فیدیبو نماینده قانونی فیدیبو و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب هنر سوگواری

نسخه الکترونیک کتاب هنر سوگواری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب هنر سوگواری

برگزاری مراسم و آیین‌های عاشورایی در بسیاری از شهرهای ایران،‌ قدمتی چند صد ساله و گاه چند هزار ساله دارد. مراسمی که گاه با آیین‌های پیش از اسلام ممزوج شده و کم‌کم رنگ و بوی حسینی گرفته است.
مردمان سراسر نقاط ایران و برخی دیگر از نقاط جهان،‌ فارغ از دوران تاریخی که در آن زندگی می‌کرده‌اند،‌ به شیوه‌ها و اشکال گوناگون،‌ واقعه عاشورا و شهادت امام سوم شیعیان را گرامی داشته‌اند.
این رسوم که بر پایه سوگواری بنا شده است،‌ از ویژگی‌های شاخصی برخوردار است که هنر یکی از مهمترین آنهاست. هر شهر و هر دیاری تلاش می‌کند تا با استفاده از هنرهای مختلف و مردمی،‌ مراسمی پرشورتر برگزار کند.
نقش پر رنگ موسیقی،‌ تئاتر (شبیه خوانی)،‌ نقاشی،‌ شعر و ادبیات،‌ هنر آشپزی و .. نشان از ذوق و سلیقه ایرانیان در برگزاری این مراسم دارد.
در کتاب «هنر سوگواری» با گوشه‌هایی جذاب و دیدنی از آیین‌های مختلف محرم در ایران آشنا می‌شویم.
در این کتاب از منابع معتبر و عکسهای بسیاری استفاده شده که می‌تواند چشم هر خواننده‌ای را به خود جلب کند.

ادامه...
  • ناشر فیدیبو
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.34 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب هنر سوگواری

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

مردم اردبیل به مانند سایر مناطق و فرهنگ های مختلف کشور، دارای آداب ورسوم و سنن خاصی در برگزاری مراسم عزاداری و سوگواری بوده، اما برخی از این مراسمات از جمله طشت گذاری، شمع گردانی، برپایی دستجات شش گانه و… نه تنها در کشور بلکه در سراسر دنیا بی نظیر و متعلق به منطقه اردبیل است و همیشه در بررسی آیین های عاشورایی مورد مطالعه قرارگرفته است. چنانچه مراسم ماه محرم در اردبیل را سرشار از نشانه ها و نمادها کرده است.



آغاز آیین عزاداری ماه محرم در استان اردبیل، بویژه مرکز استان، هم زمان با ۲۷ ذیحجه و با مراسم طشت گذاری در اردبیل برگزار می شود، طی این مراسم سوگواران پس از مدیحه سرایی و عزاداری طشت هایی را به یاد تشنه کامی شهیدان کربلا پر از آب کرده و با زیارت کردن این طشت ها آب آن را به عنوان تبرک بر سر و صورت خود می ریزند.
در روزهای دوم تا هشتم ماه محرم نیز محلات شش گانه اردبیل طبق سنت دیرین به ترتیب با حضور در بازار تاریخی مسجد جامع اردبیل عزاداری می کنند. هیئت محله “اونچی میدان” عالی قاپو، سرچشمه، پیرعبدالملک، اوچدوکان و طوی به عنوان محلات ششگانه اردبیل شناخته می شوند.
در دل این تربیت یومیه و نیز مراسمات مختلف عزاداری، برخی از آیین ها نیز وجود دارند که در طول تاریخ همواره بر سینه نسل های یک منطقه، قوم و بین یک جمعیت مشخص و با فرهنگ خاص نشر یافته و منتقل شده است. آئین “شمع گردانی” یکی از این آیین ها است که در اردبیل تجلی و به نمادی از عشق و ارادت مبدل شده است.
این آئین هم زمان با تاسوعای حسینی روز اقتدا به علمدار نینوا برگزار شده و مردم استان اردبیل با اجرای آئین سنتی و منحصر شمع گردانی، عشق و ارادت به علمدار کربلا حضرت ابوالفضل (ع) را نشان می دهند.
در روز تاسوعا دستجات عزاداری اقدام به شمع گردانی می کنند که با برگزاری این مراسم سنتی، عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت در این روز به نقطه اوج خود می رسد.
در این آئین که از صبح تاسوعا در شهرها و نقاط مختلف استان اردبیل آغاز شده و تا غروب ادامه می یابد، عزاداران با دسته های شمع به مساجد مختلف محلات رفته و با روشن کردن شمع که در حقیقت نذری آنها محسوب می شود، عشق و ارادت خود را به حضرت ابوالفضل (ع) نشان می دهند.
این آئین سنتی بیش از هزار سال در اردبیل قدمت دارد و این مراسم در زبان ترکی و محلی به نام «شمع پایلاما” معروف بوده و عزاداران حسینی بعد از هشت روز عزاداری در مساجد و خیابانها و محلات اردبیل در روزی که منتسب به علمدار رشید کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) است اقدام به روشن کردن شمع می کنند و در سوگ آن علمدار رشید بر سر و سینه می زنند.
در تاسوعای حسینی همه دسته های عزاداری شامل محلات شش گانه، شعبات آن و مردم عزادار به بازار می آیند و ضمن عزاداری آیین شمع گردانی را نیز با شکوه خاص و هرچه تمام تر برگزار می کنند.
این مراسم نه تنها در اردبیل بلکه در سایر شهرها و امامزاده ها با حضور دسته ها و گروه های عزاداری با حال و هوای خاص بویژه در شکل و محتوای باشکوه برگزار می شود و نظیر آن را می توان در امامزاده سلیمان فخرآباد مشگین شهر، سید دانیال خلخال، مسجد غریب بیله سوار و دیگر اماکن مذهبی و مورد احترام مردم استان عنوان کرد.
زنان نیز در روز تاسوعا با حضور در مساجد و شرکت در مراسم شمع روشن کردن ارادت خود را به شهیدان کربلا ابراز می دارند و با حضور در سقّاخانه اردبیل اقدام به ادای نذر کرده و با روشن کردن شمع و گره بستن تکه پارچه ای خواستار برآورده شدن حاجات خود می شوند.
آیین شمع گردانی در بین بانوان استان اردبیل از حال و هوای خاص برخوردار می باشد، به طوری که بانوان در حالی که چادر و لباس سیاه بر تن کرده اند در سقاخانه ابوالفضل العباس (ع) اردبیل جمع شده و ضمن سر دادن ندای عزاداری به شکل خاص با روشن کردن شمع و گره زدن تکه پارچه هایی خواستار برآورده شدن حاجات خود و خانواده می شوند.

تاریخچه و علت برگزاری آیین تشت گذاری(۴)



آیین تشت گذاری یکی از قدیمی ترین سنتها و مناسک ایرانی است که جمع کثیری از مردم آذری زبان ایران، با این آیین به پیشواز عزاداریهای محرم می روند؛ آیینی که به وسعت فرات و آب و به یاد لبان تشنه امام حسین (ع) و یاران باوفایش است.
به گزارش مشرق به نقل از مهر، به نظر می رسد این سنت، با الهام از اقدام سالار شهیدان و یادآور رفتار جوانمردانه امام حسین (ع) است؛ بر اساس روایتها عزاداران در روز ۲۷ ذیحجه آب مشکها را در تشتها ریخته و لشکر حر و اسبان سپاه او را سیراب می کنند.
واقعه کربلا و بسته شدن فرات به روی امام حسین (ع) و یارانشان و ایثارگریهای سقای کربلا برای رساندن آب به تشنگان و حماسه آفرینی یارانی که با لبانی تشنه، شهد شهادت را نوشیدند، به یقین قداست و جایگاه والای آب را در فرهنگ شیعیان و به خصوص ایرانیان که از دیرباز نیز از جایگاه خاص و معنوی برخوردار بوده، عمق و وسعت بسیاری بخشیده است تا جایی که انعکاس این امر را در فرهنگ مردم و به خصوص در شکل گیری آداب و رسوم و آیینها شاهد هستیم.
در کتاب "فرهنگ عاشورا" اثر جواد محدثی، در توضیح این سنت آمده است: مراسم تشت گذاری، مراسمی است سنتی که در عزاداری ایام عاشورا و عمدتاً در شهرستان اردبیل برگزار می شود و تشتهای آب را که رمزی از فرات می باشد در مساجد و حسینیه ها می آورند و این سنت به تاسی از اقدام سالار شهیدان و یادآور رفتار جوانمردانه امام حسین (ع) در مقابل سپاه حر می باشد که به روایتی آن حضرت، در روز ۲۷ ذیحجه ، آب مشکها را در تشتها ریخته و تمام لشکر حر و اسبان آنها را سیراب کردند.
آیین تشت گذاری در استانهای آذری زبان، از ریشه دارترین آیین های ماه محرم است که در روزهای پایان ماه ذی الحجه برگزار می شود و در حقیقت، برگزاری این آیین، آماده شدن حسینیان برای برگزاری مراسم سوگواری سید و سالار شهیدان را نوید می دهد.

علت برگزاری مراسم تشت گذاری



در ارتباط با علت و دلیل برگزاری مراسم تشت گذاری نظرات و احتمالات مختلفی وجود دارد؛ عده ای اعتقاد بر این دارند که با انجام این مراسم، اهمیت آب و جایگاه آن در حادثه کربلا مورد توجه قرار می گیرد.
برخی از مورخان با توجه به مسیر حرکت کاروان حضرت حسین بن علی (ع) از مکه به سمت کربلا می گویند: براساس روایت های تاریخی، در مسیر راه کاروان کربلا قبل از رسیدن به دشت نینوا، سربازان حر بن یزید ریاحی در منطقه ای به نام "زباله" راه بر کاروان امام بسته و حرکت آن را متوقف ساخته اند.
در این محل، سالار شهیدان علیرغم کمبود آب دستور می دهند تشتها توسط آبهای موجود در مشکها پر شود که هم یاران حسین و هم سربازان حر از آن استفاده کنند و نیز احشام موجود در هر دو کاروان نیز سیراب شوند.

برگزاری آیین تشت گذاری از دوران صفویه

هرچند که مراسم تشت گذاری از دوران صفویه در اردبیل برگزار شده و قدمتی چندین ساله دارد اما در دو سه دهه اخیر برگزاری این مراسم در سایر شهرهای استان و برخی استانهای همجوار چون آذربایجان شرقی و غربی و زنجان، بناب، تالش و... نیز مورد توجه قرار گرفته است.
این مراسم که به نوعی محبت عزاداران به اهل البیت (ع) را نشان می دهد، چند سالی است که در استانهایی غیر از استانهای آذری زبان نیز مورد توجه قرار گرفته و طی دو سال اخیر در ورامین، مازندران و... نیز برگزار می شود، به طوری که امروز برای دومین سال متوالی این آیین معنوی در ورامین برگزار شد.
بعد از قرار گرفتن تشتها در سکوهای مخصوص و در میان حزن و اندوه حاضران، دعای مخصوص خوانده می شود و از آب تشت به عنوان تبرک، اکثریت حاضران و عزاداران استفاده می کنند.
بر اساس متن کامل و قدیمی دعای تشت گذاری که به صورت تلفیقی با استفاده از سه زبان فارسی، ترکی و عربی نوشته شده، می توان حدس زد آیین تشت گذاری ریشه در عصر صفویه (که امرای آن ترک زبان و شیعه بودند) داشته باشد.



آیین تشت گذاری در اردبیل

رسم "تشت گذاری" یا "تشت گردانی" از جمله مراسمی است که منسوب به شهر اردبیل، به طور خاص و مردم آذربایجان، به طور عام است؛ در این آیین، "تشت" نماد مشک سقای کربلا و آب، نماد رود و فراتی است که به روی حسین (ع) و یارانش بسته شد.
مراسم تشت گذاری در اردبیل از ۲۷ ذیحجه شروع می شود و در سی ام این ماه به پایان می رسد؛ براساس یک رسم قدیمی، شهر اردبیل به شش محله بزرگ تقسیم می شود و هر یک از محلات کوچک نیز با توجه به موقعیت جغرافیایی، تابع یکی از این محلات ششگانه می شود.
شروع تشت گذاری در سه روز مانده به محرم طوری برنامه ریزی شده است که هر روز در دو محله بزرگ این مراسم برگزار شود.
تشت هایی که در این مراسم مورد استفاده قرار می گیرند، گرد، از جنس برنز و یا مس است؛ بعد از عزاداری، ریش سفیدان و عاشقان حسین (ع) در هر محله، تشت ها را بر دوش حمل کرده و وارد مساجد می شوند؛ حاضران در مسجد به احترام به پا خواسته و در جلو آنها دسته سینه زنی با شعار "الدخیل یا ابوالفضل" سینه می زنند.
پس از آن، ریش سفیدان با دور زدن مسجد، تشت ها را در جای مخصوص خود قرار می دهند، آنگاه تشتها را از آبی که در کوزه ها بر دوششان حمل کرده اند، پر می کنند.
محل قرار گرفتن تشت در مساجد شهر اردبیل، جایگاهی ویژه است.



برخی از مورخان بر این باورند که احداث جایگاه تشت در مساجد اردبیل بعد از روی کار آمدن حکومت صفویه انجام شده است؛ محل قرار گرفتن تشت در مساجد شهر اردبیل نیز جایگاهی خاص بوده و سکوهایی که برای این منظور مورد استفاده قرار می گیرد، یکی از ویژگیهای معماری مساجد این منطقه است.
جایگاه مخصوص تشت در یکی از اضلاع دیوار مساجد به صورت "طاق نما" ایجاد می شود و در طول سال طشتها روی این سکوها قرار دارند؛ در مواردی نیز ممکن است تشتها از قبل در خانه ای که صاحب آن نذر کرده، قرار داشته باشد که در این صورت نیز دسته های عزادار به آن خانه مراجعه کرده و پس از انجام عزاداری، تشت ها را برداشته و به طرف مکان برگزاری مراسم می برند.
قدیمی ترین تشت موجود در مساجد اردبیل متعلق به مسجد «بازار چاقوسازان» است که قدمت آن به عصر «شاه عباس اول» باز می گردد؛ در داخل و لبه این تشت، نقش و نگار گیاه و ماهی حک شده و در لبه آن نیز عبارت و تاریخ "وقف نمود به حضرت عباس ۱۰۳۸" نقش بسته است.

