فیدیبو نماینده قانونی نشر افق و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دکتر فورمن، مدیر پوست‌کن

کتاب دکتر فورمن، مدیر پوست‌کن

نسخه الکترونیک کتاب دکتر فورمن، مدیر پوست‌کن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دکتر فورمن، مدیر پوست‌کن

توی مدرسه اتفاق بدی می‌افتد. آقای ناوال، مدیر باحال مدرسه، اخراج می‌شود. حالا باید نقشه بکشیم و مدیر جدید را ذله کنیم. مگه برای برگرداندن مدیر قبلی چاره‌ی دیگری هم داریم؟

  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.69 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دکتر فورمن، مدیر پوست‌کن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱. اِسکوانتو و پوکاهانتِس

اسم من اِی. جِی است و از مدرسه خیلی بدم می آید.
می دانید تنها قسمت خوب مدرسه کدام است! آخرش، ساعت سه که زنگ آخر می خورد و می رویم خانه!
اما زنگ آخرِ یکی از روزهای ماه آخر پاییز، به ما اجازه ندادند ساعت سه به خانه برویم. ناظم مدرسه، خانم اسپاک، از بلندگو اعلام کرد که همه باید برویم به سالن چندمنظوره. (سالنی که برای هر منظوری که فکر می کنید به کار می رود، برای همین اسم مناسبی رویش گذاشته اند.)
اَه! حال مان گرفته شد.
برای همین، همه مان با دلخوری توی سالن نشسته بودیم که یک دفعه دیدیم دوتا سرخ پوست دارند از راهروی بین صندلی ها بدو می آیند! آن ها نوار پردار دور سرشان بسته بودند و با سر و صدا و جیغ و داد روی صحنه پریدند.
ولی ما گول شان را نخوردیم، چون دقیقاً می دانستیم آن ها کی هستند.
دوستم مایکل، که هیچ وقت بند کفش هاش را نمی بندد، فریاد زد: «این خانم دانته است!» خانم دانته کتابدار مدرسه است.
دوستم رایان، که هرچی گیرش می آید می خورد، حتی چیزهایی که خوردنی نیستند، فریاد زد: «و آقای ناوال!»
آقای ناوال گفت: «ناوال؟ به عمرم همچین اسمی به گوشم نخورده. اسم من اِسکوانتو است، از قبیله ی سرخ پوست های پَتیوکسِت. همان قبیله ای که به مهاجران مسیحی کمک کردند تا اولین سال های اقامت شان در آمریکا زنده بمانند.»
خانم دانته گفت: «من هم پوکاهانِتس هستم. سال ۱۶۰۷، وقتی مهاجران انگلیسی وارد ایالت ویرجینیا شدند، کمک شان کردم.»
خانم دانته همیشه مثل کس دیگری لباس می پوشد. او هیچ وقت اعتراف نمی کند که کتابدار است.
خانم دانته غیرعادی است.
آقای ناوال گفت: «عید شکرگزاری نزدیک است. برای برگزاری این جشن، می خواهم شما را با یکی از دوستان مان آشنا کنم.»
آن ها پشت پرده رفتند و صد میلیون سال هم بگذرد باورتان نمی شود که آن ها با چی روی صحنه برگشتند.
خیال ندارم بگویم.
خیلی خب، باشد بهتان می گویم. ولی اول باید فصل بعدی را بخوانید. پس دماغ سوخته می خریم.







نظرات کاربران درباره کتاب دکتر فورمن، مدیر پوست‌کن

من یک عالمه کتاب خوانده ام ولى این یک کتاب فوق العاده بود 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
در 11 ماه پیش توسط sad...096