فیدیبو نماینده قانونی گفتمان اندیشه‌ معاصر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بوطیقای سه‌گانی و مسائل آن

کتاب بوطیقای سه‌گانی و مسائل آن

نسخه الکترونیک کتاب بوطیقای سه‌گانی و مسائل آن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب بوطیقای سه‌گانی و مسائل آن

سه‌گانی یک قالب شعری است که از سه مصراع یا سه سطر پدید می‌آید و در پایان آن، ضربه ذهنی می‌خورد. سه‌گانی در سه شاخه‌ی نیمایی ، سپید و کلاسیک سروده می‌شود و این امر در کنار امکان کاربرد وزن دلخواه، آزادی عمل مطلوبی برای سه‌گانی پرداز فراهم می‌کند.

ادامه...

بخشی از کتاب بوطیقای سه‌گانی و مسائل آن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

سه گانی از نهم خردادماه سال ۱۳۸۹ در فضای مجازی به عرصه ی شعر فارسی گام نهاد و تاکنون، هم رشد کمی وکیفی چشمگیری داشته است و هم توجّه صدها شاعر و هزاران مخاطب را برانگیخته است. در این مدت راضی به چاپ سه گانی هایم و مبانی نظری آنها نشدم، زیرا هنوز پختگی این کارها را در حدّ کتاب نمی دیدم. خوشبختانه اکنون کارها را در حدّی برآورد می کنم که آغازی برای گام های بلندتر باشند و بی گمان همراهی ها و همرایی های شاعران سه گانی پرداز که از نخستین هفته های ظهور سه گانی بدان روی آوردند، زمینه های این پیشرفت را فراهم ساخته است. همیشه گفته ام فرق میان دوره ی ما و دوره ی نیما بالا رفتن آگاهی جامعه ی ادبی است که به کمک سه گانی آمد و آن را زیر پر و بال گرفت و پرورش و پرواز داد. خوشحالم چندان شکیبایی ورزیدم که هم زمان با بوطیقای سه گانی و نخستین مجموعه از سه گانی های بنده، هم یک گلچین از سه گانی های سه گانی پردازان منتشر می شود و هم سه مجموعه از سه گانی های سه سه گانی پرداز توانا، محمدشریف سعیدی، دکتر بهادر باقری و بابک حسین زاده برجویی.
نکته ی گفتنی درباره ی این پنج سال، نوجویی های نسل جدید شاعران فارسی زبان افغانستان است که از گرایش آنان به سه گانی پردازی برمی آید و محمدشریف سعیدی ایشان را نمایندگی می کند. همچنین نمایندگی دکتر بهادر باقری از نسل جدید شاعران دانشگاهی و نمایندگی بابک حسین زاده برجویی از نسل جدید شاعران بخش های دیگر، مکمّل این زنجیره اند. درکل، انتشار مجموعه ی سه گانی های این سه شاعر نشان از نفوذ سه گانی در همه ی لایه های جامعه ی ادبی ما دارد و من کوشیده ام حلقه ی اتصالی برای این لایه ها باشم.
کتاب حاضر نخستین کتاب از دوره ی «سه گانی» است که شمار کتاب های آن فعلاً شش کتاب بیشتر نیست و انتشارات «گفتمان اندیشه ی معاصر»، چاپ آنها را بر عهده گرفته است. این کتاب از دو فصل با عناوین «بوطیقای سه گانی» و «مسائل سه گانی» پدید آمده است. همچنین فصل دوم، از شش بخش با عناوین «یادداشت ها»، «دیدگاه ها»، «انتقادها»، «گفتگوها»، «شعرها» و «جمله ها» تشکیل شده است. در ادامه ، این فصل ها و بخش ها را اجمالاً معرفی می کنم.
بوطیقای سه گانی، همراه با نمونه ها از همان خردادماه سال ۱۳۸۹ به طور جسته و گریخته با عناوین جزئی در فضای مجازی منتشر شد و سپس در بهمن ماه ۱۳۹۱ با عنوان «مبانی سه گانی» تنظیم و تالیف گردید و یکجا در همان فضا انتشار یافت و آنگاه در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ با عنوان «بوطیقای سه گانی» تکمیل و اصلاح گشت و باز یکجا در همان فضا انتشار پذیرفت. اکنون ویراست نهایی آن را تقدیم می کنم. لازم است بگویم که در سیر تکاملی مبانی نظری سه گانی تا رسیدن به این ویراست، گهگاه از مشاوره های نوشتاری روح الله بهرامیان، پاییز رحیمی و حجت الله کرمی بهره جسته ام. روح الله بهرامیان، شاعر و منتقد افغانستانی، نخستین نوشتارها را راجع به سه گانی نوشت و در روزنامه های افغانستان انتشار داد و این واقعیت، حاکی از همان نوجویی های نسل جدید شاعران فارسی زبان افغانستان است.
