فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دقایق الطریق

کتاب دقایق الطریق

نسخه الکترونیک کتاب دقایق الطریق به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دقایق الطریق

احمد رومی آثارش را به درخواست مریدان صوفی نگاشته که از آنها با عنوان شاگرد یاد می‌کند.محل اجتماع آن مریدان در خانقاه صوفیه بوده است. او برای استفاده آنها، کتابی درباره آداب و اعمال صوفیه با عنوان الدقایق فی الطریق تألیف کرد. با این حال باید توجه داشت که گرچه احمد رومی، آشکارا خود را مرید مولانا خواند، اما به معنی دقیق کلمه در شمار مولویان نبوده است.

ادامه...

بخشی از کتاب دقایق الطریق

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

ورود اسلام به شبه قاره هند

از آن جهت که مردم مسلمان هندوستان، در به وجود آوردن آثار دینی و ادبی و عرفانی و فرهنگی به زبان فارسی، بسیار موثر بوده و این سرزمین پس از ایران، کانون دوم زبان فارسی بوده است، لازم است درباره چگونگی ورود اسلام و مسلمانان و زبان فارسی به کشور هند مختصری توضیح داده شود.
پس از ظهور اسلام و انتشار آن در شبه جزیره عربستان، در زمان خلیفه دوم، در ضمن پیکارهای متعددی که بین مسلمانان و ایرانیان پیش آمد، سرانجام حکومت ساسانی ساقط شده و کشور ایران در تحت حکومت اسلامی قرار گرفت. بعد از آن مسلمانان به سوی شرق ایران رهسپار شده و ضمن تسلط بر منطقه خراسان بزرگ، به سرحدات غربی شبه قاره هند رسیدند.
در پایان قرن اول هجری، مسلمانان به عنوان جهاد اسلامی به سرزمین باستانی هند وارد شده ۱ و ضمن تسلط نظامی، در بین جامعه طبقاتی هند، به تبلیغ دین اسلام و آیین یکتاپرستی و مساوات و برابری و تشریح احکام اسلامی پرداختند.
در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری سلطان محمود غزنوی بارها به این سرزمین پهناور حمله کرده و بر قسمت هایی از آن تسلط پیدا کرد، جانشینان او هم مدت ۱۷۰ سال بر قسمت های مفتوحه فرمانروایی کردند.
به سبب این حاکمیت سیاسی و تلاش مبلغان دینی، عده ای از مردم بومی تحت تاثیر قرار گرفته و مسلمان شدند.
پس از آن زمان هم، از آن نظر که فرهنگ اسلام با فطرت انسانی سازگار است، همواره بر تعداد مسلمانان افزوده شده و در ضمن این گسترش دینی، زبان فارسی هم در آن منطقه توسعه پیدا کرده است.

صوفیان هند

با اینکه دین اسلام در آغاز به وسیله جهاد اسلامی به سرزمین هند وارد شده بود، ولی عاملِ مهمی که فرهنگ اسلامی و زبان فارسی را در آن جا گسترش داده و توسعه بخشید، اندیشه های عارفانه و مسلک صوفیانه ای بود که برخی از عارفان وارسته و صوفیان راستین ایرانی، جاذبه های معنوی دینِ اسلام را در قالب فرهنگ و ادب فارسی به عامه مردم عرضه کردند.
بعضی از این رهبرانِ صوفی، با گفتار و کردارِ خود، نمونه ای از یک مسلمان واقعی و نماینده ای از افراد تهذیب شده مکتب انسان ساز اسلام و آیین برابری و برادری آن بودند.

فرقه های صوفیه در هند

مهمترین سلسله های اصلی صوفیه هند در قرن هفتم عبارت بودند از:

۱ - طریقه سهروردیه که شیخ بهاءالدین زکریا مولتانی آن را پایه گذاری کرد.
۲ - طریقه چشتیه که به وسیله معین الدین حسن چشتی رونق و رواج گرفت.
۳ - طریقه قادریه که منسوب است به شیخ عبدالقادر گیلانی.
۴ - همچنین طریقه های کبرویه و قلندریه و گروه های دیگر، که در قرون بعدی، هر یک از این طریقه ها دچار انشعاب گردیده و طریقه های فرعی دیگر از آنها پدید آمد.

