فیدیبو نماینده قانونی انتشارات روزنه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شناخت هنر رمان

کتاب شناخت هنر رمان

نسخه الکترونیک کتاب شناخت هنر رمان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شناخت هنر رمان

هر روز تعداد زیادی رمان از زیر چاپ بیرون می‌آید. کدام خوب است و کدام بد؟ قضاوت با کیست؟ در تبلیغات تلاش بر این است تا ما را متقاعد کنند که تمام رمان‌های تازه خوبند ولی به محض این که آنها را می‌خوانیم متوجه می‌شویم که بعضی خیلی خوب و بعضی خیلی بدند. با توجه به این تجربه دریافته‌ایم عده‌ای در پی منافع شخصی خود هستند، اما باز هم قوه تمییز ما در برابر تبلیغات به طور طبیعی از خود مقاومت نشان می‌دهد و نسبت به تبلیغات تردید پیدا می‌کند. تبلیغات مسلماً در فروش رمان مؤثر است اما آیا معیار ارزشی فروش زیاد است؟ اصطلاح «پرفروش‌ترین» تغییر معنی داده است و از عبارت - «این رمان جزء ده یا پانزده رمان پرفروش است» - به صورت ارزیابی نقادانه‌ای درآمده که رمان‌ها را با توجه به نظر خوانندگان به دو دسته خوب و بد تقسیم می‌کند. در نظر عده‌ای رمان پرفروش رمان خوبی است که باید فوراً آن را خواند؛ در نظر گروهی دیگر رمان پرفروش رمانی است بازاری که تحت هر شرایطی باید از آن دوری کرد. با توجه به این که تعداد خریداران رمان نشانگر پسند عامه مردم است، می‌توان از آن استفاده کرد و درباره جامعه اطلاعاتی به دست آورد. البته این نکته را هم در نظر داشته باشید که تنفر ما از رمان‌های بازاری به تکبر نیانجامد. سلیقه افراد متنوع است؛ هم رمان‌های خوب و هم بد جزء پرفروش‌ترین‌ها شده‌اند. پرهیز از خواندن رمان‌های عامه‌پسند به صرف این که بعضی از آنها بدند به اندازه علاقه به خواندن همه رمان‌های عامه پسند با این فرض که حتماً خوبند، نشان از تعصبی کورکورانه است. نقدهای روزنامه‌ها و مجله‌ها مفید است. منتقدان به ما هشدار می‌دهند تا از رمان‌هایی که بدند پرهیز کنیم و به سمت رمان‌های خوب برویم

ادامه...
  • ناشر انتشارات روزنه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.04 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب شناخت هنر رمان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

