فیدیبو نماینده قانونی نشر و تحقیقات ذکر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شراب سرخ

کتاب شراب سرخ
مجموعه اشعار عاشورايي

نسخه الکترونیک کتاب شراب سرخ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۶۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب شراب سرخ

اکنون حسین آمده، آورده صد کمند! صید کمند او چه کسی گفته که کمند؟! هر روز برگ سبز شهادت، شراب ناب از پشت پرده در کف یک مبتلا نهند‌! هاتف هماره می‌زند از غیب این ندا! با مژده‌ای که در دل ما آب کرده قند! ای تشنه سبوی شهادت صبور باش! روزی شراب سرخ به کام تو می‌نهند!

ادامه...

بخشی از کتاب شراب سرخ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

شاعر نیستم؛ به کارگیری لقب شاعر برای امثال من، تعرض به ساحت ادبیات فاخر و ادیبان شاعر است. البته به یمن الطاف ائمه ی اطهار سلام الله علیهم اجمعین، گاه از پرتو انوار حکمت هایی که استادان معرفت بیان می کنند و گاه از دقت نظر در مباحث معرفتی یا نکته سنجی از پدیده های اجتماعی و سیاسی، نکاتی در ذهن جرقه می زند، سپس شکل منظوم می گیرد و سرآغاز مرثیه ای، غزلی یا قصیده ای می شود.
اولین شعری که بر زبانم جاری شد فقط سه بیت بود. آن روز هنوز سن بلوغ را درک نکرده بودم و بیت هایی که سرودم دارای محتوا و واژه های ویژه ای نبود. اما حدود پانزده سال بعد مشاهده کردم که بیت هایی به این سه خط سروده ی من افزوده شده و در کتاب مرثیه ی پرتیراژی به چاپ رسیده است.
به هر تقدیر، از چهارده سالگی کم و بیش توفیق نوحه گری نصیبم شده بود و بی خبر از صناعت شعر، ابیاتی می سرودم. در پی پیروزی انقلاب اسلامی و سپس تحمیل جنگی طولانی به ایران اسلامی، سروده هایم به سرعت افزایش می یافت. تاسیس هیئت خانواده ی شهدا در فروردین ۱۳۶۱ و برگزاری مراسم هفتگی در منازل شهیدان و نیز برگزاری این هیئت به مناسبت های مختلف، عامل اصلی در تسریع سرودن نوحه ها و مرثیه ها و افزایش آن ها بود.
با افزایش سروده ها، نشر ذکر، مرا ترغیب به انتشار آن ها کرد. لذا برای اولین بار به محضر یکی از استادان ادبیات (دکتر میرزامحمد) رسیدم و سروده هایم را از ممیزی ادبی ایشان عبور دادم و سرانجام نخستین مجموعه ی آن ها با عنوان شمع وجود، در سال ۱۳۶۷ منتشر شد. شش سال بعد (سال ۱۳۷۳) دیگر سروده هایم در کتابی با نام بوی عود چاپ و منتشر شد.
آن چه دو کتاب یاد شده را از یکدیگر متمایز می کرد، تفاوت رخدادهای اجتماعی - سیاسی دهه ی اول با دهه ی دوم انقلاب بود. کتاب شمع وجود منعکس کننده ی حس مبارزاتی دوران ستم شاهی و متاثر از رخدادهای اجتماعی - سیاسی پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ تحمیلی بود. ولی بوی عود برگرفته از تعالیم عرفانی سید محمدعلی نجفی و متاثر از دهه ی بعد از رحلت امام خمینی و واکنشی به رویدادهای دوره ی حاکمیت اندیشه ی کارگزاران بود.
سروده های مندرج در این دو کتاب از جنبه ی صناعت شعر قوت کافی نداشت، اما با استقبال علاقه مندان چند بار نایاب شد و به چاپ مجدد رسید. البته متقاضیان شمع وجود و بوی عود را نباید از طایفه ی ادیبان محسوب کرد، بلکه آنان بیشتر علاقه مندان به نوحه و از مرثیه ی دوستان بوده اند. این دو کتاب برطرف کننده ی عطش مرثیه سرایان قصیده های مستند و سوگ نامه های سوزناک هم نبود، لیکن رویکرد اجتماعی - سیاسی و عرفانی - انقلابی سروده ها و درج گزیده هایی از بیانات امام خمینی و شهید مرتضی مطهری از ویژگی های مهمی بود که این دو مجموعه را از کتاب های سایر مرثیه سرایان متمایز می کرد.
با گذشت ۲۵ سال از انتشار شمع وجود و گذشت نزدیک به ۲۰ سال از زمان نشر بوی عود، بازنگری آن ها امری ضروری بود. علاوه بر این، حجم سروده های دوره ی اصلاح طلبی و دوره ی هشت ساله ی بعد از اصلاحات نیز با آن چه در گذشته منتشر شده برابری می کرد. لذا اشعار و مراثی گذشته بازنگری شد و با اشعار چاپ نشده تجمیع و برای چاپ در سه جلد تنظیم گردید.
شراب سرخ (کتاب پیش رو) جلد اول از این مجموعه است که به حادثه ی کربلا اختصاص یافته است. جلد دوم به جمیع معصومین علیهم السلام (به جز امام حسین و امام سجاد علیهما السلام) اختصاص دارد و به نام شراب تلخ نام گذاری شده و انشاءالله منتشر خواهد شد. آماده سازی جلد سوم نیز که شامل سایر مطالب از جمله برخی ابیات سیاسی است در گام بعدی قرار دارد.
کتاب حاضر دارای یک مدخل و ۱۶ فصل است و از فصل دوم به بعد، هر فصل از دو بخش اشعار و نوحه تشکیل شده است. برای آشنایی عزیزان با سبک نوحه های سروده شده، باید گفت که چینش نوحه ها به تناسب سبک، روش ثابتی دارد. علاوه براین، به منظور آشنایی با سبک نوحه ها از روش کدگذاری هم استفاده شده و در نظر است که لوح صوتی فشرده ای از نمونه ی سبک های به کار گرفته شده عرضه شود تا علاقه مندان برای شناخت این سبک ها با مشکل رو به رو نشوند.
در پایان ضمن ابراز تعلقات خود به مکتب عرفانی - سیاسی امام خمینی و روح ظلم ستیزی آن و استفاده ی فراوان از افاضات استاد مرحومم سید محمدعلی نجفی یزدی مفسر بزرگ عرفان مبارز امام خمینی و بهره گیری از معارف استادم سید حسین نجفی یزدی، وامداری خود را به شهیدان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به ویژه شهیدان مناطق ۱۱ و ۱۲ تهران و راویان شهید هشت سال دفاع مقدس اعلام می دارم و به این وابستگی افتخار می کنم.
هم چنین از تمام دوستانی که طی سه دهه در هیئت خانواده ی شهدای مسجد قندی زمینه ی خدمتگزاری به اهل بیت علیهم السلام را برای این بنده ی بی آبرو فراهم ساختند، ارادتمندانه تشکر می کنم. از دوستان عزیزم حاج علی ناصری و حاج امیر ستوده که مشوقان همیشگی برادر خویش بوده اند سپاسگزارم. از برادر گرامی ام جناب محمد درودیان که با قلم پژوهشی خویش مقدمه ی کتاب شمع وجود را به نگارش درآورد و از دکتر میرزامحمد که دغدغه ی مرا در حوزه ی ادبیات برطرف نمود، قدردانی می کنم. برای فرزند عزیزم دکتر مهدی مومنی که امکانات انجمن پژوهشی کادح را برای به نتیجه رسیدن کتاب پیش رو به کار گرفت، آرزوی موفقیت روزافزون دارم و نیز از دوستان ارجمندم حاج مهدی انصاری و حاج مرتضی نوروزشاد که به ترتیب در ویرایش ادبی و اوزان شعری و اعراب گذاری بزرگواری کردند، سپاسگزارم.

