کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب غرب چگونه غرب شد؟

کتاب غرب چگونه غرب شد؟

نسخه الکترونیک کتاب غرب چگونه غرب شد؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب غرب چگونه غرب شد؟

 اتفاق‌ها و وقایع مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در طول چند صد سال سبب تولد اروپای مدرن شده است که برای بررسی این مسیر پرتلاطم تاریخی، مطالعه‌ی منایع معتبر بسیار ضروری است. کتاب غرب چگونه غرب شد؟ نوشته‌ی صادق زیبا کلام یکی از منابع معتبر به زبان فارسی است که می‌توان برای بررسی شکل‌گیری تمدن اروپا به آن اعتماد کرد.

معرفی صادق زیباکلام؛ استاد دانشگاه و فعال سیاسی

صادق زیبا کلام متولد خرداد 1327 در تهران است.  او در خانواده‌ای متمول و تحصیل‌کرده بزرگ شده است و پس از اتمام دوران دبیرستان برای ورود به دانشگاه تلاش کرد و در کنکور سال 1345 در دانشگاه تهران قبول شد. اما پدر زیبا کلام مخالف تحصیل او در ایران بود و پسرش را برای تحصیل به اتریش فرستاد. زیبا کلام در آن‌جا تحصیلات خود را رها کرد و به انگلستان رفت و در شهر هادرزفیلد وارد دانشگاه پلی تکنیک در رشته‌ی مهندسی شیمی شد. پس از مدتی زیبا کلام به تهران بازگشت و از طرف ساواک به جاسوسی متهم شد. او نتوانست برای ادامه‌ی تحصیل به انگلستان برگردد و توسط دولت  وقت ،ممنوع‌الخروج شد. زیبا کلام در آن زمان در دانشگاه تهران استخدام شد و برای مدتی در آن‌جا کار کرد. او بعد از انقلاب اسلامی ایران دوباره به انگلستان رفت ولی این‌بار برای تحصیل در رشته‌ی علوم انسانی اقدام کرد. او در دانشگاه برادفورد تحصیلات خود را ادامه داد و با مقاله‌ی «انقلاب اسلامی ایران و فلسفه سیاست غرب» تحصیلات خود را تمام کرد. زمانی‌که به ایران بازگشت در دانشگاه تهران مشغول به کار شد.

صادق زیبا کلام از زمان دانشجویی به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی مشغول شد و همواره در سخنرانی‌ها و مناظرات مختلف شرکت می‌کند. او بارها در برنامه‌های مختلف تلویزیونی حاضر شده است و نقد خود را نسبت به تصمیمات سیاسی و اجتماعی بیان کرده است.

زیبا کلام همچنان بعد از سال‌ها فعالیت در دانشگاه، همچنان در زمینه‌های اجتماعی مشغول به فعالیت است و خانواده‌ی او در مناصب مختلف دولتی و سیاسی قرار دارند و نام آن‌ها در جایگاه‌های مختلف دیده می‌شود.  

 کتاب‌های صادق زیباکلام

زیبا کلام کتاب‌های مختلفی در زمینه‌ی سیاست و تاریخ تالیف کرده و در آن‌ها عقاید سیاسی، دیدگاه و انتقادات خود را بیان کرده است. از جمله کتاب‌های او می‌توان به «ما چگونه ما شدیم؟ ریشه‌یابی علل عقب‌ماندگی در ایران»، «وداع با دوم خرداد»، «سنت و مدرنیته» و «هاشمی بدون روتوش» اشاره کرد.

صادق زیبا کلام زمانی که قصد داشت روی تز دکترایش کار کند، به موضوعاتی اندیشید که به نگارش و چاپ کتاب «ما چگونه ما شدیم؟» ختم شد. به گفته‌ی زیبا کلام: «در بررسی ایران عصر قاجار در قرن نوزدهم بود که شکل و شمایل پرسشی که زمینه‌ساز نگارش ما چگونه، ما شدیم گردید به تدریج در ذهنم شکل گرفت.»

