فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب منظومه‌های فارسی

کتاب منظومه‌های فارسی
قرن ۹ تا ۱۲ معرفی حدود ۹۰۰ مثنوی حماسی، عرفانی و عشقی در ادب فارسی

نسخه الکترونیک کتاب منظومه‌های فارسی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب منظومه‌های فارسی

ز دل چون جانب صحرا نهی روی‌ مگو صحرا گلستانیست خود روی‌ ببینی سر به سر صحرا شکفته‌ به فرش سبزه گل مستانه خفته‌ هزاران گلشنش در هر کنار است‌ که مرغ دست آموزش بهار است‌ یکی زان باغها باغ الهی است‌ که رضوان راز رشکش چهره کاهی است‌ در آن گلشن یکی کهنه چنار است‌ ز نخل طور گویی یادگار است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات روزنه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 6.08 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۹۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب منظومه‌های فارسی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اول. مثنوی

کلمه مثنوی منسوب است به «مَثْنی مرادف اثنین اثنین به معنی دوتا دوتا یا دوگانی»(۱) و «نزد شعرا ابیاتی است متفق در وزن که هر یکی از آن دو قافیه دارد و هر بیتی بر قافیه خاص علی حده است و این را مزدوج نیز نامند.»(۲) صاحب میزان الوافی درباره قالب مثنوی گوید: «کلّ مصراع منها یوافق المصراع الآخر المحاذی فی القافیه»(۳). جامع ترین تعریف درباره مثنوی از ملا حسین واعظ کاشفی است: «مثنوی در لغت چیزی را گویند که منسوب باشد به مَثْنی یعنی دو دو، و در اصطلاح شعری باشد که هر مصرعی ازو مستلزم قافیه بود پس هر بیت را دو قافیه لازم بود و این را مزدوج نیز گفته اند و معنی ازدواج جفت گردانیدن است یعنی شاعر در یک بیت دو قافیه جمع کرده است»(۴) و در ادامه می افزاید: «این نوع شعر (مثنوی) در قصص و اخبار و حکایات و تواریخ استعمال کنند از آن جهت که نظم وقایع و مطولّات احوال بر یک قافیه از قبیل مستحیلات است.»
بنابر آنچه گفته شد: مثنوی شعری است که هر بیت قافیه ای جداگانه دارد و چون شاعر در این قالب به تنگنای قافیه نمی افتد از آن در بیان مطالب طولانی بهره می گیرد. به همین دلیل از این قالب در ادب فارسی برای سرودن داستانهای رزمی و بزمی و مطالب عرفانی و بیان تاریخ و مواعظ و حکم استفاده شد و تقریباً همه موضوعات در همین قالب بیان و سروده شد. باید دانست که قالب مثنوی را ایرانیان در برابر قالب قصیده اعراب اختراع کردند و از آن نهایت استفاده را بردند به نحوی که بیشترین اشعار در ادب فارسی در قالب مثنوی است و مثنویها از نظر تعداد ابیات از مجموع غزل و قصیده و قطعه و دیگر قالبهای شعری بیشتر هستند.