اللهم ارزقنا فی الدنیا زیارت الحسین علیه السلام و فی الآخره شفاعته

محسن رشید
محرم الحرام ۱۴۳۵ آبان ۱۳۹۲

مطلع السّر

(مدخل کتاب شراب سرخ)

آنان که از این گونه عشق به لقاءالله و شهادت و بارقه های باطنی و جلوه های روحی که از ثمراتشان این گونه عشق است، غافل هستند و تا آخر عمر چون منِ قلم شکسته اسیر گره های طبیعت و دام های شیطانی می باشند، دستشان از قلّه بلند این تحوّلات معجزه آسای الهی کوتاه است.

امام خمینی۲۱ بهمن۱۳۶۱، صحیفه ی امام، جلد ۱۷، چاپ اول، ص ۳۰۳

مطلع السّر

کنز مخفی بود۱ در ستر و حجاب
خواست بر دارد ز روی خود نقاب

عشوه ای بنماید و با دلبری
چهره آراید به صد افسون گری

پرده ها را یک به یک بالا زند
مژده ی قَوسَین اَو اَدنی دهد۲

گوشه ابرویی، جمالی پر عتاب
رخ نماید از پس صدها حجاب

گرچه دور است از کمین رهزنان
کی کند از دوستان رازش نهان

خوانده او خود را "جلیس الذاکرین"۳
هر کجا اُنس است می آید یقین

هر تجلی می نماید بی حجاب
خود بود در پرده های بی حساب

گشت آدم پرده دار اولین
صلب او گنجی زنور آخرین

عشوه ای کرد و ملائک در سجود
غیر از آن که عشق را لایق نبود

چون برون افتاد سِرّ دلبری
گشت پنهان در حجاب دیگری

آن حجاب دیگرش ابلیس شد
پرده داری، کو بت تَلبیس۴ شد

پرده بر روی دل آرایش گرفت
تا نهان بنماید اسرار شگفت

آن تجلی کرد از غیظ اش نهان
تا بماند دلبر او بی نشان

از جنود شب سپاهی جمع کرد
سعی بر اطفای نور شمع کرد

گه ز خشم خویش تیغی می کشید
ناخود آگه پرده ها را می درید

عشوه ی او بود و رنج پرده دار
نعره می زد پرده از رخ بر مدار

پس به دور از چشم ابلیس زبون
گشت تنها همدمِ اهل جنون
* * *
این طرف چشم انتظار و دل شده
ماه جویانی که رَهشان گم شده

