فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پژوهشی در تاریخ ایلام نو

کتاب پژوهشی در تاریخ ایلام نو

نسخه الکترونیک کتاب پژوهشی در تاریخ ایلام نو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پژوهشی در تاریخ ایلام نو

دوران ایلام نو هرچند به لحاظ نظامی و فرهنگی همتراز دوران شکوفای ایلام میانه نبود دورانی بود که ایلام دوباره در عرصه سیاست خاورنزدیک سر برآورد. در این دورانایلامدر مقابل قدرت متجاوزی چون امژراتوری آشور قرار داشت که همواره حیات سیاسی ایلام را به مخاطره می انداخت. ولی ایلام نو با وجود توان نظامی پایین‌تر به قدرت‌نمایی در برابر آشور ژرداخت ودر مقابل سپاه قدرتمند آشور پایداری تحسین‌انگیزی از خود نشان داد. در این کتاب با بهره‌گیری از اطلاعات کتیبه‌ای دست اول به بررسی اوضاع داخلی و روابط خارجی ایلام نو پرداخته شده و کوشش شده است تا برخی مجهولات در زمینه تاریخ ایلام نو روشن گردد.

ادامه...

بخشی از کتاب پژوهشی در تاریخ ایلام نو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

این کتاب یک بازنگری از رساله دکتری من است که در ۱۹۹۷ میلادی به گروه ممتحن در زمینه تاریخ باستان در دانشگاه پنسیلوانیا ارائه شد. به مدرسان، همکاران، و دوستانی که پرشمارتر از آنند که بتوان از آن ها نام برد و طی دوره نگارش رساله و کار روی بازنگری ها از من حمایت کردند، بسیار مدیونم. از اعضای هیئت ممتحن خود، جیمز ماهلی،(۱) هالی پیتمن،(۲) و استاد مشاور خود، ارل لیچتی،(۳) سپاسگزارم. ارل شایسته سپاس های افزون و فراوان است به جهت آن که مقابله های بسیاری برای من انجام داد، و به من اجازه داد تا به دستنوشتش در مورد کتیبه های اسرحدّون(۴) برای طرح کتیبه های شاهی بین النهرین(۵) دسترسی یابم و شواهد مقدماتی این دستنوشت را بخوانم. برای بخش عمده ای از مطالعات مربوط به مدرک تحصیلی ام، به جهت دریافت هزینه از بنیاد لویس ج. کولب(۶) موزه باستان شناسی و انسان شناسی دانشگاه پنسیلوانیا خوش اقبال و ممنون بوده ام. همچنین از کمک جان کرتیس،(۷) کریستوفر واکر،(۸) و کارکنان موزه بریتانیا طی مطالعه ام در آن جا در پاییز ۱۹۹۶ میلادی قدردانی می کنم.
از چند شخص مرتبط خارج از دانشگاه پنسیلوانیا فوق العاده بهره بردم، به خصوص فرانسوا والا،(۹) پیر بریان،(۱۰) سیمو پارپولا،(۱۱) و متیو استولپر،(۱۲) که یاری آن ها در افزایش درک من از دوره های ایلام نو و هخامنشی در ایران گرانبها بوده است. بسیاری از مزیت های این اثر را می توان به واسطه وجود افراد فوق دانست، هرچند نباید پنداشت که آن ها با تفسیرهای من موافقند. نقایص اثر بی شک ناشی از مواردی است که توصیه آن ها را خواستار نشدم یا عمدا نادیده گرفتم.
از باب وایتینگ(۱۳) به جهت دقت و مهارتش در به چاپ رساندن این دستنوشت سپاس ویژه دارم. مفتخرم که این اثر را به صورت یک جلد از مجموعه بایگانی های دولتی مطالعات آشور(۱۴) منتشر نموده ام، و از سیمو پارپولا به جهت دعوت او به انجام این کار متشکرم. البته هرگونه اشتباه یا اشکال در اثر به عهده من است. دستنوشت را در سپتامبر ۱۹۹۹ برای چاپ تحویل دادم، و افزودن بخش اعظم اسناد به دست آمده پس از آن زمان ناممکن بوده است.
سرانجام و بالاتر از همه، از همسرم میشل(۱۵) سپاسگزارم که فراتر از حد کلام به او مدیونم. بدون شکیبایی و پشتیبانی او این اثر وجود نمی داشت.