اوزان مثنوی

منظومه های مثنوی چون برای بیان مطالب طولانی بوجود می آیند باید در وزنی سروده شود که خوانندگان را آزرده نکند. به همین دلیل از قدیم الایام مثنویها بیشتر در اوزان مسدس (غیر از متقارب) سروده شده است و تعداد افرادی که از این قاعده عدول کرده اند در برابر گروه عظیم مثنوی سرایان رقم قابل ملاحظه ای به شمار نمی آیند. محققین مجموعه اوزانی را که مثنوی در آن سروده شده است گوناگون ذکر کرده اند بعضی نظر به اهمیت خمسه نظامی تعداد اوزان را به پنج محدود کرده اند. صاحب کشاف اصطلاحات فنون ذیل «المثنوی» (ص ۱۸۰) گوید: «از استقرا معلوم شده که در بحرهای بزرگ مثنوی نگویند چنانکه بحر رجز تام و رمل تام و هزج تام و امثال اینها. و اوزان مثنوی همان است که در خمسه است و آن سکندرنامه و مخزن الاسرار و خسرو و شیرین و هفت پیکر و لیلی و مجنون است.»(۵)
مولف هفت آسمان به تقلید از عده ای دیگر از نویسندگان تعداد اوزان مثنوی را هفت می داند و در کتاب خود (ص ۵) گوید: «نزد جمهور مثنوی را هفت وزن است چنانکه در میزان الوافی گفته: للمثنوی سبعه اوزان معروفه، اثنان من الهزج المسدس، و اثنان من الرمل المسدس و واحد من السریع و واحد من الخفیف المسدس و واحد من المتقارب المثمن.»(۶) او در نامگذاری کتابش نظر به همین اوزان داشته است. عبدالرحمن جامی خاتم الشعرای شعر فارسی (م. ۸۹۸ ه.) نیز قائل به عدد هفت در اوزان مثنوی است و هفت اورنگ خود را نیز بر همین اساس تنظیم کرد. او ابتدا طرح خمسه داشته لیکن دو منظومه دیگر به خمسه خود اضافه نموده نام هفت اورنگ بر آن می نهد تا در هفت وزن مثنوی قریحه خود را نموده باشد.
جامی در مقدمه منثور «هفت اورنگ» درباره وزن مثنوی گوید: «... و پوشیده نماند که اکثر ایراد مثنوی در بیان قصص و حکایات و امور طویل الذیل که غزل و قصیده را گنجایی آن نیست وقوع می یابد پس می باید که آن بر وزنی واقع شود که درو خفتی و عذوبتی که موجب قبول طبع گردد باشد تا کثرت تکرار و ورود آن بر اسماع مستمعان به ملالت نکشد و به سآمت نیانجامد.(۷)» سپس به اوزان «هفت اورنگ» اشاره کرده، گوید: «اینها صاحب دو خصلت خفت و عذوبتند و غیر از اینها وزنی جامع صفت نیست و اینکه امیرخسرو در «نُه سپهر» دو وزن دیگر اضافه کرده تقارب سالم مثمن هر مصراع چهار فعولن و دیگر سریع مسدس هر مصراع سه مفتعلن فاقد خصلت عذوبت است.»(۸)
مرحوم محمدعلی تربیت که چند مقاله درباره مثنوی و مثنوی سرایی نوشته است درباره تعداد اوزانی که مثنوی در آن سروده شده است می گوید: «و از روی استقرا و استقصا چنان معلوم شده است که سخنوران ایران از اول اسلام تاکنون دوازده وزن از اوزان عروض را برای مثنوی گفتن برگزیده و معمول داشته اند.»(۹) این دوازده وزنی که محمدعلی تربیت به آن اشاره کرده و جامع نظرات قبلی هم هست عبارتند از:

۱- هزج مسدس محذوف (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) وزن خسرو و شیرین
۲- هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف (مفعول مفاعلن فعولن) وزن لیلی و مجنون
۳- متقارب مثمن محذوف (فعولن فعولن فعولن فعل) وزن شاهنامه
۴- متقارب مثمن سالم (فعولن فعولن فعولن فعولن)
۵- رمل مسدس محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) وزن مثنوی
۶- رمل
۷- رمل
۸- خفیف مخبون محذوف (فاعلاتن مفاعلن فعلن) بحر حدیقه
۹- سریع مطوی و موقوف (مفتعلن مفتعلن فاعلن) بحر مخزن
۱۰- سریع مسدس (مفتعلن مفتعلن مفتعلن)
۱۱- متدارک مثمن مقطوع (فع لن فع لن فع لن فع لن)
۱۲- مضارع (مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن)
۱۳- مجتث (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن)

وزن ردیف ۱۰ را جامی بیان کرده است و مرحوم تربیت آن را نگفته است. در دوره ما مثنوی به اوزان دیگر هم سروده شده است که عبارتند از:(۱۰)

۱۴- متدارک مثمن احذ (فاعلن فاعلن فاعلن فع) نمونه:

لاله چون دختران پُر آزرم
دارد از روی بیگانگان شرم

۱۵- هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف (مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن) نمونه از شهریار:

پروانه به حال تو دل شمع بسوزد
تنها نه به حال تو دل جمع بسوزد

۱۶- مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف (مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن) نمونه از عماد خراسانی:

ای دل به راه عشق غم هست و نیست نیست
هستی و نیستی به بر عاشقان یکی است

۱۷- رمل مثمن مخبون محذوف (فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن) نمونه از مثنوی «گل کشتی» میرنجات اصفهانی:

در گپ عشق هر آن نامه که دلخواه بود
زینتش نام خوش حضرت اللَّه بود

علی معلم، سلمان هراتی و بعضی دیگر از شاعران - قدیم و جدید - در اوزان دیگر هم خارج از ۱۷ وزن یاد شده مثنوی سروده اند. آنچه که باید در این مقام اشاره کرد اینست که شاعرانی که در اوزان طولانی و سنگین مثنوی سروده اند هیچکدام توفیق نیافته اند منظومه ای حتی هزار بیتی بسرایند چه برسد به منظومه های چند هزار بیتی. اکثر ابیات منظومه های مثنوی آنها زیر «یکصد» است. چند دلیل برای آن وجود دارد؛ نخست اینکه شعر در اوزان سنگین و طولانی متناسب احوال خواننده و شنونده نیست و او را به زودی ملول می کند. دوم آنکه مطالب و مضامین محدود است و به نظر می رسد که شاعر در ذهن خود قصیده ای را درنظر داشته و بنای قصیده ای را می ریخته سپس آن بنا را در قالب مثنوی ارائه داده است. به این منظومه ها شاید بتوان نام «قصیده مثنوی» اطلاق کرد.
از میان اوزان فوق: در ردیف ۴ (متقارب مثمن سالم) ظاهراً تنها امیر خسرو دهلوی بخشی از مثنوی «نُه سپهر» را در آن وزن سروده و متداول نشده است. نمونه:

بدین مثنویات تر ار بدانی
شود منکشف سر سبع المثانی

درباره ردیف ۶ و ۷ تربیت گوید: چند مثنوی بیشتر در این دو وزن نگفته اند. و ما نمی دانیم که این وزن آیا مسدس است یا مثمن، آیا سالم است یا مزاحف. ولی قطع یقین او به وزن «سبحه الابرار» جامی نظر داشته است. وزن ردیف ۱۰ نیز بنا به گفته جامی فاقد «عذوبت» است و نمونه آن را از مثنوی «نه سپهر» امیر خسرو دهلوی چنین بیان می کند:

آمد این هفت گل تازه و تر
تازه کن رونق گلزار هنر

درباره وزن ردیف ۱۱ تربیت گوید: این بحر را عرب ها «رکض الخیل» «خبب الخیل» «دق الناقوس» و... می خوانند یعنی صداهایی که از تکاپوی اسباب و جست و خیز آنان و غژاغژ سپاهیان و... بیرون می آیند در این وزن بهتر گنجانده می شوند و نیز مطالبی که راجع به استغاثه و مناجات وجد و سماع و پاکوبی دراویش باشد درین بحر موثرتر و مناسب تر از سایر بحور بوده است.(۱۱) (بنگرید: فصل دوم ذیل شیخ بهایی)
و درباره وزن مضارع و وزن مجتث گوید: منظومه های مختصری به طرز مثنوی ساخته اند ولی مطلوب عموم واقع نشده و شهرت نیافته اند.( مقالات تربیت: ص ۲۲۱.)
از مطالب بالا آنچه که می توان نتیجه گرفت با توجه به استقرایی که در منظومه های مثنوی صورت گرفته تنها شش وزن بیشتر از همه مورد توجه و استفاده شاعران قرار گرفته است. همان اوزانی که بهترین منظومه های ادب فارسی در آنها سروده شده است؛ یعنی ردیفهای ۱، ۲، ۳، ۵، ۸ و ۹. اوزان دیگر یا برای قریحه آزمایی یا عدول از قاعده حاکم مورد استفاده قرار گرفتند ولی طبع ایرانی آنها را نپسندیده به همین دلیل مورد استقبال قرار نگرفتند.
این شش وزن اسم خاص شده اند. یعنی هریک از این شش وزن به نام برترین اثری که در آن بحر سروده شده شهرت پیدا کرده اند بدینترتیب:

۱- هزج مسدس محذوف: بحر خسرو و شیرین
۲- هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف: بحر لیلی و مجنون
۳- متقارب مثمن محذوف: بحر شاهنامه
۴- رمل مسدس محذوف: بحر مثنوی
۵- خفیف: بحر حدیقه
۶- سریع: بحر مخزن

مضامین و اوزان در منظومه های مثنوی

هر یک از شش وزنی - که بیشترین منظومه ها در آنها سروده شده اند - متناسب با موضوعات و احوال خاصی است. هر چند که نمی توان مرز دقیق و پررنگی برای هر یک ترسیم کرد لیکن با طبایع سخت موافق افتاده است. موضوعات متناسب با هر وزن عبارتند از:

۱- بحر سریع (مفتعلن مفتعلن فاعلن): این بحر به دلیل کثرت سبب و کم بودن وتد در آن، سرعت و سهولتی پیدا کرده است که فوق العاده سلیس و شیرین واقع شده است و این روانی و شیرین بودن هر چند به قول نیما یوشیج «تند و رقص آور(۱۲)» است و هیچ مناسبتی با معانی پند و حکمت ندارد لیکن نظامی «مخزن الاسرار» خود را - که اولین منظومه از خمسه است - در این بحر سروده و در آن مطالب اخلاقی و حکمی را تبیین نموده است و دیگران از او تقلید کرده مثنویهای فراوانی در این وزن به وجود آمد. مولوی احمد مولف کتاب «هفت آسمان» آسمان اول از کتاب خود را به مقلدین مخزن الاسرار تخصیص داده است و از ۸۷ نفر نام می برد که در وزن مخزن الاسرار منظومه فراهم کرده اند. و به نقل از ابراهیم تتوی شارح مخزن الاسرار گوید: «پیش از مخزن الاسرار کتابی در وزن سریع تصنیف نشده است.»(۱۳) البته ما می دانیم که به تقلید از مخزن الاسرار بیش از ۱۵۰ اثر فراهم آمده لیکن هیچکدام به پایه استاد سخن نظامی نرسیده اند. هم چنین در بحر سریع قبل از نظامی شعر در قالب مثنوی سروده شده است و در دوره سامانی نمونه ابیاتی از: ابوشکور بلخی، ابوشعیب صالح و رودکی در بحر سریع باقیمانده است(۱۴)، مع هذا اولین کسی که منظومه کامل او باقیمانده و دیگران از او تبعیت کرده اند نظامی گنجوی است. ما در ادامه مقلدین او را معرفی خواهیم کرد. اما بیان این نکته ضروری است که مقلدین مخزن الاسرار از نظر محتوا آثارشان یکسان نبوده اند و در موضوعاتی غیر از اخلاق و حکمت نیز داد سخن داده اند مانند منظومه «سجنجل الاسماء» عیانی که در علم حروف است و در فصل دوم معرفی خواهد شد.

۲- بحر متقارب (فعولن فعولن فعولن فعل) به جهت نزدیکی وتدها و سبب ها نغمه ای که از آن به گوش می رسد شباهت به هلهله ی دلیران و همهمه ی اسبان و حالات جنگی دارد به همین دلیل این وزن به شرح دلاوریها و حماسه ها و ظفرنامه ها و جنگها اختصاص یافته است. برترین آثار حماسی در این وزن شاهکار جاویدان حکیم ابوالقاسم فردوسی است هرچند که او آغازگر نبوده است.
اولین منظومه ای که در بحر متقارب سروده شد «آفرین نامه» ابوشکور بلخی است که به جهت محتوا مشتمل بر مطالب حکمی و اخلاقی است. هرچند که این وزن اختصاص به حماسه و تبیین مسائل میهنی و فداکاریها و جانبازیها مخصوصاً بعد از شاهنامه فردوسی دارد لیکن بعضی از شاعران از این وزن برای بیان مسائل اخلاقی استفاده کردند مانند سعدی در بوستان، بعضی ماجراهای عشقی را در این بحر سرودند چون وامق و عذرای عنصری و ورقه و گلشاه عیوقی.
هم چنین بعضی منظومه های حماسی در بحور دیگر سروده شدند چون شاهنامه حیرتی که در فصل دوم معرفی خواهد شد یا شاهنامه مسعودی مروزی که در بحر هزج مسدس سروده شده بود.

۳ و ۴- بحر هزج مسدس محذوف (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) و هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف (مفعول مفاعلن فعولن) به قول اسحق موصلی «نغمات اهزاج املح غناست»(۱۵) پس الحان لطیف و تصانیف خفیف در این بحور شیرین تر بوده و اظهار مطالب الفت و محبت و معاشقه و مغازله در این بحور مناسب تر باشد. بیشتر منظومه های عاشقانه در این دو بحر سروده شده اند. نظامی اولی را برای سرودن «خسرو و شیرین» و دومی را برای تالیف «لیلی و مجنون» برگزید و پس از او بیشتر شعرا از او تقلید کردند. جامی منظومه یوسف و زلیخای خود را در بحر هزج مسدس محذوف سرود.
خاقانی سفرنامه خود را به حرمین شریفین به نام «تحفهالعراقین» در وزن لیلی و مجنون سرود هرچند که منظومه او یک مثنوی عاشقانه نبود. قدمت استفاده از این دو وزن به شعرای دوره سامانی می رسد.