ناگفته نماند، هرچند در یکم دی ماه ۱۳۸۹ بر پایه ی «سه گانی»، قالب مکمّل «سه پاره» نیز پدید آمد که ویژگی ها و نمونه اش پایان بخش بوطیقای سه گانی است و چندین شاعر هم به پیروی از آن پرداخته اند، بنا ندارم طی این کتاب درباره ی آن مطلب بیشتری بیاورم، چون این کار طول می برد و یک کتاب جداگانه می طلبد. امیدوارم بعدها فرصت چنین کاری دست دهد.
در فصل مسائل سه گانی، بخش یادداشت ها، شامل مجموعه ای از نوشتارهای کوتاه و بلند نگارنده راجع به مسائل جنبی سه گانی است. در این بخش کوشیده ام به پرسش های احتمالی پیرامون سه گانی پاسخ گویم.
اما بخش انتقادها، به گزیده ای از جرّوبحث های ژورنالیستی درباره ی سه گانی اختصاص یافته است. فواید فنّی و تاریخی این جرّوبحث ها سبب شد تا نگارنده به چاپ آنها ضمن این کتاب اقدام کند. خواهید دید که هرز رفتن اوقات بر سر چنین جرّوبحث هایی چندان بی فایده نیز نبوده است.
و اما از همان ماه های آغازین ظهور سه گانی و همگام با عرضه ی تدریجی آثار عملی و مبانی نظری این نوع شعر، شاعران و منتقدان، دیدگاه هایی درباره ی آن نشر دادند. بخش دوم از فصل دوم کتاب، به گزیده ی دیدگاه های مذکور اختصاص دارد. هرچند گردآوری این دیدگاه ها در این بخش به معنای تایید همه ی آنها نیست، مواد خام سودمندی برای تحلیل پیش روی محققان می گذارند. چینش چنین دیدگاه هایی طبق تاریخ انتشارشان صورت گرفته است. بیشتر آنها منبع اینترنتی شخصی دارند و ذکر این منابع چندان درخور نبود، مگر آنجا که دیدگاه از جهتی نیاز به استناد، یا منبع چاپی داشت.
همچنین بخش «گفتگوها»، شامل گفتگوهایی درباره ی سه گانی است. سه گفتگو از گفتگوهای نگارنده در این باره به دلیل نکات خاص شان، مفیدتر بود که ضمن این بخش آمده اند.
سرانجام دو بخش پایانی، به گزیده ای از شعرهای سه گانی پردازان با مضمون سه گانی و کلمات قصار آنان راجع به آن اختصاص پذیرفته است. بیشتر شعرها در قالب سه گانی و گاهی هم در قالب دوبیتی یا رباعی است. شعرهایی را که برای نگارنده سروده شده بود، از این گردونه خارج کردم، مگر دو سه مورد که نکته ای فنّی یا تاریخی داشتند.
نکته ی قابل توجّه درباره ی بخش «گفتگوها»، نشان دادن سیر تکاملی دیدگاه های نگارنده راجع به سه گانی است و ازاین رو برای نمونه طی گفتگوی اول، هنوز دیدگاهم راجع به فرم های بیرونی سه گانی سپید، کاملاً روشن نیست، حال آن که طی گفتگوی سوم، دیدگاه روشن تری راجع به این موضوع دارم. افزون بر این، پاره ای نمونه های به دست داده شده از سه گانی های بنده طی هر دو فصل کتاب، به دلایل فعلاً ذوقی، در نخستین مجموعه ی سه گانی هایم نیامده اند و شاید روزی روزگاری تصمیم گرفتم آنها یا یک تعداد از آنها را با عنوانی مناسب، جمع و منتشر کنم. ناگفته نماند، همه ی شعرهایی که بدون نام شاعر در جای جای این کتاب وجود دارد، از نگارنده است.
باری، ماجرای تصنیف و تالیف کتاب حاضر، تقریباً ماجرای از هیچ چیز، همه چیز پدید آوردن بود و لذا امیدوارم صاحب نظران بر کمبودهای احتمالی آن به نظر پاک خطاپوش و در تکمیل مباحث آن با دید یار غمخوار بنگرند.