مراسم بیل زنی

(آشنایی با آئین بیل زنی در روز عاشورا (خراسان جنوبی - منبع: همشهری آنلاین



از آیین های مذهبی بی مانند در روز عاشورا در شهرستان خوسف در استان خراسان جنوبی است.
بیل زنی، نماد عشق بی پایان شیعیان برای حضور در صحرای کربلا و تدفین پیکرهای بی جسم شهدای کربلا در زیر آفتاب سوزان دشت های عراق است.

آئین بیل زنی در روز عاشورا

بیل زنی یکی از میراث های معنوی مردم شهر خوسف است که نشان از عشق بی نهایت آنها به امام حسین (ع) دارد و این مراسم نماد حزن بی پایان مردم این دیار برای دفن جسم های آسمانی، مانده در زیر آفتاب شهدای صحرای کربلا است که هرسال در روز عاشورا و تاسوعا خود را در میان سیل عزاداران حسینی جلوه گر می کند.
بیل زنی در میان مردم خوسف نماد تدفین شهدای کربلا و یادآور تدفین پیکرهای آسمانی آنها توسط طایفه بنی اسد است که این طایفه در روز ۱۳ ماه محرم پیکرهای آسمانی شهدای کربلا را در میان حزن و اندوه به خاک سپاردند.
به هم خوردن بیل ها در روز عاشورا نماد رویارویی لشکریان کفر و لشکریان امام حسین (ع) است که جنگ لشکریان یزید علیه لشکر کوچک امام حسین (ع) و مظلومیت ایشان را نشان می دهد.
کشاورزان و مردم شهر خوسف استفاده از بیل ها را در مراسم بیل زنی نماد تبرک محصولات کشاورزی خود می دانند. کشاورزان با حضور با بیل های کشاورزی خود در این مراسم روزی حلال خود را با واسطه امام حسین (ع) و یاران فداکار ایشان از خداوند بلندمرتبه طلب می کنند.
بیل زنی نماد بصیرت مردم پس از واقعه عاشورا است و تنفر مردم را از استکبار و ظلم به نمایش می گذارد و نشان می دهد تا زمانی که ماه محرم و روز عاشورا در میان مردم زنده است بساط و بنیاد هیچ ظلم و ستمی پایدار نیست.
اجرای مراسم بیل زنی در عاشورا هر سال نشان می دهد که غم خون های به ناحق ریخته شهدای کربلا با گذشت زمان کهنه نمی شود بلکه جوشش این خون ها روی زمین برای مقابله با ظلم تا روز حکومت امام عصر (عج) پابرجا است.



مراسم بیل زنی با قدمت ۲۰۰ تا ۲۵۰ ساله خاص شهر خوسف است که در ظهر عاشورا برگزار و در این آیین عده زیادی از مردم که بیشتر آنها از کشاورزان شهر خوسف هستند در این روز در محل حسینیه این شهر جمع می شوند و سر بیل های خود را با نظم و ریتم خاصی به صورت هماهنگ به هم می زنند که سروصدای ایجاد شده تداعی کننده واقعه عاشورا است.
برای برپایی این مراسم در هر یک از هیئت های شهر خوسف، دو دسته ۱۵ نفری که در مجموع چهار دسته هستند، تشکیل می شود.
افراد بیل در دست، دایره وار در کنار هم بیل هایشان را به طرف آسمان می برند و هر فرد در حال حرکت به هوا پریده و تیغه بیل ها را به هم می زنند و همه یک صدا و با آهنگی مخصوص می گویند “حیدر علی” و هم زمان بیل ها نامنظم و با شتاب به یکدیگر می خورند.
گروه دیگری از عزاداران نیز با حمل کجاوه ای بزرگ به عنوان نخل و نمادی از تشییع پیکر مطهر امام حسین (ع) و کجاوه یا گهواره ای کوچک تر به نشانه تشییع پیکر پاک طفل شیرخوار آن حضرت، نوحه سرایی کرده و تالم و تاثر شیفتگان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را آشکار می سازند.



در مراسم مزبور نخل کوچک را که نمادی از گهواره حضرت علی اصغر (ع) است، یک نفر حمل می کند و نخل بزرگ را هشت نفر بر شانه می گذارند و حدود ۵۰ نفر تعادل آن را حفظ می کنند.
نخل کوچک جلوی نخل بزرگ و دسته های بیل زنی، سینه زنی و زنجیرزنی هم در جلوی آنها به طرف محل موسوم به قتلگاه حرکت و بیل می زنند و نخل ها را نیز مقابل میدان قتلگاه به حال دویدن می گردانند.
مراسم بیل زنی نوعی شبیه سازی از عزاداری و تلاش طایفه “بنی اسد” در صحرای کربلا است که پس از سه شبانه روز پیکر شهدا را با بیل به خاک سپردند.

آشنایی با آیین «چِلچِلا» در شهر تاریخی مجن – سمنان(۲)



شهر زیبا و پلکانی شکل مُجن که در فاصله ۳۳ کیلومتری شمال غرب شاهرود واقع است هر سال در ایام ماه محرم میزبان هزاران تن از عزاداران حسینی و گردشگران مذهبی از اقصی نقاط کشور خصوصاً تهران و گرگان است.
منطقه سمنان، مجن، چند تکیه به نام های تکیه بالا (قلعه)، پایین (مرکزی)، سادات، ملاگوهر و ذوالجناح و نیز تعدادی منبرخانه دارد که از چند روز مانده به ماه محرم غبارروبی و سیاه پوش می شود.
آیین چلچلا در شهر مجن از جمله آیین های ویژه در این منطقه است که از قدیم الایام از شب سوم ماه محرم در صحن دو تکیه بزرگ مجن تکایای بالا و پایین مقارن با غروب آفتاب انجام می شود و این آیین تا شب دهم با حضور خادمین و انبوه عزاداران ادامه می یابد.
مجن دارای چند تکیه به نام های تکیه بالا قلعه، پایین مرکزی،سادات،ملاگوهر و ذوالجناح و نیز تعدادی منبرخانه است که از چند روز مانده به ماه محرم غبار روبی و سیاه پوش می شود.
در تکیه پایین قبل از غروب آفتاب ابتدا تکیه را آب وجارو می کنند پس ازآن فضای تکیه با تعدادی جاجیم فرش شده و چهل پایه چراغ شمعدان برای برگزاری مراسم در محل می چیینند، گویا به همین دلیل است که این مراسم زیبای معنوی را چلچلا نامیده اند.
خدام تکیه مقابل چراغ ها و رو به جمعیت حاضر می ایستند و فردی که به اصطلاح متولی است ودرفرهنگ محلی ها بابای تکیه است،شروع به خواندن دعا با لحنی دل نشین می کند، نشستن زنان و دختران بر پشت بام های پلکانی اطراف تکیه بسیار دیدنی است آنها بر این باورند که هنگام غروب دعا مستجاب شده و نباید این فرصت را از دست بدهند.



تکیه پایین از فضای معنوی خاصی برخوردار است،پوششی چادری که بروی صحن تکیه و بر فراز ستون چوبی برافراشته شده نمادی از خیمه اباعبدالله... حسین (ع) است.
در این آیین پس از ذکر صلوات قسمت هایی از دعای زیارت عاشورا خوانده می شود،آنگاه برای سلامتی و فرج آقا امام زمان (عج) دعا می کنند و حضار همگی با گفتن الهی آمین پاسخ می گویند.
در همین حین مردم نذورات خود را که بیشتر شامل نان محلی و قند بوده و برای مراسم اطعام روز بعد عزاداران موردنیاز است را به تکیه آورده و بروی سفره های کرباسی قرارمی دهند و در ازای آن بسته ای کوچک از نبات را به عنوان تبرک می گیرند.
در پایان مراسم نیز جهت آمرزش اموات،شفای بیماران و رفع و دفع بلایات و قبولی نذورات،دعا و فاتحه می خوانند، سپس چراغ ها را دست به دست می بوسند و می چرخانند و برای اقامه نماز مغرب آماده می شوند.

آشنایی با آئین شمع گردانی – اردبیل(۳)



اردبیل به عنوان خواستگاه تشیع علوی، در حالی عشق و عاشقی و وابستگی کامل خود را به خاندان اباعبدالله الحسین (ع) بویژه حضرت ابوالفضل العباس (ع) به اثبات رسانده که این دلدادگی در ماه محرم و با برگزاری آئین هایی که به این منطقه تعلق دارد، به اوج خود می رسد، آئین هایی که هزاران سال قدمت داشته و حکایت از هزاران سال سرسپردگی است.
تمام این ارادت و سرسپردگی با برگزاری آئین هایی نمود پیدا می کند که صدها و هزاران سال قدمت داشته و از سینه به سینه به نسل ها منتقل می شود، آئین هایی که مختص اردبیل و مردم این دیار بوده و یا از این منطقه به سایر کشور منتقل شده است.

آشنایی با آداب و رسوم مردم استان سمنان در ماه محرم



با آغاز ماه محرم، در استان سمنان شاهد برپایی مراسم و آیین های ویژه ای هستیم که در شهرها، روستاها و مناطق مختلف این استان با حضور مردم برگزار می شود.
مردم استان سمنان در این آیین ها که به اشکال مختلف برگزار می شود عشق و ارادت خود را به حضرت اباعبدا…الحسین (ع) و یاران باوفایش نشان داده و در سوگ آنان عزاداری و نوحه سرایی می کنند.

آداب و رسوم ماه محرم در استان سمنان(۵)

در روزهای پایانی ماه ذی الحجه و هم زمان با فرا رسیدن ماه محرم اهالی نقاط مختلف شهرستان های استان سمنان مساجد، تکایا و حسینیه ها را غبارروبی کرده و در و دیوار این اماکن را سیاهپوش می کنند. به گزارش خبرنگار مهر در سمنان، در شهر شاهرود در روز ۲۷ ذی الحجه یکنفر از خدام تکیه بازار (زنجیری) شیپور تکیه را به صدا در می آورد مبنی بر اینکه محرم فرارسیده است. منبر خانه های قدیمی شهر همچون منبرخانه کربلایی عابدین که از قدیمیترین منبرخانه هاست را نیز سیاهپوش می کنند. پنجه ها وعلمها را با پارچه های مشکی و سبزرنگ پوشش داده و خود را برای عزاداری ماه محرم مهیا می کنند.
در شهر بسطام هر محله دارای یک منبرخانه یا تکیه است که زنان و مردان به سیاهپوش کردن آن مبادرت می ورزند. در اکثر منبرخانه ها، تکایا، مساجد، حسینیه ها و حتی خانه ها مراسم روضه خوانی و ذکر مصیبت امام حسین (ع) بر پا می شود.
در شهر شاهرود طی روزهای اول و دوم ماه محرم روضه حضرت مسلم، روز سوم و چهارم روضه حر بن ریاحی، روز پنجم روضه حضرت ابوالفضل، روز ششم روضه حضرت علی اکبر (ع) و حضرت قاسم (ع)، روز هفتم و هشتم روضه حضرت قاسم و حبیب بن مظاهر و در روز نهم محرم به چگونگی حوادث واقعه عاشورا می پردازند.
درشهر بیارجمند زنان و مردان همه روزه هنگام صبح به حسینیه ها و مساجد محله رفته و در مجالس روضه ماه محرم شرکت می کنند. از شب اول ماه محرم در مساجد و تکایا پس از نماز مغرب و عشاء مجالس مداحی، ذکر مصیبت و سینه زنی برپا می شود. علاوه بر آن عزاداران در اماکن ذکر شده با اطعام نذری پذیرایی می شوند. غذای نذری که شامل آبگوشت و یا برنج و گوشت است عمدتاً با همیاری اهالی هر محله تهیه شده و یا اینکه دو یا چند خانوار با همیاری مبادرت به پخت غذای نذری در ایام ماه محرم می کنند.
بسیاری از پایگاههای عزاداری همچون تکایا، حسینیه ها و مساجد دارای موقوفات هستند که از محل درآمد آنها در طول سال مخارج عزاداری ایام محرم و صفر تامین می شود. دسته روی، طوق بندان، تعزیه خوانی و نخل گردانی از جمله روشهای عزاداری درشهرستان شاهرود است.

ثبت مراسم سنگ زنی استان سمنان در فهرست آثار ملی



مراسم سنگ زنی یکی از شیوه های سنتی عزاداری ماه محرم در برخی از نقاط استان سمنان است که به شماره ۸۳ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این مراسم سنتی در استان سمنان بیش از ۲۰۰ سال قدمت دارد.
سنگ زنان در این مراسم ۲ چوب کوچک دایره ای شکل به اندازه کف دست با قطر تقریبی ۷ سانتی متر را با هدف عزاداری، همراه با آهنگ نوحه و در ۲ شیوه تک ضرب و ۳ ضرب به هم می زنند. مراسم سنتی سنگ زنی همه ساله و در ایام دهه محرم در روستای کهن آباد گرمسار، صالح آباد و دامغان، علاء (سمنان) و شهر بسطام برگزار می شود.

