فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بازاریابی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌وکار

نسخه الکترونیک کتاب چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌وکار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌وکار


"چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌و‌کار"، حاوی ۵ فصل و ۴۰ گفتار است. این ۵ فصل عبارتند از:
۱) بینشهای فردی و ارتقای مهارتهای شخصی‌
۲) بالندگی ذهنی و ارتقای مهارتهای شخصی‌
۳) تکنیکهای پایه‌ای و ارتقای مهارتهای شخصی
۴) برندسازی و ارتقای مهارتهای شخصی‌
۵) کارآفرینی و ارتقای مهارتهای شخصی‌
می‌توانید مطالعه را بدون درنظر گرفتن فصلها بخوانید. ضرورتی ندارد که از فصل نخست شروع کنید، و یا در هر فصل، هر گفتار را به صورت منظم بخوانید.‌
می‌توانید بنا به پرسشهایی که دارید، به فصل مربوطه مراجعه کنید. با وجود این، ترتیب فصلها قرار است در مسیری مشخص از آغاز تا پایان، در ساختاری منسجم، در خدمت شما باشد. اگر بپرسید برای ارتقای مهارتهای شخصی، به چه بینش یا بینشهایی نیاز دارید، پاسخ این پرسش را در فصل نخست این کتاب بخوانید.‌

ادامه...
  • ناشر انتشارات بازاریابی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.6 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌وکار

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

"چهل گفتار" نام تازه ای است برای مجموعه ی جدیدی از کتابهایم. تاکنون (ابتدای پاییز سال ۱۳۹۲) ۵ عنوان آن تدوین شده که برخی چاپ شده، و یا در حال چاپ است. این ۵ عنوان عبارتند از:
۱) چهل گفتار پیرامون مدیریت و رهبری در کسب و کار
۲) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای بازاریابی
۳) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای فروش
۴) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار
۵) چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای مشتری نوازی
انتشار این مجموعه کتابهای "چهل گفتار" با هدف رونق بخشیدن به کسب و کارها در "عصر دیجیتالیسم" است. لازم است "عصر دیجیتالیسم" و ویژگیهای آن را به اختصار تشریح کنیم تا تاثیر آن در تغییر "کسب و کارها" آشکارتر شود.

"عصر دیجیتالیسم" و امتیاز مجموعه کتابهای "چهل گفتار"

