فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بازاریابی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر

نسخه الکترونیک کتاب آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر

"‌آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر" بر آن است تا صفحه‌ای از دفتر بزرگان فلسفه، دانش، سیاست، هنر و ورزش را پیش روی علاقه‌مندان و اهالی کاروکسب و بازاریابی بگشاید.‌
تردیدی ندارم که سقراط، ارسطو، هومر و دیگر فیلسوفان جهان بر آن نبودند که آموزه‌هایی برای کاروکسب‌ها در این زمان داشته باشند که ما زندگی می‌کنیم. با وجود این، به دلیل گستره‌ی وسیع اندیشه‌ورزی آنان، همچنان می‌توان از رفتار و گفتار و کردار فیلسوفانه‌ی آنها برای کاروکسب‌ها بهره‌های فراوانی برد.‌
همچنین با جسارتی قابل تحمل و البته درخور تأمل می‌توان دست به استنباطهایی زد که برای کاروکسب‌های امروزی نیز آموزه‌های حکمت‌آمیز فراوان دارد، هشدارهای بایسته دارد، دستورالعمل و نقشه‌ی راه دارد، توصیه‌ها و پیشنهادهایی دارد که کاروکسب‌ها را رونق خواهد بخشید، از اموری پرهیز می‌دهد که نتیجه‌ی آن شکست است و ناکامی.‌
با این نگرش، کتاب "‌آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر" را خواندنی می‌یابید. از آن‌رو که این بزرگان، داستان زندگی خود را زیسته‌اند. انسانهای واقعی‌اند و داستان آنان نیز واقعی است.

ادامه...
  • ناشر انتشارات بازاریابی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.02 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۷ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

