فیدیبو نماینده قانونی انتشارات میراث اهل قلم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نجف؛ بیروت؛ دهلی

کتاب نجف؛ بیروت؛ دهلی
گزارش سفر به «عتبات عالیات عراق»، «لبنان و سوریه» و «هندوستان»

نسخه الکترونیک کتاب نجف؛ بیروت؛ دهلی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب نجف؛ بیروت؛ دهلی

به شوخی به آقای طارمی گفتند: «نکند شما به جمهوری اسلامی خط داده‌اید که کارها را از حرفِ باء شروع کند!» مثال‌هایی برای این منظور زدند از آن جمله: چندی پیش عده‌ای از اهل علم به این‌جا آمده بودند، پرسیدم، شما در ایران چه می‌کنید؟ گفتند: استاد دانشگاه هستیم و درسِ تصوف می‌دهیم. گفتم: شما که فلسفه و عرفان نظری خوانده‌اید، آیا خودتان هم اهل سیر و سلوک هستید؟ گفتند: نه. گفتم: این که شما تجربه‌ها و مکاشفات دیگران را در کلاس درس برای دانشجویان نقل کنید، چه ثمری و اثری دارد؟ باید ابتدا مقدمات را طی کنید. کسی که خودش اهل سیر و سلوک نیست، تصوف درس می‌دهد!
اهل منبر در ایران به جای گفتن اولیّات به مردم (مثل نکات اخلاقی از جمله دروغ نگفتن، رشوه نگرفتن و تهمت نزدن در انتخابات) که مورد ابتلای آن‌هاست، از مقام قرب الهی و فناء فی الله و امثال آن می‌گویند، در حالی که برای جامعه‌ای که گرفتار مسائل ابتدایی است، نباید چنین مطالبی گفت

ادامه...
  • ناشر انتشارات میراث اهل قلم
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 2.37 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب نجف؛ بیروت؛ دهلی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. گزارش سفر به عتبات عالیات

