فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مدیریت مطبوعات

کتاب مدیریت مطبوعات
جستاری در راهبردها و چالش‌های مطبوعات ایران

نسخه الکترونیک کتاب مدیریت مطبوعات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مدیریت مطبوعات

مطبوعات کشور نیازمند یک الگوی مطلوب نظام مطبوعاتی است تا همۀ گروه‌های حرفه‌ای مرتبط با مطبوعات مطابق با آن فعالیت‌های خودشان را تنظیم کنند. در این نظام اصل بر آزادی و تأمین حقوق مطبوعات است، و تنوع و تکثر مطبوعات از لحاظ کمّی و کیفی به رسمیت شناخته می‌شود. در نظام مطلوب مطبوعاتی باید صاحبان اندیشه و در محدوده قانون، حق انتشار نشریه داشته باشند و سیستم امتیاز دهی و کسب اجازه قبلی ‌ــ دست‌کم در بخش‌های تخصصی و استانی‌ــ که ناکارآمدی آن طی سال‌های اخیر در عمل آشکار گردیده به سیستم ثبتی تغییر یابد، قانون مطبوعات اصلاح شده و مفاد آن مبتنی بر این نظام، بازنویسی و تصویب شود، دخالت دولت در امور مطبوعات به حداقل کاهش یابد و به‌طور‌کلی امور مطبوعات به وسیله نهادهای صنفی و حرفه‌ای مدیریت شود و در این میان، نقش دولت باید به امر نظارت بر رفتار مطبوعات و انطباق این رفتار با موازین قانونی محدود شود. همچنین حق دسترسی همگانی به اطلاعات‌ ــ به‌ویژه اطلاعات در اختیار دولت‌ــ به‌وسیلۀ قانون، تضمین شود.

ادامه...