آیین «یا عباس، یا عباس» در روز پنجم محرم در شاهرود

مردم شاهرود نیز هر سال در روز پنجم ماه محرم آیین «یا عباس یا عباس» را به یاد جانفشانی های سردار دشت کربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع) برگزار می کنند.
این آیین طبق آداب و سنت های قدیمی همه ساله در عصر روز پنجم ماه محرم با به راه افتادن دسته های چاوش خوانی و سینه زنی با حضور انبوه عزاداران حسینی در محدوده بافت قدیمی شهر شاهرود برگزار می شود.
تکیه بازار شاهرود از بزرگ ترین تکایای این شهر که به «تکیه زنجیری» معروف است، وظیفه جمع آوری طوق ها و برگزاری دسته طوق بندان را بر عهده دارد.
در شهر شاهرود همچنین در روز ۲۷ ذی الحجه یکنفر از خدام تکیه بازار (زنجیری) شیپور تکیه را به صدا در می آورد مبنی بر اینکه محرم فرارسیده است.
منبر خانه های قدیمی شهر همچون منبرخانه کربلایی عابدین که از قدیمیترین منبرخانه هاست را نیز سیاهپوش می کنند. پنجه ها وعلمها را با پارچه های مشکی و سبزرنگ پوشش داده و خود را برای عزاداری ماه محرم مهیا می کنند.
در شهر شاهرود طی روزهای اول و دوم ماه محرم روضه حضرت مسلم، روز سوم و چهارم روضه حر بن ریاحی، روز پنجم روضه حضرت ابوالفضل، روز ششم روضه حضرت علی اکبر (ع) و حضرت قاسم (ع)، روز هفتم و هشتم روضه حضرت قاسم و حبیب بن مظاهر و در روز نهم محرم به چگونگی حوادث واقعه عاشورا می پردازند.



آیین ورود امام حسین (ع) به دشت کربلا در گرمسار

در گرمسار آیین خاصی با عنوان ورود حضرت امام حسین (ع) به دشت کربلا در روزهای اولیه ماه محرم برگزار می شود که در این برنامه شیفتگان سیدالشهدا (ع) با برتن کردن لباس عزا و در قالب دسته های مخصوص همراه با علم و کتل، در میان اشک و ناله سوگواران صحنه ورود کاروان امام حسین (ع) را به تصویر می کشند.
در شهر بسطام هر محله دارای یک منبرخانه یا تکیه است که زنان و مردان به سیاهپوش کردن آن مبادرت می ورزند. در اکثر منبرخانه ها، تکایا، مساجد، حسینیه ها و حتی خانه ها مراسم روضه خوانی و ذکر مصیبت امام حسین (ع) بر پا می شود.
درشهر بیارجمند زنان و مردان همه روزه هنگام صبح به حسینیه ها و مساجد محله رفته و در مجالس روضه ماه محرم شرکت می کنند.
از شب اول ماه محرم در مساجد و تکایا پس از نماز مغرب و عشاء مجالس مداحی، ذکر مصیبت و سینه زنی برپا می شود. علاوه بر آن عزاداران در اماکن ذکر شده با اطعام نذری پذیرایی می شوند.
غذای نذری که شامل آبگوشت و یا برنج و گوشت است عمدتاً با همیاری اهالی هر محله تهیه شده و یا اینکه دو یا چند خانوار با همیاری مبادرت به پخت غذای نذری در ایام ماه محرم می کنند.

آشنایی با تاریخچه تکیه در تهران

تاریخچه قدیمی ترین تکیه تهران

معلوم نیست که چه هنگام تاسیس جایی مختص، برای تعزیه خوانی و نمایش های مذهبی به مخیله ناصرالدین شاه افتاد. البته این کار فقط به دست شخصی چون وی امکان پذیر بود، زیرا اولین و بزرگ ترین اتفاقات دوره قاجاری به خواست وی انجام شده است. بلندترین ساختمان طهران یعنی شمس العماره، اولین راه آهن ایران (ماشین دودی)، چراغ گاز، چراغ برق و...
به هر حال به سال ۱۲۸۵ق به دستور شاه، معیرالممالک از درباریان نزدیک شاه ماموریت یافت تکیه دولت قدیمی را توسعه دهد. تکیه دولتی که به دستور حاج میرزا آقاسی صدراعظم محمدشاه تاسیس شده بود. تکیه قدیمی که نمی دانیم چه شکلی بود تخریب شد. محبس حکومتی و خانه قدیمی امیرکبیر هم به آن افزوده گشت و بنای چند ضلعی از بیرون و مدوّر از درون شکل گرفت. بنایی در نوع خود بس عظیم که از منظر هوایی چون استادیومی به نظر می آمد.
من نمی دانم آیا آن زمان در اروپا تئاتری بود که امکان حضور بیست هزار نفر را در خود داشته باشد یا خیر. ولی تکیه دولت این ظرفیت را داشت البته با استاندارد ایرانی و نشستن بر روی زمین! شاید بتوان گفت تا آن زمان بزرگ ترین تئاتر شناخته شده جهان بود!
به هر حال امکان حضور هم زمان بیست هزار نفر آن هم در شهری دویست هزار نفری اگر غلو نباشد شاهکاری است. کجای دنیا یک دهم جمعیت شهری امکان تماشای تئاتر در یک زمان را دارند؟ (حتی اکنون تالار رودکی دو هزار نفر گنجایش دارد). ساختمان تکیه در سه طبقه بنا گردید. با لژهایی مخصوص شاه و حرمسرا و اعیان و اشراف و گاه مکانی برای حضور فرنگیان مقیم دارالخلافه.
لرد کرزن که زمانی سفر دور دنیایش را آغاز کرده بود و هنوز لرد نبود، هنگامی که به ایران آمد اولین چیزی که در طهران نظرش را جلب کرد همین بنا بود:(۶)
در انتهای باغ گلستان ساختمان گردی هست که من تیرها و میله های سقف باز آن را وقتی که به تهران وارد می شدم از دور متوجه شده بودم که از بام کوتاه خانه های اطراف برتر واقع شده بوده است، این تکیه یا تماشاخانه را برای مراسم سالانه تعزیه ساخته اند. من داخل این محل شدم و نظری به اطراف انداختم. بنا به کلی خالی بود. غیر از چند جانور که به زنجیر کشیده بودند که عمل حیرت آوری در چنان ساختمان خاص بود و آن شامل محوطه عظیم گنبدوار است و صفحه سنگی مدوّری در میان تکیه است که به وسیله پله و راهی سربالا حیواناتی را که در تعزیه به کار می برند در آنجا وارد می کنند. راهی سرگشاده در پیرامون این صحنه است و بعد از پنج ردیف صندلی که در موقع روضه یا تعزیه از زنان چادری سیاه دیده می شود از میان این معابر راهروی است که تعزیه خوانها به آنجا وارد می شوند.
در یک سمت، منبر سنگی بلندی است مانند سکوی کوچکی که ملا از آنجا کار تعزیه را اداره و یا آنکه مراسم را تعریف می کند. بر بالای دو ردیف سنگی سه طبقه طاق نماست که با آجر به طرز جالبی فرش کرده اند و طاق سبکی دارد. بعضی از این حجره ها که مختص بانوان حرم است پرده سبزی دارد. اصلاً در نظر بود گنبدی هم بر آن بسازند و گفته اند شاه از آلبرت هال لندن نیک خوشش آمده بود و می خواست نظیر آن را در تهران بسازد، اما بعد معلوم شد که پایه این ساختمان سنگینی گنبد را کافی نیست.
از این رو میله ها را نصب کردند و هر وقت مراسم تعزیه برگزار می شود برای جلوگیری از تابش آفتاب بر آن روپوشی می کشند که درست همان کاری است که در آمفی تئاترهای روسی می کردند، هرگاه نمایش تا شام طولانی شود به وسیله هزاران شمع که در شمعدانهای بلورین بر دیوارها هست روشنایی فراهم می شود. یک چندی هم در آنجا نور برق به کار افتاد که بعد انصراف حاصل شد با آنکه شاید درست از عهده این کار برنیامدند.



در سال ۱۲۸۵ق معیرالممالک از درباریان نزدیک شاه ماموریت یافت تکیه دولت قدیمی را توسعه دهد
اوج فعالیت تکیه دولت در محرم است. با اینکه حدوداً سیصد تکیه دیگر در تهران از قبیل تکیه سیدنصرالدین، تکیه درخونگاه، تکیه رضاقلی خان و... بود ولی به علت وابستگی به دربار در تکیه دولت با شکوه ترین و عظیم ترین نمایشهای مذهبی اجرا می شد؛ و هزاران نفر هر روز ۲ بار، یک بار از سه ساعت به غروب مانده تا غروب و نوبت دوم از دو ساعت از شب گذشته به تماشا می نشستند. شاه گاه هر دوبار را در آن شرکت می کرد که در خاطراتش به تفصیل به آن اشاره کرده است.
ناصرالدین شاه از همه امکانات دربار از قبیل جواهرات، لباس های فاخر، غلامان دربار، لشکریان و حتی باغ وحش همایونی جهت عظمت بخشیدن به این مراسم استفاده می کرد و می توان گفت تقریباً تنها مراسمی بود که با حضور شاه و گدا بدون واسطه و آلایش ده روز ادامه می یافت. سفرا و نمایندگان و جهانگردان خارجی توضیح های زیادی از این مراسم داشته اند. به علت اینکه بسیاری از پرده های تعزیه در واقع با روح و دل و جان مردم ممزوج بود و اشک آنان را سرازیر می کرد جهانگردان و ناظرین خارجی هم از این همه احساسات به وجد و تعجب و گاه حتی با مردم در بروز احساسات همراهی می کردند.
زیباترین توضیحها در این زمینه را ارنست ارسل جهانگرد بلژیکی نوشته، آنجایی که می نویسد:(۷)
بازیگران که همه در ایفای نقش خود مهارت داشتند به روی صحنه حاضر شدند و همگی گفتاری را که می بایست بگویند در طوماری نوشته و در دست داشتند. لباس همه شان البته لباس عربی بود و هیچ دکور و صحنه سازی در کار نبود فقط روی اعلان که به بیرق نصب شده بود محل حادثه هر پرده جهت اطلاع تماشاگران می نوشتند. تئاتری که در آن شکسپیر تراژدیهای جاودانی خود را بازی می کرد، نباید با این صحنه ها فرق زیادی داشته باشد...
در پرده اول آل علی (ع) برای مشاوره دور هم جمع شدند. مذاکره نسبتاً طولانی آنان بالاخره به اینجا منتهی شد که یکی از میان آنها به همراهی افراد خانواده خود برای انجام ماموریتی اعزام شود. این جنگجوی دلاور بر اسب ترکمن که از اصطبل سلطنتی آورده بودند... سوار گردید. زن ها و پسربچه ها با لباس مبدل در تخت روان جای گرفتند. سپاهیان بعضی پیاده و بعضی بر اسبهای زیبای دربار سوار بودند و اسباب و اثاث را بر پشت شترهایی که با پارچه های رنگارنگ زینت یافته بود بار نمودند. آنگاه این دار و دسته پُر طمطراق به آهنگ موزیکال نظامی سه بار روی سکو گشتی زد و بعد از صحنه خارج شد.
... نتیجه اردوکشی تاثرانگیز بود یکی از جنگجویان که توانسته بود از چنگ دشمن جان سالم بدر برد خبر غم انگیز جنگ را با نوحه گریه آوری به طرفداران علی (ع) تعریف می نمود. زن ها با شیون و زاری به عنوان سوگ و منتهای ناامیدی به سر و روی خود کاه ـ که نشان دهنده ریگ بیابان بود می پاشیدند لحظه لحظه سخنان این ترامن [در تراژدی معروف «فدر» اثر راسین اسم حاکمی است که در پرده پنجم داستان مرگ قهرمانان را بازگو می کند] با گریه زاری تماشاگران قطع می گردید و از هر طرف تکیه، لعنت خشم آمیزی بر علیه معاویه [!] و یاران او بلند می شد.



در زمان ناصرالدین شاه، ساختمان تکیه ای در سه طبقه بنا گردید(۸)

این لعنت و نفرین توام با هق هق گریه های دلخراش و فریاد حسین! حسین! و بالاخره ناله همه جانبه «یو! یو!» بود. حتی خود بازیگر نیز اشک می ریخت کسی که بغل دست من نشسته بود با آنکه یک استاد دیرباور و شکاک بود با وجود این صادقانه و به طرز دلسوزی می گریست... به گمان من هیچ کسی در دنیا قادر نیست ناامیدی و خشم و ترحمی که قلب این جمعیت انبوه را می سوزاند توصیف کند... بدون شک چنین اندوهی ساختگی و ظاهری نبود بلکه جوشش قلب و تاثر صادقانه ملتی بود که بر شهادت امامان خود از روی ایمان اشک می ریختند،... هیچ جا حتی در «پلازا دتوروس» شهر سویل [اسپانیا] من چنین نمایش عجیبی ندیده بودم که انبوه جمعیت این چنین از خود بی خود شوند و وضع روحی شان لحظه به لحظه از یک خشم بی رحمانه به ناامیدی عمیق و از اندوه بی پایان به غضبی وحشتناک تبدیل شود.
تا روز مرگ ناصرالدین شاه مراسم با همان شیوه و هزینه های زیاد در تکیه اجرا می شد ولی با ترور شاه همه چیز و از جمله مراسم تکیه برهم ریخت. شاه جدید علائق و تفنن شاه شهید را نداشت هر چند به رسم هر ساله تعزیه برگزار می شد و شاه مظفر به لژ پدر می رفت ولی کو آن رونق سابق!
ساختمان تکیه هم به علت بی مبالاتی در ساخت اولیه و عدم نگهداری ثانویه چند بار دستخوش نشستهای پی و اصلاح طبقات شد. یعنی یک طبقه از روی آن برداشتند. اسکلت چوبی روی بنا که روی آن چادر کشیدند بر چیده شد و به دست متخصصان خارجی اسکلت آن فلزی شد. ولی با همه این مصائب این بنا به هر زحمتی نفسی می کشید و سرپا بود. دوره پهلوی دوره رخوت و تعطیلی این بنا بود. آخرین تعزیه، تعزیه قاجار بود. ساختمان مدور این بنا جای مناسبی برای جلسه عزل قاجار و نصب پهلوی تشخیص داده شد.