هر روز تعداد زیادی رمان از زیر چاپ بیرون می آید. کدام خوب است و کدام بد؟ قضاوت با کیست؟
در تبلیغات تلاش بر این است تا ما را متقاعد کنند که تمام رمان های تازه خوبند ولی به محض این که آنها را می خوانیم متوجه می شویم که بعضی خیلی خوب و بعضی خیلی بدند. با توجه به این تجربه دریافته ایم عده ای در پی منافع شخصی خود هستند، اما باز هم قوه تمییز ما در برابر تبلیغات به طور طبیعی از خود مقاومت نشان می دهد و نسبت به تبلیغات تردید پیدا می کند.
تبلیغات مسلماً در فروش رمان موثر است اما آیا معیار ارزشی فروش زیاد است؟ اصطلاح «پرفروش ترین» تغییر معنی داده است و از عبارت - «این رمان جزء ده یا پانزده رمان پرفروش است» - به صورت ارزیابی نقادانه ای درآمده که رمان ها را با توجه به نظر خوانندگان به دو دسته خوب و بد تقسیم می کند. در نظر عده ای رمان پرفروش رمان خوبی است که باید فوراً آن را خواند؛ در نظر گروهی دیگر رمان پرفروش رمانی است بازاری که تحت هر شرایطی باید از آن دوری کرد. با توجه به این که تعداد خریداران رمان نشانگر پسند عامه مردم است، می توان از آن استفاده کرد و درباره جامعه اطلاعاتی به دست آورد. البته این نکته را هم در نظر داشته باشید که تنفر ما از رمان های بازاری به تکبر نیانجامد. سلیقه افراد متنوع است؛ هم رمان های خوب و هم بد جزء پرفروش ترین ها شده اند. پرهیز از خواندن رمان های عامه پسند به صرف این که بعضی از آنها بدند به اندازه علاقه به خواندن همه رمان های عامه پسند با این فرض که حتماً خوبند، نشان از تعصبی کورکورانه است.
نقدهای روزنامه ها و مجله ها مفید است. منتقدان به ما هشدار می دهند تا از رمان هایی که بدند پرهیز کنیم و به سمت رمان های خوب برویم. خواندن چند نقد درباره یک رمان هرگونه تصور غلط احتمالی را در ما نسبت به اعتبار آنها برطرف می کند. نظر منتقدان نسبت به کیفیت یک رمان اغلب با هم تفاوت دارد و حتی در صورت توافق، این امکان هست که نسبت به کیفیت یا بخش هایی از رمان اختلاف داشته باشند. با توجه به این که منتقدان اتفاق نظر ندارند، چگونه می توانیم با تکیه بر آنها رمان خوب را - با توجه به ابعاد گوناگون آن - تشخیص بدهیم؟
اگر به راستی تصمیم به خواندن رمان داریم باید بتوانیم به طور مستقل نسبت به آنها قضاوت کنیم. در صورتی که رمان خوب باشد و ضمناً از خوب بودن آن آگاه هم باشیم، لذتی که از خواندنش می بریم - و چه دلیلی مهمتر از لذت بردن؟ - چند برابر می شود. در این صورت می توانیم بی دغدغه غرق در خواندن رمانی شویم با این آگاهی که لذت ما از ارزش نابی سرچشمه می گیرد. اگر لذت بر پایه ارزش باشد، ذوق ما سلیم خواهد بود و اگر بدانیم که ذوق ما سلیم است و عیب و نقصی ندارد، آسایش خاطری ناشی از اعتماد به نفس به ما دست می دهد.
لذت، ذوق، ارزش و اعتماد به نفس ثمره آگاهی است. این آگاهی را هم می توان آموخت و هم می توان آموزش داد. هنر رمان تا حدی ساده، آسان و روشن است. رمان قالبی جدید و آشناست و شگفت این که جدید بودن و آشنا بودن بیش از حد این قالب، دانشجویان علاقه مند را دچار مشکل می سازد. خود من زمانی متوجه این مشکلات شدم که برای نخستین بار هنر رمان را تدریس کردم. پرسش های متعدد دانشجویان، اظهارنظر آنها درباره رمان هایی که می خواندیم، به تدریج پنج پرسش مهم را پیش کشید که پاسخ دادن به آنها باعث می شد تا دانشجویان با اعتماد رمان خوب را از بد تمییز بدهند.
این پنج پرسش به قرار زیر است:
۱ـ تعریف رمان
۲ـ رمان و رمان نویس
۳ـ رمان و خواننده رمان
۴ـ رمان و منتقد رمان
۵ـ رمان و دانشجوی ادبیات
به این پرسش ها در پنج فصل این کتاب پاسخ داده ام، با این امید که دانشجویان همواره رمان های خوب را دوست بدارند و آنها را درک کنند. لازم به یادآوری است که روی سخن این کتاب راهنما با این اشخاص نیست: علاقه مندانی که بدون درک ارزش رمان و تنها از روی هوس آن را می خوانند، کسانی که با بستن کتاب دریچه ذهنشان را نیز می بندند و رمان را فراموش می کنند، منتقدان و افراد حرفه ای و غیرحرفه ای که معیارهای نقد در آنها شکل گرفته است. این کتاب در وهله اول برای دانشجویان ادبیات نوشته شده است و در وهله دوم برای افراد عادی از هر گروه سنی و با هر شغلی که علاقه مندند و می خواهند فرق رمان خوب را از بد بدانند. امیدوارم دانشجویانی که این قوه تمییز را کسب می کنند به ارزش درونی و برونی آن نیز پی ببرند.
در تالیف این کتاب از الگوی مرسوم کتاب های دانشگاهی پیروی کرده ام و از تشویق های همکاران و دوستان، به ویژه پروفسور روت مایکل(۱) برخوردار بوده ام. کتابداران کالج ولزلی(۲) که بیشتر مطالعاتم در آنجا صورت گرفته است و نیز کتابخانه بیکر مموریال(۳)، کالجِ دارت ماوت(۴) که هر تابستان به مدت کوتاهی در آنجا مشغول بوده ام در یافتن کتاب های مورد نیازم کمک زیادی کرده اند. کالج ولزلی ساعات تدریس خاصی را در نظر گرفت تا امکان تالیف این کتاب فراهم آید و هزینه تایپ نسخه های نهایی را نیز پرداخت. از ناشرانی که با گشاده رویی اجازه استفاده از مطالب کتاب هاشان را دادند تشکر می کنم.
پدر و مادرم نه تنها به وظایف معمول خود عمل کرده اند و در طول زندگی هم باعث دلگرمی من بوده و هم دلبستگی عاطفی نشان داده اند؛ بلکه کتاب حاضر را با بصیرت و هوشمندی خاصی خواندند. جهت قدردانی از شم ادبی و قضاوت بی شائبه آنهاست که این کتاب را تقدیمشان می کنم، به دو انسان فرهیخته ای که نظرشان برایم بسیار محترم است.

