فیدیبو نماینده قانونی رهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اصطلاحات تعبیری زبان فرانسه

کتاب اصطلاحات تعبیری زبان فرانسه

نسخه الکترونیک کتاب اصطلاحات تعبیری زبان فرانسه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب اصطلاحات تعبیری زبان فرانسه

برای شناخت دیگرفرهنگ‌ها می‌توان از راه‌های مختلف آن را مورد بررسی قرارداد، به طور مثال از میان آداب ورسوم، تاریخ، مذهب و به خصوص ادبیات. کتاب پیش‌رو را برای مطالعه فرهنگ کشور فرانسه انتخاب کردم چون به نظر من اصطلاحات و ضرب المثل هایی که میان مردم رایج است نشانی از فرهنگ آنان است و در واقع آنها آینه‌ای هستند که تمام افکار، ذهنیات، احساسات و باورهای یک ملت را انعکاس می‌دهند و باعث آشنایی با مفاهیم عمیق نهفته در آنها می‌شود که حکایت از فرهنگ باستانی آن سرزمین می‌کند. پیوند واژه‌ها که اصطلاحاتی پرمغز را اعم از ساده و پیچیده بیان می‌کنند بعضاً برخاسته از روح جمعی و فرهنگی ملتی خاص است که چون تحت تأثیر جغرافیا بوده، همه گیر شده و رنگ و بوی قوم و فرهنگ خاص را گرفته و به شدت انعکاس دهنده روح و روان واقعیت ملموس زندگی آن قوم است.

ادامه...
  • ناشر رهی
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.85 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اصطلاحات تعبیری زبان فرانسه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

ضرب المثل یعنی مثال زدن یا تمثیل برای موثر و مستندتر کردن کلام ـ چه نظم و چه نثر ـ که در گفتار و نوشتار مردم کشورمان همیشه وجود داشته و ادبیات ایران سرشار از انواع ضرب المثل ها و امثال است. در فولکلور یا ادبیات عامیانه صدها ضرب المثل و زبانزد داریم که از شمارش خارج است. گاه با طنز آمیخته است و گاه با جد،گاه تا حدی موهن و تحقیرآمیز و گاه محترمانه است. به هر حال مردم ـ همین مردم عادی ـ در ایجاد ارتباط کلامی با یکدیگر از کلمات و عبارات ضرب المثل به فراوانی استفاده می کنند. بسیاری از این ضرب المثل ها طبیعت نثر ـ آن هم نثر گفتاری و عامیانه ـ دارند و تعدادی هم بنا به ذوق شعردوستانه و نظم گرایانه ایرانیان، حالت منظوم و شعرگونه دارند و تقریبا موزون، مسجع هستند. به هر حال ضرب المثل های رایج در ادبیات غیرمکتوب یا عامیانه ایران بسیار مفصل است و کسانی چون صادق هدایت، سیدابوالقاسم انجوی شیرازی، فضل الله صبحی مهتدی،صادق همایونی و دیگران در ضبط و ثبت این گونه ضرب المثل ها کوشش هایی داشته اند.