بخشی از کتاب مدیریت مطبوعات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

هنگامی که برادر بزرگوار احمد مسجدجامعی وزیر فرهیخته فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشنهاد مسوولیت معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی را به من داد، بیش از یک سال بود که از فضای درگیری های سیاسی، مدیریتی در ستاد وزارت نفت(۱) به پژوهشگاه صنعت نفت واقع در جنوبی ترین نقطه تهران، در همسایگی پالایشگاه تهران و به گوشه ای دنج پناه برده بودم. در آن هنگام مسوولیتی علمی و تحقیقاتی در حد ریاست یک پژوهشکده کوچک به نام « مرکز مطالعات و تحقیقات انرژی» را بر عهده داشتم. همه چیز به خوبی و در آرامش می گذشت. طرح ها و پروژه های تحقیقاتی مربوط به بهینه سازی مصرف انرژی در کارخانجات، پالایشگاه ها و مراکز صنعتی یکی پس از دیگری به اجرا درمی آمد و در کنار مطالعات علمی، طرح های جدید مربوط به یافتن راه کار برای بزرگ ترین معضل اقتصادی کشور، یعنی مصرف غیرمنطقی و افزایش تصاعدی سوخت خودروها، کلید خورده بود و قراردادهای خوبی برای پیشبرد این ماموریت با شرکت های داخل و خارج از صنعت نفت منعقد شده بود.
مسجدجامعی را از دوره دوم خدمتم در ارشاد (دوران وزارت آقای خاتمی) می شناختم. آن هنگام که به مدت هفت سال مدیرکل مرکز هنرهای تجسمی این وزارت بودم و ریاست موزه هنرهای معاصر تهران را بر عهده داشتم و با پشتیبانی های جدی و صمیمانه مهندس ابوالقاسم خوشرو، دوست دوران نوجوانی، و معاون امور هنری چند وزیر جنجالی ارشاد (آقایان خاتمی، لاریجانی و میرسلیم) فعالیت هایی را برای رونق هنرهای تجسمی به انجام رساندم. سامان دهی دوسالانه های تخصصی هنرهای تجسمی، همایش ها، کنفرانس ها و برگزاری جشنواره های متعدد داخلی و خارجی از آن جمله اند.
در آن دیدار، وزیر ارشاد دوره دوم دولت سیدمحمد خاتمی را بسیار خسته و تحت فشار یافتم. با وجود آن که عقل سلیم، عافیت طلبی و گوشه گیری در «دوران فتنه» را توصیه می کرد اما نگاه های مسجدجامعی و مشورت چند دوست صمیمی مطلب دیگری می گفت. بنابراین قبل از آن که مهندس زنگنه وزیر نفت، موافقت رسمی خود را برای ماموریت دوباره ام از وزارت نفت به ارشاد اعـلام کنـد، خبر انتصاب من از رسانه ملی پخش شد و فردای آن روز، (۱۵مه ۱۳۸۱) روزنامه های سراسری در حالی خبر انتصاب سید محمد صحفی به سمت معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت ارشاد را منتشر کردند که جمعی از مدیران مسوول مطبوعات تا آن زمان حتی نام مرا نشنیده بودند.
چنین بود که در نیمه مهرماه ۱۳۸۱ به ناگاه از پژوهشگاه صنعت نفت به میدان بهارستان پرتاب شدم؛ میدانی که تجربه مبارزات ملت ایران را از نهضت مشروطه تاکنون در سینه خود جای داده، میدانی که خاطره برآمدن دیکتاتوری رضاخان و چالش های نهضت ملی، فریادهای مصدق و عربده های کودتاگران ۲۸ مرداد سال ۳۲ را در حافظه دارد، میدانی که مجسمه مدرس ــ اسطوره ضد دیکتاتوری و بر کرسی خطابه نشسته ــ را در دل خود جای داده است. در حاشیه همین میدان ساختمان مرکزی وزارت فرهنگ و ارشاد قرار دارد و در مقابل آن بنای اهرام گونه جدید مجلس شورای اسلامی که مجلس هفتم در این مکان پا به عرصه گذاشت. ساختمان وزارت ارشاد همان گونه که وزرای مختلف و بعضاً با سیاست های متضادی را به خود دیده، معاونان مطبوعاتی گوناگونی را نیز برتابیده است. این معاونت با سابقه پانزده ساله تاسیس خود از آن جا که خاطره هایی از حضور افراد و شخصیت هایی با سلیقه ها و گرایش های مختلف همچون امین زاده، عالمی، پورنجاتی، اشعری، بورقانی و شهیدی مودب را در ذهن اهالی مطبوعات و اصحاب فرهنگ و اندیشه زنده می کند، برای من جذاب بود ولی می دانستم که کار در این محیط، پرسه زدن در میدان مین است.