" آموزه های کاروکسب از مشاهیر" بر آن است تا صفحه ای از دفتر بزرگان فلسفه، دانش، سیاست، هنر و ورزش را پیش روی علاقه مندان و اهالی کاروکسب و بازاریابی بگشاید.
تردیدی ندارم که سقراط، ارسطو، هومر و دیگر فیلسوفان جهان بر آن نبودند که آموزه هایی برای کاروکسب ها در این زمان داشته باشند که ما زندگی می کنیم. با وجود این، به دلیل گستره ی وسیع اندیشه ورزی آنان، همچنان می توان از رفتار و گفتار و کردار فیلسوفانه ی آنها برای کاروکسب ها بهره های فراوانی برد.
همچنین با جسارتی قابل تحمل و البته درخور تامل می توان دست به استنباطهایی زد که برای کاروکسب های امروزی نیز آموزه های حکمت آمیز فراوان دارد، هشدارهای بایسته دارد، دستورالعمل و نقشه ی راه دارد، توصیه ها و پیشنهادهایی دارد که کاروکسب ها را رونق خواهد بخشید، از اموری پرهیز می دهد که نتیجه ی آن شکست است و ناکامی.
با این نگرش، کتاب " آموزه های کاروکسب از مشاهیر" را خواندنی می یابید. از آن رو که این بزرگان، داستان زندگی خود را زیسته اند. انسانهای واقعی اند و داستان آنان نیز واقعی است. من نیز به سرعت به زندگی این بزرگان ورود پیدا کرده ام تا آنچه را که می توان از زندگی اینان بخوبی آموخت، تقدیم خواننده ی مشتاق کنم. ویژگی نام آنان، و سبک و سیاق داستانی زندگی آنان که اینجا و آنجا جسته و گریخته شنیده ایم، یک فرصت خوب یادگیری است؛ آن هم از نوع یادگیری که دیر از اذهان می رود و تا مدتها در خاطر فعالان کاروکسب باقی می ماند. من نیز به ماهیت اصلی ام که "معلم بازاریابی و دانشجوی همیشگی بازارم"، راهی یافته ام تا در پرتو زندگی این بزرگان، آموزه هایی دیگر از جنس "بازاریابی" و " کاروکسب" را به سرعت و با ژرفایی بیشتر انتقال دهم.
برای مثال، درسهای مدیریت استراتژیک کاروکسب را از اسکندر مقدونی بخوانید که در صفحه ی ۲۷ آمده است. بدون مقدمه درمی یابیم که اسکندر در قامت یک فرمانده ی بزرگ، کوشید تا تصویر ذهنی قدرتمندی از خود بر جای گذارد، هم در نزد سربازان و فرماندهانش، و هم در نزد دشمنان آشکار و پنهانش. همین قطعه ی کوچک از زندگی اسکندر به ما می آموزد که در " کاروکسب" برای آنکه در قله بمانیم، ضروری است هم در نزد کارکنان و مشتری، و هم در نزد رقبای آشکار و پنهان باید تصویری قدرتمند در اذهانشان بیافرینیم. آیا شما به عنوان مدیر چنین کرده اید؟
در فراز دوم آموزه ی اسکندر درمی یابیم که او در "اجرا" سرعت عمل بی نظیری داشته است. نقل است از او که "یا سرعت عمل داری یا مرده ای." هم اینک متفکران برجسته ی بازاریابی در سالهای اخیر بشدت بر روی واژه ی "سرعت"، چالاکی و چابکی تاکید می ورزند. بسیاری از شرکتهای پیشرو فورچون ۵۰۰ نیز دلیل اصلی موفقیت خود را "سرعت عمل" ذکر کرده اند.
شاید این پرسش پدید آید که چگونه اسکندر می توانست پس از جمع آوری و پردازش اطلاعات، لحظه ای درنگ نکند؟ چرا به جای پرسشهای کارشناسی از سایر فرماندهان، دست به عمل می زد؟ پاسخ این است که اسکندر کیست؟ مربیان و معلمان او چه کسانی بودند؟
در تاریخ آمده است که اسکندر تا ۱۶ سالگی تحت تربیت و پرورش ارسطو، بزرگ فیلسوف جهانی، بوده است. از آن تعجب برانگیزتر زمانی است که اسکندر، رخت از این دنیای فانی برمی کشد. اسکندر در ۳۳ سالگی جان به جهان آفرین تسلیم می کند. برخی گفته اند همین سن کوتاه به او مجال نداده تا "جانشین پروری" کند. برخی گفته اند باید خدا را شاکر بود که فرصت نکرد تا جانشینانی همچون خود او پرورش دهد که هم بر بلندای منطق و حکمت ایستاده بود، و هم رفتار خشونت آمیز او جان بسیاری را گرفت. هرچه هست می آموزیم "جانشین پروری" رکن رکین سازمانهای کنونی است.
آنها که در این باره غفلت ورزیدند، عرصه را به رقبای خود واگذار کردند. آنان که در این آموزه اصرار ورزیدند، افتخارات گذشته را با نوآوریهای تازه درآمیختند و در زمره ی سازمانها و شرکتهای درخشان جهانی قرار گرفتند.
دلیلی ندارد در اینجا درباره ی رفتار سراسر خشونت آمیز اسکندر مقدونی قلمفرسایی کنیم. حال آنکه، کوروش را داریم که از او در تاریخ جهان به نیکی یاد می کنند.
کوروش را از زبان پیتر دراکر، بزرگ آموزگار مدیریت، توصیف کنیم که فیلیپ کاتلر درباره ی پیتر دراکر می گفت: پیتر دراکر، پدربزرگ بازاریابی است.
پیتر دراکر، کوروش را شاگرد اول مدیریت معرفی می کند. کافی است در جوهره ی تدبیر او، به پارامترها و رفتارهای انسانی بیندیشیم نظیر "سخاوت و بخشندگی." رفتارهایی که از کوروش، حکمرانی خوب در این قرن به تصویر می کشد.
این آموزه یعنی "سخاوت و بخشندگی" به ما یادآوری می کند که این اکسیر وقتی از سوی فرمانروایان مقتدر به کار گرفته شود، روحبخش است و جان پرور. هنوز هم همین اکسیر، انسانها را در فضای پررقابت و آشوب کاروکسب ها سرمست می کند و مسحور. پرخاشها، رقابتهای منفی، و خصومتها را تا سرحد امکان تعدیل کرده و کاهش می دهد.
چه نیکوست بتوانیم از این آموزه در فضای تنگ نظری ها و آشوب زده ی کاروکسب ها بهره مند شویم تا دریابیم چگونه کوروش، توانست جنگها را به صلح فراگیر تبدیل سازد!
