فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نافرمانی مدنی

کتاب نافرمانی مدنی

نسخه الکترونیک کتاب نافرمانی مدنی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب نافرمانی مدنی

نافرمانی مدنی، مقاله‌ای است طولانی و کلاسیک در اندیشه و فلسفه‌ی سیاسی. در عین حال شرحی است بر علت اعتراض اخلاقی ـ عملی نویسنده به بی‌عدالتی آمریکا. شکل آن، خودداری از رعایت یک یا چند قانون مشخص یا نپرداختن مالیات و جریمه، بیش‌تر به دلیل اعتراض اخلاقی یا سیاسی بی‌خشونت بود، اما دلایلش را باید از زبان خودش شنید. کلام وی: «بهترین دولت، دولتی است که کم‌ترین فرمان را صادر کند.» امروزه سرمشقی برای کوچک‌سازی دولت‌ها شده است. کتاب به قلم ثورو، شاعر، طبیعی‌دان و فیلسوف سیاسی قرن نوزده آمریکاست که شاگرد و همدم و منتقدِ مقاله‌نویس و فیلسوف بزرگ، امرسون است، کسی که او را چنین وصف کرد: ثورو تنها انسان آزاد شهرش بود. نوشته‌ی حاضر فقط گزارش نیست، بلکه هم دعوت به کنش و هم روبه‌رو کردن خواننده با پرسش‌هایی است بس اخلاقی و همیشگی، آن‌چنان‌که گاندی تدریس این کتاب را برای آموزش عمومی مدارس بسیار لازم می‌دید. ثورو قلمی دارد همانند سعدی ما و از حُسن اتفاق، یکی از شاخص‌ترین تحسین‌کنندگان سعدی در غرب است که صریحاً خود را خویشاوند فکری او می‌داند. او شاعری است که با ساده‌زیستی، مبارزه با مصرف‌گرایی و تأمل در طبیعت و هستی، توانست زیستن را هم‌چون شعری بسراید و نیز شعر زیستن را زندگی کند! متن کتاب، در عین کلاسیک بودن، لذت‌بخش و قابل درک برای عموم خوانندگان است

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.87 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نافرمانی مدنی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش سخن مترجم 

نافرمانی مدنی وهنری دیوید ثورو(۱)

تعبیر نافرمانی مدنی برای اولین بار از سوی هنری دیوید ثورو در مقاله ای به همین نام بکار رفت. این مقاله در آمریکای قرن ۱۹ نوشته شد.
برای درک بهتر این مفهوم لازم است شرایط پیدایش آن را بررسید. تاریخ آمریکا هرچند کوتاه، اما نقاط روشن و تاریکی دارد که جز با آگاهی دقیق از آن نمی توان مدعی شناخت بخش مهمی از تاریخ فرهنگی غرب بود. آمریکا بخش مهمی از فرهنگ فعلی غرب را تولید کرده است، پس طبیعی است که بدون شناخت عناصر تاثیرگذار آن، نمی توان عوامل موثر بر تحرکات عمده ی بشر امروزی را شناخت.
نظر به این که نافرمانی مدنی یکی از عناصر تاثیرگذار بر تاریخ معاصر فرهنگ آمریکا و جنبش حقوق مدنی در آن کشور است و به تبع آن بقیه ی نقاط جهان معاصر، آن را به عنوان شیوه ای برای تحرکات اجتماعی مطرح کرده اند و با توجه به نو بودن این مفهوم در گفتمان های غالب ایرانیان اهل اندیشه، ضرورت دارد که با آشنایی و گفت وگوی بیشتر در مورد آن، مانع خلط مفاهیم شویم و از بنیان های فرهنگ ساز ملل دیگر با واسطه های کم تری سود ببریم. با این کار، از بدفهمی های فراوان در این مورد، کمی هم برطرف خواهد شد. هدف از ترجمه ی حاضر، همین نکته است.
اما قبل از هر چیز، نکته ی مهمی که نمی توان ناگفته گذاشت این است که: نافرمانی مدنی وسیله ای برای انقلاب، به معنی براندازی نیست، بلکه ابزاری اصلاح طلبانه و محدودکننده ی قدرت بی حدوحصر ماشین حکومتی به منظور عادلانه تر کردن آن است، که به تعبیر ثورو این خود یعنی انقلابی واقعی. نافرمانی به کسب قدرت نمی اندیشد، اما در عوض بیشتر با اخلاق، وجدان فردی و آزادی فرد مستقل فردیت یافته سروکار دارد. برخلاف انقلاب که متعلق به ناامیدشدگان از ایجاد تغییر تحمیلی یا خودخواسته در خصلت های حریف و «آن دیگری» (یا به تعبیر انقلابیون، دشمن) است، نافرمانی مدنی فراخوانی است خطاب به امیدوارترین جان ها و روح های یک ملت، تا با پاسخ به ندای وجدان و عمل مستقیم، به اصلاح فعالانه ی شرایط و اوضاع برخیزند و رفتار حریف را، چه بخواهد، چه نخواهد تغییر دهند، و در صورت شکست در این کار، حداقل، وجدان فردیت یافته ی خود را زنده نگاه دارند. نافرمانی مدنی در خدمت منافع حکومت و بقای مثبت آن است، امّا با تایید رفتار عادلانه ی آن و هم زمان با ردّ عملی اعمال ستمگرانه ی حاکمیت.
کوتاه سخن این که: نافرمانی مدنی از جنس گفت وگوست و آشتی، نه از جنس قهر و نفرت؛ پس فرصتی است رایگان و مبارک برای بقا و ارتقای کیفی حاکمیت، تا به گفت وگویی برابر با رعایا (یا شهروندان خود) بپردازد؛ گفت وگویی که در اثر دوری حاکمیت از ولی نعمتان خود، همیشه به تعویق می افتد. لذا قبل از هر کس و هر نهادی، این خود حاکمیت است که می باید مشوّق و خواهان رواج نافرمانی مدنی باشد تا بقایش تضمین و منافع شهروندانش هم تامین شود.

