فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب شخصیت‌ها... ژولیوس سزار
فرمانده و سیاستمدار رومی

نسخه الکترونیک کتاب شخصیت‌ها... ژولیوس سزار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب شخصیت‌ها... ژولیوس سزار

خورشیدِ در حال طلوع از میان پردۀ ضخیم مه شروع به تابیدن کرده بود. مرد میانسال لاغراندامی با ردای سرخ‌رنگ از میان مه بیرون آمد. با احتیاط از برجی که با شاخه‌های تنومند درخت ساخته شده بود بالا رفت. او گایوس ژولیوس سزار [یولیوس قیصر] فرمانده سپاه روم در گُل بود. گُل نامی بود که رومی‌ها به فرانسه، بلژیک، هلند و بخشی از آلمان امروزی داده بودند.
سزار در این صبح سرنوشت‌سازِ اکتبر ۵۲ قبل از میلاد آماده می‌شد با سپاه بزرگ گُل بجنگد. در خلال شش سال گذشته او و افرادش گُل را فتح کرده بودند. اما چندی پیش قبیلۀ آرورنی، یکی از قبایل گالیایی، شوریده بود. رهبرشان ورسَنژتوریکس بود، فرمانده نظامی بی‌رحم، جسور و کاردانی که جنگجویانش صدها رومی را کشته بودند. سزار ماه‌ها او را در کوه و دشت تعقیب کرد. آن‌گاه که ورسَنژتوریکس و سربازانش دژ آلسیا را در شمال مرکزی گل به اشغال خود درآوردند، سزار تصمیم گرفت به آلسیا حمله کند.

ادامه...

  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 5.06 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۱۲صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب شخصیت‌ها... ژولیوس سزار

پیشگفتار

جوامع کهن مردان و زنان منحصربه فردی داشته اند که اثر خود را بر جهان گذاشته اند. هرچه بیش تر در باره آن ها می دانیم از دستاوردهایشان بیش تر در شگفت می شویم. از آثار هنری و ادبیات آنان لذت می بریم. و اذعان می داریم که باورها، اعمال و زندگی آنان ما را به جهانی که امروز آن را می شناسیم رهنمون شده اند. این مردان و زنان تاریخ را ساخته اند ــ و تغییر داده اند.





ژولیوس سزار

فرمانده و سیاستمدار رومی

دان ناردو

مترجم: شهربانو صارمی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



فصل ۱: معجزه در آلسیا



ژولیوس سزار در ارتش روم فرماندهی مورد احترام بود.