پیشنهادم این است صفحاتی از این کتاب را باز کنید و به همان چند صفحه نیز می توانید بسنده کنید. اذعان خواهید کرد در اثر آشنایی با این بزرگان، فضای فکری و پهنای اندیشه ای و نگاه شما گسترده شده، اوج گرفته، و آکنده از محبت و عشق است؛ یعنی همه ی آنچه برای کاروکسب های امروزی به آن نیازمندیم.
علاقه مندم نکته ی دیگری را یادآور شوم که در دانشگاه هاروارد و برخی دانشکده های کاروکسب به آن عمل می کنند. دانشجویان رشته های مدیریت و کسب وکار به موازات دروس متعدد و اختصاصی در حوزه های متنوع اقتصاد نظیر اقتصاد خرد و کلان، نظریه های اندیشمندان اقتصادی، اقتصادسنجی، به الزام باید ادبیات بویژه آثار داستانی کلاسیک نظیر ایلیاد و ادیسه از هومر، و آثار بزرگانی نظیر شکسپیر، تولستوی و... را بخوانند.
"چه ارتباطی بین دروسی نظیر اقتصاد و ریاضی با ادبیات و هنر است"؟ پاسخ این پرسش را متفکران روانشناسی در حوزه های بازاریابی پاسخ داده و تشریح کردند.
ماحصل گفته ی آنان این است که ادبیات آن هم بزرگانی اینچنین، آموزه های فراوانی برای دانشجویان مدیریت و کاروکسب دارد. از جمله دانشجویان در فراز و فرود داستان با حوادث، ترفندها، نقشه ها و سناریوهایی آشنا می شوند که در پایان به شکستها و کامیابی ها منجر خواهد شد. در کجا بهتر از اینجا - داستان - چنین فضایی برای تفکر و اندیشیدن مهیاست. بویژه برای این دانشجویان که در آینده همواره برای حضور در صحنه های پرکشاکش باید خود را برای تصمیم گیریهای خردورزانه آبدیده سازند! صحنه های داستان اجازه می دهد که افراد پیگیر سرنوشت ناکامان و فاتحان باشند، اما بیش از آن به تدبیرها و استراتژیهای قهرمانان و فاتحان می نگرند که چگونه پیروزی را نصیب آنان ساخت.
با این همه، حتی لشگر شکست خورده، امیر ناکام، فرمانده ی مغلوب تصمیمهایی را به صحنه آورده و گاه این تصمیمها کاملاً درست بوده، اما در زمان نابهنگام عرضه شده، و یا بسیاری آموزه های دیگر که ناکامان بیش از فاتحان می توانند آن را به ما بیاموزند.
شایسته است اگر بگوییم نسل پیشین ما، قبل از ورود به دبیرستان، در کلاسهای ششم قدیم، می بایست، کلیله و دمنه بخوانند، شاهنامه ی فردوسی بخوانند، از سعدی و رودکی و حافظ بخوانند. آموخته هایی که زندگی بعدی آنان را در بزرگسالی، روح و جانی می بخشید و "اخلاق" بر فراز سیاست، و کاروکسب ها حضور جدّی داشت. هنوز هم برخی بر این باورند که دانش آموزان نسل پیشین با خواندن ابیات و سروده های بزرگانی نظیر سنایی، مولوی و دیگران رنگ زندگی شان از اساس تغییر داشت.
در این کتاب - یعنی آموزه های کاروکسب از مشاهیر - با گابریل گارسیا مارکز آشنا می شویم. می خوانیم سبک مارکز معروف به رئالیسم جادویی است یعنی آمیزه ای از خیال و واقعیت در داستانهایش موج می زند.
تفکیک خیال از واقعیت، و واقعیت از خیال، در داستانهایش ناممکن است. آنچنان این دو در هم تنیده اند که شما به سادگی و سهولت می پذیرید که از اساس نیازی نیست که "واقعیت" و "خیال" از هم تفکیک شوند، ضرورتی ندارد و چنین است زندگی استیو جابز که با درهم شکستن مرزهای واقعیت و خیال، ابتکار و خلاقیت را به اوج رساند.
زندگی آلفرد نوبل را بخوانید که در صفحه ی ۶۷ آمده است. متعجب خواهید شد و شگفت زده. روزنامه نگاری به اشتباه می نویسد تاجر و سوداگر مرگ، مرد. چرا که اختراع نوبل، دینامیت بود. حال آنکه برادر آلفرد نوبل مرده بود به نام لودویک. همین تیتر روزنامه ها، غم سنگینی بر جان آلفرد نوبل می اندازد که تا چه سان، هاله ی دهشتناک مرگ را در زندگی انسانها پیش رویشان قرار داده است و بر آن می شود تا برای بشریت، مردانه اقدامی انسان دوستانه بر جا گذارد. در وصیتنامه اش تاکید می ورزد که ثروتش در قالب جایزه ی نوبل تقدیم دانشمندان جهانی شود که برای رفاه بشریت زندگی خود را وقف کرده اند.
می توانیم از این دنیای عاطفی و هیجانی فاصله بگیریم و چشم به زندگی بزرگانی نظیر ماندلا بدوزیم که سالهای طولانی را در زندان به سر برد و پس از آزادی همچنان بر سر اصول خود پای فشرد.
با مالکوم ایکس، و مارتین لوتر کینگ آشنا می شوید که هر یک اصولی را به یک رفتار تثبیت شده ی زندگی درآوردند؛ چرا که با همین پذیرش قلبی، رفتاری توانستند کاروکسب رقبای متنفذ خود را از سکه بیندازند.
شک ندارم که دنیای سیاست پر از اضطراب و خشونت است، ولی این بزرگان نظیر ماندلا، مارتین لوترکینگ، مالکوم ایکس، محمد علی کلی، با رفتار و منش خود، سلوکی بر جای گذاشتند که "خشونت" را رام کردند. بهتر است این دنیای خشن را تلطیف کنیم.
موزارت، و بتهون بزرگان موسیقی جهان نیز برای خود راه و رسمی داشتند. این راه و رسم برای کاروکسب ها، درسهای کم نظیری دارد. در صورت تمایل، صفحات ۱۰۱ را ورق بزنیم و بخوانیم. پس از آن به فهرست کتاب بازگردید؛ نام تک تک این بزرگان را می بینید.
***
لازم می بینم از همراهان عزیزم که همیشه یار و یاور من در انجام وظایف خدمت رسانی به اهالی باپتانسیل بازاریابی ایران بوده اند، صمیمانه تشکر کنم.
مرتضی امیرعباسی زحمات ارزشمندی را در نظم بخشی به این کتاب متحمل شدند، ضمن آنکه دکتر محمدرضا حسن زاده جوانیان و دکتر سیداحسان گلپرور هم کمکهای شایانی کردند.
احمد آخوندی، مدیر توانای انتشارات بازاریابی، و محسن جاویدموید، سردبیر دانای مجله ی "توسعه مهندسی بازار" نیز در ساماندهی مطالب و ویراستاری این کتاب تلاشهای ارزنده ای داشتند.