مه ۲۰۰۰
مت واترز

یادداشت مترجم

دوران ایلام نو هر چند به لحاظ نظامی و فرهنگی همتراز دوران شکوفای ایلام میانه نبود، دورانی بود که ایلام دوباره در عرصه سیاست خاور نزدیک سر بر آورد. در این دوران ایلام در مقابل قدرت متجاوزی چون امپراتوری آشور قرار داشت که همواره حیات سیاسی ایلام را به مخاطره می انداخت. ولی ایلام نو با وجود توان نظامی پایین تر به قدرت نمایی در برابر آشور پرداخت و در مقابل سپاه قدرتمند آشور پایداری تحسین انگیزی از خود نشان داد. ایلامیان با مداخله در امور داخلی بین النهرین از بابل در برابر آشور حمایت می کردند و زمامداران فراری بابل از مقابل آشور را پناه می دادند و برای بر تخت نشاندن دست نشانده خود در سرزمین دریایی که تابع آشور بود به آن جا حمله می بردند. استقلال طلبی ایلامیان آنان را به رویارویی با آشور سوق می داد و حتی زمانی که موقتا تسلیم آشور می شدند باز در فرصتی مناسب در برابر آشور طغیان می کردند. در اواخر دوران سلسله ایلام نو ایلامیان دچار تفرقه و جنگ قدرت در میان خود گردیدند و این چنددستگی و اختلافات ایلامیان موجب تسلط تدریجی آشور بر ایلام و سرانجام سقوط دولت ایلام نو گردید. پس از سقوط سلسله ایلام نو واحدهای سیاسی کوچک ایلامی تا مدتی به حیات خود ادامه دادند. علاوه بر شاهان اصلی ایلام نو شاهان کوچک دیگری نیز در ایلام حکومت داشتند که در این کتاب به آنان اشاره شده است. در این کتاب با بهره گیری از اطلاعات کتیبه ایِ دست اول به بررسی اوضاع داخلی و روابط خارجی ایلام نو پرداخته شده و کوشش شده است تا برخی مجهولات در زمینه تاریخ ایلام نو روشن گردد. کتاب هر چند صورتی تخصصی دارد، برای خوانندگان عادی تاریخ ایلام نیز سودمند است.

