فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دستور سخن

کتاب دستور سخن

نسخه الکترونیک کتاب دستور سخن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دستور سخن

کتاب دستور سخن به دو بخش اصلی تقسیم شده است: بخش «قواعد» و بخش «فهرست‌ها». در بخش اوّل، دویست قاعده‌ی دستوری زبان فارسی به ترتیب و تفکیک و با شماره‌گذاری‌ و همراه با ذکر مثال و نقل شواهد آمده است و بخش دوم مجموعه‌ای‌ست از پنج فهرست اصطلاحات فارسی و عربی که به گفته‌ی میرزا حبیب، «منشیان و مترسّلان را به کار خواهد آمد و محتاج به تعلیم و تعلّم خاص نیست.» شامل: «اصطلاحات عربی متداول در فارسی»، «معادل‌های فارسی برای بعضی از لغات متداول عربی»، «اصطلاحات و استعارات فارسی»، «ضرب‌المثل‌ها و تعبیرات مشهور فارسی» و «ضرب‌المثل‌ها و تعبیرات عربی متداول در فارسی». این کتاب در بیشتر کتاب‌های دستور زبان که بعد از آن نوشته شده، تأثیر گذاشته امّا هیچ‌یک از نویسندگان این کتاب‌ها قدر و منزلت آن را چنان‌که باید و شاید نشناختند و دین خودشان را نسبت به او ادا نکردند.

ادامه...
  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.08 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب دستور سخن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به استاد فرزانه
دکتر محسن ابوالقاسمی

مقدمه

شرح حال مختصر میرزا حبیب اصفهانی

به گفته ی خود میرزا حبیب اصل او از قریه ی بِن از روستاهای چهارمحال و بختیاری است. تحصیلات خود را در اصفهان و تهران آغاز کرد. پس از چندی به بغداد سفر کرد و مدت چهار سال در آن جا به تحصیل ادبیات و فقه و اصول پرداخت. پس از آن به تهران برگشت. در تهران به او اتهام زدند که در حق سپهسالار محمدخان صدراعظم هجو ساخته، بدین جهت قصد گرفتن و اذیت وی کردند. در سال ۱۲۸۳ به روسیه گریخت و در دارالسعاده ی استانبول به دولت عثمانی پناهنده شد و اوقات خود را در مکاتب و مدارس به سر می برد و مدتی از اعضای انجمن تفتیش معارف استانبول بود.
او پس از چندی به سبب افترای دشمنان از آن خدمت معزول گردید و بعد از یک سال و نیم باز مورد التفات سلطانی گردیده به سر خدمت خود رجوع نمود.
او گاه گاهی شعری می سرود اما مانند دیگر شاعران چشمش به صله و جوایز نبود. در اوایل حال اشعار خود را به تخلّص دستان می سرود، اما در اواخر اکثر اشعارش بی تخلّص بود و اعتنایی به تخلّص نداشت.
میرزا حبیب پیش از آن که به سن شصت سالگی برسد در ۱۳۱۱ ه. ق. بیمار شد و برای معالجه با آب های معدنی به روسیه مسافرت کرد و پس از چندی در همان جا درگذشت و در پای کوه المپ در قبرستان چگرکه مدفون گردید.
ظاهراً او از زنی از مردم عثمانی صاحب پسری شده که زبان فارسی نیز می دانسته است.(۱)
در سفرنامه ی حاجی پیرزاده درباره ی میرزا حبیب اصفهانی آمده است: «در مدت بیست سال قبل در زمان ریاست میرزا محمدخان سپهسالار چند نفر را به بدنامی دهری بودن از طهران نفی نمودند از آن جمله میرزا حبیب نیز از آن بدنامی از طهران فرار نموده کم کم خود را به اسلامبول رسانیده، در زمان سفارت مرحوم مشیرالدوله حاجی میرزا حسین خان مرحوم وارد به اسلامبول شد. جناب مشیرالدوله نسبت به میرزا حبیب اظهار مهربانی و التفات نمی فرمودند. میرزا حبیب چون در سواد عربی فارسی مهارت تمام داشت و زبان ترکی ایرانی را نیز می دانست خود را به معلمی و استادی زبان فارسی در اسلامبول راه می برد و به یک واسطه تبعه ی دولت عثمانی شده صاحب مواجب و مرسوم شده، و زبان فرانسه را نیز تحصیل نموده از روی علم دانای زبان فرانسه شده و عیال و خانه و زندگی برای خود در اسلامبول فراهم آورده صاحب یک نفر پسر شد که اسم او کمال افندی است و حالا ۱۷ سال دارد و در مدرسه ی سلطانی مشغول تحصیل علم نظامی و سایر علوم است. ولی والده ی کمال را طلاق داده حالا عیال دیگر گرفته که از طایفه ی چرکس است، و دو نفر پسر از این عیال چرکسی دارد که یکی جمال و یکی جلال نام دارد.
و آقا میرزا حبیب الحق حالا در اسلامبول منحصر است در علم و فضل و ادب و معارف و شعر و دانستن لغات عربی و فارسی و نوشتن ترکی اسلامبولی و فرانسه و حالا در دایره ی وزات معارف منصب و رتبه دارد و ماهی به قدر چهل تومان به او مواجب می دهند و از هر جهت آسوده و راحت است، و در بعضی جاهای دیگر تدریس نموده وجه نقد به او می دهند، و نیز در معلم خانه ی ایرانی ها تدریس می نماید و از این جا نیز به قدر شش لیره در هر ماهی می گیرند. و آقا میرزا حبیب چون مدتی است که در اسلامبول می باشند معروف و مشهورند و اکثر پاشاها و معتبرین و محترمین و اهل فضل عثمانی آقا میرزا حبیب را می شناسند و محترم می دارند، و اکثر اوقات به سفارتخانه خدمت جناب معین الملک می رسند و ایشان نیز به آقا میرزا حبیب وثوق و التفات دارند.
میرزا حبیب یک شب حقیر و حاجی میرزا حسن خان را در خانه ی خود دعوت نمودند، منتهای ضیافت و مهمان داری را نموده و اسباب و کتاب های خوب و مرقع های مرغوب که کم کم در اسلامبول به دست آورده همه را نشان داده تماشا نمودیم، و نیز کتاب هایی از اشعار عربی و فارسی که خیلی تازگی داشت در کتابخانه های اسلامبول تحصیل نموده و در نزد خود داشت. و ترجمه ی کتاب حاجی بابا را از فرانسه به فارسی نموده بسیار خوب از عهده برآمده و آن کتاب به قدر چهل هزار بیت متجاوز می شد. و انشائات که از خود گفته و کتاب ها نوشته که الفاظ های خوب و مرغوب را به طور مضحکه جمع و طبع نموده است مثل... و... که اصطلاحات به خصوص که در ایران متداول است، و الفاظ و لغات که در افواه عوام و خواص است و کسی آن ها را ننوشته است و به انشا درنیاورده است آن ها را ضبط و جمع نموده که در حقیقت آن کتاب ها مجموعه ی لغات گم شده و ازدست رفته است، و کتاب "ابو الحسن [ابواسحاق] اطعمه" و کتاب البسه و کتاب "عبید زاکانی" را جمع نموده و چاپ زده است. و کتاب البسه ابداً در ایران یافت نمی شود و در کتابخانه های اسلامبول تحصیل نموده است. ولی چون میرزا حبیب در جوانی با مردمان لامذهب و بی دین و بی پروا از آیین راه رفته طبع او هنوز میل به آن عوالم لهوولعب و شوخی و مزاح دارد. با وجود این همه کمالات و معارف که با اوست خیلی میل به الفاظ هرزه و لغویات دارد.
واقعاً اگر میرزا حبیب قدری حالات معنویت و روحانیت و حقایق الهی با او بود وحید عصر خود بود. حیف که حالت و خیال او در علم و کمال کج ومعوج رفته است و از طیبت و مجاز ابداً تجاوز ننموده است، به خدمت شخص کامل روحانی نرسیده است. باز امید هست که به باطن اولیای خدا و ائمه ی اطهار به روحانیت و سعادت فایض شود. ولی میرزا حبیب با وجودی که سال های مدید است که در اسلامبول توطن دارد و معاشرت تامه ی او با اهل اسلامبول است و معاش و گذران او نیز از دولت و از اهل اسلام پول به او می رسد باز تعصب و غیرت او در وطن دوستی و حمایت و ایرانی بودن خود باقی است و از وضع ایرانی و زبان فارسی و قواعد و قوانین ایران و ایرانیان بسیار خوش دارد.(۲)»

