فیدیبو نماینده قانونی فیدیبو و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب زنان آهنین

نسخه الکترونیک کتاب زنان آهنین به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب زنان آهنین

در این کتاب ۲۰ زن قدرتمند جهان در سال ۲۰۱۶ را بشناسید. مجله معتبر فوربز، فهرست ۲۰ زن قدرتمند جهان در سال ۲۰۱۶ را منتشر کرد.در این فهرست علاوه بر سیاست‌مدران، زنان فعال در عرصه تجارت آنلاین نیز خوش درخشیده‌اند.
کتاب زنان آهنین نگاهی دارد به زندگی هشت زن قدرتمند از این فهرست.
پشن پرده زندگی آنگلا مرکل، هیلاری کلینتون، میشل اوباما، جانت یلن و ... را در این کتاب می‌خوانیم و با رازهای موفقیت آنها آشنا می‌شویم.

ادامه...

  • ناشر: فیدیبو
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 3.83 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۰صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب زنان آهنین

با شروع دوران ریاست جمهوری باراک، میشل شروع کرد به بازدید از پناه گاه های بی خانمان ها و نمایندگانی را برای مشاوره دادن درباره نحوه ارائه خدمات عمومی به مدارس کشور فرستاد.
میشل اوباما ابداعات دیگری نیز در عرصه دیپلماسی عمومی داشته است؛ مانند: مشاوره به خانواده های نظامیان، کمک های کاری به زنان برای برقراری توازن میان اشتغال و خانه داری، تشویق خدمات عمومی، و ارتقای هنر و آموزش هنر. وی پشتیبانی های زیادی را به خانواده ها و زوج های نظامیان ارائه کرده و تلاش کرده است تا پیوند میان خانواده های نظامی را تا حدی افزایش دهد. رسانه ها اکنون روی مدهایی که همسر باراک اوباما به راه می اندازد تمرکز خاصی دارند در حالی به گفته خودش در تلاش است تا نخستین همسر رئیس جمهوری باشد که توجه ویژه به مسئله خانواده های نظامیان کرده است.
در ماه می سال ۲۰۱۴ (اردیبهشت ۱۳۹۳) به کمپین مبارزه علیه دخترربایی گروه بوکوحرام پیوست و در توئیتر با انتشار تصویری، هشتگ دختران ما را برگردانید (#bringbackourgirls) را به راه انداخت.



ابتکار دیپلماسی عمومی بانوی اول آمریکا در فضای مجازی برای مبارزه با گروه تروریستی بوکوحرام و برگرداندن دختران ربوده شده توسط این گروه: «هشتگ: دختران ما را برگردانید»

یکی دیگر از کارهایی که وی در ارائه سبک زندگی جدید به آمریکاییان ارائه داد، راه اندازی آشپزخانه غذای ارگانیک در کاخ سفید و استفاده از حیاط پشتی کاخ سفید به عنوان محلی برای پرورش زنبور عسل بود. البته محصولات ارگانیک مورد استفاده در آشپزخانه کاخ سفید، در همین حیاط تولید می شوند.
میشل در ژانویه ۲۰۱۰ یکی دیگر از ابتکارات خود در عرصه دیپلماسی عمومی را با راه اندازی وب سایتی به نام «حرکت کنیم Let's Move» رو کرد. وی در این وب سایت در تلاش است تا با الگو قرار دادن مسئولان رده بالای آمریکا برای خانواده های آمریکایی به آنان بیاموزد تا روش غذایی کودکان خود را تغییر دهند و از چاق تر شدن کودکان که امروزه یکی از معضلات این کشور در حوزه سلامت است جلوگیری کنند.



تصویر ورزش میان روز باراک اوباما و معاون اولش در کاخ سفید که قرار است الگویی برای همه کارمندان آمریکایی باشد.

میشل اوباما اکنون بیشتر وقت خود را در حال کمک به موسسات خیریه، بیمارستان ها، کودکان بی سرپرست، زنان خانه دار و همسران نظامیان آمریکایی است. صفحه توئیتر وی مملو است از اخبار کمک هایی که طی سال های اخیر به این عده رسانده است.



صفحه توئیتر میشل اوباما مشحون است از اخبار کمک هایی که طی سال های اخیر به کودکان، زنان خانه دار و همسران نظامیان آمریکا رسانده است.

طرفداری از ازدواج هم جنس گرایان
به گفته خود میشل اوباما در انتخابات سال ۲۰۰۸، یکی از افتخارات زندگی اش که به آن مباهات می کند آن است که از حقوق مردان هم جنس گرایان و دموکرات دفاع کرده و همسرش در مسائل حقوقی LGBT (قوانین مرتبط با زنان هم جنس باز، مردان هم جنس باز، دوجنسه ها و تراجنسیتی ها) و دفاع از قوانین مرتبط با آنانید طولایی دارد. میشل و همسرش باراک اوباما همواره مخالف اصلاح قانون منع ازدواج هم جنس ها بوده اند. میشل اوباما در یکی از سخنرانی های خود می گوید: دادگاه عالی آمریکا در پرونده لاورنس در برابر تگزاس (یک تصمیم حقوقی تاریخی توسط دیوان عالی ایالات متحده آمریکا بود. در یک تصمیم ۶-۳ این دادگاه قانون سودومی در تگزاس و تمام ایالت های دیگری که این قانون را تصویب کرده بودند لغو کرد و اعمال جنسی بین هم جنس بازان در تمام در آمریکا قانونی شد. دادگاه عالی به استناد اصلاحیه چهاردهم قانون اساسی ایالات متحده این کار را کرد.) به عدالت نزدیک شد و ارتباط بین کشمکش حقوق مردان هم جنس باز و حقوق مدنی را برقرار کرد.
پس از لغو سیاست «هیچی نپرس هیچی نگو» Don't Ask Don't Tell (سیاستی که توسط دولت کلینتون از ۲۸ فوریه ۱۹۹۴ برای عدم ورود مردان و زنان هم جنس گرا به ارتش آمریکا در نظر گرفته شده بود) در ۲۰ سپتامبر سال ۲۰۱۱، میشل اوباما در ملا عام مردان هم جنس گرا عضو ابتکار خانواده های نظامی ملی را معرفی کرد؛ همان طور که قبلا نیز اشاره شده بود، وی توجه خاصی به خانواده های نظامیان در این کشور دارد.
میشل و همسرش باراک اوباما از طرفداران ازدواج هم جنس بازان در آمریکا هستند و این عده اکنون جایگاه ویژه ای در حزب دموکرات آمریکا دارند.
میشل به همراه همسرش باراک، در ماه می سال ۲۰۱۲ آشکارا ازدواج هم جنس گرایان را مورد توجه خود قرار دادند. پیش از این میشل اوباما هرگز اقدام به چنین عملی نکرده بود. بنا به گفته مقامات رسمی کاخ سفید میشل اوباما و والری جرت، مشاور ارشد وی، دو نفر از ثابت قدم ترین افراد در طرفداری از ازدواج هم جنس گرایان در زندگی باراک اوباما هستند.
میشل اوباما در این باره می گوید: «این مسئله برای میلیون ها آمریکایی و هم چنین برای من و باراک بسیار مهم است. این ها ارزش های پایه ای هستند که کودکان در سنین بسیار پایین می آموزند و ما کودکان این سرزمین را تشویق می کنیم تا در تمام طول عمرشان با این ارزش ها در تعامل باشند. در کشوری که ما به کودکان مان می آموزیم که هر کسی تحت قانون می تواند به اندازه مساوی حق داشته باشد، تبعیض قائل شدن علیه زوج های هم جنس باز کار درستی نیست. به همین سادگی». وی در همایش ملی دموکرات ها در سال ۲۰۱۲ چنین می گوید: «باراک بهرویای آمریکایی اعتقاد دارد زیرا در آن زندگی کرده است... و می خواهد بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی هستیم، یا اهل کجاییم یا به دنبال چه هستیم یا به چه چیز عشق می ورزیم، همه و همه در این کشور فرصت تجربه آن را داشته باشند.»
با ترقی گام به گام باراک اوباما به سمت تبدیل شدن به یک نخبه سیاسی، میشل نیز گام به گام در فرهنگ عمومی مردم آمریکا نفوذ کرده است. در ماه می سال ۲۰۰۶، مجله اسنس (ماه نامه ای درباره زنان دورگه آمریکایی-آفریقایی که مطالبی پیرامون زیبایی، سبک زندگی و مد منتشر می کند) وی را جزو برترین ۲۵ زن الهام بخش کل جهان معرفی کرده است و مجله ونیتی فیر (درباره سبک زندگی و فرهنگ عمومی) در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ جزو برترین ۱۰ زن خوش لباس دنیا معرفی کرد. و توسط مجله مردم در سال ۲۰۰۸ به خاطر اعتماد به نفس و شخصیتش برترین زن آمریکا نیز شناخته شد.



عکس رقص اوباما

هنگام برگزاری انتخابات شوهرش، بسیاری از تحلیل گران بر این باور بودند که وی به عنوان یک زن آمریکایی-آفریقایی به زودی به عنوان یک نقش مدل در میان تمام آمریکایی-آفریقایی های جهان مطرح خواهد شد. لباس های انتخابی وی برای حضور در برنامه ها بخشی از برترین لباس های جشنواره های مد سال ۲۰۰۹ شدند. در حالی که باراک اوباما از لحاظ ظاهر و لباس چندان مورد توجه کارشناسان قرار نمی گیرد، میشل به عنوان بازویی قدرتمند توانسته است این بخش از کاستی های شوهرش را پوشش دهد.
پشتیبانی های عموم مردم آمریکا از وی از همان آغاز باز شدن پایش به کاخ سفید به سرعت رشد کرد و سریعا به عنوان نقش مدل (کسی که بیشترین توانایی در اثرگذاری روی جامعه برای حرکت به سمت و سویی خاص را داشته باشد) در آمریکا مورد توجه همگان قرار گرفت. وی از همان آغاز کار، سفرهای خود برای سر زدن به بیماران سرطانی را آغاز کرد و توسط هفته نامه نیوزویک «قدرت ستاره» نام گرفت و توسط وب سایت بزرگ ام اس ان وی را با عبارت «نمایش ظرافت مردانه» توصیف کرد.

انضباط و استحکام بانوی اول آمریکا باعث شده است تا عده ای از منتقدانش یک تصویر فتوشاپی از وی با بازوان ستبر را در فضای مجازی منتشر کنند.

وی به خاطر حسی که سبک زندگی اش به افراد منتقل می کند با ژاکلین کندی همسر جان کندی رئیس جمهور مقتول آمریکا و به خاطر ادب و انضباطش با باربارا بوش مادر جرج دبلیو و جب بوش مقایسه شده است. این مسئله نشان می دهد که وی قدرت کلامی و انضباط را توامان با نرمی سبک زندگی زنانه همراه کرده است. البته عده ای نیز وی را به دلیل سبک زندگی ای که ارائه می دهد تنها یک پوپولیست دانسته اند.
وی در سال ۲۰۱۰ با حدود ۵۰ طرح مختلف لباس از شرکت های مختلف و با قیمت های بی نهایت بالا مشاهده شد؛ مطالعات انجام شده نشان می دهد که وی برای تهیه لباس هایش فقط به یک شرکت چیزی کمتر ۱۴ میلیون دلار پرداخته است. وی اکنون به عنوان تعیین کننده مد آمریکا شناخته شده است به خصوص در لباس های بدون آستین.
تصویر وی تا کنون روی جلد مجلاتی چون ووگ و بتر هومس چاپ شده و تنها بانوی اول آمریکا است که شخصا برنده یک جایزه اسکار را برای دریافت جایزه اش فراخواند. وی در فستیوال فیلم های هالیوودی در سال ۲۰۱۳، به شکلی کاملا سیاسی، فیلم ضعیفی مانند آرگو که یک فیلم ضد ایرانی بود را به عنوان برنده جایزه بهترین فیلم برگزید و این خود دو نشان بزرگ به همراه دارد: نخست آنکه وی برای تنفیذ هر چه بیشتر قدرتش در فرهنگ آمریکا از هیچ کاری حتی از دست بردن به جوایز اسکار فروگذار نمی کند.
رسانه ها معمولا جلوه های بصری و مدهایی که میشل اوباما به راه انداخته است را بیش از میزان کمک ها و اعانه هایش به بیماران و بی خانمان ها مورد توجه قرار داده اند. وی دراین باره می گوید مایل است تا تمرکز توجه رسانه ها روی وی بیشتر در مورد رسیدگی اش به مسائل خانواده های نظامیان و کارگران باشد.
وی رابطه عمیقی با زنان خواننده آمریکایی دارد و به وضوح در تلاش است تا استانداردی برای یک زن آمریکایی باشد. این مسئله را می توان از همکاری های نزدیک خوانندگان و مدل های زن آمریکایی با وی برای شرکت در همایش ها و میهمانی هایش فهمید.



زنان آهنین



حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



۱۳- میشل اوباما، فعال اجتماعی، همسر رئیس جمهور امریکا



۱۴- ایندرا نویی، مدیرعامل شرکت پپسی کولا



۱۵- آنگلا آرنتس، مدیر فروش اپل



۱۶- ایبیگیل جانسون، مدیر عامل اجرایی شرکت سرمایه گذاری «فیدلیتی»



۱۷- "تسای اینگ ون" نخستین رییس جمهور زن تاریخ تایوان



۱۸- میشله باشله رئیس جمهور شیلی



۱۹- فدریکا موگرینی، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا



۲۰- سفرا کتز، ریاست شرکت «اوراکل»

بیوگرافی آنگلا مرکل، تنها صدر اعظم زن آلمانی



آنگلا مرکل، چهره شناخته شده عرصه سیاست در دنیا است. بعد از جنگ جهانی دوم، آنگلا مرکل هشتمین صدراعظم و تنها رئیس دولت زن این کشور است.
آنگلا مرکل (Angela Dorothea Kanser) در هفدهم جولای سال ۱۹۵۴ به عنوان اولین فرزند خانواده ای که پدرش کشیش و مادرش معلم بود در هامبورگ به دنیا آمد. در همان سال خانوده اش به ایالت براندنبورگ، جایی که پدرش برای اولین بار به عنوان کشیش پروتستانی انتخاب شد، مهاجرت کردند.
آنگلا مرکل در مورد زندگی شخصی اش به ندرت صحبت می کند. در دوران جوانی اش بسیار معروف بود و بهترین شاگرد کلاسش بود اما یکبار در درس فیزک نمره پنج گرفت! در دوران جوانی اش به سازمان جوانان وفادار و پیشتاز DDR (جمهوری دموکراتیک آلمان و به طور غیر رسمی آلمان شرقی) وارد شد.

زندگی سیاسی و فرهنگی



آنگلا مرکل به عنوان یک جوان در حزب DDR آهنگ های گروه Beatles (بیتلز یک گروه پاپ و راک بود که در سال ۱۹۷۰ در لیورپول انگلیس شکل گرفته بود) گوش می داد، به مسکو سفر می کرد و از پوشیدن لباس های آلمان غربی لذت می برد. در برلین شرقی، نزد مادر بزرگش به شکل پنهانی برنامه های سیاسی تلویزیون آلمان غربی را تماشا می کرد. در سال ۱۹۷۳ در تمپلین (شهر کوچکی در ایالت براندنبورگ آلمان) دیپلم دوره دبیرستان را گرفت و در دانشگاه لایپزیگ (Lipzig Universität) به تحصیل رشته فیزیک پرداخت و در سال ۱۹۷۸ آن را با موفقیت به پایان رسانید. در سن ۲۳ سالگلی برای اولین بار با اورلیش مرکل، دانشجوی رشته فیزیک، ازدواج کرد ولی این ازدواج بدون فرزند و تنها چهار سال دوام آورد. وی در سال ۱۹۸۶ به درجه دکترای فلسفه طبیعی (Dr.rer.nat.) نائل شد.