نادر میرسعیدی

۱. مقدمه

این اثر تاریخ ایلام نو را به شکلی که به واسطه تحلیلی از منابع مکتوب آشکار شده بررسی می کند، و بر جنوب غرب ایران طی دوره ایلام نو، که در این اثر در حدود ۱۰۰۰ ــ ۵۵۰ ق.م تعیین شده، متمرکز است. بزرگ ترینِ موانع، ضرورت تکیه بر منابع بین النهرینی (آشوری و بابلی) برای تفسیر تاریخ ایلام نو است. منابع مکتوب بومی اندکند و به میزان کمی فهمیده شده اند، به خصوص نسبت به منابع مکتوب بین النهرین. به علت این جانبداری منابع، این بررسی به طور اجتناب پذیر به سمت منابع ایجاده شده به وسیله متون بین النهرینی گرایش دارد. تاکید خاصی می شود بر دشواری های ذاتی تاریخ نگاری در منابع. بررسی های خاص مربوط به باستان شناسی و تاریخ هنر، چنان که انتظار می رفت، خارج از حیطه این اثر باقی خواهد ماند.( ۱ )
در حال حاضر بررسی گسترده ای از تاریخ ایلام نو وجود ندارد و در این اثر کوشش شده است که این نقص رفع گردد: بررسی برداشت های سنتا مورد اعتقاد در باره تاریخ ایلام و اعتبار آن ها و ارائه تفسیرها و نیز راهنمایی های جدید برای پژوهش فراتر. شرح های کلی و بررسی های پرشماری در مورد مباحثی خاص وجود دارد که این اثر بارها و به شدت نسبت به آن ها متعهد بوده است. این اثر افزون بر آثار پیشین پایه ریزی شده و بر تاریخ سیاسی مبتنی بر ارزیابی منابع مکتوب متمرکز است. مهم ترین این ها عبارتند از: History of Early ؛(Iran (Chicago, 1936اثر جورج کامرون(۱۶)؛(Das Reich Elam (Stuttgart, 1964 اثر والتر هینتس(۱۷)؛( ۲ ) و بخش مربوط به متیو و. استولپر(۱۸) در(Elam: Surveys of Political History and Archaeology (Berkeley and Los Angeles, 1984.
چند مانع در تحلیل تاریخی ناشی از درک محدود از زبان ایلامی است. درک لغات، دستور زبان، و نحو ناقص است، و به این ترتیب ترجمه و تفسیر بسیاری از متون غیرقطعی است.( ۳ ) مرحله ایلامی نوی زبان ایلامی، حتی هنگامی که این زبان شروع کرد به تحول یافتن به زبان ایلامی هخامنشی کتیبه های شاهی هخامنشی اولیه و متون اداری از تخت جمشید، حاوی اجزای کهنی از دوره ایلام میانه (شاخص) بود. از آن جا که متون ایلامی نو اطلاعاتی داخلی در خصوص تاریخشان به دست نمی دهند، خصوصیات خط شناختی و سبکی برای تعیین گاهشماری به کار می روند. با وجود این، برخی از این اجزا، حتی در کتیبه ای واحد، شکل ثابت ندارند، و تعیین تاریخ های دقیق برای این کتیبه ها بر مبنای این گونه معیارها دشوار است.( ۴ )
یک نتیجه منطقی این مسئله مربوط به شناسایی نام های ایلامی از روی گواهی های اکدی آن هاست، به خصوص نام هایی ایلامی که فقط در متون اکدی نمایانند. برخی از این نام ها از لحاظ شکل چنان آشنا هستند که شناسایی آسان است (مانند اومّنلدش [Ummanaldaš]اکدی برای هوبن ـ هلتش [Huban-haltaš]ایلامی)، و در این گونه موارد نام های ایلامی بسیاری را می توان با اطمینان از صورت های اکدی پذیرفت. در سایر موارد همچون اورتک [Urtak]، تمّریتو [Tammaritu]، و ایندبیبی [Indabibi]، صورت ایلامی معادل اکدی نامعلوم است.
تفکیک افراد همنام نیز دشوار است. شوتور ـ نخوندی (و) [Šutur-nah̬undi (-u)]اکدی، که در وقایعنامه بابلی به صورت ایشترخوندو [Ištarh̬undu]آمده، صورتی از شوتورـ [Šutur-] یا شوتروک ـ نهونته [Šutruk-Nahhunte] ایلامی است. چند فرد ایلامی قابل تشخیص به نام شوتورـ یا شوتروک ـ نهّونته وجود دارد، و تطبیق هر یک از آن ها با شوتور ـ نخوندی یا ایشترخوندوی اکدی (و صورت های دیگر) آسان نیست (نگاه کنید به ضمیمه ۲). این دشواری در مورد تمّریتو نیز صادق است، که نامی است که فقط در منابع آشوری نمایان است، اما در این منابع سه فرد قابل تشخیص هستند که این نام را دارند؛ این افراد مشابه فقط در بخشی از نمونه هایی که در آن ها نمایانند تمایز می یابند، و این کافی است برای نشان دادن این که بیش از یک فرد نامی مشخص داشتند. ولی در موارد نادری منابع به طور صریح فردی را از همتایان همنام او متمایز می سازند.
کاربرد متغیر نام «ایلام» (از عیلام [êlām]عبری) ــ المتیِ [Elamti] (معمولاً با کوتاه نگار(۱۹) KURNIM.MAKI نوشته شده است) به صورت عادی درآمده در متون اکدی و ه (ل)تمتی [Ha(l)tamti] در متون ایلامی ــ در منابع باستانی نیز تحلیل کنونی را مغشوش می سازد. فراز و نشیب های سیاسی و نظامی و نیز مشاهدات جغرافیایی و فرهنگی ریشه در این کاربردهای متغیر داشت.( ۵ ) در ادوار اولیه (اواخر هزاره سوم تا هزاره دوم ق.م) برخی متون نشان می دهند که «ایلام» به معنایی صریح به فارسی اشاره دارد.( ۶ ) در هزاره نخست ق.م حملات نظامی آشور و مهاجرت ها به ایران تاثیر فوق العاده ای داشت، که فقط مورد نخست در منابع موجود با هرگونه اطمینان قابل نشان یافتن است. قلمرو ایلام (به معنای سیاسی دقیق مناطقی که ایلامیان تحت سلطه داشتند) به تدریج کاهش یافت، تا آن که در اواخر دوره ایلام نو ایلام در اساس محدود به خوزستان و حاشیه های کوهستانی آن جا بود.
نام «ایلام» در سراسر این اثر به مفهومی کلی ــ همانند کاربرد «آشور» یا «بابل» ــ در اساس به عنوان اصطلاحی جغرافیایی به کار خواهد رفت. این نام همچنین برای نشان دادن دولت (یا دولت هایی) تقریبا یکدست که از خوزستان در مرکز (در دوره ایلام نو) به سمت شمال تا لرستان، به سمت جنوب تا بوشهر، و به سمت شرق تا فارس گسترش یافتند به کار خواهد رفت. سلطه اقلیمیِ ایلام نو در فراسوی این نواحی را نمی توان با اطمینان معین کرد. به این ترتیب، «ایلام» به اهالی جنوب غرب ایران اشاره خواهد داشت که در زبان و رسومی مشترک سهیم بودند که می توان به عنوان «ایلامی» تشخیص داد. در حقیقت در این دوره متاخر، «دولت» واحد می تواند گمراه کننده باشد. ایلام نواحی پرشماری را در بر می گرفت که پیوندهای سیاسیشان در خوشبینانه ترین حالت ممکن است اندک بوده باشد. نشانه های دولت های ایلامی همزمان، هنگامی که بتوان آن ها را مشخص نمود، مورد اشاره و بحث قرار می گیرند.
جغرافیای طبیعی ایلام در سراسر تاریخ آن نقشی مهم در امور سیاسی ایلام ایفا کرد. شوش و خوزستان بخشی از دشتی را تشکیل می دادند که بیش تر در معرض تحولات در (و حملات از سوی) بین النهرین قرار داشت، هرچند به واسطه زمین باتلاقی در سمت غرب و تپه ماهورهای زاگرس در سمت شمال تا حدی در امان بود. در فراسوی خوزستان بخش های کوهستانی تمدن ایلام واقع بود که در ادوار اولیه به طور کامل تا بلوچستان امتداد داشت. این نواحی در منابع، بسیار کم تر به چشم می خورند، و بنابراین بسیار کم تر شناخته شده اند، اما ممکن است کانون واقعی ایلام را به خوبی نشان داده باشند.( ۷ )

دوره بندی و گاهشماری

تاریخ ایلام نو به سه دوره اصلی (یک ـ سه) تقسیم شده است. گاهشماری های م. ـ ژ. استو،(۲۰) ف. مالبران ـ لابا(۲۱) و ف. والا(۲۲) به ترتیب زیر است:

استو( ۸ )

ایلام نوی یک (حدود ۱۰۰۰ ــ ۹۰۰ ق.م)
ایلام نوی دو (حدود ۷۵۰ ــ ۶۵۳ ق.م) 
ایلام نوی سه A(حدود ۶۵۳ ــ ۶۰۵ ق.م)
ایلام نوی سه B(حدود ۶۰۵ ــ ۵۳۹ ق.م)

 مالبران ـ لابا( ۹ )
ایلام نوی یک (۱۰۰۰ ــ حدود ۷۶۰ ق.م)
ایلام نوی دو (حدود ۷۵۰ ــ ۶۵۳ ق.م)
ایلام نوی سه (۶۵۳ ــ ۵۳۹ ق.م)

والا( ۱۰ )