آثار میرزا حبیب اصفهانی

میرزا حبیب اصفهانی در دوران زندگی پربار خود آثار ارزنده ای از خود بر جای گذاشت. آثار او شامل تالیف، تحقیق و ترجمه است. ضمن آن که اشعاری نیز از او بر جای مانده که بخشی از آن ها را عبرت نائینی در مدینهالادب خویش آورده است.


تالیف:
برگ سبز، چاپ شده در ۱۳۰۴.
رهبر فارسی، چاپ شده در ۱۳۱۰.
رهنمای فارسی، چاپ شده در ۱۳۱۲.
خط و خطاطان(۳)، چاپ شده در ۱۳۰۵.
دستور سخن، چاپ شده در ۱۲۸۹.
دبستان پارسی، چاپ شده در استانبول، ۱۳۰۸.
غرائب عوائد ملل، این کتاب در سال ۱۳۰۳ در مطبعه ی اختر چاپ شده و چاپ جدیدی از آن همراه با تعلیقات به کوشش راقم این سطور زیر چاپ است.
ترجمه ی منظوم نمایش نامه ی میزانتروپ، مردم گریز، اثر ژان باپتیست مولیر، این کتاب با عنوان گزارش مردم گریز به کوشش روان شاد ایرج افشار در تهران، کتاب آمه، سال ۱۳۸۸ چاپ شده است.


تصحیح:
دیوان اطعمه از ابواسحاق حلاج شیرازی، چاپ شده در ۱۳۰۲.
دیوان البسه از مولانا نظام الدین محمود قاری یزدی، چاپ شده در ۱۳۰۳.
منتخب لطایف نظام الدین مولانا عبید زاکانی، با مقدمه ی فرته ی فرانسوی، چاپ شده در ۱۳۰۳.


ترجمه:
حاجی بابای اصفهانی، از جیمز موریه، که بارها به چاپ رسیده از جمله به کوشش محمدعلی جمال زاده و چاپ خوبی از آن با نام سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، با ویرایش جعفر مدرّس صادقی در تهران، نشرمرکز، ۱۳۷۹ چاپ شده است. علاوه بر این در تهران، نشر سمیر، ۱۳۷۹ و به کوشش محسن عبائی در تهران ۱۳۷۸ نیز چاپ شده است.
ترجمه ی ژیل بلاس، اثر آلن رُنه لوساژ، به کوشش غلامحسین میرزا صالح، تهران، انتشارات مازیار و انتشارات معین، ۱۳۷۷.