عین السلطنه شاهد این آخرین تعزیه بود(۹)

رباب کیخسرو مثل همان معین البکاهای (تعزیه گردان های سابق) ایام گذشته ترتیب مجلس می داد. به ما گفتند دور تخت باید بایستید. جمعی هم مثل من و مثل عربهایی که در تعزیه درست می کردند دور تخت جمع و منتظر جنگ و دعوای امام با مخالفین بودیم. عین الدوله و موثق الدوله با فرمانفرما بودند. عین الدوله پایش درد می کرد و خیلی کسل بود. همه تف و لعنت فرستادند که لازم نداشت شما حاضر شوید مخصوصاً با حال مرض و پادرد. مجدالدوله آمد. همین قدر که وضع مجلس را دید زود رفت. موثق الدوله هم فرار کرد؛ اما عین الدوله و فرمانفرما ماندند تا آخر مجلس.
بعد از پایان مجلس موسسان تغییر سلطنت، این ساختمان به علت مخالفتهای علنی رضاشاه با تعزیه و عزاداری گردشگه باد شد. تا اینکه پس از سالها استواری به سال ۱۳۲۵ شمسی به دستور نامیمون عبدالحسین هژیر خراب شد. به جای آن بنای زمخت و زشت بانک ملی شعبه بازار سر برآورد که آدم را یاد فرهنگ رسمی و خشک آلمانی می اندازد. آن کاشیهای زیبای رنگی کجا و این مرمرهای کثیف کجا. یاد تکیه دولت را زنده می کنیم با تماشای تصاویری از دوران ابهت آن.







مراسم محرم در کاشان(۱۰)



مردم کاشان مانند همه مردم ایران از آغاز ماه محرم شروع به برپایی خیمه و تکیه برای عزاداری امام سوم شیعیان می کنند.
درست مانند هر شهر از شهرهای ایران، مردم کاشان نیز برای مراسم مربوط به ماه محرم و به خصوص عاشورا و تاسوعا علاوه بر مراسم کلی، از یک سری آیین های بومی نیز استفاده می کنند.
سالیان سال است که مردم کاشان در ظهر عاشورا و هم زمان با اوج گرفتن مراسم عزاداری نخل بلند می کنند.
این نخل که به نوعی به خیمه و جهاز شتر امام اشاره دارد بر روی سر و دست مردان کاشانی قرار می گیرد و گرد یک محوطه به گردش درمی آید.
مردم کاشان بلند کردن این خیمه را از واجبات مراسم عاشورا می دانند و بر اساس یک نقل قول قدیمی در سالی که رضا خان پهلوی برپایی تکایا و هیات های مذهبی را ممنوع کرده بود، این نخل در ظهر عاشورا خودبخود سه پله از محل استقرارش پایین آمده است.
در روز تاسوعای حسینی مردم کاشان نانی به نام نان عباسعلی را در زیر نخل بعنوان نذری پخش می کنند. این نان یک نوع نان شیرمال ساده است که عموماً نذر سلامت بچه ها می شود.

آشنایی با آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم

در این ایام در کاشان سفره حضرت عباس هم پهن می شود. در این سفره ازحاضرین فقط با نان و ماست پذیرایی می شود و مانند همه مراسم دیگر این شهر به مردم گلاب تعارف می شود.
غذای سنتی روز عاشورا در کاشان گوشت لوبیا است. این غذا از گوشت گوسفندی و لوبیا سفید تهیه می شود و در آن از رب استفاده نمی شود. این غذا مانند آبگوشت در ظرف های کاسه مانند ریخته می شود و با نان خورده می شود.
در شب شام غریبان نیز مردم مانند همه شیعیان دیگر، شمع روشن می کنند و دستجمعی به خواندن اشعار و نوحه های مذهبی مشغول می شوند.

آشنایی با برخی آئین های عزاداری در استان یزد(۱۱)



قدمت نخل در آیین های ایرانی به دوره پیش از زرتشت و زمان مرگ سیاوش و مصائب میترا می رسد که برای آن، آیین نخل گردانی برگزار می شد.
اما بعد از اسلام و با شهادت امام حسین (ع)، شخصیت ایشان در میان مردم مسلمان جایگزین سیاوش و میترا شد و از آن دوران، یزدی ها کسانی بودند که آیین نخل گردانی را هر سال برای امام حسین (ع) در ایام محرم برگزار می کنند.

آشنایی با برخی آئین های عزاداری در استان یزد

بعد از اسلام، آیین نخل گردانی هر سال در شهرستان های استان یزد مانند میبد، اردکان، تفت و روستاها و آبادی های اطراف و همچنین حسینیه های مشهور، با شکوه تر از دوران گذشته برگزار می شود.
نخل امیرچخماق و تفت، دو نخل کهن سالی با حدود ۴۰۰ سال قدمت است. یزدی ها دو یا سه روز قبل از آغاز ماه محرم، آیین پرسه زنی (پیرامون چیزی گشتن) را اجرا می کنند.
در این مراسم، هیات های عزاداری از یک حسینیه، سینه زنان به حسینیه دیگر می روند و اهالی آن حسینیه را از آمدن ماه محرم خبردار می کنند و در میانه راه که عزاداران سینه زن به حسینیه های دیگر می روند، مردم نیز نذورات خود را به آن ها می دهند.
هیات پرسه زن ها خود را موظف می داند در روزی که این آیین را بجا می آورد، به دیدن خانواده هایی بروند که در سال گذشته فوت کرده اند و به آن ها تسلیت بگویند.
آیین «چاووش خوانی» نیز از دیگر آیین های یزدی ها در این ایام است. این آیین که در مناسبت های دیگر مانند رمضان نیز برگزار می شود، هم زمان با آیین «پرسه زنی» ولی با وسعتی بیشتر برگزار می شود.
در این رسم، چاووش خوان به بالای بلندی می رود و با خواندن اشعاری در رثای امام حسین (ع)، مردم را از آمدن ماه محرم آگاه می کند.
در شهرهای استان یزد پنج یا شش روز مانده به تاسوعا و عاشورای حسینی، مراسم آذین بندی نخل برگزار می شود. در این مراسم دو طرف نخل سیاه پوش می شود و در برخی مکان ها مانند میبد و اردکان ۷۲ شمشیر نماد ۷۲ تن از یاران امام حسین (ع) به نخل بسته و این نخل برای روز عاشورا آماده می شود.
آشنایی با برخی آئین های عزاداری در استان یزددر تاسوعا و عاشورا مردم با لباس های سیاه به مساجد وارد می شوند. کسانی که سید هستند شال سبز به کمر می بندند و افراد عادی شال کرم و با برهنه کردن پا، زیر تنه نخل می آیند و چاوش خوان ها شروع به مداحی می کنند و یک پرچم سیاه نیز در بالاترین نقطه ی نخل نصب می شود. سپس کسانی که زیر نخل را گرفته اند، با ذکرهای مختلف نخل را بلند می کنند.
در برخی تکیه ها، آینه ای که نماد سپر و تجلی خداوند است روی علم قرار می گیرد، گاهی نیز شمع یا چراغ دستی بر بدنه نخل می بندند و با بلند کردن تنه نخل در برخی مکان ها، سه بار و در برخی دیگر هفت بار، نخل را دور حسینیه می چرخانند.
از آنجا که نخل نماد تابوت امام حسین (ع) می باشد، در اطراف نخل، ۷۲ کنگره قرار داده می شود. در واقع، هر چیزی که روی نخل است یادآور یک روز سختی است که بر امام حسین (ع) و یارانش گذشت.
برپایی مراسم شام غریبان نیز یکی دیگر از آیین های یزدی ها در شب شهادت امام حسین (ع) است. این مراسم معمولاً در میدان امیرچخماق که نخل ۴۰۰ ساله در آن قرار دارد برگزار می شود.
این میدان در آن شب خاموش و سیاه است و مردم با روشن کردن شمع به عزاداری می پردازند حتی برخی از افراد اعتقاد دارند که در این شب باید ۴۰ حسینیه را با شمع روشن کنند.
همچنین مردم یزد در ۱۳ ماه محرم با حضور در مصلای عتیق یزد، به عزاداری و سینه زنی می پردازند.

آشنایی با آیین عزاداری مشعل گردانی (پولکه تولاماخ) – آذربایجان شرقی



منبع:خبرگزاری ایسنا

پولکه تولاماخ یا نوعی مشعل گردانی در روستای شیشوان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان عجب شیر سابقه دیرین دارد.
این مراسم را برای گرامیداشت یاد ۷۲ یار وفادار امام حسین (ع) و خورشید فروزان دشت کربلا می دانند و در شب تاسوعا اجرا می شود.



هم زمان با فرا رسیدن تاسوعای حسینی مراسم سنتی، مذهبی «پولکه»(نام نوعی توپ آتشین ساخته شده از پارچه است که آن را با سیمی می بندند و بعد از نفت اندود کردن آتش می زنند) در شبهای نزدیک به تاسوعای حسینی و شب عاشورا صدها «پولکه» آتشین در میان عزاداریهای دیگر و در فضای تاریک شب چرخانده می شود.
این مراسم بعد از نماز مغرب و عشا شروع شده و تا ساعت ۲۲ به اتمام می رسد و بعد از آن همه میهمانان و اهالی روستا در مساجد به صرف شام نذری دعوت می شوند.
هفت پرونده آذربایجان شرقی از آیین های عزاداری شهرستان های تبریز، آذرشهر، مراغه، هریس، جلفا و عجبشیر در ششمین اجلاس سراسری شورای عالی ثبت کشور با موضوع بررسی پرونده های آیین های عاشورایی، تصویب و به ثبت رسیده است که پولکه نیز یکی از این آیین ها است.
پولکه یکی از نادرترین مراسم های عزاداری در کشور است. پولکه نام نوعی توپ آتشین ساخته شده از پارچه است که آن را با سیمی بسته و پس از نفت اندود کردن، آتش می زنند و در میدان روستا می گردانند. این مراسم طبق شواهد محلی مربوط به دوران صفویه اعلام می شود.

هدف از این کار توسط عزاداران این روستا نشانه آتش گرفتن خیمه های امام حسین (ع) در شب عاشورا و همدردی آنها با امام حسین (ع) و یاران ایشان است. مشعل گردانی این منطقه، آیینی در چارچوب گرامیداشت یاد ۷۲ یار وفادار امام حسین (ع) و خورشید فروزان دشت کربلاست.

کودکان روستا در شب تاسوعا مراسمی به نام کیچیک پولکه (مشعل کوچک) و بزرگترها در شب عاشورا مراسم اصلی را با نام بویوک پولکه (مشعل بزرگ) برگزار می کنند.
این مراسم بدین گونه است که در آن یک مشعل اصلی بزرگ در مرکز میدان و در جلوی مسجد اعظم روستا روشن می شود و عزاداران به دور آن جمع می شوند مانند وقتی که به زیر علم می روند، یکی یکی به زیر این مشعل رفته و دو نفر دیگر نیز به دنبالش راه می افتند که یکی سطل آب را با خود برده و دیگری آب را از سطل بر می دارد و بر آتش گردان می ریزد تا آنها را خنک کند.
بعد از نصب شدن مشعل بزرگ در میدان روستا مشعل های کوچک نیز که مربوط به یک محله است از جلوی مسجد آن محل روشن شده و همراه عزاداران به این مکان آورده می شود و بعد عزاداران این مشعل ها را با زنجیرهای بلندی در دست، با آتش مشعل اصلی روشن کرده و بر سر عزاداران می گردانند.
بعد از آن ده ها «پولکه» آتشین در میان عزاداری های دیگر و در فضای تاریک شب چرخانده می شود و این چنین بر ظلمت این شب های اندوهیگین غلبه می شود.
این «پولکه ها» در تاریکی شب یادآور دلاور مردان صحرای کربلاست و اینجاست که اشک دلسوختگان اهل بیت را بر گونه ها جاری می گردد.



آشنایی با آیین گل مالی در روز عاشورا – لرستان

(گِل مالی، آیین چند صد ساله مردم لرستان(۱۲



مردم استان لرستان برای عرض ارادت به امام حسین (ع)، در روز عاشورا سرتاپای خود را آغشته به گِل کرده خاکی ترین آیین عاشورایی جهان را به نام  گل مالی  در استان لرستان به وجود آورده اند و این آیین چند صد ساله مردم لرستان است.
عزاداری سنتی مردم استان لرستان در ایام محرم روایت گر اوج حزن و اندوه مردمان این سرزمین است، آیین سوگواری سنتی و کهن سیدالشهدا (ع) در روز عاشورای حسینی که  در گل افتادن  است توسط پیر و جوان، زن و مرد در شهرستان خرم آباد و شهرستان های استان به نمایش گذاشته می شود به گونه ای که مردم این دیار سرتاپای خود را به نشان غم و ماتم  گِل مالی  می کنند.
 گِل مالی ، آیینی به یادگار مانده از پیشینیان قوم لـُـر است که مردم خرم آباد در مواقع مصیبت از دست دادن عزیزترین افراد انجام می دهند و شور مراسم گِل مالی در روز عاشورای حسینی و عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) دیده می شود که مردم این شهرستان از روزها قبل از عاشورا خود را برای این مراسم آماده می کنند

گِل مالی، اوج ارادت مردم لر در روز عاشورا

آیین دیرینه گِل اندازی مردم لر از اوج ارادت خالصانه شان بر خواسته است، روز قبل از عاشورا عده ای از جوانان هیئت اقدام به جمع آوری هیزم برای بر پا کردن آتش می کنند و در صبح عاشورا عزاداران حسینی که در گِل می افتند به دور آتش جمع می شوند تا از سرما حفظ شوند.

