فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب استنفورد ۶۴ ... فلسفه تکنولوژی

نسخه الکترونیک کتاب استنفورد ۶۴ ... فلسفه تکنولوژی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب استنفورد ۶۴ ... فلسفه تکنولوژی

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می‌کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفوردرا شنیده‌اند و چه‌بسا از این مجموعه کم‌نظیر بهره نیز برده باشند. این دانشنامه حاصل طرح نیکویی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. به لطف کمک‌هایی که گردانندگان این مجموعه از آن‌ها برخوردار شده‌اند، متن کامل تمامی مقالات این دانشنامه در اینترنت به‌رایگان و به آسان‌ترین شکل در دسترس خوانندگان علاقه‌مند قرار گرفته است.
این مدخل با مرور تاریخی مختصری آغاز می‌شود و سپس مضامینی را که فلسفه تحلیلی مدرن تکنولوژی بر آن‌ها متمرکز است بیان می‌کند. در ادامه از جنبه‌های اجتماعی و اخلاقی تکنولوژی بحث می‌کند و در این بحث به برخی از دغدغه‌های فلسفه تکنولوژی از منظر علوم انسانی می‌پردازد. این بیان دوگانه شکل‌گیری تکنولوژی را به‌مثابه نتیجه فرایندی که در درون رویه مهندسی پدید آمده و با این رویه، با سنجه‌هایی که فقط کنترل اجتماعی محدودی بر آن‌ها اعمال می‌شود، هدایت می‌گردد و نیز پیامدهای اجتماعی تحقق تکنولوژی‌ای را که بدین‌سان ایجاد می‌شود در نظر می‌گیرد، پیامدهایی ناشی از فرایندهایی که فقط کنترل محدودی می‌توان بر آن‌ها اعمال کرد.

ادامه...

  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 0.65 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۹۶صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب استنفورد ۶۴ ... فلسفه تکنولوژی

این مجموعه با کسب اجازه از گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) منتشر می شود.



فلسفه تکنولوژی

دانشنامه فلسفه استنفورد ۶۴

مارتن فرانسن، گرت - یان لوکهورست وایبو وان پول

ترجمه: مریم هاشمیان





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



درآمد

اگر فلسفه، چنان که سلرز (Sellars 1962) می گوید، تلاشی باشد «برای فهم آن که چیزها به وسیع ترین معنای ممکنِ کلمه چگونه به وسیع ترین معنای ممکن به هم پیوسته اند»، آن گاه فلسفه نباید از تکنولوژی چشم بپوشد. پیوستگی جامعه معاصر تا حد زیادی به واسطه تکنولوژی است. تکنولوژی هم به مثابه نیرویی اقتصادی و هم به مثابه نیرویی فرهنگی حائز اهمیتی عظیم است. در حقیقت، فلسفه تکنولوژی طی دو قرن اخیر، که تدریجاً به صورت نوعی رشته درآمده، بیشتر به اثر تکنولوژی بر جامعه و فرهنگ پرداخته است تا به خود تکنولوژی. میچم (Mitcham 1994) این نوع فلسفه تکنولوژی را «فلسفه تکنولوژی از منظر علوم انسانی»(۳) می نامد زیرا با علوم اجتماعی و علوم انسانی پیوستگی دارد. فقط اخیراً شاخه ای از فلسفه تکنولوژی بسط یافته است که به خود تکنولوژی می پردازد و هدفش، هم فهم رویه طراحی و ابداع مصنوعات (به معنایی وسیع شامل نظام ها و فرایندهای مصنوعی) است و هم فهم سرشت چیزهایی که بدین سان ابداع می شوند. این شاخه متاخر فلسفه تکنولوژی به دنبال پیوستگی با فلسفه علم و چندین حوزه دیگر در سنت تحلیلی در فلسفه مدرن، نظیر فلسفه کنش و تصمیم گیری،(۴) است نه با علوم اجتماعی و علوم انسانی.
این مدخل با مرور تاریخی مختصری آغاز می شود و سپس مضامینی را که فلسفه تحلیلی مدرن تکنولوژی بر آن ها متمرکز است بیان می کند. در ادامه از جنبه های اجتماعی و اخلاقی تکنولوژی بحث می کند و در این بحث به برخی از دغدغه های فلسفه تکنولوژی از منظر علوم انسانی می پردازد. این بیان دوگانه شکل گیری تکنولوژی را به مثابه نتیجه فرایندی که در درون رویه مهندسی پدید آمده و با این رویه، با سنجه هایی که فقط کنترل اجتماعی محدودی بر آن ها اعمال می شود، هدایت می گردد و نیز پیامدهای اجتماعی تحقق تکنولوژی ای را که بدین سان ایجاد می شود در نظر می گیرد، پیامدهایی ناشی از فرایندهایی که فقط کنترل محدودی می توان بر آن ها اعمال کرد.