* سایت شخصی پرویز درگی: www.dargi.ir
* نشانی اینترنتی: info@TMBA.ir
* سایت انتشارات بازاریابی: www.marketingPublisher.ir
* نشانی اینترنتی: info@marketingPublisher.ir
* نشانی انتشارات بازاریابی: تهران، خیابان آزادی (شرق به غرب)، بعد از خوش شمالی، کوچه نمایندگی، پلاک ۱، واحد ۱۰
* با شماره ی تلفکس: ۶۶۴۳۱۴۶۱(۰۲۱)
* با شماره ی تلفنهای: ۶۶۴۲۳۶۶۷(۰۲۱) و ۶۶۴۳۴۰۵۵(۰۲۱)
* با شماره ی تلفن همراه شخصی ام: ۰۹۱۲۱۹۹۴۲۸۱

گر بخواهید در این یک دم عمر
نیک جویای حقایق باشید

و به چشم همه نیکان جهان
بس برازنده و لایق باشید

هدفی ناب بیابید و در راه وصال
عالم عامل عاشق باشید

سبز باشید
پرویز درگی

درسهای بازاریابی از فلاسفه ی یونان و روم باستان

تاکنون افراد بسیار زیادی از فرماندهان نظامی گرفته تا فضانوردان و سیاستمداران، برای بهبود زندگی شخصی و حرفه ای خود دست کمک به سوی فلاسفه ی یونان و روم باستان دراز کرده اند.
بی گمان تعالیم این فلاسفه حاوی نکات ارزشمند و قابل اعتنایی است که می تواند فعالان عرصه ی کاروکسب را در راه نیل به پیشرفت، موفقیت و رونق اقتصادی یاری رسان باشد. این گفتار پنج تکنیک از پنج فیلسوف برجسته را معرفی می کند که برای فعالان حوزه ی کاروکسب درسهای اجرایی ارزشمندی دارد.

