فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب استنفورد ۶۷ ... تعریف هنر و زیبایی

نسخه الکترونیک کتاب استنفورد ۶۷ ... تعریف هنر و زیبایی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب استنفورد ۶۷ ... تعریف هنر و زیبایی

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می‌کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیده‌اند و چه‌بسا از این مجموعه کم‌نظیر بهره نیز برده باشند. این دانشنامه حاصل طرح نیکویی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. به لطف کمک‌هایی که گردانندگان این مجموعه از آن‌ها برخوردار شده‌اند، متن کامل تمامی مقالات این دانشنامه در اینترنت به‌رایگان و به آسان‌ترین شکل در دسترس خوانندگان علاقه‌مند قرار گرفته است.
تعاریف هنر می‌کوشند از دو نوع متفاوت از امور واقع سر درآورند: هنر دارای ویژگی‌های فرهنگی مهمی است که به لحاظ تاریخی اموری ممکن [و غیرضروری]اند، و نیز مسلما واجد مشخصه‌های فراتاریخی و فرافرهنگی‌ای است که به هسته زیبایی‌شناختی نسبتا ثابتی اشاره دارند (البته نظریه‌پردازانی که هنر را ابداع اروپای قرن هجدهم می‌دانند این نحوه مطرح کردن موضوع را سوگیرانه می‌دانند آن هم بر این اساس که چیزهایی که بیرون از آن نهاد فرهنگی مشخص تولید می‌شوند در دامنه مصداق «هنر» قرار نمی‌گیرند و، از این رو، به طرح تعریف هنر ارتباطی ندارند

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.91 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب استنفورد ۶۷ ... تعریف هنر و زیبایی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار دبیر مجموعه

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد(۱) را شنیده اند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره نیز برده باشند. این دانشنامه حاصل طرح نیکویی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. به لطف کمک هایی که گردانندگان این مجموعه از آن ها برخوردار شده اند، متن کامل تمامی مقالات این دانشنامه در اینترنت به رایگان و به آسان ترین شکل در دسترس خوانندگان علاقه مند قرار گرفته است.
نگاهی به ساختار و مندرجات مقاله ها و مرور کارنامه نویسندگان آن ها، که عموما در حیطه کار خویش صاحبِ نام و تالیفات درخور اعتنا هستند، گواهی می دهد که با مجموعه ای خواندنی مواجهیم، مجموعه ای که غالبا مدخل های مناسبی برای ورود به گستره های متنوع تامل فلسفی به دست می دهد. به این اعتبار، می توان به جرئت گفت کسی که می خواهد اولین بار با مسئله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینه های راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه برود.
دانشنامه فلسفه استنفورد (به سرپرستی دکتر ادوارد ن. زالتا(۲)) افزون بر این که پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگی های درخور توجه دیگری هم دارد. حجم بسیاری از مقاله های این دانشنامه چشمگیر است. ظاهرا دست نویسندگان در شرح و بسط کثیری از موضوعات و مباحث باز بوده است. دیگر این که در کنار مدخل های نام آشنا گاه به موضوعات و مسائل کم و بیش بدیعی پرداخته شده است که شاید در نظر اول ورودشان به دانشنامه ای فلسفی غریب بنماید و در عین حال خواننده را به بازاندیشی درباره دامنه تفکر فلسفی و نسبت آن با زیست جهان خویش فرابخواند. کتابنامه های مندرج در پایان مقاله ها نیز، که معمولاً به دقت تدوین شده اند، یکی از محسنات این دانشنامه است که به ویژه به کار دانشجویان و محققانی می آید که می خواهند در زمینه ای خاص پژوهش کنند. این را هم نباید از نظر دور داشت که خاستگاه این دانشنامه به هیچ روی موجب نشده است که متفکران و مباحث فلسفه قاره ای نادیده گرفته شوند.
انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقه مند با آن، چه بسا استمرار همان غایتی باشد که مورد نظر بانیان این طرح بوده است. بر این اساس، در گام نخست انتخابی اولیه از میان مدخل های پرشماری که در دانشنامه آمده است صورت گرفته و کار ترجمه آن ها به سعی مترجمانی که با این طرح همکاری دارند به تدریج پیش می رود. ترجمه کل دانشنامه البته غایتی بلندپروازانه است، به ویژه با توجه به این که هنوز همه مقاله های آن به نگارش درنیامده اند. با این حال، تلاش بر این است که، در صورت فراهم بودن شرایط، انتشار این مجموعه استمرار پیدا کند و به سرنوشت مجموعه هایی دچار نیاید که آغازی چشمگیر داشته اند ولی دولتشان چندان پاینده نبوده است.
روال غالب این است که هر کدام از مدخل ها در یک مجلد منتشر شود، اما در مواردی که حجم یک مدخل از حداقل لازم برای این که به هیئت مجلدی مستقل منتشر شود کمتر باشد، آن مدخل همراه با مدخل دیگری که با آن قرابت موضوعی دارد انتشار می یابد. به توصیه دکتر زالتا، نسخه اساس ترجمه ها آخرین ویراستی خواهد بود که در بخش آرشیو دانشنامه درج شده است، و همین امر در چاپ های مجدد ترجمه ها مبنا قرار خواهد گرفت. در مرحله ویرایش، تمامی ترجمه ها سطر به سطر با متن انگلیسی مقابله خواهند شد تا عیار کار درخور این مجموعه باشد. در این میان تلاش می شود توازن شایسته ای میان احترام به سبک و زبان هر مترجم از یک سو و اقتضائات مجموعه از سوی دیگر به دست آید.
طرح انتشار این مجموعه شاید فردی بوده باشد، اما اجرا و اتمام آن البته کاری جمعی است و با تلاش مشترک و همراهی دوستانی میسر می شود که به این کار دل می سپارند. افزون بر مترجمانی که در این طرح همکاری می کنند، سپاسگزار دیگرانی هستم که مساعدتشان پشتوانه اجرای شایسته آن است. به ویژه از آقای دکتر زالتا و سایر گردانندگان دانشنامه قدردانی می کنم که اجازه دادند مجموعه حاضر به زبان فارسی منتشر شود. همچنین، باید یاد کنم از آقای امیر حسین زادگان، مدیر انتشارات ققنوس، که زمینه اجرای طرح را فراهم کردند؛ آقای دکتر سید نصراللّه موسویان، که یاری بی دریغشان برای این مجموعه بسیار مغتنم بوده است؛ آقای جهانگیر ملک محمدی و یکایک همکاران ایشان در بخش فنی انتشارات، که می کوشند این مجموعه با شکل و شمایلی درخور منتشر شود.

