فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شخصیت‌ها

کتاب شخصیت‌ها
یوهانس گوتنبرگ

نسخه الکترونیک کتاب شخصیت‌ها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شخصیت‌ها

زندگی در اوایل قرن پانزدهم میلادی با دنیای امروزی ما کاملاً متفاوت بود . گوتنبرگ تمام زندگی خود را در دو شهر ماینتس و استراسبورگ آلمان گذراند . در آن ایام امکانات رفاهی اندک بود و راه‌های مسافرت و ایجاد ارتباط پیشرفته نبود . مردم برای آگاهی از حوادث و رویدادها روزنامه و مجله نمی‌خواندند ، زیرا هیچ یک وجود نداشت . در آن زمان ، برای نوشتن مطلبی روی کاغذ راهی جز نوشتن با دست نبود . به همین علت ، خبرها دهان به دهان پخش می‌شد . مسافران و داستان‌سرایان با مردم شهر در مسافرخانه‌ها جمع می‌شدند و رخدادهای دیگر نقاط جهان را برایشان تعریف می‌کردند . با وجود تعداد بسیاری مدارس ، شمار کتاب‌ها خیلی کم بود . غالباً فقط معلم نسخه‌ای از کتاب‌های درسی را در اختیار داشت . به کودکان از طریق پرسش و پاسخ درس آموخته می‌شد . آموزگار پرسش را طرح می‌کرد و شاگردان دسته‌جمعی پاسخ می‌دادند . بیشتر کتاب‌ها را با قلم پَر و جوهر می‌نوشتند و سپس در کارگاهها صحافی می‌کردند . در آن زمان ، تمایل به دانستن و تحصیل و شناخت جهان به سرعت رو به افزایش بود ، از این رو نسخه‌برداری از کتا‌بها کاری پرمنفعت شد . کتابی دیگر از مجموعه شخصیت‌های تأثیرگذار به دوران رنسانس می‌پردازد و این ‌بار زندگی شخصیتی به نام گوتنبرگ که مخترع دستگاه چاپ بود بازگو می‌شود . نام گوتنبرگ تا ابد با شاهکارش ، کتاب مقدس ، و با اختراع دستگاه چاپ ، اختراعی که جهان را دگرگون ساخت ، پیوند خورده است .

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 7.9 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب شخصیت‌ها

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار : دوران رنسانس

رنسانس جنبشی فرهنگی بود که در اوایل سده چهاردهم در ایتالیا شروع شد. واژه رنسانس از واژه ای لاتین به معنی «تولد دوباره» اقتباس شده است. طی این دوران، توجه به هنر و ادبیات و علوم و اکتشافات جهانی و پیشرفت در آن ها در اروپا دوباره جان گرفت. مردم با واکنش علیه فرهنگ دین محور قرون وسطا، ارزش های والاتری را در جهان انسانی یافتند. حدود قرن هفدهم که دوران رنسانس به پایان رسید، تصور مردم از جهان کاملاً عوض شده بود.





فصل ۱ : رویارویی با شکست



یوهانس گوتنبرگ در کنار دستگاه چاپش.

یوهانس گوتنبرگ در کارگاه خود قدم می زد. تعدادی دستگاه چاپ در کنار دیوار قرار داشتند و صفحات بزرگ چاپی برای خشک شدن از سقف آویزان بودند. باد سرد گزنده ای از جانب رودخانه راین می وزید و از درز پنجره ها به درون نفوذ می کرد. آسمان شهر ماینتسِ آلمان در آن روز ششم نوامبر سال ۱۴۵۵ میلادی خاکستری بود.
گوتنبرگ با حالتی عصبی یکی از کاغذها را برداشت و آن را نزدیک پنجره نگه داشت. او با نگرانی به خطوط زیبای حروف سیاه و ضخیمی می نگریست که با ظرافت در قالب چند ستون چاپ شده بودند. او به سوی میزی رفت که بر روی آن صفحه های نهایی خشک شده و تا خورده روی هم تلنبار شده بودند. ممکن بود همه آن ها را در این روز از دست بدهد. یوهان فوست، شریک تجاری اش، در همان لحظه در دادگاه بود و از قاضی درخواست می کرد که همه چیز کارگاه گوتنبرگ را به او بدهد.
گوتنبرگ به کار خود، یعنی دستگاه چاپ شگفت انگیزش و صفحات کتاب مقدس که چاپ کرده بود، افتخار می کرد. او بیش از بیست سال از عمر خود و تمام دارایی اش را صرف دستگاه چاپش کرده بود. او همچنین، برای عملی کردن رویایش از فوست و دیگران مبلغ زیادی پول قرض کرده بود. این دستگاه چاپ درست همان چیزی بود که او می خواست باشد ــ اختراعی برجسته که در خدمت نوع انسان و خدا قرار گیرد. ای کاش مطمئن بود که می تواند نسخه های بیش تری از کتاب مقدس را چاپ کند. ای کاش می توانست کارش را به جهان عرضه کند، کتاب بفروشد و پولی را که قبلاً خرج کرده بود، دوباره به دست آورد. ای کاش...
گوتنبرگ به قدم زدن در کارگاه ادامه داد. او صبح زود آن روز دستیاران مورد اعتمادش هاینریش کِفِر و بشتلف فون هاناو را به دیر بارفوت فریارس در شهر ماینتس فرستاده بود. در آن جا به پرونده او در دادگاه رسیدگی می کردند. اتهام او قصور در بازپرداخت بدهی اش به فوست بود. با آن که نتیجه محاکمه زندگی اش را تغییر می داد، تصمیم گرفته بود در آن شرکت نکند.
هر لحظه ممکن بود قاضی حکمی را که گوتنبرگ با نگرانی در انتظار آن بود، اعلام کند. مطمئناً هاینریش و بشتلف خیلی زود خبر می آوردند. آن ها به او می گفتند که حکم پرونده به نفع یوهان فوست است یا نه. آیا گوتنبرگ اختراع خود و همه کارهایش را از دست می داد؟ در آن لحظه، او فقط می توانست امیدوار باشد که قاضی حکم را به نفع او صادر کرده باشد.

نظرات کاربران درباره کتاب شخصیت‌ها