"عصر دیجیتالیسم" واژه ی نابی است برای آنچه این روزها با آن سروکار داریم. این واژه را مرهون گفت و گو با پروفسور مایکل آر. سولومون هستیم؛ استاد ممتاز "رفتار مصرف کننده" در جهان (به نشریه ی "توسعه مهندسی بازار"، شماره ی ۳۲، سال هفتم، مرداد و شهریور ماه ۱۳۹۲، صفحات ۴۴ تا ۴۷ مراجعه کنید.) همچنین به پیشگفتار اینجانب مراجعه شود که در کتاب "رفتار مصرف کننده" اثر سولومون، انتشارات بازاریابی آمده است.
سولومون به ما آموخت که "ازدحام رسانه ها" و "انبوه پیامها"، میزان توجه افراد را به شدت کاهش داده است. آسیب این کاهش توجه آنجا است که شهروندان (همچنین بخوانید مدیران، و حتی اصحاب دانشگاهی) نیز ظرفیت و شکیبایی بالایی برای "خواندن"، و "شنیدن"، و "درک موضوعات قابل تامل و پیچیده" ندارند.
بر این باورم افزون بر آنچه سولومون درباره ی "عصر دیجیتالیسم" می گوید، ما در ایران در کنار شرایط خاص اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی با ویروسی به نام "تنبلی فکری و روزمرگی"، همزیستی مسالت آمیز پیدا کرده ایم.
نتیجه ی عصر دیجیتالیسم + ویروس تنبلی فکری و روزمرّ گی سبب شده هم "مدیران" و هم "اصحاب دانشگاهی" این روزها انتظار دارند که با طرح پرسشی درباره ی "کسب و کارها"، "ساختار بازاریابی و فروش"، "کمپین تبلیغات و بازاریابی"، "اجرای سمپلینگ"، به کار بردن فعالیتهای ترویجی (Promotion)، اقدام برای برندسازی، توسعه و گسترش محصول، راه اندازی توزیع و پخش مویرگی، فعالیتهای "قیمت گذاری"، به سرعت به پاسخی معجزآسا دست یابند که حلال تمامی مشکلات آنها و سازمانشان باشد!
انتظار "مدیران" و "اصحاب دانشگاهی" در این "عصر دیجیتالیسم" از "مشاور" و "محقق بازاریابی" آن است که در کسری از ثانیه پاسخی تقدیم کند که تضمین کننده ی درآمد و سودی سرشار باشد.
"افزایش سرعت اینترنت"، و "دسترسی آسان به مجموعه ی وسیعی از اطلاعات" عملاً رفتار کاربران اعم از "مدیران" و "اصحاب دانشگاهی" را در عصر کنونی تغییر داده است.
بخوبی می دانیم سیطره ی بلامنازع "اینترنت"، و "فضای مجازی" که "جهان واقعی" را کاملاً در تسخیر خود دارد، اجازه نمی دهد این مدیران، و حتی اصحاب دانشگاهی، انگشت اتهام "نادانی" را به انبوه اطلاعات موجود در سایتها وارد کنند. اما همین مدیران در برخورد با "مشاور" همان انتظاری را دارند که در کسری از ثانیه از اینترنت داشتند.
این انتظار نیز ویژگی "عصر دیجیتالیسم" است که ضروری است با "صبوری" و "دانایی" در کنار زندگی حرفه ای با آن همزیستی مسالمت آمیز داشته باشیم؛ چرا که "عصر دیجیتالیسم" مدتها است در تمامی ارکان زندگی نفوذ کرده و الزامی است با شناسایی مولفه ها و ویژگیهای آن، فعالیتهای "تدریس"، "مشاوره"، و تحقیقات بازاریابی را پیش ببریم.
نمی توان به "مدیر" یا "دانشجوی بازاریابی" گفت که وظیفه ی اصلی "مشاور بازاریابی" این نیست که پاسخگوی سریع به موضوعات چند متغیری در آشفتگی و تلاطم بازارها باشد. وظیفه ی اصلی مشاور، طرح پرسشهای تامل برانگیز برای سازمان - و نه پاسخهای دقیق - است؛ چرا که آنچه سازمانها را از حالت سکون و کرختی در شرایط رقابتی امروز بیرون می آورد، پرسشهای تامل برانگیزی است که "مشاور" با تشخیص دقیق از "سازمان"، "جایگاه سازمان در بین رقبا"، توانمندی کارکنان و میزان هم افزایی آنها، آن را هوشمندانه طرح می کند تا "خرد جمعی سازمان + مشاور" در فعالیتی مشترک و پویا به آن پاسخ دهند.
با این نگاه، مجموعه کتابهای "چهل گفتار" پدید آمد که برای "عصر دیجیتالیسم" سودمند است و تا حدودی مانع از گسترش ویروس "تنبلی فکری و روزمرّ گی" خواهد شد.

نحوه ی شکل گیری مجموعه کتابهای "چهل گفتار"

من "معلم بازاریابی ام" و دانشجوی همیشگی بازار. زندگی و حرفه ام تدریس، مشاوره، و تحقیقات بازاریابی است.
از این رو در سر کلاس درس دانشجویانم، یا نزد مدیران به هنگام مشاوره، و یا به هنگام نوشتن پروپوزال تا جلسه ی پایانی ارائه ی گزارش نهایی، همواره در معرض "پرسشهای بازاریابی" قرار دارم. به برکت این گنجینه ی پرارزش که به رایگان از دانشجویان، مدیران، و علاقه مندان به بازاریابی دریافت می کنم، به رایگان نیز پاسخ پرسشها را در وبلاگم قرار می دهم که قابل مطالعه و در معرض دید همگان است به نشانی اینترنتی www.dargi.ir.
به تجربه دریافتم هم دانشجویان، و هم مدیران به هنگام داشتن پرسشی، کمتر تمایل دارند کتابی را از آغاز تا پایان بخوانند، یا پرحوصله به صاحبنظرانی مجرب مراجعه کنند تا با دریافت تجربه ی آنان، کوششی تازه را با مرارت آغاز کنند که به پاسخ پرسش خودشان بینجامد (این نیز ویژگی عصر دیجیتالیسم است که با "صبوری" و "دانایی" قابل تعدیل است).
مدیران می گویند وقتی کارتابل پر از نامه و چک است، چگونه می توانیم با خاطری آسوده، کتاب ۲۰۰ صفحه ای بخوانیم؟! یا به سراغ صاحبنظر پرتجربه ای برویم که نمی دانیم تجربه هایش برای پاسخگویی به پرسش ما مناسب باشد؟! این مجموعه ی کتابها - چهل گفتار - قرار است در پرتو "دانشگاه علم و دانشگاه بازار" به سرعت پاسخگوی نیاز مدیران و علاقه مندانی باشد که اظهار می کنند فرصت کافی برای مطالعه ی عمیق در انبوه اشتغالات فراوان ندارند، اما انتظار دارند که یک کتاب ۲۰۰ صفحه ای به تعداد زیادی از پرسشهای کسب و کاری آنان پاسخ دهد. با وجود این، مدیران خردورز و فکور می دانند در زمانهایی که هنوز کارتابل پر از نامه و چک نیست، آموزش را باید توشه ی راه کرد. زمانی که اندک مجالی در کسب وکار مهیا می شود، از تجربه ی صاحبنظران بهره مند شد تا به هنگام رویارویی با مسائل و معضلات کسب و کارها، از این پشتوانه ی غنی حداکثر استفاده را برد.
آنچه می خوانید پیش از این در وبلاگم قرار داشت که با نظمی تازه تقدیم تمامی علاقه مندان بویژه مدیران، دانشجویان بازاریابی، و اهالی بازاریابی می شود.