در روز تاسوعا عزاداران در مقابل خیمه ها و تکیه های شهر که از نخستین روز محرم برپا کرده اند حوضچه هایی بزرگ و کوچک با آجر درست می کنند و سپس خاک نرم و الک شده را مهیا کرده و در آن می ریزند، بطری های گلاب را بر تپه ای از خاک رس در میان حوضچه ها می چینند تا در روز عاشورا این خاک را با گلاب مخلوط کرده و گِل روز عاشورا را درست کنند. سنت های عزاداری در لرستان قدمتی بسیار طولانی برای عرض ارادت به امام حسین (ع) دارد، عزاداران حسینی صبح عاشورا و هم زمان با طلوع آفتاب در محل تجمع هر یک از دسته های برای عزاداری حضور پیدا می کنند.

سر و روی گِل اندود شده چهره عزاداران حسینی

سر و روی گل اندود شده چهره عزاداران سرور و سالار شهیدان در روز عاشورا است که همه عاشقان حضرت سرتاپای خود را با گِلی که معطر به گلاب است آغشته می کنند و دور آتش می ایستند تا گل روی لباسشان خشک شود.
بعد از خشک شدن، عزاداران با اشعاری ازجمله «این بدن از کیست که سر ندارد ـ عزیز زهرا است کفن ندارد، زاده زهراست، عزیز زینب بی کس و یاور صحت ندارد» شروع به سینه زنی می کنند.
سینه زن ها دسته دسته گرد هم می آیند، با سینه زدن دسته جات گردوغباری به آسمان بلند می شود و روی چهره همه عزاداران حسینی می نشیند که غم و ماتم از چهره یک یک عزاداران حسینی دیده می شود.

گِل مالی، آیین چند هزارساله مردم لرستان

گِل مالی یکی از آیین ها و فرهنگ مردم لرستان است که قدمت و تاریخچه چند هزارساله دارد. این آیین در بدو تاریخ و حضور بشر (حضرت آدم) زمانی که نزاع بین هابیل و قابیل رخ داد، به امر خداوند زمین را چال کرده و جسد را به خاک سپردند شروع شد. زمین همواره در فرهنگ مذهبی تالیف به پدر و آب مادر است که از تلفیق این دو، جسم درست می شود و از تلفیق آن ها نیز جسم در زمین به حیات بازمی گردد.

خاکی شدن آیینی برگرفته از بدو حضور بشر

جسم در قبر ماندگاری ندارد با خاک یکی می شود و به ریشه اول خود بازمی گردد بنابراین گل مالی فرهنگی است که از بدو حضور بشر برجای مانده به طوری که فرشته مرگ روح انسان را می گیرد و جسم را به خاک و آب برای حیاتی دیگر می سپارد.
زمانی سیاه نماد غم بود و با توجه به اینکه پارچه سیاه کم بود دُور (سیاه چادر) را می بریدن و بر روی شانه ها می بستند به این معنی که «دُور وَ شُو بُویی» یعنی عزادار باشی و گِل درست می کردند و روی شانه ها و سر که محل اندیشه انسان و زیبایی های آفرینش خداوند است می گذاشتند به این نماد که جسم ما از خاک است و به خاک برمی گردد. ریشه عزاداری در لرستان قدمت چند هزارساله دارد.

چمری زدن و مُوه خانی صدای عزاداری مردم لرستان

زمانی که اسلام وارد ایران شد مردم لرستان شیعه و ارادتمند خاندان حضرت علی (ع) و اولاد آن حضرت شدند بعد از واقعه عاشورا همه عزاداران آیین ها را جزء در عزاداری اهل بیت (ع) حرام می دانند. عزاداری مردم لرستان در سال های دورتر به گونه ای بود که تکیه و خیمه هایی بر پا می کردند و کنار آن شهادت امام حسین (ع) را روایت می کردند و در روز عاشورا گِل بر شانه ها و سر می گذاشتند و آتش که به منزله پاکی و روشنایی بر زمین است را بر پا و شروع به چمری زدن و مُوه خانی می کردند.

نگاهی به مراسم آیینی نخل گردانی(۱۳)

بررسی اجمالی این رسم عاشورایی در شهرستان طبس (گلشن)

گوستاو لوبون: توده ها فقط به توسط تصاویر فکر می کنند و به کمک تصاویر تحت تاثیر قرار می گیرند. فقط تصاویر ایشان را می رمانند و یا وسوسه می کنند و تنها تصاویر انگیزه رفتار آنها هستند. به همین دلیل است که نمایش هایی تئاتری که تصویر را در واضح ترین شکل آن ارائه می دهند، در توده ها همیشه تاثیر عظیمی بر جای می گذارند.
- مراسمی مشابه نخل گردانی که در پاکستان برگزار می گردد...

چکیده

ایران، جامعه ای سنتی است که در آن تاریخ با بسیاری از باورها و اعتقادها در آمیخته و رویدادهای تاریخی به شکل روایت های اسطوره ای بروز می کند. مسلمانان ایران هر ساله با نمایش و حمل تابوت های تمثیلی شهیدان در مراسم عزاداری ماه محرم می خواهند خاطرات رنج و مصائب شخصیت های مذهبی را بازسازی کنند. شیعیان ایران، در نمایش های آیینی و دسته های عزاداری خود در ماه محرم، صندوق هایی را به شکل ضریح یا نخل و مانند آن آراسته می کنند و به نام تابوت شهدا در گذرگاه ها و محله ها می گردانند و این آیینی است که نسل به نسل حفظ شده است. ساختن تابوت های تمثیلی شهدا پیشنیه ای بسیار دور دارد. عمومیت این مراسم و شهرت نخل در سراسر ایران از سایر رسوم و نشانه ها بیشتر است و با توجه به مشاهدات و مطالعات می توان گفت که در اغلب نقاط ایران مردم یا نخل دارند و یا آن را می شناسند. حتی وسعت حضور و اجرای این آیین، مرزهای ایران را درنوردیده و به وسعت جهان و فرهنگ مسلمانان شیعه برگزار می شود. مردم هر ناحیه نخلی در تکیه ها و حسینیه ها دارند که در عاشورا آن را می بندند و همراه اسباب دیگر عزاداری در دسته های سوگوار حرکت می دهند. با اجرای این مراسم، مردم وقایع قدسی روزگاران گذشته را در زندگی روزانه شان احیا می کنند. گویی می خواهند به حضور دوباره آن واقعه درزمان حال تحقق ببخشند. در کشور خودمان اصلی ترین مراکز برگزاری این رسم باشکوه و پررمز و راز به طور عمده در شهرها و آبادیهای اطراف کویر مرکز ایران به چشم می خورد یعنی از جنوب خراسان گرفته تا سمنان، دامغان، خمین، نواحی قم، کاشان، ابیانه، خور ویابانک، زواره، اردستان، نایین و طبس و... و در بین این مناطق، بیشترین، گسترده ترین و شاخص ترین نخلها در استان یزد، متمرکزهستند. در این مقاله ضمن بررسی سیر تاریخی و فلسفه نخل گردانی، به طور اجمالی آیین نخل گردانی در شهرستان طبس مورد پژوهش قرار گرفته است. برای این تحقیق حتی الامکان سعی شده است گزارشی تصویری نیز ارائه گردد.

مقدمه

محرم جلوه ای از استقامت اهل بیت (ع) است در برابر ظلمی که اسلام را در پشت پرده ای سیاه پنهان کرده بود و اکنون بعد از سالها مردم این دیار شیعه با تکرار سنت ها تلاش می کنند یاد آن شهدای راستین را جاودانه گردانند. صورت های تمثیلی و رمزی رفتارهای مذهبی و کاربرد اشیای نمادین درمناسک و مراسم مذهبی دارای معانی ویژه ای است که درک آنها و ارزشیابی آنها با معیارهای بیرون از حوزه تفکرات دینی بیگانه با عقاید مردم تا حدودی دشوار می نماید. آیین های نخل گردانی و تابوت گردانی در دسته های عزادار در ایام سوگواری از این دست عزاداری های سمبولیک است. گرداندن تابوت شهادت و نخل گردانی در دسته های عزا به منزله لشکریان رزمنده شهیدان اند که حضور قدرت الهی را در جمع عزاداران و پیروزی سپاه حق بر باطل و حیات جاودانه شهیدان را متجلی می کند. این آیین در حالی که به اقتدار و شکوه قدسی شهیدان اشاره دارد، حدیث قدرت خداوند و مقام والای شهید را متجلی می کند. ساختن تابوت های تمثیلی شهدا پیشنیه ای بسیار دور دارد. طبق روایات تاریخی، مردم سرزمین ماوراء النهر تا نخستین دوره های اسلامی، هر ساله در مراسم یادمان سال مرگ سیاوش، قهرمان اسطوره ای ایران ه خون پاکش به ناحق بر زمین ریخت تابوت او را می ساختند و در شهر می گرداندند. بسیاری از سیاحانی که به ایران سفر کرده اند هم جسته و گریخته از این رسم در سفرنامه هایشان یاد کرده اند. مثلاً پیترو دلاواله -که یک جهانگرد ایتالیایی است - در دوره شاه عباس اول به ایران سفر می کند و شاهد حرکت دسته های نخل گردان بوده است. در زمان صفویه و چه پس از آن، در عصر زندیان و قاجار نیز جهانگردان زیادی به ایران سفر کردند و ضمن دیدن شهرهای مختلف ایران، مطالبی هم در باره سنتهای مذهبی مردم و نخل گردانی نوشته اند. پیشینیه رسم نخل گردانی در مراسم عزاداری به دوره های پیش از صفویه می رسد. بسیاری از نویسندگان هم رسم نخل بندی و نخل گردانی را از بدعت های صفویان در ایران دانسته اند. اصولاً نخل به مفهوم درخت خرماست و در اصطلاح عامیانه به هر درخت و درختچه ای تزیینی هم نخل گویند. اما در مراسم عزاداری اصطلاح نخل به تابوت واره ای می گویند که آن را بر دوش می کشند. این وسیله اتاقکی چوبی و حجیم و به شکل مکعب مستطیل است که از چوب بستی و با یک کف بندی تشکیل شده است. الواری که در کف به کار می رود، معمولاً یک متر بالاتر از پایه های ستون ها قرار گرفته اند. دو سر هر یک از تیرها حدود یک متر از ۴ طرف کف دیواره نخل بیرون آمده و در واقع، دستگیره نخل را تشکیل می دهد. شکل ظاهری برخی نخلها جناغی شکل سروی و برخی به صورت یک جناغ قوسی شکل است. البته نخل، شباهتی به درخت خرما ندارد و تا به حال هم نخلی که به شکل درخت خرما ساخته شده باشد، دیده نشده است. معمولاً نخل را در نخستین دهه ماه محرم و اکثر اوقات دو یا سه روز پیش از تاسوعا می بندند. آراستن نخل و بستن آن یک تا چند روز طول می کشد و این زمان بستگی به کوچک و بزرگ بودن نخل و مقدار لوازم و اشیا تزیینی و بویژه نوع آذین بندی آن دارد. جالب است با اصطلاح «بابای نخل» هم آشنا شویم. بابای نخل معمولاً فردی است که برای آذین بندی نخل و بستن آن بسیارآزموده و با مهارت است و همان کسی است که در آخر مراسم، تمام زیورآلات و تزیینات نخل را در صندوقچه یا بقچه ای نزد خود تا سال آینده نگاهداری می کند. در بسیاری از روستاها کار نخل آرایی و نگهداری و مراقبت از اشیای تزیینی نخل، به یک خانواده معین اختصاص دارد. از قدیم الایام در آیین نخل داری و نخل گردانی، نوعی تقسیم کار و نقش و وظیفه و حقوق اجتماعی برای خاندان قدیمی محله های شه و یا ده برقرار بوده است. مردم هم بر طبق سنتهای پدران و نیاکان خود، وظایف مربوط به نخل بندی و نخل گردانی در هر محل را مختص خانواده های مشخصی می دانستند. از مقام و منزلت بابای نخل هم که برایتان گفته شد. روز عاشورا نخل سیاه پوش آذین بسته را بلند می کنند، با آداب خاصی می گردانند و همراه با دسته های سینه زن و زنجیرزن به گذرگاه های محله می برند. گاهی هم ب زیارتگاه یا امامزاده محله یا به محل مجلس عزاداری و روضه خوانی یا به درخانه های روحانی بزرگ یا شهر یا ده حمل می کنند. بعضی نخلها بسیار بزرگ و سنگین هستند که دهها مرد تنومند و قوی هیکل هم ممکن است بسختی آن را بر شانه های خود حمل کنند. هر دسته، راهنمایی دارد که در گذرگاه های ویژه به حاملان نخل فرمان ایست می دهد تا نوحه خوانی و استراحت کرده و احتمالاً نخل کش را هم تعویض نمایند. حتماً دیده اید که برای بلند کردن نخل، مردان جوان و تنومند به زیر نخل می روند و دستگیره های چهار جانب آن را می گیرند و «یا حسین» گویان آن را بلند می کنند و دستگیره ها را روی بالشتک های پارچه ای که بر سر شانه های خود قرار داده اند، می گذارند. تعداد نخل کشان هم بستگی به بزرگی و سنگین نخل دارد. غروب عاشورا و پس از آیین شام غریبان، نخل را به جایگاه خود در حسینیه یا میدان بر می گردانند. بابای نخل اشیا و زیورهای نفیس و گرانبهای نخل را باز می کند و در صندوقی قرار داده و به خانه خود می برد و تا محرم سال بعد، از آنها مراقبت می کند. می دانید کدام حوزه فرهنگی و جغرافیایی ایران از نظر آیین نخل گردانی اهمیت بیشتری دارد؟ در حوزه کویر با همه شهرها و آبادی هایش مراسم نخل گردانی با شور و شوق خاصی برگزار می شود. هر کدام از شهرهای کویری مراسم نخل گردانی را به زیبایی و شکوه خاصی اجرا می کنند. یزدی ها در قدیم دو نخل بسیار بزرگ داشتند که یکی از آنها را در میدان میرچخماق و نخل دیگر را در میدان مجاهدین نگهداری می کردند. هر سال در روز پنجم ماه محرم، آذین بندی نخل را آغاز و این کار ر ا در شب عاشورا به پایان می بردند. مردم هم روز عاشورا دسته دسته برای تماشای نخل و هم گرداندن آن به این دو میدان می رفتند. نخل کشان یک سردسته داشتند که به هنگام بلند کردن نخل، خبردار می گفت، جوانان نخل را برداشته و بر دوش خود قرار داده و آن را حرکت می دادند. آداب عزاداری محرم از جم پدیده های فرهنگی است که با حفظ عناصر اصول خلاقیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقلیمی جوامع مختلف آراسته شده و اگر چه دارای مضامین واحدی است اما به تبع حوزه های فرهنگی با نمودهای مختلفی دیده می شود. یکی از مراسمهای عزاداری که با وسعت زیادی در نقاط مختلف ایران و با تاثیر از شرایط فرهنگی و اقلیمی خاص آن مناطق، به اجرا درمی آید، مراسم «نخل برداری» یا «نخل گردانی» است که با مفهوم تشییع پیکر مقدس سید الشهدا (ع) در روز عاشورا برپا می شود.
به نظر می رسد عمومیت این مراسم و شهرت نخل در سراسر ایران از سایر رسوم و نشانه ها بیشتر است و با توجه به شاهدات و مطالعات می توان گفت که در اغلب نقاط ایران مردم یا نخل دارند و یا آن را می شناسند. از سال ۱۳۱۳ تا ۱۳۲۰ شمسی که رضاخان مخالفت خود را با این مراسم آشکار کرد، مردم ایران به صورت پنهانی و در خانه ها مراسم سوگواری را انجام می دادند و تحت هیچ شرایطی از این فعالیت عظیم مذهبی دست برنداشتند.
بنابراین، فلسفه پیدایی چنین صورتهای مثالی و شبیه ها و تابوت واره ها در رفتارهای آیینی عبادی مردم هر جامعه را باید در فرهنگ دینی همان جامعه و درنظام اعتقادی مردم آن درگذشته های دور و در تاریخ اسطوره ای و فرهنگهای درآمیخته آن مردم جست وجو کرد. ازطرفی دیگر مراسم و مناسک محرم بویژه عاشورا و تاسوعا و ده روزه اول محرم علاوه بر اینکه جنبه مذهبی برای مردم این سرزمین داشته باشد، ریشه در باورهای اسطوره ای و آرمانی آنهادارد و حتی بسیاری از افرادی که چندان پایبند به آداب و سنن مذهبی نیستند، برای این ایام ومراسم و رسومات آن ارزش فراوانی قائلند و بدان پایبندند. سوال اصلی این است که این رسم ورسومات از کجا و کی درمیان شیعیان جهان و البته ایران رواج و رونق یافته؟ این علم و بیرق و علامت ها نماد و نشانه چیست؟ ریشه در کدام باور و حادثه تاریخی مان دارند؟ و چگونه با گذشت ایام دستخوش تغییر و تحولات شده اند و تا به شکل امروزی درآمده اند؟ برای یافتن پاسخ سوالات فوق باید پیش از هر بحث و عنوان موضوعی به سابقه و سلیقه و پیشینه تاریخی واسطوره ای این رسم و رسومات پرداخت.