آنگلا مرکل واقعه اتحاد آلمان شرقی و غربی که در بین مردم آلمان به واقعه Maurfall (واقعه فروپاشی دیوار برلین) معروف است، را از پشت شیشه تلویزیون نظاره گر بود. (دیوار برلین سمبل جنگ های سرد و مرز جدایی برلین شرقی و غربی در آلمان بود. از حدود سی سال پیش، توریستان برای دیدن دیوار برلین به این شهر مسافرت می کنند.) وی بعد از این اتفاق ابتدا با مادرش تماس گرفت چرا که او هنوز به باز شدن مرزهای بین دو آلمان و عبور از آن امیدوار نبود.
او در سال ۱۹۸۹ وارد حزب حرکت دموکرات آلمان شد و تا سال ۱۹۹۰ به عنوان سخنگوی مطبوعاتی این حزب که بعدها با حزب دموکرات مسیحی آلمان (CDU) ترکیب شد، مشغول به کار بود. در ۱۸ مارس همان سال، حزب دموکرات مسیحی آلمان، برنده انتخابات پارلمانی آلمان شد و آنگلا مرکل به عنوان قائم مقام سخنگوی دولت انتخاب گردید. او در ۱۸ ژانویه سال ۱۹۹۱ به عنوان وزیر بانوان و جوانان در دولت هلموت کول منصوب شد و در دسامبر همان سال به عنوان قائم مقام ریاست حزب دموکرات مسیحی آلمان انتخاب گردید. ۹ سال بعد مرکل ریاست همان حزب را بر عهده گرفت. سال ۲۰۰۲ با ریاست آنگلا مرکل بر احزاب دموکرات مسیحی آلمان و سوسیال مسیحی بایرن (CSU) مقارن بود. در جریانات دو سال بعد، آنگلا مرکل پیشنهاد بازبینی موضوع مالیات و امنیت اجتماعی را مطرح کرد و در سال ۲۰۰۵ به عنوان کاندیدای صدر اعظمی در کارزار انتخاباتی وارد شد. اگرچه وی نتوانست اکثریت آرا را کسب کند ولی موفق شد در یک ائتلاف با حضور حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD) احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی بایرن با ۳۹۷ رای از ۶۱۱ رای، توسط مجلس فدرال به سمت صدر اعظم انتخاب گردد. آنگلا مرکل اولین صدر اعظم خانم و جوان ترین صدر اعظمی است که به این سمت انتخاب شده است.

موضع گیری صدر اعظم آلمان در مورد جنگ آمریکا در عراق

آنگلا مرکل، در زمان جنگ عراق، با سیاست های ایالات متحده همسو شد و مخالفت شدید اپوزیسیون این کشور را برانگیخت، تا جایی که رئیس حزب سوسیال دموکرات، اظهارات مرکل را "سجده در برابر دولت آمریکا" دانست. در مورد حذف سلاح های اتمی در آلمان، مرکل مذاکرات درباره موشک ها را همراهی با سایر کشورهای عضو ناتو دانسته و مشارکت انحصاری آلمان را کاملاً رد کرد.

زندگی شخصی قدرتمندترین زن جهان



به عنوان یک سیاست مدار پرمشغله زمان وی بسیار محدود است. او شخصا در روزهای شنبه و یکشنبه نشست های مهم و مطبوعاتی برگزار می کند، تصمیم های مهم می گیرد و جلسه ها را برنامه ریزی می کند. اما شب های یکشنبه تلاش می کند وقت آزاد برای خود و خانواده اش داشته باشد. اغلب اوقات او برای همسرش، یواخیم زاور (Joachim Sauer) پروفسور شیمی، آشپزی می کند. آن ها در سال ۱۹۹۸ در مرکز آکادمی علوم با یکدیگر آشنا شده و ازدواج کردند. آنگلا مرکل بدون اینکه از دو ازدواج خود فرزندی داشته باشد، با فرزندان همسر دوم خود که از ازدواج قبلی خود دارد، زندگی می کند. او اعتقاد دارد غذا باید طعم غذاهای روستایی بدهد: سوپ سیب زمینی، شینسل یا ماهی غزل آلا. گاه به گاه او با همسر و دوستانش به کنسرت های موسیقی می رود. وی معتقد است که زندگی کردن فقط در شهر غیر ممکن است؛ به محض اینکه جلسات کاری وی تمام شوند، او به دامان سبز طبیعت می رود!



زندگی

وی فرزند نخست دروتی و هیو روده ام بود. هیلاری و برادرانش تونی وهیو در بریج پارک در حومه شهر شیکاگو در ایالت ایلینوی رشد یافت.
بعد از پایان تحصیلات در کالج ولزلی در رشته علوم سیاسی درسال ۱۹۶۹ وارد مدرسه حقوق دانشگاه ییل شد، و در این مکان برای نخستین بار با بیل کلینتون آشنا شد. او در سال ۱۹۷۳ دکترای حقوق را از همین دانشگاه دریافت کرد.
بعد از مدتی در آرکانزاس در کنار بیل کلینتون که فعالیت زیادی را برای تبدیل شدن به یک سیاست مدار حرفه ای آغاز کرده بود مشغول شد.
بیل کلینتون و هیلاری در سال ۱۹۷۵ با هم ازدواج کردند. هیلاری در سال ۱۹۷۶ عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه آرکانسا و همچنین عضو موسسه حقوقی (Rose law) شد.
در سال ۱۹۷۴ در اوج رسوایی واترگیت، هیلاری به عنوان دستیار کمیتهٔ قضایی کاخ سفید که پیرامون ریچارد نیکسون تحقیق می کرد مشغول کار شد. در سال ۱۹۸۰ بیل و هیلاری صاحب دختری به نام چلسی شدند.
در این موقع همسرش بیل کلینتون به عنوان دادستان کل و بعد از مدتی فرماندار آرکانزاس انتخاب شد هیلاری به مدت ۱۲ سال بانوی اول آرکانزاس بود. او همچنین هوادار سرسخت تامین رفاه برای کودکان و آموزش و پرورش مناسب و استاندارد بود.



با انتخاب بیل کلینتون به عنوان ریاست جمهوری، هیلاری، بانوی اول کشور شد. او همچنان فعالیت های عام المنفعهٔ خود را ادامه داد در سال ۱۹۹۳ مسئول گروه ویژه با نام (Health Care Reform) که وظیفه اصلاحاتی را در بخش سلامت جامعه را بر عهده داشت انتخاب شد.
در سال ۲۰۰۰ هیلاری کلینتون به عنوان سناتور ایالت نیویورک انتخاب شد او یکی از اولین زنان منتخب در مجلس سنای ایالات متحده آمریکا بود.
هیلاری از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ صاحب خانه کاخ سفید و بانوی نخست ایالات متحده بود. پیش از آن وی سمت بانوی نخست ایالت آرکانزاس را نیز داشت و در آن ایالت وکیلی مهم به شمار می رفت. وی از اعضای میانه روی حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا است.
هیلاری کلینتون پس از یک مبارزه انتخاباتی درون حزبی که ۱۸ ماه به طول انجامید، در تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۰۸ اعلام کرد که به تلاش های خود برای احراز سمت اولین رئیس جمهور زن آمریکا پایان داده است و از باراک اوباما برای احراز مقام ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا حمایت کرد. در اول دسامبر سال ۲۰۰۸ باراک اوباما به طور رسمی هیلاری کلینتون را به عنوان وزیرخارجه دولت خود معرفی کرد.
کلینتون در یکی از مصاحبه های خود با بی بی سی فارسی و صدای امریکا به حمایت ایالات متحده از تجمعات سیاسی داخلی ایران پرداخت و گفت: «از درون جنبش اعتراضی این صدا شنیده می شد که امریکا باید مواظب باشد که طوری عمل نکند که عامل و حامی اصلی این جنبش جلوه کند چون اعتبار جنبش و امنیت هواداران آن به خطر می افتد. مثلاً در لیبی، مخالفان قذافی اعلام کردند که از هرگونه حمایت خارجی استقبال می کنند و ما هم حمایت کردیم، اما رهبران اعتراضات ایران چنین استقبالی نمی کردند.
وی در سفر ماه می ۲۰۰۹ پرزیدنت اوباما به خاورمیانه در بازدید از مسجدی در مصر با احترام به فرهنگ اسلامی، روسری به سر کرد.

بستری شدن در بیمارستان

او در روز ۳۱ دسامبر ۲۰۱۲ در بیمارستان پِرزبیترین نیویورک به دلیل عارضه لخته خونی بستری شد. او هم چنین اواسط ماه دسامبر هنگامی که در خانه تنها بود به دلیل درمان یک ویروس معده دچار بیهوشی شد. درمان وی روز ۱۳ دسامبر آغاز و از او خواسته شد تا سفر به آفریقای شمالی و خاورمیانه که برای هفته بعد از آن تنظیم شده بود را لغو کند. وی همچنین ناچار شد تا حضور در جلسه استماع کنگره برای بررسی حمله روز ۱۱ سپتامبر به دفتر دیپلماتیک آمریکا در بنغازی را لغو کند. این نشست قرار بود روز ۲۰ دسامبر برگزار شود. وی در تاریخ چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۱ نیز از بیمارستان مرخص شد. تیم پزشکان معالج وزیر خارجه آمریکا نسبت به روند بهبودی او ابراز خوشبینی کرده است.



کناره گیری از کار



هیلاری کلینتون روز جمعه اول فوریه ۲۰۱۳ به طور رسمی از سمت خود به عنوان وزیر خارجه آمریکا کناره گیری کرد. جان کری در کابینه جدید باراک اوباما جایگزین خانم کلینتون شده است. به گزارش آسوشیتدپرس، هیلاری کلینتون ساعاتی پیش از کناره گیری در نامه ای به باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا، از حمایت های وی تقدیر کرد. در مراسمی که در لابی اصلی وزارت خارجه آمریکا برگزارشد، هیلاری کلینتون با کارمندان و کارکنان این وزارتخانه خداحافظی کرد. هیلاری کلینتون در این مراسم گفت: «من به کارهایی که انجام داده ایم بسیار مفتخرم. البته ما در دوره زمانی بسیار پیچیده و خطرناکی زندگی می کنیم، همانطور که دیدیم دوباره همین امروز سفارت ما در آنکارا مورد حمله قرار گرفت».

کاندیداتوری هیلاری



کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه در دولت اوباما از ژانویه ۲۰۰۹ تا فوریه ۲۰۱۳، جلودار پاسخ آمریکا به بهار عربی و مدافع مداخله نظامی در لیبی بود. او مسئولیت کاستی های امنیتی مرتبط با حمله ۲۰۱۲ بنغازی، که منجر به مرگ کارکنان کنسولگری آمریکا شد را پذیرفت، ولی از اقدامات شخصیش در آن خصوص دفاع کرد. کلینتون «قدرت هوشمند» با ترکیب قدرت نظامی و دیپلماسی و توانایی های آمریکا در اقتصاد، فناوری و دیگر زمینه ها را به عنوان استراتژی اعمال رهبری و ارزشهای آمریکایی قلمداد می کرد. او از رسانه های اجتماعی برای مخابره پیام آمریکا به خارج استفاده کرد. کلینتون به سازمان دهی رژیم تحریم های بین المللی و منزوی کردن دیپلماتیک ایران، در تلاش برای مجبور ساختن آن کشور به محدودسازی برنامه هسته ای اش کمک کرد، این تلاش ها نهایتاً منجر به توافق بین المللی برنامه جامع اقدام مشترک در سال ۲۰۱۵ شد. او در پی ترک این منصب در پایان دوره اول ریاست جمهوری اوباما پنجمین کتاب خود را نوشت و پیش از اعلان دومین رقابت خود برای کسب نامزدی حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶، در آوریل ۲۰۱۵، برای رخدادهای متعددی سخنرانی کرد.



کلینتون پس از کسب بیشتر آرا و دلگت ها در انتخابات مقدماتی سال ۲۰۱۶ حزب دمکرات، رسماً نامزدی حزب خود را برای ریاست جمهوری آمریکا در ۲۸ ژوییه ۲۰۱۶ پذیرفت. او سناتور ایالات متحده تیم کین را برای رقابت به همراه خود برای سمت معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکابرگزید. کلینتون نخستین زنی شد که از سوی یکی از احزاب اصلی آمریکا برای ریاست جمهوری نامزد شده است. او در پلتفرم انتخاباتی خود بر افزودن بر درامدها، بهبود و اصلاح امور مالی کمپین های انتخاباتی و وال استریت تاکید کرده است. او موافق فراهم آوری راهی برای شهروند کردن مهاجرین غیرقانونی و حفاظت از حقوق زنان و دگرباشان است و از فراهم آوردن آمادگی پیش از مدرسه همگانی و مرخصی با حقوق پس از زایمان برای والدین حمایت می کند.



اما گیتس دو درس مهم از این ماجرا گرفت. اول اینکه وقتی صحبتی می کند، به لطف اعتقاد راسخ و منابعی که در اختیار دارد، دنیا حرف های او را می شنود. او می گوید: «هنگام برجسته کردن تنظیم خانواده، زمانی رسید که دیدم می توانیم منابعمان را در مقیاس جهانی به کار بگیریم. با خودم گفتم زنان مسائل دیگری هم دارند که باید به آنها نیز بپردازم». درس دوم هم اینکه ممکن است بابت فعالیت هایش ضربه سختی بخورد.
بیل گیتس می گوید: «آن ها می گویند خانم گیتس در اشتباه بوده، در حالی که کسانی که می خواسته اند از فروش وسایل پیشگیری پولی به جیب بزنند او را گمراه کرده اند». او در واکنش به این موضوع آن صفحه از روزنامه را به ملیندا هدیه داد. ملیندا نیز آن را قاب شده در دفتر مرکزی بنیادشان واقع در سیاتل نگه داشته است. بیل گیتس در این باره می گوید: «من یک نسخه از آن روزنامه را به او دادم چون او تصمیم گرفته بود صحبت کند و با جنجال های مربوطه نیز کنار بیاید. فعالیت در این حوزه پیچیده است، اما او این موضوع را پذیرفته است».
کسانی که فعالیت های بنیاد گیتس را زیر نظر دارند این موضوع را رد می کنند که ملیندا زیر نظر بیل گیتس عمل می کند. آرون دورفمن از یکی از موسسات نظارتی این حوزه گفته است: «هر کسی که نگاه نزدیکی به ماجرا دارد متوجه می شود که ملیندا گیتس نقش رهبری بنیاد را بر عهده دارد، نه بیل».
ملیندا گیتس در این باره گفته است: «من و بیل قطعاً کار خود را در یک سطح شروع نکردیم. بیل مدیرعامل مایکروسافت بود و من چندین سطح از او پایین تر بودم. ما واقعاً باید تغییر می کردیم تا بتوانیم در کنار هم و در یک سطح کار کنیم. این تغییری نیست که یک شبه رخ دهد، اما هر دوی ما به آن متعهد بودیم. وقتی مشکلی پیش می آمد مجبور بودیم پشت صحنه با هم صحبت کنیم. اما فکر می کنم حالا دیگر همه چیز خوب پیش می رود».
او ادامه می دهد: «ما به معنای واقعی کلمه جلسات و مسائل مختلف را به یکدیگر پاس می دهیم و با تصمیم گیری با یا بدون حضور دیگری هیچ مشکلی نداریم. تصمیم گیری هایی که از آن صحبت کردم همیشه بر سر مسائل پولی نیست. بیشتر به این فکر می کنیم که آیا دیگری هم به همان اندازه که من برای این تصمیم اهمیت قائلم به آن ارزش می دهد یا نه».
بیل گیتس می گوید: «من برای تمام کارهایی که در زندگی ام انجام داده ام شریک داشته ام. این شریک در اولین سال های مایکروسافت پاول آلن بود که در ایده ها و کارهای اولیه به من کمک می کرد. سپس استیو بالمر بود، که در دانشگاه با او آشنا شده بودم. او آمد و به ادارهٔ شرکت کمک کرد و آن را به موفقیت فوق العاده ای رساند. حالا هم که ملیندا شریک من در بنیاد گیتس است».
ملیندا گیتس نیز همان عنوانی را با خود یدک می کشد که همسرش دارد: موسس و رئیس (به صورت مشترک با بیل گیتس، پدر بیل گیتس و وارن بافت که به عنوان یکی از اعضای هیئت امنا موفقیت خود را به این بنیاد سرازیر کرده است). سوزان دزموند هلمن، مدیرعامل این بنیاد که کار خود را سال گذشته شروع کرده است می گوید: «ملیندا و بیل تصمیم گیرندگان نهایی هستند. در فرایندهای تصویبی که با بودجه ها و استراتژی های سالانه آغاز می شوند، به هر دوی آنها به یک اندازه اختیار داده شده است».



