فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب الگوی ارتقای سرمايه فرهنگی در ايران

کتاب الگوی ارتقای سرمايه فرهنگی در ايران

نسخه الکترونیک کتاب الگوی ارتقای سرمايه فرهنگی در ايران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب الگوی ارتقای سرمايه فرهنگی در ايران

امروزه سرمایۀ فرهنگی یکی از شاخص‌های اساسی در توسعۀ فرهنگی به شمار می‌آید و بدون توجه به شاخص‌های سرمایه فرهنگی امکان دستیابی به توسعۀ پایدار وجود ندارد. از این رو، کشورها تلاش می‌کنند که با ارتقای سطح شاخص‌های فرهنگی در جهت دستیابی به اهداف کلان ملی گام‌های موثری بردارند. در ایران نیز خوشبختانه طی چند سال اخیر، مدیران و نخبگان فرهنگی به این مقوله توجه نشان داده‌اند و کتاب حاضر جو اولین کتاب‌هایی است که در زمینۀ سرمایه فرهنگی منتشر شده است. از جمله اهداف این است که کتاب معرفی سرمایۀ غرهنگی به سیاستگذاران، مدیرا، محققان فرهنگی و مراکز تحقیقاتی و دانشجویانی است که می‌خواهند به صورت هدفمند در تببین چشم‌اندازهای فرهنگی، برنامه ریزی فرهنگی و ارزیابی کنترل نهادهای فرهنگی- اجتماعی گام بردارند. مطالعه این کتاب ما را به این نتیجه رهنمون می‌سازد که باید به فرهنگ و مبانی فرهنگی از دیدگاه علمی و بومی نیز توجه خاص مبذول داشت و عدالت فرهنگی را در جامعۀ ایرانی اجرایی ساخت. به همین منظور مطالعه کتاب حاضر به مخاطبانی که به نوعی در عرصه مبانی فرهنگی در حستجوی شاخص‌ها و مبانی ارزشی و بومی سرمایۀ فرهنگی‌اند توصیه می‌شود.

ادامه...

بخشی از کتاب الگوی ارتقای سرمايه فرهنگی در ايران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱. مفهوم شناسی سرمایه فرهنگی

