فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب استنفورد ۶۱ ... سهروردی

کتاب استنفورد ۶۱ ... سهروردی

نسخه الکترونیک کتاب استنفورد ۶۱ ... سهروردی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب استنفورد ۶۱ ... سهروردی

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می‌کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیده‌اند و چه‌بسا از این مجموعه کم‌نظیر بهره نیز برده باشند. این دانشنامه حاصل طرح نیکویی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. به لطف کمک‌هایی که گردانندگان این مجموعه از آن‌ها برخوردار شده‌اند، متن کامل تمامی مقالات این دانشنامه در اینترنت به رایگان و به آسان‌ترین شکل در دسترس خوانندگان علاقه‌مند قرار گرفته است. [شیخ] شهاب‌الدین سهروردی (۵۴۹-۵۸۷ ه. ق)(۳) در مکتب مشاء سینوی تحصیل کرد و مؤسس سنت فلسفه اشراقی در شرق جهان اسلام شد.سهروردی همزمان با شرح و بسط نظریات اشراقی معرفت‌شناختی (منطق و علم‌النفس) و مابعدالطبیعی (هستی‌شناسی و کیهان‌شناسی) خود، نقد افلاطونی اصیلی بر مکتب مشاء سینوی حاکم در آن دوران، در حیطه‌های منطق، معرفت‌شناسی، علم‌النفس و مابعدالطبیعه وارد کرد. دیدگاه معرفت‌شناختی تازه‌اش وی را به نقد نظریه تعریف مشایی سینوی، طرح نظریه‌ای در مورد علم «حضوری»، شرح و بسط هستی‌شناسی پیچیده‌ای از انوار و افزودن عالم چهارمی به نام عالم «مثال» رهنمون شد.

ادامه...

بخشی از کتاب استنفورد ۶۱ ... سهروردی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



[ درآمد]

[شیخ] شهاب الدین سهروردی (۵۴۹-۵۸۷ ه. ق)(۳) در مکتب مشاء سینوی تحصیل کرد و موسس سنت فلسفه اشراقی در شرق جهان اسلام شد. از قرن ششم هجری به بعد، آثار او در برخی از حوزه های فلسفی در شرق جهان اسلام مورد مطالعه قرار می گرفت، اما از آن جا که هیچ یک از آثارش به زبان لاتین ترجمه نشد، وی در جهان غرب ناشناخته ماند. در میانه قرن بیستم میلادی، هانری کربن(۴) پیگیرانه کوشید تا نوشته های او را تصحیح و مطالعه کند. این کار سبب شکل گیری علاقه تازه ای نسبت به آثار و طرز فکر سهروردی، به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم میلادی، شد.
سهروردی همزمان با شرح و بسط نظریات اشراقی معرفت شناختی (منطق و علم النفس) و مابعدالطبیعی (هستی شناسی و کیهان شناسی) خود، نقد افلاطونی اصیلی بر مکتب مشاء سینوی حاکم در آن دوران، در حیطه های منطق، معرفت شناسی، علم النفس و مابعدالطبیعه وارد کرد. دیدگاه معرفت شناختی تازه اش وی را به نقد نظریه تعریف مشایی سینوی، طرح نظریه ای در مورد علم «حضوری»، شرح و بسط هستی شناسی پیچیده ای از انوار و افزودن عالم چهارمی به نام عالم «مثال» رهنمون شد.

این کتاب ترجمه ای است از:
Suhrawardi
The Stanford Encyclopedia of Philosophy
Roxanne Marcotte, Apr 4, 2012