دو نکته:
ـ در پایان این نوشته، بحث ارزنده ی آقای بهرام محیی در زمینه ی نافرمانی مدنی آمده است، که عمق بیشتری به درک ما از این مفهوم خواهد داد.
ـ تمام پانوشت ها و تاکیدها از سوی مترجم است.

پیش گفتار ویراستار

نافرمانی مدنی
دفاعیه ی حقوق فردی در برابر اقتدار حکومتی
اثر جاودان هنری دیوید ثورو



در دفتر خاطرات خانم برانسون الکات در شرح روز ۱۷ ژانویه ۱۸۴۳ چنین آمده است:
«روزی پرهیجان بود، چرا که آقای الکات از پرداخت عوارض شهر خودداری کرده بود و مقامات شهر هم پس از مشورت با یکدیگر، برایش زندان بریده بودند. پس از مدتی که انتظار زندانی شدنش را داشتیم، به او خبر دادند که دوستی مالیا تش را پرداخته است. به این ترتیب بود که ما را از رنج دوری اش معاف ساختند و او را نیز قهرمان رنج برای آرمان کردند.»
هنری دیوید ثورو هم پیش از آن در سال ۱۸۴۲ از پرداخت مالیات سرانه خودداری کرده بود، اما تا اواخر جولای ۱۸۴۶ کسی به سراغش نیامد.
در همان روزها بود که سام استپلز، کلانتر شهر، که موظف بود کسری مالیات های پرداخت نشده ی شهروندان را خود بپردازد، به سراغش آمد و با بردن او به زندان، آرامش زندگیش را در برکه ی والدن(۲) برهم زد.
اما ثورو برخلاف الکات، قبل ازین که کسی مالیاتش را بپردازد، حداقل شبی را در زندان گذراند. پرداخت کننده ی پول احتمالاً عمه اش ماریا بوده و نه آن چنان که مشهور است، امرسون(۳). امرسون رفتار او را ناشی از خسّت، بی خیالی و بی نزاکتی اش تلقی کرد.
او مایل نبود از لذت «رنج برای آرمان» دست بردارد. ازین رو از همان شب به بعد، کار را بر روی کتاب خاطرات هفته ای بر روی رودخانه های کنکورد و مریماک(۴) شروع کرد و در آن به وارسی حقوق و وظایف فرد در رابطه با دولت پرداخت. در اوایل ۱۸۴۸ دو بار در باشگاه شهر کنکورد، درباره ی نافرمانی مدنی(۵) سخنرانی کرد و سال بعد مقاله اش را در نشریه ی مقولات زیبایی شناسی(۶) با مدیر مسئولی الیزابت پی بادی(۷) به چاپ رساند. حتی در کتاب والدن(۸) هم از فرصت سود برد تا علت خودداری اش را از شناسایی حاکمیتی شرح دهد «که مردان، زنان و کودکان را هم چون رمه ی گوسپندان در مقابل پله های مجلس سنا به خرید و فروش می گذارد.»
ثورو ناخواسته مجبور شد که در مورد نافرمانی مدنی خود، بسیار گسترده تر و مفصل تر توضیح داده و بنویسد، چون، کسی که مالیاتش را پرداخت، وی را عملاً از فرصت استیضاح علنی و اجتماعیِ مفهوم مالیات در پیشگاه مردم و از طریق دادگاه محروم کرد. این چنین استیضاحی می توانست مسئله را در سرتاسر جامعه مطرح کند. در صورتی که اینک بدون حضور افکار عمومیِ آگاه، ناچار بود خود به تنهایی مسئول رساندن آن پیام به گوش دیگران باشد. برای موفق شدن، اقدامش می باید جلب توجه می کرد، چرا که در غیر این صورت نمی توانست آرمانش را با مردم در میان گذارد تا وجدان های خفته شان را به اقدام سیاسی دعوت کند –هرچند، به زندان رفتن ممکن بود نیاز او را به زندگی بر اساس اصول اعتقادی شخصی خود ارضاء کند.