ضرب المثل عصاره ی فرهنگ

موضوع فولکلور پرداختن به جنبه های سنّتی جامعه؛ یعنی شیوه های اعمال رفتار، عادات و باورهای سنّتی یک قوم است که در حقیقت میراث مشترک زندگی اجتماعی یک گروه که از نسل های گذشته بر جا مانده است؛ سنّت هایی که فرهنگ عامّه را تشکیل می دهند می توانند مادّی (مثل ابزار ها، خوراک ها و...)، رفتاری (مثل جشن ها و بازی ها و...) و گفتاری (مثل ترانه ها، ضرب المثل ها و...) باشد.
مساله ی اساسی در فرهنگ عامّه ویژگی اجتماعی آن است نه ویژگی هنری؛ چرا که اعتبار ادبیّات عامیانه به جنبه های هنری و زیبایی شناسی آن نیست بلکه اعتبارش را از پیوند با جامعه و واقعیّت اخذ می کند و اساساً ادب عامّه چون ادامه ی کار و فعّالیت زندگی مردم است پس معمولاً جنبه ی تجمّلی ندارد؛ ساده و بی پیرایه است؛ چون به جز بیان مطلب، غرض دیگری ندارد و از طرف دیگر اگر دشوار باشد بر زبان ها جاری نمی شود. البته این به آن معنا نیست که در ادبیّات عامیانه جنبه های زیبا و هنری دیده نمی شود. کاملاً آشکار است که هر اثر ـ چه عامیانه چه رسمی ـ اگر از جنبه ی هنری بهره مند باشد جذّاب تر و در نتیجه ماندگار تر خواهد بود و این نکته ای است که پدیدآورندگان ادب عامیانه از آن بی خبر نبوده اند.
ضرب المثل ها همگی کوتاهند و همین کوتاهی است که سبب ماندگاری در حافظه ی مردم و تاثیر گذاری بر آن ها می شود. «گاهی آوردن یک مثل در نظم یا نثر و خطابه و سخن رانی، اثرش در پروراندن مقصود و جلب توجّه شنونده بیش از چندین بیت منظوم و چند صفحه و مقاله و رساله بیشتر است.»
از جهت دیگر می توان ضرب المثل ها را به دو نوع جدّی و طنز تقسیم کرد. ضرب المثل های عامیانه عموماً دارای طنزند؛ چرا که بذله گویی نشانه ی هوش و ذکاوت است. پس طنز پرداز آدم زیرکی است و می داند که به کمک طنز می تواند غیر مستقیم دربرابر مشکلات جبهه بگیرد و به این نکته وقوف کامل دارد که طنز سبب جذّابیت و ماندگاری یک اثر است. در فرهنگ عامّه نیز بذله گویی ذاتی نهفته است واین نکته امری طبیعی است که هرچه زندگی ساده تر باشد دلخوشی، بیشتر است.
ضرب المثل، تصویری فشرده از زندگی اجتماعی، سیاسی، حکومتی و اقتصادی دوره های گذشته و امروز یک قوم است و طبعاً هر قوم و کشوری که سابقه ی فرهنگی غنی تری داشته باشد از ضرب المثل های بیشتری استفاده می کند.
ضرب المثل با جمله یا جملاتی کوتاه، افکار و دیدگاه های قومی را در دوره ای خاص یا در کلّ زندگی انسانی نمایان می کند؛ وقتی داستانِ مثل معروف «خَر ما از کرّگی دم نداشت» را می خوانیم پی به فساد بعضی از قاضیان می بریم. با امثالی از این دست زندگی روزانه ی مردم کشورمان را بهتر می شناسیم علی الخصوص در جامعه ای که نویسندگانش به زندگی مردم عادی توجّه چندانی نداشتند و فقط به ذکر فتوحات فلان امیر و مرگ فلان وزیر می پرداختند.
به خاطر داشته باشیم که زندگی ما سراسر پر از استعاره هایی است که همیشه دروغ نیستند بلکه به کمک مقوله معنا شناختی، شنونده می تواند این جملات را تشخیص بدهد و تفسیر نماید. مطالعه این که ما با جملات خود چه کاری انجام می دهیم، مطالعه کنش های گفتار را تشکیل می دهند. به یاد داشته باشیم که بافت یک گفته در تفسیر آن اهمیت فراوان دارد. به عنوان مثال گفتن جمله «اگر نخوردیم نون گندم اما دیدیم دست مردم» بسته به اینکه گوینده در چه موقعیتی نسبت به شنونده قرار دارد، می تواند بیان یک خبر، یا کنایه و لحن طنعه آمیز باشد. آنچه در جمع بندی می توان مطرح کرد این است که گوینده در اکثر موارد می کوشد با نقض بعضی از اصول منظورمندی به تنوع گفتاری خود افزوده و ضمنا با گفتار غیرمستقیم خود از بار منفی مطلب بکاهد.