پیشگفتار دبیر مجموعه

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد(۱) را شنیده اند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره نیز برده باشند. این دانشنامه حاصل طرح نیکویی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. به لطف کمک هایی که گردانندگان این مجموعه از آن ها برخوردار شده اند، متن کامل تمامی مقالات این دانشنامه در اینترنت به رایگان و به آسان ترین شکل در دسترس خوانندگان علاقه مند قرار گرفته است.
نگاهی به ساختار و مندرجات مقاله ها و مرور کارنامه نویسندگان آن ها، که عموما در حیطه کار خویش صاحبِ نام و تالیفات درخور اعتنا هستند، گواهی می دهد که با مجموعه ای خواندنی مواجهیم، مجموعه ای که غالبا مدخل های مناسبی برای ورود به گستره های متنوع تامل فلسفی به دست می دهد. به این اعتبار، می توان به جرئت گفت کسی که می خواهد اولین بار با مسئله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینه های راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه برود.
دانشنامه فلسفه استنفورد (به سرپرستی دکتر ادوارد ن. زالتا(۲)) افزون بر این که پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگی های درخور توجه دیگری هم دارد. حجم بسیاری از مقاله های این دانشنامه چشمگیر است. ظاهرا دست نویسندگان در شرح و بسط کثیری از موضوعات و مباحث باز بوده است. دیگر این که در کنار مدخل های نام آشنا گاه به موضوعات و مسائل کم و بیش بدیعی پرداخته شده است که شاید در نظر اول ورودشان به دانشنامه ای فلسفی غریب بنماید و در عین حال خواننده را به بازاندیشی درباره دامنه تفکر فلسفی و نسبت آن با زیست جهان خویش فرابخواند. کتابنامه های مندرج در پایان مقاله ها نیز، که معمولاً به دقت تدوین شده اند، یکی از محسنات این دانشنامه است که به ویژه به کار دانشجویان و محققانی می آید که می خواهند در زمینه ای خاص پژوهش کنند. این را هم نباید از نظر دور داشت که خاستگاه این دانشنامه به هیچ روی موجب نشده است که متفکران و مباحث فلسفه قاره ای نادیده گرفته شوند.
انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقه مند با آن، چه بسا استمرار همان غایتی باشد که موردنظر بانیان این طرح بوده است. بر این اساس، در گام نخست انتخابی اولیه از میان مدخل های پرشماری که در دانشنامه آمده است صورت گرفته و کار ترجمه آن ها به سعی مترجمانی که با این طرح همکاری دارند به تدریج پیش می رود. ترجمه کل دانشنامه البته غایتی بلندپروازانه است، به ویژه با توجه به این که هنوز همه مقاله های آن به نگارش درنیامده اند. با این حال، تلاش بر این است که، در صورت فراهم بودن شرایط، انتشار این مجموعه استمرار پیدا کند و به سرنوشت مجموعه هایی دچار نیاید که آغازی چشمگیر داشته اند ولی دولتشان چندان پاینده نبوده است.
روال غالب این است که هر کدام از مدخل ها در یک مجلد منتشر شود، اما در مواردی که حجم یک مدخل از حداقل لازم برای این که به هیئت مجلدی مستقل منتشر شود کمتر باشد، آن مدخل همراه با مدخل دیگری که با آن قرابت موضوعی دارد انتشار می یابد. به درخواست دکتر زالتا، نسخه اساس ترجمه ها آخرین ویراستی خواهد بود که در بخش آرشیو دانشنامه درج شده است، و همین امر در چاپ های مجدد ترجمه ها مبنا قرار خواهد گرفت. در مرحله ویرایش، تمامی ترجمه ها سطر به سطر با متن انگلیسی مقابله خواهند شد تا عیار کار درخور این مجموعه باشد. در این میان تلاش می شود توازن شایسته ای میان احترام به سبک و زبان هر مترجم از یک سو و اقتضائات مجموعه از سوی دیگر به دست آید.
طرح انتشار این مجموعه شاید فردی بوده باشد، اما اجرا و اتمام آن البته کاری جمعی است و با تلاش مشترک و همراهی دوستانی میسر می شود که به این کار دل می سپارند. افزون بر مترجمانی که در این طرح همکاری می کنند، سپاسگزار دیگرانی هستم که مساعدتشان پشتوانه اجرای شایسته آن است. به ویژه از آقای دکتر زالتا و سایر گردانندگان دانشنامه قدردانی می کنم که اجازه دادند مجموعه حاضر به زبان فارسی منتشر شود. همچنین، باید یاد کنم از آقای امیر حسین زادگان، مدیر انتشارات ققنوس، که زمینه اجرای طرح را فراهم کردند؛ آقای دکتر سید نصراللّه موسویان، که یاری بی دریغشان برای این مجموعه بسیار مغتنم بوده است؛ آقای احمد تهوری، مدیر روابط عمومی انتشارات، که در تسهیل ارتباطات نقش موثری داشته اند؛ و آقای جهانگیر ملک محمدی و یکایک همکاران ایشان در بخش فنی انتشارات، که می کوشند این مجموعه با شکل و شمایلی درخور منتشر شود.

