فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نسل نواندیش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اهرم‌های پولدار شدن

کتاب اهرم‌های پولدار شدن
چگونه در بازی پول آفرینی مهارت یابیم؟

نسخه الکترونیک کتاب اهرم‌های پولدار شدن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اهرم‌های پولدار شدن

شما هم می‌توانید پولدار شوید. شاید این کار چندان آسان نباشد؛ اما بی‌تردید ممکن است. شما اکنون کتابی را در دست دارید که کتاب خواندنی و البته آموزشی برای شرکت کردن در بازی پول آفرینی به شمار می‌آید. برای خواندن این کتاب باید از نگرش انسان‌های موفق بهره‌مند باشید. نگران نشوید. شما از این نگرش بهره‌مند هستید؛ در غیر این صورت، چنین کتابی را برای خواندن انتخاب نمی‌کردید. پر تلاش بودن و سرسختی از ویژگی‌های بارز انسان‌های موفق است. آنان بهانه نمی‌آورند. و از هر راهکاری به نفع خود و انسان‌های پیرامونشان استفاده می‌کنند. آنان هرگز خودشان را به شیوه‌ای زیان بار محدود نمی‌کنند و همواره خلاقیتشان را به کار می‌گیرند. شما نیز هنگام خواندن این کتاب بهتر است همین‌گونه پیشروی کنید. این کتاب از یک‌سو هوشیاری شما را نسبت به بعضی از افسانه‌ها و دروغ‌های دنیای سرمایه‌گذاری برمی‌انگیزد که شاید بعضی از این افسانه‌ها در جامعه شما وجود نداشته باشند؛ اما هوشیار شدن شما در این باره ضرورت دارد. از سوی دیگر، این کتاب چشمانتان را به روی فرصت‌های عالی سرمایه‌گذاری و پول‌آفرینی می‌گشاید. به علاوه، در این کتاب می‌آموزید چگونه فرآیند پول آفرینی را به شیوه‌ای انجام دهید که آرامش خاطری وصف ناپذیر را برای‌تان به ارمغان آورد. اکنون ورود شما را به زمین‌بازی پول آفرینی خوشامد می‌گویم و امیدوار هستم در این مسیر پر پیچ و خم بتوانید همواره پر توان و پر انرژی پیشروی کنید.

ادامه...

بخشی از کتاب اهرم‌های پولدار شدن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

من برای نخستین بار، حدود بیست وپنج سال قبل، با شنیدن آموزش های تونی رابینز، با او آشنا شدم. در واقع، پس از مشاهده کردن یکی از پیام های بازرگانی تلویزیون، به سرعت اقدام کردم و برنامه ی آموزشی آنتونی رابینز را به نام موفقیت نامحدود در ۲۰روز(۱) خریدم که برنامه ای در زمینه ی خودیاری بود. من، هر روز، در مسیر رفت و برگشت از خانه ام به شرکت اورکل که مسافتی یک ساعته بود، به آموزش های تونی گوش می کردم. من چنان با شنیدن سخنان تونی انگیزه گرفته بودم که در یکی از تعطیلات پایان هفته ام در خانه ماندم و فقط این برنامه را دوباره در طی دو روز گوش کردم. من به سرعت پی بردم که تونی به راستی انسانی فوق العاده است. اندیشه های او به هیچ یک از رویدادهایی شباهت نداشت که من در گذشته ی زندگی ام با آن ها روبه رو شده بودم. تونی به راستی تحولی سازنده در دنیای درونی من به وجود آورد.
در بیست وپنج سالگی، به منزله ی جوان ترین نایب رییس شرکت اورکل، بسیار موفق بودم یا دست کم خودم این گونه تصور می کردم. در آن زمان، سالیانه بیش از یک میلیون دلار درآمد داشتم و جدیدترین مدل خودروی فراری را سوار می شدم. بله، من از همه ی نعمت هایی بهره مند بودم که بهره مندبودن از آن ها را نشانه ی موفقیتم می دانستم. من به راستی خانه ای باشکوه و خودرویی رویایی داشتم و خودم را از نظر زندگی اجتماعی نیز در سطحی عالی می دیدم. با این حال، احساس می کردم باز هم گمشده ای دارم. البته، خودم تشخیص نمی دادم که گمشده ام به راستی چیست. تونی به من کمک کرد تا از موقعیت و جایگاهم در آن زمان آگاهی یابم و تعیین کنم که به معنای واقعی می خواهم به کدام موقعیت و جایگاه برسم. او همچنین به من کمک کرد تا در معنا و مفهومی ژرف تر تعیین کنم که می خواهم زندگی ام چگونه باشد. مدتی بعد، در یکی از برنامه های فشرده و ویژه ی تونی شرکت کردم که در تعطیلات پایان هفته برگزار می شد و نامش چنین بود: نیروی شگفت انگیز درونت را آزاد کن. در این همایش، من به معنای واقعی پنداره ام را بازسازی کردم و متعهد شدم تلاش هایم را هرچه بیشتر و بهتر در مسیری سازنده تر به کار بگیرم. به این ترتیب، خودم را بیشتر و بیشتر در آثار تونی غوطه ور کردم و با تمام نیرو و انرژی ام کوشیدم سفرم را برای راه اندازی و اداره کردن شرکت سیلز فورس دات کام شروع کنم.
من بینش ها و راهکارهای تونی را به کار بردم و ابزاری ویژه و حیرت آور را ساختم که آن را V2MOM نامیدم. این حروف در واقع نشان دهنده ی پنداره (Vision)، ارزش ها (Values)،روش ها (Methods)، موانع (Obstacles) و ارزیابی (Measurement) هستند. من این ابزار ویژه را به کار می برم تا همه ی نیرو و انرژی ام را در زندگی شغلی و در نهایت شخصی ام بر خواسته های واقعی ام متمرکز کنم. این ابزار در واقع پنج سوال تونی را به این ترتیب شامل می شود:

