فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زنان، دشتان و جنون ماهانه

کتاب زنان، دشتان و جنون ماهانه
پژوهشی اسطوره‌شناختی و تاریخی درباره‌ی قاعدگی و نشانگان پیش از آن

نسخه الکترونیک کتاب زنان، دشتان و جنون ماهانه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زنان، دشتان و جنون ماهانه

خش‌های اصلی این کتاب از منظر فرهنگی به قاعدگی می‌پردازد. در واقع ریشه‌ی مغفول ماندن قاعدگی و اختلالات پیش از آن، باورهای کهنی است که در پس‌زمینه‌ی ذهن‌ انسان امروزی وجود دارد. به همین دلیل در دو بخش مجزا به موضوع دین و اسطوره‌ و باورهای بومی پرداخت شده است.

ادامه...
  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.96 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زنان، دشتان و جنون ماهانه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیش نوشت

نخستین بهانه ی نوشتن این کتاب، مقاله ای است که چندی پیش نوشته بودم؛ مقاله ای پژوهشی با عنوان «جنون ماهانه و زنان نویسنده». موضوع محوری آن، بررسی نشانگان اختلالات پیش از عادت ماهانه (پی ام اس(۱)) در زنان نویسنده بود. با توجه به زمینه ی کاری ام یعنی نقد ادبی، در آن مقاله کوشیده بودم به این سوال پاسخ دهم که چرا در آثار داستانی زنان نویسنده، عادت ماهانه و نشانگان فراگیر پیش از آن، به عنوان یک ویژگی زیستی روزمره، در توصیفات زنانه ی شخصیت های داستانی به کار نمی آید؟ نتایج آماری مقاله ی مذکور نشان داد که اکثریت زنان نویسنده ی ایرانی با سندرُم پی ام اس آشنایی دارند و بیش از ۹۲درصد آنان ــ با درجات مختلف شدت و ضعف ــ با این مسئله درگیرند. بسیاری هم معتقد بودند که این نشانگان با همه ی نشانه های ناخوشایند جسمی و روحی اش بر نوشتن تاثیرگذار (مثبت یا منفی) است. فزونی این درصدها برایم قابل تامل بود؛ و البته بیش از همه، جای خالی این عادتِ زیستی در داستان های زنان. باید برای این جای خالی دلیل توجیه کننده ای می یافتم. چراییِ نپرداختن به این موضوع را حتا به صورت گذرا می توان در الگوهای تربیت فرهنگی و سنتی ردیابی کرد. در اصل عادت ماهانه و هر چیز مربوط به آن در فرهنگ نویسندگان ایرانی جزء مقولات ناگفتنی و فراموش شده است. گونه ای انکار ناخودآگاه در این «فراموش کاری تاریخی» دیده می شود. «تاریخی» واژه ی موکدی است در این جمله. در مسیر یافتن ردپای این انکار، از آموزه های سنتی و دینی سر درآوردم. برای پرسشی که در آن مقاله به بحث گذاشته بودم، به یک جواب ساده رسیدم. در واقع چرای من، پاسخ روشنی داشت که آن را در متون اعتقادی و حتا اسطوره های جهانی یافتم. راز جای خالی این ویژگی زیستی در نوشته ها و گفته ها، ریشه در فرهنگی چند هزار ساله دارد. نگاه منفی نسبت به این پدیده و طبعاً نادیده گرفتن آن، وجه مشترک بسیاری از فرهنگ ها و سنت هاست. به قول نیلز لارسن(۲): سندرم پیش از عادت ماهانه به افسانه های عادت ماهانه گرفتار آمده است، که سرچشمه ی آن باور و آیین های مذهبی است که کهن تر از اهرام عظیم مصر است.