محتوای کتاب "چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار"

"چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار"، حاوی ۵ فصل و ۴۰ گفتار است. این ۵ فصل عبارتند از:
۱) بینشهای فردی و ارتقای مهارتهای شخصی
۲) بالندگی ذهنی و ارتقای مهارتهای شخصی
۳) تکنیکهای پایه ای و ارتقای مهارتهای شخصی
۴) برندسازی و ارتقای مهارتهای شخصی
۵) کارآفرینی و ارتقای مهارتهای شخصی
می توانید مطالعه را بدون درنظر گرفتن فصلها بخوانید. ضرورتی ندارد که از فصل نخست شروع کنید، و یا در هر فصل، هر گفتار را به صورت منظم بخوانید.
می توانید بنا به پرسشهایی که دارید، به فصل مربوطه مراجعه کنید. با وجود این، ترتیب فصلها قرار است در مسیری مشخص از آغاز تا پایان، در ساختاری منسجم، در خدمت شما باشد. اگر بپرسید برای ارتقای مهارتهای شخصی، به چه بینش یا بینشهایی نیاز دارید، پاسخ این پرسش را در فصل نخست این کتاب بخوانید.

فصل اول: بینشهای فردی و ارتقای مهارتهای شخصی

فصل نخست حاوی ۸ گفتار است تا راهنمای پیشرفت شخصی مان باشد. اگر اهدافی به بلندای قله ی اورست دارید، این گفتارها را بخوانید.
برای "حرفه ای شدن" و "دستیابی به این اهداف" به نقشه ی راه نیاز داریم.
در دومین گفتار این فصل، این نقشه ی راه تقدیم شما است.
بدون تردید هر انسانی دارای یک "الگوی قهرمان" است که در اعماق ذهن خود با آن زندگی می کند. گاه به آن نزدیک می شود، و گاه کیلومترها از آن فاصله می گیرد. می دانید چرا؟ چون باید "هزینه ی قهرمان شدن" را بپردازد که عبارت است از: پذیرش مسئولیتها، پرورش قابلیتها، و آمادگی برای جذب مهارتها.
در کمال تعجب، همراه این "الگوی قهرمان" باید بتوانیم با جسارت و بی پروایی "مدیریت نادان درونمان" را جدی بگیریم. سومین گفتار این فصل به مدیریت این دو می پردازد: "مدیریت الگوی قهرمان درون"، و "مدیریت نادان درون."
چنین دستاوردی به ما نوید می دهد که "آینده سازی" و "آینده سوزی" در دستان خودمان است. هر کدام را بپسندیم، نصیبمان خواهد شد. کافی است بدانیم "آینده سوزی" ما را چه کسی رقم خواهد زد تا از آن بگریزیم یا جانانه به مقابله ی آن بپردازیم. در این باره توصیه های متنوعی ارائه شده است.
اگر تصمیم داریم مدیری آینده ساز باشیم، بهتر است از راههایی آگاه شویم که به ما انگیزه می دهد. این راهها کدامند و چگونه ما را برای "ساختن آینده" ترغیب خواهند کرد؟ پاسخ این دو پرسش را در گفتار پنجم می خوانیم.
"انگیزه ها" نیاز به "جوش درونی" و "پالایش" دارند تا ژرفایی و غنا داشته باشند. ازاین رو، به عنوان مدیر لازم است به "بینشی خلاق" دست یابیم.
در گفتار ششم با "یونگ"، روانپزشک، و روانشناس سوئیسی آشنا خواهیم شد که بینش خلاق را متفکران جهانی، مرهون اویند. ویژگیهای این بینش تعریف شده، و برای دستیابی به آن کافی است سه دستورالعمل یونگ را اجرا کنیم.
در همین فصل و گفتار هفتم، می آموزیم چگونه با "ایده هایمان قدم بزنیم" و در نهایت بتوانیم رهبر درون خود را پرورش دهیم، (گفتار ۸).

