فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رفتار با کلمات

کتاب رفتار با کلمات

نسخه الکترونیک کتاب رفتار با کلمات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب رفتار با کلمات

پخش خبرهای تازه در اتاق پخش ادکلن تو پخش میز، صندلی، اشیا شمس را از قفسه برمی‌دارم گاز را باز می‌کنم مثل دانه‌های له‌شده‌ی قهوه در قهوه‌جوش مگر می‌شود سر نرفت عاشقت نبود پنجره را باز نکرد و از تنفس دلتنگی مثل پرنده‌ای که به درودیوار می‌کوبد بر اولین کاناپه نیفتاد و با انگشت‌های استخوانی این بغض را از گلو نگشود

ادامه...
  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب رفتار با کلمات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

خیره

سرد است
دی است
تو انتهای میز روبه روی منی
و نمی دانی
درست روبه رویت... ته قلبم
مردی، سنگی را در دره ای عمیق
پرت آب کرده
و ما
منتظرِ
صدای
سقوط ایم

تنهام

کمی مرا دوست داری
کمی قهوه را
کمی یکشنبه
کمی پیاده روی پشت سرم را
تنها منم که چشمم به سیاهی مردمک های توست
تاریکخانه ای که از آن

عکس های رنگی می خواهم

می خواهد

البرز ریزش کند
خزر تا میزهای فرحزاد بخزد
بر ساحل دستانِ هم شناور شویم
بر مرزهای ناشناسی هم...
مثل افتادن پیانویی از پنجره ی طبقه ی چهار
و ریزش یک ریز کلمه
و دستمال های قرمز از گریه
و رویش یک ریز شاخه ها

تا جنگل تنهایی مان
البرز بریزد در دلم
و دنبال جنازه ی دفن شده
تکه تکه ی گذشته ام را بیرون بکشیم
پرنده ی بی طاقتی شوم
که می خواهد از دست های تو بپرد
و نمی داند
آسمان بعدی سفیدی چشم های توست

اثرِ انگشت

از دست چپم بدم می آید از دست چپم

دیگر دست چپم را
نمی خواهم دیگر

شب را تعطیل می کنم
شب را از بغلش می کنم
و حافظه ی نوک انگشتانم را
می سایم به چاقو
می گذارم لای در
پاک نمی شود

آجرها

تنگ
مثل رفتار زنانه با اشیا
دلم که تنگ می شود
به حمام می روم
نفسم که تنگ
زیر میز می روم
صدایم که...
روی تختم
می افتم از نفس
از احشایم صدای خ ر د شدن می آید
از پشت قاب های دیواری صدای کلاغ
به که بگویم من می دانم
می دانم
چه طور درخت ها در آجرها پنهان اند

دستمال

به روز گفتم اجازه بده بخوابم
چند روز است روحم از من جدا نشده
می ترسم بمیرم
و روح در من بماند
خواب هایم می ریزد از سرم روی بالش
دستمال توالت را دور سرم می پیچم
از قفل در مطمئنم

دستمال ها را

دورتادورم
کفن می کنم

پنجره را ببند

لباس های روی نرده های بالکن
به چیزی اشاره می کنند
نرده ای در قلب شان فرو رفته
نرده ای در یقه شان
نرده ای در چشمم است
لب هایت را روی کف های لیوان که گذاشته ای
به من دست نمی دهی

با دست هایی که چیزی می خواهند
لباس ها را جمع می کنم
انگار پرچم های صلح را پایین بکشند

نظرات کاربران درباره کتاب رفتار با کلمات