فیدیبو نماینده قانونی نشر افق و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب هنری زلزله و پرستار لولوخورخوره

نسخه الکترونیک کتاب هنری زلزله و پرستار لولوخورخوره به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب هنری زلزله و پرستار لولوخورخوره

مثل اينكه باز هم بايد دنبال پرستار بگرديم!
اصلاً پرستاري از بچه‌ها كار خيلي سختي است. وقتي هم كسي حال‌شان را بگيرد و نشان بدهد كه كي رئيس است، آنها از دستش فرار مي‌كنند. پرستار خوب كسي است كه بگذارد تمام شب بيدار بماني و آن‌قدر شيريني بخوري كه حالت خراب بشود.
اما بدبختانه، تا حالا از اين جور پرستارها گير هنري زلزله نيفتاده است!

فرانچسكا سايمون امروزه نويسنده‌ي بسيار معروفي است كه هم داستان‌هاي طنز كودكانه مي‌نويسد و هم نمايشنامه و هم كتاب آشپزي!
او با همسر و پسرش در لندن زندگي مي‌كند.

ادامه...
  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 4.09 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۹ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب هنری زلزله و پرستار لولوخورخوره

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

هنری زلزله و پرستار لولو خورخوره

تِس نازک نارنجی داد زد: «نه! اصلاً!» و گوشی را محکم روی تلفن کوبید.
کریس غرغرو داد زد: «نه! اصلاً!» و گوشی را محکم روی تلفن کوبید.
آنا زودجوش داد زد: «نه! اصلاً! مگه دیوانه ام!»
حتی مارتین باحال هم گفت که سرش شلوغ است.
مامان گوشی را گذاشت و غرغر کرد. نمی توانست پرستاری را پیدا کند که بیش تر از یک بار هنری زلزله را نگه دارد. وقتی تس نازک نارنجی آمد، هنری حمام را پر از آب کرد. کریس غرغرو که آمد، هنری مشق هایش را قایم کرد و آب انگور را روی لباس سفید و نو کریس ریخت. آنا زودجوش که آمد، هنری... نه! خیلی وحشتناک است! فقط همین قدر کافی است که بدانید آنا جیغ و داد کنان از خانه بیرون دوید و مامان و بابا مجبور شدند زودتر به خانه برگردند.



هنری زلزله از پرستار بچه متنفر بود. او که بچه نبود. نمی خواست یک جا بنشیند. چرا باید میانه اش با یک جوان زشتِ فیس و افاده ای و سخت گیر خوب باشد. جوانی که همه اش تلویزیون نگاه می کند و بیسکویت های هنری را می لمباند؟
هنری زلزله فکر کرد: «خب، مامان و بابا خودشان توی خانه بمانند.» و حالا انگار مجبور بودند که این کار را بکنند. هه! مامان و بابا خیلی ضعیف بودند و هنری کلی تمرین کرده بود تا آن ها را درست کند.
پرستارهای بچه غیرقابل پیش بینی بودند. اصلاً پرستاری از بچه ها کار خیلی سختی است. وقتی هم کسی حال شان را بگیرد و نشان بدهد که کی رئیس است، آن ها دیگر دل شان نمی خواهد پیش او بروند. پرستار بچه ای خوب است که بگذارد تو تمام شب بیدار بمانی و آن قدر شیرینی بخوری تا مریض شوی.
بدبختانه تا به حال از این جور پرستارها، گیر هنری زلزله نیامده بود.
مامان داد زد: «باید پرستار دیگری پیدا کنیم. مهمانی فردا شب است. من به هر کسی که فکر می کردم زنگ زدم. دیگه کی باقی مانده؟»
بابا گفت: «بالاخره باید کسی باشد، فکر کن!»
مامان فکر کرد.
بابا فکر کرد.
بابا گفت: «ربکا چه طوره؟»
قلب هنری زلزله ایستاد. او که داشت روی عکس های مدرسه ی پیتر خوبه سبیل می کشید، دست از کار کشید. حتما اشتباه شنیده بود. فکر کرد: «وای نه! خواهش می کنم. ربکا نه! لولو ربکا نه!»
هنری پرسید: «گفتید کی؟» صدایش می لرزید.
بابا گفت: «ربکا!»





هنری داد زد: «نه! ربکا خیلی وحشتناکه!»

نظرات کاربران درباره کتاب هنری زلزله و پرستار لولوخورخوره

کتاب خنده داری هست
در 1 سال پیش توسط