فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آن‌چه زنان شادمان می‌دانند

کتاب آن‌چه زنان شادمان می‌دانند
یافته‌های جدید در روان‌شناسی مثبت می‌توانند زندگی زنان را بهتر کنند

نسخه الکترونیک کتاب آن‌چه زنان شادمان می‌دانند به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب آن‌چه زنان شادمان می‌دانند

کتاب «آنچه زنان شادمان می‌دانند» به این موضوع می‌پردازد که چگونه یافته‌های جدید روانشناسی می‌تواند زندگی زنان را بهتر کند.
یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های زنان در طول زندگی، یافتن‌ راه‌هایی برای رهایی از افسردگی‌ها، استرس‌ها و برخی مشکلات روحی است که روانشناسان برای آن‌ها نسخه‌های متعددی پیچیده‌اند.
این کتاب می‌تواند به شما کمک کند تا بار دیگر به شادی و نشاط برسید.
اگر شما مانند اغلب زنان باشید ممکن است فکر کنید که همه‌ زنان به جز شما شاد و شادمان هستند. اما حالا زمان آن رسیده تا به نشاطی که شایسته‌ شماست دست یابید. این کتاب راه دستیابی به نشاط را به شما نشان می‌دهد.
این کتاب با ارائه راهکارهایی کاربردی با استفاده از برخی جلسات مشاوره و بررسی پرونده مشکلات عمده زنان در حوزه‌های مختلف، می‌تواند تا حدودی به دغدغه زنان امروز که در جوامع پیشرفته با مصائب مختلفی از جمله فشار و استرس کار در بیرون منزل، تربیت فرزند و رسیدگی به زندگی شخصی در کنار برخی روحیات خاص خودشان مواج هستند، پاسخ بدهد و از فشارهای روحی و روانی آنها بکاهد و بر نشاط زندگی‌شان بیفزاید.
همچنین نویسندگان کتاب تلاش کرده‌اند برخی راهکارهای آزموده شده در بحث خوشبختی و موفقیت در زندگی را برای زنان، بازگو کنند.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.32 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب آن‌چه زنان شادمان می‌دانند

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

همه ی ما با هدف شاد بودن زندگی می کنیم.
زندگی های متفاوت و درضمن یک سانی داریم.

آن فرانک

همین حالا تا چه اندازه شاد و خوشبخت هستید؟ حتی اطلاعی در این زمینه دارید؟
اغلب زنان می دانند که شرکای زندگی، فرزندان یا دوستان شان چگونه شادمان می شوند، اما وقتی نوبت به دانستن این مطلب می رسد که خود چگونه شاد می شوند، اغلب اطلاع چندانی ندارند. اگر دنبال خوش بختی می گردید باید با رابطه ای که با خودتان دارید شروع کنید. آیا این رابطه سالم، مهرانگیز و عاشقانه است؟ یا مثل بسیاری از زنان در مقام نفی خود هستید و از خود انتقاد می کنید؟
دنیا پر از زنانی است که به جنبه های منفی زندگی خود توجه دارند. به این فکر می کنند که انجام دادن چه کارهایی از آن ها ساخته نیست و چه چیزهایی را ندارند. در جریان سال ها مشاوره، زنان زیادی به من گفته اند که می خواهند خوشبخت شوند. می خواهند به خواسته های شان برسند و حال آن که در مورد خود معتقدند که هرگز به آن چه می خواهند نخواهند رسید. آن ها می پرسند چرا حتی خواسته های شان را در رویا نمی بینند؟
من جواب می دهم چرا نه؟
چرا در رویای شادمانه زیستن فرو نروید؟ چرا بر موانع خود ایجاد کرده میان زندگی فعلی و آن زندگی که آرزویش را دارید غلبه نکنید؟

زنان شاد می دانند که بدون توجه به شرایط زندگی شان می توانند زندگی معنی دار، موفق و شادمان داشته باشند.