نخل گردانی در سایر کشورهای جهان

مراسم نخل گردانی به شیوه های خاص خود در میان مسلمانان دیگر کشورها هم رایج است.
مثلاً در کشور عراق، شهر نجف این مراسم هر ساله در ۲۱ رمضان، روز سالگرد شهادت حضرت علی (ع) برگزار می شود. مسلمانان اندونزی و ویژه آنهایی که در جزیره سوماترا ساکن هستند، در روز دهم ماه محرم یک تابوت تمثیلی از امام حسین (ع) می سازند و آن را در سراسر شهرمی گردانند. آن ها براساس سنت های قدیمی مربوط به عزاداری، مراسم عزاداری امام حسین (ع) رابا شور و شوق برگزار می کنند.
حتی مسیحیان نیز این مراسم را به شکلهای گوناگون برگزار می کرده اند. آن ها هم ساله و ازدیرباز، در روز یکشنبه نخل، یعنی یکشنبه پیش از عید فصح مراسم نخل گردانی داشته اند. این مراسم به یاد ورود پیروزمندانه حضرت مسیح و جمعی از پیروانش به بیت المقدس برپا می شده است. البته در این روزگار، بین مسیحیان سوریه آیین زیتون گردانی مرسوم است. یک درخت بزرگ زیتون به کلیسا می برند، باآداب خاصی ترکش می کنند. بعد هر کس پسر بچه خود را روی درخت متبرک می نشاند و او را با فریاد شادی دور کلیسا می گردانند. مردم برای تبرک وشگون شاخه هایی از این درختان را می کنند و به خانه می برند. در هر صورت، نخل گردانی درمیان شیعیان آیینی است مقدس و بسیار کهن که مخصوص ماه محرم و بویژه دهه عاشوراست. مردم هر ناحیه نخلی در تکیه ها و حسینیه ها دارند که در عاشورا آن را می بندند و همراه اسباب دیگر عزاداری در دسته های سوگوار حرکت می دهند. با اجرای این مراسم، مردم وقایع قدسی روزگاران گذشته را در زندگی روزانه شان احیا می کنند. گویی می خواهند به حضوردوباره آن واقعه درزمان حال تحقق ببخشند.
حتی وسعت حضور و اجرای این آیین، مرزهای ایران را درنوردیده و به وسعت جهان و فرهنگ مسلمانان شیعه برگزار می شود. به عنوان نمونه در کشورهایی همچون جزایر کارائیب، پاکستان و در هندوستان به شکل «تعزیره» نموده اند.



مراسمی مشابه نخل گردانی که در پاکستان برگزار می گردد

«تعزیره» تا حدودی شبیه نخل کشور ماست که آن را به زیباترین شکل تزئین می کنند و در شهرها می گردانند و مردم به دنبال آن به عزاداری می پردازند و در نهایت در ظهر عاشورا این تعزیرها را به دریا و رودخانه می اندازند و اعتقاد دارند زمانی که آنها بر اثر برخورد با آب متلاشی می شوند، روح امام حسین (ع) به آسمان صعود می کند. در کشور خودمان اصلی ترین مراکز برگزاری این رسم باشکوه و پررمز و راز به طور عمده در شهرها و آبادیهای اطراف کویر مرکز ایران به چشم می خورد یعنی از جنوب خراسان گرفته تا سمنان، دامغان، خمین، نواحی قم، کاشان، ابیانه، خور و بیابانک، زواره، اردستان، نایین و... و دربین این مناطق، بیشترین، گسترده ترین و شاخص ترین نخلها در استان یزد، متمرکز هستند به گونه ای که می توان گفت، هیچ آبادی نیست که یک یا چند نخل امام حسین (ع) در آن یافت نشود.
مراسم نخل برداری از ویژگی های منحصر به فرد مراسم محرم و عزاداری در یزد محسوب می شود که با همکاری و همیاری گوناگون اهالی در تمام مراحل مراسم، از کمک مالی و تهیه چوب و دیگر وسایل آن گرفته تا کمک در تزئین و علمَ کردن آن و حمل آن در روز عاشورا و... برگزار می شود و جالب اینکه در برخی موارد، زرتشتیان یزد نیز در ساختن نخلها، همیاری و همکاری دارند زیرا آنها نسبت به حضرت سیدالشهدا (ع) احترام و ارادت خاصی قائل هستند. در گذشته مراسم آذین بندی و آماده کردن نخلها برای ایام عزاداری ماه محرم با یک فراخوان، بسیج همگانی اهل محل و یا آبادی صورت می گرفت. رسم سنتی بر این شکل بود که وقتی می خواستند نخلها را برای انجام مراسم محرم و عاشورای حسینی آماده کنند، چند روز پیش از فرارسیدن محرم، آیین هایی برای گردآوری کمکهای گوناگون از مردم انجام می شد و مردم نیز از یک تکه ریسمان گرفته تا پارچه های الوان، چراغ ها، آیینه ها، خنجرها، دشنه ها، پیاله زنگوله ها، سپرها و دیگر زیورآلات را برای آذین بندی هرچه باشکوه تر نخل به میدانهای محل تحویل می دادند. حتی در برخی موارد درختانی به این منظور وقف می شدند تا در زمان کهنسالی درخت از چوب آن برای مر مت نخل استفاده شود!
محسن خرمشاهی، یکی از کارشناسان فرهنگی و پژوهشگر ادبیات شفاهی و فرهنگ عامه دراین زمینه معتقد است: نخل یک سازه چوبی است که قسمت جلو و عقب آن از قطعات کوچک چوب به شکل نخلی بزرگ و شبکه شبکه ساخته شده و وسط آن با چوب اسکلت بندی شده است و برای پایه های آن، چهار قطعه چوب به صورت عمودی در چهار طرف و برای بلند کردن آن چند قطعه چوب به صورت افقی تعبیه شده است به طوری که برای بستن آن، تعدادی از خدام حسینیه از صبح هشتم محرم دست به کار می شوند و آنها بر روی پارچه مشکی و در جلو و عقب آن، خنجر، آیینه های بزرگ و نیز یک سازه چوبی به شکل سرو در جلو و عقب نصب می کنند و این کار تا ظهر روز نهم محرم (تاسوعا) ادامه می یابد. وی می افزاید: مردم و عزاداران هر کدام از عناصر به کار برده شده در نخل را نمادی از یک حادثه و متعلق به شخص خاصی در حادثه کربلا می دانند.
ایشان معتقد است: چوب نخل به عنوان جنازه سیدالشهدا، سیاهپوش کردن به عنوان پارچه سیاه روی جنازه، شمشیر و نیزه ها به علامت تیر و نیزه های وارد شده بر بدن امام حسین (ع)، سرو نخل به عنوان قد و قامت علی اکبر (ع)، آیینه به عنوان نور وجود مبارک امام حسین (ع)، علم هایی که بر نخل بسته می شود به عنوان علمدار امام حسین (ع)، پارچه های زینتی که بر نخل می بندند به عنوان حجله حضرت قاسم (ع)، زنگ هایی که در قدیم بر آن می بستند به عنوان زنگ کاروان امام حسین (ع)، عزادارانی که نخل را بر می دارند به عنوان تشییع کنندگان و برای مردم شناخته شده است.
هر چند امروز نخلهایی با این وسعت تزئین کمتر دیده می شود و تنها به سیاه پوش کردن وتزئینات ساده بسنده می شود اما بازهم نخل بندی و نخل گردانی، آیینی باشکوه است که با عظمت خاصی برگزار می شود و از جمله آیین هایی است که کمتر به فراموشی سپرده شده و ازهمه مهم تر اینکه کمتر دچار تحریف شده است.
نخل ها پس از آذین بندی بسیار سنگین تر از آنچه هستند می شوند و وزن برخی نخلها نظیرنخل میدان امیرچخماق یزد که از جمله نخلهای بزرگ استان یزد به شمار می رود یا نخل تفت به چندین تن می رسد و برای نخل گردانی نیاز به حضور و همکاری شاید صد مرد قوی هیکل است.



مراسم نخل گردانی با شور و ارادت خاصی در شهرهای استان یزد برگزار می شود

بزرگ ترین نخل استان یزد هم اکنون در شهرستان تفت قرار دارد و هر سال در روز عاشوراجمعیتی میلیونی دراین مراسم شرکت می کنند و صدها نفر مردم این نماد عظیم را بر دوش می کشند و گرد میدان نخل به حرکت در می آورند.
علاوه بر ارداتمندان استان یزد به مراسم عزاداری امام حسین (ع) بسیاری از توریستهای کشورهای خارجی و حتی مردم سایر نقاط کشورمان برنامه سفر خود را به نحوی تنظیم می کنند که در روز عاشورا در استان یزد باشند زیرا مراسم نخل گردانی را یکی از پرشورترین مراسم عزاداری امام حسین (ع) می دانند.
البته این مراسم در شهرستانهایی نظیر تفت، طبس، مهریز و یزد بسیار ویژه با شکوه خاصی نسبت به سایر شهرستان ها برگزار می شود و جمعیت بسیاری حتی از مرکز استان برای تماشای این مراسم به تفت و مهریز می روند.
این فرهنگ و باور مردم استان یزد همچنین مراسم ویژه عزاداری به عنوان یکی از فرهنگهای ملی در فهرست آثار معنوی سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده است. نخل برداری در اکثر نقاط استان یزد بعد از نماز ظهر عاشورا و در واقع در عصر عاشورا انجام می شود زیرا نخل برداری به نوعی مراسم نمادین تشییع پیکر مبارک امام حسین (ع) است و بعد از زمان شهادت ایشان صورت می گیرد.
ازآنجا که در واقعه کربلا پیکرامام حسین (ع) تشییع نشد و دشمنان اسلام و قرآن، پیکرمبارک این امام بزرگوار را با بی حرمتی در شهرهای مختلف گرداندند، امروز مردم استان یزد به جبران آن روزها مراسم نمادین تشییع پیکر امام حسین (ع) را برگزار می کنند و این مراسم باشکوه و اهمیت خاصی برگزار می شود و از دیرباز برای مردم این استان از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.



