فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب شخصیت‌ها... نیکلاوس کوپرنیک
پدر علم ستاره‌شناسی جدید

نسخه الکترونیک کتاب شخصیت‌ها... نیکلاوس کوپرنیک به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب شخصیت‌ها... نیکلاوس کوپرنیک

رنسانس جنبشی فرهنگی بود که در اوایل سدۀ چهاردهم در ایتالیا شروع شد. واژۀ رنسانس از واژه‌ای لاتین به معنی «تولد دوباره» اقتباس شده است. طی این دوران، توجه به هنر و ادبیات و علوم و اکتشافات جهانی و پیشرفت در آن‌ها در اروپا دوباره جان گرفت. مردم با واکنش علیه فرهنگ دین‌محور قرون وسطا، ارزش‌های والاتری را در جهان انسانی یافتند. حدود قرن هفدهم که دوران رنسانس به پایان رسید، تصور مردم از جهان کاملاً عوض شده بود.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 4.11 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب شخصیت‌ها... نیکلاوس کوپرنیک

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:


پیشگفتار

دوران رنسانس

رنسانس جنبشی فرهنگی بود که در اوایل سده چهاردهم در ایتالیا شروع شد. واژه رنسانس از واژه ای لاتین به معنی «تولد دوباره» اقتباس شده است. طی این دوران، توجه به هنر و ادبیات و علوم و اکتشافات جهانی و پیشرفت در آن ها در اروپا دوباره جان گرفت. مردم با واکنش علیه فرهنگ دین محور قرون وسطا، ارزش های والاتری را در جهان انسانی یافتند. حدود قرن هفدهم که دوران رنسانس به پایان رسید، تصور مردم از جهان کاملاً عوض شده بود.



فصل ۱: مرکز جهان



پرتره ای از نیکلاوس کوپرنیک که در کلیسای یوحنای مقدس در تورون، لهستان، آویخته شده است.

نیکلاوس کوپرنیک در بستر آرمیده بود. او که هفتاد سال داشت در دوره خود مردی بسیار سالخورده به شمار می آمد. بسیاری از همنسلانش پیش تر از او درگذشته بودند و نوبت او فرا رسیده بود. حمله قلبی سمت راست بدنش را فلج کرده بود و او گاه به هوش می آمد و گاه از هوش می رفت. دوستانش در اطراف بستر او جمع شده بودند، به آرامی صحبت می کردند و نظاره گر آخرین لحظات زندگی او بودند. در یکی از آن لحظات نادری که کوپرنیک هوشیاری اش را باز یافته بود، احساس کرد کسی شیئی سنگین را در دستانش قرار می دهد. کتابش بود! ثمره زندگانی اش در دستانش قرار داشت. سرانجام گردش افلاک آسمانی منتشر شده بود.
گرچه نیکلاوس کوپرنیک سراسر دوران شغلی خود را به عنوان یکی از مقامات جزء کلیسای کاتولیک رومی سپری کرد، نظریاتش در باره نجوم ــ که در کتابش شرح داده است ــ حاصل حقیقی زندگانی اش شد. کوپرنیک بیش از هر چیز به ستاره ها علاقه مند بود و سراسر عمر خود را صرف پروراندن و تصحیح نظریه کیهانی اش نمود که شناخت رایج در این زمینه را از اساس دگرگون کرد.
متاسفانه کوپرنیک در همان روزی که کتابش منتشر شد، درگذشت. او هرگز نفهمید نظریاتش در آینده چه غوغایی بر پا خواهند کرد و چگونه مسیر ستاره شناسی را برای همیشه تغییر خواهند داد.
در سال ۱۴۷۳ هنگامی که نیکلاوس کوپرنیک در لهستان به دنیا آمد، اروپا تفاوت زیادی با امروز داشت. در آن روزگار، روحانیان کلیسای کاتولیک رومی اغلب تنها کسانی بودند که می توانستند بخوانند، بنویسند یا حساب کنند. کوپرنیک کشیش کلیسای جامع فراوئنبورگ در لهستان بود و همچون بیش تر کسانی که در خدمت کلیسا بودند، مردی تحصیلکرده به شمار می رفت. او به زبان های لهستانی، یونانی و لاتین حرف می زد و ریاضیات و ستاره شناسی و حقوق و پزشکی خوانده بود. او اندیشه های ستاره شناسان و ریاضیدانان یونان باستان را خواند. این مردان تحصیلکرده اعتقاد داشتند که زمین مرکز عالم است و همه اجرام آسمانی دیگر، حتی خورشید، به گرد آن در چرخش هستند. در آن دوران بیش تر مردم ــ و کلیسا ــ پیرو این دیدگاه بودند.
با وجود این کوپرنیک به مشاهده حرکت ستاره ها و سیاره ها پرداخت و محاسبات خود را پی گرفت و سرانجام به این یقین دست یافت که زمین به گرد خورشید می چرخد. یونانیان ــ و کلیسا ــ اشتباه می کردند. هرچند، در قرن شانزدهم ایستادن در برابر کلیسا مشکلاتی جدی به همراه داشت.
افرادی که با کلیسا مخالفت می کردند، گاه مجازات می شدند. عده ای را می سوزاندند، عده ای را سر از تنشان جدا می کردند یا از چهار سو می کشیدند و تکه تکه می کردند. افراد زیادی برخلاف تعالیم کلیسا سخن نگفتند.



