فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب کلمات بیش از آدمی رنج می‌برند!

کتاب کلمات بیش از آدمی رنج می‌برند!
آنتولوژی شعر شاعران معاصر

نسخه الکترونیک کتاب کلمات بیش از آدمی رنج می‌برند! به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب کلمات بیش از آدمی رنج می‌برند!

شاعران جهان سه گروه‌اند: گروه اول شاعرانی که به دنبال کشف‌اند، مطالبی را که مردم نمی‌دانند، بازگو می‌کنند. گروه دوم شاعرانی که می‌دانند مردم چرا نمی‌دانند و این ندانستن‌ها را می‌نویسند. گروه سوم شاعرانی که به جست‌وجوی آن نوع دانایی‌اند که آدمی هرگز نخواهد دانست.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.24 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۱۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب کلمات بیش از آدمی رنج می‌برند!

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

شاعران جهان سه گروه اند:

گروه اول شاعرانی که به دنبال کشف اند، مطالبی را که مردم نمی دانند، بازگو می کنند.
گروه دوم شاعرانی که می دانند مردم چرا نمی دانند و این ندانستن ها را می نویسند.
گروه سوم شاعرانی که به جست وجوی آن نوع دانایی اند که آدمی هرگز نخواهد دانست.

سریا داودی حموله

کوه ها به چه نگاه می کنند وقتی تو نیستی و من در ساقه ی گندم خواب رفته ام؟

به یاد پدرم:
نادر داودی حموله

حس آمیزی های نوستالژیکی

ـ احمدرضا احمدی

احمدرضا احمدی

ـ دیشب ما سه نفر به مرگ فکر کردیم / سیبی را میان خود تقسیم کردیم / سیبی سرخ نبود / سیبی پژمرده و نزار بود / سیب را در کوچه رها کردیم / صدای دو عابر را شنیدیم / که بر سر تقسیم سیب ستیز می کردند / دیشب ما سه نفر می خواستیم / مرگ را میان خود تقسیم کنیم / چاقو نداشتیم / چاقوی ما کند بود / مرگ هم عجله داشت / که از خانه ی ما برود / مهمان همسایه ی ما بود / صدای شکستن بشقاب های همسایه را / شنیدیم / هرسه به خواب رفتیم / «ساعت ۱۰ صبح بود»

احمدرضا احمدی (متولد ۱۳۱۹ کرمان) بانی «موج نو» لقب گرفته است. شاعری خودباورمند و عینیت گرا که سعی می کند با جزء نگاری های عاطفی و نوستالژیکی های حسی زوایای ساختاری شعر را متغیر نشان دهد. در مجموعه های شاعر تضاد ذهنی میان سه محور «انسان»، «طبیعت» و «زمان» در نوسان های پارادوکسیکالیستی برجسته می نماید. شعرها آمیزه ای از احساس، ادراک و یادبودی از کاراکترهای محبوب شاعر می باشند که از لحاظ لحن روایتی و دکلاماسیون منحصربه فرد است.
شعراحمدرضا احمدی شناسنامه دار و بهره مند از ظرفیت های زبانی و کلامی است، یدالله رویایی اقرار می کند که: «از احمدرضا گمان نکنم، نمی شود حرف نزد. حرفی هم نمی شود زد اگر گمان نکنم که او شاعری ست اهل حرف. که او به هر حال از همین قبیله است. از قبیله ی حرف در شعرش، و آن چه می نویسد.»(۱)
درکلیت آثار شاعر نوعی سادگی وهم آمیز حس می شود که ارتباطی ارگانیکی با شاخصه های شعر «موج نو» دارد. با نگاه فراگیر به توصیف روزمرگی ها پرداخته و در پی تعریف تازه ای از پدیده های جهان هستی است.
فصل مشترک ذهنیت شاعر مرگ اندیشی و نوستالژیک سرایی است، رئالیسم خردورزانه ای که به واقعیت های وجودی جهان و پدیده ها نزدیک تر می باشد.