با من همراه شوید و بیاموزید که زنان شاد چه می دانند. شما هم می توانید شاد زندگی کنید.
از همین حالا شروع می کنیم.
کتاب «آن چه زنان شاد می دانند» پر از حکایات زنانی است که به رغم شرایط دشوار زندگی شان توانسته اند زندگی شاد و سعادتمند داشته باشند. این ها لزوماً قوی ترین یا شجاع ترین زن ها نیستند. به جای آن مردمانی شبیه من و شما هستند. آن چه آن ها را از دیگران مجزا می کند این است که آن ها توانستند تجارب زندگی را در زندگی شان بگنجانند و به جلو قدم بردارند. زنانی که می دانند چگونه زندگی خوب داشته باشند و آن را حتی بهتر هم بکنند.
این کتاب ادامه ی کتاب «آن چه مردمان شاد می دانند» است که من پنج سال قبل آن را به همراه کامرون استاوت نوشتم. وقتی به ناشرم گفتم می خواهم کتابی صرفاً درباره ی زنان بنویسم از من پرسید چه تفاوتی میان زنان و دیگران وجود دارد. کدام خوش بختی است که صرفاً متعلق به زنان و جنس مونث است؟
جوابش این است: به مراتب بیش از حدی که تصور کرده بودم. آن طور که معلوم است بخش مهمی از خوش بختی با نوع جنسیت رابطه دارد. اجازه بدهید با بررسی مغز شروع کنیم. در شرایطی که فرصت های علمی برای بررسی مغز با ورود دستگاه های جدید مرتب افزایش می یابد در موقعیتی هستیم که می توانیم به روشی عمیق تر درباره ی مغز بررسی کنیم. پژوهش های تازه به عمل آمده نشان می دهند تصور این که مغز زن و مرد یک سان است دیگر محلی از اعراب ندارد. تفاوت قابل ملاحظه ای میان مغز زن و مرد وجود دارد. اما این که آیا این تفاوت ها مبتنی بر ژنتیک، هورمون ها یا ترکیبی از این دو هستند معلوم نیست. آن چه مشخص است این است که بعد از ۸ هفته از شکل گیری جنین، مغز جنس مونث از مغز جنس مذکر فاصله می گیرد و راه خود را می رود.
به کتاب «مغز جنس مونث» اثر دکتر لوان بریزندین پزشک و بنیان گذار دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو مراجعه کنید. او می گوید: نورون های موجود در مغز جنس مونث در بخش های مربوط به برقراری ارتباط و احساسات و عواطف اتصالات بیش تری تولید می کنند. درحالی که نورون های مغز جنس مذکر در بخش های فعالیت جنسی و تهاجم و پرخاشگری تمرکز بیش تری دارند. به همین دلیل است که زنان در مقایسه با مردان رابطه محورتر هستند. دکتر بریزندین درضمن به واقعیت های زیر اشاره می کند:
نورون های مغزی زنان در بخش زبان و شنیدن ۱۱ درصد از نورون های مردان بیش تر است (شاید به همین دلیل است که وقتی مردها را صدا می زنیم به ما جواب نمی دهند).
* کورتکس جلو پیشانی که وظیفه اش کنترل شخصی است، در زنان بزرگ تر است و زودتر به شرایط بلوغ و رسیدگی می رسد. به همین دلیل است که زنان صبورتر از مردان هستند.
* فضایی که به میل جنسی در مغز زنان اختصاص یافته ۵ /۲ برابر کوچک تر از این فضا در مغز مردان است.
* هیپوکالپ که مسئول حافظه ی احساسی است در زنان بزرگ تر و فعال تر است. به همین دلیل است که زنان در مقایسه با مردان حوادث احساسی را با جزئیات بیش تری به یاد می آورند.
* بادامه ی مغز که سلول تهاجم و پرخاشگری است در زنان کوچک تر است و بنابراین زنان کم تر به استقبال ریسک های فیزیکی می روند.