فروردین ۱۳۸۸

اوائل ماه رمضان سال ۱۴۲۹ ق برابر با شهریور سال ۱۳۸۷، صدیق عزیز جناب حجت الاسلام رضا مختاری از یک میهمانی افطاری در منزلشان و سپس سفر دسته جمعی به عتبات عالیات خبر داد. در منزل ایشان با چهره های آشنا و ناآشنا مواجه شدم: حضرات حجج اسلام و آقایان سیدمحمدرضا جلالی، معراجی، محمدتقی سبحانی، محمد سروش محلاتی، میرزایی، و زمانی نژاد که هر کدام به نوعی با کتاب و کتابشناسی و پژوهش و تحقیق آشنا بودند، و نیز آقای اسکندری، رییس کمیته ی امداد واحد عراق.
وجه مشترک افرادی که برای این سفر در نظر گرفته شده بودند، همکاری با موسسه ی کتابشناسی شیعه بود که با مسئولیت آقای مختاری در سال های اخیر تاسیس شده است.
پس از صرف افطار درباره ی اهداف و ابعاد سفر صحبت شد و مقرر گردید که علاوه بر زیارت عتبات عالیات، ملاقات با مراجع عظام و شخصیت های علمی حوزوی و دانشگاهی، بازدید از حوزات علمیه و مراکز علمی دیگر، مراکز تحقیقاتی و پژوهشی، کتابخانه ها، و مراکز نگاهداری مخطوطات و میراث اسلامی در برنامه ی سفر گنجانده شود.
ماه ها گذشت و خبری از سفر نشد تا آن که در زمستان بار دیگر زمزمه ی سفر برخاست. ولی مقدمات سفر مثل تهیه ی ویزا برای همگان آماده نشد تا آن که بعد اللّتیا و الّتی صبح روز ۴ شنبه ۱۹ فروردین خبر دادند که فردا ۵ شنبه ۲۰ فروردین ساعت ۷ صبح به سمت نجف پرواز خواهیم کرد.
معلوم شد با مساعدت حجت الاسلام و المسلمین حاج سیدجواد شهرستانی، نماینده و داماد آیت الله العظمی سیستانی، که به عقل و درایت و بزرگواری در میان همگان شهره است، مقدمات سفر فراهم شده است. به همین مناسبت و نیز به خاطر اطلاعات وسیع ایشان از عراق به دیدارشان رفتیم تا از تجربیاتشان استفاده کنیم.
ایشان به حق تاکید کرد که شما در این سفر تنها به دنبال آشنایی با «فضای حوزه ی نجف»، مشکلات و تنگناهای آنجا باشید، چون نمی توان با شناختی که از حوزه ی علمیه قم دارید، از حوزه ی نجف انتظارتتان را تنظیم کنید. و اگر طرح یا پیشنهادی دارید باید منطبق با شرایط، مقتضیات و ظرفیت های حوزه ی نجف باشد، والا نتیجه ای نخواهد داشت و بی جهت ذهنیت منفی هم ایجاد خواهد کرد. به ویژه اگر وجود پاره ای از تعصبات را نیز در نظر آوریم.
در ادامه با برشمردن پاره ای از خصوصیات آیت الله سیستانی، ماجرایی را از مرحوم حجت الاسلام فردوسی پور نقل کردند که از چند جهت حائز اهمیت است. ابوالحسن بنی صدر پیش از انقلاب، در یکی از سفرهایش به آقای فردوسی پور می گوید: «در حوزه ی نجف خبری نیست، تنها کسی که قدری دارای فکر روشن است، آقای سید محمدباقر صدر است.»
آقای فردوسی پور از او می خواهد که به دیدن آقای سید علی سیستانی هم بروند. او با اکراه می پذیرد و با هم نزد ایشان رفتیم. صحبت از «اقتصاد توحیدی» بنی صدر شد. آقای سیستانی ایرادهایی به نوشته ی او گرفت و او در مقام دفاع برآمد. این بحث و جدل حدود دو ساعت طول کشید و آخر الامر بنی صدر بعضی اشتباهات را در این کتاب پذیرفت. موقع خداحافظی به آقای سیستانی گفت: من کتاب دیگری دارم که مایلم قبل از چاپ شما آن را مطالعه کنید. کتاب را که برای ایشان فرستاد، آقای سیستانی از مطالعه ی بخشی از این کتاب خیلی ناراحت شد. مضمون آن بخش این بود که در صورت پیروزی نهضت ملی ایران، آقای خمینی و بقیه ی علما به سراغ کار خودشان می روند و ما مملکت را اداره می کنیم.
آقای سیستانی این نوشته را همراه خود برداشته و به حضور امام خمینی می رود. چون آیت الله سیستانی به رغم آن که شاگرد آیت الله العظمی خوئی بود، اما با امام روابط خوبی داشت. به ایشان می گوید: کسانی که اطراف شما را گرفته اند، چنین افرادی هستند. می خواهند شما را پلی قرار دهند برای رسیدن به قدرت. چطور شما به این ها اعتماد می کنید؟! امام به آقای سیستانی پاسخی داده بودند که خیلی جالب بود. فرمودند (قریب به این مضمون): «من او را می شناسم. از افکارش هم اطلاع دارم. الان وقتی است که ما باید از همه ی نیروها علیه رژیم پهلوی استفاده کنیم. امیدوار هستم او نیز تا زمان پیروزی اصلاح شود.»

همراهان سفر

اعضای قطعی سفر عبارت بودند از آقایان حجج اسلام:
رضا مختاری، مدیر «موسسه ی کتابشناسی شیعه»
محمد مهدی معراجی، مدیر کتابخانه ی تخصصی حدیث و در میان دوستان و همسفران معروف به «مرجع» که مقلدان و مریدان بر گردش می چرخند!
محمد سروش محلاتی، مدرس دروس خارج فقه و اصول حوزه و محقق در زمینه ی «فقه حکومت»
محمدتقی سبحانی، عضو هیات مدیره دفتر تبلیغات اسلامی و رییس سابق پژوهشگاه
حسن طارمی، معاون علمی دانشنامه ی جهان اسلام.
حسین واثقی، محقق و پژوهشگر و احیاکننده ی آثار خطی و نویسنده ی آثاری متعدد.
ابوالفضل حافظیان، عضو واحد نسخه شناسی کتابخانه های آیت الله العظمی مرعشی نجفی و مجلس شورای اسلامی.
و اینجانب سیدجواد ورعی.
گویا شیخ گروه آقای طارمی و جوانترین آنان آقای حافظیان اند.
در فرصت کوتاه نیم روزه توانستم با بعضی از اقوام نزدیک و دوستان و آشنایان خداحافظی کنم و حلالیت بطلبم.