طرح های تنظیم خانوادهٔ بنیاد گیتس خیلی سریع به سمت زنان باردار و به ویژه بهداشت مادران و دوران قبل از زایمان تغییر جهت پیدا کرد. وقتی روی این حوزه ها وقت می گذارید، طبیعتاً بهداشت نوزادان نیز یکی از طرح های تکمیلی شما خواهد بود. سپس نوبت تعهد به گسترش فرصت های تحصیلی برای دختران رسید. و بعد قرار بود دخترانی که از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند چه کاری انجام دهند؟ گیتس متوجه است که اغلب آنها قرار نیست در ازای کار در کشورهای در حال توسعه حقوقی دریافت کنند. به همین دلیل به برنامه های زیادی چراغ سبز نشان داده است که به تشویق و ترویج کارآفرینی خرد می پردازند، از جمله کشاورزی در مقیاس کوچک و بانکداری موبایلی.
نتیجه مجموعه ای از طرح هایی است که از گهواره تا دوران فرزندداری، زنان و دختران را همراهی خواهند کرد. این بنیاد مشخص نمی کند چقدر پول در این حوزه هزینه می کند چرا که هزینه های آن به شدت در ۳.۹ میلیارد دلاری که سال گذشته صرف کرد ریشه دوانده است. اما میزان کمک هر برنامه به زنان و دختران به طور اخص اندازه گیری می شود.
برای مثال، بنیاد گیتس از M-KOPA حمایت می کند؛ سازمانی واقع در کنیا که لامپ های خورشیدی می سازد. این حمایت با ارائهٔ نوعی منبع برق مستقل، روی کاغذ از لحاظ جنسیتی برنامه ای خنثی محسوب می شود که خانواده های بی بهره از انرژی برق را از هزینه ها و خطرات استفاده از چراغ های نفتی دور می کند. اما توزیع برنامهٔ مذکور بیشتر به نفع دختران است؛ قشری که اغلب شبها بعد از انجام کارهای روزانهٔ منزل، مشغول درس خواندن هستند.
یکی دیگر از شرکای بنیاد گیتس GSMA است. این شرکت حساب های بانکی موبایلی را به مناطقی می برد که ساکنین آنها از لحاظ دسترسی به بانک با دشواری روبرو هستند. این بار نیز زنان نفع بیشتری از این ماجرا می برند. طبق آمارهای بانک جهانی، در کشورهای در حال توسعه در مقابل بهره مندی ۶۵ درصد مردان از حساب های بانکی، تنها ۵۸ درصد از زنان حساب بانکی دارند که بسیاری از آنان نیز به عمد از نظام رسمی مالی این کشورها محروم شده اند.
ملیندا گیتس می گوید: «وقتی در جاهایی مثل هند یا مرکز بنگلادش با زنان صحبت می کنید، ابتدا به نوعی نمی خواهید آنچه به شما می گویند را قبول کنید. اما وقتی واقعاً می نشینید و به گفته هایشان فکر می کنید می بینید درست می گویند. این گروه از زنان بودند که به من کمک کردند بفهمم باید به تمام مسائل دیگری که در کشورهای در حال توسعه می بینم نیز رسیدگی کنم. همهٔ آنها تکه ای از یک چیز هستند».
بنیاد گیتس برای تامین مالی پیشگامان این حوزه نیز اشتیاق فراوانی دارد. موفقیت ها با پول بیشتر مورد تشویق قرار می گیرند و با شکست ها به مثابه فرصت هایی برای یادگیری رفتار می شود. مگان وایت موکوریا نمونه خوبی برای این مسئله است. او موسس گروه کنیایی زانا افریکا است که تمرکز آن حوزه بهداشت زنان است. بسیاری از دختران در افریقا، با نسبت قابل توجه یک نفر از هر ده نفر، به خاطر ملاحظات بهداشتی به طور موقتی و یا حتی همیشگی از تحصیل در مدرسه دور می مانند.
جدول زمانی کمک مالی به زانا افریکا کاملاً تابعی از منحنی تمرکز جنسیتی بنیاد گیتس است. موکوریا پس از دریافت ۱۰۰ هزار دلار کمک هزینه تولید لوازم بهداشتی از مواد اولیه محلی مثل الیاف بامبو یا کتان هندی، برای توسعه مرحله دوم کار خود یعنی آزمایش استراتژی های پخش و اتخاذ رویکردهای آموزشی با پاسخ منفی مواجه شد. این پاسخ منفی، دو ماه بعد به «شاید» و سه ماه پس از آن نیز به یک میلیون دلار کمک قطعی تبدیل شد. زانا افریکا حدود دو ماه پیش نیز یک کمک هزینهٔ ۲.۶ میلیون دلاری دیگر دریافت کرد.
خود موکوریا در این باره می گوید: «آن ها (بنیاد گیتس) در ابتدا نمی توانستند هزینهٔ توسعهٔ این کار را تقبل کنند چون محصول ما جزو اختیارنامه عملکرد آنها در حوزه بهداشت نبود. اما آنها به معنای واقعی کلمه نگاهی به یکدیگر انداختند و گفتند باید این کار را انجام دهیم. اگر آنها این کار را انجام نمی دادند، هیچ کس دیگری انجام نمی داد».
اما با برنامه ای تحت عنوان «قرار دادن زنان و دختران در مرکز چالش توسعه»، سال آینده باید انتظار کمک های بیشتری از این دست داشت. حدود ۲۰ برگزیده این برنامه، در مجموع حدود ۲۰ میلیون دلار در قالب طرح های ویژه زنان، کمک مالی دریافت خواهند کرد. این برای گیتس مبلغ ناچیزی است اما برای کسانی که زنان و دختران را به جای محصول جانبی سودآوری، هدف اصلی خود می دانند، این پیام را به همراه دارد که بنیاد گیتس آماده است به آنان کمک کند. قدم اول برای رسیدن به این هدف می تواند تاسیس یک موسسه تهاتری برای کسانی باشد که مشتاق اند در این حوزه یاری رسان باشند.
دورفمن در این باره می گوید: «همه سعی دارند ببینند این برنامه چه سمت و سویی خواهد داشت. بسیاری از گروه ها برنامه کاری خود را بر این اساس تنظیم می کنند». این سخنان با نقدی همیشگی به فعالیت های بنیاد گیتس مبنی بر اعمال نفوذ بیش از اندازه و اتخاذ تصمیم های متعدد توسط عده ای اندک نیز جور در می آید. اما نظر مکگوی در این باره این است که «چه آقا و خانم گیتس چنین تصمیمی داشته باشند چه نه، این استنباط وجود دارد که نفوذ جهتدارانه ای که از سوی مدیران این بنیاد اعمال می شود را باید به فال نیک گرفت، نه اینکه آن را منشا بالقوه مشکلات احتمالی در نظر بگیریم».
The EMP, foreground left, The Bill and Melinda Gates Foundation new headquarters(two horseshoe shaped buildings and parking garage with garden rooftop), and the South Lake Union area, right, as seen from the Space Needle in Seattle, Wash. on April 23, 2011. Just as Gates Foundation employees are moving into their new offices, employees of another, newer high-tech giant, Amazon, are moving into their sprawling new offices in the South Lake Union neighborhood, right, a part of the city Mr. Allen has almost singlehandedly redeveloped.
دزموند هلمن می گوید: «تجربه من این بوده است که او (ملیندا گیتس) دوست دارد نظرات دیگران را نیز جویا شود. ما در بنیاد افرادی داریم که تمام زندگی شغلی خود را به حوزه ای تخصصی اختصاص داده اند، مثلاً کسی داریم که کل زندگی اش را به فعالیت در حوزهٔ بیماری سل اختصاص داده است». وقتی از او پرسیده شد آیا کسی به ملیندا گیتس «نه» هم می گوید، او در پاسخ می خندد و می گوید: «اکثراً می گویند بله، امکانپذیر نیست! احتمال شنیدن این از نه بیشتر است».
گیتس اضافه می کند: «صادقانه بگویم، ما در برابر مردم جهان مسئولیم. امید دارم در پایان عمر ما، کسی به عقب نگاه کند و بگوید ملیندا و بیل گیتس تصمیم گرفتند دنیا را از طرف فقرا تغییر دهند. آیا موفق شده اند؟ آیا کودکان بیشتری به خاطر فعالیت های آنها زنده مانده اند؟ آیا ابتلا به مالاریا کاهش یافته است؟ این ها همان کسانی هستند که ما در قبالشان مسئولیت داریم».
اما برگردیم به برلین؛ جایی که گیتس بعد از صرف شام در کاخ صدر اعظم آلمان، آنجا را به سمت جت شخصی اش ترک می کند. اما در آن سوی شهر و در دنیایی مجزا از تالارهای قدرتی که گیتس به تازگی ترک کرده است، یک مجتمع دولتی وجود دارد که هزاران سوری و پناهجوی دیگر در آن منتظر ثبت درخواست پناهندگی خود هستند.
محال است بتوان تمام زنانی را که از نوزادان داخل کالسکه و آوار به جا مانده از زندگی شان در کیسه های پلاستیکی مراقبت می کنند نادیده گرفت. آن ها به خاطر حریم شخصی چادر جداگانه دارند. مردان نیز با نگرانی در صفوف شلوغ منتظرند تا نامشان هر چه زودتر برای ارائه مدارک شناسایی و پول و خدمات ثبت شود. این پناهندگان پس از رساندن خود به برلین، چاره دیگر ندارند جز صبر.
او می گوید: «وقتی تصاویر را نگاه کنید خواهید دید بسیاری از پناهجویان را زنان تشکیل می دهند. حتی اگر از مرز هم رد شوند آنها را به کمپ می برند، که خود این کمپ ها از لحاظ خشونت و تجاوز برای نگهداری زنان جای هولناکی محسوب می شود. نسبت مردان و زنانی که تحت تاثیر قرار گرفته اند نابرابر است. این قلب من را به درد می آورد. این به هیچ وجه درد کوچکی نیست».
بنیاد گیتس طوری طراحی شده است که بتواند چالاکی بالایی داشته باشد. این زوج دستور داده اند پس از فوت آخرین موسس باقی مانده این بنیاد، ظرف مدت ۲۰ سال تمام دارایی های آن به کار گرفته و به کار آن پایان داده شود. گیتس حدود ۱۷ میلیون و پانصد هزار دلار برای بحران پناهجویان خاورمیانه سرمایه گذاری می کند؛ مبلغی که دنیا آن را مرهمی بر این زخم می داند و ملیندا گیتس آن را یک قدم دیگر در جهت بهبود زندگی زنان مستمند.



کم کردن از چراغ های درختان کریسمس

چهار سال بعد او کارخانه خود در دیتروید را که یک کارخانه مونتاژ جنرال موتورز است مدیریت می کرد. در عرف جنرال موتورز آن کارخانه D-ham نامیده می شود که در سال ۱۹۸۵ به عنوان یک ویترین برای نمایش دوره جدیدی از اتوماسیون در رقابت با ژاپن افتتاح شد. اما تکنولوژی به گونه ای غیرقابل اعتماد بود که جنرال موتورز همان زمانی را که صرف ساختن ماشین می کرد را صرف بدست آوردن روبات کرد. در آن زمان که بارا وارد D-ham شد، وضعیت به واسطه تغییرات در هم پیچیده بود. بارا در ماه اول در مجتمع پرسه می زد و با همه صحبت می کرد. لری زهنر مدیر تولید، رئیس او در آن زمان، می گوید: وقتی که او در کارخانه راه می رفت، بیشتر افراد را به نام می شناخت.

وضعیت اصلاً جالب نبود و بارا در حال آماده کردن بودجه بود و تصمیم گرفت برای کاستن از مخارج چراغ های کریسمس روی درختان جلوی کارخانه را کم کند. فرانک مولری، رئیس فروشگاه اتحادیه می گوید: به یاد دارم که روی به روی نشسته بودم و گفتم شوخی می کنی؟ یعنی ما این قدر اوضاعمان خراب است که باید لامپ های کریسمس را کم کنیم؟
آن ها توافق کردند که قبض برق را نصف کنند. مولری می گوید: اوضاع آن قدرها هم غم انگیز نبود. اما درنهایت عملکرد شما در این مسائل نشان می دهد که تصمیمات کارساز هستند یا خیر. در عرض دو سال D-ham درزمینهٔ کیفیت و ایمنی پیشرفت آنجا افزایشی دورقمی داشت و موفق به کسب جایزه کیفیت شد.



مشکل سوئیچ

درحالی که بارا سرگرم حل مشکلات کارخانه بود، در جای دیگر در این شرکت جنرال موتورز آماده راه اندازی شورلت کبالت ۲۰۰۵ بود، ماشینی که یک دهه بعد دردسرساز شد. هنگامی که یک گروه کوچک از مهندسان بازرس گزارش دادند که کلید کبالت از موقعیت RUN “موتور-روشن” در هنگام تکان به حالت Accessory “فقط وسایل برقی- روشن” لغزیده می شود، او هرگز در مورد آن نشنیده بود.
در طول چند سال بعد، درحالی که از یکسو بارا در شرکت به سمت مدیر اجرایی مهندسی ساخت و تولید و توسعه ماشین آلات کارخانه ارتقا می یافت، دامنه مشکلات سوئیچ نیز وسیع تر می شد. در سال ۲۰۰۵ مهندسان راه حلی برای رفع مشکل سوئیچ در نظر گرفتند، اما به جای آنکه اقدام عملی در جهت جمع آوری و تعمیر باشد، تنها با صدور یک “بولتن خدمات” در دسامبر ۲۰۰۵ در نمایندگی های مجاز این شرکت در صورت شکایت مشتریان به آن ها توصیه می شد دسته کلید خود را سبک تر کنند. به عبارتی برای رفع مشکل مغزی سوئیچ دسته کلید خود را سبک تر کنند تا هنگام تکان های ماشین بر سطح جاده فشار کمتری به کلید وارد شود و خودرو ناگهان خاموش نشود!
در سال ۲۰۰۶، سیستم برق رسانی به شکلی بی سروصدا بدون تغییر متناسب در بخش های قبلی دوباره طراحی شد و موجب مغفول ماندن این خطای بسیار مهم و احتمالاً تاخیر در صدور فراخوان شد.