تقدیم به:
یارانی که با نجابت
شکیبایی پیشه می کنند
تا اثری را ترجمه کنم،
همسر و فرزندانم

فصل اول

تعریف رمان

پیش از پرداختن به هنر رمان باید ببینیم رمان چیست؟ منظور من تنها معنی لغوی رمان نیست، بلکه به دنبال تحلیل آن هستم. تحلیل برای دانشجویان ادبیات ضروری است، زیرا ماهیت هر کتابی نحوه مطالعه و نقد آن را تعیین می کند. تا منتقد نداند که موضوع مورد بحث چیست، نمی تواند نقدی هوشمندانه و منصفانه بنویسد. پس نخستین وظیفه منتقد باید این باشد که اطمینان حاصل کند کتاب مورد بحث رمان است و این کار برخلاف تصور بعضی ها آسان نیست.
مشکل نخست این است که واژه رمان در کاربرد مرسوم خود به هر نوع کتاب داستان اطلاق می شود. در این کاربرد، این واژه دلالت خواهد داشت بر: تمثیل هایی مثل سیر و سلوک زایر(۵)، هجوهایی مثل دنیای قشنگ نو(۶)، شعرهایی مثل ترویلوس و کریسید(۷)، افسانه ها، حکایت های اخلاقی، اسطوره ها، قصه های عامیانه و انواع گوناگون و رایج داستان های تفریحی مثل داستان های پلیسی، وسترن، علمی - تخیلی و جز اینها. گاهی معنی این واژه گسترش یافته و به داستان کوتاهی که در یک جلد چاپ شده باشد یا مجموعه ای از داستان های کوتاه - خواه داستان ها به هم مربوط باشند یا نباشند - دلالت می کند. انتخاب نامی مشترک برای هر نوع کتاب داستان کار را آسان می کند اما مانع تشخیص رمان های خوب از بد می شود. مقاصد و مضامین کتاب های داستان به قدری گوناگون است که باید هر یک را جداگانه بررسی کرد. یکی از اهداف اصلی این فصل روشن کردن تفاوت رمان با دیگر انواع داستان هاست.
نویسندگان کار را بر ما دشوار کرده اند. بعضی از آنها آزمایش گرند. آنها می دانند رمان چیست؛ از حد و حدود آن آگاهند و همین حد و حدود را دست و پا گیر می دانند. سعی آنها بر این است که این حد و حدود را تغییر دهند. یکی از کارهای منتقد این است که این حد و حدود را بشناسد تا بتواند نسبت به کیفیت رمان داوری کند و میزان موفقیت نویسنده را در اثرش تعیین نماید.
آیا نویسنده درست نشانه رفته است؟ خطای او در تیراندازی بوده است یا در نشانه روی؟ آیا به جای رمان قالب دیگری را هدف قرار داده است؟ زمانی می توانیم به این پرسش ها پاسخ دهیم که دقیقاً رمان را بشناسیم.
پیشینه رمان توجیه دیگری بر دشواری تعریف این قالب ادبی است، زیرا در مقایسه با دیگر قالب های ادبی مدت زیادی از عمر آن نمی گذرد. بیشتر قالب های ادبی مغرب زمین را یونانیان به وجود آوردند. آنها نسبت به قالب های هنری و رابطه مناسب هنرمند با این قالب ها شناخت فوق العاده ای داشتند. پس از آنها نیز منتقدان ادبی و تاریخ نگارانی پا به عرصه گذاشتند که به تدوین و قانونمند کردن ادبیات همت گماشتند. البته رمان در قرن هجدهم و همراه با تغییر معنای واژه original شکل گرفت. ایان وات(۸) در کتاب شکوفایی رمان(۹) دقیقاً به این موضوع اشاره می کند:

شاهد بوده ایم که از قرون وسطا به بعد که باور به وجود معقولات رایج بود، «واقع گرایی» به این معنی دلالت داشت: باور کردن این که هر انسانی واقعیت را از راه حواس خود درک می کند. به همین ترتیب واژه original که در قرون وسطا به معنی «ازلی» بود، به معنی «اصیل، مستقل، دست اول» تغییر یافت؛ و از زمانی که ادوارد یانگ(۱۰) در کتاب دوران ساز خود با نام پنداشت هایی درباره مکتوب بدیع(۱۱) (۱۷۵۹) ریچاردسون(۱۲) را نابغه ای مبتکر و در عین حال شریف خواند، این واژه را می شد برای تحسین در معنای «مبتکر یا بدیع از لحاظ شخصیت یا سبک» به کار برد.

رمان از آغاز پیدایش خود در بند سنت ها و قراردادها نبوده است؛ بدیع است و اگر نباشد رمان نیست. تازگی باید جزء تعریف رمان باشد، و حال که چنین است چگونه می توان ماهیت تازگی را تعریف کرد(۱۳)؟
به تعریف دقیقی رسیدن دشوار است ولی ناممکن نیست. همین دشواری و در عین حال اهمیت، به جای ممانعت باید انگیزه ای برای تلاش ما باشد.
ارائه تعریف عملی، دوگانه است. در تعریف کردن هر چیزی باید هم «چه بودن» و هم «چه نبودن» آن را نشان دهیم. وقتی می گوییم رمان روایت است، منظورمان این است که در قالب غیر روایت نمی گنجد. هنگام تعریف معمولا توجه مان را بر «چه بودن»ها معطوف می کنیم و «چه نبودن»ها را تلویحاً برداشت می کنیم. حال می خواهم ابتدا بگویم که به نظرم رمان چه هست و بعد بگویم که چه نیست. با این کار مرزها کاملا مشخص می شود.
شاید لازم باشد که در اینجا نکته مهمی را یادآوری دهم. با این تعریف قصد ندارم رمان را با ارزش و بقیه قالب های ادبی را بی ارزش نشان دهم. شاید طبق تعریف، کتابی را رمان بدانیم و کتاب خوبی نباشد؛ کتاب دیگر شاید به ظاهر رمان فرض کنیم ولی طبق تعریف، نوع ادبی دیگری باشد و کتاب خوبی هم باشد. آنچه می توان گفت این است که اگر قرار است رمانی خوب باشد، پیش از هر چیز باید رمان باشد. چون نمی خواهم ارزش کتابی را به صرف این که رمان نیست بی مقدار جلوه دهم، پس در تعیین مرزهای کاملا مشخص اشکالی نمی بینم. ترویلوس و کریسید، سیر و سلوک زایر و سفرهای گالیور(۱۴) از این که به ترتیب شعر، تمثیل یا هجو محسوب شوند، آسیبی نمی بینند؛ حتی به نظر من، اگر غیر از این باشد لطمه خواهند دید. شاید اینها از جهاتی شبیه به رمان باشند، اما رمان نیستند. ابتدا لازم است بدانیم رمان چیست و بعد درباره کیفیت آن صحبت کنیم. این نوع تفاوت قائل شدنِ عقلانی هیچ ارتباطی با حقوق فردی در جوامع دمکراتیک ندارد، صحبت ما درباره انواع ادبی است و نه درباره انسان ها که بر اثر کمبود محبت یا عدالت آسیب روحی می بینند.
روش من در دستیابی به تعریف مورد نظرم روند کندی دارد که شامل خواندن، فکر کردن، بحث کردن و آزمودن بوده است. کتاب ها و مقاله های بسیاری درباره ماهیت رمان خوانده ام. نظر رمان نویس ها درباره آثار خود از همه مفیدتر بوده است، نظریه ها را به هم ربط داده ام تا وجوه مشترک آنها را بیابم و بعد با آنها کتاب هایی را محک زده ام که عموماً رمان خوانده می شوند. علاوه بر اینها، تعریف خود را در گفتگو با اقوام و دوستان و دانشجویان در کلاس آزموده ام. به نظر خودم تعریفی که به آن رسیده ام دقیق و حتی الامکان کوتاه است، ولی اصلا قصد ندارم که آن را به دیگران تحمیل کنم.