ضرب المثل و نسبت آن با اصطلاحات ضرب المثلی

تفاوت مابین «ضرب المثل» و «اصطلاحات ضرب المثلی» در شکل، ساختار و عمل کرد آنهاست. امثال و حکم جمله ای است کامل با ساختمانی استوار بر پایه و اساسی غیرقابل تغییر، مانند:
هرکه بامش بیش، برفش بیشتر!
خواستن توانستن است!
آدم بی سواد کور است!
اصطلاحات ضرب المثلی، برخلاف امثال و حکم، عباراتی مصطلح و عمومی هستند که ابتدا باید در جمله ای جایگزین شوند تا عبارتی کامل حاصل آید. این عبارت کامل نیز برحسب قید زمان، فاعل و مفعول متغیر است، مانند:
  • پا توی کفش کسی کردن
  • دُم خود را روی کول گذاشتن
  • بی گُدار به آب زدن
  • گلیم خود را از آب بیرون کشیدن
  • کلاه خود را قاضی کردن
  • کلاه خود را سفت چسبیدن
این اصطلاحات ضرب المثلی، بدون قرار گرفتن در یک جملهٓ کامل، فاقد خصلت های ضرب المثل خواهد بود؛ لذا تفهیم عبارات اصطلاحیِ یادشده با اضافات مقدور است، مانند:
  • پایت را تو کفش بزرگ تر از خودت نکن!
  • از ترس، دُمش را روی کولش گذاشت و دررفت!
  • بی گُدار به آب نزن که پشیمان می شوی!
  • تو اول گلیم خودت را از آب بیرون بکش،...!
  • تو اول برادریت رو ثابت کن

تعریف ترجمه

ترجمه از لحاظ وزن، یک صیغه رباعی است و به معنای تبیین و توضیح آمده است. از این جهت می توان گفت که ترجمه عبارت است از نقل کلام از زبانی به زبان دیگر. لازم است که ترجمه به تمام ابعاد معنای مقصود در زبان اصلی وفادار باشد و حتی نکات و دقایق سخن را که به نحوی با اصل مقصود پیوند دارد، همچون کنایه، جملات حزن آور و حسرتبار و مانند این ها بیان کند. از این رو باید در مترجم، به خوبی شایستگی این معنی وجود داشته باشد و وی احاطه کاملی بر ویژگی های کلامی دو لغت داشته باشد و به اسرار بلاغت و بیان در دو زبان آگاه باشد و نقطه نظرهای صاحب نوشته اصل را بداند و سطح علمی نوشته اصل را بشناسد و توانایی آن را داشته باشد که معنی را به طور کامل با تمام ویژگی ها و دقایق آن به دست آورد و در قالب دیگری که تا حد امکان شبیه آن است بریزد و این کاری است که کمتر نویسنده و صاحب قلمی قدرت آن را دارد؛ چه بسیار گام هایی که در این میدان عظیم لغزیده است. ترجمه فعالیتی است که مرزها را بلورین می کند. در جهانی با ترجمه های خوب، مرز وجود دارد، اما دیواری از بتن نیست. دیواری بلورین است که از فعالیت مترجمان توانمند پدیدار شده است. درجهانی که وجود مرزها اجتناب ناپذیر می نماید، ترجمه راهی است تا سویه های یاس آور و نفاق افکن مرزها را بزداییم.