تاریخچه سرمایه فرهنگی

اصطلاح سرمایه فرهنگی را نخستین بار پی یر بوردیو (۱۹۳۰- ۲۰۰۲) به ادبیات علوم اجتماعی و انسانی وارد کرد. بوردیو متفکری است که موضوع نابرابری فرهنگی و اجتماعی از اهتمامات جدی او بود. او متولد دهکده ای کوهستانی در منطقه پیرنه فرانسه است. او ابتدا در دانشگاه معتبر اکول نرمال سوپریور(۱) به تحصیل فلسفه پرداخت و سپس به علوم اجتماعی روی آورد. او با تحقیقاتش بر روی جامعه الجزایر توجه محافل آکادمیک فرانسه را به خود جلب کرد. بوردیو با نثر ثقیل و اصطلاحات پیچیده یکی از موثرترین متفکران علوم اجتماعی فرانسه است که توانسته در دنیای غیرفرانسوی زبان هم به شهرت برسد. او مفاهیم بسیاری را به دایره المعارف علوم اجتماعی افزوده است؛ مفاهیمی چون عادت واره،(۲) میدان،(۳) خشونت نمادین(۴) و سرمایه فرهنگی(۵) از آن جمله اند. بوردیو که خارج از محیط شهری فرانسه بزرگ شده بود، برای کسب موقعیت خود زحمات زیادی کشید. او آنچه را در دانشگاه های فرانسه می دید اشرافیت دانشگاهی تعبیر می کرد. از نظر بوردیو در نظام دانشگاهی فرانسه افرادی رشد می کنند که روابط بهتری با استادان باسابقه یا جاافتاده دارند یا با کسانی که از موقعیت اقتصادی بالایی برخوردارند. کاری که بوردیو در مورد انسان دانشگاهی فرانسه انجام می دهد، از زوایای زیادی قابل تامل است. یک عضو دانشگاهی برای به دست آوردن هرگونه سرمایه دانشگاهی به زمان نیاز دارد. فرایند کسب سرمایه دانشگاهی به بار آورنده جریان پویای جالبی است که میان استادان جاافتاده و دانشجویان دوره بالاتر از لیسانس و اعضای علمی جوان تر به کار می افتد. آن هایی که قدرت دانشگاهی را در دست دارند، فعالیت اعضای جوان تر و جویای نام را تحت نظر می گیرند و این دسته دوم باید سربه زیر و مطیع دسته نخست باشند (ریتزر، ۱۳۷۸: ۷۳۲). طبق نظر بوردیو برای موفقیت در نظام دانشگاهی فرانسه باید از خود سازگاری نشان داد نه نوآوری. بنابراین سرمایه فرهنگی را می توان توانایی تصرف و استفاده از کالاهای فرهنگی و نیز توانایی های ادبی ـ گفتاری تعریف کرد.
اصطلاح سرمایه فرهنگی بازنمای جمع نیروهای غیراقتصادی مثل زمینه خانوادگی، طبقه اجتماعی، سرمایه گذاری های گوناگون، تعهد به تعلیم و تربیت و مانند آن هاست که بر موفقیت آکادمیک (علمی یا تحصیلی) تاثیر می گذارد. سرمایه فرهنگی یک مکانیزم مهم در بازتولید سلسله مراتب اجتماعی است. هسته نظریه سرمایه فرهنگی این است که نظام آموزشی، که بازتاب فرهنگ طبقه حاکم است، فرهنگ را انتقال می دهد، تقویت می کند و نهایتا موجب بازتولید همان فرهنگ می شود. ریچارد زوئینگهافت سرمایه فرهنگی را انواع گوناگون دانش ها و مهارت ها می داند. برکس و فولک واژه سرمایه فرهنگی را برای اشاره به قابلیت های انعطاف پذیر جوامع انسانی برای پرداختن به زیست محیط و اصلاح آن به کار می برند (تراسبی، ۱۳۸۲: ۷۴).
گرچه تعریف برکس و فولک از آنچه در این اثر مدنظر است تا اندازه ای کلی تر است و به نظر می رسد آن ها بر قابلیت های ناملموس اشاره دارند؛ یعنی دانش ها و مهارت ها و نیز مجموع کالاهای فرهنگی که شخص می تواند آن ها را کسب کند. سرمایه فرهنگی جزء ارزش ها و هنجارهای والای جامعه است که نمی توان یک شبه (مثل سرمایه اقتصادی) آن را کسب کرد یا انتقال داد یا خرید و فروش کرد. بوردیو سرمایه فرهنگی را دانشی (شناختی) می داند که افراد را قادر به تفسیر کدهای فرهنگی گوناگون می کند.
بوردیو سرمایه فرهنگی را به سه بخش تقسیم می کند: ۱) سرمایه تجسم یافته یا مجسم(۶) که با کالبد و بدن فرد مرتبط است و به صورت مهارت و تربیت در فرد دیده می شود. ۲) سرمایه عینیت یافته(۷) که به صورت کالاهای فرهنگی چون تصاویر، کتاب ها، کامپیوتر و هنر بروز می کند. ۳) سرمایه نهادی شده(۸) که از طریق مدارک واقعی و دیگر شواهد پایگاه فرهنگی بازنمایی می شود (Soroka,2006). برخی دیگر از دانشمندان از جمله گولد(۹) اظهار می کنند که سرمایه فرهنگی جزئی از سرمایه اجتماعی است. اعضای یک اجتماع با پذیرش مبادلات فرهنگی، پیوندهای اجتماعی را نیز توسعه می دهند و بنابراین، به ارتقای سرمایه اجتماعی کمک می کنند، که البته چندان با آنچه مدنظر بوردیو است همخوانی ندارد. افراد دیگری هم مانند پاتنام(۱۰) سرمایه اجتماعی و فرهنگی را در مقابل هم می بینند. سرمایه فرهنگی متعلق به فرد و سرمایه اجتماعی متعلق به گروه است. گیدنز اظهار می کند که شیوه های گفتاری و رفتاری کودکان طبقه اجتماعی و خانوادگی فرودست، به ویژه کودکان گروه های اقلیت قومی، با شیوه های گفتاری و رفتاری مسلط در مدرسه مغایر است. اگرچه نظریات مطرح شده در زمینه سرمایه فرهنگی در جهت ایجاد تمایز و تولید نابرابری است، دانشگاه می تواند شرایطی یکسان فراهم کند تا هرکس بنا بر استعداد و توانایی خود از آن بهره ببرد (گیدنز، ۱۳۸۰). سرمایه فرهنگی، جدا از هرگونه ارزش اقتصادی آن، دارایی ای است که مجسم کننده، ذخیره کننده یا تامین کننده ارزش فرهنگی است. همچون دیگر انواع سرمایه، مهم است که بین موجودی ها و روابط، خدمات، کالاها و جز آن ها تمایز قائل شد. موجودی سرمایه فرهنگی، به طور عام یا خاص، به کمیت چنین سرمایه ای در یک زمان مفروض اشاره می کند و برحسب واحد شمارش مناسبی از قبیل کمیت های مادی یا نوعی از ارزش گذاری تجمعی اندازه گیری می شود. این موجودی سرمایه ای به مرور زمان منجر به ایجاد جریانی از خدمات می شود که ممکن است برای تولید کالاها و خدمات بیشتری مصرف یا استفاده شود (فکوهی، ۱۳۸۱). از طرفی می توان میان سرمایه فرهنگی و دارایی های اقتصادی «معمولی» تمایز قائل شد. از این رو، سرمایه فرهنگی هم ارزش فرهنگی می آفریند هم ارزش اقتصادی، در حالی که سرمایه «معمولی» فقط ارزش اقتصادی می آفریند و می تواند با کارکرد خود به سرمایه اقتصادی تبدیل گردد و بالعکس (صالحی امیری، ۱۳۸۶: ۶۶). کارکردهای اجتماعی، مهارت ها، صلاحیت ها و دانش های فرهنگی کسب شده دقیقا شبیه کارکرد سرمایه اقتصادی است (میلنر و براویت، ۱۳۸۷: ۳۱۸). اصطلاح سرمایه فرهنگی از قیاس با سرمایه اقتصادی و نظریات و قوانین و تحلیل مباحث مربوط به سرمایه داری پدید آمد. با این تعریف (تعریفی که بیشترْ جامعه شناسان به کار می برند تا مردم شناسان)، سرمایه فرهنگی مجموعه ای از روابط و معلومات و اطلاعات و امتیازات است که فرد برای حفظ کردن یا به دست آوردن موقعیتی اجتماعی از آن استفاده می کند. این مجموعه عبارت است از سرمایه ای فرهنگی که به طور دائمی در قلمرو امکانات یک قشر، گروه، طایفه یا طبقه می باشد (روح الامینی، ۱۳۶۸: ۱۱۶). شاید به همین دلیل سرمایه فرهنگی از منظرهای گوناگون تعریف شده و به حوزه های متنوع علم وارد شده است. ولی آنچه به طور مشترک در میان تمامی این تعاریف وجود دارد معرفی سرمایه ای جدید در عرصه های اجتماعی است که می تواند موازنه قدرت سرمایه ها را در شرایط موجود مختل کند و مزیت بالقوه ای برای تولید قدرت و هژمونی های ارزشی به شمار آید.