پنج شنبه، ۲۰ فروردین

آغاز سفر از فرودگاه امام

ساعت ۳:۴۵ بامداد آقای مختاری آمد و به همراه آقایان سروش و واثقی که منزلشان نزدیک بود، به سمت فرودگاه امام خمینی حرکت کردیم. آقایان معراجی، سبحانی و حافظیان نیز با وسیله ی دیگری عازم فرودگاهند. آقای طارمی نیز که ساکن تهران است از آن جا،به فرودگاه آمده بود. ساعت ۵:۳۰ رسیدیم. یک بار دیگر از این فرودگاه سفر کرده ام. اسفند ۸۶ وقتی که عازم هندوستان بودم از این فرودگاه به دوحه رفتیم و به هنگام بازگشت نیز از طریق این فرودگاه برگشتیم. خاطره ی تلخی هم از این فرودگاه دارم. به هنگام بازگشت از آن سفر در یک چشم به هم زدن و در اثر غفلت یکی، دو دقیقه ای من، ساک دستی ام حاوی دوربین امانتی همراه با چهارصد و اندی عکس سفر هند و چند قلم سوغاتی در مقابل چشمان ماموران گمرگ به سرقت رفت!
هواپیما ساعت ۷:۱۵ پرواز کرد. با آقای سروش در کنار هم، در دُم هواپیما و آخرین ردیف نشسته بودیم. برای صبحانه پذیرایی مفصلی در هواپیما صورت گرفت؛ بیش از مقدار متعارف روزانه.
ساعت ۹:۰۰ به وقت تهران و ۷:۳۰ به وقت نجف وارد سالن فرودگاه نجف شدیم. شخصی به نام آقا نصیر که از طرف حجت الاسلام جواهری مسئول موسسه ی آل البیت در نجف اشرف به فرودگاه آمده بود، ما را با تاکسی به بیرون فرودگاه هدایت کرد. هر تاکسی مبلغ ۲۰ هزار دینار عراقی، حدود ۱۸ هزار تومان گرفتند. محل اقامت در خیابان الرسول، نزدیک حرم مطهر علوی پیش بینی شده بود. تا رسیدن دوستان با تاکسی دیگر، قبر مطهر آیت الله سیدعلی بهشتی را که در همان خیابان که با تابلویی توجهمان جلب کرده بود، زیارت کردیم و فاتحه ای خواندیم.

نماز جماعت تعطیل است!

نجف از آغاز و قبل از هجرت شیخ طوسی به این شهر، مرکز اجتماع فقها و علما بوده، به طوری که عضدالدوله بویهی (ت ۳۷۲ه) هنگامی که به نجف آمد، اموالی را برای فقها و دیگران مقرر نمود که نشان از وجود فعالیت علمی در این شهر دارد. شیخ آقا بزرگ طهرانی بر این باور است که فعالیت علمی در جوار حرم شریف علوی به قبل از عصر شیخ باز می گردد ولی با هجرت او، این حوزه وضعیت درسی و نظم و انتظامی پیدا کرد.
از شارع الرسول و کوچه پس کوچه های نجف به منزلی قدیمی وارد شدیم که بوی رطوبت شدیدی از آن به مشام می رسید. معلوم می شود که مردم در وضعیت نابهنجاری به سر می برند. البته برای ما که چند روزی قصد اقامت داشتیم؛ به خاطر نزدیکی به حرم، بسیار مطلوب بود. به محض ورود با سید بزرگواری روبه رو شدیم که با میوه و شیرینی و نوشیدنی از ما استقبال کرد. حجت الاسلام آقای سیدمجتبی فقیه ایمانی داماد آقای شهرستانی و فرزند آیت الله سیدجمال فقیه ایمانی است.
بنابر استراحت شد. به علت خستگی و سر و صدای بیرون از منزل نتوانستم بخوابم، ولی استراحت مختصر و چرت چند دقیقه ای هم غنیمت بود. پس از اندی، به همراه آقایان سروش و حافظیان به حرم مشرف شدیم. برایم خاطره ی زیارت چند سال قبل در زمان صدام تداعی شد؛ ولی این بار آزاد و بدون مامور و بدون مسئولیت دیگران!
به خاطر مسائل امنیتی چند مرتبه زائران را تفتیش می کردند. حرم علوی بسیار متفاوت از مرتبه ی قبل بود. از نظر نظم و انضباط، نظافت و تمیزی بسیار خوب و از متکدیان و دست فروشان در صحن شریف خبری نبود؛ آفتی که در سفر قبلی مشاهده کرده و بسیار از آن متاثر شده بودم.
به هنگام نماز ظهر و عصر به حرم بازگشتیم، ولی از اقامه جماعت خبری نبود. تنها در گوشه ای از صحن، به امامت یک روحانی کاروان؛ نمازی برپا شده و تا بیرون فرش ها ادامه پیدا کرده و حتی محل عبور و مرور زائران را گرفته بود. ناچار شدیم در بخش دیگری از صحن، پایین پای حضرت به نماز فرادی بایستیم. از این که در حرم علوی نماز جماعت برپا نشده و نمی شود، بسیار متاسف شدم. لابد به خاطر اختلاف و تفرقه میان زعمای قوم و علما و جریانات مختلف سیاسی است که حتی نماز جماعت در حرم علوی را تحت الشعاع قرار داده و زبان زائران را هم به اعتراض به حق گشوده است. فقدان نماز جماعت دائمی در مکان مهمی چون حرم علوی در نجف اشرف، عاصمه ی تشیع، هیچ توجیه عقلی و منطقی و شرعی ندارد و آنان که مسبّب این اوضاع اند، در پیشگاه خداوند و رسول خدا و ائمه ی هدی عذری ندارند. آیا یک شخصیت مرضیّ الاطرافی وجود ندارد که در عاصمه ی تشیع همه ی جریانات بر او توافق نمایند و بیش از این آبروی شیعیان دستخوش آسیب نباشد و بهانه به دست دشمنان اسلام و تشیع نیفتد؟! آیا امامت جماعت حرم علوی هم شان و مقامی و موقعیت دنیوی است که بر سر آن نزاع و کشمکش صورت گیرد و دشمنی ها برخیزد؟ آیا امامت جماعت ارث است که برای یک خاندان حقّی ایجاد کند و ورثه بر سر آن اختلاف داشته باشند؟! زهی جای تاسف! امید است این محرومیت موقّتی باشد و بنابر مصالح اهمّی به صورت موقت از آن چشم پوشی شده باشد تا شاید گذر زمان از اختلافات بکاهد و دلها به هم نزدیک شوند...
پس از اقامه ی نماز به اقامتگاه برگشتیم، غذاهای متنوعی از هر کدام یک نمونه تهیه کرده بودند تا کیفیت غذاها شناسایی شده و برای دفعات دیگر غذای مناسب تر انتخاب شود. حتماً تدبیر آقای معراجی است که به حق در مدیریت و رتق و فتق امور سفر بسیار باتجربه و پخته عمل می کرد. خورشت بادمجان شبیه خوش خوراک ما، عدس پلو و کشمش، گوشت، سالاد و...؛ هرچند کیفیت غذاها چندان مطلوب نیست. پس از صرف غذا و شکرگزاری به درگاه الهی از توفیق تشرف به نجف اشرف، استراحت کردیم.