تعریف رمان

رمان نثری است روایی و در قالب نوشتار با حجم نسبتاً زیاد که خواننده را به دنیایی واقعی خیالی می برد و چون این دنیا را نویسنده آفریده است، تازگی دارد.

روایت

قبل از اینکه به تعریف رمان بپردازیم، باید بدانیم که رمان یک روایت است. این بدان معناست که در رمان سیر وقایع وجود دارد. برای نشان دادن این سیر معمولا از واژه داستان استفاده می شود. این واژه [داستان] همچون واژه های کلی دیگر معانی زیادی دارد. عده ای آن را مترادف مودبانه ای برای واژه دروغ می دانند و گروهی با بی دقتی از آن شرح و تفصیل مراد می کنند. واژه روایت دقیق تر از واژه داستان است، زیرا معنای ضمنی گفته کذب یا امر عینی را در خود ندارد.
روایت خواه راست باشد خواه دروغ، مورد علاقه کودکان، انسان های اولیه، تحصیل نکرده ها و چشم و گوش بسته هاست. بعضی از تحصیل کرده ها و آگاهان نسبت به این موضوع افسوس می خورند. مثلا آقای فورستر(۱۵) در کتاب جنبه های رمان(۱۶) می نویسد:

بله - آه بله عزیزم - رمان داستانی را بیان می کند. اساس رمان داستان است و بدون آن رمانی وجود نمی داشت. مهم ترین عامل مشترک همه رمان ها داستان است و ای کاش چنین نبود و چیز دیگری بود - مثلا نغمه ای (ملودی) یا ادراک حقیقتی و نه این قالب پیش پا افتاده ای که از نیاکانمان به ارث رسیده است.

