فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی

کتاب پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی

نسخه الکترونیک کتاب پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی

نمایشنامه «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی» نوشته ماتئی ویسنی‌یک، نمایشنامه‌نویس،‌ شاعر و روزنامه نگار فرانسوی- رومانیایی تبار است. داستان این نمایشنامه درباره دو زن به نامهای کیت و دورا است. دورا زنی است که در جنگ بالکان مورد تجاوز پنج سرباز قرار گرفته و حالا سرگذشتش را با کیت، روانشناس آمریکایی،‌ در میان می‌گذارد. این دو زن که هر یک از فرهنگ و زبان مختلفی هستند، در نهایت از خود دردی مشترک را به نمایش می گذارند. در واقع ماتئی ویسنی یک تجاوز در جنگ را چون سلاحی می‌داند، یک استراتژی که روحیه‌ی دشمن مقابل را ویران می‌کند. سراسر این نمایشنامه تصویری تلخ،‌ کوبنده و فراموش نشدنی از جنگ است. دیالوگ‌ها و یادداشت‌هایی که به شدت مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد و او را در مقابل تصویرِ نابودی‌ها و زخم‌های ماندگار جنگ قرار می‌دهد. از این نمایشنامه تا کنون اجراهای مختلفی در کشورهای مختلف روی صحنه رفته است. در ایران نیز نمایشنامه‌خوانی این اثر با حضور نویسنده و مترجم در خانه هنرمندان اجرا شد. در ادامه بخشی از تاثیرگذارترین دیالوگهای این نمایشنامه را می‌خوانیم: « چه جوری بهت بگم کِیت ، که من از کشورم متنفرم ؟ چه جوری بهت بگم که من دیگه کشوری ندارم ؟ می خوای بدونی من توی دلم چه تصویری از کشورم دارم؟ دلت می خواد بدونی؟ کشور من تصویر یه پیرمردی رو داره که از صف پناهنده‌ها بیرون می‌آد و برای این که خستگیش رو در کنه روی علف ها دراز می‌کشه. روی علف‌هایی که توش یه مین ضد نفر خاک شده. کشور من شبیه اون مادریه که می‌بینه اونیفورم پسرش یه دگمه کم داره. با عجله دگمه رو می‌دوزه و بعدش پسرش رو خاک می‌کنه. کشور من همون پدریه که هر روز برای دختر هفت ساله‌اش که سیصد و چهل و شش روزه که مرده، یه عروسک می‌سازه. کشور من یه روستاییه پیره که به سربازهایی که وارد روستاش می‌شن نگاه می‌کنه و ازشون سوال می‌کنه: «شما خودی هستین؟» کشور من اون پناهنده مسلمونه که توی یه روستای مجاری مرده ، یه روستای مجاری که توش هیچ قبرستون مسلمونی وجود نداره و هیچ کی نمی دونه چه جوری باید یه مسلمون رو به خاک سپرد. یا شاید تصویر اون سربازی که با یه اسپری قرمز روی یه در می نویسه: اینجا صربستانه . دوهفته بعد روی همون در نوشتن : اینجا کرواسی‌یه. اینه کشور من: یه سرباز هجده ساله که اهل شوخیه و مثل پاکت‌های شیر روی گلوش نقطه‌چین کشیده و زیرش نوشته : از اینجا ببُرین.»

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.06 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار

می نواختند چنین آوایی
در آن دم که جنگ چشم از خواب گشود
می نواختند چنین آوایی
در آن دم که جنگ از گرد راه رسید

من از فراز یازده سالِگی
سرگشته نگاه می کردم
به سربازکانی فرسوده
که به یاد می آوردند
که من از بلژیکم

مردها مرد می شدند
ایستگاه ها می بلعیدند
سربازانِ متظاهر به نرفتن را
و زنان
و زنان آویخته مردان می شدند

می نواختند چنین آوایی
در آن دم که جنگ چشم از خواب گشود
می نواختند چنین آوایی
در آن دم که جنگ از گرد راه رسید

و این است بهاری که آتش می گیرد
توپ ها آوازخوان می گذشتند
و بلافاصله بازمی گشتند
با سرِ افکنده میان دو پا

همان گونه که بازمی گشتند گریان
برادران مان که پیر شده بودند
پدران مان که مه شده بودند

و زنان
زنان آویخته طفلان می شدند

می نواختند چنین آوایی
در آن دم که جنگ چشم از خواب گشود

می نواختند چنین آوایی
در آن دم که جنگ از گرد راه رسید

و من دریافتم پناهنده کیست
ده نشینی خانه به دوش شده
حومه نشینی پا به فرار
از شهری بی دفاع که دربند شده

و من دریافتم بازنده کیست
مسلحی خلع سلاح شده
که پای پیاده بازمی گردد

و زنان
زنان آویخته اشک ها می شدند

می نواختند چنین آوایی
در آن دم که جنگ چشم از خواب گشود
می نواختند چنین آوایی
در آن دم که جنگ از گرد راه رسید

از آسمانی آبی تر از همیشه
ماه مِی ۴۰ آغوش گشود

به صفوف آلمانی هایی
که لگدمال می کردند
بلژیکی بودنم را

شرافت صبر از کف داد
و هر ده به خود لرزید
و هر شهر خاموش شد

و زنان
زنان آویخته به خاموشی شدند

ژَک برِل (مِی ۴۰)
تینوش نظم جو ـ مهشاد مخبری

شخصیت ها

دورا (با لهجه زبان های اروپای شرقی سخن می گوید)  - Dorra
کیت (با لهجه انگلیسی سخن می گوید)  - Kate

نمایش «زن همچون میدان نبرد» برای اولین بار در ایران در جشنواره فجر ۱۳۸۴ توسط گروه اوتوپیا به کارگردانی تینوش نظم جو و بازیگری مهشاد مخبری و فریبا کامران اجرا شد.