خورشیدِ در حال طلوع از میان پرده ضخیم مه شروع به تابیدن کرده بود. مرد میانسال لاغراندامی با ردای سرخ رنگ از میان مه بیرون آمد. با احتیاط از برجی که با شاخه های تنومند درخت ساخته شده بود بالا رفت. او گایوس ژولیوس سزار [یولیوس قیصر] فرمانده سپاه روم در گُل بود. گُل نامی بود که رومی ها به فرانسه، بلژیک، هلند و بخشی از آلمان امروزی داده بودند.
سزار در این صبح سرنوشت سازِ اکتبر ۵۲ قبل از میلاد آماده می شد با سپاه بزرگ گُل بجنگد. در خلال شش سال گذشته او و افرادش گُل را فتح کرده بودند. اما چندی پیش قبیله آرورنی، یکی از قبایل گالیایی، شوریده بود. رهبرشان ورسَنژتوریکس بود، فرمانده نظامی بی رحم، جسور و کاردانی که جنگجویانش صدها رومی را کشته بودند. سزار ماه ها او را در کوه و دشت تعقیب کرد. آن گاه که ورسَنژتوریکس و سربازانش دژ آلسیا را در شمال مرکزی گل به اشغال خود درآوردند، سزار تصمیم گرفت به آلسیا حمله کند.
برج چوبی که سزار روی آن ایستاد بخشی از ساز و کاری بسیار بزرگ تر بود. آن برج یکی از برج های متعدد مشابه در ردیف گسترده ای از ادوات محاصره آلسیا بود (برج ها، دیواره ها، و خندق ها). رومیان به سبب مهارت در محاصره، که در تصرف دژها و شهرهای محصور بسیاری، یاریشان کرده بود شهرت داشتند. حمله طرح ریزی شده آن ها به آلسیا نمونه کاملی از به کار بستن این مهارت ها بود.
***
مردمی که رومیان گل می نامیدند شاخه ای از سلت ها بودند. کشاورزان و گله داران سلتی چند قرن قبل از تولد سزار مناطق گسترده ای را در بخش شمالی اروپا تصرف کرده بودند. گل ها مانند دیگر سلت ها به صورت قبیله ای سازمان یافته بودند. آن ها فاقد سازمان قدرتمند سیاسی مرکزی و نظامی رومیان و ادبیات مدون بودند. به همین سبب، رومیان سلت ها را بربر می دانستند. در واقع سلت ها بربر نبودند. هرچند آن ها فاقد شعر و آثار مدوّن بودند اما قوانین، جوامع پیچیده و رسوم مذهبی خود را داشتند.
***
هدف اصلی سزار ممانعت از گریز گل ها از قلعه، و نیز جلوگیری از رسیدن هرگونه قوای کمکی و مواد غذایی به آن ها بود. از این رو دستور داد سربازانش دو گودال عمیق که حلقه های متحد المرکزی به محیط شانزده کیلومتر را تشکیل می داد دور آلسیا کندند. بیش تر از چهل هزار نفر به مدتی بیش از دو هفته، روز و شب به نوبت کار کردند.
به محض پایان کار آب رود مجاور را به گودال داخلی بستند و آن را پر کردند. به این ترتیب خندق مدور وسیعی تشکیل شد. آن گاه خاکی را که از گودال ها در آمده بود جمع کرده کپه کردند و پشته خاکی گرد عظیمی ساختند. این تپه مصنوعی حلقه عظیم و یکدست دیگری به دور آلسیا تشکیل داد. مردان سزار بر فراز پشته، حصارهای چوبی محکمی ساختند و در هر ۲۵ متر برج نگهبانی رفیعی بر پا کردند.
خندق، دیواره ها، و برج ها تنها سدهای محافظ برای جلوگیری از گریز از دژ آلسیا نبود. رومیان در حاشیه بیرونی قلعه تله هایی کار گذاشتند. بعدها سزار یکی از آن ها را که مرگبارتر از بقیه بود چنین توصیف کرد:

گودال هایی می کندیم به عمق سه پا [۹۱ سانتیمتر] که به تدریج تنگ می شد. تیرهای صاف به ضخامت ران یک مرد، که در آتش خشک و نوک آن تیز شده بود ته گودال ها کار می گذاشتیم.... گودال ها را با ترکه و خار و خاشاک پر می کردیم طوری که تله را می پوشاند. این تله ها گروهی کار گذاشته می شد، و هر گروه در سه ردیف به فاصله سه پایی. افرادم به آن ها می گفتند «سوسن» چون شبیه این گل ها بودند.۱



توصیف دقیق سزار از عملیات محاصره، ترسیم مقطعی از آن را به طور دقیق امکانپذیر ساخته است.