مسعود علیا
زمستان ۱۳۹۲

تعریف هنر

تامس آداجیان

[ درآمد]

تعریف هنر موضوعی بحث انگیز در فلسفه معاصر است. همچنین، این که آیا می توان تعریفی از هنر به دست داد یا خیر محل مناقشه بوده، و مسئله فایده فلسفی تعریف هنر نیز مورد بحث بوده است.
تعاریف معاصر به دو گونه اصلی تقسیم می شوند. گونه مشخصاً مدرن و عرف گرایانه(۳) تعریف بر ویژگی های نهادی هنر تمرکز دارد و بر نحوه تغییر هنر در طول زمان تاکید می کند؛ همین طور بر آثار مدرنی که گویی از تمام هنرهای سنتی از اساس می گسلند و نیز بر ویژگی های نسبی(۴) [ یا ربطی] آثار هنری که به مناسبات آثار هنری با تاریخ هنر، ژانرهای هنری و نظایر این ها وابسته اند. گونه کمتر عرف گرایانه تعریف معاصر، از مفهوم گسترده تر و سنتی تر ویژگی های زیبایی شناختی استفاده می کند که دربردارنده چیزی بیش از ویژگی های نسبی هنر است، و بر خصوصیات هنری همه فرهنگی(۵) و فراتاریخی(۶) هنر تمرکز دارد.