نگاهی به شرایط و اوضاع آن روزها و فضای حاکم بر مطبوعات و نیز یاس و سرخوردگی ناشی از توقیف شماری از روزنامه ها، هفته نامه ها و بازداشت جمعی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی و نشنیدن فریادهای اعتراض آمیز نسبت به برخوردهای غیرقانونی و ناعادلانه و نیز سیطره بلامنازع و رعب انگیز برخی رفتارها در عرصه حیات فرهنگی کشور جملگی نشان می داد که موقعیتِ زمانی چنین ماموریتی تا چه حد دشوار بوده است. از یک سو وجود مطالبات انبوه و متراکم روزنامه نگاران و اهالی مطبوعات در جهت ضرورت گشودگی فضای نقد، بازسازی اعتماد از دست رفته مردم به روزنامه ها و نجات رکن چهارم مردم سالاری از چنگ سیاست زدگی مخرب و بازگشت اعتدال و اخلاق به کالبد رنجور نظام فرهنگی و رسانه های کشور بر این دشواری می افزود.
دولت اگر چه دستگاه اجرایی و مسوولی به نام وزارت ارشاد دارد، و وزارت ارشاد اگر چه دارای بخش تخصصی برای مدیریت امور مطبوعات به نام «معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی» در تشکیلات خود پیش بینی کرده ولی اهل فن می دانند که در هر نظام سیاسی مطبوعات، تابعی از ساختار سیاسی ـ فرهنگی موجوداند. به عبارت دیگر داشتن مطبوعات توسعه یافته و فضای گفتمان آزاد و پذیرش نقش مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی نیازمند ساختار سیاسی ، فرهنگی و موازین حقوقی توسعه یافته است. بنابراین به میزانی که ساختار مذکور روحیه پذیرش چنین فضایی را در ذات خود داشته باشد به همان میزان انتظار توسعه آزادی های قانونی، از جمله آزادی مطبوعات، ارتقای فضای نقد و بهادادن به جامعه مدنی منطقی و معقول است. ولی از آن جا که وزارت ارشاد دستگاه اجرایی متعلق به نظام است، بدیهی است که انتظار می رود رفتار چنین دستگاهی در چارچوب های قانونی و سیاست های کلان سیاسی ـ فرهنگی باشد. البته سوابق نشان داده که رویکرد مدیریت کلان دستگاه و نهادهای اثرگذار همچون «هیات نظارت بر مطبوعات» به عنوان عالی ترین مرجع رسیدگی به مسائل مطبوعات و رفتار دستگاه قضایی کشور نیز در تدارک فضای لازم، سهم داشته و دارد.
دیگر این که ساختار و تشکیلات، ماموریت ها و نیروی انسانی معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت ارشاد نیز متعلق به پانزده سال پیش بود و معلوم است که سرعت تحولات و نیازهای این عصر و نسل و مطالبات مطروحه پس از خرداد ۷۶ فشار سهمگینی بر ساختار موجود ایجاد کرده است.
پرسش اساسی پیش روی من این بود که مدیریت راهبردی وزارت ارشاد، که بی تردید این فشارها را حس می کردند آیا برای پی ریزی ساختاری متناسب با نیازهای روز، استفاده از فناوری های نوین و تغییر نگرش از «پلیس ارشادی» به «مدیر فرهنگی» ــ که کار سیاستگذاری و برنامه ریزی رسانه ای را وجه همت خود قرار می دهدـ ـ چه نقشه و طرح اجرایی آماده ای دارد؟
نیروی انسانی در سازمان های پیشرو به عنوان مهم ترین سرمایه هرسازمان شناخته شده و طرح های توسعه سازمانی و برآمدن و اوج گرفتن اهداف سازمانی همواره بر دوش منابع انسانی متخصص محقق می گردد. اما تعداد و ترکیب این نیروها در وزارت ارشاد به ویژه در معاونت مورد بحث باتوجه به ماموریت های جاری اداری و یا اقدامات پشتیبانی که برای آن در نظر گرفته شده در نازل ترین حد ممکن بود.
از خود می پرسیدم این همه چالش های سنگین فرهنگی و منازعات حقوقی، قضایی و سیل عظیم مطالبات جامعه فرهنگی از دولت را کدام ساختار اداری و فرهنگی و عقبه کارشناسی می خواهد راهبری کند؟ و با خود می اندیشیدم سیاست زدگی مانعی برای تحقق اصلاحات فرهنگی است و از عوارض سیاست زدگی حوزه فرهنگ و هنر و ارتباطات همین بس که عمر مدیریتی مدیران این بخش حساس کوتاه بوده و هیچ مدیری تاکنون فرصت ایجاد تحول ساختاری ــ حتی اگر بر انجام آن مصمم بود ــ نداشت. معروف است که در عمر پانزده ساله این معاونت، متوسط طول خدمت معاونان مطبوعاتی یک سال و نیم بود و در این میان دوران مدیریت آقای شهیدی مودب که چهار سال و نیم به درازا کشید، یک استثنا به حساب می آید.
بر این عارضه باید اتوبوسی بودن شیوه مدیریتی کشور را افزود و این که عادت نداریم کار برنامه ای انجام دهیم. از این رو، ردپایی مستند و مفید از کارهایی که آغاز و انجام می شود و ایده ها و سیاست های اجرایی که متولد می شوند و می میرند و تجربه هایی که آموخته می شوند و هدر می روند در سیستم اداری باقی نمی ماند و باید سراغ آن را از سینه های سوخته و فراری شده گرفت.