علیرضا فولادی
نهم تیرماه ۱۳۹۴

فصل یکم 

بوطیقای سه گانی

تعریف سه گانی

سه گانی یک قالب شعری است که از سه مصراع یا سه سطر پدید می آید و در پایان آن، ضربه ی ذهنی می خورد:

آسمان با دل تنگم گریان؛
روی چترم باران،
زیر چترم باران.

به عبارت فنی تر، سه گانی نوعی شعر با فرم بیرونی- کلی «کوتاه» و «سه لَختی» و فرم درونی- کلی «بسته» و «کوبشی» است.
از میان ویژگی های بنیادین سه گانی، دو ویژگی «کوتاه» بودن و «سه لَختی» بودن، به ترتیب، کمّیت هندسی و عددی سه گانی را می سازند و با یکدیگر، بنیاد «فرم مکانیک» آن را تشکیل می دهند؛ همچنین دو ویژگی «بسته» بودن و «کوبشی» بودن، به ترتیب، کیفیت هارمونیک(۱)و ریتمیک(۲)سه گانی را می سازند و با هم، بنیاد «فرم ارگانیک» آن را تشکیل می دهند. در یک سه گانی، وجود همه ی این چهار ویژگی به طور همزمان، ضرورت دارد و این بدان معناست که تنها وجود ویژگی «سه لَختی» بودن، سه‎گانی پدید نمی آورد.
اکنون به توضیح این ویژگی ها می پردازیم:

۱. کوتاه

از گذشته های دور و نزدیک، شعر کوتاه در زبان فارسی، به صورت تک بیت،(۳) دوبیتی، رباعی، شعر نیمایی و شعر سپید، رایج بوده است و ریشه های فرهنگی اش با بررسی حکمت های بزرگمهر و امثال وحکم فارسی و همچنین ریشه های ادبی اش با مطالعه ی خسروانی ها و فهلویات و مانند آنها جای واکاوی دارد. بر این ریشه ها بیفزایید اثرگذاری قرآن و حدیث و فرهنگ و ادب دوره ی اسلامی را در این باره. امروزه که عوامل فرهنگی و اجتماعی، به ویژه کمینه گرایی(۴) و کم شکیبایی عام و خاص، شعر کوتاه را بر کرسی کاربرد روزافزون نشانیده است، سه گانی می کوشد خلا شعر فارسی را از جهت نیاز جامعه ی ادبی به شعر کوتاه «ایرانی» و «روزآمد» و «تعریف شده»، پر کند. پدید آمدن سه گانی در این شرایط نشان از آن دارد که نظام شعر فارسی، همچنان زنده و توانمند و پویاست.
ناگفته نماند که مسئله ی ایرانی بودن در اینجا به همخوانی هنجارهای شعری با ساختار ذهن و زبان ایرانیان بازمی گردد و از این چشم انداز، هر هنجاری که با این ساختار دمخور نباشد، مورد پذیرش قرار نمی گیرد؛ چنان که هنوز هایکو مورد قبول عامه ی جماعت شعرخوان ما نیست و کار بر روی آن مانند این است که بخواهیم کباب کوبیده را به جای گوشت، با نیلوفرهای آبی بپزیم.
حال جا دارد بیفزاییم که شعر کوتاه به طور کلی با سه مشخّصه ی زیرقابل شناسایی است:
الف) از جهت فرم بیرونی، امکانات محدودی دارد، چنان که دوبیتی و رباعی، یک وزن با چهار مصراع و یکی- دو طرح قافیه را بیشتر برنمی تابند و لازم است این امکانات، برای هر قالب شعر کوتاه، کاملاً مشخّص باشد تا شاعر با خیال راحت به هنرنمایی در آن قالب بیندیشد.
ب) از جهت فرم درونی، پیوسته است و به عبارتی دارای یک شگرد بنیادی بیش نیست و به عبارت دیگر، تک هسته ای است. افزون بر این، امکان دارد هر قالب، چیز اضافه ای در چنته ی فرم درونی اش داشته باشد؛ مانند ضربه ی ذهنی مصراع آخر رباعی.
ج) درکل، علی رغم کوتاهی، استقلال یک شعر را داراست.

