فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب روباهان‌کوچک

کتاب روباهان‌کوچک

نسخه الکترونیک کتاب روباهان‌کوچک به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب روباهان‌کوچک

ادی: آدم‌هایی هستند که زمین را می‌خورند و همه‌ی مردمان روی زمین را هم می‌خورند مثل ملخ‌های کتاب مقدس. و آدم‌های دیگری که کنار می‌ایستند و خوردن آن‌ها را تماشا می‌کنند.

  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.35 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب روباهان‌کوچک

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



شخصیت ها

ادل
کل
بردی هابرد
اسکار هابرد
لیو هابرد
ریجاینا گیدنز
ویلیام مارشال
بنجامین هابرد
الگزاندرا گیدنز
هاریس گیدنز

صحنه ی نمایش اتاق نشیمن خانه ی خانواده ی گیدنز در شهری کوچک در جنوب امریکاست.

پرده ی نخست. بهار ۱۹۰۰، شب
پرده ی دوم. یک هفته بعد، صبح زود
پرده ی سوم. دو هفته بعد، عصر

پرده ی نخست

صحنه: اتاق نشیمن خانواده ی گیدنز(۱) را می بینیم، در شهری کوچک واقع در جنوب. بهار سال ۱۹۰۰ است. عقب صحنه پلکانی به طبقه ی بالا می رود و همان جا در سمت راست دری به اتاق غذاخوری راه دارد. وقتی این در باز باشد قسمتی از اتاق غذاخوری و میز و صندلی اش را می توانیم ببینیم. در سمت چپ عقب صحنه راهروی ورودی است که در آن جالباسی و جاچتری قرار دارند. روی دیوار سمت چپ پنجره های بزرگی با پرده های توری دیده می شوند. این اتاق را یک لوستر گازسوز در وسط سقف به علاوه ی چند لامپ چینی نقاشی شده روی میزها روشن کرده اند. چسبیده به دیوار پیانویی بزرگ قرار دارد. جلوی صحنه سمت راست کاناپه ای بزرگ، میزی بزرگ و چندتا صندلی می بینیم. نزدیک پنجره کاناپه و میزهای کوچک تری قرار دارند. اتاق قشنگی است با مبلمانی گران قیمت، اما سلیقه ی خاصی را منتقل نمی کند. تنها می توان گفت که همه چیز از بهترین نوع خود است.
هنگام بالارفتن پرده: ادی(۲)، زن بلندبالا و زیبای سیاه پوست تقریبا پنجاه وپنج ساله مشغول بستن پنجره هاست. از پشت در بسته ی اتاق غذاخوری صدای صحبت کردن می آید. کمی بعد، کل(۳)، مردی سیاه پوست و میان سال با یک سینی لیوان و بطری شراب از راهروی ورودی به داخل می آید. ادی به سمتش می رود و سینی را از او می گیرد و روی میز قرار می دهد و شروع می کند به مرتب کردن شان.

ادی: (به بطری شراب اشاره می کند.) دیوانه شده ای؟
کل: نخیر، خانم باهوش. خانم ریجاینا(۴) گفتند که این بطری را بیاورم.

(به بطری اشاره می کند.)

همین بطری برای مهمان محترم شان. وقتی خانم ریجاینا این جوری دستورش را عوض می کند حتما دلیلی دارد.
ادی: (به اتاق غذاخوری اشاره می کند.) برو. به تو احتیاج دارند.
کل: دوشیزه زان(۵) دو پرس از میوه های یخ زده را خورد و به مهمان محترم گفت که تو بهترین میوه های یخ زده ی جنوب را درست می کنی.
ادی: (با خرسندی لبخند می زند.) راستی؟ خُب، حواست باشد بل(۶) برایش کمی نگه دارد. قبل از این که بخوابد خیلی دوست دارد که از آن ها بخورد. و کمی هم کیک چون ــ

در اتاق غذاخوری باز می شود و کمی بعد بردی هابرد(۷) آن را می بندد. بردی، زنی تقریبا چهل ساله است و چهره ای زیبا، مودب و رنگ پریده دارد. معمولاً کمی ترسیده و مضطرب رفتار می کند اما در حال حاضر خوشحال و هیجان زده وارد اتاق می شود. کل به سمت بردی برمی گردد.

بردی: اُه، کل.

(در را می بندد.)

می خواهم یکی از آن پادوها را صدا کنی تا به خانه ام برود و کشوی میزم را بگردد و ــ

(به ادی.)

ادی عزیزم، چه شام خوبی بود! حرف نداشت.
ادی: امشب چه قدر قشنگ و جوان شده اید، خانم بردی.
بردی: (خنده کنان) من؟ جوان؟

(به طرف کل برمی گردد.)

شاید بهتر باشد سایمون(۸) را گیر بیاوری و بگویی خودش برود. باید کشوی سمت چپ میزم را بگردد، و آلبوم موسیقی ام را زود بیاورد این جا. آقای مارشال(۹) به خاطر پدرش و اپرای شیکاگو می خواهد آن را ببیند.

(به ادی.)

آقای مارشال مرد خیلی مودبی است و خیلی هم تحصیل کرده و بافرهنگ است و برایش تعریف کرده ام که مامان و بابا برای کنسرت های موسیقی به اروپا می رفتند ــ

(می خندد، به ادی.)

فکرش را بکن که فقط برای گوش دادن موسیقی این همه راه را تا اروپا بروی. معرکه نیست، ادی؟ که فقط سرجایت بنشینی و گوش بدهی و ــ

(به سمت کل می رود.)

کشوی سمت چپ را می گویم، کل. بهش تاکید کن چون یادش می رود. و بگو مواظب باشد چیزی از آلبوم بیرون نریزد و فوری بیاوردش این جا.

اسکار هابرد در اتاق غذاخوری را باز می کند و سریع آن را می بندد. مردی است حدودا پنجاه ساله.

کل: بله خانم. سایمون از پسش برنمی آید. اما بهش می گویم.
بردی: کشوی سمت چپی، کل، بگو کتاب آبی رنگ را بیاورد و ــ
اسکار: (به تندی.) بردی.
بردی: (با دستپاچگی به سمت او برمی گردد.) اُه، اسکار، داشتم سایمون را می فرستادم که آلبوم موسیقی ام را بیاورد.
اسکار: (به کل.) آلبوم را فراموش کن. خانم بردی نظرشان عوض شده است.
بردی: اما راستش، اسکار، واقعا به آقای مارشال قول دادم که ــ

کل نگاهی به آن ها می کند. بیرون می رود.

نظرات کاربران درباره کتاب روباهان‌کوچک

ترجمه این کتاب به شدت ضعیف و سخت خوان هست. اگر قصد خوندن این نمایشنامه برجسته قرن بیستم رو دارید توصیه می کنم که ترجمه نشر قطره رو مطالعه کنید
در 2 ماه پیش توسط احمد ملک نژاد