فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب چگونه از عطش دلبستگی رهایی یابیم؟

کتاب چگونه از عطش دلبستگی رهایی یابیم؟

نسخه الکترونیک کتاب چگونه از عطش دلبستگی رهایی یابیم؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب چگونه از عطش دلبستگی رهایی یابیم؟

وقتی نمی‌دانید آیا باید به ازدواجتان ادامه دهید... وقتی می‌دانید که باید دست بکشید و این‌کار را نمی‌کنید... وقتی از خود می‌پرسید به چه علت هنوز به این رابطه ادامه می‌دهید. وقتی احساس می‌کنید امیدواریتان واقع‌بینانه نیست... وقتی تردید دارید که آیا همسرتان قصد ترک کردن شما را دارد... وقتی معتقدید بدون او نمی‌توانید زندگی کنید... وقتی فکر می‌کنید نتوانید شخص دیگری را مانند او پیدا کنید... این کتاب حمایت‌های موردنیاز را در اختیارتان می‌گذارد.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.36 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب چگونه از عطش دلبستگی رهایی یابیم؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

پایان دادن به یک رابطه عشقی حتی وقتی بدانید این رابطه برای شما بد است بسیار دشوار است.
وقتی من به رابطه ای اشاره می کنم و می گویم این رابطه بد است، منظورم رابطه ای نیست که در شرایط دشواری واقع شده است زیرا این بخش همیشگی از یک رابطه زناشویی است.
اشاره من به روابط مرده است.
اشاره من اتصال و وابستگی به اشخاصی است که با کمال تاسف قابل دستیابی نیست (شاید به این دلیل که به شخص دیگری وابسته اند و یا خواهان یک رابطه تعهدآمیز نیستند).
اشاره من به روابط ناهمخوانی است که در آن زن و شوهر روی چنان امواج متفاوتی قرار گرفته اند که وجوه مشترک اندکی دارند و ارتباط بین آن ها بسیار اندک است و زن و شوهر از یکدیگر لذت نمی برند.
من از روابطی صحبت می کنم که زن و شوهر به هیچ شکلی نمی توانند نیازهایشان را برآورده سازند.
در مواردی من درباره روابطی حرف می زنم که پوچ و تهی، دور و فاصله گرفته اند و در آن ها احساس تنهایی و محرومیت موج می زند.
و در مواردی من به روابطی اشاره دارم که نبردگاه تنفّر، خشم و بهره کشی و بدرفتاری است.
باقی ماندن در یک رابطه بد می تواند یک تراژدی شخصی ادامه دار باشد. اغلب اوقات دلیل آن که اشخاص به رابطه ای رضایت بخش دست نمی یابند این است که نمی توانند از رابطه نامناسبی که در آن به سر می برند فاصله بگیرند.
این کتاب در حکم راهنما برای تمامی کسانی است که در روابط ناخوشایند گیر کرده اند و آرزو می کنند که کاش در چنین رابطه ای به سر نمی بردند. سعی می کنم توضیح بدهم که چرا اشخاص در چنین روابطی باقی می مانند. سعی می کنم توضیح بدهم که چگونه می توانند از این رابطه بیرون بیایند.
این کتاب را بیشتر برای کسانی که در روابط ناخوشایند به سر می برند، نوشته ام اما اصولی که در این جا به آن اشاره می کنم، می تواند در روابط میان دوستان، بستگان، کارکنان و نیز در زمینه های شغلی و حرفه ای مورد استفاده قرار بگیرند.
من با خوشحالی و مسرّت این کتاب را به بیماران و به دوستانم که در این باره با من صحبت کرده اند تقدیم می کنم. آن چه را که نوشته و توضیح داده ام با نظرات این اشخاص تکمیل شده است.