راستی آیا نغمه (ملودی) نیز از نیاکانمان به ارث نرسیده است؟ آیا در هر دوره و عصری عوام آواز را دوست ندارند؟ اگر از زاویه دیگری به موضوع بنگریم، می بینیم که کنجکاوی نسبت به این که در گام بعدی چه پیش می آید، ویژگی عام همه انسان هاست و یکی از مشخصه هایی است که ما را از حیوان متمایز می کند. اساس کار از یک لحاظ پیش پا افتاده است، ولی نمی توان گفت که ارزش آن نیز حتماً کم است. من هم مثل آقای فورستر معتقدم که: «رمان داستانی را بیان می کند»، اما به عکس ایشان عبارت «آه بله عزیزم» را حذف می کنم.
کنجکاوی مراتبی دارد. گروهی تنها به سرنوشت دوستان یا خانواده شان علاقه مندند. عده ای دیگر علاقه مندند که بدانند بر سر هر انسان زنده ای چه می آید. آنها با حرص و ولع روزنامه می خوانند و از دوستانشان احوال دوستان آنها را می پرسند، حالِ آنهایی را که نه شخصاً دیده اند و نه می شناسند. حتی بعضی ها به سرنوشت انسان های خیالی علاقه مند می شوند؛ در بین این عده می توان کسانی را یافت که علاقه مندند بدانند در لابلای کتاب ها چه می گذرد و نه این که بر سر همسایه شان چه می آید. مهم این است که بدانیم خواندن رمان به علاقه انسان برمی گردد، یعنی این که می خواهد بداند بر سر دیگران چه می آید. این علاقه شاید تمایل ناهنجاری باشد برای رسیدن به هیجان بی دردسری، ولی این احتمال نیز هست که نشان از همدردی، خیال پردازی و فداکاری باشد.
رمان با سیر وقایع همراه است. سیر وقایع مهم است ولی ساده نیست. سیر وقایع در جهان مادی رخ می دهد. انسان ها در رمان ظاهری مادی دارند و در محیطی مادی با هم روبرو می شوند. از این رو روایت معمولا با توصیف همراه است، که این توصیف هدف نیست، ولی بخش مهمی از سیر وقایع محسوب می شود. مثلا تا ندانیم ویژگی های ظاهری مردی که می دود چیست و به کجا می رود نمی توانیم متوجه کنش او شویم. کنش اغلب با کلام همراه است. حتی خود کلام شاید نوعی کنش باشد. مثلا کنش استعفا کردن یعنی گفتن یا نوشتن این جمله که «من استعفا می کنم». پس به توصیف که خود بخشی از روایت است، گفتگو نیز افزوده می شود. انگیزه های ایجادکننده سیر وقایع نیز مهم اند. چرا آن مرد می دوید؟ این پاسخ که «او ترسیده بود» شرح وضعیت است. در رمان روایت منبای کار است و توصیف، گفتگو و شرح وضعیت فرع کار به شمار می آیند. در دیگر قالب های ادبی شاید توصیف، گفتگو و شرح وضعیت اساس کار باشند و روایت فرع کار قرار گیرد. بعضی در تلاشند تا در نوشتن رمان، روایت را به نسبت توصیف، گفتگو یا شرح وضعیت به حداقل برسانند.
روایت و نمایش از لحاظ پرداختن به سیر وقایع با هم شباهت دارند، اما تفاوت چشمگیرشان در این است که روایت درباره سیر وقایع توضیح می دهد، ولی در نمایش سیر وقایع مجسم است. نمایش در پیش چشمانمان اجرا می شود. ما از همان ابتدا واکنش نشان می دهیم، زیرا بازیگران را با چشم می بینیم و صدایشان را با گوش می شنویم. از کنش متقابل بازیگران و تماشاگران تنش ایجاد می شود و با دیواره ای نامرئی بین وهم و عینیت به اوج می رسد و چنان ما را ناامید می کند که دلمان می خواهد وارد نمایش شویم تا بازیگران را هشدار دهیم و یاری کنیم. در مقابل، روایت از زبان راوی برایمان نقل می شود. تنها منبع آگاهی ما همانی است که راوی به انتخاب خودش نقل می کند. ارتباط او با گفته اش بخش بسیار مهمی از داستان محسوب می شود. وقتی درباره سیر وقایع مطلبی می شنویم یا می خوانیم، کم و بیش آگاهانه متوجه راوی، دلیل و چگونگی نقل روایت می شویم. به طور غریزی حس می کنیم که شاید راوی تمام داستان و یا داستان واقعی را به ما نگوید. شخصیت، فراست، بینش و تجربه راوی را باید در نظر داشت. آگاهی از این که رمان روایت است و گفتاری درباره سیر وقایع، برای درک رمان و ارزشی که از خواندن آن حاصل می شود بسیار مهم است.

