فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب یادداشت‌های انقلاب

کتاب یادداشت‌های انقلاب

نسخه الکترونیک کتاب یادداشت‌های انقلاب به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب یادداشت‌های انقلاب

این کتاب مجموعه‌ای از مقالات، سخنرانی و مصاحبه پیرامون انقلاب اسلامی ایران در سال‌های بعد از دوم خرداد می‌باشد. ظرف ۲۵ سال گذشته حجم انبوهی از مطالب پیرامون انقلاب به رشته تحریر درآمده است. حجم انبوه‌تری نیز در قالب سخنرانی، فیلم و غیره تولید شده است. کتاب حاضر در برگیرنده برخی مباحث مهم پیرامون انقلاب اسلامی است که بیشتر در جهت معرفی واقع‌بینانه‌تر و غیرسیاسی و ایدئولوژیک از آن می‌باشد.

ادامه...

بخشی از کتاب یادداشت‌های انقلاب

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

این کتاب مجموعه ای از مقالات، سخنرانی و مصاحبه پیرامون انقلاب اسلامی ایران در سال های بعد از دوم خرداد می باشد. ظرف ۲۵ سال گذشته حجم انبوهی از مطالب پیرامون انقلاب به رشته تحریر درآمده است. حجم انبوه تری نیز در قالب سخنرانی، فیلم و غیره تولید شده است. هر سال به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب صدا و سیما، مطبوعات، ائمه جمعه و جماعات و مسئولین حکومتی به مدت ده روز تحت عنوان «دهه فجر» مطالب انبوهی پیرامون انقلاب اسلامی بیان می کنند. جدای از دهه فجر و سالگرد انقلاب، به مناسبت های مختلف دیگر همچون ۱۲ فروردین، ۱۵ خرداد، ۱۷ شهریور، ۱۳ آبان و غیره نیز مطالب زیادی پیرامون انقلاب اسلامی گفته می شود. دانش آموزان از نخستین سال های دبستان با انقلاب اسلامی آشنا می شوند و این آشنایی تا سال های آخر دبیرستان همه ساله ادامه می یابد.
در دانشگاه و برای کلیه رشته های دانشگاهی، دو واحد درس اجباری به نام «انقلاب اسلامی» وجود دارد. جدای از آموزش و پرورش، دانشگاه ها و حوزه های علمیه، شمار زیادی نهاد، سازمان و بنیاد نیز با صرف میلیاردها تومان بودجه در سال عهده دار تبلیغ، معرفی، آموزش، تحقیق آگاهی بخش و آشنا نمودن مردم با انقلاب اسلامی هستند. با این همه هزینه و یک جین ارگان و نهاد به همراه تلاش نظام برای تبلیغ و معرفی انقلاب اسلامی، به نظر می رسد که مردم، بالاخص نسل جوان و آنان که در زمان وقوع انقلاب اسلامی حضور نداشتند، نه تنها پیرامون انقلاب از دانش و آگاهی بالایی برخوردار نیستند، بلکه درمجموع نیز نسبت به آن یک دید مثبتی ندارند.
نه تنها بخش عمده ای از جمعیت کشور که کمتر از چهل سال سن دارند (یعنی در زمان انقلاب حداکثر ۱۵ ساله بوده اند)، با انقلاب اسلامی، اسباب و علل و ریشه های به وجودآمدنش و چگونگی شکل گیری اش بیگانه هستند بلکه مصیبت هولناک تر آن است که چندان علاقه و توجهی هم به آن ندارند. فی الواقع بسیاری از نسل جوان نه تنها شور و شوقی نسبت به انقلاب ندارند بلکه چندان هم در پی علم و اطلاع از آن نیستند. بماند آن دسته که اساسا به انقلاب و سقوط رژیم شاه با شک و تردید نگریسته و در پس ذهنشان آن را به طرح ها و استراتژی های قدرت های غربی نسبت می دهند.(۱) اینکه چرا چنین شده و چرا «از قضا سرکنگبین صفرافزوده» و «روغن بادام خشکی آورده» و چرا این همه تلاش و تبلیغ حکومت و صرف میلیاردها تومان هزینه در سال به جای به وجود آوردن انس و الفت و آشنایی با انقلاب اسلامی برعکس، بی تفاوتی، بی رغبتی و رویگردانی به بار آورده است، در ورای مطالب این کتاب قرار می گیرد. فقط در اینجا به ذکر سه نکته مهم می بایستی اشاره شود: نخست آنکه با گذشت زمان شکاف بین نسل های بعد از انقلاب و انقلاب بیشتر می شود. ترکیب جمعیتی ایران منظما در حال تغییر به نفع نسل های بعد از انقلاب است. نسل هایی که کوچکترین تاثیر و تاثری از گفتمان حکومتی از انقلاب نگرفته اند. بنابراین، به تدریج که نسل مانوس با انقلاب و نسلی که خود در انقلاب حضور داشته از میان می رود و جای آنان را