چرا رئیس فعلی از مشکل بی خبر بود؟

سناتور باربارا پس از خواندن بخش های رزومه بارا در یک جلسه در ماه آوریل گفت: شما یک فرد بسیار مهم در این شرکت هستید. بسیار عجیب است که به عنوان یک کارمند ارشد هیچ چیز در این مورد نمی دانید.
بارا می گوید درواقع اصلاً عجیب نیست. با در نظر گرفتن تعداد ۲۱۹۰۰۰ کارمند در حال حاضر (۳۲۶۰۰۰ یک دهه پیش، زمانی که مشکل سوئیچ ظاهر شد) باید پذیرفت که جنرال موتورز، یک سازمان بزرگ و پیچیده است. فقط ۳۰۰۰۰ نفر در بخش توسعه محصول مشغول کارند. همان طور که در معرفی بارا اشاره شده، برقراری ارتباط بین بخش های مختلف نیز در آن زمان خیلی مناسب نبود. سیستم ارتباطی به شکل طبقاتی بوده که اطلاعات یک بخش، به عنوان مثال تیم حقوقی به طور موثر با سایر بخش ها مانند تیم مهندسی تقسیم نمی شد.
فراتر از آن، تمام خودروسازان یک پروسه برای ارزیابی مسائل ایمنی دارند که به عمد مدیران ارشد را شامل نمی شود چرا که آن ها هزینه های بی مورد نمی خواهند.
هنگام وخامت اوضاع این شرکت در سال ۲۰۰۹ تنها ترس اوباما از تبعات بسته شدن درب جنرال موتورز، که به طور غیر مستقیم زندگی شغلی هزاران نفر به آن بستگی داشت و ممکن بود به اقتصاد شکننده امریکا در آن زمان خسارت سنگینی وارد کند، این شرکت از فروپاشی نجات داد. دولت اوباما مدیرعامل وقت شرکت ریک واگنر را برداشت و فردریک «فری تز» هندرسون را برای هدایت این شرکت در زمان ورشکستگی انتخاب کرد.
هندرسون بارا را به سرپرستی منابع انسانی منصوب کرد. او نه تنها به گزینش افراد شایسته در موقعیت های مناسب پرداخت؛ بلکه با کنت فین برگ که توسط دولت اوباما منصوب شده بود برای محدود ساختن پرداختی به ۲۵ مدیر جنرال موتورز در دوره ای که تحت مالکیت دولت بود مشاوره می داد. فین برگ می گوید: او یک مشاور بسیار موثر بود. او همه چیز را در مورد ۲۵ نفر می دانست. اما بسیار انعطاف پذیر نیز بود.
پس از آمدورفت کوتاه یکی دیگر از مدیرعامل های شرکت، مدیر پیش از بارا، آکرسون شروع به کار کرد. وی در رونق بخشیدن به کسب وکار جنرال موتورز بسیار کوشید. این دو از همان ابتدا یکدیگر را درک کردند. رئیس پیشین قسمت توسعه محصول و خرید را با هم تحت مدیریت بارا به منظور کاستن از هزینه ها ادغام کرد. به گفته آکرسون با برداشتن یک لایه مدیریتی و دادن مسئولیت بیشتر به مهندسان ارشد، بارا نظم دوباره ای به وضعیت هرج ومرج برگرداند.
با فارغ شدن از میلیاردها دلار بدهی به لطف وضعیت ورشکستگی، آکرسون برنامه های شرکت برای شتاب بخشیدن برای طراحی اتومبیل های بیشتر با زیرساخت های ساده تر مانند فورد با موتور F-0.15 و فولکس واگن انجام دهد. از این طریق با یافتن یک بازوی مالی جدید یک میلیارد دلار صرف بازسازی بخش IT شرکت که برون سپاری شده بود شد. از این رهگذر امکان استفاده از داده های موردنیاز برای تصمیم گیری دقیق را فراهم کرد. به عنوان مثال برای اولین بار جنرال موتورز می توانست مقدار درآمد حاصل از فروش هر خودرو در هر بازار در سراسر جهان را به دست آورد.
در سال ۲۰۱۳، وقتی در هیئت مدیره جنرال موتورز برنامه خروج احتمالی آکرسون طرح شد، بارا یکی از چهار نامزدی بود که بی سروصدا برای این کار در نظر گرفته شد. آکرسون می گوید: می خواستم مطمئن شوم که انتخاب او کاملاً درست است. این واقعیت که او یک زن است خیلی مهم بود. اما او موقعیت را به واسطه محاسن و عملکرد خود به دست آورده است.
تغییر رهبری به طور غیر منتظره در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۳ به دنبال بیماری سرطان همسر آکرسون رخ داد و او تصمیم به کناره گیری برای مراقبت از او گرفت.

وضعیت کنونی جنرال موتورز



به گزارش ارانیکو به نقل از فوربز، در طی پنج سالی که جنرال موتورز از ورشکستگی خارج شده، این شرکت راهی طولانی برای سروسامان دادن به اوضاع خود پیموده است. سهم بازار خرده فروشی این شرکت بهبودیافته است، متوسط قیمت معامله تا $ ۲۰۰۰ در مقایسه با یک سال پیش اوج گرفته است. در رتبه اعتباری وال استریت جنرال موتورز به کلاس سرمایه گذاری بهبودیافته و هزینه های قرض آن کاهش یافته است. شورلت، بزرگ ترین نام تجاری این شرکت، یک رکورد فروش ۵ میلیون دستگاه خودرو در سال گذشته به ثبت رسانده و از سویی دیگر جنرال موتورز رکورد فروش در چین بزرگ ترین بازار جهان را نیز دارد. از سال ۲۰۰۹، جنرال موتورز ده میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا از طریق سرمایه گذاری برگردانده است.
جنرال موتورز همچنان به فروش در ایالات متحده و چین، دو بازار بزرگ خود ادامه می دهد. طرح شرکت استفاده از سود حاصل از آن بازارها برای بازسازی و ایجاد سرمایه گذاری های لازم برای رشد سودآور در سایر نقاط جهان است. این کار همراه با تلاش برای یافتن راه هایی برای اشتراک محصولات و تخصص در سراسر جهان رخ می دهد. هم زمان معاون اجرایی جنرال موتورز با انجام فعالیت های بین المللی به جای تلاش برای رقابت حاشیه ای با محصولات بی ربط به دنبال هماهنگ سازی محصولات جنرال موتورز با ذائقه مصرف کنندگان کشورهاست.
رونق دوباره شرکت جنرال موتورز در ایالات متحده با سقوط اقتصادی اروپا هم زمان بود. این شرکت با معضلاتی ازجمله بسته شدن کارخانه ای در آلمان تحت ریاست جدید کارل توماس نویمان، یکی از مدیران سابق فولکس واگن روبه رو شد. در ابتدا جنرال موتورز با فروش بخش اپل بر گسترش شورلت در اروپا متمرکز شد، سپس بار دیگر اپل را وارد بازی کرد. پس از ۱۸ میلیارد دلار ضرر و زیان از سال ۱۹۹۹، جنرال موتورز در تلاش برای جبران در اروپا است.
بارا همچنین باید برای قرارداد جدید ملی در خصوص کارگران خودرو در ایالات متحده مذاکره کند. کارگرانی که به دنبال بازگرداندن برخی از مزایای ازدست رفته خود هستند.
بحث فراخوان به آمار فروش کارخانه صدمه نزده است. در ماه آوریل، جنرال موتورز عملکرد بهتری نسبت به انتظارات داشت: با فروش ۷ درصد بیشتر از سال پیش و افزایش سهم بازار خرده فروشی از ماه مارس. تحلیلگران مانند رایان مورگان فکر می کنند که ممکن است موج فعلی فراخوان درواقع به فروش مدل های جدید جنرال موتورز کمک کند؛ چرا که مشتریان بیشتری به نمایندگی های این شرکت جهت رفع مشکل اتومبیل قدیمی مراجعه می کنند.

فراخوان خودروهای مشکل دار سخت ولی امیدبخش است

بارا از یک چیز مطمئن است که فراخوان دردناک است ولی درعین حال این بحران فرصتی برای رها شدن از بقایای جنرال موتورز قدیمی است. او می گوید: من واقعاً حس می کنم در حال انجام کار درستی هستیم و خدمت خوبی به مشتری ها از این طریق می دهیم، این امر درعین حال فرصتی نیز برای سرعت بخشیدن به تغییر فرهنگی است.
یک هفته پس از مصاحبه چالشی او در کاپیتول هیل، بارا این بار به شکلی بسیار دوستانه تر با چند صد مهندس در سالن کافه تریا در مرکز فنی جنرال موتورز در حومه دیترویت، ۱۸ مایل دورتر از محل جنرال موتورز صحبت کرد. در این جلسه که در ۱۰ آوریل انجام شد به تمام کارکنان این شرکت در سرتاسر جهان مخابره شد. بارا با آن ها در مورد جدیت در کار شوخی هم کرد.
پیام او برای هر کسی که در خط مونتاژ در D-HAM یک دهه پیش کار می کرد آشنا بود. او می گفت: اگر فکر می کنید برخی از اطلاعات برای گروهی دیگر مفید است، فقط گوشی را بردارید. یا پای میز بروید و ایمیل بزنید.
در روزهای آینده جنرال موتورز جزئیات تحقیقات Valukas را ارائه خواهد کرد؛ بارا در این باره وعده داده تا خلاصه ای شفاف از اشتباهات گذشته را ارائه کند. او همچنین اقدامات دیگری مثل یک خانه تکانی شدید در بخش حقوقی جنرال موتورز انجام. در حال حاضر جنرال موتورز یکی از وکلای ارشد این شرکت را برای مشاوره به رئیس امنیت جهانی در مورد مسائل حقوقی، به امید تسریع جمع آوری داده ها و تصمیمات احتمالی، اختصاص داده است.
جنرال موتورز همچنین انتظار دارد یکسری اطلاعات در مورد پرداخت غرامت برای خانواده های قربانیان حادثه و مقدار پرداخت به آنان دریافت کند. سپس بارا برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات جدید این تحقیقات با نمایندگان مجلس احتمالاً به واشنگتن باز خواهد گشت.
اما این به معنای پایان مناقشه نیست. پرونده جنرال موتورز هنوز توسط وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا در حال بررسی است و ممکن است مجبور به پرداخت جریمه ای حدود ۱.۲ میلیارد دلار که تویوتا به تازگی به علت تاخیر در پاسخگویی با آن واجه شده، بشود. این شرکت همچنین تحت بازرسی در پنج تحقیق جداگانه است. این پرونده های حقوقی به واسطه شکایت مشتریانی که ادعا می کنند اتومبیل آن ها ارزش خود را پس از فراخوان ازدست داده ایجادشده است.
حل این مناقشه آسان نخواهد بود، اما بارا مصمم به نظر می رسد. گریس لیبن، معاون ریاست جنرال موتورز برای خرید و عرضه جهانی گفت: برنامه بارا این هست که اگر ما اشتباه کردیم اعتراف کنیم و کار را درست ادامه دهیم. این دقیقاً همان چیزی است که این شرکت در ماه فوریه انجام داد. لیبن می گوید واکنش خیره کننده بود. وی گفت: تامین کنندگان نزد ما آمدند و گفتند به نظر می آید فرهنگ شرکت شما تغییر کرده است. به نظر من هم این کار درست است. در جنرال موتورز قدیمی فکر نمی کنم چنین کاری انجام می شد.



در اواخر ۲۰۰۷ میلادی، مارک زاکربرگ، رهبر فیس بوک، شریل را در یک میهمانی کریسمس که توسط دان روزنویگ Dan Rosensweig ترتیب داده شده بود، ملاقات کرد. خانم شریل بر اساس بررسی مدارک و منابع، دران زمان، مشغول بررسی تصدی پست مدیریت در شرکت واشنگتن پست بود. زاکربرگ، به دنبال یک مدیر ارشد عملیاتی OOC برای شرکت بود که به فکر شریل سند برگ افتاد. دیدار سندبرگ با زاکربرگ در اجلاس اقتصاد جهانی که هر ساله در داووس سوئیس برپا می شود، سبب شد تا از مارچ ۲۰۰۸، شریل به فیس بوک برود. از زمان حضور شریل در غول شبکه های اجتماعی اینترنت، وی به فکر سودآورتر کردن شرکت بود. ایده شریل بود که رهبران فیس بوک را متقاعد کرد تا تبلیغات را وارد عمل کنند. ۲ سال پس از حضور شریل در فیس بوک، این شرکت کاملاً سودآور شد.



(گزارش نشریه نیویورکر از حضور موفق یک زن در هیئت مدیره فیس بوک – ۲۰۱۱)

زاکربرگ در سال ۲۰۱۰ میلادی با انتشار مطلبی در وبلاگ رسمی فیس بوک، موفقیت کسب و کار بین المللی فیس بوک را مدیون ایده های خلاق خانم سند برگ اعلام کرد. این اطلاعات را در پرتال NEWSROOM.FB.COM مشاهده کنید. قریب به ۳۱ میلیون دلار خانم سندبرگ، از رهبران فیس بوک پاداش گرفت. در همان سال، ایشان به هیئت مدیره فیس بوک راه یافت. اکتبر ۲۰۱۰ بود که نشریه بیزینس اینسایدر اعلام کرد که ارزش روز سبد سهام خانم سندبرگ بیش از ۷۹۰ میلیون دلار تخمین زده می شود. اکنون، ۱۷ میلیون سهم فیس بو ک، در اختیار خانم شریل سند برگ هست. فعالیت در شرکت هایی چون والت دیزنی، هافتینگتون پست، مرکز توسعه جهانی و استارباکس، از جمله دیگر فعالیت های کسب و کار موفق بانوی نخست فیس بوک به شمار می رود.

پای درس سند برگ

خانم شریل سند برگ، در سخنرانی ها و نوشته هایش، خیلی آکادمیک صحبت می کند و حرف هایش، برای علاقمندان به کسب و کار با دید بلند مدت، نکته های کلیدی زیادی دارد.



(شریل سند برگ: زنان باید توان افزایی کنند)

جمله های قابل توجه از سندبرگ

• برنامه ریزی برای مسیر شغلی را فراموش کنید. سندبرگ معتقد است برنامه ها به درد خندیدن می خورند! «من همیشه به آدم ها می گویم که اگر تلاش کنند تا نقطه های منفرد و جدای مسیر شغلی شان را به هم وصل کنند و آن خط ها را دنبال کنند، مسیر محدودی را پی می گیرند.
• اگر من تصمیم می گرفتم مسیر شغلی را که در کالج برایم متصور بود ادامه بدهم ـ زمانی که اینترنت، گوگل یا فیس بوکی وجود نداشتندـ آنگاه اینجا نبودم. من نمی خواستم چنین اشتباهی را مرتکب شوم. دلیل من برای نداشتن برنامه همین است: اگر برنامه داشتم، گزینه های امروزم محدود بودند.»
• هرگز نترسید. بخش پایانی صحبت های سندبرگ در مراسم فارغ التحصیلی کالج بارنارد این گونه بود: «اجازه ندهید تا ترس هایتان آرزوهایتان را نابود کنند. موانع پیش روی تان را همان بیرون نگه دارید و به درونتان راهشان ندهید. آینده دوستدار بی باکی است. من به شما قول می دهم که شما هیچ وقت نخواهید دانست که آیا قابلیت انجام کاری را دارید یا نه، مگر اینکه امتحان اش کنید. شما امروز از این پله نیز می گذرید و زندگی تان را به عنوان یک بزرگسال آغاز خواهید کرد. با آرزوهای بزرگ شروع کنید … امشب به خانه بروید و از خودتان بپرسید: اگر نترسم چه کار خواهم کرد!؟ و بعد همان کار را بکنید. تبریک می گویم!»
• هیچ تصمیمی را قربانی تصمیمی دیگر نکنید. تردید در گرفتن یک تصمیم، نباید باعث شود زندگی تان تعطیل شود! ۶- خود محل کار با خود واقعی هیچ فرقی ندارند. همه جا ـ چه منزل و چه محل کار ـ همیشه خودتان باشید. هیچ فاصله ای میان زندگی شخصی و کاریتان ایجاد نکنید.
یکی از نوشته های وی، توسط خود ایشان به کتاب تبدیل شد و انتشارات نوف دوبلدای در سال ۲۰۱۳ آن را منتشر نمود که البته با استقبال خوبی از سوی علاقمندان به بانوی اول فیس بوک مواجه شد. این کتاب البته اخیراً به فارسی نیز ترجمه شده است.



(کتاب به سمت تعالی نوشته شریل سند برگ، نشر Knopf Doubleday Publishing Group)

البته درباره خانم شریل، کتاب های دیگری هم نوشته شده است که می توان به کتاب آمی پتینتلا اشاره داشت که توسط انتشارات کاوندیش در سال ۲۰۱۴ وارد بازار نشر شد. در این کتاب، درباره زندگی نامه و قابلیت ها و ایده های خانم سندبرگ، مطالبی در ۱۱۲ صفحه ارائه شده است. ایشان پرتالی برای بازنشر ایده هایش درباره زنان نیز راه اندازی کرده که در پرتال leanin.org دردسترس می باشد.