در این کتاب، این نگاه منفی مشترک را از ادیان و فرهنگ های مختلف بیرون کشیده و کنارِ هم گذاشته ام. فصل دوم و سوم این کتاب را به ریشه های تاریخی و اعتقادی این مقوله اختصاص داده ام تا از یک سو تصویر روشنی از پیشینه ی تاریخی این پدیده داشته باشیم و از سوی دیگر راز پنهان و مکتوم ماندن آن روشن شود.
اما بهانه ی دوم که باز به جرقه ی همان مقاله مربوط است و بازتاب های غافلگیرکننده ای داشت؛ زنان نویسنده در نامه ها، پیام های اینترنتی و تماس های تلفنی، از درگیری شان با این پدیده با من حرف می زدند. انگار برای اولین بار ناگفته ترین مسئله ی زیستن شان در یک رسانه ی گروهی (سایت ادبی ـ فلسفی والس) مطرح می شد و فرصت غنیمتی پیدا کرده بودند تا درباره ی چند و چون آن صحبت کنند. بیشترشان مشتاق بودند جنبه های دیگر این مقوله به طور گسترده تر مورد بررسی قرار گیرد. پی ام اس برای اکثر آن ها دیوی آشنا بود که مجبور بودند ماهی یک بار ملاقاتش کنند.
بهانه ی سوم کمبود آثاری با موضوع پی ام اس به زبان فارسی است. در فهرست همه ی کتاب های منتشرشده در سی و پنج سال اخیر (یعنی تا سال ۱۳۹۱؛ زمان نگارش این کتاب) تنها بیست و نُه عنوان کتاب با موضوع مستقل قاعدگی منتشر شده که از این تعداد تنها نُه کتاب به طور مشخص به نشانگان پی ام اس پرداخته اند. از این نُه کتاب، تنها دو کتاب به لحاظ غنای محتوا و علمی بودن، می توانند منبعی قابل استناد باشند؛ کتاب اختلالات پیش از عادت ماهانه نوشته ی نیلز لارسن و کتاب مشکلات پیش از عادت ماهانه ترجمه و گردآوری هومن حسینی و شاهین خزعلی که براساس مهم ترین کتاب پی ام اس نوشته شده اند؛ یعنی کتاب ماهی یک بار نوشته ی کاترینا دالتون(۳). باقی کتاب های منتشرشده به زبان فارسی در حد جزوه هایی کم حجم به معرفی مختصر این نشانگان و راهکارهای مواجهه با آن پرداخته اند. و جالب این که همین تعداد کتاب هم معمولاً تجدید چاپ شده و به چاپ های چهارم و پنجم رسیده اند. این تجدیدچاپ ها به خوبی نشان دهنده ی نیاز جامعه به کتاب هایی درباره ی این موضوع است. از طرفی طی مطالعاتم، به کتابی بر نخوردم که به زمینه های فرهنگی و اعتقادی قاعدگی بپردازد. غالباً کتاب هایی که با این موضوع نوشته شده اند، در محدوده ی تعاریف و راهکارهای پزشکی اند. درست به همین دلیل، رویکرد کتاب پیشِ روی شما، پزشکی نیست و به جز اشارات موجز و مختصری به تعریف علمی قاعدگی و نشانگان پیش از آن، از پرداختن به جنبه های پزشکی این موضوع دوری گزیده ام. چرا که نه احاطه ی کاملی به علوم پزشکی دارم و نه هدف این کتاب تعریف جنبه های پزشکی این فرایند زیستی زنانه است. درست است که کتاب های منتشر شده ی مرتبط با این موضوع در ایران، نسبت به کشورهای دیگر بسیار اندک است اما برای آگاهی عمومی از این نشانگان و شیوه های رو به رویی با آن، رجوع به همان منابعِ اندک کفایت می کند. از طرفی، این روزها مجلات حوزه ی خانواده و زنان و نشریات و سایت های تخصصی و غیرتخصصی به تعریف و تبیین این نشانگان می پردازند و کمتر زن امروزیِ تحصیل کرده ای با نام آن ناآشناست.
