فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شخصیت‌ها... فرانسیسکو پیثارو

کتاب شخصیت‌ها... فرانسیسکو پیثارو
فاتح امپراتوری اینکا

نسخه الکترونیک کتاب شخصیت‌ها... فرانسیسکو پیثارو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب شخصیت‌ها... فرانسیسکو پیثارو

« فرانسیسکو پیثارو » در تروخیوی اسپانیا شهری با قدمتی بیش از دو هزار سال به دنیا آمد . این شهر یکی از همان دژهای قرون وسطایی بود که بر فراز تپه‌ای بنا شده بود و دیوارهای بلندی از سنگ خارا داشت که از شهر حفاظت می‌کرد . ثبت تولد ، مرگ و ازدواج در کلیسا ، دادگاه یا در خانواده و یا بر جلد کتاب مقدس در آن روزگار کاری رایج بود ، اما هیچ سند ثبت شده‌ای از تولد فرانسیسکو پیثارو به دست نیامده است . تاریخ واقعی تولد او برای مورخان همچنان یک راز است . اما آنها بر این باورند که او بین سال‌های ۱۴۷۱ و ۱۴۷۵ به دنیا آمده است. برخی از مورخان ادعا می‌کنند او پس از تولد روی پله‌های یک کلیسای محلی رها شده بود و برخی دیگر می‌گویند او در میان خوک‌ها بزرگ شده و ماده خوکی به او شیر داده است . البته این ادعا شایعه‌ای بی‌اساس بیش نیست . در واقع سرهنگ گونسالو پیثارو ، پدر فرانسیسکو ، افسر ارتش بود. سربازانش او را به سبب رشادت‌هایش در نبرد با ایتالیایی‌ها « رومن » و به سبب قامت رشیدش « بلند » می‌نامیدند . مادر وی ، خدمتکار بود و پدر و مادرش هر کدام تعدادی برادر ناتنی به فرانسیسکو ارزانی کردند . او هیچگاه به مدرسه نرفت و هرگز خواندن و نوشتن نیاموخت ، با این حال او به دنبال ماجرا ، هیجان و مهم‌تر از همه ثروت فراوان بود . کتاب « پیثارو » مجلدی دیگر از مجموعه شخصیت‌های تأثیرگذار دوره رنسانس است.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 6.04 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب شخصیت‌ها... فرانسیسکو پیثارو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:





فصل ۱ : تب طلا



فرهنگ اینکا اقلام تزیینی و جواهرآلاتی از جنس طلا و سایر فلزات گرانبها پدید آورد.

چشم های فرانسیسکو پیثارو از طمع بیرون زده بود. طلا! نقره! جواهرات وصف ناپذیر! فرانسیسکو پیثارو مدت ها بود که در اشتیاق ثروت اندوزی می سوخت و اکنون آن قدر طلا به دست آورده بود که تب خود را فرو بنشاند.
پیثارو با سپاهی کوچک از سربازان اسپانیایی در کاخامارکا، شهری در امپراتوری اینکا، بخشی از پروی امروزی اردو زده بود. آن ها آتاهوآلپا فرمانروای اینکا را گروگان گرفته بودند تا از قبیله اش باج خواهی کنند، و حالا منتظر رسیدن باج بودند: گنجینه ای که پیثارو و مردانش را ثروتمند می کرد.
پس از هفته ها انتظار پیثارو، نجیب زادگانِ اینکا به کاخامارکا رسیدند. کاروان خدمتکاران و لاماها به قدری طولانی بود که نمی شد انتهای آن را دید. مردان بومی و چارپایان طلاهایی را حمل می کردند که شهروندان اینکا فکر می کردند بهای آزادی فرمانروایشان خواهد بود.
پیثارو به منشی خود دستور داد تا همه طلا، نقره و جواهراتی را که اینکاها آورده بودند، ثبت کند و ذرّه ای را از قلم نیندازد. در میان محموله اینکاها بشقاب های زیبایی از جنس طلا و نقره وجود داشت که بر رویشان نقش خورشید و ماه کنده کاری شده بود، همین طور دستبندهای ظریف، گردنبندهای سنگین طلا و زره هایی از جنس فلز چکش خورده. مجسمه های خدایان اینکا، گوزن، لاما و پرنده اتاقی را پر کرد. این ثروت قوم اینکا بود که به شکل کرسی، نیمکت، دیس، تنگ، جام و کاسه به کاخامارکا سرازیر شد.
پیثارو در مجموع توانست حدود ۶۰۳۹ کیلوگرم طلا و ۱۱۷۰۰ کیلوگرم نقره جمع کند. اما تقسیم کردنِ بشقاب ها و چهارپایه ها و مجسمه های لاما کار دشواری بود. به راستی ارزش یک مجسمه معادل ارزش چند دستبند بود؟ بنابراین، پیثارو دستور داد هر چه از طلا بود ذوب کنند و با آن سکّه بزنند. به این ترتیب، تقسیم گنجینه دیگر کار آسانی بود.
طبعاً، سهم پادشاه اسپانیا از این غنیمت بیش از همگان بود: در حدود یک پنجم از کلّ غنایم، که آن را «خُمسِ همایونی» می نامیدند. پس از پادشاه، بیش ترین سهم را پیثارو می بُرد که رئیس و راهبر این سفر اکتشافی بود. اما به هر حال، فرماندهان ارشد و سربازان جزء نیز می بایست نصیبی از آن گنج می بردند ــ گنجی که ارزش کوچک ترین تکه اش را حتّی تصوّر هم نمی شد کرد. هر سرباز سواره نظام، به طور میانگین، ۸۸۸۰ قطعه طلا و ۳۶۲ مارکِ نقره به دست آورد که این میزان معادل ۴۳ کیلوگرم طلا و ۸۲ کیلوگرم نقره است. به پول امروز تقریباً معادل ۳/ ۱ میلیون دلار نصیب هر سرباز شد. سهم پیثارو به تنهایی شش برابر این رقم بود!



تندیس فرانسیسکو پیثارو در میدانی در زادگاهش، تروخیو، اسپانیا.

بعد از دریافت باج، ذهن پیثارو متوجه تنها مشکل باقی مانده شد: او می دانست که به محضِ آزاد شدنِ آتاهوآلپا، ارتش اینکا به اسپانیایی ها حمله خواهد کرد. قوایِ کم تعداد او حریفِ ارتش قدرتمند اینکا نمی شد. او چگونه می توانست مطمئن باشد که گنجینه اش را از دست نخواهد داد؟ پس از یک عمر انتظار برای رسیدن به چنین ثروتی، پیثارو حاضر نبود حتی یک تکه از طلا ها را هم از دست بدهد، و به این نتیجه رسید که چاره ای جز کشتنِ آتاهوآلپا نیست و به این ترتیب آتاهوآلپا خود را در دادگاهی یافت که مرگ یا زندگی اش به حکمِ آن بستگی پیدا می کرد. رای دادگاه از پیش صادر شده بود. فرمانروای اینکا مجرم بود و بایست اعدام می شد.

نظرات کاربران درباره کتاب شخصیت‌ها... فرانسیسکو پیثارو