(رهبری زنان، شریل سند برگ، نوشته Amy Pettinella – نشر Cavendish Square)

اقدامات وی درباره توانمندسازی زنان به همراه کتابی که در این زمینه نگاشته است، منبع الهام و شکل گیری بسیاری از تشکل ها و اجتماعات زنان شده است که بر روی مسائلی در زمینه توانمندسازی زنان کار می کنند. خود وی نیزهمیشه در جهت این هدف تلاش کرده است، هر چند که برخی از گروه های فمینیستی وی را متهم می کنند که فعالیت ها و حرف هایش فقط به درد طبقه ای خاص از زنان می خورد و شامل همه نمی شود. شریل اما معتقد است که زنان باید از حداقلی از دانش و کنش های اجتماعی بهره مند شوند تا بتوانند پله های ترقی را طی کنند و گرنه همیشه در خانه نگاه داشته می شوند.
این ها، داستان کوچکی از زندگی موفق یکی از معماران عصر دیجیتال هست که در هیئت مدیره یکی از غول های سیلیکون ولی قرار گرفته است. پیش تر، زندگی ماریسا مایر، رهبر اخیراً یاهو را نیز در سرویس چهره های برترین ها ارائه کردیم. همه این مطالب نشان می دهد که خلاقیت، صبوری و مجهز شدن به دانش، رمز برتری در دنیای کنونی محسوب می شود و مروری بر زندگی بزرگان عصر دیجیتال، راهنمای کوچکی هست برای کسانی که قصد دارند ایده های کوچک را، فرصت های بزرگ کنند. از همین امروز شروع کنید...!
شریل سندبرگ، یک متخصص فناوری اطلاعات و یک میلیاردر خیر خواه هست که برای توان افزایی زنان، تلاش های زیادی می کند. سرویس موفقیت پرتال برترین ها، بزودی، به بازخوانی یکی از سخنرانی های تاثیرگذار خاتم سندبرگ اشاره خواهد کرد تا مخاطبان خانم پرتال برترین ها، با ایده های آرمانی یکی از زنان موفق جهان آشنا شوند.



(کتاب زنان به پیش، نوشته شریل سند برگ، ترجمه حمید رضا آریان پور)

«زنان به پیش» خطابه ای فمینیستی نیست. سندبرگ، بانوان اول فیس بوک، دراین کتاب، معتقداست که زنان همچون او، از دیدگاه های افراطی فمینیست های دهه های ۶۰ و ۷۰، فاصله ای فراوان دارند. این درک در زنان این قرن رخ می نمایاند که زنان موقعیت های ویژه جسمی دارند، باردار می شوند و آماج خشونت قرار می گیرند. زنان واقع بین امروز با توجه به چنین شرایطی باید مسیر پیشرفت خود را بیابند. او معتقد است دنیای کسب و کار امروز میدان جنگ نیست و زنان و مردان نه حریف یکدیگر، بلکه پا به پای یکدیگر در مسیر حرکت و پیشرفت قرار دارند و انتظار می رود این درک وجود داشته باشد که زنان نیمی از این دنیا هستند و این حق را دارند که بدون موانعی افزون بر آنچه برای مردان وجود دارد به پیش بروند. سندبرگ می گوید: «افزایش شمار زنان در مناصب قدرت عنصری ضروری برای برابری حقیقی است.» در عین حال معتقد است: «برای موفقیت و شادی یک تعریف وجود ندارد.
زنان به پیش» بیانیه نیست، اتوبیوگرافی هم نیست. بلکه داستانی آموزنده است که در ورای آن اعتماد به نفس زنی که به موفقیت های خیره کننده در جهان مردانه کسب و کار دست یافته است، رخ می نمایاند و دیگر زنان را دعوت می کند تا با بهره گیری از آموزه های این کتاب به خود واقعی خویش ورای نگاه های جنسیتی، که سنت و مدرنیته هیچ یک از آن مبرا نیستند، بنگرند و با اعتماد به نفس و خودباوری «به پیش» بروند.
سندبرگ مدیری است که در آینده بسیار بیشتر از او و دستاوردهایش خواهیم شنید، زنی که معیارهای ثابت مدیریتی در عرصه تجارت را به چالش کشید و نشان داد که زنان می توانند با اراده و دانشی که دارند باعث پیشرفت و ترقی شرکت ها شوند.

مگ ویتمن: اولین زن میلیاردر دنیای اینترنت



مگ ویتمن از معدود زنانی است که بیش از یک میلیارد دلار ثروت دارد، اولین زنی که از اینترنت و در عصر اینترنت میلیاردر شده است. جاه طلبی سیاسی دارد. نیویورکی است. در پرینستون و هاروارد درس خوانده، ۱۰ سال مدیرعامل سایت مزایده اینترنت "eBay" بوده و حالا مدیرعامل یکی از غول های دنیای تکنولوژی هیولت پکارد انترپرایز است. مگ ویتمن نامی آشناست هم برای کسانی که به دنیای سیاست در آمریکا علاقه دارند و هم برای مخاطبان اخبار تکنولوژی.

پزشک نه! همسر پزشک



مارگارت کوشیگ ویتمن در سال ۱۹۵۷ در خانواده ای با ریشه های قدیمی زاده شد. از هر دو سمت اجداد پدر و مادریش در سیاست دستی داشتند. ورزش اش خوب بود، هم هاکی بازی می کرد و هم بسکتبال، شناگر هم بود. درسش هم متوسط بود، جز ۱۰ تا شاگرد اول. به پرینستون که وارد شد هدفش این بود که پزشکی بخواند. اما وقتی استعداد و علاقه اش را کشف کرد که در یک مجله دانشجویی مسئول فروش آگهی شد. همان شد که باید می شد، مارگارت جوان رشته اش را به اقتصاد تغییر داد و پس از آن برای ادامه تحصیل به دانشگاه دیگری در شمال شرق آمریکا رفت که از پرینستون هم معروف تر بود. این بار هاروارد و رشته تجارت میزبان او بود. کسی چه می داند؟ شاید علاقه او به پزشکی بود که سبب ازدواجش با یک دانشجوی پزشکی هاروارد شد. ازدواجی که تا امروز دوام آورده است و حاصل آن دو فرزند است.
ازدواج او را از شرق آمریکا به غرب آمریکا برد. شوهرش برای دوره رزیندسی جراحی مغز و اعصاب باید به سن فرانسیسکو می رفت و مارگارت هم با او رفت. زندگی او در آستانه تغییر بزرگی بود.
دهه هشتاد میلادی در شرایطی به پایان می رسید که مگی به مقام خوبی در کمپانی والت دیسنی رسیده بود. در سال ۱۹۸۹ او معاون رییس بخش برنامه ریزی استراتژیک والت دیسنی شده بود. گرفیث هارش، شوهر مارگارت، پیشنهاد خوبی کاری در بوستون گرفت او هم به همراه شوهرش دوباره به شرق آمریکا برگشت تا رئیس یک کمپانی کفش فروشی شود. کارهای بعدی او همه کوتاه، موفق و خارج از دنیای تکنولوژی بود. از مدیریت شرکت های بزرگ گل فروشی تا اسباب بازی فروشی همه کار کرد اما هیچ کدام ربطی به دنیای تکنولوژی نداشت. اما ثروت و شهرت جای دیگری انتظار مگ ویتمن را می کشید.

بالاخره ای بی (eBay)

در مارس ۱۹۹۸ به سایت مزایده اینترنتی ای بی پیوست و آن را دگرگون کرد. مگ ویتمن وقتی به ای بی رفت این کمپانی کمتر از ۳۰ نفر کارمند داشت و نزدیک به چهار میلیون دلار درآمد. طی ۱۰ سال دوره مدیریت ویت من ای بی به شرکتی با ۱۵ هزار کارمند و درآمدی بالغ بر ۸ میلیارد دلار تبدیل شده بود.



بخش بزرگی از ثروت ویتمن هم از ای بی آمده است. به جرات می توان گفت آنچه که در ای بی امروز می بیینم همان اندازه که حاصل کار امیدپیریار، بنیان گذار فرانسوی-ایرانی تبار آن است محصول مدیریت مگ ویتمن و تیمی ست که او با خود به این شرکت آورد و آن را به یکی از غول های دنیای تکنولوژی تبدیل کرد.
ویتمن وقتی به ای بی رفت نه درباره تکنولوژی خیلی می دانست و نه فرانسه حرف می زد، بسیاری از برنامه نویس های ای بی فرانسوی بودند، اما بعد این که سایت تقریبا یک روز پایین بود به مدت سه ماه با بخش تکنولوژیک سایت کار کرد تا مطمئن شود چنین موضوعی تکرار نمی شود. شاید عجیب نباشد که ای بی در آن دوره سریع تر از مایکروسافت و دل رشد کرد.

کمی بی اعصاب!

در سال ۲۰۰۷، وقتی ویتمن خود را برای مصاحبه با رویترز آماده می کرد یکی از دستیارنش یانگ می کیم را به صورت فیزیکی هول داد. این ماجرا با حرف و حدیث های زیادی همراه بود اما هر دو نفر از اظهارنظر عمومی خودداری کردند و سرانجام ماجرا با پرداخت نزدیک به دویست هزار دلار به خانم کیم حل شد. ویتمن در این باره می گوید: «وقتی در فضای پرتنش کار می کند احتمال این که این تنش ها به سطح بیایید وجود دارد.». کیم هم دراین باره گفت: «این مسئله شخصی بوده و اختلافات حل شده است.»
ویتمن در نوامبر سال ۲۰۰۷ از مقام مدیرعاملی ای بی استعفا داد اما همچنان مقامش را در میان برد هیات عامل این شرکت حفظ کرد. در سال ۲۰۰۹، فایننشال تایمز، ویتمن را به عنوان یکی از پنجاه شخصیتی که چهره دهه اول هزاره سوم را تغییر داده اند معرفی کرد.

اچ پی (HP)

ویتمن از ژانویه ۲۰۱۱ به هیات عامل اچ پی پیوست و از سپتامبر همان سال به عنوان مدیر عامل این شرکت فعالیتش را آغاز کرد. نام روی کامپیوترها و پرینترها نیازی برای معرفی این شرکت باقی نمی گذارد اما توضیح این نکته واجب است که در پاییز سال ۲۰۱۵ اچ پی به دو کمپانی مجزا تقسیم شد: هیولت پکارد انترپرایز که به فروش محصولات و خدمات به شرکت های بزرگ می پردازد و "HP Inc" که روی کامپیوترها و پرنترهای شخصی تمرکز می کند. از آن زمان ویتمن مدیرعامل هیولت پکارد انترپرایز است. اچ پی از نظر قدمت و اهمیت به جرات یکی از غول های دنیای تکنولوژی است. این شرکت که ۷۷ سال از تاسیس اش می گذرد همواره از تاثیرگذارترین های این صنعت بوده است، هر چند با ورود اینترنت و موبایل تا اندازه زیادی دچار مشکل شده است.



سیاست

بسیاری او را برای نامزدی ریاست جمهوری آمریکا مناسب می بینند، حتی در سال ۲۰۰۸ نیویورک تایمز او را در میان کسانی که بخت خوبی برای این که اولین رییس جمهور زن آمریکا باشند معرفی کرد. جاه طلبی و سابقه خانواده اش در سیاست هم بی تاثیر نبود تا ویتمن شانس خود را برای فرمانداری کالیفرنیا به عنوان نامزد حزب جمهوری خواه در سال ۲۰۱۰ امتحان کند. زنی به پولداری او نیاز چندانی به کمک دیگران برای پرداخت هزینه های انتخاباتی اش ندارد او ۱۴۴ میلیون دلار از مجموع مبلغ ۱۷۸ هزینه های انتخاباتی اش را خودش پرداخت کرد و رکورد هزینه شخصی در انتخابات را از آن خود کرد. در شرایطی که نامزدی او بعد از دوره فرمانداری آرلوند شوارتزنگر بود فضای عمومی علیه ویتمن و حزب جمهوری خواه شد و او این رقابت را با اختلاف ۱۳ درصد به نامزد حزب دموکرات جری بروان باخت.



او از موضع گیری های سیاسی نمی هراسد، امری که برای مدیرانی در حد و اندازه های او به دلیل ملاحظات تجاری کم نظیر است. ویتمن به تازگی از نامزد پیشتاز حزب جمهوری خواه دولاند ترامپ انتقادات شدیدی کرده است.

ویتمن و خیریه!

ویتمن اهل بخشش است اما نه به اندازه خیلی از میلیاردها. او به دانشگاه هایی که در آن درس خوانده کمک های میلیون دلاری می کند و چند سازمان خیریه را هم پشتیبانی می کند. اما دعوت وارن بافِت میلیاردر معروف را در سال ۲۰۱۰ برای ورود به کمپینی که آن میلیاردها قول می دهند نیمی از ثروتشان را ببخشند رد کرد.

جانت یلن

اولین زن بعد از یک قرن!



مجله تایم در آخرین شماره این هفته نامه فهرستی از تاثیرگذارترین افراد جهان را تهیه کرده است. در این فهرست نام جانت یلن (Janet Yellen)، رئیس فدرال رزرو آمریکا، نیز به چشم می خورد. خانم یلن چند ماه است که ریاست فدرال رزرو را بر عهده کرده و درواقع هدایت سیاست های پولی اقتصاد آمریکا را در اختیار گرفته است. 
کریستین لاگارد (Christine Lagarde)، رئیس صندوق بین المللی پول، در متنی که در هفته نامه تایم منتشرشده نوشته: «باید اعتراف کنم زمانی که جانت یلن کار خود را به عنوان رئیس فدرال رزرو آغاز کرد احساس آرامش کردم چراکه از آن زمان به بعد در نشست سران و مقامات بلندپایه جهان در میان مردانی کت وشلوارپوش کمتر احساس تنهایی می کنم». خانم لاگارد نوشته که دغدغه هایی مانند نرخ بیکاری و باور به لزوم همکاری جهانی به جای تقابل از جمله نقاط مشترک او با خانم یلن است.
جانت یلن اقتصاددانی متولد نیویورک در آمریکا است که دکتری اقتصادش را از دانشگاه یل (Yale) دریافت کرده و در دانشگاه هایی مانند دانشگاه کالیفرنیا نیز فعالیت کرده است. پایان نامه دکتری او به موضوع اشتغال، تولید و انباشت سرمایه اختصاص داشت و دو اقتصاددان مشهور به نام های جیمز توبین و جوزف استیگلیتز نیز استاد راهنمای خانم یلن در دوره دکتری بوده اند. همسر خانم یلن نیز جورج آکرلوف است که در سال ۲۰۰۱ جایزه نوبل اقتصاد را به همراه جوزف استیگلیتز و مایکل اسپنس بدست آورد.
ریاست خانم یلن بر فدرال رزرو با اجرای طرح این نهاد برای کاهش خرید اوراق قرضه دولتی همراه شده است و همچنین انتظار می رود که در ماه های آینده فدرال رزرو نرخ بهره در اقتصاد آمریکا را نیز افزایش بدهد. خانم یلن اعلام کرده که کاهش نرخ بیکاری در اقتصاد آمریکا یکی از دغدغه های اصلی او را تشکیل می دهد و این در حالی است که برخی از اقتصاددانان معتقدند که تمرکز اصلی بانک مرکزی باید به کنترل نرخ بهره معطوف باشد. فدرال رزرو در تازه ترین تصمیمش اعلام کرده که به روند رو به کاهش خرید اوراق قرضه ادامه می دهد و میزان خرید ماهیانه را با ۱۰ میلیارد دلار کاهش به ۴۵ میلیارد دلار در ماه می رساند. فدرال رزرو خرید اوراق قرضه را با هدف پایین نگه داشتن نرخ بهره بلندمدت و همچنین تقویت اقتصاد آمریکا انجام می دهد.
جنت لوییز یلن (به انگلیسی: Janet Louise Yellen) (زاده ۱۹۴۶)، اقتصاددان آمریکایی، پروفسور بازنشسته دانشگاه برکلی است که ریاست فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) را از ۱ فوریه ۲۰۱۴ بر عهده دارد.
یلن اولین زن در تاریخ ۱۰۰ ساله تاسیس بانک مرکزی آمریکا است که عهده دار سمت ریاست بانک مرکزی این کشور می شود. وی از سال ۲۰۱۰ نایب رئیس هیئت مدیره فدرال رزرو بود.
او همچنین پروفسور بازنشسته دانشکده بازرگانی هاس در دانشگاه برکلی کالیفرنیا است.
یلن یهودی است و مدرک دکترای رشته اقتصاد خود را در سال ۱۹۷۱ از دانشگاه ییل دریافت کرده است. با جرج اکرلاف، اقتصاددان برنده جایزه نوبل ازدواج کرده است. فرزند او هم استادیار رشتهٔ اقتصاد دانشگاه وارویک است.
یلن در یک خانواده یهودی در بروکلین نیویورک به دنیا آمد. او دختر آنا بلومنتال و جولیوس یلن که یک پزشک بود است. او به دبیرستان فورت همیلتون رفت و در سال ۱۹۶۷ از دانشگاه براون مدرک کارشناسی اقتصاد گرفت. او در سال ۱۹۷۱ مدرک دکترای خود را از دانشگاه ییل دریافت کرد. استاد تز دکترای او جیمز توبین و جوزف استیگلیتز بودند. یلن همسر جرج اکرلاف استاد دانشگاه برکلی و برنده جایزه نوبل در اقتصاد است. فرزند آنها، رابرت اکرلاف، در دانشگاه وارویک به تدریس اقتصاد می پردازد.
یلن در بین سال های ۱۹۷۱-۱۹۷۶ در دانشگاه هاروارد تدریس می کرد. از سال ۱۹۷۸-۱۹۸۰ او در دانشکده اقتصاد دانشگاه لندن تدریس می کرد. او در بین سال های ۱۹۷۷-۱۹۷۸ در فدرال رزرو به عنوان اقتصاددان مشغول به کار بود. از سال ۱۹۸۰ او در دانشگاه برکلی مشغول به کار شد و اکنون استاد بازنشسته این دانشگاه است. یلن در سال ۱۹۹۷ به عنوان رئیس مشاوران اقتصادی کلینتون انتخاب شد. او در بین سال های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷ به عنوان عضو هیئت مدیره فدرال رزرو کار می کرد. او در بین سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ رئیس بانک فدرال رزرو سان فرانسیسکو بود. در سال ۲۰۱۰ باراک اوباما جانت یلن را به سمت نایب رئیس بانک فدرال رزرو انتخاب کرد.