مرقد سیدمهدی بحرالعلوم

عصر برای بازدید و زیارت مراقد علمای مدفون در نجف بیرون رفتیم. مراقد شریف شیخ طوسی از فقهای قرن پنجم در مسجد جامع طوسی، شیخ جعفر کاشف الغطاء و برخی از شخصیت های آل کاشف الغطاء، سیدمهدی بحرالعلوم و برخی از شخصیت های آل بحرالعلوم را که تعداد زیادی از آنان در عصر حاکمیت صدام، دیکتاتور بغداد، به شهادت رسیده اند، زیارت کرده و فاتحه قرائت نمودیم. برخی از مراقد علما بازسازی شده، و برخی نیازمند بازسازی است.
از کتابخانه ی علامه شیخ عبدالحسین امینی که نزدیک اقامتگاه بود بازدید کردیم. کتب فراوانی را به صورت زیبا و منظمی در چند طبقه در قفسه ها چیده اند. به علت کمبود وقت، قرار شد در وقت مناسب تری از این کتابخانه بازدید کنیم. نماز مغرب و عشا را در مسجد طوسی به امامت یک روحانی ایرانی اقامه کردیم. معلوم شد که این مسجد مهم در جوار حرم شریف علوی هم فاقد امام جماعت راتب است. مسجد بازسازی شده و در تعریض خیابان قدری عقب نشینی کرده و کوچکتر شده است. پس از نماز به حرم مشرف شده و به رغم کم بودن وقت، توفیق زیات جامعه و دو رکعت نماز را پیدا کردم. به منزل بازگشتیم تا آماده ی حرکت به کربلا شده و حرم اباعبدالله الحسین(ع) را در شب جمعه درک نماییم. معمولاً شب های جمعه کربلا شلوغ می شود و افراد زیادی از شهرهای مختلف برای درک شب جمعه ی کربلا به این شهر سفر می کنند.
آقای شیخ احسان جواهری که پیشتر از او یاد کردم، برای دیدارمان به محل اقامت آمد. روحانی بسیار خوش برخورد و علی ما نُقل آشنا با علما، بیوت و مراکز علمی نجف اشرف و شناخته شده است. در طول سفر فهمیدیم بسیاری از برنامه های ما که به صورت روان و بدون مشکل به اجرا در آمد، به خاطر تدبیر وی و برنامه ریزی و هماهنگی های قبلی او بوده است.