بخش های اصلی این کتاب از منظر فرهنگی به قاعدگی می پردازد. در واقع ریشه ی مغفول ماندن قاعدگی و اختلالات پیش از آن، باورهای کهنی است که در پس زمینه ی ذهن انسان امروزی وجود دارد. به همین دلیل در دو بخش مجزا به موضوع دین و اسطوره و باورهای بومی پرداخته ام. اما در بخش اول این کتاب ناگزیر بودم ابتدا تعریفی کلی از قاعدگی و نشانگانِ پیش از آن بیاورم. در واقع در پایان این کند و کاو شاید به این نتیجه برسیم که دلیل نگرش منفی غالب فرهنگ ها به فرایند قاعدگی، اختلالات عصبی و جسمانی پیش از این دوره و آغاز آن بوده است. زنِ عصبی، افسرده، خسته، منفی باف و آشفته تاثیر خوبی بر جهان پیرامون خود نمی گذارد. شاید بتوان در پایان به این نتیجه رسید که ریشه ی نگرش منفی به قاعدگی، همین ویژگی های ناخوشایند ماهانه بوده است.
بهانه ی چهارم اما شخصی تر است. از سی سالگی هر ماه با تعدادی از نشانه های روحی و جسمی پی ام اس درگیر بوده ام. به همین دلیل همواره این نشانگان را زودتر از دیگران در همجنسانم شناسایی کرده ام. در پنج سال اخیر، این نشانگان و مسائل پیرامون آن را در منابع بسیاری جست وجو کردم. تجربه نشان داده معمولاً دغدغه های شخصی، انگیزه و بهانه ی موثرتر و کاراتری برای تحقیق و تفحص درباره ی یک موضوع هستند. از طرفی پی گرفتن این موضوع در کتاب های تاریخی و اعتقادی برایم سیر و سفری لذت بخش بود. لذت ورق زدن کتا ب های تاریخی و سر فرو بردن در دریای افسانه ها و اسطوره ها. یادم نمی آید کدام اندیشمند این کلام زیبا را گفته «یافتن نیکوست، جُستن نیکوتر است.» این جمله تمام کندو کاو و رنج لذت بخش مطالعه و پژوهش را توصیف می کند. مقصود، یافتن پاسخ و نتیجه ای محتوم و مطلق نیست، بلکه دست یافتن به لذت جست و جوست که گوهر وجودی همه ی دانش ها و هنرهاست.
بهانه ی پنجم به فرهنگ ایران باستان و زبان پهلوی مربوط است. مفصل ترین مطالب درباره ی قاعدگی را در وندیداد اوستا یافتم و همچنین این واژه ی فارسی پهلوی را «دَشتان(۴)». دشتان واژه ای است که در ایران باستان برای خون ریزی ماهانه ی زنان به کار می رفته است. به همین دلیل و برای گریز از سرگردانی میان استفاده از معادل هایی نظیر عادت ماهانه، قاعدگی، پریود، حیض، رگل، خونروش و... در این کتاب از معادل فارسی آن یعنی دشتان استفاده کرده ام. نویسنده و خواننده ی این کتاب، در وهله ی اول ایرانی است و در کتاب فقهی ایرانیان باستان یعنی شایست ناشایست فصل عمده ای در رابطه با این موضوع نوشته شده است. فصل مبسوط و قابل توجهی که خواننده ی ایرانی را وا می دارد تا در چیستی بایدها و نبایدهای اقوام کهن ایرانی اندیشه کند. در مسیر جست وجو، باورهای دامنه دار ضددشتان را ابتدا در فرهنگ ایرانی یافتم. تمرکز بسیار این فرهنگ بر مسئله زنانه ای به نام دشتان کنجکاوی ام را برانگیخت. از این رو، در کار نگارش و تدوین کتابی درباره ی نگرش فرهنگ ها به دشتان، مصمم تر شدم. به دلیل فارسی بودن زبان این متن و به دلیل پرهیز از همان تفرق و سرگردانی واژگانی که پیش از این گفتم، واژه ی دشتان را بر دیگر کلمه ها ترجیح دادم و از این پس در این کتاب از این واژه استفاده می کنم. البته روشن است که در نقل قول های مستقیم، مجاز به این جایگزینی نبوده ام.
و بهانه ی آخر؛ که باید اول می آمد. جرقه ی اول در ذهن دوستم سعید طباطبایی، نویسنده و منتقد، زده شد. استدلال هایش مبنی بر جای خالی چنین پژوهشی در آثار ایرانی مرا به نگارش این کتاب مجاب کرد. سپاس از او که همواره مخاطب ایده های خوبش بوده ام.