تشنه کام و کاسه بر کف تا سحر
تلبیه۵گویان و تفتیده جگر

تا سحر سر برندارند از سجود
تا نماید جلوه آن دریای جود

آن که خود را خوانده رحمان و رحیم
خلق کی محروم سازد آن کریم؟!

با تجلی خلق خود سیراب کرد
گرچه با هر جلوه شان بی تاب کرد

نوح و ابراهیم و موسی و مسیح
و آن دگر سو زشت خویانی قبیح

سایه روشن بود تصویر حبیب
جلوه ای زیبا و گاهی پر مهیب

صحن رویا رویی اضداد بود
جلوه ها محدود و او آزاد بود

منجلی می کرد اسما یک به یک
مشرکان گم کرده سلطان و ملک

آشکارا بود اسرار نهان
شعله ور می بود خشم کافران

پس هراسان از جلای آفتاب
تاختند ابلیسان بی نقاب

تیرها در چلّه و خنجر به دست
بردریدند آنچه پشت پرده است

این چنین چشم انتظاری رخت بست
طایفه ی ماه جو در خون نشست
* * *
آتش نمرود و ابراهیم و دود
یا تجلای خداوند ودود

گر پیمبر (زکریا)۶ با درختی ارّه شد
حضرت قیوم حی، بی پرده شد

کیست عیسی را کشد روی صلیب۷
پرده افتد از رخ نعم الطبیب

راس یحیی در میان تشت زر۸
می دهد از عشوه ی لیلی خبر

آن یکی در آتش و آن روی دار
نوری از انوار زیبای نگار

تیغ ها برّان و مالامال خون
و آن طرف شیدایی و رقص جنون

چون حجاب نور با خون در تنید
پرده ی انوار از شش سو درید

از حجاب نور بیرون آمدند
مُهر بر عهد الست خود زدند

رنگ نورانی خود را باختند
پرده از اسرار حق انداختند

پس تجلی ها همه بی رنگ شد
کارساز ابلیس بی فرهنگ شد
* * *
گشت هنگام تجلای اَتَمّ
عکس یار افتاد در مرآت غم

یوسفی زیباجمال و سبزه رو
از حرا آورده "قولوا تفلحوا"۹

در تجلی چهره ی زهرایی اش۱۰
کوثری فیاض و همره ساقی اش

کوثر و ساقی و آن عبد ودود
جلوه هایی، هر یک از جنس وجود

احمد و زهرا و حیدر هر یکی
جلوه ای بودند بر او متّکی

بار دیگر نوبت ابلیس شد
پرده برداری بدو تفویض شد

پرده دار آخرین را برنتافت
بر نمی آسود تا بر وی نتاخت

تاخت بر وی تا پریشانش کند
با خطا، تنزیه جانانش کند

آن مصفّای زلال بی نشان
خواند مجنونش! نماند زو نشان!

خواست بردارد حجاب واهمه
کوفت سیلی بر عذار فاطمه

ریسمان بر بازوی حیدر ببست
تا نماند غیر ذاتش هیچ هست

داد جام زهر در دست حسن
کی در این جا حُسن او گیرد وطن

پس شکست و ریخت بر هم آینه
گویی احمد را نزاده آمنه
* * *
نوبت سلطان عشّاقان رسید
آن که شرح عشق او نتوان شنید

پس رسید آن سلسله جنبان عشق
در مقابل نیزه داران دمشق

بانگ زد ابلیس بر اطرافیان
تا به کی خاموش ای اشرافیان!

پرده پوشان! پرده ها افتاده است!
یک حسین و یک بیابان باده است!

دسته دسته تشنه کامان عدم
می طلب بنموده از پیر حرم

تشنه کام حسرت یک جرعه اند
جملگی در انتظار قرعه اند

پیر این جا می فروشی می کند
با خماران ساقدوشی می کند

محفل عرش است و نازل کرده او
فاش بنموده است اسرار مگو

چون برون انداخته از پرده راز
می کشیم او را به هنگام نماز

خیمه گاهش را به آتش می کشیم
تشنه لب در جَنب آبش می کشیم

می بریم آن راس زیبا از قفا
می زنیم آتش به جان مصطفی۱۱

عشق و آتش می کند همزیستی
تا در این بوته بدانی کیستی!
* * *

نظرات کاربران درباره کتاب شراب سرخ