درباره ی دستور سخن

میرزا حبیب سالیان دراز در استانبول معلم زبان و ادبیات فارسی بوده و چون دور از وطن می زیسته و در کشور غیرفارسی زبان به سر می برده احتیاج فارسی را به تدوین قواعد خوب احساس کرده است. میرزا حبیب دارای ذوقی سرشار و سلیقه ای بسیار مستقیم بوده، زبان فارسی و ترکی و عربی و برخی زبان های اروپایی را هم خوب می دانسته و از آن ها در تدوین قواعد فارسی استفاده کرده، بیشتر عمر خود را در تعلیم و تالیف و تصنیف و تتبع و تمرین زبان و ادبیات فارسی گذرانده و از همه بالاتر درد و عشق کار داشته و فارسی را برای فارسی دوست می داشته است.(۴)
او خود در مقدمه ی دستور سخن انگیزه ی تالیف آن را ذکر کرده است: «در اوقاتی که به اقتضای گردش آسمانی، من بنده ی مستمند حبیب اصفهانی از جا و مقام خویش دور افتادم و رخت اقامت به آستانه ی علّیه ی استانبول نهادم، چندی به معلّمی زبان فارسی و عربی مشغول بودم. در اثنای تعلیم و تدریس، دیدم که زبان فارسی را از عرفا و ادبای آن دیار طالب و راغب بسیار است، اما قواعد و دستوری درست در آموختن آن در کار نیست. برای آن که پارسی دانان به ملاحظه ی زبان مادرزادی خود بودن، به ترتیب اصولش نپرداخته اند و فارسی آموزان نیز آن چه در باب اصول و قواعد آن گفته ندانسته و نشناخته اند. دریغ آمدم که زبانی به این قدیمی و شیرینی، چنان چه می بینی، بی ترتیب و تهذیب ماند و از آن رو کسی به رغبت و میل نوشتن و خواندن نتواند. پس کتابچه ای ترتیب دادم که نه تنها دارای قواعد فارسی، بلکه مشتمل باشد بر اصول اصلی فارسی و طریق استعمال کلمات عربیه که از زبان عرب در آن ماخوذ و مستعار است...» بنابراین، کتاب او نخستین تلاش برای تدوین دستور زبان فارسی به شیوه ی جدید و امروزی است و اگر کسانی هم پیش از او کارهایی در این زمینه انجام داده اند نه شهرت دستور سخن را پیدا کرده اند و نه در روش خود آن قدر موفق بوده اند که تالیفات بعدی را تحت تاثیر خود قرار دهند.
کتاب دستور سخن به دو بخش اصلی تقسیم شده است: بخش «قواعد» و بخش «فهرست ها». در بخش اوّل، دویست قاعده ی دستوری زبان فارسی به ترتیب و تفکیک و با شماره گذاری و همراه با ذکر مثال و نقل شواهد آمده است و بخش دوم مجموعه ای ست از پنج فهرست اصطلاحات فارسی و عربی که به گفته ی میرزا حبیب، «منشیان و مترسّلان را به کار خواهد آمد و محتاج به تعلیم و تعلّم خاص نیست.» شامل: «اصطلاحات عربی متداول در فارسی»، «معادل های فارسی برای بعضی از لغات متداول عربی»، «اصطلاحات و استعارات فارسی»، «ضرب المثل ها و تعبیرات مشهور فارسی» و «ضرب المثل ها و تعبیرات عربی متداول در فارسی».
این کتاب در بیشتر کتاب های دستور زبان که بعد از آن نوشته شده، تاثیر گذاشته امّا هیچ یک از نویسندگان این کتاب ها قدر و منزلت آن را چنان که باید و شاید نشناختند و دین خودشان را نسبت به او ادا نکردند. خود میرزا حبیب، پس از ده سال، ویرایش تازه ای از این اثر بیرون داد به نام دبستان پارسی (۱۳۰۸) و در «دیباچه»ی کتاب توضیح می دهد که چون نسخه های کتاب دستور سخن «در حال انجام پذیرفتن است و به نظر پاره ای نسخه ی آن قدری مطوّل می نماید، خواستم تا جزء قواعد پارسی آن را با همان زبان باز کتابچه ای سازم که پارسی زبانان عموماً از آن بهره اندوزند و کودکان کتاب و دبستان از آن دستور زبان خویش آموزند. در عبارت قدری از نسخه ی پیش مختصرتر، ولی در معنی بسیار مکمّل تر نوشتم». این ویرایش جدید دستور سخن خلاصه ای از آن است، با زبانی ساده تر و بدون فهرست های آخر کتاب و عربی جات.
به گفته ی خان ملک ساسانی، «اگر گاهی در یکی از کتب صرف و نحو جدید فارسی که پس از مشروطیت از روی گرامر فرانسه برای این مملکت بی زبان نوشته و اسمش را تالیف و تصنیف گذاشته اند قاعده ی صحیحی نوشته شده باشد یا مثل مناسبی آورده باشند، از کتاب دستور سخن میرزا حبیب اقتباس کرده اند، بدون آن که اسمی از او ذکر کنند.»(۵)
میرزا حبیب اصفهانی دو کتاب دستور سخن و دبستان پارسی را که به تدوین قواعد صرف و نحو فارسی اختصاص دارد و تعبیری که بعدها به دستور زبان شهرت گرفت، در استانبول تالیف و چاپ کرد.