۱. من به معنای واقعی چه خواسته ای دارم؟ (پنداره).
۲. ویژگی مهم این خواسته ی من چیست؟ (ارزش ها).
۳. چگونه به خواسته ام می رسم؟ (روش ها).
۴. چه عاملی مانع می شود من به خواسته ام برسم؟ (موانع).
۵. چگونه پی می برم که به معنای واقعی انسانی موفق هستم؟ (ارزیابی).

تونی به من گفت که چگونگی زندگی ام برمبنای چگونگی سوال هایم تعیین می شود. از آن زمان به سادگی کوشیدم، با مطرح کردن این سوال های بنیادین و یادداشت کردن پاسخ هایم، همه ی امور مربوط به زندگی شغلی و شخصی و همه ی رویدادهای آینده ی زندگی ام را در قالب و ساختار دلخواهم بیافرینم. نتیجه ی عملکرد من بسیار حیرت آور بود.
در تاریخ ۸مارس ۱۹۹۹، نخستین روز راه اندازی شرکتم، با همه ی کارکنانم کوشیدیم سوال های بنیادینمان را برمبنای ابزار ویژه ام بنویسیم و امروز نیز همه ی ۱۵هزار کارکنان شرکت باید چنین کاری را انجام دهند. این کار به آفرینش هماهنگی، آگاهی و ارتباط در شرکت می انجامد و برمبنای نکته هایی شکل گرفته که تونی در طی دو دهه ی قبل به من آموزش داده است. تونی می گوید که تکرارکردن در واقع مادر هر مهارتی محسوب می شود. در حقیقت انسان با تکرارکردن هر کاری در آن زمینه مهارت می یابد. به این ترتیب، ما همچنان به نوشتن و به سازی سوال های بنیادینمان برمبنای ابزار ویژه ام ادامه می دهیم. این موضوع در واقع یکی از دلایلی بود که سبب شد مجله ی فوربس شرکت ما را به شیوه ای منصفانه و بی طرف، در چهارسال پیاپی، نوآورانه ترین شرکت جهان بنامد. همچنین، شرکت ما در نشریه ی فورچون همواره به منزله ی پرافتخارترین و تحسین برانگیزترین شرکت نرم افزاری معرفی می شود. به علاوه، شرکت ما، در سال۲۰۱۴، از نظر دارابودن بهترین محیط شغلی، در رتبه ی هفتم قرار گرفت. امروزه درآمد شرکت حدود ۵میلیارد دلار در سال است و ما همچنان به رشدکردنمان ادامه می دهیم.

من به معنای واقعی می توانم چنین بگویم: اگر من از حضور تونی رابینز و آموزش های او بهره مند نمی شدم؛ هرگز شرکتم را راه اندازی نمی کردم.