۵ و ۶- رمل مسدس محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) و خفیف (فاعلاتن مفاعلن فعلن) این دو وزن بیشتر برای سرودن منظومه های عارفانه و اخلاقی استفاده شده است و بهترین منظومه های عرفانی زبان فارسی به یکی از این دو وزن است منطق الطیر عطار و مثنوی معنوی مولانا جلال الدین به بحر رمل و حدیقه الحقیقه سنایی به بحر خفیف است. ترکیب «وزن مثنوی» و «وزن حدیقه» برای این دو وزن خاص شده اند. هرچند که آهنگ این اوزان برای بیان عرفان متناسب است لیکن منظومه هایی در این دو وزن سروده شده اند که مشتمل بر مطالب دیگرند چون سند بادنامه رودکی به بحر رمل مسدس و هفت پیکر نظامی به بحر خفیف.
بیشتر منظومه های مثنوی در زبان فارسی در یکی از همین شش وزن یاد شده سروده شده اند. لیکن وزن هفتمی که عبدالرحمن جامی انتخاب نموده و منظومه عرفانی اخلاقی «سبحه الابرار» را در آن سرود، مورد استقبال واقع نشد. البته مرحوم تربیت این وزن را «بدیع و مطبوع» صفت کرده و گفته است که مثنوی سبحه الابرار بیش از اندازه منظور نظر ارباب فضل و کمال و جالب نظر صاحبان وجد و سماع واقع شده است.(۱۶) من فکر می کنم که توجه ارباب فضل و کمال به این مثنوی به جهت مقبولیت جناب عبدالرحمن جامی در زمان خودش و همچنین مطالب منظومه سبحهالابرار بوده است نه به جهت وزن. بهرحال این بنده در این وزن (رمل مسدس مخبون محذوف = فاعلاتن فعلاتن فعلن) فقط به دو مثنوی برخورد کرده اثر دیگری ندیدم یکی سبحه الابرار جامی و دوم ذره و خورشید زلالی. برای نمونه این چند بیت را از سبحهالابرار نقل می کنم:

چارده ساله مهی بر لب بام
چون مه چارده در حسن تمام

بر سر سرو کله گوشه شکست
بر گل از سنبل تر سلسله بست

داد هنگامه معشوقی ساز
شیوه ی جلوه گری کرد آغاز

او فروزان چون مه و کرده هجوم
برد رو بامش اسیران چو نجوم...
* * *
به منظومه هایی که خارج از این هفت وزن سروده شده اند موضوع خاصی اختصاص نمی یابد یعنی برابری و تلائم میان وزن و محتوا در این اوزان هنوز تثبیت نشده است.

ساختمان منظومه های مثنوی

ساختمان منظومه های مثنوی شباهت کلی با قصیده دارد. همانطور که قالب قصیده از سه قسمت تشکیل می شود منظومه های مثنوی هم از سه قسمت تشکیل می شود. بخش اول قصیده تغزل و تشبیب است و بخش اول مثنوی مجموعه اشعاری است که حکم مقدمه برای بخش دوم را دارد. تقریباً همه منظومه ها چه عرفانی چه حماسی چه عشقی مقدماتی را رعایت کرده اند و در این کار نظر به پیشوای خمسه سرایان- نظامی گنجوی- داشته اند. این مقدمات شامل: حمد، نعت رسول (ص)، مدح پادشاه زمان، تعریف سخن و سبب نظم کتاب می شود. شاعران شیعه بعد از نعت رسول (ص) در منقبت ائمه اطهار مخصوصاً حضرت علی ابن ابیطالب (ع) ابیاتی اضافه می کردند و شاعران اهل سنت گاه مدحی از خلفای ثلاثه و امام علی (ع) ارائه می دادند. بعضی شاعران «مناجات» بعد از توحید داشتند. در بخشی از منظومه ها شاعران مناجات و نعت را تکرار می کردند و با عنوان: مناجات اول، مناجات دوم... نعت اول، نعت دوم،... مشخص می شد و در بعضی تا پنج مناجات و پنج نعت رسیده است. از قرن دهم که سرودن «ساقینامه» متداول شد بخشی از مقدمه مربوط به ساقینامه بود به همین دلیل بسیاری از ساقینامه ها در بحرهای غیرمتقارب سروده شدند و در مقدمه منظومه ها قرار گرفتند. بعضی شاعران - مثل عبدی بیگ نویدی شیرازی در مثنوی جوهر فرد - این مقدمه را موخره قرار دادند و منظومه را بدون مقدمات معمول شروع کردند در عوض این مطالب را در انتهای اثر خود آوردند. این عمل هرچند تنوع بود لیکن استقبال نشد و در بعضی تنها «ساقینامه» در ابیات پایانی گنجانده شد.
در اکثر منظومه های کوتاه - با هر مضمون و محتوایی - این مقدمات به چشم نمی خورد یا اینکه تنها چند بیت حمد و نعت در ابتدای منظومه است و شاعر بلافاصله وارد متن و موضوع اصلی می شود.
پس از این مقدمات که در بعضی منظومه ها بسیار طولانی می شود و نزدیک به یک سوم حجم منظومه را دربرمی گیرد شاعر وارد بحث اصلی می شود این قسمت حکم بدنه قصیده را دارد. در بخش اصلی معمولاً از عنوانهایی متناسب با موضوع استفاده می شود بعضی شاعران برای هر فصل عنوان طولانی انتخاب کرده اند که خود نمونه نثر آنهاست مانند «منبع الانهار» ملک قمی و ظهوری ترشیزی و «نلدمن» فیضی فیاضی. به نحوی که از طریق مطالعه این عناوین می توان از خواندن ابیات بی نیاز شد و مطلب را از همان سرفصلهای منثور دنبال کرد. بعضی منظومه ها - عکس این گروه - هیچ عنوانی ندارند و شاعر به طور مستمر از اول شروع کرده تا به آخر ادامه داده به انتها می رسد.
در آخر منظومه که حکم شریطه در قصیده را دارد معمولاً شاعر تاریخ سرودن، تعداد ابیات و بعضی مشخصات دیگر را و گاهی همراه با مدح مجدد پادشاه زمان می سراید.
این شباهت کلی منظومه های مثنوی به قصیده بعضی از محققین را معتقد کرده است که ایرانیان قالب مثنوی را در برابر قصیده اعراب اختراع کردند. چون اعراب از طرفی فاقد تمدن و پیشینه فرهنگی قوی بودند و از طرف دیگر مشخصه های زبانی آنها به نحوی بود که اقتضا می کرد قالب قصیده را برگزینند و تمام مطالب خود را حداکثر در قصاید طولانی دویست سیصد بیتی بریزند. در حالیکه مثنوی را که ایرانیان اختراع کردند متناسب با زبان و فرهنگ ایرانی بود. آنها اشعار رزمی و بزمی و اخلاقی و حکمی خود را - هرچند در هزاران بیت - در این قالب ریخته به سهولت ادا کرده به مقصود نائل می شدند. در این نوع شعر، شاعر مشکل تعداد قوافی و تکرار آنرا نداشت و گوش شنوندگان نیز یک قافیه را مکرر نمی شنید.