۲. سه لَختی(۵)

شعر کوتاه از جهت فرم بیرونی- کلی، محدود است و بنا بر ظرفیت ذهن آدمی در یک بخش بندی، ظاهراً نمی تواند پنج لَخت بیشتر داشته باشد؛ خواه موزون، که در این صورت، لَخت، یعنی مصراع، و خواه غیرموزون، که در این صورت، لَخت، یعنی سطر. اینجاست که شعرهای کوتاه کلاسیک فارسی، تا کنون یا دولَختی (تک بیت) بوده اند یا چهارلَختی (دوبیتی و رباعی) و امروزه نیز شعرهای کوتاه نیمایی و سپید فارسی، اکثراً یک لَختی تا پنج لَختی اند و نمونه های فراتر از پنج لَختی آنها با تقطع معمولی چندان نیست. این نکته را گفتیم تا بگوییم، به باور ما حدّومرز شعر کوتاه فارسی، از جهت فرم بیرونی- کلی، با تقطیع معمولی لَخت ها، یک لَختی تا پنج لَختی است و بنابراین سه گانی به عنوان یک نوع شعر سه لَختی، نقطه ی تعادل شعر کوتاه را پیش روی ما می گذارد و یگانی و دوگانی و چهارگانی و پنج گانی، لبریخته های آن را تشکیل می دهند.
باری، عدد سه، یک عدد کهن الگویی است. برای اثبات این قضیه لازم نیست از اهرام ثلاثه و تثلیث مسیحی و سه بار سلام دادن در نماز و سه باور بنیادین پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک در آیین زردشت و مَثَل «تا سه نشه، بازی نشه» و مَثَل «یکی غمه، دوتا کمه، سه تا خاطرجَمعه» و این قبیل چیزها که شمارشان فراوان است، سخن بگوییم تا پیشینه های اسطوره ای و تاریخی و دینی و فرهنگی آن را نشان دهیم، زیرا وجود سربسته ی شعر سه لَختیدر گذشته ی ادبی ایران که سه خشتی های کرمانجی بازمانده ی آن است و همچنین وجود هایکو در شعر ژاپنی و همینطور وجود نمونه های مشابه، در برخی ادبیات ها و خرده ادبیات ها کافی است تا این نکته را دریابیم و نوخسروانی های مهدی اخوان ثالث (م.امید) هم برهمین پایه پدید آمده اند

۳. بسته

فرم درونی- کلی بسته را در مقابل فرم درونی- کلی باز به کار برده ایم. برای نمونه، بیت:

مانند ماه در آب
تابیدنت چه زیباست

فرم درونی- کلی باز دارد و به این صورت قابل ادامه است:

دریا به رنگ چشمت
چشمت به رنگ دریاست
بر بوم گیسوانت
تصویر موج پیداست...