احمد رومی و طریقه مولویه

با چنین سابقه ای که مسلک تصوف اسلامی داشت و هر یک از طریقه ها در کار دعوت و رونق و رواج بودند، شیخ احمد رومی برای توجه و جذب مردم به طریقه مولویه که طریقه ای تازه پدید آمده و بدون سابقه بود، وارد سرزمین هند گردید و در شهر «عوض» به دعوت و تبلیغ پرداخت، ولی کسانی با او مخالفت کرده ۲ و مانع رواج طریقه مولویه گردیدند.
پس از زمان رومی هم، تا مدت های طولانی طریقه مولویه، به عللی، از جمله نداشتن پشتوانه اقتصادی و حمایت سیاسی، پیروان و مریدان قابل توجهی در هند پیدا نکرد.

خاندان مولوی و اقطاب طریقه مولویه

چون احمد رومی از دعوت گران سلسله مولویه بوده و مطالب عرفانی و مسلکی خود را با توجه به گفتار و کردار جلال الدین محمد مولوی بیان کرده، لازم است مختصری به تاریخ زندگی بنیانگذار این سلسله و معاصران او، تا حدودی که به دوره زندگی احمد رومی مربوط می شود اشاره گردد.
جلال الدین محمد مولوی در سال ۶۰۴ هجری در بلخ به دنیا آمده و به سال ۶۷۲ در قونیه درگذشت. او مطالب علمی و عرفانی را از استادان متعدد، از جمله پدرش بهاءالدین محمد ملقب به سلطان العلماء - که از اقطاب صوفیه بود - آموخته، سپس تحت تربیت سید برهان الدین محقق ترمذی قرار گرفت.۳
پس از درگذشت محقق ترمذی، مولانا که در آن وقت، مردی عالم و باتقوی و در علوم معقول و منقول و عرفان متبحر بود، به جای پدر و استادش ترمذی، به مسند تدریس نشست و به بیان مسائل اسلامی، و دقایق عرفانی و ارشاد و تربیت مریدان پرداخت و در طی چند سال شمار فراوانی از علاقه مندان در پیرامون او گرد آمده و وی را پیشوا و رهبر خود قرار دادند. تا آنکه در سال ۶۴۲ هجری با شمس الدین محمدبن علی بن ملک داد تبریزی برخورد کرد و اسیر جذبه عشق او گردید و تا حدودی از مریدان خود فاصله گرفت.۴
پس از گذشتن چند سال، شمس در سال ۶۴۵ ناپدید شده و اثری از وی به دست نیامد. مولانا پس از قطع امید از او در روش سیر و سلوک خود تجدیدنظر کرده و طریق تازه ای را بنیاد نهاد که بخشی از آن بر پایه شور و حال و جذبه و وجد و سماع و جنبش و چرخش قرار داشت. پس از آن در مصاحبت صلاح الدین زرکوب و در کنار حسام الدین چلبی بدان روش ادامه داد و به سال ۶۷۲ درگذشت و حسام الدین خلیفه و جانشین او گردید.
مولانا در طول حیات خود در اندیشه خانقه داری و مریدپروری نبود، او کسانی را که طبق معمول در اندیشه شیخ گزینی بودند، نزد یاران برگزیده خود، مانند زرکوب و چلبی می فرستاد.
سلطان ولد نقل می کند که مولانا به یاران می گفت: من سَرِ شیخی ندارم شما بروید و از صلاح الدین پیروی کنید.۵
حسام الدین مدت یازده سال خلیفه مولانا بود، او بنا به قاعده مرسوم طریقتی، به ارشاد مریدان و تربیت سالکان و ترتیب دادن مجالس سماع، قرائت قرآن و خواندن کتاب مثنوی می پرداخت. «در زمان او پانصد فرجی پوش متمول حلقه بندگی او را در گوش کرده بودند.»۶