نسل های بعد از انقلاب می گیرد، فاصله یا شکاف ایرانیان با پدیده انقلاب اسلامی منظما افزایش می یابد. نکته دوم آنکه هیچ یک از مسئولین حکومتی کمترین توجهی به این مسئله نشان نمی دهند. کانه این پدیده دارد در سرزمین دیگری و یا در مملکت دیگری اتفاق می افتد. بعید به نظر می رسد که کسی در ایران زندگی کند و متوجه این پدیده نشود. مع ذالک مسئولین حکومتی به گونه ای رفتار می کنند که گویی هیچ مشکل و مسئله ای از این بابت وجود ندارد. گویی ما هنوز در سال ۵۸ـ۱۳۵۷ و سال های نخست انقلاب هستیم و انقلاب در دل اکثریت افراد و اعضاء جامعه ریشه و پیوند دارد. نه تنها هیچ تغییر و تحولی در نحوه رویکردشان نسبت به انقلاب اسلامی به چشم نمی خورد، بلکه کماکان به دنبال همان روش های بی نتیجه و منفی هستند که این بلا را بر سر انقلاب اسلامی در نبرد اذهان نسل جوان کشور به وجود آورده است. یک بررسی مختصر در قالب یک نظرسنجی ساده در میان دانشجویان کشور به وضوح و به گونه ای بی چون و چرا می تواند به مسئولین نشان دهد که جایگاه انقلاب اسلامی در میان نسل جوان تا به کجا نزول کرده است.
نکته سوم باز می گردد به اسباب و علل و دلایل به وجود آمدن این معضل. دلایل متعددی برای به وجود آمدن این پدیده می توان ذکر کرد. اما شاید بتوان گفت که بزرگترین دلیل باز می گردد به نحوه برخورد حکومت ایران به پدیده انقلاب اسلامی ظرف ۲۵ سال گذشته. آنچه که خیلی خلاصه می توان گفت آن است که حکومت جمهوری اسلامی ایران، به جای بازگو نمودن روایت واقعی انقلاب ایران، تلاش نموده تا روایتی از انقلاب ارائه دهد که در حقیقت به نفع یا در جهت مصالح و منافع سیاسی و ایدئولوژیک خودش باشد. به سخن دیگر، به جای تلاش در جهت تبیین اینکه اسباب و علل و دلایل مخالفت مردم ایران با رژیم شاه چه بود، چرا و چگونه و چه شد که رژیم شاه سقوط کرد، نقش گروه ها و دسته جات مختلف سیاسی و اجتماعی در انقلاب و مبارزه علیه رژیم شاه چه بود، رژیم شاه و آمریکا در جریان انقلاب چگونه می اندیشیدند و چگونه عمل می کردند، مردم ایران به دنبال چه بودند و چه می خواستند، انتظاراتشان از نظامی که می خواستند جایگزین رژیم شاه نمایند کدامین بود و مسائلی از این دست، نظام جمهوری اسلامی صرفا روایتی از انقلاب ساخته و پرداخته است که بیشتر در جهت تامین منافع سیاسی اش می باشد تا شناساندن واقعی انقلاب اسلامی به مخاطبین. و از آنجا که بخش عمده ای از روایت یا قرائت حکومت از انقلاب اسلامی با واقعیت های انقلاب سازگاری ندارد، بنابراین آموزش انقلاب اسلامی بدل شده به یک جریان صرفا سیاسی ـ تبلیغی ایدئولوژیک که تنها چیزی که برای مخاطب ندارد جذابیت و تنها احساسی که در او بر نمی انگیزد، باور و اعتقاد به انقلاب است. برداشت و روایت ایدئولوژیک سیاسی از انقلاب اسلامی، تعریف و تبیین آن به گونه ای که با باورهای سیاسی و ایدئولوژیک ما همخوانی پیدا کند، بزرگترین آفت و مانع برای شناخت انقلاب اسلامی شده است. مادام که شیوه رویکرد حکومت به مقوله انقلاب اسلامی به گونه ای باشد که به جای معرفی واقعی آن، انقلاب را به گونه ای ارائه دهد که در جهت اهداف سیاسی و ایدئولوژیکش باشد، این تراژدی اسفبار ادامه پیدا خواهد کرد.
کتاب حاضر در برگیرنده برخی مباحث مهم پیرامون انقلاب اسلامی است که بیشتر در جهت معرفی واقع بینانه تر و غیرسیاسی و ایدئولوژیک از آن می باشد. این مجموعه را فرشته عزیزم (اتفاق) در دل کارهای پراکنده من که درخصوص انقلاب بود، جمع آوری، حک و اصلاح و تنظیم نمود. حاجت به گفتن نیست که بدون وجود ایشان مطالب این کتاب در میان حجم انبوهی از مطالب دیگر مدفون باقی می ماند. بنابراین اگر این کتاب برای خوانندگان ارزشی داشته باشد، این ارزش مدیون و مرهون تلاش مشارالیها می باشد. همچنین از خانم استلا اورشان که با گشاده رویی و محبت فراوان حروفچینی کتاب را برعهده گرفتند، صمیمانه سپاسگزاری می نمایم.