او کتاب دبستان پارسی را که برای نوآموزان و شاگردان مدارس نوشته در سال ۱۳۰۸ در استانبول به چاپ رسانده و به گفته ی مرحوم همایی بدبختانه در ایران که وطن اصلی اوست نه خود چندان مشهور و شناخته شده و نه کتابش مورد استفاده ی همه کس قرار گرفته است. اتفاقاً نسخه ی این کتاب در ایران فراوان نیست و کتاب اول یعنی دستور سخن او را که مفصل تر بوده اصلاً کمتر کسی از فضلای ایران دیده است تا به طبقات دیگر چه رسد. (۶)
مخبرالسلطنه هدایت در کتاب خاطرات و خطرات درباره ی کتاب دستور سخن چنین نوشته است: «نسخه ای از دستور سخن میرزا حبیب دستان به دستم آمد. دیدم در طرز گرامرهای فرنگی بعضی قواعد صرف آلمانی را با فارسی تطبیق خواسته است، تعجب کردم. معلوم شد وارموند نامی آلمانی در اسلامبول نزد او تحصیل فارسی می کرده است و آن کتاب به دستور او تنظیم یافته، آلمانی آن را هم به دست آوردم.» (۷)
یحیی دولت آبادی هم دستور سخن را متاثر از تالیفات آلمانی دانسته است: «برای تدریس زبان فارسی نه معلمی موجود است و نه کتاب درسی تالیف گشته اما به زمان کم دوره های کتاب درسی فارسی با معلمین مخصوص حاضر می گردد، معلمین و مولفین کتب مزبور از مقدمه های فرهنگ های فارسی و از کتبی که در مدارس خارجه مخصوصاً در هند و مصر و قسطنطنیه و قفقاز تالیف شده و بهترین آن ها کتاب دستور سخن تالیف میرزا حبیب دستان می باشد که از روی تالیفات آلمانی برداشته است استفاده می کنند.» (۸)
مهدیقلی هدایت در جایی دیگر گفته: «در دوره ی مظفرالدین شاه که مدارس ابتدایی متداول شد وزیر علومی هم داشتیم (علاءالسلطنه) که منکر صرف و نحو فارسی بود و صرف و نحو را منحصر به عربی می دانست. من رساله ای در صرف و نحو فارسی ترتیب داده بودم، مفصل بود، تشویق کردم و به کمک دستور سخن میرزا حبیب دستان، میرزا عبدالعظیم خان معلم مدرسه ی علمیه سه دوره صرف و نحو فارسی نوشت، و در مدارس تدریس شد. در اول فرهنگ ها چیزی از قواعد صرف و اشتقاق هست، در هند هم رسایلی تنظیم کرده اند. اکمل همه دستور سخن میرزا حبیب دستان است که در اسلامبول در ضمن تدریس فارسی آلمانی به وارموند ترتیب یافته و نسخه ی آن به دست من آمد که با نسخه ی آلمانی مطابق است.»(۹)
مرحوم جلال الدین همایی در مقاله ای با نام «دستور زبان فارسی» که در مقدمه ی لغت نامه ی دهخدا به چاپ رسیده درباره ی دستور سخن و دبستان فارسی میرزا حبیب اصفهانی گفته است: «در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری نابغه ی فضل و ادب مرحوم میرزا حبیب اصفهانی ظهور کرد و به تصنیف دستور فارسی برای فارسی دست یازید و الحق گوی فضیلت از همه کس ربود. اگر درست دقت کنیم و انصاف دهیم سنگ بنای طرز قواعد و دستور زبان فارسی به دست مرحوم میرزا حبیب گذارده شده و از هر جهت شایسته و دربایست است او را یکی از نوابغ و بزرگان فضل و ادب و از خدمت گزاران حقیقی فضل و ادب بشماریم.
بسی جای افسوس است که هنوز بیشتر اشخاص این مرد بزرگ را نمی شناسند و اصلاً نام او را نشنیده و از خدمات برجسته ی او آگاهی ندارند. آنان هم که او را می شناسند تاکنون در حق شناسی و تعظیم و تجلیل او کوتاهی ورزیده اند. بر ذمه ی ماست که از این مرد بزرگ که خداوندِ ذوق و ابتکار بوده و عمر خود را در خدمت به زبان و ترویج ادبیات فارسی صرف کرده و تا آن جا که ما اطلاع داریم پیوسته در زیر شکنجه و دانشمندآزاری روزگار سفله نواز به سر برده است در این محضر شریف و این انجمن بزرگ که از حامیان علم و ادب تشکیل یافته است قدردانی و سپاسگزاری کنیم. روان این گونه رادمردان شاد و تربت شان به رحمت الهی سیراب باد.
نخستین کسی که کلمه ی دستور را برای نام کتاب قواعد زبان پارسی اختیار کرده و قواعد فارسی را از عربی جدا ساخته و از دایره ی ترجمه و تقلید عرب قدم بیرون نهاده و بالجمله برای زبان فارسی مستقلاً تا آن جا که می توانسته اصول و قواعدی مرتب نموده میرزا حبیب اصفهانی است.»(۱۰)
یکی دیگر از کسانی که از این کتاب بهره ی وافی برده است، مرحوم میرزا محمدعلی مدرس تبریزی خیابانی، صاحب کتاب ریحانهالادب است. آن مرحوم در مقدمه ی کتابی با نام قاموس المعارف، دستور زبان فارسی نوشته است که خوشبختانه اخیراً مستقلاً به چاپ رسیده است.(۱۱) مولف در نوشتن دستور زبان فارسی، بسیار از دستور سخن بهره برده و در جای جای کتاب ردپای دستور سخن میرزا حبیب را می توان دید.