تصویری از جهان بر مبنای این دیدگاه که ستارگان و سیارات گرد زمین در چرخشند.

با وجود این کوپرنیک مخالفت خود را ابراز داشت. همه محاسبات او نشانگر الگوی جدیدی از جهان بودند. علاوه بر این، او می دانست که در قرن پنجم پیش از میلاد پیتاگوراس، ریاضیدان یونانی، نیز بر این عقیده بوده است که زمین متحرک است. او خوانده بود که ستاره شناس بزرگ، آریستارخوس، نیز چنین می اندیشیده که خورشید مرکز جهان است. این اندیشه ها برای او معقول بودند.
***
سال ها بعد، کلیسا همه کسانی را که از کوپرنیک حمایت می کردند به اتهام ارتداد محاکمه کرد. گالیلئو گالیله دانشمند ایتالیایی به «اتهام ارتداد» گناهکار شناخته شد و تا پایان عمر در بازداشت خانگی قرار داشت. کتاب های کوپرنیک، گالیله و یوهانس کپلر در فهرست کتاب های ممنوع کلیسا قرار گرفت. کلیسا تا سال ۱۸۳۵ این کتاب ها را از فهرست آثار ممنوع خود خارج نساخت. در سال ۱۹۹۲ پس از گذشت بیش از سیصد سال از این واقعه کلیسا سرانجام اقرار کرد که با گالیله رفتار بدی داشته است.
***
در فاصله سال های ۱۵۱۴ تا ۱۵۳۰ کوپرنیک شش کتاب کوچک منتشر کرد که نظریات او در باره مرکزیت خورشید را شرح می دادند. این شش کتاب کوچک گردآوری و در قالب کتاب بزرگی با عنوان De Revolutionibus Orbium Coelestium یا گردش افلاک آسمانی منتشر شدند. کوپرنیک در این کتاب در شرح نظریه اش گفت که خورشید به راستی مرکز جهان است و سیاره ها به گرد آن در چرخشند. زمین نیز صرفاً سیاره ای در میان دیگر سیاره هاست و به دور خورشید می چرخد.
کوپرنیک در این کتاب مکان چراغی را که قرن ها بر انسان ها تابیده بود، تغییر داد. گوته، شاعر آلمانی، در سال ۱۸۰۸ چنین نوشت:

در میان تمامی کشفیات و اندیشه ها هیچ یک بیش از آرای کوپرنیک بر روح آدمی اثرگذار نبوده اند. آن گاه که از بشر خواسته شد از مزیت عظیم در مرکز جهان بودن زمین چشم بپوشد، زمین را به دشواری به شکل کره ای مستقل شناختند. شاید هیچ گاه خواسته ای چنین بزرگ از بشر طلب نشده بود، چرا که با پذیرش این امر بسیاری از مسائل در پرده ای از ابهام فرو می رفت.۱

بشر دیگر در مرکز جهان یا حتی در مرکز توجه نبود. اندیشه های کوپرنیک نحوه نگرش آدمیان به جهان و خودشان را تغییر داد. اندیشه های او همه چیز را دگرگون ساخت.

نظرات کاربران درباره کتاب شخصیت‌ها... نیکلاوس کوپرنیک