فصل اول . دشتان و پیش دشتان

دشتان: تعریف های پزشکی

واژه شناسی

قرار است از این پس در این کتاب برای خون ریزی ماهانه ی زنان، از واژه ی «دشتان» استفاده کنم. پس ضروری است که همین جا در آغازِ این نوشتار پژوهشی، به ریشه شناسی این واژه بپردازم؛ چرا که لازم است معانی و خاستگاه واژگانی آن را بدانیم. امروز هیچ پارسی زبانی از این واژه استفاده نمی کند. همگان عادت کرده اند به کاربرد معادل های دیگر که از نظر معنای لغوی بیشتر کنایی اند و ناکامل. برای مثال آن چه امروز در فرهنگ گفتاری مردمان رایج است، واژه ی پریود(۵)است، به معنای دوره که در واقع بخش اول عبارت دوره ی ماهیانه(۶) است. جالب است که این واژه حدود دو دهه است که میان فارسی زبانان رایج شده است. پیش از آن واژه ی فرانسوی رِگل(۷) ــ رگل به معنای قاعده، قانون و رسم است و شاید به همین دلیل معادل این واژه ی فرانسوی را در زبان فارسی قاعدگی برگزیده اند ــ و عادت ماهانه کاربرد عام داشته است. عادت ماهانه ترجمه ی واژه ی انگلیسی menstruation است که البته در فرهنگ زبان عامه کلمه ی عادت به تنهایی به کار می رفته و هنوز هم قدیمی ترها گاهی بنا به عادت دیرینه، از کلمات عادت یا رگل استفاده می کنند. در متون پزشکی امروزی هم واژه ی قاعدگی بیشتر از دیگر معادل ها کاربرد دارد. جالب است که کلمه ی menstruation واژه ی مشترکی است در زبان هایی که ریشه ی لاتین دارند.(۸) نکته ی تامل برانگیز این که این واژه ریشه ی لاتین دارد و از کلمه ی ماه(۹) گرفته شده است. ماه در زبان یونانی(۱۰) است و شکل آوایی و نوشتاری مشابهی با ماه لاتین دارد. در انگلیسی نیز menstruation از واژه ی menses ساخته شده تا تاکید بر ماه داشته باشد. انگلیسی زبانان از واژه ی menses هم به تنهایی استفاده می کنند. در بخش های مربوط به اسطوره به طور مفصل به ریشه های اسطوره ایِ تاکید بر کلمه ی ماه می پردازم.
واژه ی حیض هم فقط در متون اسلامی ـ عربی کاربرد دارد؛ متونی چون تفاسیر قرآن، احادیث و احکام و همچنین کتاب های پزشکی که به زبان عربی نوشته شده اند. در نثر و شعر فارسی هم کلمه ی حیض کاربرد بیشتری دارد. دهخدا زیر کلمه ی حیض این معادل ها را برشمرده است: بی نمازی زن، عادت، قاعدگی. و در برابر حایض می نویسد: زن خون دیده، زن ناپاک، زن بی نماز. زن حیض افتاده، عارک، دارس، ارهون، طامث و لک دیده. حیض اما در تفاسیر مختلف، تعابیر متفاوتی دارد. مَحِیض مصدر میمی و به معنی عادت ماهیانه است که در معجم مقاییس اللغه آمده است: این واژه در اصل به معنی خارج شدن مایع قرمز از درختی است به نام سَمُرَه که به دلیل این تشابه، بعدها به خون ریزی ماهیانه ی زنان اطلاق شده است. ولی در تفسیر فخر رازی آمده که: حَیض در اصل، به معنی سِیل است و هنگامی که سیل جریان پیدا کند، گفته می شود: حاضَ السَّیْلُ. حوض را هم به همین دلیل حوض می گویند که آب به سوی آن جریان پیدا می کند. اما در جاهای دیگر گفته شده این واژه در ابتدا، به معنی خون عادت بوده و بعدها به مصادیق دیگر هم اطلاق شده است.