این کتاب ترجمه ای است از:
Philosophy of Technology
The Stanford Encyclopedia of Philosophy
Maarten Franssen, Gert-Jan Lokhorst and Ibo van de
Poel, Dec 13, 2013

پیشگفتار دبیر مجموعه

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد(۱) را شنیده اند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره نیز برده باشند. این دانشنامه حاصل طرح نیکویی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. به لطف کمک هایی که گردانندگان این مجموعه از آن ها برخوردار شده اند، متن کامل تمامی مقالات این دانشنامه در اینترنت به رایگان و به آسان ترین شکل در دسترس خوانندگان علاقه مند قرار گرفته است.
نگاهی به ساختار و مندرجات مقاله ها و مرور کارنامه نویسندگان آن ها، که عموما در حیطه کار خویش صاحبِ نام و تالیفات درخور اعتنا هستند، گواهی می دهد که با مجموعه ای خواندنی مواجهیم، مجموعه ای که غالبا مدخل های مناسبی برای ورود به گستره های متنوع تامل فلسفی به دست می دهد. به این اعتبار، می توان به جرئت گفت کسی که می خواهد اولین بار با مسئله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینه های راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه برود.
دانشنامه فلسفه استنفورد (به سرپرستی دکتر ادوارد ن. زالتا(۲)) افزون بر این که پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگی های درخور توجه دیگری هم دارد. حجم بسیاری از مقاله های این دانشنامه چشمگیر است. ظاهرا دست نویسندگان در شرح و بسط کثیری از موضوعات و مباحث باز بوده است. دیگر این که در کنار مدخل های نام آشنا گاه به موضوعات و مسائل کم و بیش بدیعی پرداخته شده است که شاید در نظر اول ورودشان به دانشنامه ای فلسفی غریب بنماید و در عین حال خواننده را به بازاندیشی درباره دامنه تفکر فلسفی و نسبت آن با زیست جهان خویش فرابخواند. کتابنامه های مندرج در پایان مقاله ها نیز، که معمولاً به دقت تدوین شده اند، یکی از محسنات این دانشنامه است که به ویژه به کار دانشجویان و محققانی می آید که می خواهند در زمینه ای خاص پژوهش کنند. این را هم نباید از نظر دور داشت که خاستگاه این دانشنامه به هیچ روی موجب نشده است که متفکران و مباحث فلسفه قاره ای نادیده گرفته شوند.
انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقه مند با آن، چه بسا استمرار همان غایتی باشد که مورد نظر بانیان این طرح بوده است. بر این اساس، در گام نخست انتخابی اولیه از میان مدخل های پرشماری که در دانشنامه آمده است صورت گرفته و کار ترجمه آن ها به سعی مترجمانی که با این طرح همکاری دارند به تدریج پیش می رود. ترجمه کل دانشنامه البته غایتی بلندپروازانه است، به ویژه با توجه به این که هنوز همه مقاله های آن به نگارش درنیامده اند. با این حال، تلاش بر این است که، در صورت فراهم بودن شرایط، انتشار این مجموعه استمرار پیدا کند و به سرنوشت مجموعه هایی دچار نیاید که آغازی چشمگیر داشته اند ولی دولتشان چندان پاینده نبوده است.
روال غالب این است که هر کدام از مدخل ها در یک مجلد منتشر شود، اما در مواردی که حجم یک مدخل از حداقل لازم برای این که به هیئت مجلدی مستقل منتشر شود کمتر باشد، آن مدخل همراه با مدخل دیگری که با آن قرابت موضوعی دارد انتشار می یابد. به توصیه دکتر زالتا، نسخه اساس ترجمه ها آخرین ویراستی خواهد بود که در بخش آرشیو دانشنامه درج شده است، و همین امر در چاپ های مجدد ترجمه ها مبنا قرار خواهد گرفت. در مرحله ویرایش، تمامی ترجمه ها سطر به سطر با متن انگلیسی مقابله خواهند شد تا عیار کار درخور این مجموعه باشد. در این میان تلاش می شود توازن شایسته ای میان احترام به سبک و زبان هر مترجم از یک سو و اقتضائات مجموعه از سوی دیگر به دست آید.
طرح انتشار این مجموعه شاید فردی بوده باشد، اما اجرا و اتمام آن البته کاری جمعی است و با تلاش مشترک و همراهی دوستانی میسر می شود که به این کار دل می سپارند. افزون بر مترجمانی که در این طرح همکاری می کنند، سپاسگزار دیگرانی هستم که مساعدتشان پشتوانه اجرای شایسته آن است. به ویژه از آقای دکتر زالتا و سایر گردانندگان دانشنامه قدردانی می کنم که اجازه دادند مجموعه حاضر به زبان فارسی منتشر شود. همچنین، باید یاد کنم از آقای امیر حسین زادگان، مدیر انتشارات ققنوس، که زمینه اجرای طرح را فراهم کردند؛ آقای دکتر سید نصراللّه موسویان، که یاری بی دریغشان برای این مجموعه بسیار مغتنم بوده است؛ آقای جهانگیر ملک محمدی و یکایک همکاران ایشان در بخش فنی انتشارات، که می کوشند این مجموعه با شکل و شمایلی درخور منتشر شود.