اهمیت ترجمه

گفتیم که ترجمه شرایط دشواری دارد و کمتر کسی پیدا می شود که در او این شایستگی وجود داشته باشد؛ زیرا بسیار دشوار است که انسانی به دو زبان در تمام مزایای کلامی -- چه از لحاظ لفظی و چه از لحاظ معنوی -- احاطه داشته باشد و بر استعاره ها و کنایه های معمول در دو زبان آگاه باشد و بتواند تمام ریزه کاری های کلام را از قالبی به قالب دیگری بریزد که از هر جهت شبیه آن و نماینده آن باشد. گذشته از این باید سطح علمی و ادبی مترجم، در سطح متنِ ترجمه شده و یا نزدیک به آن باشد، و این سخت ترین و مهم ترین شرایط است که که جایگاه لغزش قدم ها و قلم هاست.
ترجمه تطبیقی ضرب المثل های فرانسوی به زبان فارسی، مترجمان ایرانی را در مقایسه زبان مبدا با زبان مقصد با مسایلی از قبیل کاربردهای لغوی، سبک ادبی، فرهنگ و ساختار یا معنی مواجه می سازد. در این مورد، عوامل اصلی در ترجمه و برابریابی در دو زبان مبدا و مقصد در سه حوزه زبان شناسی از قبیل شکل، محتوا و موقعیت در دو زبان های مبدا و مقصد قرار می گیرند.
ضرب المثل ها جملات استعاری کوتاهی هستند که حاوی نکات پندها و گفته های اخلاقی هستند و ریشه در فرهنگ و ادبیات یک ملت دارند و به دلیل کثرت استفاده در بین مردم یک زبان، از لحاظ فرهنگی ریشه دارند. از آنجایی که هیچ ترجمه ای به طور کامل بهترین ترجمه نیست، مترجم باید از مناسب بودن معادل های ضرب المثلی پیشنهاد شده اطمینان داشته باشد. هویت استنباطی ضرب المثل ها می تواند جنبه دیگر دشواری ترجمه کردن ضرب المثل ها باشد. از این جهت که معنی معادل های زبان مقصد را ناواضح و تا حدی غیرقابل ترجمه می کند. بدین ترتیب، ترجمه کردن ضرب المثل ها فرآیند پیچیده ای است که حیطه های ساختاری، واژگانی و انتزاعی به طور همزمان در آن لحاظ شده اند. مترجم باید با توجه به جوانب مختلف، این موارد را در ارائه معادل مناسب رعایت کند.
به طور کلی، ضرب المثل ها گفته های استعاری در شکل کلیشه ای و طرح واره های ذهنی پیش ساخته در یک زبان هستند که راهنمای مفاهیم فرهنگی هستند. آنها همچنین منسوب به میراث فرهنگی یک ملت هستند و در میان مردم در طی سال ها شکل گیری و استفاده شده اند. آنها در عقاید و افکار مردم عمیقاً ریشه دار هستند که با قوه تجربه و استدلال فهمیده می شوند. مترجمان باید به مفاهیم، معانی عملی، شباهت ها و تفاوت های فرهنگی ضرب المثل ها در دو زبان توجه کنند.
ضرب المثل به عنوان یک بیان مغزدار وعامه پسند تعریف شده که به ارائه یک تجربه، شناخت، راهنمایی، مورد اخلاقی، حقیقت، هنر، نبوغ و امثال آن می پردازند. عقل و شعور یک ملت را می توان در این ضرب المثل ها درک کرد. فرهنگ ایرانی غنی از ضرب المثل هایی است که گفته هایش را به ندرت می توان در زبان های دیگر پیدا کرد.
در ترجمه اصطلاحات استعاری نظیر ضرب المثل ها، نظریه معادل یابی یک به یک یا ترجمه لغت به لغت شکست خورده است؛ زیرا معانی ضرب المثل ها در دو زبان مبدا و مقصد دارای معانی ضمنی غیرمستقیم و غیرنمادین است. برای مثال کلمه «جغد» در ضرب المثل های فرانسوی دارای معانی مختلف است. در فرهنگ ایرانی «جغد» به معنی فال بد، مرگ و شانس بد است؛ در حالی که «جغد» در فرهنگ فرانسوی به طور سنتی به معنای عاقل و شانس خوب است.