طَمث نیز واژه ی دیگری است که در متون دینی و پزشکی قدیمی کاربرد بسیار دارد. قانون فی طب بوعلی سینا فصلی در باب طمث دارد. در سِفر لاویان هم طمث آمده است. در لغت نامه ی دهخدا طمث علاوه بر حیض و حایض، به معنای ریمناکی یا چرکین شدن و البته برداشتن دوشیزگی، بکارت بردن و آرمیدن با زن نیز آمده است.
و اما دشتان هم در لغت نامه ی دهخدا به این معانی آمده است: حایض و زنی که خون حیض از وی آید، حیض و مسمغند. در واقع دشتان هم مانند طَمث هم در جای اسم به کار می رود و هم در جایگاه صفت فاعلی. دشتان به همراه ریشه شناسی آن در دانش نامه ی ایران باستان به طور کامل تشریح شده است؛ «دَخشتَه به معنی حایض، زن حایض، خونی که از زنان در ایامی معین هرماهه روان شود. این واژه به معنای داغ و نشان، آلت و ابزار نیز در اوستا آمده است.»(۱) دشتان برساخته از واژه ی اوستایی دَخشتَه(۱۱)و واژه ی پهلوی دَخشَک(۱۲)به معنای نشان و نشانه است. در این واژه، برعکس دیگر معادل ها در زبان های دیگر، هیچ اشاره ای به ماه وجود ندارد. در فرهنگ ایرانی، خون ریزی ماهانه ی زن یک نشانه و علامت است. علامتی که به بسیاری از ممنوعیت ها و باید و نبایدها اشاره می کند. از طرفی این ریشه ی اوستایی ـ پهلوی از نظر مشتقات، غنای شگفتی دارد. این شگفتی از این روست که هیچ یک از این مشتقات در زبان فارسی معاصر، کاربرد ندارند. زبان فارسی در پانصد سال اخیر بر استفاده از معادل های بیگانه ی این وضعیت زنانه، اصرار داشته است. کلمات و ترکیباتی که در زبان پهلوی با این ریشه ساخته شده اند، از این قرارند:
دشتان: خون ریزی ماهانه، زنی که در دوره ی خون ریزی به سر می برد.
دشتانومند(۱۳): زن دشتان شده.
دشتانیک(۱۴): زنی که در روزهای دشتان است.
دشتانیستان(۱۵): محل مخصوص زندگی زنان در چند روزی که دشتان هستند. ترکیب دیگری هم به این معنا وجود دارد به نام آرمیشت گاه(۱۶).
دشتان‎ مرزی(۱۷): نزدیکی و آمیزش با زنان هنگامی که در دوره ی دشتان به سر می برند.
دشتان ماه(۱۸): دوره ی چندروزه ی دشتان.
دشتک(۱۹): جنین.
در فرهنگ واژه های پهلوی، دو واژه ی دیگر در معنای خون ریزی ماهانه ی زنان آمده که همریشه با دشتان نیستند. یکی ورتاکی(۲۰) (که به فحل شدن حیوانات هم اطلاق می شود.) و دیگری چیهراومند(۲۱) که به معنای نشان دار است و به زنی اطلاق می شود که در روزهای دشتان است. این واژه برساخته از واژه ی چیهر است که چهره، صورت، نشان و علامت معنی شده است.(۲)
وجه تسمیه و اسطوره های مربوط به پیدایش دشتان و همچنین احکام مذهبی مرتبط با آن در فصل های بعد به تفصیل گفته خواهد شد.