ریاست بانک مرکزی آمریکا

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، در ۹ اکتبر ۲۰۱۳ یلن را برای ریاست فدرال رزرو (بانک مرکزی) و جانشینی بن برننکی معرفی کرد. در ۶ ژانویه ۲۰۱۴، یلن با ۵۶ رای موافق در برابر ۲۶ رای مخالف رای اعتماد سنا را کسب کرد. این ضعیف ترین رای اعتمادی است که سنا به یک رئیس فدرال رزرو داده است. در میان سناتورهایی که به یلن رای دادند ۱۱ سناتور جمهوری خواه نیز دیده می شود.
یلن نخستین دموکراتی ست که از ۱۹۷۹ به ریاست فدرال رزرو می رسد. همچنین، یلن نخستین زن در تاریخ ۱۰۰ ساله تاسیس بانک مرکزی آمریکا است که عهده دار سمت ریاست بانک مرکزی این کشور می شود.

سیاست های اقتصادی



یلن در تدوین سیاستهای اقتصادی بیشتر توجه به نرخ بیکاری دارد و مقدار بهره برای او کم اهمیت تر است. او به مکتب اقتصادی کینز اعتقاد دارد و معتقد است که بانک مرکزی نقش عمده در سیکل های اقتصادی دارد. یلن موافق تورم است و معتقد است کاهش تورم باعث کند شدن فعالیت های اقتصادی می شود.

بانوی آهنین

آنچه از زندگی آنگلا مرکل، احتمالا نخوانده اید؟

آنگلا مرکل (با نام حقیقی Angela Dorothea Kasner) در ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۴ در شهر هامبورگ و به عنوان اولین فرزند در خانواده ای فرهنگی به دنیا آمد.
پدرش هورست کاستنر کارشناس الهیات مذهب پروتستان و فارغ التحصیل دانشگاه هایدلبرگ بود. مرکل، هنوز یک ساله نبود که به همراه خانواده اش به آلمان شرقی مهاجرت کرد. پدرش در کلیسای پروتستان برلین- براندنبورگ، مسئول شد و بارها جهت شرکت در راه اندازی یک رشته کلیسایی به تمپلین سفر نمود. مارکوس، برادر آنگلا در سال ۱۹۵۷ و خواهرش ایرنه در ۱۹۶۴ به دنیا آمدند.



آنگلا، در مدرسه پلی تکنیک شهر تمپلین شروع به تحصیل نمود؛ به عقیده معلمین و هم کلاسی ها، در دوران کودکی و نوجوانی کمتر مورد توجه اما دارای روابط اجتماعی خوبی بود. استعداد وی بیشتر در دروس زبان روسی و ریاضیات، چشمگیر بود. در المپیاد زبان روسی نیز توانست تا سطح بین المللی شرکت کند. آنگلا بجای جشن های معمول فارغ التحصیلی، در مراسم متبرک کلیسا که مختص ورود جوانان به جامعه مسیحایی است (Konfirmation) در کلیسای ماریا ماگدالن (St.-Maria-Magdalenen-Kirche) شهر تمپلین شرکت کرد.
وی در طول دوران مدرسه اش، عضو سازمان جمعی سیاسی کودکان که بعدها گروه جوانان آزاد آلمان (Freien Deutschen Jugend) نام گرفت، بود.



آنگلا، از همان دوران مدرسه، در تصمیم خود برای تحصیل در رشته فیزیک دانشگاه کارل مارکس مصمم بود. دیپلم خود را سال ۱۹۷۸ در همین رشته از دانشگاه لایپزیگ دریافت و پایان نامه اش با عنوان «تاثیر ارتباط فضایی بر سرعت واکنش در واکنش های ابتدایی دارای دو ملکول در رسانه های انبوه» را در سال ۱۹۸۶ با درجه عالی اخذ نمود.
آنگلا طی دوران تحصیل فیزیک و تبادلات دانشگاهی دانشگاه لایپزیک در مسکو و لنینگراد، با مردی به نام اولریش مرکل (Ulrich Merkel) آشنا شد و این دو ۱۹۷۷ در کلیسا به عقد رسمی یکدیگر درآمدند. وی با مهاجرت به برلین شرقی در سال ۱۹۷۸ به همراه همسرش، همکاری علمی خود با موسسه مرکزی شیمی فیزیکی در آکادمی علوم شهر برلین، را آغاز کرد. در سال ۱۹۸۲ ازدواج بدون فرزند وی، به طلاق انجامید.
مرکل در آکادمی علوم، با همسر کنونی خود، یوآخیم زاور (Joachim Sauer) متخصص شیمی کوانتوم آشنا گردید و در سال ۱۹۹۸ با وی ازدواج نمود. مرکل هم اکنون نیز با زاور اما بدون فرزند زندگی می کند، البته شوهرش دو پسر از ازدواج قبلی خود دارد.
مرکل در سال ۱۹۸۶ رساله دکتری خود را با عنوان «بررسی مکانیسم واکنش های تجزیه با شکستن پیوند ساده و محاسبه سرعت ثابت بر اساس روش های شیمی کوانتومی و آماری» با درجه بسیار خوب به اتمام رسانید.



بعد از اینکه در دوران گذر، در شرق آلمان زمزمه تشکیل ساختارهای حزبی دموکراتیک شنیده شد، مرکل به عقیده دوستان و نزدیکان وی، جهان بینی نزدیکی با حزب سبزها داشت. وی تا سال ۱۹۹۰ در اداره مطبوعات و اطلاعات آلمان فعالیت کرد. مرکل در همان سال، عضو حزب دموکرات مسیحی (CDU) و سپس به عنوان نماینده این حزب، وارد مجلس آلمان شد. در ژانویه ۱۹۹۱ هلموت کول (صدراعظم وقت آلمان) او را به سمت وزیر بانوان و جوانان منصوب کرد. از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ نیز ریاست وزارتخانه محیط زیست، حفظ طبیعت و امنیت رآکتور بر عهده مرکل بود. وی تا سال ۲۰۰۰ دبیرکل و در ادامه ریاست فراکسیون حزب دموکرات مسیحی مجلس را بر عهده گرفت. این حزب، در ماه های بعد توانست نتایج خوبی در انتخابات ها کسب کند.
کاندیداتوری مرکل برای انتخابات، بر همگان روشن بود. آنگلا مرکل از سال ۲۰۰۵ تاکنون صدر اعظمی آلمان را بر عهده دارد. بهترین نتیجه ای که وی تاکنون در انتخابات به دست آورده، انتخاب وی برای ششمین بار به سمت ریاست حزب دموکرات مسیحی مجلس در هانوفر آلمان بود که موفق به کسب ۹۴/۹۷% از آراء گردید.
حزب دموکرات مسیحی غالباً در انتخابات های مجلس فدرال، با حزب سوسیال مسیحی CSU ائتلاف تشکیل داده اند. این دو حزب با رهبرانشان (مرکل و شتویبر) بارها گرهارد شرودر، رهبر حزب سوسیال دموکرات و رویکردهای آنان را به خاطر سیاست های غلط اقتصادی، افزایش بدهی های کشور و مهم تر از همه تعداد بسیار زیاد بیکاران مورد سرزنش قرار می دادند. با این وجود اتحاد مجدد آنها در سال ۲۰۰۲، بیشتر به خاطر سیاست های اشتباه آنها در مورد جنگ عراق، از ائتلاف سبز- قرمز به رهبری شرودر و یوشکا فیشر شکست خورد.
این سیاستمدار آلمانی، دبیرکل اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان بوده و از ۲۲ نوامبر سال ۲۰۰۵، سرانجام بر طبق مذاکرات ائتلاف بزرگ، سوسیال دموکرات ها به صدراعظمی مرکل و کناره گیری شرودر از سیاست رضایت دادند. به این صورت آنگلا مرکل اولین صدراعظم زن در کشور آلمان معرفی شد.



آنگلا مرکل، در زمان جنگ عراق، با سیاست های ایالات متحده همسو شد و مخالفت شدید اپوزیسیون این کشور را برانگیخت، تا جایی که رئیس حزب سوسیال دموکرات، اظهارات مرکل را «سجده در برابر دولت آمریکا» دانست.
در مورد حذف سلاح های اتمی در آلمان، مرکل مذاکرات درباره موشک ها را همراهی با سایر کشورهای عضو ناتو دانسته و مشارکت انحصاری آلمان را کاملاً رد کرد.
مرکل درباره سیاست در قبال ترکیه معتقد به برقراری مشارکت ممتاز به جای عضویت این کشور در اتحادیه اروپاست. اما در سیاست خاورمیانه، موضوع حضور نیروهای آلمان در ارتش صلح آمریکا (جنوب لبنان) برای حل مسالمت آمیز بحران لبنان-اسرائیل، کمتر موضع گیری شفاف کرده است.
در خصوص بحران اقتصادی اروپا و بدهی، مرکل مبارزه خود علیه آن را رسماً اعلام نمود و در حوزه های خانواده و محیط زیست نیز فعالیت هایی داشته است.

زنی در آستانه

زندگی نامه هیلاری کلینتون و عکس های او



هیلاری کلینتون متولد ۲۶ اکتبر ۱۹۴۷ ایالت «ایلینوی» آمریکا است. وی پس از پایان تحصیلات در کالج «ولزلی» در رشته علوم سیاسی در سال ۱۹۶۹ وارد مدرسه حقوق دانشگاه «ییل» شد. او در سال ۱۹۷۳ دکترای حقوق را از همین دانشگاه دریافت کرد. در دوران دانشجویی با بیل کلینتون آشنا شد و سال ۱۹۷۵ با هم ازدواج کردند. در سال ۱۹۷۴ در اوج رسوایی واترگیت، هیلاری به عنوان دستیار کمیته قضایی کاخ سفید مشغول به کار شد که پیرامون ریچارد نیکسون تحقیق می کرد.



در سال ۱۹۸۰ بیل و هیلاری صاحب دختری به نام "چلسی" شدند. هیلاری به مدت ۱۲ سال بانوی اول آرکانزاس بود.
با انتخاب بیل کلینتون به عنوان رئیس جمهور آمریکا، هیلاری بانوی اول کشور شد.
در سال ۲۰۰۰ هیلاری کلینتون به عنوان سناتور ایالت نیویورک انتخاب شد، او یکی از اولین زنان منتخب در مجلس سنای آمریکا بود.
در اول دسامبر سال ۲۰۰۸ باراک اوباما رسماً هیلاری کلینتون را به عنوان وزیر خارجه دولت خود معرفی کرد.
وی در واکنش به رسوایی بیل کلینتون با حاضر شدن در برنامه سیان ان عنوان کرد:"من اینجا به عنوان زنی ضعیف که کنار همسرش می ماند حاضر نشده ام، من اینجا هستم چون عاشق همسرم هستم.» وی از جمله سناتورهایی بود که در سال ۲۰۰۳ به جنگ عراق رای مثبت داد.
هیلاری کلینتون اگر چه به دلیل زن بودنش و بر اساس قوانین مجامع فراماسونری نمی تواند عضو فراماسونری باشد، اما عضو سایر گروه های مخفی همچون ایلومیناتی و گروه های سری (Secret Society) است.
هیلاری کلینتون به عنوان مامور مخفی سازمان سیا برای پاکسازی جنبش ضد جنگ در دانش «ییل» فعالیت می کرد.
گفته می شود که کلینتون طراح بحران و فاجعه "واکو"، (قتل عام فجیع گروه دیویدیان) بوده و از همدستان در کتمان حقیقت قتل "وینس فاستر"، معاون شورای ویژه کاخ سفید در دولت بیل کلینتون بود که مرگ او را خودکشی تلقی کردند. وی مدافع حقوق هم جنس گرایان در سراسر جهان است.



