فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ایران و جنگ جهانی اول

کتاب ایران و جنگ جهانی اول
ميدان نبرد قدرت‌های بزرگ

نسخه الکترونیک کتاب ایران و جنگ جهانی اول به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ایران و جنگ جهانی اول

غاز جنگ جهانی اول و پیامد آن شاید مهم‌ترین رویداد سیاسی در تاریخ جهان در قرن بیستم باشد. سقوط امپراتوری‌های اتریش ـ مجارستان، عثمانی و روسیه، و از پی آن ظهور جمهوری اتریش، پادشاهی مجارستان، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، و جمهوری کمالیستی در ترکیه از جمله مهم‌ترین پیامدهای این جنگ بود. شروع جنگ بر فشار خارجی در ایران افزود و سبب شد که اختلافات دیرینه در عرصه سیاست ایران گسترش یابد. حکومت مرکزی چنان دچار اختلاف و چنددستگی بود که دولت‌های مختلفی که بر سر کار می‌آمدند هیچ‌گاه بیش از چند ماه دوام نمی‌آوردند. و از آن گذشته، خود حکومت مرکزی تنها منبع قدرت در کشور نبود. همان طور که بلوخر، از ناظران آن دوره، می‌نویسد، «برای قدرت سیاسی موجود در کشور دو منبع وجود داشت، یکی رسمی که شامل حکومت و پیوندهایش می‌شد، و دیگری غیررسمی»، که به گفته او شامل «نیروهای ملی» می‌شد.

ادامه...

بخشی از کتاب ایران و جنگ جهانی اول

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سپاسگزاری

فکر گردآوری این مجلد از همایشی نشئت گرفت که من در سال ۱۹۹۸ در مرکز خاورمیانه کالج سن آنتونیِ دانشگاه آکسفورد برپا کردم که خودم در آن جا عضو ارشد مهمان بودم. مایلم از همه همکارانم در آن جا که برای من فرصت مطالعاتی بسیار خوب و ثمربخشی فراهم آوردند سپاسگزاری کنم.
همچنین مایلم از پرفسور رضا شیخ الاسلامی، استاد موسسه خاورشناسی دانشگاه آکسفورد، تشکر کنم که مهمان نوازی بی کرانش مرا تشویق کرد ارتباط آکادمیک نزدیکی با دانشگاه آکسفورد برقرار کنم. در تدوین این کتاب از دریافت نظریات دوست و همکار ارجمندم آقای کاوه بیات بهره بردم. او در همایش حضور داشت اما متاسفانه نتوانست در تالیف این کتاب سهمی بر عهده گیرد. دکتر لِستِر کروک، سرویراستار انتشارات آی.بی.تائوریس، از سر لطف وقت زیادی را صرف خواندن دستنوشته کرد و مرا از نظرات خود بهره مند ساخت.
ترجمه روان این کتاب را به زبان فارسی مدیون آقای مهدی حقیقت خواه هستم و نشر آن را وامدار همت آقای حسین زادگان. از هر دو اینان به دل سپاسگزارم.
این سپاسگزاری ها را بدون تشکر از همسرم شراره نمی توانم به پایان ببرم. تفاهم پیوسته او بود که به من اجازه داد پژوهش خود را دور از خانه از پیش ببرم.