به قصد زیارت کربلا

سوار بر دو خودروی شخصی عازم کربلا شدیم. ساعت ۱۰:۴۵ به محل موسسه ی آل البیت در کربلا رسیدیم. ساختمان نوساز و خوبی ساخته اند در چند طبقه و در هر طبقه، دو واحد آپارتمانی با ظرفیت هفت، هشت نفر. جناب آقای سیدجواد شهرستانی در ایران نظرش بر این بود که در کربلا مستقر شده و برای انجام امور به نجف یا کاظمین سفر کنیم که چندان مسافتی نیست. ولی به خاطر تراکم امور در نجف و بازرسی های فراوان در جاده ها که ایاب و ذهاب روزانه می توانست وقت زیادی از ما بگیرد، دوستان مصلحت دانستند که برای انجام امور نجف هر چند روز لازم است در نجف مستقر شوند، هر چند امکانات اقامتگاه نجف در مقایسه با کربلا بسیار کم و برق نیز در ساعات زیادی از شبانه روز قطع می شد.
با دکتر شهرستانی مسئول موسسه ی فرهنگی (ثقافی) در کانادا آشنا شدیم. اخیراً به چهار زبان برای کودکان و بزرگسالان نشریه منتشر می کنند. وقتی با اعضای گروه آشنا شد، انتظار نگارش مقاله برای نشریات موسسه تحت مدیریت خود را داشت.
هر وقت فرصتی پیش می آمد دوستان دور هم می نشستند و برای رفع خستگی از سیاست و فرهنگ و تاریخ و قصص و حکایات و مطایبات می گفتند و استفاده می کردند و می خندیدند. آقای حافظیان مدافع جدی مهندس موسوی در انتخابات بود و معتقد بود که باید به نفع او فعالیت کرد تا او پیروز میدان انتخابات ریاست جمهوری دهم باشد. منتقد دولت نهم بود، دوستان دیگر نیز کم و بیش!
شام خوردیم و آماده حرکت به حرم شدیم: غسل زیارت و وضو و.... یکی از مسئولان موسسه در کربلا گفت: «به خاطر انفجارهای دو روز اخیر بغداد و کاظمین، حکومت نظامی است و شما نمی توانید تا قبل از اذان صبح از این جا خارج شده، پیاده یا سواره به حرم بروید. اگر در محدوده ی اطراف حرم بودید که لازم نبود از خیابانها عبور کنید، منعی برای رفتن به حرم نبود، اما اینجا خارج از محدوده ی اطراف حرم است.» همه ی دوستان از این خبر و تصمیم نابهنگام که همین امروز گرفته شده، مکدّر شدند. تنها امیدمان زیارتی بود که به رغم خستگی سفر، ما را از نجف به کربلا کشانده تا شب جمعه را در حرم شریف حسینی بگذرانیم. به ناچار زیارتی از راه دور از داخل اتاق که مشرف به حرم و رو به گنبد است، کرده و سلامی به محضر سالار شهیدان نمودیم. تنها مشکل اقامتگاه کربلا دوری ازحرم است. طبیعی است که همه ی امتیازات یکجا جمع نمی شود. استراحت کردیم تا صبح عازم حرم شویم.
در عراق ده ها شبکه ی تلویزیونی ماهواره ای فعال است. آقایان معراجی و محمد تقی سبحانی که کم و بیش با شبکه های عربی آشنا بودند، اطلاعاتی از برخی شبکه ها و گرایش ها و دست اندرکاران آن ها ارائه کردند. از برخی برنامه های جذاب و پر بیننده ی شمال آفریقا سخن می گفتند که توسط بعضی از جوانان روشنفکر جهان عرب اداره می شود و به هنگام پخش برخی از برنامه ها خیابان ها خلوت می شود؛ شبیه پخش مسابقات مهم فوتبال در مملکت ما. به عنوان نمونه، آقای سبحانی از برنامه ای گفت که با حضور کارشناسان و متخصصان رشته های مختلف مثل روانشناسی، جامعه شناسی، معارف دینی و در جمع تعداد زیادی از جوانان با گرایش های مختلف از دختران با حجاب تا دختران بی حجاب و با پوشش نامناسب و پسران مذهبی تا پسران بی اعتقاد اجرا می شود. مجری برنامه نظرات یکایک آنان را نسبت به موضوعی مثل حجاب می پرسد، سپس از کارشناسان مختلف می خواهد از نقطه نظر کارشناسی خود درباره ی موضوع اظهار نظر کنند. مباحث مهم روز و مبتلا به را در چنین برنامه هایی به بحث می گذارند.

نظرات کاربران درباره کتاب نجف؛ بیروت؛ دهلی