۱- سقراط: جرات مخالفت داشته باشید

سقراط که یکی از اولین فلاسفه ی جهان به شمار می رود، همواره بر حق هر انسان برای تفکر ورزیدن تاکید می کرد. او بر این عقیده بود که خیل عظیمی از انسانها به رغم ظاهر هشیار و آگاهشان، در خواب به سر می برند و بدون چون و چرا، به تبعیت از عوام و اصول حاکم بر جامعه می پردازند.
سقراط معتقد است که تبعیت محض از قدرت، تبعات زیادی به دنبال داشته و اصول اخلاقی جامعه را هدف قرار خواهد داد. به عنوان مثال، هنگامی که وجود فساد در بخشی از جامعه علنی می شود، بسیاری از مردم تنها به ذکر این جمله بسنده می کنند که "فساد موضوعی طبیعی است؛ فساد در همه جا وجود دارد." بدین ترتیب، از زیر بار مسئولیت که همانا مبارزه با فساد و فسادپذیری است، شانه خالی می کنند. و این دقیقاً خلاف خط مشی سقراط است. سقراط مرگ را به ارتکاب اعمال غیراخلاقی و ندیده گرفتن وجدان ترجیح می دهد.
با در نظر گرفتن تعالیم سقراط، صاحبان کاروکسب می توانند برای رونق سازمان یا شرکت خود، از اصول زیر پیروی کنند: کارکنان مجموعه ی خود را برای استقلال فکری و پیروی از اصول اخلاقی ترغیب کنند و آنها را به نحوی مطلوب برانگیزند تا انتقادات خود را نسبت به شرایط کاری به مدیریت انتقال دهند. مدیران با به کارگیری این رویه، به کارکنان فرصت می دهند تا کاستی و ضعفهای مجموعه را شناسایی و برای برطرف کردن آنها اقدام کنند.

۲- ارسطو: به دنبال رضایتمندی باشید

ارسطو علاوه بر فلسفه، به زیست شناسی نیز علاقه ی بسیاری داشت و یکی از بزرگترین زیست شناسان زمان خود به شمار می رفت. او زیست شناسی و روانشناسی را با هم درآمیخت و نهایتاً رویکردی تازه از ذات انسان ارائه کرد. او معتقد بود که انسانها ذاتاً اخلاق گرا، منطقی، اجتماعی و شادی طلب هستند. بر پایه ی این نظریه، ارسطو وظیفه ی حکومت و نهادهای مرتبط با آن را فراهم آوردن بستری برای ایجاد احساس رضایتمندی در مردم می دانست.
نظریات ارسطو تاثیر عمیقی بر ادوارد دسی و ریچارد رایان گذاشت. این دو پژوهشگر با بهره گیری از تعالیم ارسطو، نظریه ی معروف عزم راسخ (self-determination) را ارائه دادند که به شرایط حاکم بر محیطهای کاروکسب می پردازد. آنها معتقدند که اگر کارمندان فعالیتهای خود را معنادار، تاثیرگذار، و اخلاقی ارزیابی کنند، تلاش بیشتری از خود به نمایش می گذارند و در نتیجه، عملکرد بهینه ای خواهند داشت.
ارسطو معتقد بود که انسانها ذاتاً تمایل دارند به چیزی ایمان بیاورند و خود را در خدمت اعتقاداتشان قرار دهند. این خصوصیت ذاتی انسانها فرصتی گرانبها در اختیار مدیران شرکتها قرار می دهد تا با اتخاذ استراتژیهای مناسب و تشریح مزایای فعالیتهای خود، کارکنان را به استفاده از حداکثر تواناییهای خود ترغیب کنند.
نکته ی دیگری که می توان از نظریات ارسطو دریافت، توجه به حس کنجکاوی ذاتی انسانها است. به مدیران توصیه می شود که هیچ گاه تنها بر روی یک موضوع خاص تمرکز نکنند. در دوره های آموزشی نیز که برای کارکنان یک سازمان در نظر گرفته می شود، می توان مسائل مختلفی را در مورد اوضاع جهان، فرهنگ ملل مختلف و دیگر مسائلی که ظاهراً غیرمرتبط به نظر می رسد، مطرح کرد و بدین ترتیب حس کنجکاوی ذاتی کارکنان را ارضا کرد.

نظرات کاربران درباره کتاب آموزه‌های کاروکسب از مشاهیر