سابقه تحقیق در مثنوی سرایی

درباره مثنوی و منظومه های مثنوی تحقیق مفصل و جامعی به نظر حقیر نرسیده است آنچه که تاکنون انجام گرفته چند مقاله و کتاب بیش نیست. بدینقرار:

۱- قدیمترین اثری که در زمینه مثنوی فراهم شده «خلاصهالکلام» از علی ابراهیم خان خلیل است که به سال ۱۱۹۸ ه آنرا تالیف کرده است. مولف در این اثر از ۷۸ مثنوی سرا که مثنویهای حماسی یا پندی و عرفانی سروده اند بحث می کند. نگارنده این خطوط با تاسف نتوانست علیرغم جستجوی فراوان به این اثر دسترسی پیدا کند.
۲- کتاب دیگری که براساس طرح جامعی شروع به تالیف شد لیکن عمر مولف کتاب کفاف اتمام نداد «تذکره هفت آسمان» است. مولف این اثر مولوی احمد علی احمد تصمیم داشت براساس هفت وزن مشهور مثنوی هفت جلد کتاب تالیف کرده و مثنویهای مربوط به هر وزن را در قسمت مربوطه معرفی کند. لکن او تنها توفیق پیدا کرد که «آسمان اول» را در معرفی شاعرانی که به تقلید از مخزن الاسرار نظامی اثری فراهم کرده اند تالیف کند. او در این اثر از میان بیش از ۱۵۰ نظیره ی مخزن الاسرار تنها به ذکر ۸۷ شاعر بسنده کرده است. تذکره هفت آسمان در کلکته به سال ۱۸۷۳ م. به چاپ رسید.
۳- محمد علیخان تربیت محقق و کتابشناس متاخر صاحب «دانشمندان آذربایجان» مقالات متعددی در زمینه های لغت و تراجم دارد. تربیت اولین کسی است که تلاش کرد منظومه های مثنوی را به ترتیب زمان تالیف معرفی کند. او طی مقالات متعددی که در مجله مهر با عنوان «مثنوی و مثنوی گویان ایران» به رشته تحریر درآورد از ۳۹ نفر شاعر نام برده آنها را همراه با مثنویهایشان معرفی می کند اولین آنها مسعودی مروزی (قرن ۳ و ۴) و آخرین آنها نجیب الدین جزباذقانی (قرن هفتم) صاحب مثنوی «بشر و هند» است. همچنین دو مقاله در معرفی نظیره های وامق و عذرا و یوسف و زلیخا و یک مقاله مفصل درباره جامی و آثار او دارد. مجموعه این مقالات به همراه بعضی مقالات دیگر به اهتمام ح. صدیق با عنوان «مقالات تربیت» به طبع رسیده است، (دنیای کتاب ۱۳۵۵).
۴- آخرین نفری که در زمینه منظومه های مثنوی تحقیق کرد شادروان دکتر محمد جعفر محجوب بود که در چند مقاله مثنویهای زبان فارسی را از قدیمترین ایام تا آخر قرن پنجم بر اساس دوره تاریخی و وزن آنها معرفی می کند. مطابق این تحقیقات مجموعه مثنویهای ادب فارسی تا قرن پنجم ۱۰۵ اثر است که بسیاری از آنها از میان رفته و نشانه های آنها در کتابهای لغت و صنایع بدیعی باقیمانده است. از میان این ۱۰۵ اثر تنها ۳۱ منظومه به طور کامل یا ناقص برای ما مانده است.

