فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب نداهای درون

نسخه الکترونیک کتاب نداهای درون به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب نداهای درون

ادواردو دِ فیلیپو که با نام کوچکش «ادواردو» شهرت دارد (۱۹۰۰ـ ۱۹۸۴)، بازیگر تئاتر، سینما، کمدی‌نویس، کارگردان تئاتر، سینماگر و شاعر، یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های فرهنگی ایتالیای سده‌ی بیستم است.
تئاتر ادواردو یکراست به درون خانواده‌های ناپلی و روابط آن‌ها می‌رود و با تکیه بر «وریسم» با شخصیت‌ها روبه‌رو می‌شود. او در سطح حرکت می‌کند، اما شگرف آن‌که عمق آدم‌ها و روابط‌شان برملا می‌کند، بی‌آن‌که چون پیراندللو بر جنبه‌های روان‌کاوانه، تأکید شود. دیالوگ‌های درواقع ملموس شاید همان حکم روان‌کاوی شخصیت‌ها را داشته باشند. موقعیت‌ها در عین کمیک بودن، تراژیک هستند و بالعکس. ادواردو آگاهانه از گراییدن به ملودرام مردم‌پسند و محبوب ناپلی‌ها پرهیز می‌کند تا با ناتورالیسم واقعیت در تضاد نیفتد، اما از کمدیا دل‌آرته به بهترین وجه استفاده می‌کند. نمونه‌ی آن در پرده‌ی سوم نمایش‌نامه‌ی «شب عید میلاد در خانه‌ی کوپی یللو» است، هنگام دست به دست گشتن فنجان‌های قهوه، که در ضمن یکی از بهترین و مشهورترین کارهای او به‌شمار می‌آید.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب نداهای درون