معرفی مولفان

تورج اتابکی دارای کرسی تاریخ اجتماعی خاورمیانه و آسیای مرکزی در دانشگاه لیدن و پژوهشگر ارشدِ «موسسه بین المللی تاریخ اجتماعی» در آمستردام است. کتاب های آذربایجان: قومیت و مبارزه بر سر قدرت در ایران (لندن: آی.بی. تائوریس، ۱۹۹۳)، و فراسوی ماهیت گرایی،(۱) در خاورمیانه و آسیای مرکزی چه کسی گذشته چه کسی را می نویسد؟ (آمستردام: اکسانت، ۲۰۰۳) از تالیفات اوست. آسیای مرکزی پساشوروی (لندن: آی.بی. تائوریس، ۱۹۹۸) را خود و مردان نظم، تجدد آمرانه در ترکیه و ایران(۲) (لندن: آی.بی. تائوریس، ۲۰۰۴) را با همکاری اریک یان زورکر، و آسیای مرکزی و قفقاز: فراملی گرایی و آوارگی (لندن و نیویورک: راتلج، ۲۰۰۵) را با همکاری سانجیوت مِهنِدل گردآوری و تدوین کرده است. کتاب دولت و فرودستان: جامعه و سیاست در ترکیه و ایران نیز با گردآوری و تالیف او در ۲۰۰۶ منتشر شده است [ که به زودی به فارسی برگردانده و منتشر خواهد شد]. کار و فعالیت کنونی او بر تاریخ نگاری سنجشی و تاریخ زندگی روزمره فرودستان ــ تاریخ اجتماعی ــ متمرکز است.

اولیور باست مدرس تاریخ ایران و خاورمیانه معاصر در دانشگاه منچستر است. او مولف کتاب Les allemands en Perse pendant La premiére guerre mondiale daprés les sources diplomatiques françaises (Paris: Peeters, 1997) است و کتاب français La Perse et la Grande Guerre (Tehran/ Paris: Institut (de recherche en Iran/ Peeters, 2002 را گردآوری و تدوین کرده است. مقاله «رفع ابهام: سیاست خارجی وثوق الدوله در ۹۸ ـ ۱۲۹۷» از او در کتاب مردان نظم [ تجدد آمرانه، تورج اتابکی، تهران: ققنوس، ۱۳۸۵ [منتشر شده است. او در کار پژوهشی خود به تاریخ دیپلماتیک و سیاسی ایران اواخر دوره قاجار و دوران پهلوی و همچنین مسائل مربوط به تاریخ نگاری و خاطرات فرهنگی در ایران معاصر توجه و دلبستگی خاصی دارد.

مارتین فان بروئینِسِن مردم شناس و تاریخدانی با تجربه گسترده کار میدانی در بخش های مختلفِ کردستان و همچنین اندونزی است. دارای کرسی ISIM برای مطالعه تطبیقی جوامع مسلمان معاصر در دانشگاه اوترخت است. کتاب آقا، شیخ و دولت: ساختارهای اجتماعی و سیاسی کردستان (لندن: نشر زد، ۱۹۹۲) و مقالات متعددی در باره کردها و اسلام در اندونزی از تالیفات اوست. توجه او در کارهای کنونی پژوهشی اش، افزون بر مبارزات سیاسی و هویتی در میان کردها و همسایگانشان، بر مسائل مربوط به مرجعیت مذهبی در میان مسلمانان اروپا متمرکز است.

استفانی کرونین پژوهشگر تاریخ ایران در دانشگاه نورثمپتن است. او مولف کتاب ارتش و پیدایش حکومت پهلوی در ایران، ۱۳۰۴ ـ ۱۲۸۹ (لندن: آی.بی.تائوریس، ۱۹۹۷)، و تدوین گر کتاب های ایران مدرن: دولت و جامعه در دوره رضاشاه، ۱۳۲۰ ـ ۱۲۹۹ (لندن و نیویورک: راتلج کرتزن، ۲۰۰۳) و اصلاح طلبان و انقلابیون در ایران معاصر: نگاه تازه به چپ ایران (لندن و نیویورک: راتلج کرتزن، ۲۰۰۴) است. کار کنونی او بر واکنشِ فرودستان به مدرنیت در ایران متمرکز است. سیاست های ایلاتی در ایران: کشمکش های روستایی و حکومت جدید و مجموعه تدوینی فرودستان و اعتراض اجتماعی: تاریخ از پایین در خاورمیانه و شمال آفریقا از او در سال ۲۰۰۶ منتشر شده است.