فصل دوم: بالندگی ذهنی و ارتقای مهارتهای شخصی

فصل دوم حاوی ۳ گفتار است:
۱) آشنایی با تکنیک مغزنگاری؛ چگونه نقشه ی ذهن خود را ترسیم کنیم؟
۲) بالندگی ذهنی و ارتقای مغز
۳) پرورش یک ذهن آشفته و فهرست بازبینی بهبود تمرکز
فصل دوم با همین ۳ گفتار موجز قرار است راهنمای ما برای "پرورش ذهن و بالندگی مغز" ما باشد. دستورالعملها ساده و فراوانند. کافی است کار را از جایی آغاز کنیم. درمی یابیم مغز با ظرفیت شگفت آورش به کمکمان می آید.

فصل سوم: تکنیکهای پایه ای و ارتقای مهارتهای شخصی

در این فصل، با تکنیکهای پایه ای سروکار داریم تا ما را به اهدافی بزرگ برسانند. گو آنکه در زاویه ی پنهان و آشکار این تکنیکهای پایه ای، با موجی از بینشهای خلاق روبه روئیم.
در فصل سوم که با گفتار ۱۲ آغاز می شود؛ با مجموعه ی فراوانی از فهرستهای بازبینی روبه روئید که به "چک لیست" معروفند. وقتی از "هوش فرهنگی" در این فصل صحبت می شود، به جای تعاریف و توضیحات، با پرسشنامه و "تست" به سراغتان آمده ایم.
به حکم آنکه آدمی همواره در افراط و تفریط است، در همین فصل یعنی گفتار ۲۲ با اختلالی آشنا می شویم به نام "کارشیفتگی." برای رهایی از آن بهتر است ویژگیهای این اختلال را بشناسیم تا در "اوج پیشرفت" و "هوش فرهنگی"، خودمان را از یاد نبریم.
در همین ارتباط از "مدیریت و برنامه ریزی ژاپنی" آگاه خواهیم شد تا به برقراری تعادل و توازن در "کار" و "زندگی" دست یابیم.
آخرین گفتار این فصل (گفتار ۲۶) برای برخی مدیران اندکی "برخورنده" است؛ "مهارتهای پایه ای برای درخشش در مصاحبه های شغلی.
" شاید مدیری تصور کند چه نیازی به این مهارت داریم؟ عجول نباشیم. "عجله" و "شتاب" ویژگی دیگری است از "عصر دیجیتالیسم."
تصور کنید کسب و کارمان به هر دلیلی تغییر پیدا کرده است. ناگریزیم در جایی دیگر به "استخدام" خود فکر کنیم. آیا می توانیم به مهارتهای خود ببالیم؟
پیش فرض دوم / تصور کنیم همه چیز روبه راه است. همچنان در کسب و کارمان مدیر هستیم، و تمامی امور به فرمان ما اجرا می شود. به عنوان یک ناظر خارجی، "فرد بیرونی"، یا "سوم شخص" یا "فرد غریبه"، منصفانه به ارزیابی خودمان بپردازیم. آیا همین اکنون به خود اجازه می دهیم تا سکان مدیریت را در دست گیریم یا نیازمند مهارتهای تازه ای هستیم و به بینشهای تازه ای نیاز داریم. در این صورت وقت داریم. حداقل می توانیم فصل نخست را با ۸ گفتار آن در همین کتاب بخوانیم.