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

جنبش رستاخیز ملی ایتالیا(۱) که به یگانگی این سرزمین انجامید (۱۸۶۱)، چون معجزه ای بود که به بیش از چهارده سده جدایی و ازهم گسستگی آن بعد از سقوط امپراتوری رم غربی (۴۷۶م) پایان داد. در طی این دوران گسست، با وجود منازعات سیاسی ـ نظامی داخلی که به پراکندگی ها دامن می زد، تنها یک عامل بود که باطناً پیوند ملی را حفظ می کرد: فرهنگ و هنر، که توانست حتی برتری این سرزمین را نسبت به دیگر سرزمین های اروپایی حفظ کند و نمونه ی بارز آن روند رنسانس بود که از ایتالیا سرچشمه گرفت و تفکرات سده های میانه را به بحران کشاند و از طریق اومانیسم، خردگرایی(۲) را جایگزین اندیشه های تعبدی(۳) کرد که تقریباً دو سده پیش تر از آن، دانته آلیگیری (۱۲۶۵ـ۱۳۲۱) با کمدی الهی خود آغازگرش بود. دانته نشان داد که بازیابی ملیت و هویت ملی در سرزمینی گسیخته از هم تنها با ادبیات و هنر میسر است. آفرینش ادبیات ملی را دیگر سرزمین های اروپایی دنبال کردند که در تراژدی نویسی بازتاب یافت، (شکسپیر (۱۵۶۴ـ۱۶۱۶) در انگلستان، راسین (۱۶۳۹ـ ۱۶۹۹) در فرانسه). گرچه ایتالیای بعد از رنسانس تا حد زیادی، به ویژه در گستره ی ادبیات، به حاشیه رانده شد، اما از نظر نمایش و ادبیات نمایشی هیچ گاه دچار سترونی نشد. دو جریان مهم نمایشی که هر کدام به نوبه ی خود در سده های میانه ریشه داشتند، مجال بروز یافتند: نمایش های مذهبی یا نمایش های مقدس(۴) و دیگری «کمدیا دل آرته»(۵) بر اساس بداهه سرایی(۶) که با کارلو گولدونی(۱۷۰۷ ـ ۱۷۹۳) این گونه از کمدی در عصر روشنگری (سده ی هجدهم) به اوج خود رسید.
اصولاً کمدی و کمدی نویسی ـ از همان رم باستان ـ پیشینه ی پر رنگ تری در ایتالیا دارد تا تراژدی. در سده های میانه هم گروه های دوره گرد تئاتری، ترو بادورها(۷)، بیش تر در قالب طنز و کمدی بازیگری می کردند و این گه گاه به قیمت جان شان تمام می شد، به دلیل زبان تند و تیزشان. خیلی از متون آن دوران که به زبان گویشی یا محلی است پس زمینه ی کمدی دارد.
بسیاری از این متون توسط داریو فو(۸) بازنویسی شد و با اجرای خود او در دهه های شصت و هفتاد بر صحنه رفت. کمدی همیشه یکی از عناصر اصلی و ثابت تئاتر ایتالیا بوده است، حتی نیکولو ماکیاولی (۱۴۶۹ ـ ۱۵۲۷) هم کمدی های درخور توجهی دارد، از جمله «بلفاگور شیطان اعظم»(۹).
تناقض تاریخی این که، یگانگی ایتالیا (۱۸۶۱) تولد ملتی بود کهن سال و تاریخ ساز که اغلب سرزمین های دنیای باستان را در اختیار داشت، حال در سده ی نوزدهم نسبت به دیگران در غرب اروپا عقب مانده بود و در کنار مشکلات اجتماعی و اقتصادی بی شمار که منجر شد به مهاجرت تقریباً پنجاه وپنج میلیون نفر از سرزمین خود، فاقد هویت ملی هم بود. استان گرایی(۱۰) جایگزین آن بود و این میراث سده ها گسست ملی بود. اما از طرف دیگر همین گسست بانی گونه گونی های فرهنگی به ویژه در زمینه ی رشد زبان ها و گویش ها شد که تاثیر مستقیمی بر پیدایی تئاتر های استانی و منطقه ای داشت: تئاترهایی مانند ناپلی، ونیزی، رمی، سیسیلی.
اواخر سده ی نوزدهم، به عنوان یک آلتر ناتیو فرهنگی در این نابسامانی ها، «وریسم»(۱۱) یا ناتورالیسم مطرح می شود، ابتدا در تئاتر و بعد در ادبیات روایی. ایده آلیسم نو و رمانتیسم شبه کلاسیک دیگر راهگشا نیست، ناتورالیسم فرانسوی الگو می شود که در ایتالیا «وریسم» یا حقیقت گرایی نام می گیرد. تئاتر وریستی بیش تر به بحران های خانوادگی و پاشیدگی آن ها می پردازد. اوج تئاتر وریستی آثار لوییجی پیراندللو (۱۸۶۷ ـ ۱۹۳۶) است که با مفاهیم انحطاط زمان خود، یعنی بحران شخصیت، از خودبیگانگی، ناتوانی در ارتباط با دیگران، تحقیر تاریخ و بازیابی خاطره ها آغشته می شود، نمونه های بارز آن: «شش شخصیت در جست وجوی نویسنده» و «هنری چهارم». شاید بیش ترین تاثیر را از «وریسم» تئاتر ناپل می گیرد که خود یکی از وارثان بزرگ «کمدیا دل آرته» است.