پژمان دیلمی دکترای خود را در سال ۱۹۹۴ از دانشگاه منچستر گرفت. تعدادی مقاله در باره تاثیر انقلاب روسیه بر ایران و همچنین دیپلماسی اولیه شوروی در شرق منتشر کرده است. در حال حاضر پژوهشگر مستقلی است که برای دانشنامه ایرانیکا می نویسد و روی دستنوشته ای در باره جمهوری شوروی گیلان (۱۳۰۰ ـ ۱۲۹۹) کار می کند. [متاسفانه چاپ مقاله ایشان بنا به دلایلی که خارج از اراده ناشر بود، مقدور نشد.]

منصوره اتحادیه دکترای خود را در سال ۱۹۷۹ از دانشگاه ادینبورگ گرفت. از ۱۹۶۳ تا ۲۰۰۰ (۱۳۷۹ ـ ۱۳۴۲) در دانشگاه تهران تاریخ تدریس می کرد. موسس نشر تاریخ ایران است که در تاریخ دوره قاجار تخصص دارد. او مولف کتاب های پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت (تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۸۱)، مجلس و انتخابات از مشروطه تا پایان قاجاریه (تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۷۵) و ویراستار کتاب های رضاقلی خان ناظم السلطنه، زندگانی سیاسی و اسناد مهاجرت، ۳ ج (تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۷۹)، و این جا تهران است، مجموعه مقالات در باره تهران، ۱۲۶۹ ه.ق./ ۱۳۴۴ (تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۷۷) است. اتحادیه دو رُمان نیز نوشته است: زندگی باید کرد (تهران: نشر سیامک، ۱۳۷۶) و زندگی خالی نیست (تهران: نشر سیامک، ۱۳۷۸). در حال حاضر مشغول تحقیق در باب افکار عمومی ایرانیان از ۱۲۴۹ تا ۱۲۹۹ است.

محمدعلی همایون کاتوزیان عالم اجتماعی، تاریخدان، منتقد ادبی و شاعر است. پژوهشگر عضو کالج سَن آنتونی، و عضو دانشکده مطالعات شرق شناسی دانشگاه آکسفورد، عضو افتخاری دانشکده علوم سیاسی دانشگاه اِکسِتِر، و سردبیر نشریه مطالعات ایرانِ «انجمن بین المللی مطالعات ایران» است. کتاب هایش به زبان انگلیسی عبارتند از: تاریخ و سیاست ایران: دیالکتیک دولت و جامعه (لندن و نیویورک: راتلج کرتزن، ۲۰۰۳)، صادق هدایت: زندگی و میراث یک نویسنده ایرانی (لندن: آی.بی.تائوریس، ۱۹۹۱)، دولت و جامعه در ایران: افول قاجار و ظهور پهلوی (لندن: آی.بی.تائوریس، ۲۰۰۰)، مصدق و مبارزه بر سر قدرت در ایران (لندن: آی.بی. تائوریس، ۱۹۹۰)، اقتصاد سیاسی ایران معاصر (لندن و نیویورک: مک میلان و انتشارات دانشگاه نیویورک، ۱۹۸۱)، و ایدئولوژی و روش در علم اقتصاد (لندن و نیویورک: مک میلان و انتشارات دانشگاه نیویورک، ۱۹۸۰).