مسعود علیا
زمستان ۱۳۹۲

۱. تحولات تاریخی

۱.۱. یونانیان

قدمت تامل فلسفی در باب تکنولوژی تقریباً به قدمت خود فلسفه است. قدیمی ترین مدرک ما به یونان باستان تعلق دارد. چهار مضمون برجسته در میان است. یک مضمون اولیه این برنهاد(۵) است که تکنولوژی از طبیعت می آموزد یا تقلید می کند (Plato, Laws X 899a ff.). مثلاً، به نظر دموکریتوس(۶) خانه سازی و بافندگی نخست با تقلید از لانه ساختن پرستوها و تار تنیدن عنکبوت ها ابداع شدند (fr D154؛ شاید قدیمی ترین منبع موجود در خصوص نقش نمونه وار طبیعت سخن هراکلیتوس در fr D112 باشد). ارسطو با تکرار مثال های دموکریتوس به این سنت اشاره کرد، اما مدعی نبود که تکنولوژی فقط می تواند از طبیعت تقلید کند: «به طور کلی هنر در برخی موارد آنچه را طبیعت نمی تواند به پایان برساند کامل می کند و در موارد دیگر از طبیعت تقلید می کند» (Physics II.8, 199a15؛ نیز بنگرید به Physics II.2، و برای بحث در این باب بنگرید به Schummer 2001).
مضمون دوم این برنهاد است که میان اشیای طبیعی و مصنوعات(۷) تمایز هستی شناختی بنیادینی وجود دارد. به نظر ارسطو (Physics II.1) دسته نخست مبادی ایجاد و حرکتشان در خودشان است، در حالی که دسته دوم، از آن حیث که مصنوع اند، فقط با علل بیرونی، یعنی غایات انسانی و صورِ واقع در نفس(۸) انسان ایجاد می شوند. محصولات طبیعی (حیوانات و اجزایشان، گیاهان و عناصر اربعه) با علل غایی(۹) درونی حرکت می کنند، رشد می کنند، تغییر می یابند و خود را بازتولید می کنند؛ محرک آن ها مقاصد طبیعت است. در مقابل، مصنوعات نمی توانند خودشان را بازتولید کنند و بدون مراقبت و مداخله انسان پس از مدتی با از دست دادن صور مصنوعی خود از میان می روند و به مواد (طبیعی) تجزیه می شوند. مثلاً، اگر تختی چوبی را دفن کنیم به خاک تجزیه می شود یا با جوانه زدن به طبیعت گیاهی خودش برمی گردد. این برنهاد که میان محصولات ساخت انسان و جواهر(۱۰) طبیعی تمایزی بنیادین وجود دارد تاثیری دیرپا داشته است. در قرون وسطی ابن سینا از کیمیاگری بر این مبنا که هرگز نمی تواند موجد جواهر «اصیل» باشد انتقاد می کرد. حتی امروز برخی همچنان مدعی اند که میانِ، مثلاً، ویتامین ثِ طبیعی و مصنوعی تمایزی هست. به بحث مدرن در باب این مضمون در قسمت ۲ .۵ می پردازیم.
آموزه علل چهارگانه ارسطو ــ علل مادی،(۱۱) صوری،(۱۲) فاعلی(۱۳) و غایی ــ را می توان سومین گام اولیه در فلسفه تکنولوژی دانست. ارسطو این آموزه را با ارجاع به مصنوعات تکنیکی(۱۴) نظیر خانه ها و مجسمه ها تبیین می کرد (Physics II.3). این علل همچنان تا حد بسیار زیادی در بحث های مدرنِ مربوط به متافیزیک مصنوعات حضور دارند. مثلاً، بحث های مربوط به مفهوم کارکرد(۱۵) بر خصوصیت «غایی» یا غایت شناختیِ(۱۶) ذاتی آن و دشواری هایی که این امر در کاربرد آن در زیست شناسی به بار می آورد متمرکزند. هابز(۱۷) مورد مشهور کشتی تسئوس(۱۸) را وارد فلسفه مدرن کرد ــ بنگرید به مدخل های دیگری از این دانشنامه: ساخت [یا قوام] مادی،(۱۹) این همانی در طی زمان،(۲۰) این همانی نسبی(۲۱) و مفاهیم نوعی.(۲۲) از دید او، این مورد حاکی از تعارضی میان وحدت ماده و وحدت صورت در مقام مبادی تفرد(۲۳) است. بسیاری کسان این تعارض را خصوصیت مصنوعات می دانند. دیوید ویگینز (Wiggins 1980, 89) حتی آن را خصوصیت تعریف کننده مصنوعات می داند.
چهارمین نکته شایان ذکر کاربرد وسیع تصاویر تکنولوژیک نزد افلاطون و ارسطوست. افلاطون در رساله تیمایوس(۲۴) جهان را اثر صنعتگر(۲۵)ی به نام دمیورژ(۲۶) توصیف می کند. تفسیر او از جزئیات آفرینش مشحون از تصاویری است برگرفته از نجاری، بافندگی، سفالگری، فلزکاری و تکنولوژی کشاورزی. ارسطو برای توضیح نحوه دخیل بودن علل چهارگانه در فرایندهای طبیعی مقایسه هایی برگرفته از هنرها و صنایع(۲۷) را به کار می برد. هم افلاطون و هم ارسطو، علی رغم ارزیابی منفی شان از زندگی صنعتگران، که به زعم این دو به قدری دلمشغول حرفه خود و لزوم کسب معاش هستند که نمی توانند افراد آزاد محسوب شوند، تصویرسازی تکنولوژیک را برای بیان اعتقادشان به طرح عقلانی جهان ناگزیر می دیدند (Lloyd 1973, 61).