نظرات کاربران درباره کتاب زنان، دشتان و جنون ماهانه

برای من جالبه که چرا در قرآن به این مساله پرداخته شده و گفته شده که بگو آن رنجی است و یا سال ها پیش در کتابی زرتشتی خواندم که زنان در دوران عادت ماهانه باید دور از بقیه میبودن در حالی که این فقط یکی از نشانه های بلوغ است....به نظرم خواندن این کتاب خالی از لطف نباشه
در 2 سال پیش توسط سپیده آبادپور
به همه پیشنهاد میکنم
در 2 سال پیش توسط naz...ian
این کتاب فوق العادست. فقط کافیه نمونه کتاب رو بخونید تا سریع برید و خریدتونو نهایی کنید
در 1 سال پیش توسط beh...ito
این اثر را میشد سختگیرانه تر نقد کرد، اما به نظرم وجود چنین پژوهش هایی آن هم بر روی موضوعاتی حساس و دست نخورده لازم است و باید به قصد پژوهشگر ارج نهاد و فرصت را در اختیار پژوهش های آتی قرار داد فارغ از انگیزه قابل احترام مولف برای انجام کاری تحقیقی، به نظرم کتاب شبیه به یک مرور ادبیات بلند است و اگر مهارتهای تحقیقی و تحلیلی نویسنده بیشتر بود، اثر می توانست به مراتب خواندنی تر باشد. یعنی فارغ از اینکه تاریخچه دشتان (که همان نام دوره ماهانه زنان به زبان پهلوی است) در اسطوره ها و فرهنگ های نخستین و ادیان چیست، و این پنداره های غلط چه بلاهایی در تاریخ بر سر زنان آورده و یا موجب چه عقاید بعدی شده، نیاز به جمع بندی و تحلیل شرایط فعلی یا طرح سوالات جدیدتر و ارائه پاسخ هایی ابتدایی احساس می شود. مثلا نکته ای که در فصول ابتدایی مشهود است، اختلاف بین متن اولیه کتب دینی در سه دین زرتشتی، یهود و اسلام و افزوده های روحانیون دینی است که افزوده هایی سخت گیرانه و کمتر انسانی هستند و با اصل آموزه های ادیان تفاوتهایی آشکار دارند در چند مورد هم که نویسنده تلاش کرده تحلیلی به دست دهد، گاهی متن شبیه به یک کتاب آموزشی برخورد با پدیده دشتان می شود، یا تحلیل ها قانع کننده نیستند و یا نتیجه ای که بدان رسیده مبتنی بر فرضیات و توصیفات پیش از آن نیست. در کل به عنوان شروعی بر تحقیق در مسائل زنان مخصوصا در فضای علمی جامعه ما کار ارزشمندی است و مداومت بر چنین پژوهش هایی مطمئنا کیفیت تحقیقی اثر را نیز بالاتر خواهد برد
در 1 سال پیش توسط امین آشنا
جالبه حداقل از نظر تاریخی ولی میتونست جامع تر هم باشه
در 2 سال پیش توسط shm....63
این کتاب عالیه،عالی
در 5 ماه پیش توسط maryam saberi
کاش که واقعا آثار ساده تر و بیشتری در این زمینه که یک چهارم عمر و زندگی زنان رو از بلوغ به بعد تحت تاثیر خودش قرار می ده، منتشر بشه.
در 3 ماه پیش توسط رابعه خلیلی
بشر به دلیل نداشتن علم و آگاهی در گذشته های دور و نزدیک در مسایل بیشماری دچار خرافات و مزخرفات و اعمال نادرست بوده که در دوره کنونی با اصلاح انها پژوهش در اشتباهات گذشتگان و عقاید انحرافی مذاهب منسوخ هیچ ارزش علمی و هیچ سودی ندارد. کپی کردن متون قدیمی با همان نثر ارزش کتابی ندارد و یک مقاله محسوب میشود.در ضمن مساله قاعدگی در دنیای امروز کاملا از زوایای علمی بررسی شده و علت ان مشخص است. در ایران تا دور افتاده ترین روستاها هم وسایل بهداشتی وجود دارد . خانه های بهداشت به زنان کمک میکنند و حتی مشکل فرهنگی هم در این زمینه وجود ندارد. این کتاب از هیچ منظری باارزش و جالب نیست. و در حد یک مقاله است. البته با ادای احترام فراوان به نویسنده عزیز و محترم
در 7 ماه پیش توسط مریم .
بشدت خواندش پیشنهاد میشه، به من برای درک بیشتر خودم خیلی کمک کرد
در 10 ماه پیش توسط naz...ian