ایلام نوی یک (حدود ۱۱۱۰ ــ ۷۷۰ ق.م)
ایلام نوی دو (حدود ۷۷۰ ــ ۶۴۶ ق.م)
ایلام نوی سه (۶۴۶ ــ حدود ۵۳۹ ق.م)

چنان که قبلاً ذکر شد، گاهشماری تاریخی ایلام نو کاملاً وابسته به منابع بین النهرینی است. تعیین گاه شناختی آن شاهان ایلامی که در منابع بین النهرینی گواهی نشده اند، در بیش تر موارد احتمالی است. دوره بندی پیروی شده در این جا با دوره بندی های بالا فاصله زیادی ندارد و بر مبنای فرض های زیر است: مرکز ایلامی میانه انشان(۲۳) در دیرترین حد در زمانی در سده دهم ق.م متروک شد؛ هیچ شاه ایلامی نوی گواهی شده ای پیش از هوبن ـ نیکش یکم(۲۴) (۷۴۳ ــ ۷۱۷ ق.م) وجود ندارد؛ هیچ مدرک روشنی در مورد شاهان ایلامی نوی همزمان پیش از ۶۵۳ ق.م در دست نیست؛ و شوش و هر پادشاهی ایلامی نوی باقیمانده در اوایل سلطنت کوروش کبیر (حدود ۵۵۹ ــ ۵۳۰ ق.م) اگر نه پیش تر به تسخیر درآمدند.

ایلام نوی یک (حدود ۱۰۰۰ ــ ۷۴۳ ق.م)
ایلام نوی دو (۷۴۳ ــ ۶۵۳ ق.م)
ایلام نوی سه (۶۵۳ ــ حدود ۵۵۰ ق.م)

به علت محدودیت های منابع، این پژوهش به طور اجتناب ناپذیر بر دوره ایلام نوی دو و اوایل دوره ایلام نوی سه (۷۴۳ ــ حدود ۶۴۵ ق.م) متمرکز است، که برای این دوره ها منابع بین النهرینی یک گاهشماری تاریخی و برخی جزئیات در باره فعالیت های سیاسی و نظامی ایلام نو فراهم کرده اند. وقایعنامه بابلی تاریخ های سلطنت را از هوبن ـ نیکش یکم (۷۴۳ ــ ۷۱۷ ق.م) تا جلوس اورتک در ۶۷۵ ق.م به دست داده است. پس از ۶۷۵ ق.م گاهشماری تاریخی ایلام نو در اساس مبتنی بر کتیبه های شاهیِ آشوری است که در مورد طول سلطنت شاهان ایلام نو مبهمند. نامه ها و اسناد اداری گاه به گاه وقفه ها را پر می کنند، اما تاریخ های دقیق سلطنت از اورتک تا هوبن ـ هلتش سوم نامعلوم است.( ۱۱ ) پس از دهه ۶۴۰ ق.م، هنگامی که منابع بین النهرینی دیگر چارچوبی گاه شناختی فراهم نمی کنند، تاریخ های سلطنت شاهان حدسی است. کتیبه های ایلامی فاقد شاخص های گاه شناختی داخلی اند، و نسبت دادن تاریخ ها به آن ها بر مبنای عناصر سبکی و خط شناختیشان دشوار است (نگاه کنید به بالا).

شرح کلی منابع

مدارک مربوط به تمدن ایلام بیش از سه هزاره را در بر می گیرد، اما چند وقفه مهم وجود دارد. تاریخ دوره ایلام نو با چنین وقفه ای (دوره ایلام نوی یک، حدود ۱۰۰۰ ــ ۷۴۳ ق.م) آغاز می شود و تا اواسط سده هشتم ق.م طول می کشد تا منابع اکدی و ایلامی هرگونه اطلاع مهمی راجع به اوضاع سیاسی به دست دهند. منابع گوناگون عبارتند از کتیبه های شاهی، وقایعنامه ها، نامه ها، پرسش های تفالی، اسناد حقوقی و اداری، و چند متن دیگر که متناسب با این عناوین کلی نیستند. یک مرور کامل و انتقادی این انواع واحد منابع و خصوصیات و کاربرد آن ها فراتر از حیطه این اثر است. فقط شرح کلی مختصری از منابع مکتوب در پی می آید.( ۱۲ )

کتیبه های شاهی

کتیبه های شاهیِ آشوری ــ به تاریخ اواخر سده هشتم و نیمه نخست سده هفتم ق.م، و در اساس از زمان سلطنت سارگن دوم(۲۵) (۷۲۱ ــ ۷۰۵ ق.م) تا زمان سلطنت آشوربنی پال(۲۶) (۶۶۸ ــ ۶۲۷ ق.م) ــ آگاهی بخش ترین گزارش ها در مورد تاریخ ایلام نو هستند. در میان این کتیبه های شاهی، شرح های روی نقش برجسته ها، تخته سنگ های راست ایستاده، کتیبه های ساختمانی، و بازنگری های گوناگون سالنامه ها قرار دارند. کتاب های نوینی که بیش تر در این اثر مورد استفاده قرار گرفته اند عبارتند از:

A. Fuchs, Die Inschriften Sargons II. aus Khorsabad (Göttingen, 1994); D. Luckenbill, The Annals of Sennacherib (Chicago, 1924); E. Frahm, Einleitung in die Sanherib-Inschriften (Wien, 1997); R. Borger, Die Inschriften Asarhaddons Königs von Assyrien (Graz, 1956); A. C. Piepkorn, Historical Prism Inscriptions of Ashurbanipal, Volume 1: Editions E, B1-5, D and K, (Chicago, 1933); J. M. Aynard, Le Prisme du Louvre (AO 19.939) (Paris, 1957); M. Streck, Assurbanipal und die letzten assyrischen Könige bis zum Untergange Nineveh’s (Leipzig, 1916); T. Bauer, Das Inschriftenwerk Assurbanipals (Leipzig, 1933); and R. Borger, Beiträge zum Inschriftenwerk Assurbanipals (Wiesbaden, 1996).( ۱۳ )

کتیبه های شاهی برای اهداف تبلیغی و مذهبی گوناگون به کار رفته اند و عاری از جانبداری نیستند.( ۱۴ ) آن ها چشم انداز نوین ایلام را با نگاه دشمنی ترسیم کرده اند. در آن چند نمونه در مواردی که منابع غیرآشوری در باره رخدادی مشابه اطلاع داده اند، تصویر متفاوتی پدیدار شده است. نمونه های نبردهای دِر(۲۷) و خلوله(۲۸) بهترین نمونه های بررسی ها را ارائه داده اند که برای آن ها منابع مختلف فاتحان مختلفی را اعلام کرده اند.( ۱۵ )
کتیبه های شاهی آشوری به هیچ وجه تصویر روشنی از پیچیدگی های حکومت و امور سیاسی ایلام به دست نمی دهند. نمونه هایی وجود دارد که در آن ها بیش از یک شاه ممکن است به طور همزمان در ایلام فرمانروایی کرده باشند، چنان که در جریان این پژوهش مشاهده خواهد شد. نمونه خوبی از این مورد در شرح آشوربنی پال از لشکرکشی اش بر ضد تئومّن(۲۹) یافت می گردد. در ویراست B از سالنامه ها تقریبا به طور اتفاقی شکست و اسارت ایشترنندی،(۳۰) شاه هیدلو،(۳۱) که ممکن است همزمان با تئومّن فرمانروایی کرده باشد، شرح داده شده است. متون آشوری هیچ اطلاعی در مورد رابطه سیاسی میان دو شاه نمی دهند، و مورخ، که به واسطه اطلاعات قابل دسترسی در محدودیت قرار دارد، باید بکوشد تا این شرح معمایی و اهمیت آن برای تاریخ ایلام نو را تفسیر کند.
کتیبه های شاهی ایلامی موجود اطلاع اندکی به این مشکلات می بخشند و غالبا امور را پیچیده می سازند. بیش تر آن ها کتیبه های وقفی است و آن ها به ندرت حاوی جزئیاتی در باره اقدامات نظامی یک شاه هستند. حتی هنگامی که این گونه کارهای بزرگ ثبت شده اند، ارتباط دادن اطمینان آمیز این اطلاعات با هرگونه اقدام سیاسی و نظامی ثبت شده توسط شاهان آشور در کتیبه هایشان تاکنون ناممکن بوده است. گزارش های ایلامی قابل مقایسه ای با سالنامه های آشوری وجود ندارد. شمار کتیبه های شاهی ایلامی نسبتا کم است؛ به مراتب کم تر از همتاهای اکدی آن ها که در بین النهرین از خاک بیرون آورده شده اند.
کتیبه های شاهی بابلی نو اطلاعات چندانی در مورد تاریخ ایلام نو به دست نمی دهند. در آن ها فعالیت های ساختمانی شاهان بیش از اقدامات سیاسی نقل شده است.( ۱۶ ) البته استثناهایی وجود دارد، از جمله به خصوص برخی از کتیبه های نبونید (۵۵۶ ــ ۵۳۹ ق.م) که در آن ها به کورش کبیر اشاره شده است. ولی این نمونه ها خارج از حیطه این اثر قرار می گیرند، که شامل نخستین شاهان هخامنشی نمی شود.

وقایعنامه ها

مجموعه وقایعنامه های بابلی یکی از مهم ترین منابع برای گاهشماری خاور نزدیک باستان در هزاره نخست ق.م است. این مجموعه از زمان سلطنت نبوـ ناصیر(۳۲) (۷۴۷ ــ ۷۳۴ ق.م) تا سال دوم سلطنت سلوکوس دوم(۳۳) (۲۲۴ ق.م) ادامه دارد.( ۱۷ ) در این فاصله زمانی، به علت وجود بخش های مفقود یا ناقص الواح، وقفه های مهمی وجود دارد. مجموعه وقایعنامه های بابلی نو (وقایعنامه های ۱-۷) تاریخ های سلطنت دقیقی فراهم کرده اند و شاهان بین النهرینی و ایلامی و نیز اطلاعات مهم در باره نسب شناسی و فعالیت های نظامی و سیاسی شاهان را به هم پیوند داده اند. در خصوص ایلام، وقایعنامه ۱ (که در این جا وقایعنامه بابلی خوانده می شود) منبع گاه شناختی اصلی است.
برای تاریخ ایلام نو وقایعنامه بابلی با وقایعنامه های اسرحدّون (وقایعنامه ۱۴) و شمش ـ شوم ـ اوکین(۳۴) (وقایعنامه ۱۵) تکمیل می شود. وقایعنامه اسرحدّون حاوی مدخل هایی از آغاز سلطنت اسرحدّون تا سال نخست سلطنت شمش ـ شوم ـ اوکین (۶۶۷ ق.م) است. وقایعنامه شمش ـ شوم ـ اوکین شامل مدخل هایی برای ۶۶۴ ق.م و ۶۵۴ ــ ۶۵۰ ق.م و نیز مدخل هایی در مورد دو شاه قدیمی تر بابل در انتهای لوحه است. این سه وقایعنامه با هم تداخل دارند، و چند تفاوت وجود دارد.( ۱۸ ) مدارک مستقل برخی اطلاعات موجود در وقایعنامه ها ــ دست کم در خصوص ایلام ــ را به تردید کشانده اند. این موارد در بخش های مقتضی در پایین مورد بحث قرار خواهند گرفت.