این مقالات در «نشریه دانشکده ادبیات تبریز» س پانزدهم ( ۱۳۴۲)، ش دوم به طبع رسیده است. از میان این مقالات چند مطلب زیر قابل توجه است:

۱- وزن مخزن الاسرار از مخترعات نظامی نیست.
۲- اوزان خمسه نظامی همگی سابقه داشته اند.
۳- خسرو و شیرین را نظامی تحت تاثیر وامق و عذرا سروده است نه ویس و رامین.
۴- برای شاعران مثنوی سرا دو موضوع یکی: حماسه، دیگر: حکمت، بیشتر از همه مورد توجه بوده است.
* * *
چنانکه از نوشته های یاد شده معلوم است تاکنون هیچ اثری که مجموعه مثنویهای ادب فارسی را دربرداشته باشد و یا منظومه های دوره مورد بحث ما را (که از قرن نهم تا دوازدهم است) معرفی کرده باشد تالیف نشده است به همین دلیل این رساله می تواند با همه نقایصی که دارد قدمی دیگر در این راه محسوب شود.

موضوعات مثنوی

چنانکه می دانیم قالب مثنوی از ساخته های ایرانیان است و ایرانیان در قرن سوم و چهارم که قدرتی در برابر اعراب پیدا کرده بودند تلاش کردند تا فرهنگ و تاریخ و تمدن پربار قبل از اسلام را در برابر اعراب علم کنند. بدین جهت به تهیه و سرودن شاهنامه ها مبادرت کردند و چون حماسه بیان رزمها و تاریخ یک قوم اصیل و متمدن بود طبعاً ابیات محدود نمی توانست آنها را در خود بگیرد بنابراین قالب مثنوی را اختراع کردند و مطالب خود را در قالب جدید ارائه دادند. مثنوی به دلیل ساختمان خاص خود هیچگونه محدودیتی از نظر طولی (تعداد ابیات) ندارد به نحوی که طول این نوع شعر در بعضی منظومه ها به پنجاه و شصت هزار بیت می رسد.
هرچند که در قرن چهارم شاهنامه سرایی اوج گرفت لیکن شاعران هیچگاه از مواعظ و حکم و بیان قصه های عاشقانه برحذرنبودندچنانکه می دانیم منظومه «آفرین نامه» که مثنوی حکمی است قبل از شاهنامه سروده شد و «ویس و رامین» و «ورقه و گلشاه» و «وامق و عذرا» در قرن پنجم پدید آمدند. درقرن ششم عرفان به نحو گسترده با «حدیقه الحقیقه» وارد ادب فارسی شد در همین ایام «حماسه های تاریخی» متولدمی شودتاآخردوره تیموریان واوایل صفویه موضوعات مثنوی منحصر به حماسه و عرفان و عشق بود اما در ایران دوره صفویه و هند دوره گورکانیان به تدریج موضوعات تنوع پیدا کرده و گسترش می یابند به نحوی که تقریباً هیچ موضوعی در دنیای آن روز نیست که درباره اش منظومه مثنوی فراهم نشده باشد. موضوعات علمی مثل طب و نجوم و داروشناسی، موضوعات فقهی چون نماز و روزه و ارث و...، موضوعات کلامی چون اصول دین و تفسیر قرآن، موضوعات ادبی چون صرف ونحو و شرح قصایدمعروف، و دیگر: ساقی نامه ها، قضا و قدرها، سراپاها، سوز و گدازها و غیره که مجموعه آنها بخش قابل ملاحظه ای را در ادب فارسی شامل می شود. اما در مجموع باید دانست که موضوعات اساسی همواره «حماسه و عرفان و عشق» بودند واین نوع از منظومه بدنه اصلی ادب قرن نهم تا دوازدهم را تشکیل می دهد و موضوعات دیگر در ذیل و در سایه قرار دارند. ما در اینجا برای شناخت بیشتر منظومه هایی که در یکی از این سه عنوان سروده شده است بخشهای جداگانه ای در نظر گرفته درباره هر عنوان جداگانه بحث می کنیم.