مشکلات معادل یابی ضرب المثل به درک مترجمان از ساختار و محتوای زبان مبدا در ترجمه عبارات استعاری اشاره دارد که به مشکلات اساسی در ترجمه تبدیل می شود. اما علاوه بر این مسایل، مشکلات فرهنگی بسیار بیشتر از مشکلات ساختاری ضرب المثل هاست؛ زیرا آنها ریشه در مفاهیم فرهنگی یک ملت دارند و به اصطلاح فرهنگ محور هستند.
ضرب المثل ها یک واحد معنایی در یک موقعیت خاص هستند که از طریق آن، گوینده و شنونده به یک معنی واحد می رسند، بر این اساس، ضرب المثل ها جمله یا عبارتی به معنای کامل و شبیه به گفته ها و پندهایی هستند که به انتقال مفاهیم فرهنگی، افسانه ای و میراث فولکلور یک ملت می پردازند. آنها بر اساس داستان های تاریخی و مشترک در ذهن مردم ریشه دارند. زبان شناسان برای ترجمه ضرب المثل های زبان مبدا به مقصد، سه شیوه را پیشنهاد می دهند: ۱) می توان آن را با یک ضرب المثل در زبان مقصد معادل و جایگزین کرد ۲) کلمات مشترک ضرب المثل را در زبان مبدا معادل نوشته یعنی معنی تحت الفظی آن را نوشت و ۳) معنی آن را می توان به طور مفهومی بیان کرد.
ضرب المثل ها عبارات استعاری خاص هستند و مترجم باید مفاهیم ضرب المثلی در زبان مبدا و مقصد را در مورد شباهت ها و تفاوت های دو زبان بداند. ضرب المثل ها را نمی توان به معنای کلمه به کلمه ترجمه کرد و گاهی ممکن است که هیچ معادل تمثیلی مشابه در زبان مبدا و مقصد نباشد. زبان شناسی اشاره می کند که: عبارات اصطلاحی به ندرت قابل ترجمه هستند. اینها شامل اصطلاحات، تمثیل ها، استعاره ها، ضرب المثل ها و گفته های قصار هستند و همچنین اشاره می کند که اگر این عبارات هیچ معادلی در زبان مقصد نداشته باشند، مترجم ممکن است معادل آنها را به این شرح ارائه دهد: ۱) ترجمه تحت الفظی، ۲) استفاده از کلمه اصلی و توضیح آن در گیومه، ۳) دادن معادل های نزدیک در زبان مقصد و ۴) ترجمه ضرب المثل به غیر ضرب المثل.
در رابطه با فرهنگ و ضرب المثل ها ما نیازمند روش جدیدی برای یادگیری و تدریس روابط بین فرهنگی هستیم که یقیناً وجود آن در برنامه های آموزش مترجم و مترجمان هم زمان در جهان احساس می شود. بنابراین مترجمان باید فرهنگ دوزبان مبدا و مقصد و روابط آن را با مذهب، رسوم، جشن ها، مکان های جغرافیایی، آب و هوا، جنبه های فرهنگی و میراث مطالعاتی هر دو زبان را بررسی کنند؛ به طور کلی همه این اجزا باید در نظریه های ترجمه و به طور خاص در تبیین و ترجمه ضرب المثل ها لحاظ شوند.
علاوه بر این هر ضرب المثل معنای خاصی را در یک موقعیت فرهنگی و اجتماعی داراست. بنابراین ضرب المثل ها باید با توجه به انتقال همان ارزش های فرهنگی در زبان مبدا انتقال داده شود. از طرف دیگر، ضرب المثل ها دارای انگیزه ارتباطی هستند و می توانند به طور متفاوتی در فرهنگ های مختلف تاثیرگذار باشند؛ برای مثال بکارگیری اصطلاح «لطف بزرگی کردی» در فارسی می تواند معنای دوپهلو داشته باشد. ممکن است در یک موقعیت ساده تشکر از یک شخص و در موقعیتی دیگر گلایه ای طعنه آمیز باشد. دیگر اینکه فهم نادرست مترجم از معنی ضمنی ضرب المثلی ممکن است که وی را در پیدا کردن معادل مناسب درزبان مقصدگمراه کند.
در نتیجه، زبان تمثیلی و به طور خاص ضرب المثل ها غنی و فشرده از تاریخچه فرهنگی هستند؛ بنابراین آنها باید بدون از دست رفتن معنی و اثر زیبایی شناختی ترجمه شوند. آنها عبارات یا جملات معنی داری هستند که نباید تحت الفظی ترجمه شوند. سرانجام ضرب المثل ها به عنوان بخشی از زبان مثالی نسبت به فرهنگ یک زبان حساس هستند و معادل های آنها در زبان مقصد ممکن است وجود نداشته باشد یا به سختی پیدا شود.