این موارد را از میان سیاهه ای بلند فهرست نکردم تا خدای نکرده زحمات دشوار، دلسوزی های فراوان و کوشش های بی دریغ مدیران گران قدر را در طول عمر معاونت امور مطبوعاتی کم اهمیت یا کم مقدار جلوه دهم، بلکه این گزارش، توصیف شرایط و حال و هوای موجود از نگاه مدیر سازمانی است که در یک «بزنگاه» بزرگ تاریخی و در یکی از حساس ترین شرایط سیاسی، مسوولیت اداره امور مطبوعاتی و تبلیغاتی کشور را برعهده دارد؛ در شرایطی که رئیس جمهوری از بحران های زنجیره ای و به هم پیوسته ای سخن گفت که فرصت و توان دولت وی را برای پیش بردن جامع سیاست های توسعه و رونق فرهنگی زائل و ضایع کرد.
آنچه در این مجموعه گردآوری و ارائه شده نه گزارش عملکرد یک سازمان به شیوه معمول است و نه بیلان کار نگارنده این سطور، که بیش تر مستندسازی یک شیوه مدیریتی آن هم در یک مقطع زمانی نسبتاً کوتاه است.
در این شیوه، کارهای اداری جاری، فعالیت های عادی و مسبوق در سنت اداری مجموعه ــ اگر چه بیش ترین انرژی مصروف آن شده و یا جزو فعالیت هایی باشد که از ماموریت های ذاتی دستگاه برخاسته باشد ــ عمداً فراموش و کنار گذاشته شده اند، زیرا این قبیل فعالیت ها اموری ثابت، اداری و معمولی اند که بود و نبود مدیر در روند آن تغییری ایجاد نمی کند. به عبارتی دیگر اگر در سازمان مدیریتی هم اعمال نشود این امور بر زمین نمی ماند و با تفاوت هایی اندک به انجام می رسد. ارائه خدمات اداری و پشتیبانی به صدها خبرنگار داخلی و خارجی، تشکیل و تکمیل هزاران پرونده برای متقاضیان اخذ مجوز نشریه، فرایند سنگین انجام تحقیقات و یا پی گیری استعلام از مراجع ذی ربط، تکمیل پرونده ها و ارجاع آن به نهاد تصمیم گیری و هیات نظارت بر مطبوعات، از امور اداری معمول به شمار می آیند. اقدامات مربوط به تمرکز و توزیع آگهی های دولتی در مطبوعات که جزو نخستین هسته شکل گیری اداره کل مطبوعات در چهل سال پیش بوده و اکنون نیز در شبکه کشوری به ویژه در تهران به صورت گسترده انجام می شود و سالانه در حدود یک صد میلیارد ریال اعتبار آگهی های دولتی را بین مطبوعات تقسیم می کند، جزو امور عادی و روزمرّه قلمداد می شود. و این چنین است موضوع توزیع مستمر یارانه کاغذ مطبوعات، اعم از محاسبه و توزیع سالانه حدود ۲۲ میلیون دلار ارز برای واردات کاغذ و یا کوششی که به طور سالانه برای ۷۰ هزار تن کاغذ یارانه ای تولید داخل و سهمیه بندی مصرف و توزیع کاغذ مذکور انجام می شود؛ این ها همه از جمله کارهای خدماتی معمول و منظّم خدمت رسانی به مطبوعات به حساب می آید که از آن ها و ده ها مورد مشابه دیگر در این گزارش صرف نظر شده است. اگرچه بیش تر مدیران مطبوعات کشور به وزارت ارشاد به چشم «وزارت توزیع کاغذ» می نگرند و هرگاه مدیری از مدیران ارشاد را می بینند. «یاد شیرین کاغذ یارانه ای» بر احوال پرسی معمول رجحان می یابد.
آن چه کانون توجه این گزارش است فهرستی از ایده پردازی های نوین، نکته سنجی و نیازسنجی های تازه، ضرورت های شکل گرفته بر بستر تحولات اجتماعی و نیز الزامات تغییرنگرش و تحولات ساختاری است. البته برخی امور که مورد اشاره قرار گرفته ویژگی تحول ساختاری را نداشته بلکه به عنوان یک رویداد یا یک تصمیم مدیریتی و اجرایی ویژه شناخته شده و به آن اشاره رفته است تا در برنامه ریزی های آینده مطبوعات چشم بر آن ها بسته نشود.
برپایه آن چه گذشت، فصل هایی از این مجموعه در قالب خلاصه ای از مهم ترین اقدامات سال های خدمت صاحب این قلم (سال های ۸۱، ۸۲ و ۸۳) و نیز هشدارهایی درباره مشکلات اداری، اجرایی و تشکیلاتی نگارش یافته که برای ثبت در سوابق آمده وگرنه از ابتدا امید چندانی به گشایش گره ها نبوده است.
بسیار علاقه مند بودم که به عنوان یک پژوهنده توفیق ارزیابی و تحلیل عملکرد دوره هشت ساله دولت اصلاحات در امر مطبوعات نصیبم می شد و یا دست کم دستاوردهای چهار ساله دوم دولت را که در وزارت ارشاد با آرامش نسبی و تنش کم تر و بر محور سیاست دور ساختن مدیریت فرهنگی از سیاست زدگی طی شد تنظیم می کردم ؛ ولی به دلیل در دسترس نبودن مدارک و مستندات قابل اتکا و نیز فشردگی زمان در تهیه این کتاب در گرماگرم مبارزات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری، این خواست و آرزو محقق نگردید.
باشد تا آیندگان صفحات این مجموعه ناقص را کامل کنند.