فصل چهارم: برندسازی و ارتقای مهارتهای شخصی

تمام مساعی ما برای افزایش دانش، بینش، و مهارت در یک واژه به نام "برند" نهفته است. اکنون در این فصل می خوانیم چگونه برند خود را بسازید، چگونه برند خود را تعریف کنید، چگونه برند خود را متر کنید، و...
۷ گفتار را در فصل چهارم می خوانیم. در این فصل به رغم تکنیکهای برندسازی، تکنیکهایی برای خودارتقایی برند، راهکارهایی برای معماری برند شخصی آمده است، همچنین با "ست گودین"، متفکر بازاریابی آشنا می شویم.
ست گودین، دانشمندی تمام عیار، و در عین حال سخنرانی جنجالی است که برای "برندسازی"، روشی کاملاً متفاوت با سایر بزرگان بازاریابی دارد. اگر دوست دارید بیشتر او را بشناسید، گفتار ۳۲ این فصل را بخوانید. در صورت تمایل، فیلمی را مشاهده کنید که همکارانم از سخنرانی "ست گودین" آماده کرده اند که به زبان انگلیسی است با زیرنویس فارسی (آن فیلم را می توانید از فروشگاه انتشارات بازاریابی تهیه کنید).
در این فیلم، در کمال تعجب می بینیم این دانشمند جهانی با جورابهای کاملاً لنگه به لنگه در صحنه ظاهر می شود تا به مدیران یاد دهد چگونه می توانند در دنیای پر از برند، برند خود را از میان "انبوه پیامها" متمایز سازند. به همین دلیل است که او کتابی دارد به نام "گاو بنفش" و می تواند راز "برند شدن" را به آسانی بگوید.

فصل ۵: کارآفرینی و ارتقای مهارتهای شخصی

فصل پنجم حاوی ۷ گفتار است؛ یعنی گفتار ۳۴ تا گفتار ۴۰. این فصل قرار است خروجی تمام کتاب باشد البته برای دو گروه:
الف) کارآفرینان جوان
ب) کارآفرینانی که به رغم داشتن سن و سال بالا، همچنان جوانند و جویای "نام."
هر دو گروه، سری پرشور دارند و در پی "طرحی نو" هستند. ویژگیهایی نظیر "پرانرژی بودن"، "جسور بودن"، "قدرت ریسک بالا"، الاکلنگی زندگی کردن به گونه ای که پای در زمین دارند اما به "آسمان" می اندیشند، بخشی از ویژگیهای این گروه است.
این فصل برای هر دو گروه مفید است. به علاوه اگر مدیرانی دوست دارند در آینده، فرزندانی کارآفرین پرورش دهند، گفتار ۳۸ برای آنان است. گفتار "کارآفرینان جوان بخوانند" همچنان برای گروه کارآفرینانی است که به لحاظ سنی جوان نیستند، ولی همچنان علاقه مندند خود را در دریای مواج کسب و کارهای تازه به مخاطره ی تازه ای بیندازند.
و در نهایت چهلمین گفتار یعنی فصل پایانی عنوان ساده ای دارد: چه کسانی را استخدام کنید؟ علاقه مندم تکرار کنم جوانانی که در پی کارآفرینی هستند باید بدانند چه کسانی می توانند در آغاز کار، آنان را به هدفهای قله ی اورستی برسانند. در غیر این صورت، جالب است بدانید آنانکه بارها کسب و کاری به راه انداخته اند، برای کارآفرینی تازه، همچنان همان لغزشهایی را دارند که "جوانان تازه کار" دارند. دلیل: کارآفرینان بدون توجه به سن و سال آنچنان مقهور و مفتون هدفهای قله ی اورستی هستند که بروز این خطاها، برای خودشان عادی است و دیگران را متعجب می کند.
لازم می بینم از همراهان عزیزم که همیشه یار و یاور من در انجام وظایف خدمت رسانی به اهالی باپتانسیل بازاریابی ایران بوده اند، صمیمانه تشکر کنم.
مرتضی امیرعباسی زحمات ارزشمندی را در نظم بخشی به این کتاب متحمل شدند، ضمن آنکه محمدرضا حسن زاده جوانیان هم کمکهای شایانی کردند.
احمد آخوندی، مدیر توانای انتشارات بازاریابی، و محسن جاویدموید، سردبیر دانای مجله ی "توسعه مهندسی بازار" نیز در ساماندهی مطالب و ویراستاری این کتاب تلاشهای ارزنده ای داشتند.
از تمام این عزیزان و سایر همراهان خوبم در گروه TMBA که هر یک ستاره ای درخشان و گوهری گرانبها هستند، صمیمانه تشکر می کنم.
آرزومندم با مطالعه ی کتاب "چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار"، نگاه نقادانه پرورش یابد و با اظهارنظرهای خود و ارسال آن، نگاهی نو به "ارتقای مهارتهای شخصی در کسب و کار" پدید آید و شاهد سازمانهای پرتوان در عرصه های گوناگون کشورمان باشیم.
لطفاً از طرق زیر دستورات و نظرات ارزشمندتان را به ما برسانید:

*سایت شخصی پرویز درگی: www.dargi.ir
*نشانی اینترنتی: info@TMBA.ir
*سایت انتشارات بازاریابی: www.marketingPublisher.ir
*نشانی اینترنتی: info@marketingPublisher.ir
*نشانی انتشارات بازاریابی: تهران، خیابان آزادی (شرق به غرب)، بعد از خوش شمالی، کوچه نمایندگی، پلاک ۱، واحد ۱۰
*با شماره ی تلفکس: ۶۶۴۳۱۴۶۱(۰۲۱)
*با شماره ی تلفنهای: ۶۶۴۲۳۶۶۷(۰۲۱) و ۶۶۴۳۴۰۵۵(۰۲۱)
*با شماره ی تلفن همراه شخصی ام: ۰۹۱۲۱۹۹۴۲۸۱

گر بخواهید در این یک دم عمر
نیک جویای حقایق باشید

و به چشم همه نیکان جهان
بس برازنده و لایق باشید

هدفی ناب بیابید و در راه وصال
عالم عامل عاشق باشید

سبز باشید
پرویز درگی

فصل اول: بینشهای فردی و ارتقای مهارتهای شخصی

گفتار اول: راهنمای پیشرفت شخصی؛ چگونه به اهدافی به بلندای قله ی اورست دست یابیم؟

گفتند گشتند!
اما هیچ کس پیدایشان نکرد...
گفتند ناپدید شدند... و
تمام
همه سیاه پوش شدند
قبرها کندند و آماده ی دفن هیچ...
کسی چه می داند...
شاید کوه شدند و نظاره گر سستی مردمانشان...

به یاد کوهنوردان قله ی امید، شهامت و انسانیت: پویا کیوان، آیدین؛ فاتحان برودپیک

سازمانها امروزه در محیطی کاملاً رقابتی به سر می برند و این مساله چالشهای بسیاری را به بار آورده است. در واقع، کارکنان در شرایط فعلی، زمانی می توانند بخوبی از عهده ی وظایف خود برآیند که اولاً اهداف سازمان را بخوبی بشناسند و در ثانی از مهارت، دانش و شایستگیهای لازم برخوردار و در یک کلام توانمند باشند. افراد توانمند احساس می کنند که نقش مهمی در تحقق اهداف سازمان و آنچه اتفاق می افتد دارند و از این رو موجب ارتقا و تعالی سازمان می شوند.
توانمندی فردی و خود-توانگری، قدرت درونی اشخاص در دستیابی به خواسته هایشان است. توانمندی، خود- اتکایی و خود-کارآمدی بیش از هر چیزی می تواند موجبات موفقیت و شادکامی درونی افراد را فراهم سازد. با این اوصاف چگونه می توان توانمندیهای درونی خویش را پرورش داد؟
یک راه، تعیین اهداف بزرگ و متعالی است، چیزی که از آن تحت عنوان " اهداف اورستی" یاد می شود. به قول بزرگی، "مردمانی که اهدافی والا و غنی دارند، فقر نمی شناسند؛ چرا که شخص به اندازه ی هدفهایش ثروتمند است." بنابراین چشم انداز و اهدافی متعالی و بلندمدت داشته باشید تا از شکستهای کوتاه مدت نرنجید. استیون اسپیلبرگ، کارگردان شهیر سینما می گوید،" توانگران پیش از آنکه به اهداف خود برسند در آیینه ی دل خویش، خود را توانگر می یابند. " از این رو، توانگری نیرویی است که از درون فرد می جوشد و محیط پیرامونش را احاطه می کند. اهداف موجب می شوند تا در بیراهه قدم برنداریم و همچون کاهی روی آب روان، این سو وآن سو نرویم.
درواقع چیزی به نام بخت و شانس در زندگی معنا ندارد وخوش اقبالی تنها روی دیگرسکه ی پایداری در راه اهداف است. آیین توانگری و آرامش فکری در گرو هدفگذاری و زندگی پیرامون اهداف متعالی است. اگر می خواهید نقشه ی راه دستیابی به اهداف والا را به دست آورید، مطلب زیر را مطالعه کرده و مراحل آن را دنبال کنید.