کتابی که اکنون در دستان شما قرار دارد و قرار است آن را بخوانید، با هفت راهکار ساده اش برای دستیابی به رهایی مالی، درست همان کاری را برای شما انجام می دهد که برنامه ی آموزشی آنتونی رابینز به نام موفقیت نامحدود در ۲۰روز برای من انجام داد. این کتاب در واقع اندیشه های تونی را به همراه اندیشه های ۵۰تن از انسان های بااستعداد در زمینه ی امور مالی برای زندگی شما به ارمغان می آورد و ابزارهایی را در اختیارتان قرار می دهد که شما برای بهینه سازی وضعیت زندگی تان به آن ها نیاز دارید. من اطمینان دارم؛ درحالی که این کتاب را می خوانید؛ می توانید گفته های تونی را هماهنگ با زندگی و اهداف خودتان تعبیر و تفسیر کنید و شیوه های خودتان را برای دستیابی به موفقیت و استقلال مالی طراحی و تعیین کنید.
وقتی تونی نام این کتاب را به من گفت؛ نخستین سخن من به او چنین بود: ”تونی، من فکر می کنم تو درکل به خودِ پول اهمیت نمی دهی! تو قرار است به دیگران کمک کنی یک زندگی بی نظیر و استثنایی را برای خودشان بیافرینند!“
من به زودی پی بردم این کتاب فقط و فقط درباره ی پولدارشدن نیست بلکه قرار است به انسان ها کمک کند تا بتوانند زندگی دلخواه خودشان را بیافرینند. البته، بخشی از کتاب به تصمیم گیری درباره ی این موضوع مربوط می شود که می خواهید پول در زندگی شما چه نقشی داشته باشد. همه ی ما در زندگی مان درآمد داریم و پول به دست می آوریم. نکته ی مهم درباره ی پول این است که شما بر پولتان تسلط داشته باشید و آن را مدیریت کنید و اجازه ندهید پولتان بر شما تسلط داشته باشد و به گونه ای مدیریتتان کند. به این ترتیب، آزاد و رها خواهید بود تا به شیوه ی مناسب و دلخواه خودتان زندگی کنید.
یکی از مربیان محبوب من درباره ی پول چنین گفت: ”کاری را جست وجو کنید که به انجام دادن آن عشق می ورزید و آن را به خوبی انجام می دهید. سپس، برای انجام دادن آن تلاش کنید. این کار به شما احساس رضایت خاطر می بخشد. شاید این کار برای شما پولی فراوان را به ارمغان آورد؛ شاید هم چنین نباشد. شاید این کار مقام و موقعیتی عالی را برای شما به ارمغان آورد؛ شاید هم چنین نباشد. به هرحال، انجام دادن این کار به راستی احساس رضایت خاطر را برای شما به ارمغان می آورد.“ تونی رابینز نیز درست همین حقیقت را مطرح می کند. شادی واقعی شما در زندگی از این موضوع نشات می گیرد که هدف واقعی و راستینتان را بیابید و آن را با کارهایی هماهنگ کنید که هر روز انجامشان می دهید.
آن مربی محبوب من همچنین ترغیب و تشویقم کرد؛ درحالی که پنداره ام را برای راه اندازی کردن یک شرکت نرم افزاری تغییرآفرین در جهان دنبال می کنم؛ به نقش پول در زندگی ام نیز توجه داشته باشم. او به من می گفت صاحبان کسب و کارهای سرآمد و عالی فقط به سودآفرینی نمی اندیشند. این افراد می کوشند کارهایی پرثمر و خیرخواهانه را به شیوه ای شگفت انگیز و با همه ی توان و تلاششان به ثمر