در مورد احساسات و عواطف ـ که اغلب روی احساس شادی تاثیر می گذارد، تفاوت های قابل ملاحظه ای میان زنان و مردان وجود دارد و با توجه به علم و اطلاعات جدیدی که به دست می آیند. مرتب بر تفاوت های مغزی میان زنان و مردان افزوده می شود. برای مثال می دانیم که زنان در مقایسه با مردان به سرعت بسیار بیش تری میان شادی و اندوه در نوسان هستند. برای مثال، وقتی موضوع بزرگ کردن فرزندان مطرح می شود زنان می گویند این کار دشوارتر و جالب تر از آن است که تصور می کردند. زنان به غیر از احساس خشم، احساسات دیگر را بیش تر تجربه می کنند، درحالی که دو تا چهاربار بیش از مردان افسرده می شوند، احساسات مثبت را هم بیش تر تجربه می نمایند.
تکامل هم روی شاد بودن و نبودن مونث و مذکر تاثیر فراوان می گذارد. همان طور که در این کتاب به طور مفصل می خوانید طرز رفتار سابق ما روی چگونگی زندگی امروز ما تاثیر می گذارد. در عصرحجر، که انسا ن ها درحال تکامل بودند، مردها برای این که بتوانند وظیفه ی شکارکردن را به خوبی انجام دهند باید قوی تر و تهاجمی تر می بودند. میزان موفقیت آن ها روی موقعیتی که در گروه داشتند تاثیر می گذاشت. شرایط آن زمان با شرایط امروزه تغییر آن چنان زیادی نکرده است. نقش اصلی زنان در آن زمان تولید مثل بود. آن ها مانند امروز به حمایت، توجه، ارتباط، همکاری و روابط قدرتمند نیاز داشتند. بدون این معیارهای اولیه و اساسی موفقیتی به وجود نمی آمد. به روشنی از روزگاری که مغزهای شان در مراحل شکل گیری بود، مردان و زنان، به شکلی متفاوت با شادی و شادمانی برخورد می کردند.
ازآن جایی که شادی و خوش بختی مردان و زنان تا این حد متفاوت است، آن چه احساس می کنند آن ها را هم شاد می کند با هم متفاوت است. به همان اندازه که مردان زمان و انرژی بسیار بیش تری را صرف رسیدن به قدرت، مقام، منصب، کسب مال و منال می کنند، زنان به روابط، همکاری و برقراری ارتباط بهتر فکر می کنند. درحالی که مردان به اندازه ی زیادی کافی داشتن می اندیشند، زنان به کافی بودن فکر می کنند و برای رسیدن به این موقعیت با تمام قوا مبارزه می نمایند.
کتاب «آن چه زنان شاد می دانند» هدفش آن است که به شما کمک کند تا اهمیت احساسات مثبت را درک کنید. این کتاب به شما کمک می کند تا جایگاه شادی خود را پیدا کنید. درضمن هدف این است که به زنان نشان دهیم چه آسان ممکن است در دام هایی گرفتار شوند که آن ها را از رسیدن به زندگی شاد و سعادتمند محروم کند. «دام خوش بختی» در ظاهر کلید رسیدن به خوش بختی را ارائه می دهد، اما درعمل برعکس این عمل می کند. قول خوش بختی می دهد، اما خوش بختی را نصیب کسی نمی کند. درواقع بر شدت سختی اش اضافه می شود زیرا وقتی شادی و خوش بختی به دست نمی آید اشخاص تلاش های خود را دوبرابر می کنند. اگر یک بار عمل جراحی پلاستیک کاری را که قرار است بکند انجام ندهد، عمل دوم یا سوم حتماً به نتیجه می رسد.
شش دام مهمی که موجب ناخشنودی زنان می شوند. موضوعات مطرح شده در این کتاب را تشکیل می دهند. این دام ها را می توان به سادگی با عبارت «تنها اگر» توضیح داد. تنها اگر لاغرتر بودم، تنها اگر پول بیش تری داشتم، تنها اگر می توانستم مرد رویاهای خود را پیدا کنم، تنها اگر می توانستم ترفیع رتبه بگیرم، زندگی ام عالی و بی کم و کاست می شد. نه نمی شد. زیرا همان طور که زنان شاد و خوشبخت، بیش تر از همه می دانند، این ها چیزهایی نیستند که به زندگی شما لذت و شادکامی بدهند. اگر باورتان این باشد که این ها شما را شادمان می کنند، بدانید که شادی و رضایت برای همیشه از زندگی شما دور خواهد ماند.