سید محمّد صحفی
خرداد ماه ۱۳۸۴

۱. مطبوعات ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون

در جریان شکل گیری انقلاب اسلامی، روزنامه نگاران نیز همراه با ملت بزرگ ایران با انعکاس وسیع رویدادها، دیدگاه ها در روزهای پایانی حکومت سلطنتی با پوشش اخبار مربوط به نبردهای مسلحانه و درگیری خیابانی، لذت پیروزی را چشیدند. هفته های اول پیروزی، کم و بیش با هیجان های خاص خود گذشت. مطبوعات در حال و هوایی کاملاً متفاوت و از هر جهت استثنایی به سر می بردند که می بایست ابتدا آن را درک و سپس به مقتضای آن حرکت می کردند. برای انبوه روزنامه نگارانی که سال های سال در شرایط خفقان و سانسور پلیسی رژیم شاه قلم زده بودند و تجربه روزنامه نگاری آزاد را نداشتند، طبعاً احتمال این که در تحلیل اوضاع و احوال جدید و مقتضیات حرفه روزنامه نگاری و حتی تشخیص پاره ای مصالح ملی دچار اشتباه و لغزش شوند، کم نبود. روزنامه نگاری آزاد، انقلابی، رهایی بخش و در خدمت توسعه و رشد ملی نیاز به تجربه، تمرین و ممارست در شرایط تاریخی و طول زمان مناسب داشت. فرصتی که در رژیم دیکتاتوری پادشاهی از روزنامه نگاران دریغ شده بود.
حدود دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به سبب تضادهای داخلی و شرایط جنگ تحمیلی، مانند دوره بعد از مشروطیت، فعالیت مطبوعات ناگزیر به مسیر اعمال محدودیت ها و سختگیری در اطلاع رسانی آزاد که بعضاً با آرمان های انقلاب اسلامی و نیز با هدف های مندرج در قانون اساسی تفاوت داشت، کشیده شد. اما پس از پایان جنگ و آغاز بازسازی خرابی های ناشی از جنگ و نوسازی کشور، نشانه های روشنایی، تازگی و رفع محدودیت ها در افق فعالیت های مطبوعاتی کشور پدیدار شد و امیدهای تازه ای برای تامین آزادی و استقلال و کثرت گرایی در عرصه مطبوعات است ایجاد شد.
در چارچوب بررسی تحول مطبوعات ایران در سال های بعد از استقرار جمهوری اسلامی، می توان چهار دوره خاص را از هم متمایز ساخت.