نامه ها

نامه های رسمی شاهان سارگنی، شامل چندصد نامه مکتوب هم به گویش آشوری نو و هم به گویش بابلی نو و به تاریخ زمان سلطنت های سارگن دوم تا آشوربنی پال عمدتا در بایگانی های سلطنتی نینوا (کویونجیک(۳۵)) یافت شده اند.( ۱۹ ) نامه هایی از سایر مکان ها (مانند نمرود) نیز در جای مربوط بررسی خواهند شد. در مجموعه نینوا فقط بخشی از نامه ها مربوط به ایلام یا امور ایلامی اند، اما این بخش در کل میزان منابع مربوط به تاریخ ایلام نو اهمیت دارد.
نامه های سارگنی ها مجموعه وسیعی از موضوعات، شامل (اما نه محدود به) امور سیاسی، نظامی، حقوقی، اقتصادی، آیینی، و علمی را در بر می گیرند. از آن جا که آن ها نوعا اسنادی خصوصی اند، معمولاً صادقانه تلقی می شوند. بنابراین، نامه ها غالبا قابل اعتمادتر از کتیبه های شاهی و سایر اسناد عمومی در نظر گرفته می شوند. با وجود این از آن جا که بسیاری از نامه ها مستقیما خطاب به شاه نوشته می شد یا مورد ملاحظه او قرار می گرفت، این ملاحظه ممکن است در برخی موارد نگارندگان را ترغیب به تحریف حقیقت برای نفع شخصی نموده باشد.( ۲۰ ) این هشدار کلی در مورد مکاتبه میان ماموران شاه و سایر افراد نیز صادق است.
وضع ناقص بسیاری از الواح، اشاره به رخدادهایی در غیر این صورت نامعلوم (که نگارندگان مسلم می دانستند که گیرندگان نامه آن ها از آن رخدادها اطلاع دارند)، و کاربرد اصطلاحات مبهم، تفسیر و گاهشماری را به خصوص دشوار می سازد. برخی نامه ها حاوی تاریخ هایی دقیقند، اما این گونه نمونه ها نسبتا کمند. سایر نامه ها را می توان به واسطه مندرجاتشان به طور تقریبی تاریخ گذاری کرد، اما این تلاش ها غالبا غیرقطعی اند. نظر به تاریخ طولانی دشمنی ایلام با آشور، تعیین زمان نامه های مربوط به روابط آن ها بدون اشارات صریح به شاهان خاص یا افرادی که به آسانی قابل تشخیصند، فوق العاده دشوار است؛ اشاراتی که معمولاً وجود ندارند. در حقیقت وقایع شرح داده شده در این نامه ها را غالبا به بیش از یک رخداد در زمان سلطنت یک شاه آشور می توان نسبت داد. گاه حتی تعیین یک توالی کلی نامه ها دشوار است.
تفسیر مجموعه کوچکی از نامه های ایلامی نو، یا به اصطلاح نامه های نینوا (دسته ای از تقریبا دو دوجین نامه، که غالبا ناقصند)، فوق العاده دشوار است. بسیاری از مبانی این نامه ها، از جمله منشا، زبان، و زمینه تاریخیشان، بغرنج باقی مانده اند. نامه های نینوا و سایر نامه های پراکنده ایلامی نو که شامل مشکلات مشابه در تفسیرند، در فصل هفتم مورد بحث قرار می گیرند.

سایر منابع

این سرفصل به منابع پرشمار دیگر مربوط به تاریخ ایلام نو غیر از آن هایی که در بالا مختصرا مورد بحث قرار گرفته اند، پرداخته است. این منابع عبارتند از مجموعه وسیعی از اسناد متنی، شاملِ، اما نه محدود به، موارد ذیل: متون ادبی اکدی، متون اداری و حقوقی (هم اکدی و هم ایلامی)، پرسش های تفالی (مکتوب به زبان اکدی، با یک استثنا)، کتیبه های مُهریِ ایلامی نو، و متون دیگری از انواع گوناگون که به آسانی تحت یکی از این سرفصل های فرعی قرار نمی گیرند. بخش عمده منابع ایلامی که در این دسته قرار گرفته اند به نظر می رسد که به تاریخ نزدیک به انتهای دوره ایلام نو هستند، و معمولاً به تقریبا صد سال میان زمان غارت شوش به دست آشوربنی پال (۶۴۶ ق.م) و ظهور قدرت کوروش کبیر (اواسط سده ششم ق.م) نسبت داده می شوند.( ۲۱ ) این متون ایلامی بیش تر اسناد موجود برای این دوره را فراهم کرده اند، زیرا اطلاعات از منابع بین النهرینی در مورد ایلام پس از دهه ۶۴۰ ق.م به سرعت کاهش یافته است. در این دسته وسیع، نوشته ها در مورد منابع بین النهرینی فراوان است.( ۲۲ ) از آن جا که فقط بخشی از این اسناد بین النهرینی گوناگون به تاریخ ایلام نو مربوط است، نمونه ها و ارتباط های خاص در بخش های مقتضی در پژوهش ذکر خواهند شد.