۲.۱. تحولات بعدی؛ فلسفه تکنولوژی از منظر علوم انسانی

در امپراتوری روم و طی قرون وسطی پیشرفت تکنولوژیک بسیاری حادث شد، اما بالیدن تامل فلسفی در باب تکنولوژی با میزان این پیشرفت متناظر نبود. آثار جامعی نظیر در باب معماری(۲۸) نوشته ویتروویوس(۲۹) (یک قرن پیش از میلاد مسیح) و در باب سرشت مواد معدنی(۳۰) ( ۱۵۵۶ ) نوشته اگریکولا(۳۱) توجه بسیاری به جنبه های عملی تکنولوژی و توجهی اندک به فلسفه داشتند.
در حوزه فلسفه مدرسی، تحسینی نوظهور نسبت به هنرها [ یا صنایع] مکانیکی به میان آمد. عموماً چنین تلقی می شد که آن ها زاده تقلید از طبیعت و محدود به این تقلیدند. این تلقی با ورود کیمیاگری به غرب لاتین زبان در اواسط قرن دوازدهم به چالش خوانده شد. بعضی از کسانی که درباره کیمیاگری مطلب می نوشتند، نظیر راجر بیکن،(۳۲) می خواستند استدلال کنند که هنر انسان، حتی اگر از راه تقلید از فرایندهای طبیعی آموخته شود، می تواند محصولات طبیعی را با موفقیت بازتولید کند یا حتی بر آن ها پیشی بگیرد. ماحصل، گونه ای فلسفه تکنولوژی بود که در آن هنر انسان به چنان مرتبه ای از ستایش و ارج برمی شد که تا دوره رنسانس در نوشته های دیگر اثری از آن نبود. با این حال، سه دهه آخر قرن سیزدهم شاهد رویکرد خصمانه فزاینده ای نسبت به کیمیاگری از جانب مراجع دینی بود که نهایتاً به سال ۱۳۹۶ در نکوهش نامه علیه کیمیاگران(۳۳) نوشته نیکولاس ایمریک(۳۴) مفتش به اوج خود رسید (Newman 1989, 2004).
دوره رنسانس به ستایش بیشتری از انسان ها و تلاش های خلاقانه شان، از جمله تکنولوژی، منتهی شد. در نتیجه، تامل فلسفی در باب تکنولوژی و اثر آن بر جامعه افزایش یافت. فرانسیس بیکن(۳۵) را عموماً نخستین نویسنده مدرنی می دانند که چنین تاملی را به میان آورد. دیدگاه او، که در اثر تخیلی اش آتلانتیس جدید(۳۶) ( ۱۶۲۷ ) بیان شده است، قویاً مثبت بود. این رویکرد مثبت تا قرن نوزدهم نیز دوام آورد و نیم قرن نخست انقلاب صنعتی را در بر گرفت. کارل مارکس ماشین بخار یا کارخانه ریسندگی را به دلیل اشکالات و مفسده های بورژوایی محکوم نمی کرد؛ وی معتقد بود که نوآوری های تکنولوژیک پیوسته گام هایی ضروری به سوی مراحل سعادتمندانه تر سوسیالیسم و کمونیسمِ آینده اند (برای بحثی متاخر درباره دیدگاه های متفاوت در باب نقش تکنولوژی در نظریه پیشرفت تاریخیِ مارکس بنگرید به Bimber 1990).