گام اول: الهام گیری

اریک ویهن مایر، تنها فرد نابینای تاریخ بود که توانست در سال ۲۰۱۱ میلادی، بلندترین قله ی جهان، اورست، را فتح کند. او اصطلاح ناپخته ی " آمال و آرزوهای کور" را متحول ساخت. اریک ۱۳ ساله بود که دچار نابینایی شد، اما از همان آغاز کودکی روِیایی بزرگ در سر می پروراند و آن صعود به قله ی اورست بود. اریک می دانست که ممکن است برخی به او انگ دیوانگی بزنند. اما او در پی یافتن افرادی بود که بتواند روِیای خود را با آنها سهیم شود. اریک بالاخره توانست یک حامی برای خود بیابد، پشتیبانی که به او و توانمندیهای درونیش ایمان داشته باشد. همین یک حامی کافی بود که گروهی دیگر از حامیان به پشتیبانی از اریک برخیزند. حامیان اریک به او کمک کردند تا به روِیایش رنگ حقیقت بپاشد. این موفقیت آغازی بود برای خودباوری و خودیاوری بیشتر این کوهنورد روشندل و روشن هدف تا بر دیگر چالشها نیز فائق آید.
داستان اریک، منبعی الهام بخش برای تمامی ما است. اگر او توانست نابینایانه به قله ی بلند بالای اورست دست یابد، پس به یقین ما نیز می توانیم درتاریکی مطلق به دست و پنجه نرم کردن با بلندترین موانع مثل اورست بپردازیم و برآن چیره شویم. غلبه برموارد چالش برانگیز، نیرو و توانی زائدالوصف به ما تزریق می کند و موجب شکوفایی و بهره وری بالاتر در زندگی شخصی و حرفه ای می شود. بنابراین به دنبال الگوهای صالح و مشاورینی دلسوز باشید و از آنها الهام بگیرید تا مسیر پیش رویتان آشکارتر شود.

گام دوم: جامع نگر باشیم و چشم انداز خود را گسترده کنیم

فتح اورست نقطه عطفی در حیات اریک بود؛ چرا که او به یکی از روِیاهای خود جامه ی واقعیت پوشانده بود. لازمه ی جامع نگری و گسترش چشم انداز، تعیین اهدافی والا و در عین حال دست یافتنی و متناسب با توانمندیهای درونی است.
تعیین اهداف دم دستی و کوچک موجب می شود که اهداف بزرگ قربانی این انتخاب شوند، حال آنکه اهداف کوچک می بایست درخدمت اهداف بزرگ باشند و نمی بایست به اهداف خود به چشم آرمان نهایی نگریست. اهداف کوچک در کسب وکار، موجب کوچک شدن کسب وکار و کاهش توفیقات آن می شود. وقتی اهداف نازل خود را باور می کنیم، آنگاه زمانی است که شکست را پذیرفته ایم. دامنه ی دانایی، مهارتها و شایستگیهای خود را گسترش دهیم و به خوب بودن اکتفا نکنیم. به روِیای خود احترام بگذاریم، اما به آنها متکی نباشیم و جامع نگری و ژرف نگری را سرلوحه ی امور خویش قرار دهیم.
راستی رویای شما چیست؟