زندگی هیلاری، پیش از کاندیداتوری ریاست جمهوری

بیوگرافی کامل هیلاری کلینتون وزیر خارجه اسبق آمریکا

هیلاری رودهام کلینتون (به انگلیسی: Hillary Rodham Clinton) (زاده ۲۶ اکتبر ۱۹۴۷ در ایالت ایلینوی) (نام تولد: هیلاری دایان روده ام) وزیر سابق امور خارجهٔ آمریکا در کابینه اول باراک اوباما و همسر بیل کلینتون، چهل و دومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و بانوی اول ایالات متحده از سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ بوده است.
تولد: هیلاری دایان روده ام کلینتون
۲۶ اکتبر ۱۹۴۷
شیکاگو، ایلینوی
ملیت: ایالات متحده آمریکا
حزب سیاسی: دموکرات
همسر: بیل کلینتون
فرزندان: چلسی ویکتوریا



ملیندا گیتس چگونه به با نفوذ ترین حامی زنان در جهان بدل شد؟



صدر اعظم آلمان، آنگلا مرکل در ماه سپتامبر، جمعی از بزرگ ترین رهبران زن دنیا را برای نشست گروه هفت به کاخ خود دعوت کرد. مدیر سازمان بهداشت جهانی، مارگارت چان و مدیرعامل جنرال موتورز، مری بارا، نخست وزیر نوروژ ارنا سولدبرگ و نخست وزیر سابق دانمارک، هله تورنینگ اشمیت، آلن جانسون سرلیف، برنده جایزه صلح نوبل و رئیس جمهور لیبریا و رانیا عبدالله، ملکه اردن از جمله دعوت شدگان به این مراسم بودند.
اما در ردیف اول میز کنفرانس گرد این نشست و درست روبروی مرکل کسی نبود جز یکی از مدیران سابق مایکروسافت که امروزه به فعالیت های بشردوستانه روی آورده است: ملیندا گیتس. مرکل پس از خوشامدگویی به مهمانان خود و گوش سپردن به گزارش های آنان پیرامون مشارکت سیاسی، بهداشت و توانمندی اقتصادی زنان، از سخنرانان مدعو برای ایراد سخنرانی دعوت کرد. گیتس با لباس رسمی آبی لاجوردی خود و عینک مطالعه به چشم، سخنرانی چهار دقیقه ای پر شور و جامع خود را پیش از دیگران ایراد کرد. او در صحبت های خود گفت: «زنان وقتی در موقعیت رهبری قرار می گیرند، اهداف خود را تحقق می بخشند. این کار نیازمند آن است که صدای خود را به کار بگیریم، و همچنین روی زنان و دختران سرمایه گذاری های کلانی انجام دهیم». اما از میان رهبران حاضر در آن اتاق، تنها گیتس است که می تواند یک تنه این مهم را به واقعیت تبدیل کند. نخست وزیرها پارلمان دارند و مدیرعامل ها هیئت مدیره. اما ملیندا گیتس ۴۱.۳ میلیارد دلار پول در اختیار دارد که می تواند آن را تقریباً به هر نحوی که خودش و همسرش بیل گیتس، ثروتمندترین فرد روی زمین مناسب بدانند، خرج کند.
این یک تحول فردی محسوب می شود. بنیاد بیل و ملیندا گیتس ظرف یک دهه و نیمی که از آغاز فعالیتش می گذرد، در ریشه کن کردن فلج اطفال و مالاریا و همچنین آزمایش گری در حوزه آموزش نقش بسیار خیره کننده ای ایفا کرده است. اما ملیندا گیتس ظرف چند سال گذشته، به گرمی پذیرای قرار گرفتن نام خود روی سربرگ بزرگ ترین بنیاد خیریهٔ تاریخ و نفوذی که این مسئله برای او به ارمغان می آورد بوده است. او به قدرتمندترین فردی تبدیل شده است که کل تمرکزش تنها به حوزهٔ زنان و دختران معطوف می شود.
گیتس در مراسم ناهاری که هنگام تنفس گردهمایی مرکل در هتل مجلل آدلون کمپینسکی برگزار شد گفت: «مدت ها به دنبال نماینده ای می گشتم که بتواند به خوبی از پس این مسائل بر بیاید». ظاهر گیتس ۵۱ ساله، شبیه تکنوکرات های متواضعی است که به جای همراه و ملازم، با کوهی از داده ها و عزم راسخ خود سفر می کنند. او ادامه می دهد: «این را می دانستم که این شخص باید یک زن باشد. در بنیاد به این فکر می کردیم که بالاخره چه کسی را می توانیم به کار بگیریم. من رهبران زن دنیا را مد نظر قرار دادم. اما نتوانستم کسی را پیدا کنم که برایم مظهر و نماد صدای زنان سرتاسر کرهٔ زمین باشد. این شد که به خودم گفتم اگر قرار است خودم این کار را انجام دهم، نباید وقت را تلف کرد. باید شهامتش را داشته باشم و نگرانی به خودم راه ندهم».
طبق آمار برنامهٔ پیشرفت و توسعه ملل متحد، ۶۰ درصد از فقیرترین انسان های روی زمین و دو سوم جمعیت بیسواد آن را زنان تشکیل می دهند. «نرخ به شدت بالای مرگ و میر زنان» در کشورهای در حال توسعه به قول صندوق بین المللی پول، به معنای آن است که ۳.۹ میلیون زن و دختر سالانه از صفحه روزگار «محو» می شوند: حدود دو پنجم آنها زنده به دنیا نمی آیند، یک ششم در اوان کودکی می میرند، و بیش از یک سوم آنها در دوران باروری شان جان خود را از دست می دهند.
ملیندا فرنچ گیتس متولد و بزرگ شده دالاس است. پدرش مهندس هوافضا و مادرش در کنار خانه داری، به اداره کسب و کار اجاره املاک خانوادگی شان کمک می کرده است. او با اشاره به تنها خواهر و دو برادر خود می گوید: «آن ها واقعاً با همین زندگی قصد داشتند ما را به دانشگاه بفرستند و ما نیز این را می دانستیم». فرزندان خانواده، آخر هفته ها املاک اجاره ای شان را نظافت و حساب مشتریانشان را روی دستگاه اپل III خانه نگهداری می کردند.
گیتس که شاگرد اول و کاپیتان تیم رژه دبیرستان کاتولیک تک جنسیتی خود بوده است، موفق شد ظرف پنج سال مدرک لیسانس علوم رایانه و اقتصاد و مدرک MBA دانشگاه دوک را کسب کند تا بتواند سریع تر وارد بازار کار شود. خواهر او سوزان فرنچ می گوید: «ملیندا همیشه می دانست چه می خواهد. او اعتماد به نفس خوبی دارد. همین که در مورد پروژه یا هدف بعدی اش به نتیجه برسد، کار را شروع می کند».
از قضا پروژهٔ بعدی او در سال ۱۹۸۷، اشتغال به عنوان مدیر تولید در مایکروسافت بود، جایی که داستان خواستگاری موسس آن در پارکینگ شرکت از وی را شاید خیلی ها شنیده باشند. او در توصیف علاقه اولیه خود به بیل گیتس می گوید: «من در دانشگاه در کنار مردان واقعاً باهوشی کار می کردم چون تعداد زنان در آنجا انگشت شمار بود. وقتی به گذشته نگاه می کنم، می بینم بیل هم درست مثل همان کسانی بود که در دانشگاه می دیدم. احترام زیادی برای آنها قائل بودم، آن ها نیز احترام زیادی برای من قائل بودند. من به طور قطع جذب ذهن باهوش او شده بودم، اما چیزی که بیشتر از آن من را به او علاقمند می کرد، کنجکاوی اش بود. در ثانی او بی اندازه بامزه است. من این شوخ طبعی غیر عادی او را خیلی دوست دارم».



این دو پس از ۷ سال آشنایی در سال ۱۹۹۴ در هاوایی با یکدیگر ازدواج کردند. ملیندا که حالا به سمت مدیرکلی رسیده است، در سال ۱۹۹۶ صاحب اولین فرزند خود شد و تصمیم گرفت در منزل بماند. بیل گیتس درباره این تصمیم او می گوید: «این کاملاً تصمیم خودش بود. من کمی تعجب کردم اما این تصمیم از نظر او منطقی بود. بعد هم که فرزندان دوم و سوممان به دنیا آمدند».
دو دهه بعد، جنیفر ۱۹ سال دارد و دانشجوی سال دوم دانشگاه استنفورد است. روی نیز ۱۶ سال دارد و فوبی ۱۳؛ آن ها روز به روز تکیه کمتری به مادرشان دارند. گیتس نیز مثل بسیاری از مادران دیگر، وارد مرحلهٔ جستجوی درونی عمیقی شد: حالا تکلیف چیست؟
به این ترتیب بود که او جستجوی خود را در سطحی عمیق تر در بنیاد گیتس پی گرفت. بنیاد گیتس در وهله اول روی بهداشت و توسعه جهانی تمرکز دارد، و در ریشه کن کردن فلج اطفال، مالاریا، ایدز و ارائه واکسن و لوازم بهداشتی به پیشرفت های چشمگیری دست یافته است. البته باید خاطرنشان کرد که به گفته لینزی مکگوی، بنیاد آنان «در زمینه بهداشت و سلامت بانوان پیشرو نبوده است».
گیتس روز به روز از تمرکز خود روی تلاش های عمودی این بنیاد کاست و در عوض بیشتر توجه آن را روی فعالیت های افقی اش معطوف کرد؛ به طور اخص، تامین بودجهٔ طرح ها در حوزه هایی که بیشترین جمعیت زنان و دختران آسیب پذیر را در خود جای می دهند. درست است که عامل همدلی احساسی هم در این تصمیم او دخیل بوده است اما وی از نگاه بازگشت سرمایه به موضوع نگاه کرده است.
محمد یونس به خاطر وام های کوچکی که هدفشان زنان کشورهای در حال توسعه بوده است برنده جایزه صلح نوبل شد. او به این نتیجه رسید که این دسته از دریافت کنندگان وام، از این پول استفاده بهتر و آن را به خانواده خود هدایت می کنند. بیل گیتس نیز از طریق واکسیناسیون جان ده ها هزار نفر را نجات داده است؛ به این ترتیب ملیندا گیتس شروع کرد به تشویق کمک هزینه هایی که برای توانمندسازی زنان و تمایل بیشتر آنان به واکسیناسیون فرزندانشان، اهمیت بیشتری قائل می شدند.
او می گوید: «اوایل که در بنیاد مشغول بودم فکر می کردم مسائل زنان، مسائل سبک و بی دردسری هستند، و نمی خواستم سبک دیده شوم. اما حقیقت کاملاً برعکس است. چه کسی می خواهد قربانی خشونت یا ازدواج زیر سن قانونی باشد؟ این ها مسائل دشواری هستند. به قول وارن بافت باید همیشه نهایت تلاش خودمان را انجام دهیم».



فعالیت عمومی ملیندا گیتس به برلین باز می گردد. او سال ها، حتی وقتی در بنیاد مشغول کار بود، از حریم شخصی خود به شدت مراقبت می کرد. گیتس در این باره گفته است: «بیل پیش از من یک شخصیت اجتماعی بوده است، به همین دلیل من با این روی سکه نیز به خوبی آشنایی داشتم». اما او بالاخره به این نتیجه رسید که فعالیت برای یک آرمان اجتماعی نیازمند آن است که چهره خود را در معرض دید قرار دهد: «من همیشه به دخترانم می گویم کاری کنید صدایتان در این دنیا شنیده شود، و واضح بود که باید در این زمینه الگوی آن ها می شدم». این شد که ۳ سال پیش برای ارائه یک سخنرانی با موضوع تنظیم خانواده و دسترسی به ابزارهای کنترل جمعیت در سطح جهان در رویداد TEDX به آلمان رفت. سه ماه بعد تعهد ۷۰ میلیون دلاری وی در سال سه برابر شد و به تازگی نیز ۱۲۰ میلیون دلار دیگر به آن اضافه کرده است.
اینجاست که باید ورود به صحنه عمومی را به او تبریک گفت. روزنامه ای در صفحهٔ اول خود تیتر زد «کنترل جمعیت و اطلاعات دروغ: خطرات اقدامات بشردوستانه»، و او را به دروغ پراکنی متهم کرد. این برای او اتهام سنگینی بود. گیتس می گوید: «صحبت کردن در مورد این مسائل کار دشواری است. اما ما در بنیاد خود درباره این مسائل صحبت می کنیم».

آشنایی با قدرتمندترین زن تاریخ صنعت خودرو



قدرتمندترین زن در تاریخ صنعت خودرو همانند بسیاری دیگر از هم نسل های وی در اواسط دهه هشتاد به شکل محیطی وارد کسب وکار شد مری بارا، (Mary Barra) متولد ۲۴ دسامبر ۱۹۶۱، کارآفرین و مدیر ارشد اجرایی آمریکایی است، که در حال حاضر به عنوان مدیرعامل اجرایی شرکت جنرال موتورز فعالیت می نماید. بارا نخستین و قدرتمندترین زن در تاریخ صنعت خودرو همانند بسیاری دیگر از هم نسل های وی در اواسط دهه هشتاد به شکل محیطی وارد کسب وکار شد.
مری بارا، (Mary Barra) متولد ۲۴ دسامبر ۱۹۶۱، کارآفرین و مدیر ارشد اجرایی آمریکایی است، که در حال حاضر به عنوان مدیرعامل اجرایی شرکت جنرال موتورز فعالیت می نماید.
بارا نخستین زنی می باشد که تاکنون به ریاست یکی از خودروسازان اصلی منصوب شده است. پدر وی ۳۹ سال در شرکت پونتیاک که از زیرمجموعه های جنرال موتورز به شمار می آید، مشغول به کار بود. بارا نیز از ۱۸ سالگی به جنرال موتورز پیوست.
او مدرک کارشناسی اش را از انیسیتوی جنرال موتورز (که امروزه دانشگاه کترینگ نام دارد) اخذ نمود. سپس در سال ۱۹۸۸ با بورسیه کمپانی جنرال موتورز، وارد دانشگاه استنفورد شد و در ۱۹۹۰ در رشته ام بی ای فارغ التحصیل گردید. مری بارا در ماه ژانویه ۲۰۱۴ از سوی هیئت مدیره جنرال موتورز، به ریاست این شرکت انتخاب شد و جانشین دنیل آکرسون گردید. وی در سال ۲۰۱۳ از سوی مجله فوربز در فهرست قدرتمندترین زنان جهان، در رتبه ۳۵ قرار گرفت.

دانش آموخته و بورسیه جنرال موتورز



بارا و برادرش پل (که در حال حاضر یک دکتر است) در ریاضی و علوم سرآمد بودند. بارا در سال ۱۹۷۹ از دبیرستان فارغ التحصیل شد و به موسسه آموزشی جنرال موتورز (در حال حاضر دانشگاه کت رینگ) در فلینت میشیگان، که تحت عنوان یک دانشکده مشارکتی تجاری در سال ۱۹۱۹ تاسیس شد و در بین سال های ۱۹۲۶-۱۹۸۲ ا توسط جنرال موتورز اداره می شد، وارد شد. او از طریق بخش پونتیاک برای تحصیلات بورس شد. بدین ترتیب هزینه تحصیل وی به همراه تجربه کار در محیط واقعی برای او به وجود آمد. یکی از اولین ماموریت های وی به عنوان یک دانشجو در مرکز پونتیاک در بخش پرس فلزی بود. فضایی آکنده از سر و صدای خشن که در آن پرس عظیم صنعتی ورقه های مسطح از فولاد را به شکل قطعات خودرو شکل می داد. کلارک می گوید: این نوع محیط می تواند بسیاری از مردم، ازجمله مردان را بترساند.

نماینده کارگران



بارا نه تنها از آن محیط وحشت نداشت بلکه عاشق آن فضا و فرایند تولید شد. بعد از فارغ التحصیلی در سال ۱۹۸۵ وی به عنوان بازرس کیفیت در یک کارخانه پونتیاک به کار تمام وقت در جنرال موتورز، در قسمت مربوط به ماشین های ورزشی پرداخت. در سال ۱۹۸۸ جنرال موتورز بارا را برای دریافت مدرک MBA به استنفورد فرستاد. هم اتاقی آن روزهای وی، کاترین مالک وم به یاد می آورد که پدر و مادر وی به او افتخار می کردند. یکی از خاطرات واضح و زنده وی از بارا مربوط به زلزله در شب مسابقات قهرمانی در سال ۱۹۸۹ است. وی می گوید درحالی که با یک دسته از دوستان در تاریکی، وحشت زده نشسته بودیم بارا گفت: خوب، من حدس می زنم امشب مسابقه ای در کار نیست. و این گفته او باعث موجی از خنده شد. «او بسیار شخصیت مقاومی داشت».
همین قابلیت های دوگانه وی یعنی وجود یک طبع جدی و تحلیلی در قالب یک مهندس که درعین حال قادر به حفظ انرژی و پشتکار در مواقع بروز بحران است به مرور نفوذ و شهرت او را در شرکت افزایش داد. در سال ۱۹۹۹، کری کوگر، معاونت روابط کارگری جنرال موتورز او را به منظور بهبود ارتباطات با کارکنان کارخانه در برهه ای که مناقشات ملی بر سر زمان کار وجود داشت منصوب کرد. یکی از کارکنان سابق آن فضا را این گونه به یاد می آورد: یک بحث صادقانه در مورد اینکه کدام مراکز تولید سوددهی دارند، کدام ها ندارند و چرا کارگران باید تعطیلات آخر هفته نیز کار کنند. طرح این مباحث در آن زمان برای افراد غیرقابل باور بود.

