همین سال ها صهیونیست ها، که پیش از این توانسته بودند موقعیت بین المللی خود را با صدور اعلامیه ی بالفور(۸) تثبیت بخشند، کوشیدند تا در سایه ی حمایت بریتانیا با تسریع در مهاجرت یهودیان به فلسطین، حقانیت کاذبی را جهت استقرار دولت صهیونیستی در اراضی فلسطین اشغالی به وجودآورند. آنان در این راه از نزاع آفرینی در کشورهای دیگر برای وادارساختن یهودیان به مهاجرت ابایی نداشتند. از جمله ی این نزاع آفرینی ها، واقعه ی نزاع میان یهودیان و مسلمانان تهران در محله ی کلیمی ها بود. «این حادثه که در ۲۰ فروردین سال ۱۳۰۱ش/۱۹۲۲م روی داد و با حضور قوای نظامی خاتمه یافت، سرآغازی شد بر مجموعه ای از درگیری های مذهبی میان اقلیت یهودی با مردم تهران که اخبار و آثار آن حتی در خارج از مرزهای ایران نیز انعکاس یافت. ظاهراً صهیونیست های یهودی در تهران طی آن سال ها مرکزی را با عنوان «مجمع مرکزی تشکیلاتِ صهیونیست ایران» ایجاد کرده بودند و با تحریک عامه ی اقلیت یهود، آنها را واداشته بودند تا با مجروح ساختن یکی از اعضای بیت مرحوم آقا شیخ عبدالنبی- از مجتهدین بزرگ تهران- زمینه را برای بروز درگیری فراهم سازند. بروز این جریان سبب شد تا مستمسک جدیدی برای «صهیونیست»های ایرانی فراهم گردد تا یهودیان را به بهانه ی عدم تامین امنیت به مهاجرت ترغیب نمایند. حبیب لوی مولف «تاریخ یهود» که خود از سرجنبانان این جماعت به شمار می آید، در کتاب خود با اشاره به این نکته می نویسد:
«بالاخره نتیجه آن شد که بسیاری از یهودیان نسبت به برادران ایرانی سلب اعتماد نمودند و اولین عکس العمل این آشوب آن بود که ۵۶ نفر در روز دوشنبه، ۱۵ حشوان ۵۶۸۳ با آقای سلیمان کهن صدق عازم بیت المقدس شدند و چند هفته بعد حدود ۱۳۰۰ نفر ترک وطن نموده، به برادران خود که ایران را ترک کرده بودند، پیوستند».(۹)
از دیگر اقداماتی که صهیونیست ها در این مقطع انجام دادند، مسلح شدن در اراضی فلسطین اشغالی بود که این اقدام، گاه با مماشات حکام انگلیسی همراه بود و گاه نیز به صورت خزنده و پنهان و با نادیده گرفتن و چشم پوشی حکام انگلیسی فلسطین صورت می پذیرفت.
این تسریع در مهاجرت یهودیان به فلسطین و تلاش برای مسلح ساختن آنها درحالی عملی می شد که به دلایلی چند از جمله اختلافات درونی و فقدان حاکمیت ملی در فلسطین از یک سو و سیاست حاکم جهانی از سوی دیگر اقدامی منطقی در مواجهه با این بحران، صورت نمی گرفت.(۱۰)
البته باید توجه داشت که در دهه ی ۱۹۳۰ با شدت گرفتن مهاجرت یهودیان به فلسطین، قیام هایی در فلسطین به راه افتاد. بر این اساس در سال ۱۹۲۲، انگلستان برای کاستنِ حساسیتِ فلسطینیان نسبت به اعلامیه ی بالفور، «کتاب سفید» را منتشر ساخت که در قسمتی از آن کتاب، چرچیل نظر قطعی و نهایی دولت انگلیس را درباره ی فلسطین بیان کرده بود. «دورین اینگرامز» در کتاب خویش، این دیدگاه ها را چنین منعکس ساخته است:
«مواد مشروحه ی زیر که بعد از مشورت با کمیسر عالی بریتانیا در فلسطین، و با استفاده از یادداشت های متبادله بین وزیر مستعمرات و هیئت نمایندگی جامعه ی مسلمانان و مسیحیان فلسطین (که مدتی در انگلستان اقامت داشتند) تنظیم شده، به عنوان نظر نهایی دولت در باب مسئله ی فلسطین اعلام می شود:
تشنجاتی که گهگاه، در فلسطین به وجودمی آید، عمدتاً ناشی از تشویش خاطر اعراب است، و قسمت اعظم آن نیز به تفسیرهای اغراق آمیز از مفاد اعلامیه ای مربوط می شود که در تاریخ دوم نوامبر ۱۹۱۷ از سوی دولت اعلیحضرت به عنوان اعلام نظر موافق نسبت به تاسیس وطن ملی قوم یهود در فلسطین صادر شده بود. در این مورد بعضی اظهارات غیررسمی، مثل اینکه: «قصد از اعلامیه ی مذکور، ایجاد یک فلسطین کاملاً یهودی است»، یا استفاده از عبارتی مثل: «همانند انگلستان که انگلیسی است، فلسطین هم باید یهودی باشد» همواره سبب دامن زدن به تشویش خاطر اعراب بوده است. درحالی که دولت اعلیحضرت هیچ گاه چنین هدفی در سر نداشته است، و ضمن غیرعملی دانستن این گونه برنامه ها خاطرنشان می سازد: برخلاف آنچه سبب وحشت هیئت نمایندگی اعراب را فراهم کرده، دولت بریتانیا هرگز و در هیچ زمانی قصد نداشته و ندارد که اعراب ساکن را همراه با زبان و فرهنگ شان از فلسطین بیرون براند یا آنها را تحت انقیاد دیگران درآورد. اعراب نیز باید به سهم خود توجه داشته باشند که مفاد اعلامیه [بالفور] هرگز مفهوم اینکه «فلسطین باید تبدیل به وطن ملی یهود بشود» را نمی رساند، بلکه در آن لزوم «تاسیس وطن ملی یهود در فلسطین» مورد تاکید قرار گرفته است.
ضمناً لازم است به این نکته اشاره شود که: «کمیسیون صهیونیسم» در فلسطین ـ که درحال حاضر به «هیئت اجرایی صهیونیسم» تغییر عنوان پیدا کرده ـ هرگز درصدد نبوده و نخواهد بود تا در امر اداره ی امور کشور سهمی به عهده داشته باشد. همچنان که در مورد «سازمان صهیونیسم» نیز باید گفته شود علی رغم جایگاه ویژه ای که برای آن در ماده ی چهارم پیش نویس قیم نامه در نظر گرفته شده، «سازمان صهیونیسم» هیچ گاه در امور اجرایی کشور نقشی ایفا نخواهد کرد.
اضافه براین، کلیه ی شهروندان فلسطینی از نظر قانون صرفاً یک فلسطینی خواهند بود، و به هیچ وجه قرار نیست برای هیچ کدام از آنها و یا دسته ای از آنها، شان و مرتبه ی قانونی ویژه ای در نظر گرفته شود.

نظرات کاربران درباره کتاب صهیونیسم مسیحی و جایگاه آن در ایالات متحده آمریکا