فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شخصیت‌ها...

کتاب شخصیت‌ها...
فاتح جهان، اسکندر مقدونی

نسخه الکترونیک کتاب شخصیت‌ها... به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب شخصیت‌ها...

پدر اسکندر شاه فیلیپ دوم و مادرش ملکه المپیاس هر دو در خاندان‌های سلطنتی به دنیا آمده بودند . بر طبق برخی افسانه‌ها که اسکندر هم باورشان داشت ، نسب اجداد پدری اسکندر به هرکول قهرمان باستانی یونان می‌رسید . این قصه‌ها همگی عظمت از پیش معلوم اسکندر را نشان می‌دهد . وقتی مادرش او را باردار بود ، در خواب غرش تندر شنید و دید که آذرخشی رحمش را شکافت . این آذرخش آتشی برافروخت که تا دوردست‌ها دامن کشید . رؤیای او حاکی از آن بود که نوزادی که المپیاس حمل می‌کند، همان‌قدر خیره‌کننده و مخرب خواهد بود که نور و آتش تندر . در روز تولد اسکندر که به احتمال زیاد بیستم ژوئیه سال 356 قبل از میلاد اتفاق افتاده ، نشانه‌های بیشتری از موفقیت‌های آتی او نمایان می‌شود . جنگ‌ها و فتوحات ، و در نهایت و به گفته پلوتارک ، مورخ باستانی ، پیشگویان گفته بودند تولد اسکندر با سه پیروزی قرین بوده که همگی نشانة شکست‌ناپذیری او خواهد بود . در 2500 سال پیش در یونان باستان دگرگونی‌های فرهنگی و سیاسی رخ داد و این کشور وارد عصر طلایی تاریخ خود شد که طی آن بنیان دموکراسی و سرچشمه‌های پژوهش دانشگاهی شکل گرفت . این کتاب که در واقع به زندگی اسکندر کبیر می‌پردازد مجلد دیگری از مجموعه شخصیت‌های تأثیرگذار است که راهی بازار نشر شده است .

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 5.61 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب شخصیت‌ها...

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:





فصل ۱: نبرد بر سر پادشاهی



اسکندر سوار بر اسب مورد اعتمادش، بوکِفالوس، ارتش خود را در جنگ هدایت می کرد.

در دشتی بی آب و علف در آشور در سال ۳۳۱ ق.م، دو لشکر انبوه در انتظار نبرد مقابل یکدیگر چادر زده بودند. لشکر شکست ناپذیر اسکندر مقدونی سوم آماده حمله به پارسی هایی بود که داریوش سوم، «پادشاه کبیر»، آنان را رهبری می کرد.
اسکندر بر یکی از مهیب ترین ارتش هایی که جهان به خود دیده بود، حکم می راند. او به تلافی حمله پارسی ها به یونان که ۱۵۰ سال قبل از آن انجام شده بود، حمله ای تدارک دیده بود. اسکندر امیدوار بود که این حمله برایش ثروت و افتخار نیز به همراه بیاورد. او در مقام فرمانده مهارت زیادی از خود نشان داده و توانسته بود اعتماد سربازانش را جلب کند. اسکندر اعتماد به نفس بی پایانی نیز داشت که از این باور او نشئت می گرفت که از تبار قهرمانان یونان باستان و برکت یافته خدایان است.
اسکندر در طی دو سال جنگ آسیای صغیر و مصر و سرزمین های دیگری را که تحت کنترل هخامنشی ها بودند، تسخیر کرده بود. در آن زمان داشت به قلب خود سرزمین پارس نزدیک می شد. جنگ با داریوش دیگر فقط برای انتقامجویی از خطاهای گذشته هخامنشی ها در مورد مردم مقدونیه و یونان نبود: اسکندر می خواست تمام امپراتوری هخامنشی را تسخیر کند و تحت کنترل خود درآورد. پیشروی اسکندر به سوی شرق او را به شهر کوچک و آشوری گوگمل رسانده بود که اینک در شمال عراق قرار دارد. داریوش در سپتامبر سال ۳۳۱ ق.م در گوگمل اردو زده و منتظر پیشروی اسکندر بود. داریوش در حالی که مردانش دور توده های آتش چمباتمه زده بودند مشعل به دست قدم می زد تا وضع لشکر خود را بررسی کند و دلمشغول نبرد پیش رو بود. داریوش پیش از آن هیچ گاه چنین نیروی عظیمی را رهبری نکرده بود، اما می دانست که اگر به امید شکست اسکندر است به چنین لشکر پرشماری احتیاج دارد.
در اواخر آن ماه، سایه کره زمین روی ماه کامل افتاد و آسمان شامگاهی تاریک شد. این خسوف بعضی از افراد لشکر اسکندر را ترساند و آن را نشانه ای بدیمن دانستند. اما آریستاندر، پیشگوی اسکندر، این فرمانده جوان را مطمئن ساخت که خسوف علامتی نیک است. آریستاندر گفت که دو ارتش پیش از پایان ماه به مصاف هم می روند و ارتش مقدونی اسکندر برنده خواهد شد.
با نزدیک شدن به زمان نبرد، اسکندر روحیه نیروهای خود را تقویت کرد، هما ن طور که پیش از پیروزی های قبلی چنین کرده بود. مورخی وضعیت را چنین تشریح کرده است:

تک تک سربازان مجبور بودند در لحظه خطر، در صف سر جای خود و گوش به زنگ دستورات بایستند؛ و زمان پیشروی که سکوت ضروری بود آن را کاملاً رعایت کنند؛ و برعکس، هنگام سر دادن غریو فریادی پرطنین و غریوی چنان بلند سر دهند که بیش ترین وحشت را به دل ها بیندازد.۱

اما، برخی از افسران اسکندر با نظر پیشگو در مورد پیروزی هم رای نبودند. شبی، پارمنیون مجرب ترین سردار اسکندر به خیمه شاه رفت. او به اسکندر گفت که شاید بهتر باشد مقدونی ها شبانه و با استفاده از تاریکی به قوای هخامنشی حمله کنند. اسکندر از تاریخ آموخته بود که نبردهای شبانه خطرهای خاصی به همراه دارند: ممکن است نیروها جهت را گم بکنند و به اردوی خودی ها حمله کنند؛ در ضمن اگر دشمن بفهمد که در معرض حمله قرار گرفته، می تواند از تاریکی برای فرار یا ضدحمله کمک بگیرد. اما اسکندر برای مخالفت با حمله غافلگیرانه شبانه دلیل دیگری داشت: غرورش. او به پارمنیون گفت: «من خودم را با دزدیدن پیروزی مثل سارق ها بی آبرو نمی کنم.»۲



اسکندر پیش از جنگ گوگمل در مقابل آتش قربانگاه با پیشگویش آریستاندر مشورت کرد.

اسکندر در آخرین روزهای سپتامبر اردوی خود را به تدریج به قرارگاه داریوش نزدیک تر کرد. مقدونی ها و یونانی ها بسیار کم تعداد بودند. داریوش حدود ۳۴ هزار سرباز سواره و دویست هزار سرباز پیاده تحت فرماندهی خود داشت. اسکندر تنها حدود هفت هزار سرباز سواره و چهل هزار سرباز پیاده داشت. اما پیروزی های قبلی در مقابل هخامنشیان ــ و پیشگویی پیشگو ــ اعتمادبه نفس اسکندر را تقویت کرده بود. نهایتاً، نبرد بزرگ در یکم اکتبر آغاز شد و هما ن طور که پیشگو گفته بود، اسکندر فاتح شد.

نظرات کاربران درباره کتاب شخصیت‌ها...