یادداشت هایی در باره روش شناسی و حرف نویسی

نگارش در زمینه تاریخ ایلام نو مستلزم اتکایی متزلزل بر جرح و تعدیل و حدس و گمان است. بی نظمی ها، وقفه ها، و فقدان هماهنگی قابل تشخیص میان منابع بین النهرینی و ایلامی نو ایجاب می کند که بیش تر نتیجه گیری ها موقت باشد. به قدر کافی ابهام در مدارک وجود دارد که مجموعه وسیعی از تفسیرها را بتوان به طور موجه مورد بحث قرار داد. منابع ایلامی نوی موجود، به خودی خود، در زمینه تعیین یک توالی گاه شناختی و تاریخی مطمئن و مفصل، امید کمی می بخشند. بنابراین، تحلیل تاریخ ایلام نو لزوما مبتنی بر منابع بین النهرینی است که مبنای گاه شناختی و تاریخی برای سال های ۷۴۳ تا ۶۴۶ ق.م فراهم می کنند. تعیین گاه شناختی آن متون ایلامی نو که خارج از این دسته قرار می گیرند (یعنی آن هایی که ممکن نیست با توالی تاریخی مبتنی بر بین النهرین مرتبط شوند) غیردقیق و موقت است. این پژوهش دیدگاهی حداقل را بر مبنای این اصل پذیرفته است که توالی تاریخی فراهم شده به وسیله منابع بین النهرینی بسیار مهم است. در هر جای ممکن، مدارکی از منابع ایلامی نو با گاهشماری تاریخیِ فراهم شده به وسیله منابع بین النهرینی پیوند داده شده اند.
حرف نویسی های اکدی و سومری در این پژوهش از قواعد متداول پیروی می کنند. برای ترجمه زبان ایلامی، معرف ها برای نام های شخصی مونث (SAL، که با f نشان داده شده است) و نام های خدایان (AN، که با d نشان داده شده است) از زبان اکدی پیروی می کنند، زیرا این معرف ها کاربرد دیگری در زبان ایلامی ندارند و واضحند. گوه عمودی (DIŠ)، به جای معرف مذکر(m)، با یک زِبَرنوشته -v- نشان داده شده است، زیرا این معرف پیش از القاب و نیز نام های شخصی در زبان ایلامی قرار می گیرد. گوه افقی ()، که معمولاً (اما نه همیشه) نشان دهنده نامی جغرافیایی در زبان ایلامی است، با زِبَرنوشته -h- نشان داده می شود. علامت -MEŠ- که در زبان ایلامی برای نشان دادن آن به کار می رود که واژه قبلی یک کوتاه نگار یا شبه کوتاه نگار است، به صورت زِبَرنوشته در آمده است. سایر معرف ها (مثلاً همچون BE و GAM ( ۲۳ )) با علامت زِبَرنوشته پیش از واژه مقتضی نشان داده می شود. لغات در کتیبه های ایلامی مکررا در دو سطر نوشته شده اند، و استنادها به این گونه نمونه ها با یک خط مورب (/) برای اشاره به شماره های سطر نشان داده می شود.
آوانویسی لغات ایلامی از اصول ف. والا پیروی می کند،( ۲۴ ) همراه با انتخاب حروف بی صدا که بر مبنای آن، حروف، عناصر دستوری را (چنان که در کتب دستور زبان شرح داده شده اند) به بهترین وجه منعکس می کنند. کوتاه نگار برای «شاه» به صورت EŠŠANAارائه شده است.( ۲۵ ) نام های شخصی و جغرافیایی ایلامی، در هرجا که مشخصند، با صورت ایلامیشان به شکل عادی درآمده اند (مانند هوبن ـ هلتش به جای اومّنلدش اکدی). در مواردی که این صورت ها مشخص نیستند و فقط به زبان اکدی گواهی شده اند، شکل عادی ایلامی به کار رفته است (مانند هیدلو [Hidalu] نه خیدلو[h̬idalu]، هوهنور [Huhnur] نه خوخنور[h̬uh̬nur]) البته بجز در حرف نویسی زبان اکدی. تاریخ ها با ماه/ روز / سال نشان داده می شوند؛ برای مثالI /۶/۳X : ماه یازدهم (شبتّو [Šabattu]ی اکدی)، روز ششم، در سال سوم سلطنت یا ×I/۶/۶۴۷ برای نشان دادن سالی بر طبق تقویم گرگواری، یعنی ۶۴۷ ق.م.