«طرح»

مجموعه ی «طرح»(۲) نخستین دفتر شعر احمدرضا احمدی در نوزده سالگی است که بیش از نیم قرن از نشر آن می گذرد. مثل گیاهی که تازه از دانه روییده باشد در دهه ی چهل، خلاقانه و یک نوآوری شگفت محسوب می شد.(۳)
جوهره شعری «طرح» نوعی اعتراض و دهن کجی به رویکردهای انتقادی اجتماعی آن دوره بود، تجربه های زیست انگاری با ترکیب های متعالی و آکنده از ساختارهای معنایی که زمینه ساز موج نو شد.
شاعر با این اثر طرحی نو درافکند و به جست وجوی دیدگاه های هویتی و بازنمود عقاید شخصی خویش پرداخته است که با اِلمان های مرگ اندیشی و مرگ خواهی به تقابل های متناقض ختم می شود.
در این نوع ژانر ساختار معنایی تِم (مضمون) های پنهان دارد و زبان ایجازمند ابزاری برای تسخیر جهان و مافیه می باشد. شعر حاصل تجربیات ملموس و حقایق عینی و جزئی است که در سطح حرفه ای پرانرژی می باشد که شاعر با رفتار جزء نگر سبب زایندگی اِلمان ها و موتیف ها می شود:

ـ با همه ی آن ها از همه ی زمین ها روییدیم / با گل های اقاقیا شگفتیم / با شاخه های ماه به خواب رفتیم / در کشتزار انبوه ستارگان دویدیم / در آینه، تصویر همه ی گل های رویا را چیدیم / در باغ رویایی کودکان را گشودیم و میوه های روشن و سبک اندیشه شان را چیدیم / «طرح»

«روزنامه شیشه ای»

ساختار زبان مجموعه «روزنامه شیشه ای»(۴) تابع کنش های فاعلی و تحت تاثیر محیط زیستی شاعری است که سعی می کند از رمانتیسم و احساس گرایی فاصله بگیرد و به سمت منزل های اشراق و مکاشفه برود. گرچه فضای گفتاری ملموس در حس های واقعی تنیده شده، اما گاهی سوژه در سوژه گی متن پنهان است.
شعر این دوره مانند جویباری است که هیچ سنگلاخی ندارد و تکرار این نوع ژانر ازلحاظ ساختار معنایی نشانه ی تاکیدهای مکرر است. در این منش و کنش شاعرانه (پوئتیک) شعر فقط به شعر نزدیک است؛ شعرها در خط روایی مرزبندی شده اند وشاعر با وحدت بین بندها به ابعاد زندگی می پردازد. ماهیت متن وابسته به ساختار روایت هاست و اِلمان های حسی جزء مصداق های محسوس محسوب می شود.
گرچه شاعر برای اشیا و پدیده ها ساختاری هستی مند قائل است، ولی زبان عینیت مند، اِلمان و موتیف ها جزء پیش فرض های ذهنی محسوب می شود. راوی با انعطاف پذیری و اقتباس باور و آیین ها به ساختار زبان علت و معلولی رسیده است:

ـ غرور را هرجا می توان کاشت و چید: / بر میزهای چرکین ادارات / بر بیمه نامه های عمر / پرتگاه شک / میز معلمان در صبحگاه روزی تابستانی / بر نگین انگشتر پیر دختران / بر ساعت خفته ی میدان شهر / «روزنامه شیشه ای»

«وقت خوب مصائب»

مجموعه ی «وقت خوب مصائب»(۵) با ذهنیت روایت گری تداعی کننده ی وضعیت روحی و زبان عاطفی (emotional) است.
جهان واقعی به متغیرهای وجودی متن هم بسته است و فرآیندهای حسی متناسب با مفاهیم زبانی می باشند. در این اثر موتیف گرایی جایگزین شعر شده و اشیا و پدیده های هستی از فرازهای نوستالژیکی محسوب می شود.
طرح مضامین سوال برانگیز بین «شاعر، متن، مخاطب» نوعی هم گرایی به وجود می آورد:

ـ من از کدام نژاد بودم / که گیسوان مردانه ام / عشق را / شخم می زد؟ / «وقت خوب مصائب»

این نوع ژانر فراتر از نحو و دستور زبان می باشد؛ آمیزه ای از حادثه، درنگ، رخدادهای هستی مند که شاعر احساساتش را در بافت حروف و کلمات پنهان کرده است. فضای مرگ و زندگی جزء هنجارها و نرم ها ی تثبیت شده است.
شاعر با عبارت های تحکم آمیز در پیش برد حس های زیباشناسانه درتلاش می باشد و روایت های تعلیقی را در بافت حسی عاطفی می گنجاند. اتفاق گرایی در شعر مدیون تصاویر ریزبافت و اِلمان های پنهان متن است. این معناگرایی و تصویرسازی در بروز خاطرات نوستالژیکی بازخوانی های متناقصی دارد.
با موتیف هایی مبتنی بر رئالیزم زبانی ابژه های ساده تبدیل به سوبژه شده است و شاعر برای تثبیت ذهنیت مخیل (سوبژه شعری) به شگردهای گفتاری متوسل می شود. مدلول هایی با تصاویر محسوس و زبان توضیحی که گاه تبدیل به جملات قصار می شود:

ـ ندانستی که گل حقیقت آفتاب است / نه درخت / در آفتاب بنشینیم / تا گل کنیم / «وقت خوب مصائب»
«من فقط سفیدی اسب را گریسته ام»

مجموعه ی «من فقط سفیدی اسب را گریسته ام»(۶) مغز تلخی دارد، شاعر با قابلیت های ساختاری لحن پارادوکسی ایجاد می کند تا به نیمه ی شعاع مقصود برسد.
حادثه مندی پدیده های غیرمادی و مادی از بحران های ذهنی شاعر نشات گرفته است. شعری عاطفی، سطحی و ساده که از یک سوژه منطقی منتَج شده و اگراعتراض و عصیانی هست، در فردیت شاعر نمود دارد.
ساختار زبان تحت الشعاع تصاویر شفاهی است و ساختار علت و معلولی از بالندگی این نوع لحن بیانی محسوب می شود، شاعر با شکل روایی «من» راوی اول شخص مفرد، می کوشد بر رئالیسم زبانی مسلط شود که با کلیدواژه هایی محدود سعی در بداهه سرایی دارد.
نمودهای حسی هم عرض تداعی های ذهنی و عینی محسوب می شود. فضای «رئالیستی ـ سورئالیستی» شاید نقطه ی عزیمتی به سمت لحن گرایی است:

ـ تا برای سفرم / ستاره ها را / دانه دانه / در کوزه ی آب نهان کنم / مرا به بیداری فرصت ده / که تو را ظلمت آغاز سال مرگ بدانم / من که مرگ را از دریچه به قایق خواندم / «من فقط سفیدی اسب را گریسته ام»

«ما روی زمین هستیم»

مونولوگ گویی مجموعه ی «ما روی زمین هستیم»(۷) ابزاری ساختارمند دارد که باعث تعدیل معنایی به انسان و طبیعت می شود. شباهت ساختار متن به روایت های داستانی و «من» محوری در پاراگراف های شعری از هستی های عینیت مند نشات می گیرد.
شاعر جز زبان روایی، مصالحی برای تبیین شعریت ندارد. با سِحر سادگی کلام، حس ناب معنابخشی و نمود عناصر در سایه روشن گزاره ها ساختار روایی را ترسیم می کند.
هم پیوندی های عینی، معصومیت بخشی به ذهن و زبان، حضور انسان و طبیعت، روح پنهان اشیا باهم ارتباطی ارگانیک دارند:

ـ هزار پله به دریا مانده ست / که من از عمر خود چنین می گویم /... فقط می خواستیم میان گند مزارها بدویم / حرف بزنیم و عاشق باشیم / اما گم شدن دل هامان را حدس زدند و اکنون / در انتهای کوچه ی انبوه از لاله عباسی / کسی را از دار فرود می آرند / نه باغی معلق، نه بویی از پونه و نه نقشی بر گلیم / شهر خود فرو می رود / «ما روی زمین هستیم»

«نثرهای یومیه»

در مجموعه ی «نثرهای یومیه»(۸) شاعر خلاء ذهنی را با روایت پردازی پر می کند و از روزگار سپری شده می گوید، با اندوه سرایی و مرگ خواهی در چنبره ی متنی افتاده که پایان بندی های تعلیقی آن، برای خواننده سوال برانگیز است.
برای کشف ظرفیت های متن احمدرضا احمدی باید عظمت روحی «انسان، جهان، هستی» را شناخت. ماهیت وجودی و هست مندی را عنصر روایت ایجاد می کند و شاعر با پرهیز از مفاهیم ذهنی ساختار زبان را عینی جلوه می دهد.
«نثرهای یومیه» تحت تاثیر سمپاتی دوران کودکی و بیوگرافی شخصی است که تابع ساختارهای افقی نویسی است. ضمیر «منِ» فاعلی (Ego) به زمان حال استمراری نزدیک است. ضریب نفوذ واژه های «برف و سرما» در این مجموعه از بسامد بالایی برخور می باشد. مخاطب از تلفیق «نثر ـ شعر» یا «شعر ـ نثر» با اشیا و پدیده ها، ارتباط عینی و ملموس برقرار می کند و متن با ساختار نحوی ـ معنایی و تلفیق زبان تصویرگرا، به کشف معنا و موضوع منجر می شود.
داده های مفهومی واژه (دال) و بازیابی مناسبات انسانی در این روند به رئالیزاسیون (واقعی کردن) متن می افزاید. همان منطق ژانر روایی که ساختارهای حسی ـ ذهنی را در بُعد معناشناختی نهفته دارد:

ـ این میوه های مرده / حیران این روزهایی است / که از پایان آغاز می شود / نگاهم / به این سقف پوسیده بود / که قرار بود / تا پایان هفته بر سرما / آوار شود / عابران قرار است / برای ما لالایی بخوانند / تا ما بیداری را فراموش کنیم / «نثرهای یومیه»

«قافیه در باد گم می شود»

در مجموعه ی «قافیه در باد گم می شود»(۹) فرایندی از حس آمیزی های رئالیستی ملال آور است. با حرکت هایی که بیش تر جز به کل می باشد. شاعر با عطوفت با «سنگ، درخت، بهار، گل و طبیعت...» حرف می زند. تمهیدات روایت در روایت، بازنمودی از مکاشفه ی هستی می باشد که واژه های «سفید، کفن، ساعت، دقیقه، زمان و لحظه...» مراعات نظیری برای مرگ اندیشی محسوب می شود.
تداعی های عنصر سیال ذهن در مقام دانای کل و روایت های ضمنی ارتباط ارگانیکی باهم دارند. بُعد خلاقیت شاعر ازحیث عاشقانه های روایی، تصاویر روایی، زبان روایی مفهوم مند است. در این دوره جهان ذهنی شاعر به سمت نوعی فردیت می رود، گاهی با ساختارتصویری (ایماژ) ناباورانه، ذهن و زبان را تزیین می کند و به تصویر پردازی می پردازد. در این پروسه بندهای مضمونی و روایت های مستقیم شنیداری پاسخی زیباشناسانه به چرایی شعر روایی است:

ـ سیب های سرخ نشانه ای از عمر ما نداشتند / در کمین ما بودند که باد را به تاراج برند / بسیار خواب بود / روزهای جمعه ابر داشتیم / اما نمی توانستیم / بیداری و خواب و ابر جمعه را / زندگی نام بگذاریم / پس خواب را انکار کردیم / پس بیداری را انکار کردیم / روزهای جمعه از خانه بیرون رفتیم / که ابر نبینیم / چه حاصل / که عمر به پایان بود / و چای در غروب جمعه / روی میز سرد می شد. / «قافیه در باد گم می شود»

«لکهای از عمر بر دیوار بود»

در مجموعه ی «لکه ای از عمر بر دیوار بود»(۱۰) اندیشه مهم تر از فرم گرایی است؛ گاه شعر مانند چیستانی است که در پایان بندی ها گره از تعلیقی گشوده باشد.
متن بر مدار اندوه می چرخد و کلید تاویل شعرها در خود شعرها نهفته اند. بار حسی و عاطفی راوی دانای کل هم راستای گزاره های هم ارز و قائم به ذات است.
لذت شعر منوط به دریافت نوستالژیک های حسی است، هم حروفی و هم صدایی ساختار موسیقی درون متن را قوام می بخشد و به لحاظ تکنیک ذهنی فلاش بک به گذشته نقطه ی عطف محسوب می شود. ساختار روایی در ابعاد مکان و زمان و جریان سیال ذهن رویکردی تجربی دارد. شنیدن صدای متن و لذت های جاری در کلمات از لحاظ تصاویر ساختاری در یک لحظه مخاطب را غافلگیر می کند:

ـ سلامم را بر زبان دارم / عابران خبر از مرگ من دارند / جامه های عابران را برای زمستان افروختم / صورتشان را / با عطیه های بهاری پوشاندم / در خانه ها ستم می شد / من خبر داشتم / همیشه از آن غمناک بودم / که در جاده ای مرطوب / گُم شوم / درخت بر خانه ی ما سایه گسترد / ما آن ها را از پنجره دیدیم / شایسته بودند / که پنجره برای آن ها گشوده شود / «لکه ای از عمر بر دیوار بود»

نظرات کاربران درباره کتاب کلمات بیش از آدمی رنج می‌برند!

جلد دومشو نمیذارید؟؟
در 3 هفته پیش توسط سامان
جلد دوم همین کتاب رو هم بگذارید ممنون
در 2 سال پیش توسط bar...978