مجتبی مینوی در مقاله ای درباره ی دستور زبان فارسی درباره ی دو کتاب میرزا حبیب اصفهانی گفته: «در میان خود ایرانیان از آن ها که کتاب مستقلّی در این باب تالیف کرده اند مخصوصاً میرزا حبیب اصفهانی را نباید فراموش کرد که در استانبول می زیست و دو کتاب در این موضوع تالیف کرده، یکی دستور سخن که چاپ اول آن در استانبول در ۱۳۰۸ منتشر شد و دیگری دبستان فارسی که در ۱۳۲۴ در تبریز به طبع رسید. شخصی به اسم میرزا حسن بن محمدتقی طالقانی به تقاضای یکی از تربیت شدگان دارالفنون کتابی به نام لسان العجم تالیف کرده که در ۱۳۰۵ در طهران به چاپ سنگی منتشر شده است؛ و در کتاب براهین العجم که میرزا محمدتقی خان سپهر تالیف کرده نیز جسته جسته بعضی از قواعد و ضوابط زبان فارسی مندرج است(۱۲).»علی مشیری درباره ی تالیف دستور سخن آورده است: «مرحوم میرزا حبیب اصفهانی یکی از ادبای درجه اول زمان خود بوده و زبان های فرانسه عربی و ترکی عثمانی را خوب می دانست و در سال ۱۳۰۶ قمری یکی از اعضای برجسته ی انجمن معارف و دولت عثمانی بوده است. کتاب دستور سخن را به اهتمام حسنعلی خان امیر نظام تالیف نموده و آثار جالب دیگری نیز از خود باقی گذاشته است(۱۳).»