اغلب گرفتاری هایی که با آن روبه رو می شوید، ترس بی مورد است. ترس در شکل های مختلف خود را نشان می دهد. برای زنان، به خصوص، نداشتن امکان کافی مطرح است. همان طور که در جای جای این کتاب می خوانید اغلب زنان احساس می کنند که امکانات کافی ندارند. اگر از زیبایی فراوان بهره داشته باشند، چیزی را درخود پیدا می کنند که از آن متنفر باشند. اگر در زندگی موفق باشند احساس می کنند که احتمالاً شیاد هستند و بالاخره کسی متوجه شیادی آن ها خواهد شد. چه کسی راضی است؟ چه کسی احساس امنیت می کند؟ هیچ کس، علتش همان طور که به زودی مشخص می شود این است که ما دارای مغزی هستیم که طوری برنامه ریزی شده که به این شکل باشد.
در سرتاسر این کتاب به ابزاری اشاره کرده ایم که به شما کمک می کنند تا در این دام ها قرار نگیرید و اگر در دامی گرفتار آمدید بتوانید از آن خارج شوید. بعضی از این دام ها تنها با ابزار واحدی از میان برداشته می شوند، اما در مورد بعضی دیگر می توانید از ابزار مختلف بهره بگیرید. لزوماً هر ابزاری مناسب همه ی زنان نیست. از این رو باید ابزاری را انتخاب کنید که فکر می کنید در مورد شما بهترین کاربرد را دارند.
کار کردن با این ابزار به هشیاری، شجاعت و تعهد احتیاج دارد. این ها همگی مکانیزم هایی هستند که شما را در قبال خودتان مسئول می شناسند. مانند هر مهارت دیگری هر چه استفاده از این ابزار را بیش تر تمرین کنید، نورون های مغزی شما ارتباط و اتصال بیش تری ایجاد می کنند و برای استفاده از آن ها کم تر به فکر کردن احتیاج پیدا می کنید.
هرگاه ضرورت پیدا کرد از این ابزار استفاده می کنید. وقتی بارندگی شروع می شود نیازی به این ندارید که فکر کنید چه کاری را باید انجام دهید. چتر را برمی دارید و آن را باز می کنید. در مورد خوگیری که بعداً به طور مفصل درباره اش صحبت می کنیم همین قاعده وجود دارد. می آموزید که چگونه به بهترین شکل ممکن از این ابزار استفاده کنید.
این کتاب از ۱۰ فصل تشکیل شده است. فصل اول به موضوع روان شناسی مثبت اختصاص یافته و در واقع پایه و اصول آن چیزی است که در فصل های بعدی دنبال می شود. روان شناسی مثبت ماهیت روان درمانی را تغییر می دهد. بر این اساس روان شناسی مثبت به جای پرداختن به آن چه می تواند نقطه ضعف و ایراد و اشکال باشد به جنبه های مثبت و نقاط قوت اشخاص توجه دارد. روان شناسی مثبت به جای توجه به جنبه های منفی به جنبه های مثبت توجه دارد. من در ۲۰سال گذشته در برنامه های درمانی خود در کانیون رنچ، توکسون، بی آن که هنوز برای این موضوع اسمی تعریف شده باشد از آن استفاده می کردم. شش فصل بعدی درباره ی دام های شادی و خوش بختی بحث می شود که نخستین آن کمال طلبی است. این دام مبتنی بر ترس به اندازه ی کافی خوب نبودن است. زنانی که در این دام گرفتار می آیند معتقدند که شادمانی و خوش بختی با یک هدف ویژه در ارتباط اند، چیزهایی مانند لاغرتر بودن، باهوش تر بودن، جوان تر بودن، زیباتر بودن و محبوبیت بیش تر داشتن. خلاصه آن که، کامل و صد درصد بی عیب و نقص بودن. اما کامل و از همه نظر بی عیب و نقص بودن یک توهم دست نیافتنی است. نمی توانید از این جا به آن جا برسید. زنان از آن سو کمال طلب هستند که این گونه شکل گرفته اند. به همین دلیل است که زنان همیشه خود را با کسانی مقایسه می کنند که ویژگی هایی برتر از خود آن ها دارند. چرا به اندازه ی کافی خوب نیستند و هرگز به اندازه ی کافی خوب نبوده اند؟