شریل سند برگ، بانوی اول فیسبوک

زندگی خصوصی بانوی اول facebook



دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات امروز جهان، بر قله کسب و کارهای موفق کره خاکی همچنان قرار دارد و روزی نیست که شاهد عرضه محصول یا سرویس جدیدی از دنیای آی تی نباشیم. سرویس ها و محصولاتی که بر اساس خلاقیت ایده ها و ذهن های نوآور، شکل می گیری و تجاری می شود و به خانه میلیون ها مخاطب دنیای صفر و یک ها می رود. پشت صحنه این تحولات، مردان و زنانی خلاق قرار دارند که با اعتماد به نفس فراوان و تلاش چشمگیر دانش محور، محصولاتی دیجیتالی خلق می کنند که برخی از آن ها چون گوگل و فیس بوک و مایکروسافت، زندگی روزانه ۲ میلیارد انسان را به خود پیوند می دهند. سبک زندگی دیجیتالی مردمان روزگار ما، با فناوری های ارتباطی روز عجین شده است و این فناوری ها، محصول ایده های کارآفرینان دیجیتال هست که یکی از آن ها، شریل سند برگ می باشد.
خانم شریل سند برگ را باید در فهرست تاثیرگذار ترین زنان قرن بیست و یکم دانست. این خانم چهل و شش ساله آمریکایی، با ۱ میلیارد دلار ثروت، عضو باشگاه زنان میلیاردر جهان هست. ایشان، علاوه بر تخصص در امور فناوری اطلاعات و کسب و کار، یک نویسنده سرشناس نیز محسوب می شود. در حال حاضر، از ژوئن ۲۰۱۰ میلادی تا کنون، به عنوان نخستین زن در هیئت مدیره شرکت فیس بوک انتخاب شد. پیش از ورود به فیس بوک، ایشان به عنوان معاونت فروش آنلاین جهانی گوگل مشغول به کار بود و اتفاقاً بنیانگذار سرویس خدمات خیرخواهانه گوگل به نام Google.org هست که سالانه چند صد میلیون دلار کارهای خیریه در دنیا انجام می دهد. پیش از حضور در گوگل، خانم سندبرگ، رییس کارکنان وزارت خزانه داری ایالات متحده بود.



صفحه بانوی اول فیس بوک با دومیلیون طرفدار

او در سال ۱۹۶۹ در شهر واشنگتن دی سی و در خانواده ای یهودی به دنیا آمد. پدرش چشم پزشک بود و مادرش دکترای ادبیات فرانسوی داشت. اما الگویش مادربزرگی بود که تاثیری به سزا در زندگی وی گذاشت. زنی که در خانواده ای فقیر در نیویورک به دنیا آمده بود و یک تنه با غلبه بر همه سختی ها، توانسته بود تحصیلاتش را تمام کند و خانواده اش را ثروتمند سازد. خانواده شریل زمانی که او نوجوان بود، به میامی نقل مکان کردند. شریل پس از اتمام تحصیلات ابتدایی برای ادامه تحصیل در رشته اقتصاد، وارد دانشگاه Harvard شد و مدرک لیسانس خود را در این رشته با رتبه ای ممتاز گرفت. کمی بعدتر در رشته مدیریت بازرگانی این دانشگاه پذیرش گرفت و با اختلافی چشم گیر از سایر هم کلاسی هایش، موفق به اتمام این دوره شد.



شریل سندبرگ، یک نابغه در بورس و کسب و کار در عرصه فناوری اطلاعات است

مجله TIME در سال ۲۰۱۰، خانم سند برگ را در فهرست معروف ۱۰۰ زن تاثیرگذار جهان قرار داد. سبد سهام ایشان در فیس بوک و دیگر شرکت های دنیای فناوری سبب شده است تا این زن خلاق و متفکر دنیای کسب و کار، ثروتی معادل ۱ میلیارد دلار را در اختیار داشته باشد. وی تا کنون دو بار ازدواج کرده است که همسر قبلی ایشان، دیو گولد برگ، دو ماه پیش درگذشت. مرگ همسر ایشان، سبب شد تا وی، مرثیه نامه ای ۱۷۰۰ کلمه ای در سوگ از دست دادن همسرش در فیس بوک بنویسد که بازتاب جهانی پیدا کرد به گونه ای که، قریب به ۹۰۸ هزار کاربر فیس بوک، به باز نشر و لایک این سوگ نامه پرداختند.



تصویر سوگ نامه فیس بوکی شریل در سوگ همسرش که با لایک رهبرانه فیس بوک مواجه شد

خانم سندبرگ یکی از فارغ التحصیلان معروف دانشگاه هاروارد امریکا و آن هم در رشته ABM با درجه عالی هست که خیلی ها در دنیا، آرزوی گرفتن چنین مدرکی از این دانشگاه رتبه نخست جهان را به انتظار می کشند.
وی در اواخر دهه نود میلادی، در شرکت مشاوره مشهور بین المللی مک کنزی McKinsey & Company به عنوان مشاور مدیریت فعالیت می کرد و پس از آن به خزانه داری امریکا رفت و دستیار پروفسور لری سامیت، مشاوره مالی بیل کلینتون، رییس جمهور وقت آمریکا شد. یکی از مسئولیت های وی، بررسی کمک های مالی و بخشودگی بدهی های کشورهای در حال توسعه آسیا بخاطر بحران مالی آسیا در اوایل قرن بیست و یکم بود. در سال ۲۰۰۱، شریل به گوگل پیوست و فعالیت های موثری دراین شرکت در عرصه کسب و کار و مدیریت رفتارهای خیرخواهانه انجام داد. حضور ایشان در گوگل، ۷ سال به طول انجامید. تبلیغات و بازاریابی در شرکت گوگل، در نخستین دهه هزاره سوم، کاملاً تحت سیطره ایده های خانم شریل سندبرگ هدایت شد.



(شریل سند برگ، زن سال بر روی جلد مجله تایم)
از شریل سند برگ بخاطر این که موفق هست، متنفر نباشید!

بانوی همیشه اول



میشل لاواون رابینسون اوباما Michelle LaVaughn Robinson Obama، متولد ۱۷ ژانویه ۱۹۶۴ (۲۷ دی ۱۳۴۲ ه.ش) یک نویسنده و حقوقدان آمریکایی است. وی همسر رئیس جمهور فعلی آمریکا، باراک اوباما و نخستین زن دورگه آفریقایی-آمریکایی است که بانوی اول آمریکا شده است. میشل اوباما در جنوب شیکاگو بزرگ شد و فارغ التحصیل دانشگاه های پرینستون و دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد است. او اوایل دوران حرفه ای حقوقی اش را در شرکت سیدلی آستین، یعنی جایی که با باراک اوباما آشنا شد، گذراند. سپس در مرکز درمانی دانشگاه شیکاگو مشغول به کار شد. این دو در سال ۱۹۹۲ ازدواج کردند و اکنون دو دختر به نام های مالیاآن و ناتاشا دارند.



میشل و باراک اوباما در سال ۱۹۹۲ ازدواج کردند و اکنون دو دختر به نام های مالیاآن و ناتاشا دارند.

او تمام سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ را در کمپین انتخاباتی شوهرش برای ریاست جمهوری مشغول به کار بود. او همواره، ابتدا به عنوان همسر یک سناتور و بعد به عنوان بانوی اول آمریکا، یک سمبل مد و یک الگو برای زنان بوده است. به علاوه اینکه مشاور زندگی در فقر، موادغذایی و سلامتی است.



حضور میشل اوباما در روز نخست ریاست جمهوری همسرش در حالی که یکی از گران قیمت ترین لباس های آمریکا را پوشیده است.

همه چهار پدربزرگ و مادربزرگ او چندنژاده بودند ولی اقوام وی چیزی درباره وضعیت آنان در زمان برده داری آمریکا نمی گویند. اجداد میشل اوباما در فاصله های دورتر ریشه های اروپایی و ایرلندی پیدا می کنند. به علاوه اینکه اقوام پدر و مادر او به یک یهودی دورگه آفریقایی-آمریکایی به نام ربی کپرز Rabbi Capers می رسد.
میشل اوباما هنگام تحصیل در دانشگاه پرینستون به واسطه همکاری با یک مرکز آموزشی و فرهنگی که به داشنجویان اقلیت خدمات می داد با مسائل کشورهای جهان سوم آشنا شد و بعد از دوران دانشجویی نیز به همکاری با آنان ادامه داد و سپس موفق شد که مدرک دکترای خود را در سال ۱۹۸۸ از دانشگاه هاروارد دریافت کند.
میشل اوباما معمولا با لباس مشکی و لبخندی عمیق در منظر عموم ظاهر می شود و به عنوان یک مسیحی پروتستان ارتباط خوبی با کلیسا داشته و سعی دارد که میان کلیسا و مسائل سیاسی پیوند برقرار کند یا به بیان بهتر، سیاست آمریکایی را به دیانت پروتستان خود بچسباند. میشل اوباما برای تشویق مردم به توجه به مسائل سیاسی می گوید: «به کسی که می گوید کلیسا جای خوبی برای حرف زدن در مورد سیاست نیست بگویید جایی بهتر از این نیست، جایی بهتر از کلیسا نیست زیرا مسائل سیاسی، نهایتا سیاسی نیستند، مسائل اخلاقی هستند؛ و مسائلی هستند که با بزرگی و قوای بالقوه انسان و آینده ای که برای کودکان و نوه هایمان می خواهیم سروکار دارند».
میشل اوباما هنگامی که به کمپین انتخاباتی شوهرش پیوست از تاثیرات بدی که مسائل سیاسی ممکن بود روی دخترانش بگذارد نگران بود و در یک سخنرانی گفت: «من یک مشاور ارشد نیستم»؛ و در طول برگزاری کمپین انتخاباتی باراک، تمام تلاش خود را کرد که با استفاده از چارچوب مادری، روی مسئله نژاد و آموزش بحث کند.
از سال ۲۰۰۸ به بعد، خروجی رسانه های آمریکا شروع کردند به مانور دادن روی این نکته که رفتار میشل اوباما با مخاطبانش بسیار نرم تر از گذشته شده و بیشتر مصاحبه می کند؛ این تغییر در رفتار میشل اوباما در انتخاب لباس او هم تاثیر داشت و پس از آن سعی کرد لباس های غیررسمی بیشتری بپوشد؛ و این تغییر رویکرد در انتخاب لباس به علاوه همراهی ای که رسانه ها با او داشتند باعث بهتر شدن تصور عمومی مردم نسبت به او شد.



حوزه نفوذ میشل اوباما در دستگاه دیپلماسی عمومی کاخ سفید

فهرست ۲۰ زن قدرتمند جهان به همراه زندگی نامه

۲۰ زن قدرتمند جهان در سال ۲۰۱۶ را بشناسید

مجله معتبر فوربز، فهرست ۲۰ زن قدرتمند جهان در سال ۲۰۱۶ را منتشر کرد.

در این فهرست علاوه بر سیاست مدران، زنان فعال در عرصه تجارت آنلاین نیز خوش درخشیده اند. در ادامه نگاهی داریم به این فهرست، همچنین زندگی نامه هشت زن از زنان این فهرست را می خوانیم.

آنگلا مرکل برای ششمین سال متوالی در صدر فهرست قدرتمندترین زنان جهان در سال ۲۰۱۶ قرار گرفت. مجله آمریکایی فوربز فهرست قدرتمندترین زنان جهان را در سال ۲۰۱۶ را منتشر کرده که در آن آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، برای ششمین سال متوالی در صدر است و بعد از او هیلاری کلینتون، نامزد ریاست جمهوری آمریکا قرار دارد. پنجاه نفر از صد نفری که نامشان در این فهرست آمده آمریکایی هستند و در میان ده نفر اول هم نام تنها سه غیرآمریکایی دیده می شود که هر سه از اروپا هستند.
مجله فوربز این زنان را "باهوش ترین و سرسخت ترین زنان در میان صاحبان صنعت و تجارت، کارآفرینان و سرمایه گذاران، دانشمندان، بشردوستان و مدیران عاملی که نشانی از خود در دنیای امروز به جا گذاشته اند" توصیف کرده است.
برای تهیه این فهرست چهار معیار در نظر گرفته شده است: ثروت (اعم از دارایی یا سود شرکت)، حضور رسانه ای، قلمرو نفوذ و میزان تاثیرگذاری در حوزه فعالیت. در این فهرست نامی از ایران نیست و تنها چهار نفر از کشورهای خاورمیانه و منطقه حضور دارند که دو نفر از آنها شهروند امارات متحده عربی هستند. لبنی بنت خالد بن سلطان القاسمی، وزیر همکاری و توسعه بین المللی امارات و رجاء عیسی القرق، مدیر اجرایی گروه عیسی صالح القرق و عضو هیئت مدیره اتاق صنعت و بازرگانی دوبی، به ترتیب در رده های ۴۳ و ۹۱ در فهرست فوربز هستند.
لبنی سلیمان العلیان، تاجر سعودی، در فهرست تازه قدرتمندترین زنان جهان شصت و پنجم است و گولر سابانجی، رئیس هیئت مدیره "گروه سابانجی" به ارزش بیش از ۱۶ میلیارد دلار از ترکیه در رتبه ۶۴ ام است. جوان ترین زن در این فهرست ماریسا مه یر، رئیس و مدیرعامل شرکت یاهو است که ۴۱ سال دارد و در رده پنجاه و پنجم قرار گرفته و فدریکا موگرینی ۴۲ ساله، مسئول ایتالیایی روابط خارجی اتحادیه اروپا هم نوزدهم است. مسن ترین 'زن قدرتمند جهان' الیزابت دوم، ملکه ۹۰ ساله بریتانیا است که در این فهرست رتبه ۲۹ را به خود اختصاص داده است.
امسال ۲۰ چهره تازه به فهرست قدرتمندترین زنان اضافه شده اند و نام چهره های مشهوری از دنیای فرهنگ و هنر مانند آنجلینا جولی، بازیگر و فعال بشردوست، تیلور سوئیفت، خواننده و آلن دجنرس، مجری مشهور آمریکایی از این لیست حذف شده است.
اسامی ۲۰ زن قدرتمند جهان به شرح زیر است:



۱- آنگلا مرکل – صدراعظم آلمان



۲- هیلاری کلینتون – سیاستمدار و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا



۳- جانت یلن - اقتصاددان آمریکایی، پروفسور بازنشسته دانشگاه برکلی است که ریاست فدرال رزرو را بر عهده دارد



۴- ملیندا گیتس، همسر بیل گیتس و مدیر سابق برخی از محصولات شرکت مایکروسافت



۵- مری بارا، مدیر عامل اجرایی شرکت جنرال موتورز



۶- کریستین لاکارد، رییس جدید صندوق بین المللی پول



۷- شریل سندبرگ، مدیر ارشد عملیات فیس بوک



۸- سوزان وچیسکی، مدیرعامل کمپانی یوتیوب



۹- مگ ویتمن، رییس و مدیر ارشد اجرایی هیولت-پاکارد



۱۰- آنا پاتریکا بوتین، رییس بانک اسپانیایی سانتاندر



۱۱- ویرجینیا مری، مدیرعامل «آی بی ام»



۱۲- پارک گیئون هی، رئیس جمهور کره جنوبی

نظرات کاربران
درباره کتاب زنان آهنین

یه مشت سیاسی کار و ضد بشریت.... زن و مردش تفاوتی نداره اینا انسان هم از نظر حداقل ها نیستن هرچی فوربس و نمیدونم فلان مرجع منتشر کرد فقط واسه بهبود آمارتون بزنین اینجا...
در 1 سال پیش توسط
خیلی خوب بود مرسی .فکر کنم از نظر شخصی که کامنت اولو گذاشته (mosavi)خانوم ابتکار باید جزو این ۲۰ زن میبوده نه خانوم هیلاری و مرکل :/
در 2 سال پیش توسط
فیدیبو هم مثل تایم دات آی آر از تیمی که جامعه ی مدنی رو به مرحوم هاشمی دادن تغذیه میشه
در 2 سال پیش توسط
اسم این کتاب میباید "زنان فاسد" میبد. کلینتون ؟؟ یکی از فاسدترین سیاستمداران امریکا و بدون هیچگونه پایگاه اجتماعی مرکل.. زنی که آتش به به اروپا زد .. در پی سیاست های نابخردانه اش که منجر به بزرگترین بحران اروپا بعد از جنگ جهانی دوم شد، بعضی تظاهرکننده گان حتی خواستار اعدام او به جرم خیانت به وطن شدند
در 2 سال پیش توسط
بسیار جالب و الهام بخش بود فقط به علائق شخصی کمتر پرداخته شده بود بخصوص در رابطه با خانم کلینتون . متشکرم فیدیبو
در 2 سال پیش توسط