درباره کتاب غرب چگونه غرب شد؟

در کتاب غرب چگونه غرب شد؟ (How the West Became the West) تلاش شده است تا مجموعه اتفاقاتی که منجر به تحول غرب و ترقی اروپا شده است به تصویر کشیده شود. منظور از غرب در این کتاب جنوب، غرب و شمال اروپای امروزی است. در این محدوده جغرافیایی تحولات تاریخی مربوط به قرن چهاردهم تا هجدهم بررسی می‌‎شود. این کتاب در نه فصل تدوین شده است.

بررسی محتوای کتاب زیباکلام

فصل اول کتاب، «ما و غرب: روایت یک کج‌فهمی تاریخ» است که در این فصل صادق زیبا کلام به بررسی رفتار ما ایرانیان با غرب می‌پردازد. در این فصل دو قرن گذشته‌ی ایران بررسی می‌شود تا ریشه‌ی تنفر و کینه‌ی مردم ایران نسبت به غرب و اروپا روشن شود و اصطلاح «غرب ستیزی» و به دنبال آن «آمریکاستیزی» را ریشه‌یابی کند.

«غرب پیش از رنسانس» فصل دوم این کتاب است که اروپای پیش از رنسانس و قرون وسطی را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد تا قبل از رنسانس مردمان این سرزمین‌ها درگیر غارت، تجاوز و ظلم بودند. کنار این مسائل دکتر زیبا کلام تاثیرات جنگ‌های صلیبی بر سیر تحول غرب را شرح می‌دهد.

فصل سوم غرب چگونه غرب شد؟ با عنوان «رنسانس 1650-1300 م» است که به دو جریان فکری «روشنگری» و «خردگرایی» می‌پردازد. این دو نگرش، ریشه در دوران پیش از رنسانس دارند و نویسنده در این فصل تعریف درستی از رنسانس بیان می‌کند. مؤلف کتاب ضمن شرح چگونگی شکل‌گیری این انقلاب، شباهت‌های دوره‌ی رنسانس با دوران یونان و رم باستان را ارائه می‌دهد.

فصل چهارم کتاب «نهضت اصلاح دینی یا رفرماسیون 1600-1517» است که در این بازهی زمانی در غرب اصلاح دینی رخ داد و بر اوضاع سیاسی، اجتماعی و فکری تاثیر به‌سزایی گذاشت. زیبا کلام در فصل پنجم کتاب که «انقلاب تجاری عصر سفرهای دریایی و تولد بورژوازی 1600-1400» نام دارد، «انقلاب تجاری» در آن زمان را بررسی می‌کند. این انقلاب از اواخر قرن چهاردهم میلادی آغاز شد و در اوایل قرن پانزدهم به مانند قطاری شروع به حرکت کرد. صادق زیبا کلام با زبانی صریح این انقلاب را این‌گونه بیان می‌کند: «ازبین‌رفتن ساختار نظام اقتصاد فئودالیته‌ی حاکم بر اروپای قرون وسطی و جایگزین شدن آن با نظام اقتصادی.»

«ظهور دولت‌های مطلقه؛ وستفالیا و تولد ملت – کشور 1800-1600» عنوان فصل ششم کتاب است. حکومت‌های اروپا تا قبل از رنسانس تحت قدرت کلیسا، اشرافیت و سرمایه‌داری شکل گرفتند که با ظهور اندیشه‌های جدید، حاکمان برای حفظ قدرت‌های پیشین خود تلاش کردند تا جایگاه خود را از دست ندهند و زمین‌های بیشتری را از آن خود کنند. از قرن شانزده تا قرن هجدهم به واسطه‌ی جنگ‌هایی که در غرب و به خصوص اروپا صورت گرفت، این بازه‌ی زمانی یکی از خونین‌ترین و مصیبت‌بارترین دوران‌های اروپا است.

فصل هفتم کتاب «عصر روشنگری 1800-1600» است که یکی از مهم‌ترین دوران‌های تاثیرگذار در طول تاریخ بشر را روایت می‌کند. در این دوره تحولات فکری بسیاری رخ داد که ذهن و فکر انسان و در نتیجه سبک زندگی مردم را متحول کرد. این روشن‌گری در طول قرن هجدهم بسیاری از علما، دانشمندان و بزرگان را تحت تاثیر قرار داد. این موج فکری تا شرق و چین نیز کشیده شد و این کشورها را هم متحول کرد. تاثیرات این نگرش نو را در اتفاق‌های سیاسی و اجتماعی مربوط به شکل‌گیری نهضت مشروطه‌ی ایران نیز می‌توان یافت.