۱. جنگ جهانی اول، رقابت قدرت های بزرگ و شکل گیری جامعه سیاسی در ایران

تورج اتابکی

آغاز جنگ جهانی اول و پیامد آن شاید مهم ترین رویداد سیاسی در تاریخ جهان در قرن بیستم باشد. سقوط امپراتوری های اتریش ـ مجارستان، عثمانی و روسیه، و از پی آن ظهور جمهوری اتریش، پادشاهی مجارستان، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، و جمهوری کمالیستی در ترکیه از جمله مهم ترین پیامدهای این جنگ بود.
شروع جنگ بر فشار خارجی در ایران افزود و سبب شد که اختلافات دیرینه در عرصه سیاست ایران گسترش یابد. حکومت مرکزی چنان دچار اختلاف و چنددستگی بود که دولت های مختلفی که بر سر کار می آمدند هیچ گاه بیش از چند ماه دوام نمی آوردند. و از آن گذشته، خود حکومت مرکزی تنها منبع قدرت در کشور نبود. همان طور که بلوخر، از ناظران آن دوره، می نویسد، «برای قدرت سیاسی موجود در کشور دو منبع وجود داشت، یکی رسمی که شامل حکومت و پیوندهایش می شد، و دیگری غیررسمی»، که به گفته او شامل «نیروهای ملی» می شد.۱
از پی تایید رسمی قانون اساسی ایران از سوی شاه قاجار در سال ۱۲۸۵، رقابت روس و انگلیس در ایران، دست کم به طور موقت، کاهش یافت و قراردادی بین این دو قدرت بزرگ بسته شد. بر اساس قرارداد ۱۹۰۷ ( ۱۲۸۶ )، ایران به سه منطقه ــ زیرنفوذ روسیه، زیر نفوذ بریتانیا، و بی طرف ــ تقسیم شد. بریتانیا، بر مبنای این قرارداد، در اکتبر ۱۹۱۰ (مهر ۱۲۸۹) به ایران در مورد امنیت جنوب ایران اولتیماتوم داد. بریتانیا، با انجام این کار، الگویی برای روس ها فراهم آورد. سربازان روسی در آن زمان ایالت های شمالی ایران را اشغال کرده بودند. حکومت تزاری نیز در نوامبر ۱۹۱۱ (آبان ۱۲۹۰) به ایران اولتیماتوم داد، که به معنای تلاش برای تبدیل شمال کشور به منطقه مستعمره نیمه وابسته بود.۲ مجلس ایران، که از حمایت مردم برخوردار بود، در برابر اولتیماتوم روسیه مقاومت می کرد، اما دولت متزلزل مرکزی ایران تصمیم به پذیرش اولتیماتوم و انحلال مجلس گرفت. به نظر می رسید پذیرش اولتیماتوم و انحلال مجلس تنها اقدام موثری بود که نمایندگان مجلس می توانستند در برابر بحران پدید آمده انجام دهند.۳ در این میان، اشغال شمال و جنوب ایران از سوی سربازان روسی و انگلیسی نیروهای عثمانی را برانگیخت تا در اوایل جنگ به غرب و شمال غربی ایران تجاوز کنند. اگر فعالیت های ماموران آلمانی را نیز، به ویژه در میان ایلات جنوب، به این فهرست مصیبت ها بیفزاییم، بهتر متوجه می شویم که دولت مرکزی ایران در این دوره چقدر ناتوان بود.
واکنش اولیه دولت مرکزی ایران به شروع جنگ اعلام بی طرفی اکید ایران در فرمان دهم آبان ۱۲۹۳ (اول نوامبر ۱۹۱۴) بود. اما اعلام بی طرفی دولت ایران چه معنا و مفهومی داشت در حالی که نیروهای آنتانت (متفق) بخش قابل ملاحظه ای از خاک ایران را اشغال کرده بودند؟ هنگامی که مستوفی الممالک، رئیس الوزرای ایران، به مقامات روسی مراجعه کرد و از آن ها خواست سربازانشان را از آذربایجان عقب بکشند چون حضور آن ها به ترک ها بهانه می داد تا به ایران تجاوز کنند، «وزیر مختار روسیه نظر ایران را تایید کرد اما پرسید چه تضمینی می تواند داده شود که پس از عقب نشینی نیروهای روسی، ترک ها نیروهای خود را وارد نخواهند کرد.»۴