گویند مگو سعدی چندان سخن از عشقش
من گویم و بعد از من، گویند به دوران ها

انقلاب اسلامی، سقوط رژیم شاه و بیماری به نام «توهم توطئه»(۲)

«کدام انقلاب؟»، «رژیم شاه می بایستی می رفت»، «اوضاع ایران می بایستی به هم می ریخت»، «تاریخ مصرف رژیم شاه به پایان رسیده بود»، «شاه دیگر فایده و کاربردی برای آمریکایی ها نداشت»، «آمریکایی ها شاه را به قدرت رساندند و وقتی هم که زمان رفتنش فرارسید زمینه سقوطش را فراهم ساختند»؛ «سران قدرت های غربی در اجلاس گوادلوپ (پاییز ۱۳۵۷) تصمیم به برکناری رژیم شاه گرفتند». گزاره هایی نظیر آنچه گذشت برای بسیاری از ایرانیان الفاظ و عباراتی آشنا و پذیرفته شده می باشند. فی الواقع بسیاری از ایرانیان نه تنها اعتقادی به اصالت انقلاب اسلامی ندارند بلکه سقوط رژیم شاه را برنامه ای حساب شده و توطئه ای سازمان یافته از سوی قدرت های خارجی بالاخص آمریکا و انگلستان می دانند. در شهریور ماه ۱۳۷۷ زمانی که ژیسکاردستن رئیس جمهور اسبق فرانسه در دوران انقلاب ایران در مصاحبه ای با روزنامه «توس» در تهران اظهار داشت که «مرحوم امام خمینی در مهرماه سال ۱۳۵۷ از دولت فرانسه تقاضای پناهندگی سیاسی می نماید و پاریس از رژیم شاه کسب تکلیف می کند و مقامات تهران می خواهند که به مشارالیه پناهندگی سیاسی داده شود و با ایشان مساعدت شود»، بسیاری اظهار داشتند که «ما که از اول می گفتیم». یا آنجا که در همان مصاحبه ژیسکاردستن می گوید که وقتی در همان ایام در کنفرانس گوادلوپ، جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا اظهار می دارد که «زمان رفتن شاه ایران فرارسیده و وی می بایستی از قدرت کناره گیری کند، من بسیار متعجب شدم زیرا آمریکایی ها بسیار با شاه نزدیک بودند. این سخن را اگر یک رهبر دیگر غربی اظهار داشته بود، چندان اسباب تعجب نمی شد. اما با توجه به مناسبات بسیار نزدیک شاه با آمریکا، اظهارنظر صریح و بی پرده کارتر در مورد لزوم کناره گیری شاه ایران باعث شگفتی دیگر شرکت کنندگان در گوادلوپ شد،( ۱ ) باز بسیاری از ایرانیان گفتند: «شاهد از غیب رسید، ما که از همان ابتدا می گفتیم که شاه را خود آمریکایی ها برداشتند». توقیف ناگهانی روزنامه «توس» به دنبال درج آن مصاحبه و دستگیری اعضاء هیات تحریریه آن به این باور که «کاسه ای زیر نیم کاسه» سقوط رژیم شاه وجود داشته دامن زد. کم نبودند و نیستند ایرانیانی که می گویند تا روزنامه «توس» وارد برخی «مسائل پشت پرده» انقلاب اسلامی شد، بلافاصله آن را بستند و هیات تحریریه اش را به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور» روانه زندان اوین نمودند.
در دوران انقلاب و سال های نخستین آن، طرفداران «فرضیه های توطئه» در خصوص انقلاب اسلامی ایران عمدتا محدود به رژیم شاه و سران آن می شد. شاه سابق تا روزی که زنده بود با همه وجود اعتقاد داشت که انگلیسی ها و آمریکایی ها بنابردلایلی که برای خود داشتند مصمم شده بودند تا او را از قدرت برکنار نمایند.( ۲ ) او در تمامی مصاحبه و نوشته هایی که بعد از خروجش از کشور در دی ۱۳۵۷ تا زمان فوتش در تیرماه ۱۳۵۹ از خود برجای گذارد با صراحت «توطئه» و برنامه ریزی غربی ها و خارجی ها را به عنوان عامل سقوطش معرفی می نماید.( ۳ ) آنچه که پس از دو دهه می توان اظهار داشت این است که اگر در اوایل انقلاب، طرفداران «فرضیه های توطئه» درخصوص انقلاب اسلامی و سقوط شاه محدود به شاه و سران رژیم وی می شد، امروزه جدای از خیل سلطنت طلبان بسیاری دیگر از ایرانیان که قبلاً به اصالت و مردمی بودن انقلاب اعتقاد داشتند به آن به عنوان یک «توطئه» از سوی خارجی ها و بالاخص آمریکایی ها می نگرند.
نخستین پرسشی که از طرفداران فرضیه های توطئه پیرامون انقلاب اسلامی مطرح می شود آن است که غربی ها یا آمریکایی ها چرا و به چه دلیل می بایستی خواهان سرنگونی شاه و رژیمش شده باشند؟ مگر چه شده بود که غربی ها دیگر مایل نبودند شاه به حکومتش ادامه دهد؟
در پاسخ بایستی گفت که طرفداران فرضیه توطئه پیرامون انقلاب اسلامی دلایل مختلفی را پیرامون اینکه چرا غربی ها دیگر مایل به ادامه حکومت شاه نبودند ارائه می دهند. ازجمله مهم ترین دلایلی که شاه پیرامون انگیزه غربی ها در مخالفت با حکومتش مطرح می نماید مسئله نفت است.
شاه معتقد بود از زمانی که او به گونه ای جدی در مقام احقاق حقوق ایران بر می آید، مورد خشم و غضب کشورها و شرکت های بزرگ نفتی قرار می گیرد. در مصاحبه ای در سال ۱۳۵۶ یعنی زمانی که نخستین تظاهرات خیابانی دارد به تدریج ظاهر می شود، شاه در پاسخ به این سوال که چرا رژیم وی و سیاست هایش مورد انتقاد برخی محافل غربی قرار گرفته است می گوید:

«این حملات... با مساله نفت شروع شد. هنگامی که ما سعی کردیم (سیاست نفتی خود را تغییر دهیم)، اولین حملات علیه من و کشورم شروع شد. تا قبل از این جریان، هرگز سابقه نداشت که یک دانشجوی ایرانی در خارج از ایران دست به تظاهرات بزند، و هیچ گاه وسایل ارتباط جمعی آمریکا و اروپا به ایران حمله نمی کردند. بی تردید پس از بروز مسئله نفت بود که حملات علیه ایران شروع شد، و چون ما سیاست خود را با قدرت هرچه بیشتر ادامه دادیم... این حملات هم زمان به اوج خشونت رسید... که چرا و چگونه یک کشور آسیایی چنین جراتی به خود می دهد...»( ۴ )

نظرات کاربران درباره کتاب یادداشت‌های انقلاب

ممنون از اقای زیباکلام
در 2 سال پیش توسط mh jam
کتاب خوبیه برای کسی که بخواد بدون واقعا چرا سال ۵۷ اکثریت مردم دنبال رفتن شاه بودن ولی خوندن این کتاب کافی نیست من بعد از خواندن کتاب ایران بین دو انقلاب نوشته یروان آبراهامیان که در این کتاب هم بهش اشاره شده تازه فهمیدم تا الان درباره مردم و کشورم هیچی نمیدونم به نظرم هر ایرانی باید کتاب ایران بین دو انقلاب رو بخونه
در 1 ماه پیش توسط حسین قریشوند
کتاب را خریدم اما دانلود نمیشه
در 1 سال پیش توسط hos...h64
نگاهی جدید به چگونگی اتفاق افتادن اتقلاب
در 2 ماه پیش توسط سپهر هیبتیان
همان‌طور که در مقدمه هم گفته شده است, خیلی پراکنده است و فقط برای کسی می‌تواند جالب باشد که با سایر آثار آقای زیباکلام آشنایی داشته باشد.
در 1 سال پیش توسط احمد ح.