برسانند. تونی رابینز، حتی ۲۵سال قبل، به انجام دادن کارهایی خیرخواهانه متمرکز بود و به این شیوه در وجود من و چگونگی اندیشیدنم به شدت تاثیر گذاشت. وقتی من شرکتم را راه اندازی کردم؛ به ثمررساندن سه هدف ویژه را در نظر داشتم. آن اهداف چنین بود: ۱. یک مدل محاسباتی را برای شرکت ها و سازمان ها طراحی کنم که هم اکنون ”رایانش ابری“ نامیده می شود؛ ۲. یک برنامه ی جدید نرم افزاری را برای شرکت ها و سازمان ها طراحی کنم که برمبنای حق اشتراک باشد؛ و ۳. یک برنامه ی جدید بشردوستانه را به وجود آورم که موفقیت یک شرکت را با تواناییِ بخشیدن و سپاس گزاری کردن کامل کند.
نتیجه ی کار و تلاش من چنین شد: شرکتم در طی ۱۵سال اخیر دنیای نرم افزاری را به کلی دگرگون کرد و سرمایه ی حاصل از فروش آن به بیش از ۳۵میلیارد دلار رسید. به هرحال، بهترین اقدام من در زندگی شغلی ام این بود که تصمیم گرفتم ۱درصد از سرمایه، ۱درصد از سود و ۱درصد از وقت کارکنان شرکتم را به فعالیت های بشردوستانه اختصاص دهم. این فعالیت ها در سازمانی خیریه انجام می شود که به نام شرکتم بنیان گذاری شده است. درنتیجه، ما در طی این سال ها بیش از ۶۰میلیون دلار را به فعالیت هایی بشردوستانه در سراسر جهان اختصاص دادیم؛ بیش از ۲۰هزار کاربر به صورت رایگان از محصولات ما استفاده کردند و کارکنان شرکت نیز بیش از ۵۰۰هزار ساعت فعالیت داوطلبانه برای هم نوعانشان انجام داده اند. همه ی این رویدادها زمانی اتفاق افتاد که تونی رابینز به من کمک کرد ابزاری ویژه را بسازم. من با به کارگیری ابزار ویژه ام توانستم به روشنی تعیین کنم که به معنای واقعی قصد دارم زندگی ام را چگونه بسازم، چقدر از دارایی هایم را ببخشم و به چگونه انسانی تبدیل شوم. هیچ عامل دیگری نمی توانست مرا تا این اندازه شادمان کند و آرامش و رضایت خاطری بیشتر را برایم به ارمغان آورد.
درست به همین دلیل به تونی پیوستم تا در فعالیت های خیرخواهانه ی او نیز سهیم باشم. او قصد دارد در موسسه ی خیریه اش بکوشد به مرحله ای برسد که سالیانه برای عده ای بیش از یک صدمیلیون نیازمند غذا تهیه کند؛ روزانه برای بیش از ۳میلیون خانواده آب آشامیدنی سالم و گوارا بفرستد و کودکان و بزرگسالان را در حد توانش از بردگی و انجام دادن کارهای سخت برهاند.
من کوشیده ام والدینم، دوستان صمیمی ام و مدیران شرکتم را به همایش های تونی بفرستم و آنان را به خواندن آثار تونی ترغیب و تشویق کنم. همه ی آنان درباره ی تونی چنین گفته اند: ”تونی رابینز به راستی انسانی بی نظیر است و ما بسیار خوشبخت هستیم که می توانیم از آموزش های او در زندگی مان استفاده کنیم.“ اکنون، تونی رابینز با این کتابش همان دری را به روی شما می گشاید که در گذشته به روی من گشود. من مطمئن هستم شما نیز با به کارگیری آموزه های تونی می توانید تغییری سازنده را در زندگی تان به وجود آورید و راهی را برای آفرینش خواسته های واقعی و راستینتان بیابید!