سزار می توانست از بالای برج نظاره گر بخش عمده ای از عملیات عظیم محاصره باشد. او اطمینان داشت می توانند ورسَنژتوریکس را داخل قلعه نگه دارند. آنچه او را نگران می کرد چیزی بود که در جهت مقابل می دید. در جوار دشت باز تحرکاتی به چشم می خورد. بیش از صدهزار سرباز برای جنگیدن به خاطر ورسَنژتوریکس، که در نظر بسیاری از قبایل گالیایی اطراف به قهرمان تبدیل شده بود، گرد آمده بودند. هدف این سربازان قتل عام رومیان و آزاد کردن آلسیا بود.
سزار که در انتظار از راه رسیدن قوای کمکی گالیایی بود فرمان داد افرادش خاکریز، دیواره و ردیف دوم تله ها را در چندصد متری پشت خط دفاعی اول، رو به دشت بنا کنند. مسئله این بود آیا خط دفاعی خارجی می تواند در برابر تعداد بی شمار دشمنان تاب بیاورد یا خیر. سزار می ترسید افرادش از دو سو مورد تهاجم قرار گیرند. ورسَنژتوریکس به استحکامات محاصره داخلی حمله کند و در این ضمن دیگر گل ها به استحکامات بیرونی هجوم آورند.
***
سزار که نویسنده ای زبردست بود جزئیات دقیق عملیات خود را در ارتباط با قبایل گالیایی ثبت و نگهداری کرد. او در یک بخش توضیح می دهد که چرا خط دفاعی خارجی به دور آلسیا ساخت: «هنگامی که خط دفاعی درونی کامل شد، خط استحکاماتی دیگری از همان نوع ساختم اما این بار رو به سوی دیگر، در برابر دشمنی که در خارج قرار داشت. محیط این استحکامات اضافی سیزده میل [۷/ ۲۰ کیلومتر] بود.... هدفم آن بود مطمئن شوم حتی اگر نیروی عظیمی به ما هجوم آورد،... ممکن نیست تسلیم شویم.»۲
***
این احتمال رعب آور به زودی صورت واقعیت به خود گرفت. اواخر آن روز حمله دوجانبه گالیایی ها آغاز شد. رومیان از لحاظ شمار در اقلیت قرار داشتند و احتمالاً گل ها برتری عددی را برای خود مزیت می انگاشتند. سزار بعدها به یاد می آورد مهاجمان «مطمئن بودند قوایشان چیره خواهد شد». گل ها «برای افرادشان هلهله می کردند و صدای فریاد و نعره از هر گوشه شنیده می شد»
برای مدتی به نظر می رسید رومیان محکوم به شکستند. اما استحکامات دفاعی مقاوم آن ها و مهارت های رهبری قدرتمند سزار مزیت هایی بود که نباید دست کم گرفته می شد. وقتی قوای کمکی گالیایی سعی کرد استحکامات دفاعی خارجی را بشکند هزاران تن از آن ها کشته شدند. سزار به یاد می آورد که آن ها «داخل گودال ها می افتادند [روی سوسن ها] و تیر چوبی در تنشان فرو می رفت» یا «تیرهایی که از خاکریز ‍[دیوار دفاعی] و برج ها به سویشان پرتاب می شد آن ها را می کشت. آن ها در سرتاسر خط حمله خود تلفات بسیاری دادند اما نتوانستند حتی در یک نقطه به خط دفاعی ما رخنه کنند»



جنگ آلسیا خشن و خونین بود.

در همان حین، عمل رومیانِ محافظت کننده از حلقه دفاع داخلی موفقیت آمیز بود. آن ها توانستند مانع از نفوذ ورسَنژتوریکس شوند.
سزار با مشاهده مقاومت صفوف تدافعی خود، دست به ضدحمله شگفت انگیزی زد. به دستور او دو گروه سرباز سواره وارد جنگ شد. سزار خود فرماندهی یکی از گردان ها را بر عهده داشت. او به یاد می آورد «به سبب ردای سرخی که همیشه به تن می کردم تا در جنگ از دیگران باز شناخته شوم، دشمن می دید که دارم می آیم. می گوید به امید کشتن فرمانده رومیان، تعداد زیادی از گل ها به میدان جنگ هجوم آوردند». در این ضمن گردان دوم سواره نظامِ رومی، به صفوف عقبی دشمن حمله ور شد. گل ها دیدند به دام افتاده اند و سازماندهی درستی ندارند. سزار می گوید:

دشمن برگشت و گریخت. سواره نظام فاصله چندانی با آن ها نداشت. کشتار وحشتناکی بود.... از آن ارتش بزرگ تعداد اندکی سالم به اردوگاه بازگشت.۵

سزار شکست قطعی را تبدیل به پیروزی کرده بود. بیش تر رومی ها آن را معجزه ای نظامی می دیدند. پیروزی شگرف او در آلسیا به شورش بزرگ گالیایی پایان داد. همچنین غلبه تاریخی او را در گل کامل کرد. سزار حتی پیش از این کار عظیم در سیاست روم شخصیتی مهم به حساب می آمد. حال او یکی از قدرتمندترین و مخوف ترین مردان جهان آن روزگار بود. فرماندهی حاذق و کاردان که وفاداری بی قید و شرط سربازانش را داشت. دو گزینه در برابر او بود. می توانست داوطلبانه دست از فرماندهی بشوید و کناره گیری کند، یا می توانست از ارتش خود برای دستیابی به حد اعلای قدرت بهره گیرد. سزار دومی را برگزید و برگی شورانگیز و جدید در تاریخ رقم زد.



پس از آن که ورسَنژتوریکس فهمید پیروزی ممکن نیست تسلیم سزار شد.



نظرات کاربران
درباره کتاب شخصیت‌ها... ژولیوس سزار

این کتاب منو یاد جوونی هام میندازه.فوق العادست.
در 2 سال پیش توسط