Loading

چند لحظه ...
کتاب خوشبختی در راه است

کتاب خوشبختی در راه است

نسخه الکترونیک کتاب خوشبختی در راه است به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۴۸۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب خوشبختی در راه است

وقتی ساشا یک سال و نیمه بود، باربارا آن به دنیا آمد و وقتی باربارا آن دوساله شد، آن‌ها صاحب دیمیتری شدند. اسم ساشا را با هم انتخاب کرده بودند. پس از آن قرار گذاشتند که اسم پسران را لوید انتخاب کند و اسم دختران را دُری. دیمیتری اولین بچه‌شان بود که دل‌درد می‌گرفت. دُری فکر می‌کرد شاید بچه شیر کافی نمی‌خورد یا شاید شیر او مواد غذایی کافی ندارد یا زیادی چرب است، یعنی به هر حال مناسب نیست. لوید از خانمی در انجمن حمایت از کودکان خواست بیاید و با دُری صحبت کند. آن خانم به دُری گفت هر کاری می‌کنی نباید با شیشه به او شیر بدهی، چون چنین کاری اولِ دردسر است و چیزی نمی‌گذرد که بچه دیگر سینه را پس می‌زند. احتمالاً خبر نداشت که دُری شیر دادن با شیشه را پیش از این توصیه شروع کرده و درست است، بچه شیشه را به سینه ترجیح می‌داد، چون هر روز بیش از پیش موقع شیر خوردن از سینه مادرش بی‌قراری می‌کرد. وقتی سه ماهه شد، دیگر فقط با شیشه شیر می‌خورد و این چیزی نبود که بشود از لوید پنهان نگاه داشت. به لوید گفت که شیرش خشک شده و مجبور شده با شیشه به بچه شیر بدهد. این حرف لوید را دیوانه کرد و سعی کرد ثابت کند که دُری دروغ می‌گوید. با هم دعوا کردند. لوید گفت که دُری هم مثل مادرش بدکاره است. گفت که همه آن هیپی‌ها بدکاره‌اند. طولی نکشید که آشتی کردند. ولی هر وقت که دیمیتری بدخلقی می‌کرد، سرما می‌خورد، از خرگوش دست‌آموز ساشا می‌ترسید یا در سنی که برادر و خواهرش بی‌حمایت کسی راه می‌رفتند، هنوز دستش را به صندلی می‌گرفت، در تمامی این مواقع کوتاهی دُری در تغذیه او با شیر مادر یادآوری می‌شد...

ادامه...

مشخصات کتاب خوشبختی در راه است

بخشی از کتاب خوشبختی در راه است

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره

As a friend of mine said, I'm not going to say this book was good, very good or excellent. It was strong. Written in a way that I felt my eyes were hammered to the pages from the beginning. Now that I've just finished the book, I can not leave the mood and the world of the last story. I'm still in it. Too Much Happiness (the title story) is the story of a Russian woman mathematician, Sofia Kovalevskaya. Her relationships, challenges, achievements, awards, travels, loves...and finally her early death at ۴۱. And it was for me as tragic as the recent death of a Persian woman mathematician, Maryam Mirzakhani, who died of cancer just a few weeks ago in a hospital in USA at the age of ۴۰. She was the first woman to be honored with Fields Medal in mathematics.
در ۲ سال پیش توسط el_...j77 ( | )