مسعود علیا
زمستان ۱۳۹۲

۱. زندگی و آثار

۱.۱. زندگی

اطلاعات موجود درباره زندگی شهاب الدین سهروردی، [معروف به] «شیخ اشراق»، اندک است. وی در سال ۵۴۹ ق در روستای سهرورد، واقع در شمال غربی ایران به دنیا آمد و تحصیلاتش را در شهر مراغه، که در نزدیکی محل تولدش بود، نزد مجدالدین جیلی، از معلمان فخرالدین رازی (وفات ۶۰۶ ق) دنبال کرد. سپس به اصفهان سفر کرد و در آن جا نزد منطقدانی به نام ظهیر[الدین] فارسی(۵) تحصیل کرد. سهروردی نزد وی متنی منطقی(۶) به قلم ابن سهلان ساوی (وفات در حدود ۵۶۵ ق) را خواند. سپس عازم سفری شد که وی را به آناتولی رساند. شمس الدین شهرزوری (وفات در حدود ۶۸۷ ق) این دوره را دوره جستجوی هدایت معنوی وی می نامد،(۷) دوره ای که در آن با شماری از بزرگان صوفیه، همچون فخرالدین ماردینی(۸) (وفات ۵۹۴ ق) ملاقات کرد و به دنبال حامیانی در میان حاکمان محلی آناتولی گشت.
سهروردی در سال ۵۷۹ ق به حلب رسید، همان سالی که صلاح الدین [ایوبی] (وفات ۵۸۹ ق) این شهر را فتح کرد(۹) و آن را به پسرش [ملک] الظاهر (وفات ۶۱۳ ق) سپرد. سهروردی، که سنّی شافعی بود، در میان عالمان دینی شهر همچون افتخارالدین، برای خود شهرتی یافت. او سرانجام موفق شد مخاطبانی در دربار بیابد و با [ملک] الظاهر دست دوستی دهد. در سال ۵۸۲ ق، در سی و سه سالگی، نگارش مهم ترین اثر خود حکمه الاشراق(۱۰) را به پایان برد (از این پس با نشانه اختصاری PI به این اثر اشاره می کنیم). متاسفانه در این بین بزرگان دینی قدرتمند حلب را که ایوبیان در مشروعیت بخشیدن به حکمرانی شان بر شهر متکی به ایشان بودند از خود رنجاند.
مجموعه ای از عوامل دینی و سیاسی منجر به آن شد که [زندگی] سهروردی در مسیر سقوط بیفتد. از یک سو، او را به داشتن باورهای بدعت آمیز متهم کردند، اتهامی مبهم که به این دلایل به آسانی ممکن بود وارد شود: ذکر نام ها و نمادهای ایرانیِ دوران پیش از اسلام در برخی از آثارش، ادعای او مبنی بر برخورداری از الهامات شبه الهی و شبه وحیانی، و تردید وی نسبت به ختم منطقی نبوت در پرتو قدرت مطلق خداوند. از سوی دیگر، ممکن است روابط نزدیک و سابقش با آل ارتق(۱۱) که پیش از تصرف جنوب غربی آناتولی [به دست ایوبیان، بر آن ناحیه] حکومت می کردند یا با [ملک] الظاهر، حاکم ایوبیان، [تلاش برای] توطئه چینی سیاسی تفسیر شده باشد. در نهایت سرنوشت سهروردی با اتهام بدعت گذاری رقم خورد (نه با اتهام خیانت). تذکره نویسان و تاریخ نگاران بر سر این که اتهامات وی دقیقا چه بود و چه سلسله رویدادهایی منجر به اعدام وی در پایان سال ۵۸۷ ق (یا ابتدای سال ۵۸۸ ق) شد توافق نظر ندارند (Marcotte 2001a).