تئاتر ناپلی

یکی از قدیمی ترین و مشهور ترین سنت های هنری شهر ناپل است و نقش بنیادی در تئاتر ایتالیا دارد. ریشه های اولیه ی آن به سده ی پانزدهم و اوایل سده ی شانزدهم می رسد، هنگام سلطه ی اسپانیایی ها و دربار آراگون. اولین نمایش ها در ستایش تسخیر شهر گرانادا به دست سرداران اسپانیایی بود. بعدها کارگردانا ن و بازیگران نمایش ها را از حصارهای کاخ سلطنتی به بیرون آوردند و به میان مردم بردند و البته با زبان های گویشی و محلی در اجرا.
در سده های هجدهم و نوزدهم، تئاتر ناپلی عمدتاً تحت نفوذ «کمدیا دل آرته» و شخصیت مرکزی آن پولچینلا(۱۲) بود، که با صورتک سیاه در صحنه ظاهر می شود. این شخصیت را بازیگری به نام سیلویو فیوریللو(۱۳) در پایان سده ی شانزدهم می آفریند. پولچینلا شخصیتی است بیانگر جهان بینی ناپلی، آدمی است از فرودست اجتماع که با ناقلایی و زرنگی خود را با هرگونه وضعیتی وفق می دهد و در نهایت برنده ی اصلی است. این شخصیت بار دیگر در اوایل سده ی نوزدهم بازسازی می شود. پولچینلا از یک نوکر زبر و زرنگ تبدیل می شود به یک شهروند کلک، فرصت طلب و مسخره. بدین گونه قالب نهایی خود را می گیرد و به مرور زمان مدرنیزه می شود.

صحنه سازی ناپلی(۱۴)

این نوع تئاتر در اوایل سده ی بیستم در ناپل شکل می گیرد، گونه ای تئاتر موزیکال و مردم پسند است. نمایشی است نه چندان پرخرج و حتی ارزان، که بعد از شکست ایتالیا در کاپورتو(۱۵) واقع در شمال ایتالیا و هنگام جنگ جهانی اول زاده شد و بعد از آن که دولت، خسته از مفاهیم دوپهلوی تئاتر ها به اعمال سانسور دست زد و مالیات های سنگینی را برای نمایش های واریته وضع کرد. در ابتدا «صحنه سازی» ترانه ای بود که حالت نمایش نامه ای به خود می گرفت و اجرا می شد. از آن جا که این ترانه ها مردم پسند بودند، موفقیت بزرگی نصیب «صحنه سازی ناپلی» می شد. با مرور زمان «صحنه سازی» جای نمایش های واریته را گرفت و موضوع هایی چون عشق، خیانت، فداکاری، شرافت، مادر در احتضار، رفاقت، محبت مادر ـ فرزندی، جوان های بی کار و بی قید و بند، دفاع ناموسی، وابستگی به گروه های تبهکار، مبارزه بین نیکی و بدی و غیره به آن افزوده شد. یک ملودرام همراه با آواز و موسیقی که تماشاگر را به هیجان می آورد و باعث می شد که عملاً در نمایش مشارکت داشته باشد و در بسیاری موارد از جایگاه تماشاگران به شخصیت های مثبت یا منفی روی صحنه جواب داده می شد. این گونه نمایش ها هنوز هم در ناپل مشتریان خودش را دارد.

تئاتر ادواردو(۱۶)

«وقتی روی صحنه برای تمرین هستم، یا وقتی روی صحنه بازی می کردم... همه اش ازخودگذشتگی بود، رنج کشیدم. کار تئاتر این جوری است و من هم همان جور کار کردم.»

ادواردو دِ فیلیپو(۱۷)

ادواردو دِ فیلیپو که با نام کوچکش «ادواردو» شهرت دارد (۱۹۰۰ـ ۱۹۸۴)، بازیگر تئاتر، سینما، کمدی نویس، کارگردان تئاتر، سینماگر و شاعر، یکی از برجسته ترین شخصیت های فرهنگی ایتالیای سده ی بیستم است.
تئاتر ادواردو یکراست به درون خانواده های ناپلی و روابط آن ها می رود و با تکیه بر «وریسم» با شخصیت ها روبه رو می شود. او در سطح حرکت می کند، اما شگرف آن که عمق آدم ها و روابط شان برملا می کند، بی آن که چون پیراندللو بر جنبه های روان کاوانه، تاکید شود. دیالوگ های درواقع ملموس شاید همان حکم روان کاوی شخصیت ها را داشته باشند. موقعیت ها در عین کمیک بودن، تراژیک هستند و بالعکس. ادواردو آگاهانه از گراییدن به ملودرام مردم پسند و محبوب ناپلی ها پرهیز می کند تا با ناتورالیسم واقعیت در تضاد نیفتد، اما از کمدیا دل آرته به بهترین وجه استفاده می کند. نمونه ی آن در پرده ی سوم نمایش نامه ی «شب عید میلاد در خانه ی کوپی یللو» است، هنگام دست به دست گشتن فنجان های قهوه، که در ضمن یکی از بهترین و مشهورترین کارهای او به شمار می آید.