گام سوم: هدف بزرگ خود را تعیین و در خود ایجاد شایستگی کنیم

ساز و کار تعیین اهداف اورستی، ورای هدفهای معمول و رایج است. اهداف اورستی نمودی از کامیابی فرا-تصور هستند. دستیابی به آنها نیازمند جانفشانی و پذیرش مخاطرات است، و دقیقاً به همین دلیل است که موجب افزایش توانمندیهای درونی افراد می شود. تعیین اهداف اورستی درست مانند بالارفتن از کوهی سترگ، دشوار، مخاطره آمیز و در عین حال هیجان انگیز، محرک و انگیزه بخش است. این اهداف به مانند قله ی کوهی هستند که از هر نقطه ای قابل مشاهده است و لذا نقش یک راهنمای مسیر را ایفا می کنند.
یک هدف بزرگ دارای ویژگیهای زیر است :
۱. موجب ایجاد تعهدی عمیق در ما می شود؛ زیرا عموماً به اهداف بزرگ خویش التفاتی ویژه داریم.
۲. نیازمند کوششی فوق العاده از سوی ما است.
۳. وابسته به میل باطنی و حقیقی ما به دستیابی به موفقیت است.
۴. با دست یافتن به این اهداف، یادگیری و خرد در ما بیدارتر خواهد شد.
۵. موجب تقویت ارتباطات مثبت و روابط تیمی می شود؛ چرا که بعید است بتوان به تنهایی به قله ای بلند و صعب العبور مثل اورست دست یافت.
۶. نیازمند هماهنگی میان ارزشهای درونی و اهداف ما در زندگی است.

راهکار این است که خود را وقف یادگیری کنیم و همواره در قامت کسی باشیم که تشنه ی آموختن است. تعهد به ارزشهای ناشی از یادگیری، موجب افتادن پرده های ابهام از چهره ی روشن اهداف می شود. به نظرتان برای دستیابی به اهداف بزرگ خود نیازمند چه شایستگیهایی هستید؟ این شایستگیها را به صورت فهرستی درآورید و در صدد تحقق آنها برآیید. به یاد داشته باشیم، آموزش به مثابه مدیریت چشم انداز فردا است.

گام چهارم: چالش را درآغوش بکشیم و با آن گلاویز شویم

خود- چالش گری به جای سرک کشیدن در امور خصوصی سایرین، موجب می شود تا خود را قضاوت کنیم و در نهایت به نتایج بهتری دست یابیم. قدردان چالشها باشید؛ چرا که آنها موهباتی بزرگ در لباس مبدل هستند و موجب می شوند تا سریعتر به راه حل مناسب دست یابیم و فرصتهای مناسب را تشخیص دهیم.  
گلاویز شدن با چالشها موجب می شود تا از مرزهای خود ساخته ی محدودیت خارج شویم.
البته در مسیر مقابله با چالشها، با موانع پیش بینی نشده ی فراوانی روبه رو خواهیم شد که سد راه ما در جاده ی موفقیت هستند. سرخوردگی، درماندگی، تردید و ترس از شکست و حتی وحشت از موفقیت، از جمله، این موانع و دست اندازها هستند، که گاه سرزده سد راه می شوند. حال آنکه بردباری، تفکر راهبردی، خود تنظیمی و تفکر مبتنی بر برد و یادگیری از شکست موجب افزایش توانمندیهای درونی ما می شود.
در کتاب ارزشمند " قدرت اشتیاق: اورست خود را فتح کنید" می خوانیم، "پیروزی یک رضایت درونی، و احساسی ژرف از غرور و شعف است. خط کش موفقیت رامی توان تنها در درون خود یافت، نه حرف و حدیث دیگران. همه چیز به ادراک ما از تلاشهایمان برمی گردد. "

گام پنجم: این فرایند را تکرار کنیم

آیا افرادی همچون اریک، با فتح اورست دست از کار می شویند و در کنج عزلت می نشینند؟ پاسخ روشن است؛ هرگز.
اریک تا سال ۲۰۰۸، هفت قله ی بلند دنیا در پنج قاره را فتح کرده بود. دستیابی به نیروی درونی و بالندگی اندیشه، یک رویداد آنی نیست بلکه فرایندی مستمر و مادام العمر است. بنابراین پس از چشیدن طعم شیرین پیروزی، و بعد از پردازش و تحلیل دوباره ی موقعیت و یادگیری از تجارب و در آخر، گنجاندن تواناییهای جدید و تازه آموخته در زندگی روزمره، خود را آماده ی چالشهای جدید دیگر کنید. آیا به دیگر اهداف بزرگ خود فکر کرده اید؟ و اینکه اهداف بزرگ چگونه برتوان شما افزوده اند؟
این گفتار را با جمله ای از استیو جابز، رئیس هیات مدیره و مدیرعامل فقید شرکت اپل به پایان می برم که گفت: "آنهایی که آن قدر دیوانه اند که فکر می کنند می توانند دنیا را دگرگون کنند، کسانی هستند که این کار را می کنند. "

نظرات کاربران درباره کتاب چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارتهای شخصی در کسب‌وکار