۱. مطبوعات در دوره بهار آزادی و پس از آن ۵۹ – ۱۳۵۷

انقلاب اسلامی ایران از همان آغاز به بازیابی آزادی های سرکوب شده در دهه های پس از انقلاب مشروطیت توجه داشت. به همین لحاظ در طول شکل گیری انقلاب اسلامی، مبارزات مربوط به کسب آزادی بیان و آزادی مطبوعات و فعالیت های آزاد سایر وسایل ارتباط جمعی، دامنه ای گسترده یافت. اعتصاب های روزنامه نگاران در آخر تابستان و در طول پاییز ۱۳۵۷، که تا زمان سقوط رژیم سلطنتی در اوایل زمستان آن سال ادامه یافت، در ایجاد فضای مطلوب فعالیت آزاد مطبوعات و طلوع «بهار آزادی» در تمام زمینه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، نقش تعیین کننده داشت. به طوری که از دی ماه سال ۱۳۵۷ تا تابستان سال بعد، صدها روزنامه و مجله و نشریه دوره ای، به صورت کاملاً آزاد و بدون هیچ محدودیت دولتی، در تهران و سایر شهرها منتشر می شد.
در این دوره استثنایی که به «بهار آزادی» معروف شد، فرصت بسیار خوبی برای بروز و ظهور کارکرد واقعی مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی فراهم گشت. این فرصت فراهم شده از خون شهیدان انقلاب اسلامی برای گروه ها و نحله های سیاسی و فرهنگی بسیار راه گشا بود. احزاب و جریان های فعال اجتماعی و حتی سازمان های چریکی که تا پیش از این، مشی مبارزه مسلحانه و فعالیت های مخفی و زیرزمینی را دنبال می کردند با قرار گرفتن در شرایط جدید برای ارتباط با مردم و مخاطبان خویش سلاح را کنار گذاشتند و یک ارگان و رسانه مکتوب را راه اندازی کردند.
ظهور نشریات حزبی به شدت رواج یافت، از حزب جمهوری اسلامی که متعلق به چهره های اصلی و سطوح عالی نظام اسلامی نوبنیاد بود تا جریاناتی که برای خود جای پایی هر چند کوچک قائل بودند، مانند: حزب توده (روزنامه مردم) سازمان مجاهدین خلق (هفته نامه مجاهد) جنبش مسلمانان مبارز (هفته نامه امت) و نهضت آزادی ایران (روزنامه میزان) ارگان های خبری خود را فعال کرده و وارد یک رقابت سنگین رسانه ای شدند. این رقابت به درازا کشید تا این که برخی از گروه های مذکور به رویارویی با نظام نوپا و توطئه علیه نظام جمهوری اسلامی برخاستند و این امر منجر به غیرقانونی شدن فعالیت آن ها و در نتیجه انحلال حزب و توقف کار رسانه های این گروه ها شد.
در ادامه شرایط جدید از اواسط تابستان ۱۳۵۸، با تصویب لایحه قانونی جدید مطبوعات از سوی شورای انقلاب، تعدادی از روزنامه ها و مجله ها به دلیل نداشتن اجازه انتشار از سوی «وزارت ارشاد ملی» وقت تعطیل شدند. در عین حال تا اواخر تابستان سال بعد، که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز شد، تعداد زیادی از روزنامه ها همچنان به فعالیت خود ادامه دادند.