مارک بنیوف
بنیان گذار و مدیرعامل شرکت و سایت سیلز فورس دات کام

علم و دانش برای انسان جمالی است که از هیچ کس پوشیده نیست. نسبی است که هرگز مورد جفا قرار نمی گیرد.

امام علی (ع)

مسئله این نیست که خرید کتاب چقدر گرون تموم می شه، مسئله اینه که اگر کتاب نخونی چقدر برات گرون تموم می شه!







بخش اول: به جاده ی پرپیچ وخم خوش آمدید: سفر شما با این گام نخست شروع می شود

فصل اول: این پول به شما تعلق دارد! این زندگی به شما تعلق دارد! فقط خودتان باید آن ها را مدیریت کنید

”پول به راستی خدمتکاری خوب به شمار می آید؛ اما کارفرمایی بدجنس است.“
سر فرانسیس بیکن

پول.
واژه هایی اندک یافت می شوند که احساسات و عواطف انسانی را تا این اندازه برمی انگیزند.
بسیاری از ما حتی از صحبت کردن درباره ی پول می پرهیزیم. پول نیز، همچون امور سیاسی یا مسایل زناشویی، موضوعی است که صحبت کردن درباره ی آن اغلب به هنگام شام خوردن یا در محیط شغلی چندان جایز و شایسته به نظر نمی رسد. ممکن است ما گاهی در گفت وگوهای مودبانه ی خودمان از واژه ی ”ثروت“ استفاده کنیم؛ اما حرف زدن درباره ی ”پول“ کمابیش برای ما ممنوع است. این واژه به شیوه ای عادت گونه برای ما واژه ای ناهنجار و زشت به شمار می آید. بسیاری از ما پول داشتن را موضوعی شخصی و گاهی هم شخص پولدار را گناهکار می دانیم. پول ممکن است سبب شود بعضی انسان ها به دلیل داشتن آن به احساس گناه و بعضی انسان ها به دلیل نداشتن آن به احساس شرمساری دچار شوند.
اکنون، چنین سوالی مطرح است: پول به معنای واقعی چه معنا و مفهومی دارد؟
پول، برای بعضی از ما، نقشی مهم و حیاتی دارد؛ اما برترین اولویتمان را تشکیل نمی دهد. در این حالت، پول به سادگی همچون یک ابزار یا گونه ای توانمندی برای خدمت کردن به دیگران یا خوب زیستن به کار می رود. بعضی انسان ها نیز روی این کره ی خاکی حضور دارند که حرص و طمعی شدید را نسبت به پول احساس می کنند. در این صورت، پول بی تردید خودِ این افراد و گاهی انسان های پیرامونشان را نیز به سوی تباهی پیش می برد. بعضی انسان ها حتی حاضر هستند ارزش های زندگی شان را به ازای به دست آوردن مقداری پول از دست بدهند. برای نمونه؛ آنان ممکن است سلامتی، وقت، خانواده، عزت نفس و در بعضی موقعیت ها نیز حتی راستی و صداقت خودشان را برای به دست آوردن مقداری پول فدا کنند.
پول در اصل با قدرت پیوند خورده است.
همه ی ما مشاهده کرده ایم که پول چگونه ممکن است برای ساختن یا نابودکردن به کار رود. پول ممکن است برای واقعیت بخشیدن به رویایی ارزشمند یا شروع کردن جنگی ناجوانمردانه به کار رود. شما می توانید پول را برای خریدن هدیه ای ارزشمند یا تهیه کردن یک اسلحه به کار ببرید. پول ممکن است برای کارهایی هزینه شود که ایمان، خلاقیت و اندیشه های ناب شما را نشان می دهد. از سوی دیگر، پول ممکن است نشان دهنده ی احساس ناامیدی، خشم یا نفرت شما باشد. پول ممکن است به منزله ی ابزاری برای تاثیرگذاری در دیگران به کار رود. بعضی انسان ها نیز به خاطر پول ازدواج می کنند و سپس به بهای واقعی آن پی می برند.
به هرحال، همه ی ما می دانیم که پول از بعضی جنبه ها فقط و فقط گونه ای توهم است. امروزه، پول را حتی نمی توان به صورت طلا یا اسکناس در نظر گرفت. شاید بتوان گفت که پول به صورت صفر و یک های موجود در حساب های بانکی است. پول به معنای واقعی چیست؟ پول همچون بوم نقاشی است و همان معنا یا احساسی را می پذیرد که ما روی آن ترسیم می کنیم.
درنهایت، باید بگویم پول حتی خواسته ای نیست که جست وجویش می کنیم...... این طور نیست؟ ما به معنای واقعی خواستار حالتی احساسی هستیم که تصور می کنیم پول داشتن ممکن است آن را برای ما به ارمغان آورد. به چند نمونه از این حالت های احساسی توجه کنید:

احساس قدرتمندی،
احساس استقلال،
احساس امنیت،
احساس توانمندی برای کمک کردن به انسان های نیازمند یا افرادی که دوستشان داریم،
احساس بهره مندبودن از توانایی انتخاب کردن، و
احساس زنده بودن.

پول بی تردید یکی از ابزارهایی است که ما با به کارگیری آن می توانیم رویاهای ارزشمندمان را به واقعیت زندگی مان تبدیل کنیم.