۱ .۲. آثار

آثار سهروردی به طور سنتی به چهار دسته تقسیم می شوند:(۱۲) [۱] چند اثر اولیه [دوران نوجوانی]؛(۱۳) [۲] چند متن عرفانی یا رمزی که بسیاری از آن ها به زبان فارسی نگاشته شده اند Suhrawardi 1976; 1993c; 1999b))؛ [۳] آثار کوتاهی که اغلب ایده ها و روش هایی مشایی به دست می دهند، گرچه در عین حال دربردارنده نظریه های اشراقی متمایزی نیز هستند. رساله هیاکل النور(۱۴) از این دسته به شمار می آید (Suhrawardi 1996)؛ [۴] در نهایت چهار اثر بزرگ سهروردی به زبان عربی که وی تمایل داشت به ترتیب زیر مطالعه شوند:(۱۵) التلویحات(۱۶) (Suhrawardi, 2009[شامل منطق، طبیعیات و مابعدالطبیعه]؛(۱۷) مقایسه کنید با Ibn Kammuna 2003, 2009.)، المقاومات(۱۸) (Suhrawardi 1993a)، المشارع و المطارحات(۱۹) (Suhrawardi 1993a) و حکمه الاشراق (Suhrawardi 1993b; 1999a; 1986). در آخرین اثر یادشده، سهروردی فلسفه اشراقی خود را به تفصیل بسط داده و رمزپردازی نور، اساس بازسازی و نوسازی کیهان شناسی و هستی شناسی به دست وی قرار گرفته است.
واضح است که این قسم دسته بندی، در کنار نظریه دو دوره متمایز در زندگی و آثار سهروردی، یعنی دوره مشایی و به دنبال آن دوره اشراقی، مشکلاتی پدید می آورد. دسته بندی مذکور چه بسا صرفا اکتشافی(۲۰) باشد، زیرا جایگاه شماری از آثاری را که تفصیل دهنده اصول و روش های مشایی اند و در عین حال شامل برخی اصول اشراقی هستند تبیین نمی کند. به عنوان نمونه [رساله های] الواح عمادی(۲۱) (116-Suhrawardi 1976, 99) و هیاکل النور (47-Suhrawardi 1996; 1976, 139) این گونه اند. درست است که سهروردی اشاره می کند که «روزگاری در دفاع از روش مشایی متعصب بوده است» (PI, 108.8-9)،(۲۲) روزگاری که احتمالاً آثاری چون اللمحات(۲۳) را (که چکیده ای است از نظریات مشایی سینوی) نگاشته است، اگرچه نسبت دادن این اثر به دوره ای که مشخصا بتوان آن را دوره «پیش از شهود» دانست دشوار است. با این حال، در اللمحات از هر دو اثرِ التلویحات و حکمه الاشراق به عنوان آثاری تکمیل شده یاد می کند(۲۴) (Suhrawardi 1993a, 70.3-7).(۲۵)] همچنین [هرچند سهروردی تاکید می کند که التلویحات وی اثری است که مطابق با سنت مشایی نگاشته شده است،(۲۶) این کتاب حاوی برخی از مواضع اشراقی مشخص تر اوست (Suhrawardi 1993a, 70-7and 105-21).(۲۷)
سهروردی بیشتر رساله های خود را در محدوده زمانی بسیار کوتاهی، به احتمال زیاد طی دورانی حدود ده سال، نگاشته است. به سبب کوتاهی این دوران، فرصت چندانی برای وی باقی نماند تا دستخوش تغییری اساسی میان دو مرحله متفاوت و متوالی [سیر فکری خود] شود که در آن ها از دو سبک و شیوه فکری متمایز دفاع می کرد. در نظر سهروردی، شمار زیادی از اصول مشایی معتبر، در درک فلسفه اشراقی اش ضروری بود. هانری کربن اشاره می کند که هرچند سهروردی اعتراف می کند به این که زمانی مدافع رویکرد مشایی بوده است، ممکن است دوره ای صرفا مشایی [در سیر فکری وی [وجود نداشته باشد. در حقیقت تعداد اندکی از آثار سهروردی را می توان تاریخگذاری کرد، چرا که شماری از آثار وی همزمان نگاشته شده اند.(۲۸) آثار سهروردی تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی، عمدتاً در مجامع فلسفی سنتی ای که به معارف شرق جهان اسلام می پرداختند مطالعه می شد، تا این که در پی آثار کارا دو وو،(۲۹) ماکس هورتن(۳۰) (Horten 1912)، لویی ماسینیون،(۳۱) اتو اسپیس(۳۲) و خَتَک(۳۳) (Spies & Khatak 1935) و هلموت ریتر،(۳۴) هانری کربن، ایران شناس فرانسوی، شروع به بررسی و تصحیح شمار زیادی از آثار وی کرد. نخستین مجلد در سال ۱۹۴۵ در استانبول به چاپ رسید و حاوی مابعدالطبیعه سه اثر اصلی نخستِ سهروردی به زبان عربی بود (Suhrawardi 1993a). سپس در سال ۱۹۵۲ کربن شاهکار سهروردی، حکمه الاشراق، را به زبان عربی همراه با دو اثر کوچک وی(۳۵) تصحیح کرد (Suhrawardi 1993b; 1986; 1999a). پس از آن، کربن به نگارش تحقیق مهم خود با عنوان سهروردی و افلاطونیان ایران(۳۶) پرداخت(۳۷) (Corbin 1971؛ مقایسه کنید با Abu Rayyan 1969). در سال ۱۹۷۰ سید حسین نصر، چهارده نوشته سهروردی به زبان فارسی را (که دو مورد از آن ها منسوب به اوست)(۳۸) تصحیح کرد؛ بسیاری از این نوشته ها سبکی رمزی یا عرفانی دارند (Suhrawardi 1993c).

نظرات کاربران درباره کتاب استنفورد ۶۱ ... سهروردی

مجموعه کتابهای خوبی هستند پرداختن به سهروردی هم در این مجموعه باعث خشنودی فلسفه دوستان ایرانی است البته درباره سهروردی کتابهای بهتری هم در ایران منتشر شده
در 1 ماه پیش توسط سعید مطلق