زندان رفتن و سخنرانی اش در زمینه ی اصولی که انگیزه ی این اقدام بود، مواردی بودند از آن چه که جان. جی. چاپمن(۹) آن را تبلیغ عملی می نامید.
اقدامات فردی، حتی بدون اصلاحات عملی فوری یا برنامه ریزی شده، حداقل این فایده را دارند که در درازمدت به افکار عمومی آموزش می دهند و این خود، کم دستاوردی نیست، چرا که آموزش، درواقع، خودْ سیاست است.
چاپمن می گفت: «از هر چیزی به عنوان نماد استفاده کن... اول عمل و بعد توضیح عمل... این است راه شنیده شدن و مطرح کردن اندیشه .» چاپمن مقاله ای به نام نظریه ی عدم مقاومت(۱۰) نوشت. او هم مانند ثورو که احتمالاً بر او تاثیر گذاشته بود، پس از یک دهه تلاش اصلاح طلبانه ی تشکیلاتی دریافته بود که در مصالحه بر سر کسب پیروزی های سیاسی موقتی، اصول کمرنگ می شوند، متوجه شده بود هر آن چه را که چشم می پوشی، حمایت کرده ای و هر آن چه را که اغماض می کنی، تایید کرده ای. دریافته بود که اگر بخواهی با تمامی وجودت واقعاً به صلاح حکومت خدمت کنی، به گفته ی ثورو باید: «به زنده دلی، نشاط و نیروی یک انسان زنده ی فردیت یافته و مستقل تکیه کنی،....»
این تلاش فردی، خواهان شجاعت و «وجدانی مصرّ» است که بقول هنری جیمز(۱۱) در مقالات ثورو در نشریه ی نیوانگلندی ها(۱۲)، به خوبی، دیدنی و آشکار بود. اقدامات دلیرانه ای مانند شبیخون اَسفبار جان براون(۱۳) را تایید می کرد. حمام خونی که پس ازین ماجرا به راه افتاد، این حقیقت را در نظر او کم رنگ نمی ساخت که براون بر اساس اصول خود و به درستی عمل کرده است. در همان حالی که دیگران برای تهور نابخردانه ی براون مرثیه خوانی می کردند، ثورو به خود اجازه می داد تا با فصاحت تمام در مورد او سخن براند، چرا که هم خونی و هم سنخیِ او را با خود دریافته بود.
بی تفاوتی، تن آسایی، از خود راضی بودن و جُبن و بُزدلی اخلاقی، همگی نتایج اجتماعی ماده گرایی مصلحت جویانه ای بودند که فلسفه ی شهودی یا شهودگرایی(۱۴) در برابر آن پرچم قانون اخلاقی خود را برافراشته بود. ثورو هم، پیرو همین فلسفه بود.
در کتاب هفته ای... یادآوری می کند که بیشتر انسان ها با بی توجهیِ شدید به قوانین اخلاقی زندگی می کنند. وی صحنه هایی از نمایش نامه ی آنتیگونی(۱۵) را بازگو می کند که آنتیگونی در آن از اطاعت کرئون شاه خودداری می کند، چرا که وی به قوانین نانوشته و تغییرناپذیر خدایان اعتقاد دارد. رفتار آنتیگونی، عمل ثورو را توضیح می دهد: «پیمان بنیادین انسان در برابر حکومت نیست، بلکه در برابر قوانین فراگیر عالم است.»(۱۶)