۱. زندانی عشق

شاید تاکنون هیچ مسئول بهداشت و درمانی این را اعلام نکرده باشد اما باقی ماندن در یک رابطه بد ممکن است برای سلامتی شما بد باشد. این رابطه می تواند روی عزت نفس شما تاثیر بگذارد و اعتماد به نفستان را مخدوش کند، همان طور که کشیدن سیگار می تواند به ریه های شما لطمه بزند. وقتی اشخاص می گویند روابطشان با شریک زندگی و همسرشان دارد آن ها را می کشد، ممکن است حرف درستی زده باشند. تنش ها و تغییرات شیمیایی ناشی از استرس می تواند به تمام اندام های شما آسیب برساند، می تواند انرژی شما را تحلیل ببرد و از مقاومت شما در برابر امراض بکاهد غالبا باعث می شود که بسیاری از اشخاص دنبال راه گریزهایی بروند که می تواند سلامتی اشان را به خطر بیندازد که از جمله این ها می توان به روی آوردن به موادمخدر، داروهای آرام بخش، خواب آور و محرک اعصاب و حتی اقدام به خودکشی اشاره کرد.
اما حتی اگر تهدیدی متوجه سلامتی شما نبود، باقی ماندن بیش از حد طولانی در یک رابطه بد و مخرب می تواند شما را به ناراحتی، خشم، نومیدی و احساس پوچی برساند. ممکن است برای بهبود رابطه خود تلاش کرده باشید. ممکن است تلاش کرده باشید که حیات از دست رفته را به آن بازگردانید. اما سرانجام به این نتیجه رسیده باشید که تلاش هایتان بیهوده است. مطمئن باشید که شما تنها نیستید. بسیاری از اشخاص منطقی و اهل عمل هم، با آن که می بینند در رابطه نامناسبی به سر می برند، نمی توانند خودشان را از شر این دشواری نجات دهند. قضاوت و عقل سلیم به آن ها می گوید که از این رابطه خارج شوند، اما برخلاف میلشان به آن می چسبند و راه گریزی پیدا نمی کنند. طوری حرف می زنند و به گونه ای عمل می کنند انگار که چیزی آن ها را عقب نگه می دارد. انگار رابطه آن ها زندانی است که آن ها در آن اسیر شده اند. دوستان و مشاوران و روان درمانگرها ممکن است به آن ها گفته باشند که درِ زندانشان باز و گشوده است و تنها کاری که باید بکنند این است که از آن بیرون بیایند. و با این حال و به رغم شرایط ناخوشایندشان این کار را نمی کنند. بعضی از آن ها به آستانه در زندان می رسند و با این حال از آن قدمی به بیرون نمی گذارند. بعضی ها بیرون از این چارچوب گاه به آرامش خاطر موقتی می رسند و با این حال به سرعت به این زندان بازمی گردند. چیزی در درون، آن ها را به خروج می خواند و ندایی در درون به آن ها می گوید که برای این خلق شده اند و با این حال انتخاب می کنند که در این شرایط ناخوشایند باقی بمانند. هیچ تلاشی برای تغییر دادن آن نمی کنند.
همه روزه من به تلاش ها و مبارزات زنان و مردانی گوش می دهم که احساس می کنند در یک رابطه ناخوشایند زندانی هستند.

آلیس: کم کم دارم از برت عصبانی می شوم. او به هیچ وجه به من توجه ندارد. احساس می کنم با یک آدم ماشینی روبه رو هستم. در شروع مرد رمانتیک و عاشق به نظر می رسید. اما این روزها از آن احساس ها خبری نیست. مرتب سکوت می کند. سرد و بی تفاوت به نظر می رسد. وقتی به او اعتراض می کنم می گوید که او این جوری است. با آن که به شدت ناراحتم اما نمی توانم خودم را راضی به ترک او کنم. راستش را بخواهید وقتی به این موضوع فکر می کنم به شدت ناراحت می شوم...

جیسون: دی اغلب مواقع، غیرمسئولانه و خودخواهانه رفتار می کند. جلو دیگران مرا تحقیر می کند. اگر ناراحت شوم مرا متهم می کند که قصد خفه کردن او را دارم. اما من از دوستانم هم شنیده ام که می گویند او به واقع به من سخت می گیرد. بعضی وقت ها دل دوستانم برای من می سوزد. نمی دانم چرا با او هستم. اما همین قدر می دانم که نمی توانم از او جدا بشوم.