نخل گردانی؛ آیینی اصیل، نمادی پرمحتوا، مراسمی با شکوه واثربخش

نخل، چوب بستی بزرگ شبیه برگ است که قبل از آغاز ایام محرم توسط بزرگان هرمنطقه آذین بندی و سیاه پوش می شود و در روز عاشورا در میان سیل جمعیت به حرکت در می آید و پس از گردش در گرداگرد میدان نخل، دوباره آرام آرام به محل خود باز می گردد. این مراسم امروز در شهرهای تفت، مهریز، یزد و سایر شهرستان های استان یزد برگزار می شود و برای برگزاری این مراسم به طور معمول هزاران نفر از نقاط مختلف استان حتی خارج از استان حضور دارند. قربانی گوسفند، دود کردن اسفند، سینه زنی، نوحه خوانی، زنجیز زنی و... از آیین های جنبی این مراسم بزرگ و سنتی است. بزرگ ترین نخل کشور هم اکنون در شهرستان مهریز قرار دارد و پس از آن مهم ترین مراسم نخل برداری در شهرهای تفت، یزد و... انجام می شود. نخل ها در طول مدت سال در مقابل حسینیه ها یا میادین شهر نگهداری می شوند و در این مراسم نیزپس از گردش و انجام آیین ویژه دوباره به محل خود باز می گردند و تا پایان ایام محرم و صفر به شکل سیاه پوش در این محل قرار دارند.
علی بلوکباشی گردآورنده و محقق سالیان سال فرهنگ و سنن ایران در کتاب پرمحتوا وجذابش-نخل گردانی - نمایش تمثیلی از جاودانگی حیات شهیدان - ساختن شبیه شهیدان وتابوتهای تمثیلی شهیدان و آیین حمل آنها را در دسته های عزا در فرهنگ ایران بسیار دور ودراز می داند و معتقد است پیشینه این مراسم و مناسک به دورترین ایام دوران اساطیری وتاریخی میهنمان بازمی گردد. نمونه برجسته و معتبر آن آیین سوگواری سالانه مرگ سیاوش وحمل و گرداندن تابوت است. بنابرروایتهای تاریخی، مردم فرارود (ماوراء النهر) تا نخستین سده های اسلامی، هر ساله درمراسم یادمان سال مرگ سیاوش، قهرمان اسطوره ای ایران که خون پاکش به ناحق بر زمین ریخت، شبیه او را می ساختند و در معماری یا محملی می گذاشتند و برسرزنان و سینه کوبان و نوحه خوانان در شهر می گرداندند. رسم -تابوت گردانی درمیان شیعیان احتمالاً هم زمان با تشکیل نخستین تجمع های شیعی در مجالس سوگ شهیدان دین و راه افتادن دسته های زائر مرقد امیرمومنان حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) رواج یافت. مطابق مدارکی که به دست آمده -شعاری یا ساز و برگی مخصوص در میان شیعیان، از اوایل سده پنجم هجری، وجود داشته است که از آن در مراسم سوگواری خود استفاده می کردند. -ابن جوزی در -المنتظم در شرح وقایع سال ۴۲۵ ق می نویسد: شیعیان محله کرخ بغداد، به هنگام رفتن به زیارت مزار امیرمومنان و سیدالشهدا و دستگاههای آرایه بندی و طلاکاری شده ای به نام -منجنیق با خود حمل می کردند.
«منجنیق» نخستین و قدیم ترین تابوت واره مذهبی شیعیان مظهری از تابوت یا صندوق گور (ضریح) حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) بوده است. البته ابن جوزی معتقد است حمل این صندوق توسط شیعیان تقلیدی از آیین جوانان سنی اصفهان درحمل دستگاهی شبیه آن به وقت رفتن به زیارت قبر -مصعب بن زبیر یاد کرده است. البته منجنیق شیعیان کرخ بغداد ظاهراً چیزی شبیه نخل امروزی شیعیان ایران بوده است که آن را با انواع سلاح و اشیا و اسباب روشنایی، مانند شمشیر و سپر و خود و آینه و چراغ و پرو... می آرایند و به همراه دسته های عزاداری روزعاشورا در محله ها می گردانند. می گویند نخستین محمل آراسته به حریر و سنگهای گرانبها را -شجره الدار کنیز -ملک صالح و مادر -ملک خلیل فرمانروای مصر در ۶۴۸ ق با خود به خانه کعبه برد. از آن پس نیز هر ساله فرستادن محمل با هدیه و خلعت ازمصر به کعبه و حجره پیغمبررایج شد. -ابن بطوطه در سفرنامه اش به مراسم محمل گردانی در مصر اشاره می کند و می نویسد: -مصریان هر سال درروزی از ماه رجب مراسم و محمل گردانی ترتیب می دادند. دراین روز قضات چهارگانه به اتفاق وکیل بیت المال و محتسب و بزرگان فقها و امنای دولت وصاحب منصبان سواره به سوی باب القلعه که خانه الملک الناصر [پادشاه مصر از ۶۹۳ تا ۷۴۰ ق] است، می روند و در این جا محمل را که روی اشتری قرار دارد بیرون می آورند. امیرالحاجی که برای آن سال تعیین می شود در پیشاپیش محمل روانه می شود و گروه سقایان سوار براشتران خویش به دنبال آن و همه مردم از زن و مرد گرد می آیند و محمل را بدین سان درکوچه های قاهره و مصر می گردانند و شترداران حدی کنان و آواز خوانان از پیش و دیگران از پس حرکت می کنند.
شباهت تقریبی میان منجنیق شیعیان کرخ و نخل امروزی را -هانری رنه والمانی باستان شناس و سیاحتگر فرانسوی، با وضعی از نخل نیشابوریان در چندصدسال بعد تایید می کند. -والمانی که در نخستین دهه قرن بیستم از ایران دیدن می کرد، با مشاهده نخل اهل نیشابور که در میدان عمومی شهر نیشابور قرار داشت، آن را -یک نوع منجنیق و -مانند وسایل ژیمناستیک وصف می کند و می نویسد: -منجنیق شعار مقدسی است که در روز عاشورا آن را با پارچه های ابریشمی زینت داده و با تشریفات زیادی در محلات می گردانند. -این منجنیق نقاشی شده و ازنوارهای نازکی پوشیده شده بود و در میان آن وسایل روشنایی از قبیل لاله و غیره دیده می شد. و در ادامه می آورد که -نوعی از نخل که در روز عاشورا در کوچه و بازار می گردانند که ظاهراً این جمله آخرش از دیدار او از نیشابور نبوده است. نخستین گزارشهای جسته، گریخته که از سیاحتگران خارجی مربوط به عصر صفوی است. -پیترو ولاواله جهانگرد ایتالیایی که دوبار شاهد حرکت دسته های عزا در دوره شاه عباس اول در اصفهان بوده در شرح مراسم عزاداری در سوگ شهادت حضرت علی (ع) در ۲۱ رمضان ۱۰۲۶ به حمل تابوت اشاره کرده و می نویسد:
- دسته های عزاداری در پی شماری بیرق و علم، تابوت هایی پوشیده به مخمل سیاه را بر دوش می کشیدند و روی تابوت ها مجموعه ای از سلاح های مختلف تعرضی و تدافعی و پرهای رنگین قرارداده بودند و دورتادور آنها عده زیادی راه می رفتند و نوحه می خواندند و عده دیگر بوق و کرنا و سنج می زدند و فریادهای عجیب برمی آوردند و جست وخیز می کردند. همین نویسنده در وصف مراسم عزاداری عاشورا سال ۱۰۲۷ ق یک سال بعد می نویسد: دورادور آنها را با مخمل سیاه پوشانده بودند و روی هر تابوت یک عمامه سبز و یک شمشیر گذاشته و سلاح هایی از اطراف آن آویخته بودند. این اشیا را روی طبق هایی چند بر سر عده ای گذاشته بودند و به آهنگ سنج و نای جست وخیز می کردند و دور خود چرخ می زدند.
سند دیگری در دست است از -اولئاریوس منشی هیات نمایندگی امپراتور آلمان در ایران که مراسم عزاداری مردم اردبیل را در روز قتل امیرمومنان درسال ۱۰۴۷ و سلطنت -شاه صفی صفوی چنین توصیف می کند: ابتدا خطیبی شرحی از مقتل نامه برای حاضران خواند و پس ازآن -سه تابوت که با پارچه های سیاه رنگ پوشیده شده بودند دایره وار دور گرداندند. که احتمالاً این تابوت ها را -مظهر تابوت های حضرت علی (ع) و دو فرزند ایشان دانسته است. اوسپس از نخلی می گوید که -برآن چهار قبضه شمشیر فرو کرده بودند که به سبب فراوانی اشیای زینتی دیدن آنها دشوار می نمود. در ادامه می آورد: -چند نفر دیگر بر سر خود جعبه ای حمل می کردند. این جعبه را با دسته ای از [پر ] پرندگان، نوارهای رنگین، گل و سایر چیزها آرایش کرده و درون آن گویا قرآنی گشوده قرارداده بودند. افرادی که جعبه را بر سر داشتند همراه نوای موسیقی محزون سنج، نی لبک و طبل نظامی می پریدند و می جهیدند. -چند گروه ازجوانان با در دست داشتن چوبدستی های بلند در دایره های جداگانه ای به اطراف می پریدند و درحالی که شانه های یکدیگر را گرفته بودند یکی از آن ها می خواند -حیدر، حیدر، حسن، حسین و دیگران با او این کلمات را دم می گرفتند. با این مراسم جمعیت دوباره به شهرمی رفتند.
از دیگر جهانگردانی که اتفاقاً در روز عاشورای ۱۰۷۸ ق در میدان نقش جهان اصفهان حضور داشته تاورنیه است که می نویسد:-دوازده دسته از دوازده محله اصفهان با علم وکتل وعماری و ساز وبرگ های مخصوص عزاداری به میدان نقش جهان آمدند. هر دسته -یک عماری داشت که هشت تا ده نفر آن را حمل می کردند. چوب عماری به انواع گل و بوته نقاشی شده در هر عماری تابوتی گذارده، روی آن رابا پارچه زری پوشانده بودند؟ در جلوی هر دسته یک یدک (کتل: اسب جنیب) را می کشیدند، کتل ها را با زین و یراق آراسته و به آنها تیر و کمان و شمشیر و خنجر آویخته بودند. در یک صد گامی جایگاه شاه یدک کشان اسب ها را به تاخت وامی داشتند و دسته با عماری دنبال آن ها می دویدند. درواقع این اسبها مظهر همان اسبانی بودند که شهیدان بر آنها سوار شده بودند و به جنگ می رفتند.
اسناد و مدارکی که از دوران زندیه و قاجاریه در دست است به دلیل نزدیکی آنها به سده های معاصر متقن تر و پرشمارند. در این دوره سیاحان بی شماری به ایران سفر کرده وازشهرهای آن دیدن کرده اند. ویلیام فرانکلین خاورشناس وافسرارتش انگلیس که در اواخر دوره زندیه از کلکته به ایران آمده بود، از آیین سوگواری مردم درماه محرم درشیراز گزارشی چنین می دهد -در روز عاشورا تابوت های شهدا را که با خون آغشته بود، می آوردند. روی تابوت ها، شمشیرها وعمامه های شهیدان را که باپرهای -حواصیل تزیین شده بود، گذاشته بودند. که پس از اتمام مراسم، این تابوت ها را با تشریفاتی خاص به خاک می سپردند. رسم به خاک سپردن تابوت تمثیلی شهیدان یا درآب افکندن آنها درمیان شیعیان هند و هندیان معمول بوده و هنوز هم معمول است. البته -علی بلوکباشی درکتابش درصفحه ۱۰۰ اشاره می کند که این تنها سیاحی است که چنین رسمی را درایران دیده است که احتمالاً آن را تحت تاثیر فرهنگ هندوی نوشته است. جیمز موریه درسفرهایش به ایران دوبار مراسم عزاداری عاشورا را دیده و از آن ذکر کرده است. او که در زمان فتحعلی شاه برای نخستین بار به ایران آمده است درشرح مراسمی که دیده است پس از ذکر و وصف چگونگی مراسم عاشورا به یک محمل شبیه تابوت یا ضریح مزین به گوهر و سنگهای گرانبها اشاره می کند و (به احتمال زیاد تمثیلی ازضریح امام حسین (ع) بوده است) می نویسد - هشت تن مرد این ضریح را که اطرافش با شالهای کشمیری پوشیده شده بود روی شانه هایشان در دسته های عزای روز عاشورا حمل می کردند. بر نوک سرضریح دستاری قرار داشت که مظهر عمامه پیغمبر و احتمالاً عمامه امام حسین (ع) بود. ازدیگر سیاحان این دوره، هاینریش بروگش آلمانی است که در زمان ناصرالدین شاه از مراسم عزاداری که -درمیان باغ کاخ ونزدیک اتاقی که شاه برای تماشای تعزیه درآن می نشست می نویسد: -مهمانان درون چادر بزرگی نشسته بودند ومراسم را تماشا می کردند. درآغاز مردان قوی هیکلی علامات و علم هایی را به میدان می آوردند. بعدازاین هشت نفر وارد میدان شدند که یک چارچوبی را بر دوش حمل می کردند و روی این چارچوب چیزی شبیه قبر درست کرده بودند وبه ما توضیح که سمبل قبر پیغمبر اکرم اسلام است. روی قبر چندین طاق شال کشمیر کشیده بودند و چند شمع کافوری نیز روی آن دریک شمعدانی می سوخت. در دوطرف این قبر نیز دو نفر دیگر با علم و کتل حرکت می کردند.