در فصل بعدی این کتاب که با عنوان «تاثیرات اجتماعی روشنگری» به نگارش درآمده است، به تاثیر این تفکر بر اوضاع اجتماعی و فرهنگی، به‌خصوص تاثیر آن بر مذهب و کلیسا اشاره می‌شود. فصل آخر کتاب «روشنگری و انقلاب علمی» است و پیشرفت‌های علمی آن زمان، مکمل این روشن‌گری قلمداد شده است؛ چرا که تفکرات جدید، موازی با پیشرفت‌های علمی صورت گرفت. در نهایت تمامی این پستی و بلندی‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رخ داده از جمله انقلاب صنعتی پس از این پانصد سال، «آدمی نو و عالمی نو» به وجود آورد.

کتاب غرب چگونه غرب شد؟ را «انتشارات روزنه» منتشر کرده است و نسخه الکترونیک آن در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب غرب چگونه غرب شد؟ می‌خوانیم

اروپای ما قبل رنسانس یعنی اروپای قبل از قرن چهاردهم را با هر معیار وملاکی که در نظر بگیریم از شرق (تمدن‌های چین، ایران و اسلام) بسیار عقب مانده‌تر بود؛ چه از نظر علمی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، تجارت، شهرسازی و شهرنشینی و چه از هر حیث دیگری. دست کم تا قبل از پیدایش رنسانس در قرن چهاردهم، تمدن، توسعه، تجارت، صنعت، علوم مختلف، شهرنشینی، پزشکی و در یک کلام «مدنیت» در شرق بود. شهرهای بزرگ اروپا در مقایسه با بغداد، ری، خوارزم، نیشابور، فرغانه، دمشق، (و البته چین) روستاهای عقب‌افتاده‌ای بیش نبودند. بغداد جدای از مرکز تجارت جهانی و ثروت، مرکز پزشکی دنیا هم بود و از اطراف و اکناف منطقه برای مداوای بیماری‌های صعب‌العلاج و تهیه دارو به پایتخت امپراتوری اسلام می‌آمدند. جایگاه دمشق و حلب در تجارت بین‌المللی میان شرق و غرب معادل نیویورک و لندن امروزی بود. پیشرفته‌ترین تسحیلات آن روزگاران را صنعتگران شام تولید می‌کردند. اگر فرض بگیریم که در آن مقطع هم همچون امروز جایزه نوبل اهدا می‌شد، علما و دانشمندان شرق عمدتا هم علمای حوزه تمدن اسلامی در طب، داروسازی، ریاضیات، هیئت، نجوم، جغرافیا، فلسفه، کیمیا و ...تمامی جوایز نوبل را درو می‌کردند، درحالی که بسیاری از فرمانروایان اروپا حتی اسم‌شان را هم نمی‌توانستند بنویسند. البته تمدن اسلامی هم از قرن یازدهم شروع به افول کرده بود. نکته‌ای که به بحث ما بیشتر مربوط می‌شود این است که چه قبل از قرن یازدهم که تمدن اسلامی دراوج بالندگی‌اش بود و چه از این مقطع به بعد که تمدن اسلامی شروع به افول کرد، اروپا همچنان به تعبیر امروزه در عقب‌ماندگی کامل تمدنی (در مقایسه با شرق) به سر می‌برد، اما دو سه قرن پس از آن، این‌گونه نیست. با همان سرعتی که آن تمدن باشکوه در شرق رو به افول می‌رود، غرب آغاز به برخاستن می‌کند. البته دقیق‌تر خواسته باشیم بگوییم، افول تمدن شرق کم و بیش از قرن یازدهم شروع می‌شود و بیداری یا بالندگی غرب از قرن چهاردهم.