۲. مطبوعات در دوره جنگ ایران و عراق: ۶۷ – ۱۳۵۹

از اواخر تابستان سال ۱۳۵۹ با تشدید تحرکات خشونت آمیز در برخی مناطق کشور و شروع جنگ عراق علیه ایران، ناگزیر محدودیت های مطبوعاتی بیش تری اعمال شد. در آغاز این دوره، در مهر ماه و سپس در اسفندماه سال ۱۳۵۹ تعدادی از نشریات سازمان های سیاسی و چند روزنامه تعطیل شد. به دنبال آن، وزارت ارشاد اسلامی در فروردین ۱۳۶۰، طی اطلاعیه ای مدیران مطبوعات را به تجدید پروانه انتشار ملزم کرد و از صاحبان چاپخانه ها خواست تا از چاپ روزنامه ها و مجله های فاقد پروانه جدید خودداری کنند. مدتی بعد، به توصیه «شورای میانجیگری مطبوعات» که در اواخر اسفند ۵۹ برای حل اختلاف فیمابین دولت و مدیران روزنامه ها تشکیل شده بود مشکلات پیش آمده مرتفع شد، لیکن در ۱۶ خرداد ۱۳۶۰، با حکم دادستانی انقلاب اسلامی تهران شش روزنامه و نشریه هفتگی وابسته به گروه های مخالف تعطیل و از ادامه کار بازماندند.
بدین ترتیب در اواخر بهار ۱۳۶۰، تعداد روزنامه ها و نشریات دوره ای ایران که در بهار سال ۱۳۵۹ از ۲۰۰ نشریه تجاوز کرده بود، به موجب صورت منتشر شده از سوی وزارت ارشاد اسلامی در همان زمان به ۶۲ نشریه کاهش یافت. از آن پس در تهران، تنها چهار روزنامه به زبان فارسی، شامل دو روزنامه عصر ـ اطلاعات و کیهان ـ و دو روزنامه صبح ـ جمهوری اسلامی و صبح آزادگان ـ به انتشار خود ادامه دادند.
با کاهش تعداد روزنامه ها و مجله ها، شمارگان مطبوعات نیز کاهش فراوان یافت. به گونه ای که شمارگان روزنامه های اطلاعات و کیهان ـ که پس از پیروزی انقلاب در مقاطعی هر کدام بیش از یک میلیون نسخه به چاپ می رسید ـ به شدت کاهش یافت.

۳. مطبوعات در دوره بازسازی اقتصادی ۷۶ – ۱۳۶۸

پس از پایان جنگ تحمیلی در تابستان ۱۳۶۷ و آغاز دوره بازسازی کشور در سال ۱۳۶۸، فضای سیاسی ـ فرهنگی نسبتاً مساعدی برای فعالیت مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی پدید آمد.
در طول سال های ۷۰ ـ ۱۳۶۹ در شرایط بهبود فضای سیاسی ـ فرهنگی کشور، از سوی امور معاونت مطبوعاتی و تبلیغاتی تازه تاسیس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خط مشی های نوینی، در جهت تجدید فعالیت و توسعه مطبوعات به اجرا گذاشته شد.
در میان این خط مشی ها، مخصوصاً به کاهش سختگیری های شدید قبلی نسبت به صدور اجازه نامه انتشار نشریات و همچنین اختصاص کمک مالی ویژه به مطبوعات، از طریق توزیع کاغذ ارزان قیمت بین روزنامه ها و مجله ها و همچنین ایجاد تسهیلات برای تهیه تجهیزات فنی چاپ موردنیاز موسسات مطبوعاتی و به خصوص موسسات مطبوعاتی جدید، توجه زیادی معطوف گردید.
تاسیس «مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها»، انتشار فصلنامه تخصصی رسانه در حوزه ارتباطات و برگزاری «نخستین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران» در سال ۱۳۶۹، از جمله کوشش های جدید معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در راه توسعه مطبوعات و بهبود شرایط روزنامه نگاری در این دوره محسوب می شد.
این خط مشی ها و کوشش ها، به زودی باعث شکوفایی بی سابقه روزنامه ها و مجله ها و سایر نشریات دوره ای در تهران و چند شهر بزرگ ایران شد. به گونه ای که تعداد نشریات دوره ای ایران، که در طول سال های ۱۳۶۷ ـ۱۳۶۰ از حدود نزدیک به ۳۰۰ نشریه، به کم تر از ۱۰۰ نشریه کاهش یافته بود، در سال های ۷۳ ـ۱۳۷۱، به تعداد بی سابقه ۵۵۰ عنوان افزایش یافت.
با وجود این پیشرفت های کمّی، به لحاظ محتوا، مطبوعات عمدتاً بازتاب دهنده گفتمان حاکم بودند. در واقع گرچه گفت وگوی انتقادی در سطوح محدودی در مطبوعات جریان داشت، اما انتقادها کم رنگ و سطحی و غیراساسی بودند. در این دوره، حضور مطبوعات آزاد و مستقل در متن فعالیت های اجتماعی چندان فعالانه و چشمگیر نبود.

نظرات کاربران درباره کتاب مدیریت مطبوعات