مفاهیم و مبانی مرتبط با سرمایه فرهنگی

جامعه شناسی بوردیو

پی یر بوردیو، جامعه شناس فرانسوی، مسلّما یکی از مهم ترین شخصیت ها در حوزه نظریه فرهنگی و پژوهش های فرهنگی امروز است. او تلاش می کند سطوح خرد و کلان تحلیل را در هم آمیزد. در عین حال، به تجربه ذهنی و ساختارهای عینی توجه دارد. بوردیو از جامعه شناسی انتقادی مارکس و وبر به طور همزمان سود می برد، از این رو نظریه اش مانند نظریه فوکو، جذب پهنه تفکر چپ میانه ای می شود که دیدگاه متعصبانه تر آموزه مارکسیستی جامعه طبقاتی را رد می کند. بوردیو الگوهای نظری انتزاعی را بسط داده و مطالعات تجربی مفصلی را به آن ها ضمیمه کرده است، از همین رو هم نزد نظریه پردازان محض و هم جامعه شناسان فرهنگ گرایی که بیشتر انگیزه های روش شناختی دارند اعتبار کسب کرده است. آثار تجربی او حوزه آموزش، فرهنگ عامه، هنر، انسان شناسی و جامعه شناسی را پوشش می دهد و از این راه مخاطبانش را به حداکثر می رساند. او به شماری مفاهیم (از قبیل حوزه، سرمایه فرهنگی، ذائقه، عادت واره و...) پرداخته است که به لحاظ پژوهشی و نظری قابل استناد و انتقال اند (اسمیت، ۱۳۸۴: ۲۱۶). بوردیو جامعه شناسی سنتی را با نظریه خود درآمیخت و همواره در پی ارتباط مفاهیم نظریه شناختی خود با تحقیق تجربی بود. وی آثارش را که حوزه گسترده ای از علوم، فلسفه و نظریه ادبی تا جامعه شناسی و انسان شناسی، را در بر می گرفت «تئوری عمل» نامید. مطالعات بوردیو همه مرزهای آکادمیک و سنت های فکری را در هم آمیخت. بوردیو کار خود را با تحصیل و تدریس فلسفه آغاز کرد و سپس رو به سوی حوزه اجتماعی آورد و در این حوزه از سه منبع اساسی تاثیر پذیرفت و آن ها را در آنِ واحد در یک نظریه عمومی توسعه بخشید و میانشان تلفیقی ایجاد کرد:

الف) جامعه شناسی انتقادی مارکس: بوردیو بسیار از مارکس تاثیر پذیرفته است اما او عمدتا تحت تاثیر مارکس جامعه شناس بوده است. جامعه شناسی مارکس امروز بیش از پیش مطرح است، در حالی که نظریه های اقتصادی او ــ که البته بیشتر نظریه های اقتصاد سیاسی بریتانیایی قرن هجدهم و نوزدهم بود ــ امروزه تقریبا به طور کامل زیر سوال رفته است. نفود مارکس در رادیکالیسم انتقادی نظریه بوردیو به خصوص در رابطه با حوزه سیاست کاملاً آشکار است.
ب) جامعه شناسی کارکردی پوزیتویستی دورکیم: بوردیو همچون دورکیم تاکید داشت که علوم اجتماعی از یکدیگر تفکیک ناپذیرند ولی آنچه از دورکیم، بیش از هر چیز، بر او تاثیر گذاشته روش شناسی دورکیمی است. علاقه بوردیو به حفظ روش های کمّی و پوزیتویستی، که در بسیاری از آثار او مشاهده می شود، این تاثیر را نشان می دهد.
ج) جامعه شناسی تاریخی ـ تفهیمی وبر: جامعه شناسی تفهیمی وبر در دیدگاه فلسفی او و توجهش به امر تاریخی در تحلیل هایش مشهود است. تمایل بوردیو به سازش دادن ذهنیت گرایی و عینیت گرایی گویای تاثیرپذیری او از وبر است. او مفهوم مبارزه طبقاتی را از مارکس، تقلید را از گابریل تارد، هژمونی را از گرامشی، ایدئولوژی را از مانهایم، کارکرد پنهان را از مرتون و متد را از دورکیم می گیرد و با استفاده از این مفاهیم به سراغ خودش و جامعه اش می رود و مهم ترین تئوری هایش را عرضه می کند. در این مواجهه جهان اجتماعی را یک خانواده می پندارد؛ خانواده ای که ظاهراً نرمال است، هر کسی در آن نقش و پایگاهی دارد، اما این خانواده اسرار خانوادگی خود را هم دارد که می خواهد این اسرار را پنهان کند، فروبخورد، فراموش کند، صدایش را درنیاورد. جامعه هم مثل خانواده، واقعیتی آشکار و حقیقتی پنهان دارد. مهم ترین محورهای اندیشه بوردیویی در تمایل او به ایجاد سازش و سنتز (ساخت) میان دوگانه های به ظاهر سازش ناپذیر آشکار است، برخی از این دوگانه ها به قرار زیر هستند:
۱. تقابل ذهنیت گرایی و عینیت گرایی، یعنی تقابل میان ساختارهای مادی حیات و ذهنیت ها و ساخت های غیرمادی و شناختی،
۲. تقابل روش های کمّی و روش های کیفی در جامعه شناسی،
۳. تقابل تاریخ گرایی در زمان،(۱۱) با کارکردگرایی همزمان(۱۲) در تفکر اجتماعی،
۴. تقابل تقسیم امر اجتماعی به ابعاد شناخت شناسی، در برابر امر اجتماعی به مثابه یک کل،
۵. نگاه به امر اجتماعی به مثابه یک کل تفکیک ناپذیر، جز از خلال رویکردهای روش شناختی (جامعه شناسی، انسان شناسی، روان شناسی اجتماعی)،
۶. درک امر اجتماعی به مثابه ساز و کار اصلی بازتولید نظام اجتماعی که خود مبتنی بر بازتولید نظام قدرت است،
۷. تاکید بر محدودیت و توهم زا بودن مفهوم تحرک اجتماعی و قابلیت تغییر (فکوهی، ۱۳۸۱).

نظرات کاربران درباره کتاب الگوی ارتقای سرمايه فرهنگی در ايران