اما همان بیت، با افزودن یک مصراع، می تواند فرم درونی- کلی بسته به خود بگیرد:

مانند ماه، در آب
تابیدنت چه زیباست!
زیبا همیشه تنهاست.

همه ی گونه های شعری، اعم از کوتاه و میانه و بلند، قاعدتاً باید متناسب با شرایط شان دارای فرم درونی- کلی بسته باشند، چنان که وجود این ویژگی در تک بیت زیر یافتنی است:

خدایا! مرا فارغ البال کن!
و بنشین و...پرواز را! حال کن!

و بی توجّهی به این قاعده، شعرهای ناقص پدید می آورد. این در حالی است که شعرهای کوتاه امروزی، به ویژه در شاخه های نیمایی و سپید، اکثراً فرم درونی- کلی باز دارند، چنان که گویی هر کدام یک برش از شعری بلند است. شعر سه لَختی زیر، همین ایراد را به رخ می کشد:

مَشک بر خاک و خیمه ها بر باد؛
آب از شرم، آب شد آن روز،
آتش از غم، کباب شد آن روز.

فرم درونی- کلی باز را حتی در بسیاری از دوبیتی ها و رباعی های امروزی می توان دید و سه گانی با درک این مشکل، بر بسته بودن فرم درونی خویش اصرار می ورزد.
فرم درونی- کلی بسته ی سه گانی، برداشت هنری از الگوی قیاس منطقیِ «صغری و کبری و نتیجه» است و بنابراین در ذهن و زبان انسان ریشه دارد. این نکته بدان معناست که پایان بندی سه گانی حتماً باید مانند الگویش، تمام شده جلوه کند؛ یعنی خواننده پس از خواندن سه گانی انتظار ادامه ی آن را نکشد.

۴. کوبشی

بیشتر کوتاه سرایان امروزی درباره ی فرم درونی- کلی شعر کوتاه، دریافت درستی ندارند و تمام شدگی آن را عین قانع کنندگی اش می دانند و بدین دلیل شعرهای کوتاه امروزی غالبا از خاصیت اقناع مخاطب بی بهره اند. برای رفع این مشکل، یک راه بیشتر نمی شناسیم: شعر کوتاه در عوض کوتاهی خویش باید چیزهایی به مخاطب ببخشد که این کوتاهی را جبران نماید. آن چیزها چیست؟ یک موردش زدن ضربه ی ذهنی است؛ ضربه ای که به جای منفعل ساختن احساس یا اندیشه ی مخاطب، فعّالیت احساسی و اندیشگی او را برانگیزد. البته این کار به لحاظ تصویر و تزئین و موسیقی و زبان، همگام پیش می رود و یک شاعرانگی انفجاری پدید می آورد که همان «ناگهانیگی» یا «درلحظگی» است. ضمناً جلوه های تصویری و تزئینی چنین کاری، متفاوت است و گاه از راه کاربرد یک تشبیه بدیع و گاه از راه کاربرد استعاره ا ی غریب و گاه از راه کاربرد ایهام و گاه حتی از راه گره گشایی روایی و مانند آنها پدید می آید:

حیرانم از این حس؛
گل ها همه زیبا،
من عاشق نرگس.

باری، ضربه ی ذهنی نمی تواند جز در مصراع یا سطر سوم سه گانی بخورد و دست کم نمونه های برتر، این گونه نشان می دهند. بااین حال چه بسا این کار، به صورت تصاعدی از مصراع ها یا سطرهای پیشین آغاز شود و در مصراع یا سطر سوم، به اوج برسد:

هرچند به ماندنش در این دنیا
جز تا سرِ ظهر، دل نمی بندد،
آدم برفی همیشه می خندد.

نظرات کاربران درباره کتاب بوطیقای سه‌گانی و مسائل آن