سلطان ولد

پس از مرگ حسام الدین چلبی، فرزند مولانا، سلطان ولد به جای او رهبر طریقه مولویه گردید و به خلافت نشست و بر سر تربت پدر به وعظ و ارشاد پرداخت.
بهاءالدین محمد [یا احمد] معروف به سلطان ولد به سال ۶۲۳ در شهر لارنده به دنیا آمد. او در آغاز زندگی در تحت تربیت مولانا قرار داشت و پس از رسیدن به حد کمال و شایستگی، مولانا درباره اش گفت: «اَنْتَ اَشْبَهُ النّاسِ بی خَلْقَاً و خُلْقاً.»۷
سلطان ولد فردی عالم و شاعر و از معارف صوفیه کاملاً آگاه بود، او زبان های فارسی، عربی، ترکی را به طور کامل و زبان رومی را تا حدودی می دانست.۸ وی همانند پدرش مولانا آثاری به نظم و نثر تالیف و تصنیف کرده است.
سلطان ولد در مدت سی سال رهبری و ریاست خود، طریقه مولویه را پایه گذاری کرده و برای آن تشکیلات و قواعدی برقرار کرد و رسوم تازه ای را بنیاد نهاد و این طریقه را به شهرت و معروفیت رسانید، در زمان او مردم بسیاری به طریقت مولویه گرویدند. او در کنار آرامگاه مولانا افرادی از پیروان خود برگماشت که برای مریدان و علاقه مندان کتاب مثنوی را می خواندند.
سلطان ولد در این فرصت مناسب، بیشتر به ارشادوتربیت مریدان و نشرطریقت مولویه پرداخته و در برخورد با مخالفان و معارضان هم، با آنان به مدارا و سازش رفتار می کرد.۹
سلطان ولد بعضی از مریدان برجسته و شایسته خود را برای اقامه مراسم طریقتِ مولویه انتخاب کرده و آنان را به عنوان نماینده به شهرهای دور و نزدیک می فرستاد:

چونکه بنشست بر مقام پدر
داد با هر یکی دفینه زر
...
بی عدد مرد و زن مرید شدند
همه اندر هنر فرید شدند

خلفا ساخت در طریق پدر
کرد در هر مقام یک سرور

زانکه از دور، اهالی هر شهر
همه بودند تشنه این نهر
...
واجب آمد کز این طرف هر جا
برود یک خلیفه ای از ما

خلفا پُر شدند اندر روم
تا نماند کسی ز ما محروم

رومی چی؟ بل همه جهان پُر شد
قطره جمله، زین عُمان، دُر شد

بنشاندیم هر طرف نایب
تا نماند از این عطا خایب

این چنین سنت از خداست روان
می فرستد رسول، هر دوران ۱۰

پس ازدرگذشت سلطان ولد فرزندش عارف چلبی در جای او قرار گرفت. و پس از هفت سال به سال ۷۱۹ وفات کرد. احمد افلاکی از مریدان او بود و به دستور وی کتاب مناقب العارفین را در سال ۷۱۸ تالیف کرد.
پس از مرگ عارف چلبی، عابد چلبی و پس از او واجد چلبی، سپس زاهد چلبی که همگی از خاندان مولانا بودند یکی پس از دیگری خلیفه شدند و این رهبری همچنان ادامه داشته و تاکنون سی تن از این خاندان، خلافت و مسند ارشاد سلسله طریقت مولویه را به عهده داشته اند.۱۱

آثار عرفانی مربوط به خاندان مولوی و بزرگان سلسله مولویه

از جمله آثار مکتوبی که در عهد جلال الدین مولوی و پس از او در قرن هفتم و نیمه اول قرن هشتم نوشته شده و احتمالاً مورد استفاده احمد رومی نیز قرار گرفته عبارتند از:

۱ - معارف، مجموعه مواعظ و سخنان سلطان العلماء
۲ - مقالات سید برهان الدین محقق ترمذی
۳ - مقالات شمس الدین ملک داد تبریزی، تا سال ۶۴۵
۴ - آثار مولانا: مثنوی، دیوان کبیر، فیه مافیه، مجالس سبعه، مکتوبات.
۵ - آثار سلطان ولد: دیوان اشعار و رباعیات، سه مثنوی به نام های ولدنامه، رباب نامه، انتهانامه، که در مسائل عرفانی و مباحث طریقت و شرح حالات اقطاب صوفیه بوده، و آنها را در طول سال های ۶۹۰ تا سال ۷۰۰ هجری سروده است، همچنین رساله ای به نثر که دنباله کتاب فیه مافیه مولانا است.۱۲
۶ - رساله در احوال مولانا از فریدون سپهسالار که کتاب او از مآخذ افلاکی است.
۷ - مناقب العارفین از شمس الدین احمد الافلاکی، مولَّف به سال ۷۱۸ هجری.

شرح حال شیخ احمد رومی

بنا به اشاره خود او، نامش احمد و نسبتش رومی است:

احمد رومی است نام و نسبتم
سال پنجاه است اندر غربتم ۱۳

جزئیات زندگیِ گوینده، ناشناخته و مجهول است، در کتاب هایی که شامل حال ادیبان و سخنوران و عرفاست چیزی به دست نیامد، هرچند ممکن است در کتاب های تذکره که در شبه قاره هند نوشته شده در جایی معرفی شده باشد که اکنون بدان دسترسی نیست.
نسبت رومی نشان دهنده آن است که او اهل آسیای صغیر بوده و هنگام نوشتن کتاب «دقایق الطریق» به سال ۷۲۵ هجری، پنجاه سال داشته، یا مدتِ پنجاه سال بوده که در شهر «عوض» می زیسته و کار تبلیغ و دعوت خود را دنبال می کرده است.
اگر سال ۷۲۵ را پنجاه سالگی گوینده بدانیم تولد او در سال ۶۷۵ هجری خواهد بود. در این صورت با جلال الدین محمد مولوی همزمان نیست، در عین حال، با زمان مولانا هم فاصله چندانی ندارد، زیرا کتاب های خود را در حدود شش دهه پس از درگذشت مولانا نوشته است.
اما در همزمانی احمد رومی با جانشینان مولانا: حسام الدین چلبی و سلطان ولد مشکلی وجود ندارد و عزیمت او به هندوستان، برای دعوت مردم به طریقه مولویه - که از اهداف بارز سلطان ولد بوده - و همکاری و وابستگی او با فرزند مولانا تایید می شود، هرچند در کتاب هایش بدین مطلب اشاره ای نکرده است.

تحصیلات رومی

با توجه به مندرجات آثار احمد رومی، او مردی دانشمند و محقق و از دانش های رسمی روزگار خود: قرآن، حدیث، فقه اسلامی، عرفان و تصوف بهره کافی و کامل داشته و در دوره ای از عمر خود به مسلک تصوف گرویده یا اینکه خاندان او جزء پیروان مولانا بوده و تربیت صوفیانه را در خانواده خود تجربه کرده، سپس با طی دوره مجاهده و سیر و سلوک عرفانی به مرحله برجسته و ممتازی از مدارج عرفانی دست یافته و به سبب داشتن قدرت نویسندگی و طبع خدا داد، به کار نگارش و سخنوری پرداخته و به سبب وارستگی و فروتنی از همدمی با فرادستان و خداوندان زر و زور دوری جسته و به درباری نرفته و کسی را نستوده است.۱۴ و بنا به نوشته ها و سروده هایش، فخرِ فقرِ معنوی را برگزیده و خدمت خانقاه را بر نعمت بارگاه ترجیح داده و با تازیانه های سلوک دمساز شده است.