در نتیجه شمال و شمال غرب ایران به یکی از میدان های اصلی نبرد در جنگ جهانی اول تبدیل شد. روس ها، بریتانیایی ها، و عثمانی ها همگی، به عنوان بخشی از استراتژی نظامی خود، سیاست هایی را دنبال می کردند که هدفشان تحریک یا تشدید دشمنی های موجود بین گروه های قومی و مذهبی گوناگون در منطقه بود. در مورد برپایی حکومت های خودمختار برای کردها، آسوری ها، ارمنی ها و مسلمانان آذربایجانی وعده ها داده می شد. چنین فریبکاری هایی به درگیری های خونین میان این گروه های قومی و مذهبی انجامید.
روشن است که اگر دولت مرکزی ایران قوی و کاملاً جاافتاده بود به خوبی می توانست سیاستِ بی طرفی را دنبال کند. اما واقعیت این است که هم شاه جوان، احمدشاه قاجار، که در تیر ۱۲۹۳ (ژوئیه ۱۹۱۴) تاجگذاری کرده بود، و هم کابینه مستوفی الممالک به شدت ضعیف و ناتوان بودند. در نتیجه برخی از ایرانیان که خود را در حفظ بی طرفی ناتوان می دیدند بر آن شدند در پی تشکیل اتحادی باشند که مطمئن ترین راه به نظرشان می رسید. آلمان، به سبب دوری جغرافیایی اش، متحد ارجحی به نظر می آمد. برخلاف بریتانیایی ها که منافعشان در هندوستان به خودی خود آن ها را وا می داشت سیاست مداخله جویانه ای را در ایران دنبال کنند، آلمان در نگاه اول به نظر می رسید که تهدید مستقیمی علیه ایران نباشد. آلمان در روابطش با ایران می توانست از این امتیاز در برابر روس ها و عثمانی ها، که می خواستند خود را به عنوان متحد معرفی کنند، بهره برداری کند. درست است که آلمانی ها «همواره تلاش می کردند سهم بیش تری کسب کنند، اما همیشه مراقب بودند که به ویژه دشمنی روس ها را برنینگیزند.»۵
در نتیجه، احساسات ضد روسی و ضد انگلیسی باعث شد برخی دموکرات های ایرانی آلمانی ها را متحدان درخوری تلقی کنند. در آذر ۱۲۹۳ که مجلس سوم تشکیل جلسه داد، از ۱۳۶ عضو آن سی نفر عضو حزب دموکرات بودند.۶ بریتانیایی ها و روس ها نسبت به فعالیت دموکرات ها به طرفداری از آلمان بدگمان بودند و تصمیم گرفتند بر تعداد نیروهای اشغالگر خود بیفزایند. وضعیت چنان بحرانی شد که سربازان روس که در قزوین مستقر بودند، به طرف پایتخت به حرکت درآمدند و تهدید کردند که پایتخت را اشغال خواهند کرد. سی نماینده دموکرات، به همراه چند روزنامه نگار و عده ای از سیاستمداران بانفوذ اعتدالی، «راهپیمایی طولانی» خود را آغاز کردند، نخست در قم توقف کردند و در آن جا «کمیته دفاع ملی» را تشکیل دادند، سپس به کاشان عقب نشستند و سرانجام در کرمانشاه مستقر شدند و در آن جا «دولت موقت ایران» را تشکیل دادند. دولت موقت به عنوان تنها دولت قانونی ایران مورد شناسایی رسمی دولت های محور قرار گرفت، اما نتوانست در برابر فشارهای فزاینده بریتانیایی ها مقاومت کند. در سال ۱۲۹۵ ( ۱۹۱۶ ) کرمانشاه به دست نیروهای روسی سقوط کرد و عمر دولت موقت به پایان رسید.