۱. الزامات تعریف هنر

هر تعریفی از هنر باید با واقعیت های مسلم زیر مطابقت داشته باشد: (۱ ) اشیایی (مصنوعات یا اجراها) که سازندگانشان از روی قصد، میزان قابل توجهی از کشش زیبایی شناختی به آن ها بخشیده اند و غالبا از کشش زیبایی شناختی اشیای روزمره فراتر می روند تقریباً در هر فرهنگ انسانیِ شناخته شده ای وجود دارند؛ ( ۲) چنین اشیایی، و سنت هایی که به آن ها اختصاص دارند، ممکن است به دست انواع غیرانسانی به وجود آیند و شاید در جهان های ممکن دیگر نیز وجود داشته باشند؛ ( ۳) چنین اشیایی گاهی کاربردهای غیرزیبایی شناختی ــ آیینی، دینی یا تبلیغاتی ــ دارند و گاهی ندارند؛ ( ۴) به گواهی سنت، آثار هنری چنان اند که سازندگانشان از روی قصد به آن ها ویژگی هایی ــ معمولاً ادراکی ــ می بخشند، و دارای میزان قابل توجهی از کشش زیبایی شناختی هستند که اغلب از کشش ِ زیبایی شناختیِ اغلب اشیای روزمره فراتر می رود؛ ( ۵) هنر، با این برداشتی که از آن به دست داده شد، تاریخ پیچیده ای دارد: ژانرها و قالب های جدید هنری گسترش می یابند، معیارهای ذوق متحول می شوند، و برداشت های موجود از ویژگی های زیبایی شناختی و تجربه زیبایی شناختی دگرگون می شوند؛ ( ۶) در برخی از فرهنگ ها، ولی نه همه آن ها، نهادهایی وجود دارند که تمرکز آن ها بر مصنوعات و اجراهایی است که واجد میزان زیادی از کشش زیبایی شناختی اند و هیچ گونه کاربرد عملی، آیینی یا مذهبی ندارند؛ ( ۷) چنین نهادهایی گهگاه اشیایی را که ظاهراً فاقد کشش زیبایی شناختی اند با اشیایی که دارای میزان زیادی از کشش زیبایی شناختی اند در یک طبقه قرار می دهند؛ ( ۸) علاوه بر آثار هنری، چیزهای زیادی هستند که معمولاً پدیده هایی واجد ویژگی های زیبایی شناختی توصیف می شوند ــ برای مثال، چیزهای طبیعی (غروب آفتاب، مناظر، گل ها، سایه ها)، انسان ها، و چیزهای انتزاعی (نظریه ها، برهان ها).
از میان این واقعیت ها، در برخی از تعاریف هنر مواردی مورد تاکید قرار می گیرند که به ویژگی های فرهنگی و تاریخی هنر مربوط می شوند. سایر تعاریف هنر به تبیین آن واقعیت هایی اولویت می دهند که جهان شمولی هنر و پیوستگی آن به سایر پدیده های زیبایی شناختی را منعکس می کنند.
دو الزام کلی تر نیز برای تعاریف هنر وجود دارد. اول این که اگر فرض کنیم پذیرش این که چیزی توضیح ناپذیر است عموماً باید آخرین راه چاره فلسفی باشد، و نیز با فرض اهمیت مسئله کفایت مصداقی،(۷) باید از تعاریف فهرست وار یا برشمارنده،(۸) در صورت امکان، اجتناب کرد. تعاریف برشمارنده از آن جا که فاقد اصولی هستند که توضیح دهند چرا فلان چیز در فهرست قرار گرفته است، آشکارا، در مورد معرَّف ها(۹)یی که تغییر می کنند قابل اطلاق نیستند و هیچ سرنخی برای یافتن مورد بعدی یا مورد عام به دست نمی دهند (برای مثال، تعریف تارسکی(۱۰) از حقیقت معمولاً به عنوان تعریفی غیرروشنگر مورد نقد قرار می گیرد، زیرا متکی بر تعریفی فهرست وار از دلالت اولیه است؛ بنگرید به Devitt ۲۰۰۱; Davidson ۲۰۰۵). دوم این که با فرض مبهم بودن بیشتر طبقات بیرون از ریاضیات، و این که وجود موارد بینابینی مشخصه طبقات مبهم است، تعاریفی که طبقه آثار هنری را واجد موارد بینابینی می شمارند بر تعاریفی که این کار را نمی کنند ارجحیت دارند (Davies ۱۹۹۱ & ۲۰۰۶; Stecker ۲۰۰۵).
این که آیا هیچ تعریفی از هنر پاسخگوی این واقعیت ها خواهد بود و این الزامات را رعایت خواهد کرد یا نه، یا آیا توان این کارها را دارد یا خیر، پرسش های مهمی در فلسفه هنر است.