به هرحال، حتی اگر پول فقط و فقط گونه ای حالت احساسی را به وجود می آورد و مفهومی انتزاعی دارد؛ شما، در صورت دراختیارنداشتن پول کافی، نمی توانید آن حالت احساسی را تجربه کنید! درباره ی این حقیقت نیز تردیدی وجود ندارد: یا شما از پول استفاده می کنید یا پول به گونه ای از شما استفاده می کند. یا شما پولتان را مدیریت می کنید و بر آن تسلط دارید یا پولتان به گونه ای شما را مدیریت می کند و بر شما تسلط خواهد داشت!
شیوه ی شما برای مدیریت کردن پولتان در واقع بازتابی از این حقیقت است که قدرتتان را چگونه مدیریت می کنید. آیا پول داشتن را مصیبت می دانید یا آن را نعمت می شمارید؟ آیا پول آفرینی را گونه ای بازی در نظر می گیرید یا آن را باری سنگین از مسوولیت می دانید؟
وقتی من نام فرعی این کتاب را انتخاب کردم؛ عده ای از انسان ها به معنای واقعی خشمگین شدند که من پول آفرینی را گونه ای بازی در نظر گرفتم. آنان اعتقاد داشتند که من نباید مفهومی کودکانه یا بی اهمیت را همچون ”بازی“ برای موضوعی جدی همچون ”پول آفرینی“ به کار ببرم! به هرحال، بهتر است واقع بین باشیم. درحالی که در صفحه های بعد از این کتاب می خوانید؛ بهترین شیوه برای آفرینش تغییری مثبت و سازنده در زندگی تان این است: افرادی را بیابید که در گذشته به خواسته هایی همچون خواسته های کنونی شما رسیده اند و بکوشید از رفتار و عملکرد آنان الگوبرداری کنید. آیا می خواهید در زمینه ی مدیریت کردن امور مالی تان مهارت یابید؟ پس، انسانی را بیابید که در این زمینه مهارت کافی دارد. سپس، بکوشید از عملکرد او در زمینه ی مدیریت کردن امور مالی اش الگوبرداری کنید. به این ترتیب، مسیر ماهرشدن و برتری یافتن را در زمینه ی دلخواه تان یافته اید.
هم اکنون می توانم به شما بگویم که من با عده ای بسیار از انسان های ثروتمند در سراسر جهان گفت وگو کرده ام و بسیاری از آنان به راستی پول آفرینی را گونه ای بازی در نظر می گیرند. در غیر این صورت، چه دلیلی دارد که انسان های ثروتمند، پس از به دست آوردن ثروت هایی میلیارددلاری، بکوشند ۱۰ یا ۱۲ساعت از روزشان را عاشقانه و خالصانه به کارکردن اختصاص دهند؟ این نکته را نیز به یاد داشته باشید: همه ی بازی ها نیز بی اهمیت و کم ارزش نیستند. بازی ها در واقع بازتابی از زندگی هستند. بعضی انسان ها فقط کنار زمین بازی می نشینند و عده ای برای برنده شدن بازی می کنند. شما چگونه بازی می کنید؟ می خواهم این نکته را با تاکید به شما یادآوری کنم: شما و خانواده ی عزیزتان نباید در این بازی در نقش بازنده قرار بگیرید.

من به شما نوید می دهم؛ اگر این کتاب را بخوانید و ۷راهکار ساده ی آن را به کار ببرید؛ شما و خانواده ی عزیزتان بی تردید در این بازی برنده خواهید شد. البته، برد شما نیز ممکن است بردی شگفت انگیز باشد! این ۷راهکار ساده در واقع عصاره ای را از تجربه های موفق ترین بازیکنان این بازی شامل می شود.