نمایندگی طریقه مولویه

در مورد نمایندگی احمد رومی، گفتنی است که سلطان ولد با آنکه به فرستادن دعوت گران به شهرها و مناطق اطراف اشاره دارد، از شخص مُعینی نام نمی برد و احمد رومی هم به نماینده بودن خود از سوی اقطاب سلسله مولویه معاصر خود اشاره ای ندارد، حتی اینکه جزو سلسله مولویه باشد و از آن طریقت پیروی کند، ذکری به میان نمی آورد. اما کثرت استفاده او از مطالب و حکایات کتاب مثنوی و دیگر آثار مولانا و احتمالاً توجه به آثار سلطان ولد، نمودار مشخصی است بر وابستگی او به طریقه مولویه. در مورد مدیریت خانقاه هم، با آنکه بخشی از کتاب دقایق الطریق به تشکیلات خانقاهی و کیفیت سیر و سلوک و مریدپروری مربوط می شود، مشخص نیست که آیا رومی در شهر «عوض» و محل سکونت خود خانقاهی داشته و مریدان و علاقه مندان را طبق قاعده و رسوم طریقه مولویه رهبری و ارشاد می کرده؟ و اگر چنین بوده، هزینه آن مرکز را از کجا تامین می کرده است.۱۵

آثار احمد رومی

احمد رومی پدیدآورنده چند اثر آموزشی و عرفانی است و به عنوان سراینده اشعار عاشقانه نیز مشهور بوده است.۱۶
۱ - نخستین اثر احمد رومی عبارت است از کتاب «دقایق الحقایق» شامل نظم و نثر، که به سال ۷۲۰ هجری، در قالب مثنوی سروده شده و در سال ۱۳۵۴ شمسی به اهتمام آقایان سید محمدرضا نائینی و محمد شیروانی، توسط مرکز مطالعات و هماهنگی فرهنگی در سی و چهار + ۵۷۵ صفحه چاپ و منتشر شده است.
کتاب دقایق الحقایق ظاهراً مهمترین و مشهورترین اثر احمد رومی است زیرا نویسنده و سراینده آن؛ بسیاری از اهداف دینی و اخلاقی و عارفانه را در خلال مطالب آن گنجانیده و کتابی مرکب از نظم و نثر و مشتمل بر نکات عرفانی و تفاسیر موضوعات دینی ترتیب داده است.
این کتاب مشتمل است بر یک مقدمه و هشتاد فصل و هر فصلی معمولاً با آیتی از قرآن مجید یا حدیثی منقول از پیامبر اسلام آغاز می شود و پس از نقل آیت یا حدیث، نگارنده ترجمه فارسی آن را آورده، سپس به بیت یا ابیاتی از مثنوی، یا دیوان کبیر (معروف به دیوان شمس) مولانا استشهاد کرده است. پس از آن به مناسبت موضوع، داستانی بر وزن مثنوی مولانا سروده و در پایانِ منظومه هم، با بیت یا ابیاتی از مثنوی مولانا آن را به پایان برده است.۱۷
۲ - دومین اثر رومی کتاب «دقایق الطریق» است [کتاب حاضر] که آن را در سال ۷۲۵ سروده و به سبب وحدت موضوع به مناسبت مقداری از مطالب کتاب قبلی خود را که عبارت از آیات و احادیث و دیگر موضوعات اخلاقی و عرفانی می باشد، در کتاب دوم خود آورده است.
۳ - کتاب سوم رومی «ام الکتاب» است.