درباره ی دستور زبان فارسی و و اقدامات میرزا حبیب اصفهانی، خسرو فرشیدورد چنین گفته است: «دستور زبان به مفهوم قدیم آن که اکنون هم بر اثر کمی پیشرفت زبان شناسی در اکثر مدارس جهان تدریس می شود "هنر درست گفتن و درست نوشتن" تعریف شده است. این فن مجموعه قواعدی ست که از آثار بزرگان و شعرا و سخنوران استخراج می شود و به عنوان ملاک و معیار زبان صحیح به همه ی مردم تحمیل می گردد. از عمر دستور زبان به این مفهوم زمان درازی می گذرد و این فن از قرن ها پیش بر بشر معلوم بوده و همواره مورد توجه اهل ادب و فضل قرار داشته است و به ویژه از آن در آموختن زبان بیگانه و روشن کردن نکات تاریک و مشکل آثار نویسندگان و شعرای کهن استفاده می شده است. کسانی که مایل به فرا گرفتن زبان خارجی بوده اند در به وجود آوردن این گونه دستورها سهم به سزایی داشته اند از این قبیل است کوشش هایی که ایرانیان در تدوین صرف و نحو عربی و انگلیس ها در ایجاد دستور زبان فرانسوی به عمل آورده اند. مصریان، سومری ها و مردم آکاد از قدیم ترین اقوامی هستند که به استخراج قواعد زبان پرداخته و قوانینی که البته کامل نبوده است برای زبان خود پیدا کرده اند ولی کامل ترین دستورهای قدیم در قرن پنجم قبل از میلاد در هندوستان برای زبان سانسکریت که خواهر زبان های باستانی ما است به وجود آمد، به این ترتیب افتخار تالیف نخستین دستور مدون جهان نصیب ملل آسیایی شد. در اروپا نخستین کسانی که به این امر پرداختند یونانیان بودند و در آن جا است که تاثیر منطق و فلسفه در دستور زبان آشکارا به چشم می خورد. از حکمای یونان نخست سوفسطاییان به رموز زبان متوجه شدند زیرا اینان به فن سخنرانی و خطابه و در نتیجه به عوامل نفوذ کلام در مردم علاقه ی وافری داشتند و از این رو به کشف قواعد زبان پرداختند. پس از آنان ارسطو دانای نامی یونان باستان به این امر توجه کرد و دستور زبان یونانی را برپایه ی منطق خود بنا نهاد ولی نباید گمان برد که وی دستور جامعی چنان که بعداً متداول شد تالیف نمود بلکه این کار یعنی تدوین دستور کامل تر یونانی به عهده ی دنیس از اهالی تراس (یکی از نواحی یونان) واگذار گردید. او بود که کار ارسطو را تکمیل کرد. پس از وی زباندان دیگری که باز نامش دنیس ولی از اهالی هالی کارناس است(۱۴) (هالی کارناس جزیره ای ست در دریای مدیترانه نزدیک سواحل غربی ترکیه ی کنونی) با استفاده از کارهای گذشتگان دستوری برای زبان لاتین نوشت. وی کلمات لاتین را به ده گروه قسمت نمود و این طبقه بندی پایه ی تقسیم بندی های دستوری در اروپا گردید و امروز نیز در دستورهای فرنگی بر همان اساس کلمه به هشت تا یازده قسم تقسیم شده است. این نوع طبقه بندی به دستور زبان فارسی هم سرایت کرده است به این معنی که میرزا حبیب اصفهانی که از بنیان گذاران دستور نوین زبان ما است به پیروی از اروپاییان واژه های فارسی را به ده قسم تقسیم نمود و دیگران آن را به نه قسم کاهش دادند. بنابراین دستور زبان های یونانی و لاتین و به تبعیت از آن ها دستور زبان کشورهای دیگر اروپا برپایه ی منطق قدیم یعنی منطق ارسطو قرار گرفت. دستوردانان قدیم یونان و روم زبان را زاییده ی اندیشه می دانستند و کلمات را در حکم ابزار منطقی می شمردند و می پنداشتند همه ی زبان های عالم را می توان بر همین اساس گروه بندی نمود و این عقیده چنان که خواهیم دید در قرون بعد پایه ی به وجود آمدن "دستور کلی" شد.(۱۵)»
طهمورث ساجدی درباره ی دستور سخن مقاله ای مفصل نوشته و خلاصه ای از آن چنین است: «تا این تاریخ دستورهای فارسی، که به زبان های اروپایی، ترکی و فارسی رایج در هندوستان تدوین شده بودند، همگی عنوان "نحو" (اشتباهاً نحوی هم می نوشتند)، "صرف و نحو": "قانون"، "قواعد" زبان فارسی و یا حتی "تعلیم طوطی زبان فارسی" را داشتند. لکن در سال ۱۸۷۲ دستوری فارسی با عنوان کتاب دستور سخن که در آن برای اولین بار واژه ی «دستور» به جای «نحو» استفاده شده بود، در قسطنطنیه منتشر می شود که دوباره توجه ایران شناسان و ترک شناسان پاریس را به نام مولف آن جلب می کند، چون که وی چند سال قبل از آن میزانتروپ اثر مولیر را با عنوان گزارش مردم گریز ترجمه کرده بود و خیلی زود هم مورد توجه و تحسین همین خاورشناسان قرار گرفته بود. نام او میرزا حبیب اصفهانی بود و متخلص به "دستان". سه سال بعد مترجم میزانتروپ بدیع ترین کارش را در رابطـه با زبان فارسی انجـام می دهد و کتاب دسـتور سخن، یا بهتریـن دانستن قواعد عربی ـ فارسی، توسط میرزا حبیب اصفهانی، استاد زبان های عربی و فارسی در مکتب سلطانی عثمانیه در غلطه سرای، قسطنطنیه، ۱۲۸۹ (۱۸۷۲)، ص. ۱۷۸» را منتشر می کند...
دستور میرزا حبیب مورد استقبال دوست داران ادبیات فارسی و یا آن طور که خودش می گفت، "پارسی زبانان" در استانبول قرار گرفت، به طوری که او کتاب ممارست فارسیه، استانبول ۱۸۸۸، و سپس دبستان فارسی، همان جا، ۱۸۹۰، را نیز، که تلخیصی از کتاب دستور سخن بود، به اهتمام حسنعلی خان امیر نظام گروسی منتشر می کند.(۱۶)»
مقاله ای نیز با عنوان «تفاوت های دستور سخن با دستور زبان امروز: بررسی و تحلیل وجه التزامی در دستور زبان فارسی»(۱۷) به چاپ رسیده که خلاصه ای از آن چنین است: «در کتاب های "دستور" وجوه فعل را بین سه تا هفت نوع شمرده اند، ولی جملگی بر سه وجه اخباری، التزامی و امری اتفاق نظر دارند. اگر بخواهیم پیشینه ی این بحث را در کتاب های دستور تحلیل و بررسی کنیم، باید به نخستین آثار از جمله دستور سخن و خلاصه ی مفتح آن دبستان پارسی تالیف میرزا حبیب اصفهانی بنگریم. میرزا حبیب آن چه را که امروزه به عنوان "وجه التزامی" مصطلح شده، به نام "وجه انشایی" می خواند و درباره ی آن می نویسد: "فعل" اگر به چیزی از قبیل آرزو و خواهش و پند و امید و دودلی و مانند این ها پیوندد آن را انشایی گویند...
او به تبع همین نام گذاری در تعریف افعال هم، "مضارع التزامی" را "انشایی بسیط" می خواند و "ماضی التزامی" را "انشایی مرکب". شایان ذکر است که وی مثال های افعال انشایی بسیط: خوانم، خوانی... را بدون "ب" می آورد و آن را نشانه ی تاکید و تقریر می شمارد...»
یکی از مشکلات دستورهای قدیم تعاریف ناقص و ناسنجیده است، مثلاً برای وجه التزامی دو ساختار فعلی ماضی التزامی و مضارع التزامی را بیان کرده اند، از طرفی گفته اند: هر گاه وقوع یا عدم وقوع فعل، نامسلم باشد دو تعریف باهم در تضاد دارد، زیرا اگر افعال اخباری به همراه عوامل التزام ساز بیایند، بیش از آن دو صیغه ی معروف، افعال التزامی به وجود می آید. در این مبحث اولاً علت پیدایش این تضاد و راه حل آن و ثانیاً انعکاس آن را در دستورهای قدیم بررسی و تحلیل می کنیم.
به نظر نگارنده ریشه ی این تضاد مربوط به جامع نبودن تعریف وجه التزامی در دستورهای قدیم است که برای این وجه دو صیغه مخصوص معرفی کرده اند. لذا صیغه های اخباری را که به واسطه ی عوامل التزام ساز وجه التزامی یافته اند در برنمی گیرد، مثلاً در جملات «باید می رفت» و «شاید رفته است» هیچ کدام از افعال، ساختار التزامی ندارند، ولی به جهت همراهی التزام ساز (باید و شاید) دارای وجه التزامی شده اند و باید آن ها را جزء وجه التزامی به حساب آورد.
اکنون که علت این تضاد معلوم شد، پیشنهاد می شود برای حل تضاد مذکور در تعاریف وجه تجدیدنظر صورت گیرد. تعریف پیشنهادی ما این است: هر فعلی که دارای معنای احتمال است و یا به همراه عوامل التزام ساز می آید وجه التزامی شمرده شود...
میرزا حبیب اصفهانی صاحب کتاب دبستان پارسی به موضوع تداخل وجوه توجه نکرده است. او می گوید: «در وجه انشایی (التزامی) ملاحظه ی زمان نیست.» گویا مرادش این است که در زمان های مختلف صرف نمی شود.
در اینجا چند نکته شایان ذکر است:
این کتاب علی رغم اهمیت و تاثیری که در تدوین و تالیف دستورزبان های بعدی داشته در ایران تاکنون چاپ نشده بود و اینک برای نخستین بار چاپ می شود. هرچند مطالب دستوری آن فقط اهمیت تاریخی دارد اما ابواب آخر کتاب فواید زیادی از بعد اصطلاحات، تعابیر و امثال و حکم در بردارد.
راقم این سطور در حدامکان اغلاط کتاب را تصحیح و مشکلات آن را در پاورقی یا در کروشه [] تذکر داده است. با این همه اگر هنوز اشکال عمده ای به چشم خوانندگان خورد، در صورت تذکّر، در چاپ های بعدی تصحیح خواهم کرد.