به هرحال، شما برای برنده شدن باید قوانین بازی را بدانید و بهترین راهکارهای موفقیت را از افرادی بیاموزید که در گذشته در این بازی مهارت پیدا کرده اند.
خبر خوب این است که شما می توانید در وقتتان صرفه جویی کنید و نتیجه ی سال ها تلاش دیگران را فقط در چند دقیقه بیاموزید. در واقع، شما به سادگی می آموزید که از گرفتارشدن در کدام تله ها بپرهیزید و کدام راه های میان بر را برای رسیدن به موفقیتی ماندگار برگزینید. عده ای از فعالان عرصه ی اقتصادی کوشیده اند کاری کنند تا این موضوع اندکی پیچیده به نظر برسد؛ اما درحقیقت، وقتی شما یک بار از این گذرگاه پرپیچ وخم عبور کنید، این کار کمابیش برای شما ساده خواهد شد. این کتاب در واقع فرصتی را برای شما فراهم می کند تا دیگر مهره ی شطرنج نباشید بلکه خودتان به بازیکنی بامهارت در بازی پول آفرینی تبدیل شوید. من فکر می کنم شما از پی بردن به این حقیقت بسیار شگفت زده خواهید شد که با یادگیری قوانین و دانش این بازی می توانید وضعیت زندگی مالی خودتان را به آسانی بهبود ببخشید و از استقلالی مالی لذت ببرید که به راستی شایسته اش هستید.
بهتر است فرایند یادگیری خودتان را شروع کنید. فقط تصور کنید؛ اگر از قبل در این بازی مهارت داشتید؛ زندگی تان چگونه به نظر می رسید.
اگر مشکل مالی نداشتید؛ چگونه زندگی می کردید؟

نظرات کاربران درباره کتاب اهرم‌های پولدار شدن

تخفیف بدید
در 2 سال پیش توسط فرشید اینانلو
به نظر من نیازی به این همه حجم نبود.در کل فصل های اولش خیلی خسته کننده هست و اگه به متن انگلیسی رجوع نکنی خیلی از اصطلاحاتشو نمیفهمی.اما این نکته رو بالاخره برات جا میندازه که همه شخصیت های موفق در عرصه اقتصاد بالاخره حتما دستی بر آتش سرمایه گذاری داشتن و صرفا درامدشون خوب نبوده.فصل های آخرش که به مصاحبه هاش میرسه دیگه انگیزه بخش میشه.در آخر به این نتیجه میرسی که باید زودتر راجع به چند نکته فکر اساسی کنی:سبد بورس،حساب بانکی یا اوراق تضمین شده،بیمه عمر،طلا و ارز،ملک که اینا میشه سبد سرمایه گذاریتون و بعد باید بری سراغ مدیریتش.در نهایت جای تقدیر داره و دست همه دست اندرکارانش درد نکنه
در 2 سال پیش توسط محسن
واقعا کتاب تاثیر گذار و خوبیه. مطمعن باشین راهنمای خوبی برای ثروتمند شدنه من با این کتاب به ثروت بزرگی رسیدم. ممنون از پشتیبانی شما. کتاب رو دانلود کردم ایندفه راحت بازشد. سپاس
در 2 سال پیش توسط mostafa ghasemi
این کتاب در دسته کتب اقتصادی ۳۹۰۰ تومان هست. اسمش هم زده ۷ قدم تا آزادی مالی. از اون قسمت تهیه کنید هزینش,کمتره.
در 1 سال پیش توسط محمدرضا خنیده
واقعا خیلی بده که از رابینز فقط همین کتابو تو فیدیبو دارین
در 2 سال پیش توسط مبین
انتونی رابینز نویسنده خیلی خوبیه بقیه کتاب هاش رو هم بزارین ولی نه به این گرونی !!!!!
در 2 سال پیش توسط ara....ap
این کتاب ۲۴۰۰ صفحست و من تا الان ۸۰۰ صفحشو مطالعه کردم و به شخصه میتونم بگم مثل بقیه کتابهای آنتونی پر از نکات کاربردی و مفیده.. نه اینکه فقط خواننده رو تو رویا و هپروت موفقیت غرق کنه.، آنتونی همیشه ریشه ای راجب هر موضوعی مینویسه و بعد راهکارهای عملی ساده سازی شده براشون میده...
در 2 سال پیش توسط ariya matin
سلام ، خواهش میکنم کتابهای به سوی کامیابی رابینز و جادوی کامیابی رو بذارین
در 1 سال پیش توسط mig...oor
دوستان برای کسانی که به بورس و سرمایه گذاری علاقه دارند کتاب بسیار مفیدی است. حتما تهیه کنید و مطالعه کنید.
در 2 سال پیش توسط محمدرضا خنیده
حقیقتا وقتی میخوایم پولدار بشیم اولشم که شده نمیتونیم هزینه های زیادی که گرفته میشه به اسم چراغ راه رو پرداخت کنیم
در 1 سال پیش توسط محمد شهرستانی