رمان ارهون(۳۷) اثر ساموئل باتلر (Butler 1872)، که تحت تاثیر انقلاب صنعتی و درباره منشا انواعِ(۳۸) داروین(۳۹) نوشته شد، نشان دهنده نقطه عطفی در درک تکنولوژی به مثابه پدیداری اجتماعی ـ فرهنگی است. این کتاب کشوری خیالی را شرح می دهد که در آن تمام ماشین ها ممنوع شده اند و تملک هر ماشینی یا تلاش برای ساختن آن جرمی مستوجب مرگ است. مردمان این کشور با این استدلال متقاعد شده اند که پیشرفت های جاری تکنیکی احتمالاً به «نژاد»ی از ماشین ها منتهی می شوند که جای انسان را در مقام نوع غالب بر زمین خواهد گرفت.
طی ربع آخر قرن نوزدهم و بیشترِ قرن بیستم رویکردی انتقادی در تامل فلسفی در باب تکنولوژی غالب بود. قاطبه نمایندگان این رویکرد در علوم انسانی یا علوم اجتماعی تعلیم دیده بودند و عملاً هیچ دانش دست اولی از عرف مهندسی نداشتند. بیکن به طور مبسوط درباره روش علم می نوشت و خود آزمایش های فیزیکی انجام می داد، حال آن که باتلرِ کشیش فاقد چنین دانش دست اولی بود. نویسنده نخستین متنی که در آن اصطلاح «فلسفه تکنولوژی» پدیدار شد، یعنی ارنست کپ نویسنده فلسفه تکنیک(۴۰) (Kapp 1877)، متخصص فقه اللغه و مورخ بود. اکثر نویسندگانی که طی قرن بیستم درباره تکنولوژی و نقش اجتماعی ـ فرهنگی آن نقادانه می نوشتند فیلسوفانی بودند دارای نگرشی عام (مارتین هایدگر،(۴۱) هانس یوناس،(۴۲) آرنولد گلن،(۴۳) گونتر آندرس،(۴۴) اندرو فینبرگ(۴۵)) یا پیشینه شان یکی دیگر از رشته های علوم انسانی یا علوم اجتماعی بود مانند نقد ادبی و پژوهش اجتماعی (لوئیس مامفورد)،(۴۶) حقوق (ژاک الول)،(۴۷) علوم سیاسی (لنگدون وینر)(۴۸) یا مطالعات ادبی (آلبرت بورگمان).(۴۹) کارل میچم (Mitcham 1994) شکلی از فلسفه تکنولوژی را که نوشته های ایشان و دیگران قوام بخش آن بوده اند «فلسفه تکنولوژی از منظر علوم انسانی» می خواند، زیرا نقطه عزیمت آن علوم اجتماعی و علوم انسانی است، نه عرف [یا رویه] تکنولوژی.

نظرات کاربران
درباره کتاب استنفورد ۶۴ ... فلسفه تکنولوژی