رضا قیصریه

مقدمه ی دبیرمجموعه

اگر ترجمه های موجود در کتاب خانه ها، تنها راهِ مواجهه ی ما با نمایش نامه هایِ خارجی باشد، در این صورت درک و دریافت مان از تاریخِ ادبیاتِ نمایشی ناکامل و مجازی خواهد بود، که این تاریخ چیست مگر سیر متونی نمایشی که هریک به دوره ای تعلق دارند و به جغرافیایی.
در ایران بسیارند نمایش نامه هایی که ترجمه شده اند، در حالی که نه مهم بوده اند و نه در میانِ آثارِ نویسنده شان جایگاهی داشته اند...
... بسیارند نمایش نامه هایی که چنان در سیر ترجمه تحریف شده اند و تغییرِ شکل یافته اند که استناد به آن ها تنها ما را به تاریخی جعلی از ادبیات نمایشی می رساند...
... بسیارند نمایش نامه های جریان ساز که از سیر ترجمه هایِ متون نمایشی جامانده اند...
مجموعه ی جامانده ها همین گروه سوم را هدف گرفته است. آثاری که به هر دلیلی، از جمله دشواری متن، فقدانِ مترجم برای برخی زبان ها و...، ترجمه نشده اند و عدمِ ترجمه شان بیش از همه دانشجویانِ تئاتر را با معضلی جدی روبه رو کرده است. جست وجو، انتخاب و ترجمه ی این آثار البته آسان نیست، چرا که:
متونِ دشوار، هنوز دشوارند و کم تر مترجمی وسوسه ی دست به گریبان شدن با آن ها را دارد...
... مترجمان کارکشته در میانِ همه ی زبان ها یکسان پخش نشده اند و هنوز برای برخی از زبان ها سخت می توان مترجمِ حرفه ایِ مشتاق یافت...
با این همه، اراده ی جامانده ها فرارفتن و گذر از این موانع است و در این مسیر از تمامِ نمایش نامه نویسانِ مترجم، و مترجمانِ علاقه مند به ادبیاتِ نمایشی دعوت می کند که به این مجموعه بپیوندند. اما شرطِ ورود به بازیِ جامانده ها ساده است، پیش تر آن که نمایش نامه باید به تاریخِ تئاتر تعلق داشته باشد و سال هزار و نهصد و پنجاه مرزِ تاریخِ نگارشِ آثاری قرار گرفته که می توانند در این مجموعه جای بگیرند؛ و دیگر آن که بتوان اهمیتِ نمایش نامه را در تاریخِ ادبیاتِ نمایشیِ جهان توجیه کرد؛ این اهمیت، الزاماً جریان سازی نیست و می تواند دلایلِ بی شمار دیگری را هم در برگیرد. مقاله ی تفصیلیِ پایانِ هر نمایش نامه در واقع توضیحِ اهمیت هر اثر خواهد بود.
به بازیِ جامانده ها خوش آمدید.

نظرات کاربران درباره کتاب نداهای درون

سلام . اگر امکان دارد برای نمایشنامه ها ، صفحه تعداد شخصیت های درون نمایش ( اشخاص) را هم بگذارید بهمراه معرفی کوتاهی از کتاب و موضوع آن .
در 2 سال پیش توسط