نوشتار

روایت یا به صورت گفتار است یا نوشتار. شکل گفتاری آن به پیش از تاریخ برمی گردد و امروزه به صورت گفتگوهای متداول بین کودکان، بزرگسالان، بی سوادان و باسوادان رواج دارد. علاوه بر اینها روایت گفتاری هنر زنده ای است که در بین نقالان داستان های منظوم و حماسی متداول است. شاید بتوان گفت که تفاوت رمان با دیگر قالب های روایی در این است که خواندنی است و نه شنیدنی. شکوفایی رمان در انگلستان با رشد تعداد افراد کتاب خوان و گسترش سریع نشر کتاب مصادف بود. رمان هرگز مثل دیگر قالب های روایی برای از بر خواندن نوشته نشده است، یعنی صدای نویسنده را نمی شنویم. تنها به طور تلویحی نگرش او را نسبت به گفته هایش تشخیص می دهیم.
به جای حال و هوای گفتار که کمبود آن در رمان احساس می شود، از نوعی ثبات بهره مندیم. صدای نویسنده چندان مستمر نیست. ممکن است صدای تازه ای معنای واژه های بیان شده را تغییر دهد. واژه هایی که بر صفحه ظاهر می شوند تا از بین نرفتن صفحه به همان شکل می مانند. بارها دیده ایم که چگونه کودکان هنگام شنیدن دوباره داستانی التماس می کنند تا عین واژه هایی که قبلا شنیده اند تکرار شود. این عمل به کودکان احساس خرسندی و اطمینانی می دهد که از کنجکاوی شدیدتر است. همگی می دانیم که تکرار داستانی که به طور شفاهی بیان می شود چقدر دشوارتر از داستانی است که نوشته شده است. ثبات تنها در نوشتار وجود دارد.
نوشته یعنی این که روایت بر حضور زنده راوی متکی نیست. نوشته حیات کوتاه مدت انسان را پشت سر می گذارد و به سفر ادامه می دهد. رمان نویس می تواند به فراسوی زمان و مکان سفر کند و با هزاران خواننده در تمام دنیا و در قرن های آتی گفتگو کند.
روایتی که به صورت نوشته درمی آید، آغاز و پایان مشخصی دارد. وجه مشترک آن با دیگر قالب های هنری در جدا و مستقل بودن آن است - به صورت یک کل. ارزش رمان تا حدودی به هنری که با آن رمان نویس می آغازد و پایان می دهد، بستگی دارد یعنی شناخت او از حوزه هایی که در آن قلم می زند.
روایت نوشتاری یعنی این که وسیله بیان نشانه ای است که روی کاغذ ثبت می شود و این نشانه، آوا نیست. رمان نویس واژه های سیاهی را بر صفحه سفید می نشاند و با گفتن و شنیدن کلام کاری ندارد.
روایت نوشتاری نه از لحاظ ترکیب بندی شفاهی است و نه از لحاظ طرز بیان. رمان حماسه نیست، گرچه حماسه هایی مثل ایلیاد(۱۷) و اودیسه(۱۸) وجوه مشترک زیادی با رمان دارند. مقایسه این حماسه ها با رمان ها به راحتی تفاوت ها را آشکار می سازد.
وقتی سخن از رمان به میان می آوریم باید به یاد داشته باشیم که قالبی هنری است و از لحاظ یکپارچگی زیباشناختی با دیگر قالب های هنری پیوند دارد، در عین حال قالبی ادبی است و در نتیجه از لحاظ کاربرد واژه برای بیان با دیگر قالب های ادبی پیوند دارد، و نیز به صورت نوشته است و در نتیجه برای ایجاد ارتباط با چشمان خوانندگان شکل گرفته است، خوانندگانی که در اعصار و مکان های گوناگونی قرار دارند.

نظرات کاربران درباره کتاب شناخت هنر رمان

به درد کسایی که میخوان نویسنده بشن و دنبال فوت و فن هستند مناسب نیست اما به درد دانشجوهای ادبیات میخوره اگر میخوان به تکالیفشون در مورد نقد و رمان و این قبیل برسن خوبه بدک نیس
در 2 سال پیش توسط شکیبا آرمان
تعریف های مرز بندی شده و جالبی داشت . اصولا راه کاری برای نویسنده شدن وجود نداره اما قطعا آموزش هایی درباره بهتر نوشتن یا نویسنده ی بهتری شدن میتونه وجود داشته باشه که نویسنده های جوان بتونن ازش استفاده کنند.
در 2 سال پیش توسط sara ir