منظومه های عرفانی

منظومه های عرفانی را به سروده هایی اطلاق می کنیم که جوهره و محتوای آنها بیان نکات و مطالب و مسائل عرفانی است با تکیه بر عناصر اخلاقی و حکم و موعظه. در این سروده ها گاهی توصیه های اخلاقی همراه با آثار آن بحث می شود گاهی یکی یا تعدادی از مسائل خاص تصوف چون احوال و مقامات عارفان و کشف و شهود و پی بردن به درون و باطن انسان همراه با تاویلات در آیات و احادیث شرح می شود و در تفصیل این نکات از حکایتها و داستانهای کوتاه و بلند با جوهره اخلاق بهره گیری می شود و در آخر نتیجه تربیتی از آنها اخذ می شود.
چنانکه می دانیم ریشه اصلی این نوع شعر را باید در مواعظ و حکم «کسایی مروزی» و پیش از او در «آفرین نامه» بوشکور بلخی (نیمه اول قرن چهارم) جستجو کرد. پس از آنها ابیاتی از شاهنامه فردوسی و سپس قصاید ناصرخسرو مبین وعظ و حکمت و اخلاق هستند و با گذشت زمان و تحول روزگار و تغییرات اجتماعی این نوع شعر رشد یافته تا در قرن ششم ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی منظومه ی «حدیقه الحقیقه» را مستقلاً در بیان مسائل عرفانی همراه با حکم و مواعظ فراهم آورد. در قرن ششم که شاعران بزرگی در ادب فارسی ظهور کردند همگی در بیان مسائل عرفانی سنایی را پیشوای خود قرار داده ازو به احترام نام برده و تبعیت می کردند. بنابر اکثر اقوال سنایی پدر شعر عرفانی در ادب فارسی است و از زمان او به بعد این نوع شعر توسعه پیدا کرد و همه گیر شد و منظومه های عرفانی که بعداً به وجود آمدند از حدیقه الحقیقه و دیگر آثار سنایی بهره ها بردند. اما هرچند که سنایی پیشرو است و فضل تقدم دارد لیکن منظومه های عارفانه پس از او توسط دیگران به کمال خود رسید؛ عطار آنرا رشد داد و در قرن هفتم مولانا جلال الدین بلخی رومی با اثرجاودانه خود «مثنوی معنوی» ادب عرفانی را به ذروه اعلا رسانید. در قرن ششم مهمترین کسی که در تبعیت از سنایی توفیق یافت نظامی گنجوی در مخزن الاسرار است تقریباً همه شاعرانی که مثنوی های عرفانی مبتنی بر وعظ و حکم فراهم کردند از نظامی و مولاناجلال الدین بهره برده به آنها نظر داشتند. این توجه هم در وزن منظومه هاست هم در محتوا و هم در ساختمان اثر.
البته هیچکدام توفیق پیدا نکردند که به پایه آن دو استاد بزرگ برسند ولی تلاش شاعران عارف و عارفان شاعر هیچگاه متوقف نشد. در دوره صفویه که خمسه سازی به تقلید از خمسه نظامی رونق گرفت شاعران زیادی در سرودن اشعار عرفانی طبع آزمایی کردند چنانکه بیش از یکصد و پنجاه اثر به تقلید از مخزن الاسرار سروده شد ولی هیچکدام به پایه مخزن الاسرار نظامی نرسید و آثار فراوانی به تقلید از مثنوی معنوی مولانا جلال الدین سروده شد اما تفاوت میان آنها از زمین تا آسمان بود.
ارائه فهرستی از آثار عرفانی در ادب فارسی خارج از مسئولیت این نوشته است بعلاوه اینکه در این زمینه کتابهای متعدد و آثار گوناگونی تالیف شده اند. و از قرن نهم تا دوازدهم آثاری که در قالب مثنوی به مسائل عرفانی پرداختند به اجمال در فصل دوم معرفی خواهند شد و اگر بخواهیم از همین زمان فهرستی در اینجا ارائه دهیم صفحات متعددی را شامل خواهد بود پس فعلاً آنرا رها کرده خوانندگان را به فصل دوم نوید می دهیم و مروری را بر «کتابنامه» در آخر کتاب توصیه می کنیم.
در ذیل این بخش فهرستی از مقلدین نظامی ارائه می دهیم که آیه شریفه «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» را تضمین نموده اند. در ضمن، نام شاعر و اثر او ذکر می شود. پس این بخش متضمن فهرستی کوتاه از بعضی آثار عرفانی نیز خواهد بود. عنوان این ذیل را «بسمله گویان» گذاشتیم.

نظرات کاربران درباره کتاب منظومه‌های فارسی