۲ . تعاریف سنتی

تعاریف سنتی، حداقل آن گونه که معمولاً در بحث های امروزی درباره تعریف هنر تصویر می شوند، برای آثار هنری یک نوع ویژگی واحد قائل می شوند. ویژگی های رایج عبارت اند از ویژگی های بازنمایانه،(۱۱) ویژگی های بیانگرانه(۱۲) و ویژگی های فرمی. بنابراین، تعاریفی بازنمایانه یا محاکاتی،(۱۳) بیانگرانه و فرمالیستی وجود دارند که مشخصه آثار هنری را به ترتیب داشتن ویژگی های بازنمایانه، بیانگرانه و فرمی می دانند. یافتن خطای این تعاریف ساده کار دشواری نیست. برای مثال، دارا بودن ویژگی های بیانگرانه، بازنمایانه و فرمی نمی تواند شرط کافی باشد، زیرا بدیهی است که کتابچه های آموزشی بازنمایانه اند اما معمولاً در دسته آثار هنری قرار نمی گیرند؛ صورت ها و ایما و اشاره های انسانی ویژگی هایی بیانگرانه دارند بی آن که آثاری هنری باشند؛ و اشیای طبیعی و مصنوعاتی که با معمولی ترین مقاصد کاربردی تولید می شوند هر دو دارای ویژگی های فرمی هستند اما آثاری هنری به حساب نمی آیند.
اما سهولت مردود شمردن این تعاریف یادآور این حقیقت است که تعاریف سنتی هنر خودبسنده نیستند. هر یک از این تعاریف پیوندهای (گوناگون) نزدیک و پیچیده ای با دیگر بخش های عمیقاً درهم تنیده نظام خویش دارند ــ معرفت شناسی،(۱۴) هستی شناسی،(۱۵) نظریه ارزش، فلسفه ذهن و.... به همین دلیل، هم دشوار و هم تا حدی گمراه کننده است که این تعاریف را از بافت خود بیرون بکشیم و به تنهایی مورد بررسی قرار دهیم. دو نمونه از تعاریف تاثیرگذار در تاریخ که از زبان فیلسوفانی بزرگ مطرح شده اند برای نشان دادن این امر کافی خواهد بود. تعریف اول از آنِ افلاطون است که در جمهوری(۱۶) و آثاری دیگر، هنر را بازنمایانه یا محاکاتی می داند (که گاهی به «تقلیدی»(۱۷) نیز ترجمه می شود). آثار هنری از لحاظ هستی شناختی وابسته به اشیای مادی معمولی و در مرتبه ای فروتر از آن ها هستند، و این اشیا نیز از لحاظ هستی شناختی وابسته به واقعی ترین امور، یعنی صور [یا مُثُل] غیرمادی، اند و فروتر از آن ها قرار می گیرند. آثار هنری، که در سطح ادراکی دریافت می شوند، تنها نمودی از نمود [یا روگرفتی از روگرفتِ] آنچه به راستی واقعی است ارائه می دهند. در نتیجه، نه تجربه هنری می تواند موجب معرفت شود و نه سازندگان آثار هنری بر اساس معرفت عمل می کنند. از آن جا که آثار هنری با بخش فروتر و بی ثبات نفس سر و کار دارند، هنر باید خادم واقعیات اخلاقی باشد که به همراه حقیقت، از حیث متافیزیکی، بنیادی تر و، بنابراین، برای آدمی مهم تر از زیبایی هستند. زیبایی از نظر افلاطون، قلمرو خاص هنرها نیست، و در حقیقت، مفهوم زیبایی نزد او بسیار گسترده و متافیزیکی است: صورتی [یا مثالی] از زیبایی وجود دارد که ما می توانیم شناختی غیرادراکی از آن داشته باشیم، اما این صورت بیشتر به آنچه برخاسته از اروس است(۱۸) مربوط می شود تا به هنر (بنگرید به Janaway ]۱۹۹۸] و مدخل دیدگاه افلاطون درباره بلاغت و شعر). تعریف دوم از آنِ کانت است که گرچه تعریفی از هنر به دست می دهد، به دلایل مربوط به ساختار نظام فکری اش بیشتر دغدغه داوری زیبایی شناختی(۱۹) دارد تا تعریف هنر. او هنر را چنین تعریف می کند: «نوعی بازنمایی که فی نفسه غایی است و، هرچند بدون غایت است، موجب پرورش نیروهای ذهنی برای ارتباط اجتماعی می شود» (Kant, Critique of Judgment, Guyer translation, section ۴۴). این تعریف، وقتی کاملاً تشریح شود، واجد عناصر بازنمایانه، فرمالیستی و بیانگرانه است. این تعریف که از لحاظ مفهومی در بحث بسیار گسترده تر داوری زیبایی شناختی و غایت شناسی(۲۰) جای می گیرد، بخشی نسبتاً کوچک از ساختار فلسفی بسیار بلندپروازانه ای است که، چنان که مشهور است، می کوشد روابط میان معرفت علمی، اخلاق و ایمان دینی را توضیح دهد و تبیین کند (بنگرید به مدخل زیبایی شناسی و غایت شناسی کانت). برای آگاهی از مطالعات مربوط به تعاریف تاثیرگذار هنر، که از نظام های فلسفی پیچیده خود جدایی ناپذیرند، برای مثال، بنگرید به مدخل های زیبایی شناسی آلمانی در قرن هجدهم، آرتور شوپنهاور، فریدریش نیچه و زیبایی شناسی دیویی.

این کتاب ترجمه ای است از:
The Difinition of Art
Beauty
The Stanford Encyclopedia of Philosophy
Thomas Adajian, Oct 9, 2012 and
Crispin Sartwell, Sep 4, 2012

نظرات کاربران درباره کتاب استنفورد ۶۷ ... تعریف هنر و زیبایی