نام بنهادم ورا ام الکتاب
درج در وی نص و اخبار ای لُباب ۱۸

این کتاب به نام های: [کتاب المعارف، معارف اسرار، معارف، شرح الاربعین ] هم نامیده شده است.
کتاب با مقدمه و فهرستی از مطالب آغاز گردیده، سپس بخش اول آن با آیه ای از قرآن [سوره اعراف آیه ۵۴] شروع می شود. این کتاب در سال ۷۲۷ هجری ساخته شده است.
بخشی از مندرجات این کتاب چنین است:
ساختار و ترکیب «اُم الکتاب» تقریباً شبیه ترکیب و ساختار «دقایق الحقایق» است، فقط در چند مورد با هم اختلاف دارند. از میان ۴۰ فصل آن کتاب فقط ۶ فصل است که به جای آیه و حدیث با سخنانی از بزرگان صوفیه آغاز شده و فصل ۱۷ با مقابله دیدگاه های معتزله و اهل سنت در باب مخلوق بودن قرآن شروع شده است، معمولاً یک غزل کامل از جلال الدین مولوی در بخش منثور آمده است و از آن غزل یک بیت، با عبارتِ: «مقصود در این غزل این بیت است» مشخص شده است.
برخی از فصول این کتاب شامل یک قصیده یا مثنوی (در قالب سوال و جواب) از خود احمد رومی است. پس از بخش منثور، حکایتی در قالب مثنوی (بحر رَمَل) و در اندازه های مختلف آمده و در پایان آن ابیاتی از مثنوی معنوی نقل شده است.
سرآغاز کتاب، بعد از بسم اللَّه... چنین است: «اَلْحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین وَالصَّلوه عَلی خَیر خَلْقِه مُحَّمدٌ وَ آلِه وَ صَحْبه اَجْمَعین ».
برگ ۲، ب ۱-۱ و به دنبال آن حمدی منظوم آمده است:

ابتدا کردم به نام آنکه او
گُل دهد از تیره گِل با رنگ و بو

گاه آرد از عدم ما را وجود
گه دهد با روح و جسم او تار و پود

گاه سازد طفل ما را، گه جوان
گه کند پیر و ضعیف و ناتوان

گه کند احیای خود را او ممات
گه ممات رفته را بدهد حیات

گاه سازد قبر را حبس جَسَد
گاه محشر آورد بر نیک و بد۱۹

۴ - در ضمن توصیف «ام الکتاب» به یک نکته توضیحی چنین اشاره شده که: «در جهت تایید این مطلب باید اثرِ دیگرِ احمد، یعنی: «اَلْقَوْل الاَصْوب فِی الْحُکمِ بِالصِّحَّهِ وَالْمَوجب، مطالعه گردد.»۲۰
۵ - اشعار رومی - از آن جهت که گوینده این مثنوی ها: دقایق الحقایق و دقایق الطریق و کتاب المعارف، در نظم و نثر مهارت داشته و از طبع روان برخوردار بوده و مثنوی های خود را یکی پس از دیگری سروده است، پذیرفتنی است که در طول زندگی و سال های جوانی، اشعار دیگری نیز سروده باشد؛ چنانکه در ضمن توصیف آثار او چنین آمده است:
«علاوه بر آثار آموزشی و تعلیمی احمد رومی، نمونه ای از اشعار غنایی او را نیز سراغ داریم، در برگ ۴۰ ب نسخه خطی مثنوی معنوی موجود در کتابخانه دانشگاه ادینبورک، غزلی از احمد رومی، مرید حضرت مولوی می یابیم. این غزل از میان آثار شعری احمد از فصاحت بیشتری برخوردار است و نیز شباهت چشمگیری با غزلیات جلال الدین و سلطان ولد دارد. تخلص سراینده این غزل احمد است.»۲۱
«البته بر اساس کلمه احمد که در پایان غزل آمده است «اثبات اینکه غزل از احمد رومی است ناممکن می نماید. متن کامل غزل چنین است:

سر خاک رهِ آن کفِ پا شد، چه به جا شد
خاک کفِ پایش سرِ ما شد، چه به جا شد

باشد سرِ ما خرده خاک از ستم او
در کوی تو همراه صبا شد، چه به جا شد

دودِ دلِ من حلقه زد و رفت به افلاک
دودِ دلِ من حلقه نما شد، چه به جا شد

از خون دلم بست حنا بر سرِ انگشت
خون دلم انگشت نما شد، چه به جا شد

چون لاله پرخون به گلستان محبت
داغ تو نصیبِ دل ما شد، چه به جا شد

ای احمد اگر کفر نبودی به شریعت
گفتم بت من جای خدا شد، چه به جا شد

همچنین چندین مجموعه مجهول المولف از اشعار فارسی با تخلص احمد وجود دارد و جالب است اگر احمد رومی سراینده برخی از آنها باشد.»

نظرات کاربران درباره کتاب دقایق الطریق