مورین: می دانم که براد هرگز زنش را ترک نمی کند. می دانم که دارم خودم را به خاطر براد نابود می کنم. اما هر بار که خواستم او را ترک کنم به فکرم رسید که این برایم قابل تحمّل نیست.

میشل: نمی دانم چگونه این اتفاق می افتد. اما همه چیز جنگ و دعواست. بر سر هر موضوعی جنگ قدرت میانمان درمی گیرد. از انتخاب فیلم سینمایی گرفته تا این که کدام پنجره را باز کنیم. فکر می کنم من و لارا در یک موضوع با هم وحدت نظر داریم و آن این که نمی توانیم با هم زندگی کنیم. با این حال نمی توانیم از یکدیگر دست بکشیم.

جوآن: سال ها پیش دل از دنیس بریدم. اغلب شب ها از این که به خانه می آید وحشت می کنم. اما ما متعلّقات زیادی داریم که از آن هر دوی ماست ــ خانه، بچه ها، خاطرات و از همه این ها عادت به یکدیگر ــ از این رو هروقت به فکرم می رسد از این زندگی بیرون بروم، می بینم نمی توانم همه این چیزها را رها کنم. تصمیم می گیرم یک سال دیگر با او زندگی کنم. سال بعد هم ماجرا دوباره تکرار می شود. به این نتیجه رسیده ام که جز این سرنوشتی انتظار مرا نمی کشد. اما احساس می کنم که مرده ام...

آرتور: واقعیت این است که من بتی را دوست ندارم. دست کم آن قدر او را دوست ندارم که زن من باشد اما نمی توانم از او جدا شوم. نمی توانم به سراغ زنان دیگر بروم زیرا می ترسم دست رد به سینه من بزنند. این موضوع مرا به وحشت می اندازد. به همین دلیل به بتی می چسبم زیرا به هر صورت برای من وجود و حضور دارد.

الین: چرا وقتی پیتر تا این حد با من بدرفتاری می کند، باز هم می خواهم او را ببینم؟ او به راستی با من رفتاری ظالمانه دارد، به شدت خودمحور است. سعی می کنم به او بگویم که رابطه ما برای همیشه تمام شده است. می خواهم به او بگویم «دوستت دارم اما این رابطه برای من خوب نیست». «این رابطه موثّر واقع نمی شود، کار نمی کند. نمی خواهم تو را ببینم.». «گم شو ای خودخواه، بمیر» و گاهی به راستی این حرف ها را به او می زنم اما جداشدنمان بیش از یک هفته دوام نمی آورد.

نظرات کاربران درباره کتاب چگونه از عطش دلبستگی رهایی یابیم؟

بسیار عالی و مفید
در 2 سال پیش توسط akm...351
بسیار کتاب قابل تامل و خوبیه . به نظرم خیلی کمک کنندخ است
در 2 سال پیش توسط نسترن مختاري
واقعا کتاب خوبی هست پیشنهاد میکنم حتما بخونید
در 2 سال پیش توسط fat...yas
خیلی مفید و کاربردی
در 2 سال پیش توسط سارا طلوع
کتاب خیلی خوبیه اما چیزی نیست که به تنهایی بشه انجامش داد. برای استفاده از این کتاب به یک درمانگر نیاز دازید
در 2 ماه پیش توسط pir...lue
ارزش خوندن داره..
در 1 ماه پیش توسط fir...eda
کتاب بسیار خوب و مفیدی بود من که خیلی چیزا یاد گرفتم که قبلا چیز زیادی ازشون نمیدونستم حالا حس خیای بهتری دارم
در 10 ماه پیش توسط فریبا نریمانی
به نظرم اواسط کتاب بهتر از بقیه قسمت هاش بود و مطالب مفیدتری داشت. اکثر مفاهیم با مثال از روابط بود از نظر من خسته کننده کرده بود و توضیح اضافی بود ولی خوب میتونه برای برخی تاثیرگذار تر باشه.
در 1 سال پیش توسط مریم غفار
واقعا از مطالعه اش لذت بردم
در 1 ماه پیش توسط حامد متین