صحنه نخست

کیت بخش هایی از یادداشت های روزانه اش را می خواند.

کیت: در جنگ میان نژادها، پیکر زن میدان نبرد می شود. ما این پدیده را در اواخر قرن بیستم در اروپا مشاهده کردیم. آلت جنگجوی جدید همچون تیغ شمشیر شوالیه عصر قدیم که با خون دشمن آمیخته می شد امروز در شیون زن های تجاوز شده فرو می رود.
بکوشیم تا از مفاهیم روان کاوی برای کالبدشکافی فاجعه بهره بگیریم. شاید اگر خشونت میانْ نژادی را به زبان روان کاوی فروید برگردانیم بتوانیم آن را بیش تر درک کنیم. برخی از مفاهیم که از دنیای تکانه(۱)ها می آیند، می توانند دنیای خشونت های ملی گرا را بهتر از واژه های مرسوم روشن کنند.
ببینیم آیا مفاهیم زیر سرچشمه های خشونت نژادی در بوسنی را روشن تر توضیح می دهند:

زیست مایه(۲) ملی گرایی.
ملی گرایی زیست مایه ای.
آزارگریِ(۳) نژادی کودکانه.
دنیای پرتوهم یک اقلیت ملی.
روان رنجوری ملی گرایی.
روان رنجوری خودشیفتگی نژاد اکثریت.
روان رنجوری وسواس گر نژاد اقلیت.
تکانه ملی گرایی. تکانه تسلط. تکانه تجاوز. تکانه نابود کردن.

بیمارستان اسلاوونسکی برود(۴)، کرواسی،
مِی ۱۹۹۴

صحنه دوم

کیت وارد می شود. دورا بدون حرکت روی یک صندلی نشسته است.
نگاه او در خلاء.

کیت: سلام.
دورا:...
کیت: منم، کیت.
دورا:...
کیت: امروز هوا خیلی خوبه.
دورا:...
کیت: مردم دارن توی باغ قدم می زنن.
دورا:...
کیت: اگه دل تون می خواد برین توی باغ قدم بزنین، من هم باهاتون می آم.
دورا:...
کیت: ازتون نمی خوام بهم جواب بدین.
دورا:...
کیت: ولی اگه دل تون می خواد برین توی باغ قدم بزنین، من هم باهاتون می آم.
دورا:...
کیت: اگه می خواین هم می تونین تنها برین.
دورا:...
کیت: هر جور که خودتون دوست دارین.
دورا:...
کیت: پنجره رو باز می کنم.
دورا:...
کیت: بهار رو حس می کنین؟

صحنه سوم

کیت بخشی از یادداشت های روزانه اش را می خواند.

کیت: آیا نژادهایی که هرگز کشوری نداشته اند بیش تر از همه در خطر فاجعه هستند؟ آیا بیش تر از ملت های دیگر در خطر آزارگریِ بدویِ هم نوعان خود هستند؟
قرینه عجیبی وجود دارد میان شیوه یی که گروه های هم نژاد در آزارگریِ ملی گرایی فرو می روند و توصیف فروید از آزارگریِ کودکانه.
آیا نژادهایی که هرگز یک حکومت ملی نداشته اند به نحوی مانند انسان هایی که به درجه تعالی زیست مایه جنسی نرسیده اند واکنش نشان می دهند؟
نخستین ادراک: ابراز عقده های ملی گرایی وجوه تشابه بسیاری با ابراز عقده های جنسی دارد. با این منطق، انفجار خشونت ملی گرایی می تواند به کمک مفاهیم فرویدی یک تکانه عقده یی محسوب شود.
ببینیم آیا مفاهیم زیر می توانند چیزی را روشن کنند:
گسترش اضطراب گروهِ نژادی.
تخلیه شدن ملی گرایی. افسردگی ملی گرایی. ملی گرایی افسرده.
هراس روان رنجوری نژادهایی که در یک سرزمین با هم زندگی می کنند.
روان رنجوریِ سرنوشت و روان رنجوریِ شکست.
روان رنجوریِ نژادیِ از دست دادن.

کمپِ دوبوج(۵)
بوسنی، ژوئن ۱۹۹۴

نظرات کاربران درباره کتاب پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی

نویسنده ای توانا با ترجمه ای روان از مترجمی توانا .. ویسنی یک همیشه امضای کارهای خودش رو در اثر داره و متفاوت از دیگر نویسندگان قلم می زنه
در 2 سال پیش توسط mas...hez
روایتی بی‌پرده از زندگی پس از جنگ و تجاوز. بعد از گذشت ۵ ماه از خوندنش گاهی بعضی صحنه‌ها و گفتگوها یادم میاد.
در 2 ماه پیش توسط سپیده
دلت می گیره وقتی می خونیش، اما یه دلگیری خوب... اونجایی که دورا تصویری که از کشورش تو ذهنش داره را توصیف میکنه، اوج داستانه، میشه بارها و لارها این قسمت را خوند ...
در 2 ماه پیش توسط samira tat