سخن نویسنده

به نام خدا

همیشه دوست داشتم فرهنگ دیگر کشورها را مطالعه کنم. برای شناخت دیگرفرهنگ ها می توان از راه های مختلف آن را مورد بررسی قرارداد، به طور مثال از میان آداب ورسوم، تاریخ، مذهب و به خصوص ادبیات. کتاب پیش رو را برای مطالعه فرهنگ کشور فرانسه انتخاب کردم چون به نظر من اصطلاحات و ضرب المثل هایی که میان مردم رایج است نشانی از فرهنگ آنان است و در واقع آنها آینه ای هستند که تمام افکار، ذهنیات، احساسات و باورهای یک ملت را انعکاس می دهند و باعث آشنایی با مفاهیم عمیق نهفته در آنها می شود که حکایت از فرهنگ باستانی آن سرزمین می کند. پیوند واژه ها که اصطلاحاتی پرمغز را اعم از ساده و پیچیده بیان می کنند بعضاً برخاسته از روح جمعی و فرهنگی ملتی خاص است که چون تحت تاثیر جغرافیا بوده، همه گیر شده و رنگ و بوی قوم و فرهنگ خاص را گرفته و به شدت انعکاس دهنده روح و روان واقعیت ملموس زندگی آن قوم است.
امیداست با ترجمه این کتاب سهم کوچکی در معرفی فرهنگ و آداب و رسوم کشور فرانسه را داشته باشم و دانشجویان زبان فرانسه بتوانند از آن استفاده کنند.

مقدمه کتاب به فارسی

کتاب«اصطلاحات تعبیری زبان فرانسه» به طور خاص برای دانشجویان زبان خارجی فرانسه با هر سطح زبانی در نظر گرفته شده است.
موضوع این کتاب بر فهم و کاربرد صحیح و آگاهانه اصطلاحات تعبیری زبان فرانسه دلالت دارد، بدون آن که معنی تحت الفظی نادرستی ارائه دهد. در عین حال این کتاب سعی در گسترش آگاهی های زبانی چه در سطح زبان شناختی و چه در سطح فرهنگی دارد.
این اثر بیش از هزاران اصطلاحی را که فرانسویان بیشتر به کار می برند، جمع آوری کرده است. این اصطلاحات که متشکل از کلمات ساده و شناخته شده برای دانشجویان خارجی است، همیشه مفهوم قابل درکی را ارائه نمی دهند (به طور مثال اصطلاح «در سیب ها افتادن» به معنی «بیهوش شدن، غش کردن و از حال رفتن» است).
در قسمت اول اصطلاحات بر اساس مضمون هایی مانند: احساسات، سلامتی، زمان و غیره، طبقه بندی شده اند تا به کاربر اجازه دهند که آنها را با توجه به مفهوم مورد نظرش به کار گیرد: به طور مثال در مضمون «ترس» می توان اصطلاح «ترسی به رنگ آبی داشتن» را یافت (به مفهوم: ترس زیاد). هر مضمون چندین اصطلاح را پیشنهاد می کند که بنابر میزان اهمیت شان طبقه بندی شده اند، همراه با یک مثال مفهومی و در صورت لزوم با توضیحی که اختلاف جزیی را مدنظر قرار می دهد.
قسمت دوم همه ی اصطلاحات را در یک ضمیمه فهرست بندی می کند که ترتیب آنها بر اساس نظم الفبایی مهم ترین کلمه ی هر اصطلاح است. به طور مثال اصطلاح «سر خود را شکستن» زیر کلمه ی «سر» طبقه بندی می شود، به طوری که دانشجو به راحتی می تواند به اصطلاح مربوط به آن، که خوانده یا شنیده دسترسی پیدا کند.

روابط براساس قدرت

هدایت کردن، دستوردادن، ناگزیربودن

(Mettre le holà (à quelque chose:به کاری خاتمه دادن
پسرم همه شبهایش را بابازیهای کامپیوتری می گذراند وتکالیفش را سَرهم بندی انجام می دهد، می خواهم به بازی های شبانه او فیصله دهم وگرنه سال تحصیلی اش را از دست می دهد.

Donner le la:بالاترین امتیاز را دادن
نماینده در حالیکه بشدت از نخست وزیر انتقاد می کرد او را برای دیگران الگو قرار داد.

Donner le ton:نمونه ساختن یک ویژگی
سولِن در جلسه در حالیکه شروع به انتقاد از همکارنش می کرد سبک نوینی را هم ارائه داد.

Trouver son maître:برخوردکردن با کسی که از خودمان قویتر است
اِمانوئل فکر می کرد همه چیز را در مورد اُپرا می داند اما در برخورد با آنتوان، او متوجه شد که با استاد خود روبروشده.