دوره ایلام نوی قدیم (ایلام نوی یک)

سلسله شوتروکی (اواخر سده دوازدهم و اوایل سده یازدهم ق.م) نشان دهنده میزان بالایی از قدرت سیاسی و نظامی ایلام میانه بود. حملات شوتروک ـ نهّونته یکم به سرزمین بابل زببه ـ شوم ـ ایدّینه(۳۶) را فرو کشید و در واقع در ۱۱۵۸ ق.م به فرمانروایی کاسی ها خاتمه داد.( ۲۶ ) پسران شوتروک ـ نهّونته، یعنی کوتیر ـ نهّونته(۳۷) و شیلهک ـ اینشوشینک(۳۸) یکم، برتری ایلام در سرزمین بابل را حفظ کردند. ولی در زمان سلطنت هوتلودوش ـ اینشوشینک،(۳۹) یک بابل احیاشده به انتقام حملات شوتروک ـ نهّونته یکم و پسرانش به بین النهرین به ایلام حمله برد. گزارش شده است که نبوکدنصّر یکم (۱۱۲۵ ــ ۱۱۰۴ ق.م) ایلام را غارت کرد.( ۲۷ ) با وجود این، میزان پیروزی بابل نامعلوم است، و این پیروزی حاکی از خاتمه سلسله شوتروکی نبود. هوتلودوش ـ اینشوشینک ممکن است به سمت انشان عقب نشینی کرده باشد، اما این امر را نمی توان تایید کرد.( ۲۸ )
هوتلودوش ـ اینشوشینک آخرین فرمانروای گواهی شده سلسله شوتروکی است. نشانه ای وجود دارد مبنی بر این که برادر هوتلودوش ـ اینشوشینک، شیلهینه ـ همرو ـ لگمر،(۴۰) ممکن است به عنوان شاه فرمانروایی کرده باشد، زیرا در متنی متاخرتر، از او، همراه با هوتلودوش ـ اینشوشینک، به عنوان یک شاه نام برده شده است (نگاه کنید به پایین، ص ۴۲). پس از هوتلودوش ـ اینشوشینک تا زمان سلطنت شوتروک ـ نهونته دوم (۷۱۷ ــ ۶۹۹ ق.م) هیچ کتیبه شاهی ای در دست نیست. در سده های میانی، در خصوص اوضاع سیاسی در ایلام، فقط اطلاعاتی تکه تکه وجود دارد. این اطلاعات در اساس از منابع بین النهرینی به دست آمده است.
تنها استثنا در مورد فقدان منابع ایلامی برای این دوره دسته متون اداری یافت شده در ساختمان EDD در تل ملیان (انشان) است.( ۲۹ ) م. استولپر آن ها را به حدود ۱۱۰۰ ــ ۱۰۰۰ ق.م تاریخ گذاری کرده و استقرار مجدد احتمالی شاه هوتلودوش ـ اینشوشینک در لوحه ۸۶ را مورد توجه قرار داده است.( ۳۰ ) کتیبه های شاهی هوتلودوش ـ اینشوشینک نیز در ملیان یافت شده اند.( ۳۱ ) این متون بر مراحل میانی سپری شده در ایلام طی سده های یازدهم تا هشتم ق.م روشنایی اندکی می افکنند، اما نشان می دهند که انشان نزدیک تغییر هزاره همچنان مرکزی با اهمیت بود.
اشارات بعدی به ایلام در منابع موجود تا سده هشتم ق.م محدود است. در وقایعنامه سلسله ای گزارش شده است که مار ـ بیتی ـ اپله ـ اوصور،(۴۱) که از او به عنوان یک «فرزند دور ایلام» نام برده شده است، به مدت شش سال (۹۸۴ ــ ۹۷۹ ق.م) فرمانروایی کرد.( ۳۲ ) ج. آ. برینکمن(۴۲) اظهار عقیده کرده که این فرد یک بابلی ایلامی تبار و شاید حتی از نسل یک شاه بوده است.( ۳۳ ) ف. کونیگ(۴۳) ابراز نظر نموده که این فرد در حقیقت یک ایلامی بوده که مدعی تاج و تخت بابل بوده است.( ۳۴ ) با وجود این هیچ منبع موجودی نشان دهنده استیلای ایلام بر سرزمین بابل در این زمان نیست. بیش از صد سال بعد از مار ـ بیتی ـ اپله ـ اوصور، شاه آشور شمشی ـ ادد پنجم(۴۴) (۸۲۳ ــ ۸۱۱ ق.م) در ۸۱۴ ق.م با سربازان ایلامی ای که شاه بابل مردوک ـ بلاسو ـ ایقبی(۴۵) را یاری می کردند، جنگید.( ۳۵ ) شمشی ـ ادد پنجم در نبرد در دور ـ پپسوکل(۴۶) (نزدیک دِر) مدعی پیروزی گردید. ممکن است شمشی ـ ادد پنجم مردوک ـبلاسوـ ایقبی را در این زمان شکست قطعی نداده باشد، زیرا آشوریان در آن سال پیشروی بیش تری به سمت جنوب نکردند.( ۳۶ )
وضع روابط ایلام و آشور در اوایل سده هشتم ق.م روشن نیست. اسناد اداری از نمرود پاره هایی از اطلاعات فراهم می کنند.( ۳۷ ) دو ایلامی (که نامشان ذکر نشده است) در یک فهرست شراب نمایانند، که یکیشان عنوان ša ki-i-ki دارد.( ۳۸ ) کمان ایلامی در ۷۸۴ ق.م کاربرد داشت،( ۳۹ ) و، بعد از آن در همان متن، یک)DUGŠAB) šappu شراب برای یک رئیس (ṣĪĪru(ایلامی فراهم گردیده است. متاسفانه از این اشارات پراکنده فایده تاریخی اندکی می توان به دست آورد.

نظرات کاربران درباره کتاب پژوهشی در تاریخ ایلام نو

پر از غلط تایپی بود توضیحش. وای به حال کتاب.
در 9 ماه پیش توسط آبتین اصلاح پذیر