او مدعی بود که: «راستی و درستیِ مطلق، تنها حقیقتی است که مصلحت همگان است. انسان در برابر حکومتی که به بی عدالتی رسمیت می دهد، مسئول و متعهد نیست. وجدان، برتر از مصلحتِ قانون و حکومتِ اکثریت است.» بااین همه، منکر ضرورت وجودی دولت نیست، بلکه معتقد است دولت تنها هنگامی شایسته ی اطاعت است که اهداف غایی اش اخلاقی باشند. وی در اساس، حکومت را به منزله ی ابزار خیر و نهاد اخلاقی مثبتی می بیند که باید هدفش پیشبرد حقوق بشر باشد، و نه صرفاً دفاع از حق مالکیت. برای نیل به این مقصود دولت می باید که به «اقلیت خردمندِ» بیرونِ خود ارج بگزارد.
در مواقعی که دولت، رفاه اجتماعی را ـ به صورت ساخت جاده و مدرسه و حفظ محیط زیست(۱۷)ـ ارتقا می دهد، ثورو به پرداخت مالیات خود تمایل دارد و آن طور که خود می گوید: «بسیار آماده اطاعت است.» اما هنگامی که دولت با عدالت همخوانی ندارد، یا وقتی که سبب می شود فرد به شریک ساکت و ناراضی شرارت و فسادهایش تبدیل شود، انسان چه چاره ای خواهد داشت؟ وی در کتاب «هفته ای...» خاطرنشان می سازد که در مقابل شرّ، نمی توان از انفعال توصیه شده در متون هندو پیروی کرد. روشن است که این دیدگاه اش عملاً بسیار غربی است و نه شرقی.(۱۸) ترجیح می داد با شجاعت به ستم حمله برد تا این که منتظر عقب نشینی خودبه خودی آن شود. می گفت: «برهمن(۱۹) که هیچ گاه خود را برادرِ نوع بشر و نیز فرزند خدا نمی داند، الگوی آرمانیِ مصلحین و انقلابیونِ رادیکال(۲۰) نیست، بلکه این مسیح است که شایسته ی چنین مقامی است.» مسیحی که چاپمن هم از زندگی اش درس هایی آموخته؛ مسیحی که گفته بود: «در برابر شرّ ایستادگی مکن، بلکه با نیکی بر آن غلبه کن».(۲۱) با مصلحت گرایی نمی توان بر مصلحت گرایی پیروز شد. سلاح راستین این نبرد وجدان است. فقط وجدان است که هستی و تمامیت جامعه را پرنشاط و پرتحرک می سازد. به گفته ی رالی(۲۲)، اگر نهادی اجتماعی بی روح و بی جان است، فرد می باید آن روح و جان را به آن نهاد بدمد.
نافرمانی مدنی امری منفعل نیست؛ بلکه هدف بی درنگ آن گذاشتن چوب لای چرخ حاکمیت است. پس ضد اصطکاک(۲۳) است، اما هدف نهایی آن، تحلیل بردن مصلحت گرایی به کمک معرفی و عرضه ی قانون اخلاقی است که به منزله ی ملاکی برتر از حق و اقتدار اجتماعی عمل می کند. هنگامی که قانون اخلاقی تکیه گاه رفتار می شود، حتی اهرم ناچیز اقدام انفرادی هم، به مثابه ی ابزاری است با نیرویی بی پایان.
خودداریِ ثورو از پرداخت مالیات، احتمالاً بی فایده بود، اما توضیحاتش درباره ی اهداف و اصول رفتار خود در «نافرمانی مدنی» نتایجی داشت که نمی توانست پیش بینی کند ـجنبش کارگری انگلیس، ساتیاگراهای گاندی(۲۴) و نیز پایداری در برابر ستم در هر نقطه ی جهان، نمونه هایی از نتایج تلاش هایش هستند. وی نه تنها در مورد اهداف حاکمیت با خردمندی اندیشیده، بلکه سلاحی آماده برای عادلانه ماندن همیشگی آن هم ارائه کرده است. بی جهت نیست که نافرمانی مدنی، ثورو را در سراسر جهان به خوبی شناسانده است.

والتر هاردینگ

نظرات کاربران درباره کتاب نافرمانی مدنی