در این میان، عثمانی ها تحت تاثیر احساسات پان ترکیسم و پان تورانیسم و رویای ایجاد میهن واحد و بزرگ همه ترکان، جبهه تازه ای را بر ضد نیروهای متفق در آذربایجان گشودند، که پیامد فوری اش این بود که آذربایجان به یکی از صحنه های اصلی نبرد در جنگ جهانی اول تبدیل شد. روس ها، انگلیسی ها، و عثمانی ها، به عنوان بخشی از استراتژی نظامی خود، سیاستی را دنبال می کردند که هدفش تحریک و تشدید دشمنی های موجود بین گروه های مختلف قومی و مذهبی در این ایالت بود. در جریان مبارزات مربوط به انقلاب مشروطه گرچه آذربایجان بین مشروطه خواهان اصلاح طلب و سلطنت طلبان محافظه کار تقسیم شده بود، مسلمانان آذربایجان این امکان را یافته بودند که با داوطلبان گرجی و ارمنی مسیحی هدف مشترکی پیدا کنند. اینک، به سبب دخالت خارجی، آذربایجان «سرزمینی تقسیم شده» بود که در آن روسای ایلات و جماعت های مختلف سرگرم متحد ساختن «امت اسلام» در زیر پرچم «اتحاد اسلام» بودند.۷
تاثیر انقلاب فوریه ۱۹۱۷ روسیه بر شمال ایران سریع تر از جنوب آن بود. به همراه بروز ناباوری و هراس عمومی در میان سربازان روسی، آنچه در آذربایجان قابل مشاهده بود تغییر رویکرد بخشی از افراد واحدهای روسی نسبت به مردم محلی بود. حالا در تبریز سربازان روس تبریزی ها را «دوست» یا «رفیق» خطاب می کردند، اما در روزهای نخست هیچ ابتکار عمل واقعی از جانب روس ها برای پراکندن فکر تغییرات بنیادی به چشم نمی خورد.۸ از آن گذشته، هفت سال جنگ و ادامه اشغال نظامی باعث شده بود که آذربایجانی ها تمایلی نداشته باشند به فراخوان سوسیال دموکرات های ایرانی برای پیوستن به موج انقلابی ای که از شمال سرچشمه می گرفت واکنش مثبت نشان دهند.
سوسیال دموکرات های ایرانی در باکو، که از آغاز جنگ در فعالیت های سیاسی مخفی مشارکت داشتند، در سال ۱۹۱۷ ( ۱۲۹۶ ) تاسیس حزب سیاسی مستقل خود را به نام فرقـه عدالت اعلام داشتند. فرقه عدالت در سال ۱۹۱۸ ( ۱۲۹۷ ) گروهی هجده نفره از اعضای فرقه را به رهبری اسدالله غفارزاده، دبیر اول آن، به گیلان فرستاد. گرچه نخستین تلاش فرقه عدالت برای برقراری تماس با میرزا کوچک خان، رهبر جنبش شورشی جنگل در گیلان با شکست روبرو شد، فرقه به زودی گروهی متشکل از بیست تن از اعضای خود را به گیلان فرستاد. در ژوئن ۱۹۲۰ (تیر ۱۲۹۹) فرقه عدالت نخستین کنگره خود را در انزلی برگزار کرد.۹ در این کنگره، که ۵۱ عضو با رای قطعی شرکت داشتند، نام فرقه عدالت به حزب کمونیست ایران تغییر کرد.

نظرات کاربران درباره کتاب ایران و جنگ جهانی اول

سلام. این کتاب نیز مانند تمام یا اکثر کتبی که درباره تاریخ کشورمان خواندیم و میخواینم شرح حرمان و خفت و تحقیر ملتی است که با بی لیاقتی حاکمان خویش مورد تاراج و ستم بیگانگان قرار گرفته است. جنگ جهانی اول و بی طرفی مردم ایران و در عین حال تحمیل و قبول قراردادهای ننگین و خفت باری که حتا امروز و پس از گذشت نزدیک به یک قرن گلوی هر ایرانی فهیم را می فشارد! اثر آقای دکتر اتابکی همانطور که توقع داشتیم دقیق، مستند و خواندنی است. مطالب و بخشهای مختلف کتاب به خوبی کنار هم می نشیند و در پایان، منظور نویسنده، به خواننده بی هیچ پوشیدگی منتقل می شود.
در 1 سال پیش توسط محمد چاوشی