فصل ۳ درباره ی قدرت خواستن کنترل نشده بحث می کند. این دام هم مبتنی بر ترس به اندازه ی کافی نداشتن است. بر اساس این باور کسب مادیات ایجاد سعادت و شادی می کند. بسیاری از زنان گمان می کنند که رسیدن به مال و منال ایجاد شادی همیشگی می کند، از این روست که خواهان خانه ی جدید، اتومبیل جدید و بسیاری از چیزهای دیگر می گردند و راه حل را در این موضوع جست وجو می کنند. اما واقعیت این است که این طور نیست آن هایی که در قرعه کشی ها برنده شده اند این موضوع را به خوبی می دانند. بررسی های علمی نشان می دهند کسانی که به هر دلیل در قرعه کشی ها برنده ی پول زیاد می شوند، شادی شان بادوام نیست و اصولاً بعد از گذشت مدتی در همان حد و حال سابق باقی می مانند.
فصل بعدی به زنانی می پردازد که فکر می کنند با راضی کردن دیگران می توانند به شادی برسند. برخلاف شرایط همسران شان اغلب زندگی زنان بر محور رابطه می گردد و به همین دلیل می توان به این نتیجه رسید که خدمت کردن به دیگران بسیار فریبنده است. اما وقتی این جا و آن جا از خودتان مایه می گذارید، وقتی کمی انرژی این جا و کمی انرژی آن جا صرف می کنید، در جایی به این نتیجه می رسید که چیزی برای خودتان باقی نمانده است و اگر شما به خودتان خدمت نکنید، انتظار دارید چه کس دیگری این کار را بکند؟ در این فصل به بحث درباره ی منطق در پس «بیماری راضی کردن» می پردازیم و بهترین نسخه ی درمانی برای این کار را به شما پیشنهاد می دهیم. انتقام نوعی بازی ای است که بسیاری از زنان خودشان را درگیر آن می کنند و این موضوعی است که در فصل ۵ آن را بررسی می کنیم. کیست که تاکنون به فکرش نرسیده باشد که «اگر او را به خودم جلب کنم وضعیت خوبی پیدا می کنم، کاری می کنم که بار دیگر مرا دوست بدارد.» به نظر می رسد آن چه دیگران متوجه نیستند این است که، اگر کینه و دل خوری به دل بگیرند نه تنها دامی برای خود ایجاد می کنند، بلکه احتمالاً در باقی مانده ی عمرشان اسیر آن باقی می مانند.
در فصل بعدی به عنوان «بدون او (مرد) من هیچ هستم.» می رسیم. این شرایطی است که ما همه ی خوش بختی، موفقیت و شادکامی خود را در گرو دیگران قرار می دهیم. اما آیا هرگز فکرش را کرده اید که وقتی این شخص از زندگی ما بیرون می رود برای مان چه باقی می ماند؟ شاید بتوان گفت که خلئی که ایجاد می شود زمینه را برای رشد فراوان ما هموار می کند تا به رشد و بالندگی برسیم.
ناتوانی در تفاوت قایل شدن میان زندگی خانوادگی و زندگی شغلی آخرین دام را ایجاد می کند.
بسیاری از زنان همه ی انرژی خود را صرف کارشان می کنند. آن ها از این می ترسند که به اندازه ی کافی انرژی برای دیگر خواسته های شان نداشته باشند. سوال این جاست که اگر، همه ی تخم مرغ های تان را در زنبیل کار قرار دهید، تکلیف زندگی شما چه می شود؟ توجه داشته باشید که خوش بختی ناشی از یک زندگی جامع و کلی است که این ما را به مفهوم تنوع گرایی می رساند.