مشخصات کتاب غرب چگونه غرب شد؟

نظرات کاربران درباره کتاب غرب چگونه غرب شد؟

غرب مگه فقط آمریکاس؟؟؟؟ غرب مگه فقط انگلیسه؟ جوری سرتونو کردین تو برف که دیگه هیچیو نمیبینین یه نگاه بکن به آلمان بعد از دوتا جنگ جهانی چقدر این کشور زمین خورد چقدر این کشور ضرر کرد ولی هر بار قوی تر از قبل هر بار بهتر از قبل دوباره برگشت تازه به هیچ وجه هم از نظر گازی و نفتی کشور ثروتمندی مثل ما نیست!!!! یه نگاه بکن به فرانسه یه نگاه بکن به ژاپن یه نگاه بکن به کره ی جنوبی و........ چرا فقط ماییم که با این همه ثروتی که توی زمین کشور هست داریم به عقب برمیگردیم؟؟؟؟ بعد هرکیم از مشکلات با مدرک و مثال میگه میشه غرب زده و غرب پرست شما کسیو میخواید که بیاد بگه وضعیت الآن کشور فوق العادس؟! دلار ۳۹۰۰ تومن نیست؟! بیکاری بالای ۱۵ درصد نیست؟! کسی اینجا از فقر و گرسنگی نمرده؟! جزو اسراف کار ترین کشور ها نیستیم؟! بیشترین فرار مغز هارو نداریم؟! کسیم الکی توی زندان نیست؟!
در ۳ سال پیش توسط آرین نارنج کار ( | )
وقتی کسی یا حتی کشوری از یکی دیگه عقب میفته عکس العمل طبیعی اینه که سعی کنه عقب موندگیش رو با تلاش جبران کنه. خود غرب هم که بعد از مذهب زدگی قرون وسطی وقتی بخودش اومد با ترجمه آثار شرقی خودش رو رسوند. تو ایران هم امیرکبیر و مشروطه و... همین قصد رو داشتند. ولی متاسفانه عدم موفقیت در جبران عقب افتادگی باعث شده یه سری بطور رقت انگیزی کلا بزن زیر همه چیز و با انکار عقب موندگی سرشونو تو برف کنن تا یه تسکین مصنوعی به خودشون بدن، واقعا که این شیوه حل! مساله بینظیر و ظاهرا راحتترینه
در ۳ سال پیش توسط مح م ( | )
کتاب خوبیه و پیشرفت غرب رو از زاویه ای نگاه کرده که قبلا کمتر بهش پرداخته شده یا اصلا در موردش صحبت نشده.فقط ای کاش آقای زیبا کلام رفرنس دهی کتاب رو تکمیل کنند تا کتاب اعتبار علمی داشته باشه. البته خیلی از مطالب کتاب برای کسانی که تاریخ و فلسفه خونده باشند واضح و مبرهنه. امیدوارم با خوندن این کتاب درک کنیم که این فقط ثروت نبوده که باعث توسعه یافتگی غربی ها شده مسلما چیزهای دیگری هم دخیل بوده. نویسنده هیچ جا غرب رو مطهر معرفی نکرده و پرستشی هم در کار نیست. فقط نگاهی است از سمت دیگر و نه تک بعدی. مسلما ثروت زیادی از طریق استعمار وارد کشورهای غربی شده ولی شرط کافی برای پیشرفت ثروت نیست. نمونه واضح آن کشورهای حوزه خلیج فارس هستند. اما شما دوستان عزیز کتاب را نه از روی خصومت با شخص نویسنده که برای آگاهی بخوانید. هر کسی حق دارد با یک نظر مخالف یا موافق باشد. ولی توهین کردن برای کسانی که ادعای کتاب خوانی دارند درست نیست.
در ۳ سال پیش توسط مریم باقری ( | )
خوب شما که کتاب نخوندی چجوری ازش بد میگید؟؟ بهتره بدون مطالعه نظر ندیم
در ۳ سال پیش توسط A.t...ian ( | )
با سلام و احترام. من کلیه نقدهای پیرامون این کتاب را مطالعه کردم. جالب است چه از فحاشی ها به یک استاد دانشگاه گرفته تا تقدیر و تمجید از ایشان. اما نکته ای که برای من بسیار جالب است آن است که حتی یک مورد معرفی کتاب دیگر با همین عنوان یا عنوانی نزدیک به این آورده نشده است. اشکالی ندارد اگر ما نسبت به شخصی انتقاد داشته و یا نظر متفاوتی داریم ولی دست کم برای اثبات نظر خود منبع و ماخذی بیاوریم که به همان راه نویسنده کتاب نرفته باشیم.
در ۳ سال پیش توسط سبحان عطار ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۱۹
  • ۲۰
  • بعدی ›
  • آخرین ››