والحمداللّه اولاً و آخراً
محسن معینی
دی ماه ۱۳۹۳

مقدمه ی مولف

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین

سبحان الذی علّم بالقلم
و علّم الانسان ما لم یعلم

حمد و سپاس مر آن معلم دارالفنون طبیعت را که دستور سخن به انسان داد. شکر بی قیاس مر آن مدرس دارالفنون ادب و تربیت را که درِ خزاینِ حکم خود را با کلید زبان سخن پردازان راست انشا و درست املا گشاد.
آن خدایی که بر درخت سخن نام او ابتدای هر برگ است
و درود نامحدود بر صاحب کتاب مستطابی که «انا افصح العرب والعجم(۱۸)» حرفی از زبان فصاحت بیان اوست و «اوتیت بجوامع الکلم(۱۹)» کلمه ای در علوّ شان او.

یتیمی که ناخوانده قرآن درست
کتب خانه ی هفت ملّت بشست

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله

و بعد در اوقاتی که به اقتضای گردشِ آسمانی، من بنده ی مستمند حبیبِ اصفهانی از جا و مقامِ خویش دور افتادم و رخت اقامت به آستانه ی علّیه ی استانبول نهادم، چندی به معلّمی زبان فارسی و عربی مشغول بودم. در اثنای تعلیم و تدریس دیدم که زبان فارسی را از عُرَفا و ادبای آن دیار طالب و راغب بسیار است، اما قواعد و دستوری درست در آموختن آن در کار نیست. برای آن که پارسی دانان به ملاحظه ی زبان مادرزادی خود بودن، به ترتیب اصولش نپرداخته اند و فارسی آموزان نیز آن چه در باب اصول و قواعد آن گفته ندانسته و نشناخته اند. دریغ آمدم که زبانی به این قدیمی و شیرینی، چنان چه می بینی، بی ترتیب و تهذیب مانَد و از آن رو کسی به رغبت و میل نوشتن و خواندن نتواند. پس کتابچه ای ترتیب دادم که:
۱. نه تنها دارای قواعدِ فارسی، بلکه مشتمل باشد بر اصولِ اصلی فارسی و طریق استعمال کلمات عربیه که از زبان عرب در آن ماخوذ و مستعار است.
۲. اکثر شواهد مطالب آن را از اشعار مشهوره آوردم که هر یک به مثابه ی ضرب مثل است و در محاورات و مخابرات به مناسبت مقام آن ها را توان گفت و نوشت.
۳. در بعضی مطالب، امثله زیادتر نهادم تا چنان چه تعلیم ضوابط راست، تعلیم قرائت را نیز باشد.
۴. تصرفات مشهوره و معروفه ی فارسی زبانان را در کلمات عربیه خواه در تکلم و خواه در ترسّل باز نمودم تا ندانندگان [/ خوانندگان] آن تصرفات را به غلط و خطای ایرانیان در زبان مادرزادی خودشان حمل نکنند.
۵. مطالب فارسی و عربی که بدان متعلق است مخلوط به یکدیگر نوشتم چه آن مطالب را حالا دیگر عربی نتوان گفت و با آن گونه تصرفات مالکانه از عربیت آن ها چیزی در میان نمانده است.
۶. از اصطلاحات و تعبیرات صرفی و نحوی آن چه معروف و مصطلح است همان را التزام کردم تا مر این دستور «زاد فی الطنبور» نشود.
۷. اگرچه کتب قواعد زبان عربی مرتب است، به نحوی که از سر نو به ترتیب من و تو حاجت نیست، اما تعلیم آن زبان بدان هنجار ابنای این زمان را دشوار است که اسباب آداب و تربیت و وسایل تهذیب اخلاق و کسب معیشت ایشان مانند گذشتگان و پیشینیان منحصر به آموختن الفاظ و اقوال نیست. وانگهی همه کس عمر خود را در تحصیل قواعد عربیه گذراندن نیارد (همانا فرض تر زان کار دارد). اما از این کتاب هر کس به شرط آن که معلّمش خود محتاج به آموختن نباشد یک زبان را که مرکّب از دو زبان است در اندک زمان سریع و آسان تواند فرا گرفت و هیچ نشگفت که این کتابچه ی تام و چنان چه نام او که دستور سخن است دلیل بر آن است دستور سخن حقیقی و قاعده ی درست کلام فارسی باشد؛ و هر قدر تربیتش ناقص و مخلوط یا قواعدش غیرکافی و نامضبوط باشد. آخر چه کم از آن که سررشته و سرمشقی از برای طالبان و محرّک غیرت و شوق راغبان شود تا به اکمال و استکمال آن بپردازند و طریقی اخصر و اقصر و اصولی بهتر از آن مرتب سازند که من بنده را داعیه ی این که کتابم کامل و از همه بهتر است نیست بلکه «غرض نقشی است کز ما باز ماند» و بس.
۸. این کتاب را دو جزء قرار دادم و جزء اول مشتمل است بر قواعد لازمه که به آموختن و تعلّم محتاج است و جزء ثانی عبارت است از بیان مطالبی چند که منشیان و مترسّلان را به کار خواهد آمد و محتاج به تعلیم و تعلم خاص نیست بلکه با مطالعه و مراجعت به کتب سائره آن ها را به آسانی توان آموخت؛ و همچنین اصطلاحات عربیه که در فصل اول این جزء دویم است با بعضی ضروب و امثال عربیه که در فصل پنجم آن است به فارسی ترجمه نشد تا موجب طول وتفصیل بسیار نباشد وانگهی چنان چه گفته شد با داشتن معلم راستین تعلّم آن ها اشکالی چندان ندارد؛ و نیز در آخر فصلی مشتمل بر اصطلاحات صرفیه و نحویه ی عربیه قرار دادم که پیش از شروع به کتاب برای سهولت آن ها را از خارج یاد گیرند.
باری چون ترتیب کتاب به انجام پیوست روزی در محضر جناب معلا القاب «حسنعلی خان» زید مجده و اقباله که اکنون از جانب دولت ایران در دربار دولت آل عثمان به سمت وزیرمختاری منصوب و مامور است و به اصل ونسب و حیثیت و حسب اسم ورسمش در هر جا معروف و مشهور، الحق هنر و کمال را محک و عیار است و فهم و فضل را میزان و معیار، دولت و ملت خود را مایه ی اعتبار است و ملک و مملکتش را موجب مباهات و افتخار، شرف حضور داشتم، از هر دری سخن گشوده بودند به مناسبت این بیت:

چو عندلیب، فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دَری بشکن

فرمودند چه بودی اگر زبان فارسی را دستوری درست بودی تا طالبان را دستیاری نمودی. گفتم: من بنده را در این باب مجموعه ای است دستور سخن نام که لایق مطالعه ی آن جناب است چه بدیهی است که:

قدر مجموعه ی گل مرغ سحر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست

چون کمال همت و منتهای غیرت آن جناب را در نشر علوم و آداب عموماً و در باب فارسی و متعلق بدان خصوصاً می دانم به جرئت گفتن می توانم:

تو قدر فضل شناسی که اهل فضلی و دانش
شبه فروش چه داند بهای درّ ثمین را

در حقیقت آن جناب از آن کسان نیست که دسترنج کسی را به چیزی نشمارند و اعتبار تالیف و زحمت مولف را به پشیزی به نظر نیارند. هنر ایشان عبارت از تخطئه و تعریض است نه ترغیب و تشویق؛ با این که خود نمی دانند نه می خواهند هم کسی بداند و نه کسی نیز به دانستن دیگری سبب و باعث شود بالجمله گفتم اگر بنده را اجازت فرمایی و رخصت دهی کتابچه ی خود را هدیه ی حضور سازم بلکه به دستور پیشکش، پیشکش کنم. پس کتابم را خواست، نمودم دید و پسندید و همت نمود و به طبع و نشرش فرمود تا به موجب و مضمون «الدّالُّ عَلَی الخَیرِ کَفَاعِلِه» اهل زمان را خدمتی و این بنده را نیز موهبتی شده باشد.

نام نیکو گر بماند زآدمی
به کز او ماند سرای زرنگار

التماس از مطالعه کنندگان این کتاب آن است که از خطا و سهو تالیفی و ترتیبی و باخصوص (= بالخصوص) از غلطات طبعیه ی آن که ناگزیر است درگذرند و بداندیشانه از فایده ی آن چشم پوشیده به عیوب آن ننگرند.

چشم بداندیش که برکنده باد
عیب نماند هنرش در نظر

ور هنری داری و هفتاد عیب
دوست نبیند مگر آن یک هنر

۱۲۸۹

اینک فهرست آن چه در این کتاب است

مقدمه
حروف
اصطلاحات حروف
فرق میان دال و ذال
صورت وقوع حرف و در کلمات
قلب و ابدال حروف
تعریب
اعراب
علامات املا
کلمه
اقسام کلمات
کلام
اسمای فارسیه
اسمای عربیه
کیفیت اسما
کمیت اسمای عربیه
حیثیت اسمای فارسی
تعریف و تنکیر
فرق یای تنکیر و وحدت
صفات
صفات عربیه
جموع اسما و صفات عربیه
مطابقت صفت و موصوف
اسمای اعداد
کنایات
ضمایر
اسمای اشاره
موصولات
ادوات استفهام
مبهمات
افعال
روابط مبتدا و خبر
مصدر
احوال افعال فارسی
ذوات افعال
تصریف فعل بودن و شدن
تصریف فعل گستردن
طریق اشتقاق
فروع فعل
ملحقات افعال
افعال متغیره
صیغ مشکله ی امر
افعال مشهوره ی فارسی
جدول وجوه دوازده گانه
افعال عربیه (مصدر)
فروع افعال عربیه
ابواب نه گانه
ابنیه و معنی ابواب نه گانه
رباعی مزید فیه
فروع مزیدات
تعدیه و لزوم
قواعد اعلال
معتلات
قیودات فارسی
قیودات عربیه
حروف بسیطه
ادوات
حروف عطف و اصوات
حروف عربیه
اسم منسوب
اسمای مرکبه
ترکیب صفتی
وصف ترکیبی
ترکیب اداتی
تالیف کلام
ضوابط خط و املا
اصطلاحات عربیه
بعضی لغات مترادفه ی عربیه
اصطلاحات و استعارات فارسی
ضروب و امثال مشهوره ی فارسی
ضروب امثال چند از عربی
فهرست اصطلاحات صرف و نحو
بنده ی کمترین حبیب

۱۲۸۹

نظرات کاربران درباره کتاب دستور سخن