فصل های باقی مانده ی کتاب درباره ی از دست دادن، غم از دست دادن کسی، سلامتی و خوش بختی بحث می کند و به حالت های زن شاد توجه می کند. موضوع غم از دست دادن کسی ممکن است به نظر برسد که جایش در کتابی درباره ی شادمانه زیستن نباشد، اما درواقع عکس این مطلب مصداق دارد. ما در جریان زندگی خود کسانی را که دوست داریم و عزیزان ما هستند از دست می دهیم. برای کسانی سوگواری می کنیم. این فصل از کتاب پیشنهاد می کند که به فراسوی سوگ و اندوه برویم و زندگی را جشن بگیریم. به آن معنا و مفهوم بدهیم و قدر آن اوقات گران بهایی را که با کسی که برایش به سوگ نشسته ایم داشتیم، بدانیم. در فصل خوش بختی و سلامتی موضوع تغذیه و ورزش را به متخصصان واگذار می کنیم و به جای آن به کمک برخی از همکارانم درباره ی نقش جنسیت، احساسات مثبت و اهمیت بی اندازه ی ارتباط برقرار کردن با دیگران صحبت می کنیم که این ها با احساس شادمانی و خوش بختی زنان رابطه ای اساسی دارند.
در فصل پایانی کتاب مطالبی درباره ی کیفیات یک زن شاد ارائه داده ایم به ۱۸ زنی اشاره کرده ایم که نماد موفقیت هستند. بسیاری از این زنان تجربیاتی دردناک را پشت سر گذاشته اند و توانسته اند سالم تر و مثبت تر زندگی کنند. تجربیات آن ها درس های آموزنده ی فراوانی برای ما دارد.
ما موضوعات و افراد مورد نظر خود را در نقاط مختلف کشور پیدا کردیم. به عنوان یکی از فواید کارم در کانیون رنچ توانستم با برخی از جالب ترین زنان کشور تماس برقرار کنم، زنانی که شکوفا می شوند و انسان هایی والا هستند. به مرور شماری از آن ها در ذهنم جا باز کرده اند و وقتی به این فکر می کردم که کتابی درباره ی زنان شاد بنویسم، به جمع آوری فهرستی اقدام کردم از خودم پرسیدم «زن شاد کیست و چرا شاد است؟» توانستم دلایل مختلفی پیدا کنم، اما وقتی به آن ها نگاه کردم به وجوه تشابهی میان آن ها پی بردم. برای مثال تعداد زیادی از این زنان عامل بودند. آن ها منتظر نبودند که زندگی به سراغ آن ها بیاید. آن ها دست به کار شدند و خودشان را درگیر کردند. آن ها در خلق کردن سرنوشت خود مشارکت نمودند.
لزوماً همه ی زنانی که با آن ها مصاحبه کردیم کسانی نبودند که به دفتر من مراجعه کردند. بعضی ها دوستان دوستان دوستان مان بودند. من و سایر همکارانم که در نگارش این کتاب سهیم هستند ایمیل هایی برای اشخاص مختلف فرستادیم. از آن ها خواستیم زنان خوش بختی را که می شناسند به ما معرفی کنند. جواب های فوق العاده زیادی گرفتیم. بسیاری از این جواب ها را غریبه هایی برای ما فرستادند که در فاصله ای دور از ما زندگی می کردند، این زنان صبر نداشتند که حکایات زندگی شان را برای مان بازگو کنند، ما هم بی صبرانه منتظر بودیم که ماجرای زندگی شان را بشنویم.
زنانی که در فصل ۱۰ به آن ها اشاره کرده ایم، نام کامل شان را برای تان درج کرده ایم و در پایان هر فصل بیوگرافی آن ها را عرضه نموده ایم. در مواردی هم به سبب حفظ نام و آبرو و رعایت حریم شان اسامی را تغییر داده ایم.
کتاب «آن چه زنان شاد می دانند.» برای کمک به شما نوشته شده است تا به شادی و سعادت دست یابید. نیازی به این نیست که در قرعه کشی برنده شوید یا فردی مناسب را برای همسری پیدا کنید. نیازی به این نیست که آن قدر وزن کم کنید تا به سایز ۲ برسید. درواقع من امیدوارم همین حالا هم زن شاد و خوش بختی باشید و با خواندن این کتاب به افق های وسیع تری دست پیدا کنید. اما اگر در چنین موقعیتی قرار ندارید بدانید که شادی و خوش بختی در نزدیکی شما قرار دارند.
انتظار شما را می کشند.

نظرات کاربران درباره کتاب آن‌چه زنان شادمان می‌دانند

به نظرم چندان جالب نیست...موضوع تازه ای مطرح نشده
در 2 سال پیش توسط