Souffler le chaud et le froid:شرایط را طبق منافع خود تحمیل کردن
مدیریت اطلاع داد که تمام درخواستهای کارمندان را قبول می کند، سپس اعلام کرد که تمام امتیازات را رد کرده است. مدیریت شرایط را طبق منافع خود تحمیل می کند.

Se mettre en travers du chemin de quelqu’un:سَرِ راه کسی قرار گرفتن
الکساندر در پیشرفت مجدد شرکت پدرش درحال موفق شدن بود که برادرش با کارهای او مخالفت می کرد.

(Avoir (ouvrir) l’œil (sur quelqu’un ou quelque chose:جمع کردن حواس روی چیزی
استاد به من گفت که:پسرم همیشه درسهایش را یادنمی گیرد،حالا تمام هوش وحواسم به درس های اوست.

Tenir la dragée haute à quelqu’un:قدرت نمایی کردن
او مدیر مغازه است اما زن او مالک است. او نمی تواند بدون مشورت کردن با همسرش کوچکترین تصمیمی بگیرد.

Serrer la vis à quelqu’un:نسبت به کسی جدی تر بودن و به او آزادی کمتری دادن
دامین هرشب بیرون می رود و درمدرسه خوب کار نمی کند. والدینش می خواهند نسبت به او جدی تر و آزادی کمتری به او بدهند.

Mettre quelqu’un au pas:کسی را به رعایت نظم واداشتن
شاگردان خانم دوپرِ بی انضباط هستند و او می خواهد آنها را به رعایت نظم مجبور کند.

Forcer la main à quelqu’un:کسی را به انجام کاری مجبور کردن
من واقعاً نمی خواستم این پالتو را بخرم اما فروشنده مرا مجبور به این کار کرد.

(Être à la merci de (quelqu’un ou quelque chose:کاملاً تابع کسی یا چیزی بودن
وقتی کامپیوتری خراب می شود واقعاً وابستگی به تکنولوژی را احساس می کنیم.

Tomber entre les pattes de quelqu’un:شدیداً تحت نفوذ کسی بودن
خانم سالخورده فکر می کرد که تجارت باید کار شرافتمندانه ای باشد اما الان کاملاً دردام یک دزد افتاده است.

Mettre le couteau sous la gorge:کسی را با اجبار یا تهدید به گفتن یا انجام کاری مجبور کردن
بانک مرا تهدید کرد که اگر تا ده روز دیگر وام خود را پرداخت نکنم آپارتمانم را توقیف می کند.

Presser quelqu’un comme un citron:کسی را استثمار کردن
مدیرآزمایشگاه به اخلاق بدی معروف است. او رُس همه را در کار می کشد و شایستگی کار آنها را به خود نسبت می دهد.

نظرات کاربران درباره کتاب اصطلاحات تعبیری زبان فرانسه

ترجمه ابن کتاب خوب برای دانشجویان متر جمی زبان فرانسه بسیار مفید است.
در 2 هفته پیش توسط
دکتر فریبا اشرفی عزیز استاد عزیزم به صورت تصادفی کتابتان را اینجا دیدم ، با اینکه فارق التحصیل رشته مترجمی فرانسه شدم ولی با خواندن کتابتون کلی چیزهای جدید یاد گرفتم. عالی عالی عالی 👏🏼👏🏼👏🏼
در 5 ماه پیش توسط
در زمینه زبانهای خارجی هر کس یه یک مقوله خاص علاقه داره، تدریس، ترجمه، ادبیات، زبانشناسی و غیره. میشه از خواندن اصطلاحات یک زبان پی به فرهنگ آنها برد که این کتاب هم عالیست.
در 2 سال پیش توسط
هرچند کلا به کارهای جدید علاقه دارم اما نمیفهمم که خواندن "ترجمه" مثلهای یک زبان دیگر چه لطفی دارد مثلا تجسم کنید یک ضرب المثل فارسی که برای ما بار احساسی خاصی دارد به انگلیسی ترجمه شود! مگر خواننده به فرانسه تسلط فراوان داشته باشد که درآنصورت هم چه نیازی به ترجمه دارد!!! البته این را بعنوان مخاطب عام نوشتم و بنظر برای زبان آموز متوسط به بالای فرانسه جداگانه باید نظر داد.
در 2 سال پیش توسط