"ذهن کارآفرینان" به واقع کتابی متفاوت از کوین جانسون در حوزهی کارآفرینی است. کتابی با روش آموزش توصیفی است، بیشتر کتابهایی که در حوزهی مدیریت و کارآفرینی میخوانیم، با آموزش تجویزی نگاشته شدهاند. به این معنا که یک استاد دانشگاه بر اساس مطالعات و آموزههایش، توصیهها و اصولی را برای اجرا ارائه میکند. اما آموزش توصیفی، وصف کردن موفقیتها و شکستها و در نتیجهی ارائهی توصیههایی است که بر اساس تجربیات فرد نویسنده ارائه میشود.
برای مثال، هیچگاه نمیتوانم آموزههای کتاب "جک سخنی از درون دل" جک ولش را با بسیاری از کتابهای مدیریتی مقایسه کنم. تفاوت دیگر کتاب ذهن کارآفرینان، جسارت و ساختارشکنی قابل تحسین نویسنده است که به مواردی اشاره میکند که به این وضوح و روشنی در جاهای دیگر ندیده بودم، برای مثال، آنجا که برخلاف آموزههای اساتیدی چون کنت بلانچارد که تأکید بر تعادل در ترازوی زندگی دارد (تعادل بین خانواده و کار) ایشان با ارائهی مثال زدن ماسک ابتدا به خویش و سپس به کودک همراه در هواپیمای دچار سانحه، اعلام میکند که برای کارآفرین میبایست کارش از خانوادهاش مهمتر باشد. ویژگی بعدی کتاب، دستهبندی همراه با سادگی ۱۰۰ نکته در قالب هفت فصل شامل استراتژی، تحصیل، منابع انسانی، سرمایهگذاری، بازاریابی و فروش، رهبری و انگیزه میباشد.