فیدیبو نماینده قانونی نشر نشانه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تراژدی

کتاب تراژدی

نسخه الکترونیک کتاب تراژدی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب تراژدی

یکی از چیزهایی که ادبیات را این‌قدر تسلی‌بخش می‌کند، این است که تراژدی‌هایش همه در گذشته‌اند و کمال و آسودگی‌ای دارند که حاصل دور بودن آن‌ها از دسترس تجربیات ماست. وقتی اندوه کسی شدید می‌شود، این یکی از نیکوترین چیزهاست که ببیند همه‌ی آن غم‌ها در گذشته‌های بسیار بسیار دور هستند: ملحق شدن خیالی به جمع سوگوار ارواحی ناروشن که حیاتشان قربانی ماشین بزرگی شده است که هنوز مشغول در هم شکستن است. من گذشته را مثل یک منظره‌ی آفتابی می‌بینم، جایی که سوگواران دیگر سوگواری نمی‌کنند. در کنار رود زمان، حرکت دسته‌جمعیِ نسل‌های بشریت به آرامی به سمت گور می‌رود؛ اما در کشور خاموش گذشته، سرگردانان خسته استراحت می‌کنند و تمام گریه‌هایشان خاموش شده است. برتراند راسل

ادامه...
  • ناشر نشر نشانه
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب تراژدی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. برخی تعاریف و نظرات

ارسطو

تراژدی عبارت از تقلید یک عمل جدی است و نیز چون طول معینی دارد، فی نفسه کامل است؛ به لحاظ زبانی دارای افزوده هایی لذت بخش است که هر یک به طور جداگانه در بخش های اثر وارد می شوند؛ در قالبی دراماتیک [نمایشی](۱۱) است و نه روایت کردنی؛ همراه با حوادثی که ترس و ترحم را برمی انگیزند تا به این وسیله کاتارسیس(۱۲) این عواطف را موجب گردند.(۱۳)
طرح [داستان] ها(۱۴) یا ساده هستند یا پیچیده، زیرا اعمالی که آن ها به نمایش می گذارند به طور طبیعی چنین وصف دولایه ای دارند. من به عمل، که به شیوه ی تعریف شده جریان دارد، به مثابه ی یک کل پیوسته، ساده خواهم گفت وقتی تغییرات در سرنوشت قهرمان بدون واژگونی(۱۵) و بازشناسی(۱۶) رخ دهند؛ و پیچیده می گویم، وقتی یکی از این دو یا هر دو را داشته باشد. هر یک از این دو باید از خود ساختار طرح داستان برآیند تا نتیجه ی ضروری یا محتملِ قسمت های قبلی باشند. تفاوت بزرگی است بین چیزی که پس از این رخ می دهد و چیزی که به خاطر این رخ می دهد.(۱۷)
پس تنها شخصیت میانه می ماند، انسانی که به طور بارز بافضیلت و عادل نیست و بدبختی اش هم نه به دلیل فساد اخلاقی و شرارت بلکه به دلیل اشتباه در قضاوت(۱۸) بوده است، از شمار آنانی که دارای خوشبختی و نام نیک هستند؛ مانند ادیپوس(۱۹)، تیئستس(۲۰) و خانواده های مهمی همانند آن ها. متناظراً، طرح داستان کامل باید مسئله ای یگانه و نه (چنان که برخی می گویند) دوگانه داشته باشد؛ تغییری که در سرنوشت قهرمان رخ می دهد نباید از بدبختی به نیکبختی، بلکه برعکس باید از نیکبختی به بدبختی باشد و دلیلش هم نباید شرارت او باشد، بلکه باید به دلیل خطایی بزرگ از طرف خودش باشد؛ خود فرد باید یا چنان باشد که ما گفتیم یا بهتر از آن، ولی نباید بدتر از آن باشد.(۲۱)

دیومدس(۲۲) (قرن چهارم میلادی)

تراژدی روایتی از سرنوشت های فلاکت بار شخصیت های قهرمانی (یا نیمه خدایان) است.(۲۳)

ایسیدور اهل سیویل(۲۴) (بین قرون ۶ و ۷ میلادی)

تراژدی عبارت از داستان های تلخی درباره ی پادشاهان و ملت هاست.(۲۵)

جان اهل گارلاند(۲۶) (بین قرون ۱۲ و ۱۳ میلادی)

تراژدی شعری است به سبکی «باشکوه» که به کردارهای شرم آور و ناپسند می پردازد و با خنده آغاز و به گریه پایان می گیرد.(۲۷)

چاوسر(۲۸)

تراژدی گفتن یک داستان مشخص است،
که در کتاب های قدیمی به ما گفته می شود،
از کسی که در جایگاهی رفیع قرار دارد،
و از جایگاهش فرو می افتد، به فلاکت،
و به شکلی ناگوار پایان می یابد.(۲۹)

سیدنی(۳۰)

... تراژدیِ والا و سرآمد، که عمیق ترین زخم ها را می گشاید، و زخم هایی را که با دستمال پوشیده شده بودند آشکار می کند که پادشاهان را از مستبدشدن می ترساند و مستبدان خُلق استبدادی خود را در آن نمایان می کنند که با برانگیختن عواطف تحسین و همدردی، عدم قطعیت این جهان را نشان می دهد و این که سقف های طلایی بر چه زمین ضعیفی بنا شده اند...(۳۱)

جورج پاتنهام(۳۲)

علاوه بر آن شاعرانی که کمدی می سراییدند، کسان دیگری هم بودند که شعرهای شان بر سر صحنه می رفت، اما نه با آن موضوعات: زیرا آنان سقوط محتوم شاهان بداختر و رنج دیده را بر صحنه می برند و شاعران تراژدی نامیده می شدند.(۳۳)

انان(۳۴)

به افتخار قتل و به افتخار خنده ی تراژدی،
صحنه ای خواهم یافت تا بر تو بتوفم.(۳۵)

جان مارستون(۳۶)

آیا هیچ روحی در این گردون دم می زند،
ناتوان از اشتیاقی سنگین
(چنان که از تولدش، بازوانی به دورش بوده باشند،
و در میان آغوش شادی عزیز داشته شده باشد)
کسی که چشمک می زند و فهمش را خاموش کرده است
از عقل سلیم از آنچه انسان ها بودند و هستند
کسی که نداند انسان ها چه باید باشند؛ بگذار چنین باشد

چاپمن(۳۷)

و در مورد حقیقت اصیل شخص یا عمل، چه کسی (که شایسته احترام باشد) این را از یک شعر انتظار دارد، شعری که موضوعش حقیقت نیست، بلکه چیزهایی شبیه حقیقت است؟ آن ها که در این قصه های طبیعی از فقر حقیقت خرده می گیرند، ارواح حسود و فقیری هستند؛ آموزش جدی، انگیزش متین و ناصحانه به فضیلت، و دوری از متضاد آن، روح، بال ها و حدود تراژدی اصیل می شوند.(۳۸)

نظرات کاربران درباره کتاب تراژدی