انواع شکل های ظاهری تابوت واره ها (نخل)

علی بلوکباشی دکترای انسان شناسی اجتماعی است که در کتاب «نخل گردانی»به بررسی تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران زمین پرداخته است وی انواع شکلهای ظاهری تابوت واره ها درمکان های گوناگون را با هم مقایسه می کند و به معرفی انواع تابوت واره ها می پردازد که شامل:
۱_تعزیه: واژه تعزیه که دارای مفاهیم متعددی است عموماً در ایران درباره نوحه خوانی ونمایش از واقعه های تاریخی _مذهبی در شهادت امام حسین (ع) است به کار می رود اگر چه مثلاً در میان شیعیان عراق تعزیه به صندوق تمثیلی از تابوت شهیدان به ویژه امام حسین گفته می شود و در این بخش نویسنده اشاراتی به انواع تعزیه در مکان های جغرافیایی _ فرهنگی متفاوت دارد و این مطلب که نظام های باوری مردم در هر فرهنگی بر ساختمان و شکل تعزیه تاثیرگذار بوده است.
۲_تابوت: که در میان مسلمانان اندونزی رواج دارد بنا بر سنت قدیم عزاداری شهیدان کربلا،تابوت تمثیلی امام حسین را می سازند.
۳_حجله: که نوعی تابوت تمثیلی شهید است که آن را به شکلهای گوناگون می سازند. در تهران وقم و برخی شهرهای هند واج داشته و عموماً آن را در دهه محرم و مرگ کسانی که شهید یا جوانمرگ شده اند به کار برده و درون آن را با لاله و شمع و چراغهای افروخته می آرایند.
۴_شیدونه که تابوت واره ای چوبی و به شکل مکعب مستطیل است از نشان های عزاداری مردم خوزستان و دزفول و شوشتر است که عموماً آن را از چوب با چهار دیواره به نام طاق ساخته ورویه دیوارها و ستون های آن را رنگ آمیزی و نقاشی می کنند.
۵_دغدغه که تابوت واره ای شبیه به تخت روان است و در دسته های عزاداری قم رواج دارد که البته شکل و ظاهر آن در کتاب نشان داده نشده است.
۶_ شش گوشه که ضریحی چوبی شش ضلع و شبیه ضریح شش گوشه مرقد امام حسین است وبیشتر در کاشان رواج دارد که البته شکل آن هم در کتاب نشان داده نشده است.

بررسی اجمالی مراسم نخل گردانی در شهرستان طبس(۱۴)

بررسی، تجزیه و تحلیل هر رسم و آیینی در هر منطقه، بدون در نظر گرفتن شرایط اقلیمی وجغرافیایی، بافت اجتماعی و فرهنگی و پیشینه تاریخی آن منطقه خاص غیر ممکن یا حداقل دشوار می نماید. شهرستان باستانی – و برای انقلاب اسلامی ما غرورآفرین و خاطره انگیز – طبس نیز ازاین قاعده مستثنی نیست. لذا هرچند کمی دچار تطویل می شویم، ناگزیریم برای درک وفهم رسم مذهبی نخل گردانی، با ویژگی هایی که پیشتر ذکر آن رفت در این شهر آشنا شویم.

تاریخ و فرهنگ و موقعیت جغرافیایی شهرستان طبس(۱۵)

شهر طَبس، مرکز شهرستان طبس، شهری کویری است در شمال شرقی استان یزد است که بردسکن و شاهرود از شمال، فردوس و بیرجند از شرق، استان کرمان از جنوب و شهرستانهای نایین، اردکان و بافق از غرب و جنوب غربی آنرا احاطه کرده اند. این شهر پیشتر جزئی از استان خراسان بود.
این شهر در مدار ۳۳ درجه و ۳۵ دقیقه شمالی و نصف النهار ۵۶ درجه و ۵۵ دقیقه شرقی، درمنطقه ای با آب و هوای بیابانی واقع شده است. ارتفاع شهر طبس از سطح دریا حدود ۶۹۰ متراست. در شرق شهر طبس رشته کوه بلندی به نام رشته کوه شتری قرار گرفته که ضلع شرقی چاله بزرگ طبس را تشکیل می دهد. معادن غنی ذغال سنگ این شهرستان حاکی از وجود جنگل های انبوه و دریاچه های بزرگ در گذشته های دور در این منطقه می باشد. این معادن، طبس را درردیف یکی از غنی ترین مناطق کشور به لحاظ ثروت ملی قرار داده است. علی رغم اینکه طبس در حال حاضر جزء استان یزد است اما فرهنگ مردم منطبق بر فرهنگ خراسان است. مردم آن به گویش خراسانی سخن می گویند و هنوز از لحاظ ریشه خود را خراسانی می دانند.
هنوز آثاری از اولین اقوام ساکن طبس و در واقع اجداد طبسی ها دامدار و در غارهای مجاور باقی است. در دوره هخامنشیان و قبل از آن طبس مرزبان نشین تابع ایالت شاه نشین پارت (خراسان بزرگ) بوده است. در دوره اشکانیان طبس پادگان نظامی مهم مرزهای غربی آنان محسوب می شد و گاهی دست بدست می شده است. در زمان سلوکیان طبس از نفوذ فرهنگی ویورش نظامی آنها بدور ماند و در عین حال به پادگان بزرگ نظامی ایزد خواست (یزد) باج (مالیات) می داد و در دوره ساسانیان طبس همانند دوره هخامنشیان بود. یزدگرد سوم آخرین امپراطور ساسانی در گریز به سمت مرو چند ماه در طبس اردو زد.
در تمام طول این مدت طبس به عنوان پل ارتباطی شرق شمال شرق با غرب بوده، یعنی راه مهم و سوق الجیشی پارت و هگمتانه و شوش و بین النهرین به پاسارگاد از طبس می گذشته وراهدارها در رباط ها و چاپارخانه های بسیاری در مسیر آن احداث شده بود که بقایای برخی موجوداست. در سالهای ۲۹ هجری قمری سپاه اعراب مسلمانان به فرماندهی عبدالله بن بدیل خزاعی از شمال غرب طبس وارد و قلعه چارده (جوخواه امروز) را متصرف شدند و آماده نبرد با سپاه طبس می شدند. مردم طبس صلح خواستند و با ۶۰۰۰۰ درهم خراج سالیانه صلح گردید.
این فتح موجب مسرت فراوان عمر بن خطاب، خلیفه دوم شد و دولت ارشد طبس را بعنوان «مطلع الفجر و دروازه خراسان»نامیدند. در زمان خلافت امیرالمومنین مردم طبس به اسلام گرویدند و آن حضرت خراج را به آنان بخشید. در زمان حکومت امویان و مروانیان وضع به همین منوال سپری شد در حالیکه مالیات های سختی از مردم گرفته می شده است. زیرا کویر سوزان و صعب العبور مرکزی یک مانع طبیعی و سخت برای عبور دادن لشکر و تجهیزات محسوب می شد. طبس از حمله مغول آسیبی ندید و پذیرای مهاجرین بسیار بوده است.
در زمان سلجوقیان، اسماعیلیان بر طبس استیلا یافته و قلاع محکمی در کوههای طبس ساختند. طبس در این زمان پایتخت اسماعیلیان قهستان بوده است و نیز مرکز آموزش فدائیان مطلق که مستقیماً از قلعه الموت دستور می گرفتند.
سیاحانی چند مثل ناصر خسرو قبادیانی (۴۴۵ ه.ق.) در آن دوره از طبس بازدید و اززیبایی طبس و حکومت گیلک بن محمد به عظمت یاد کرده و از وجود امنیت بسیار و رعایت دقیق احکام شرع سخن به میان آوردند. ناصر خسرو در سفر نامه خود درباره طبس قرن پنجم هجری چنین بیان نموده است.
«طبس شهری انبوه (پر جمعیت) است اگر چه به روستا نماید و آب اندک باشد و زراعت کمتر کنند، خرماستانها باشد و بساتین (بوستان ها) و چون از آنجا سوی شمال روند نیشابور به چهل فرسنگ باشد. و در آن وقت امیر آن شهر (ابوالحسن) گیلکی بن محمد بود و به شمشیر گرفته بود. و عظیم آسوده بودند مردم آنجا، چنانکه به شب در سرایها نبستندی و ستور (چهار پایان) در کویها باشد، با آنکه شهر را دیوار نباشد و هیچ زن را زهره (جرات) نباشد که با مرد بیگانه سخن گوید و اگر گفتی هر دو را بکشتندی و همچنین دزد وخونی (قاتل) نبود از پاس عدل او.»
در کتاب خداوند الموت (بازگو کننده سرگذشت فرقه اسماعیلیه)، طبس در عهد حکومت سلجوقیان (قرن ششم هجری)، شهری آباد و بزرگ توصیف شده است. یکی از قلاع مستحکم و استرتژیک اسماعیلیه نیز در نزدیکی این شهر قرار داشته که هنوز هم آثار آن در ارتفاعات روستای ملوند وجود دارد. نامه ای تاریخی نیز از حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)، در دست است که خطاب به حاکم طبس نگاشته و در آن سفارشهایی در مورد برادرشان حضرت حسین ابن الکاظم فرموده اند. این نامه حاکی از وجود یک حکومت ظاهراً مقتدر در طبس باستان است.
طبس از قدیم الایام مهد علوم مختلف بویژه علوم اسلامی بوده است. به طوری که نویسنده کتاب خداوند الموت نگاشته است:«مدرسین طبس، اگر از استادان مدرسه نظامیه برتر نباشند، از آنها کم تر نیستند در کشور ایران، یگانه شهری که در آن فرس قدیم تدریس می شود، شهر طبس است.»فرس قدیم زبانی است که از قبل از اسلام در ایران رواج داشته است).
با استیلای تیموریان طبس تابع حراست بوده و سپس با ضعف آن نظام ازبکهای مهاجم چندین بار به طبس یورش آورده و دختران و پسران بسیاری را به قتل رساندند. زیرا در برابربرده شدن و انتقال آنها به بین النهرین مقاومت می نمودند. در اوایل دوره صفویه مردم طبس سنتی و متعصب بودند و بسختی با شاه اسماعیل صفوی جنگیدند. بالاخره سلطان شیردم خان از وی امان خواست و از فرماندهان عالی رتبه وی گردید و بعد به صفت بابرخان حاکم هنددرآمد. طبس در دوره صفویه مستقیماً تحت نظارت اصفهان بر بلوک بزرگی از شرق کشورحکومت نمود و همواره گروهی قزلباش برای رفع حمله ازبکان و امنیت طریق الرضا (ع) (راه تجاری نظامی اصفهان -یزد مشهد) در طبس مستقر بودند.
محمد افغان با حمایت مالی و تسلیماتی کمپانی هند شرقی (انگلستان) شهرهای شرقی ایران از جمله طبس را گرفت و سپس به کرمان و اصفهان رفت. طبس بعداً توسط نادرشاه از وجود مهاجمین افغانی پاکسازی و نامبرده حاکم جدیدی از اعراب شیبانی را در طبس به حکومت گمارد که ۷ نسل متوالی تا دوره پهلوی بر طبس حاکم بودند و حاکم نشین طبس از آن دوره تا سال ۱۳۸۰ هجری شمسی تابع خراسان به مرکزیت مشهد مقدس بوده است. قلمرو حکومتی طبس شامل: گناباد، فردوس، بشرویه، بجستان، دستگردان، رباط پشت بادام و قسمتی از شمال کرمان بوده است. از میان امرای شیبانی طبس امیرحسن خان در عمران و آبادی طبس بسیارکوشید. تالار آیینه نشان، عمارات باشکوه و منبت کاری، استخرهای آب باشکوه با نوارهای چرخان و طلاکوب یا سیمکوب، باغ ها و کوشکهای باصفا، خیابان بندی طبس و کانال کشی انهار،هرس درختان بر اساس طرحهای هندی، احداث آب انبارها، احداث حمامهای بزرگ و تمیز ومساجد و تکایا و... از اقدامات وی و دولت یا اعقاب اوست. در دوره معاصر شکوه و عظمت طبس به فراموشی گذاشته شد. گناباد، بجستان، تون (فردوس) و بشرویه به تدریج از آن جدا شدند، از قلمرو آن کاسته شد و «حکومت» به «فرمانداری»تنزل یافت.
در سال ۱۳۵۵ طبس به عنوان یک شهر باستانی شناخته شده و تغییر و تخریب آثار قدیمی آن ممنوع شد. دو سال بعد، زلزله مخرب ۲۵ شهریور ۱۳۵۷ طبس را بکلی ویران نمود و حدود ۱۰۰۰۰ تن قربانی گرفت.. این زلزله با گسل زمینلرزه ای حدود هشتادکیلومتری و عمق حدود ده کیلومتر همراه بود. گسل زمینلرزه ای از فاصله حدود ده کیلومتری شهر طبس گلشن عبور می کرد.
گلشن را به خاطر باغ گلشن به طبس می گفتند و هنوز می گویند. واقعاً در منطقه بیابانی مرکزی ایران وجود واحه زیبایی مثل شهر طبس همچون نگینی درخشان بود. شهر طبس شهری بود با بناهای تاریخی فراوان و میراث فرهنگی مختلف که در آن زلزله کاملاً ازبین رفت.





شهرستان طبس مشتمل بر سه بخش مرکزی، دیهوک و دستگردان می باشد. بخش مرکزی به چهار دهستان و بخشهای دیهوک و دستگردان، هر کدام به دو دهستان تقسیم می شوند. طبس، بزرگ ترین شهرستان ایران و مساحت آن ۵۵۳۴۴,۵ کیلومتر مربع است و تراکم جمعیت در این منطقه بسیار کم (تقریباً برابر ۱/ ۲ نفر در هر کیلومتر مربع) می باشد که کمترین تراکم جمعیت درمنطقه است و فاصله بین دورترین روستاهای منتهی الیه شمالی و جنوبی شهرستان بیش از ۴۰۰کیلومتر می باشد. جمعیت شهرستان (براساس سر شماری سال ۸۲)۶۵۷۰۱ نفر می باشد که از این تعداد ۲۹۸۹۹ نفر (حدود۴۵/ ۵ %) در شهر طبس و۳۵۸۰۲ نفر (حدود ۵۴/ ۵ %) در سایرنقاط سکونت دارند.
طبس بواقع یکی از زیباترین شهرهای ایران است که چون گلی در شوره زار قرار دارد،زیبا، گرم و مملو از درختان نخل سربهوا کشیده همراه با درختان پرتقال و نارنج با جویهای پر ازآب و باغها و کوچه های پر پیچ وخم که انتهایی ندارد و انتهایی یکی از ابتدای دیگریست.



نمایی از ارگ باستانی طبس و برج معروف به نادر میرزا- این بنا نیز در زلزله سال ۵۷ تخریب شد ولی بقایای آن موجود است.
تاریخ واقعی شهر طبس را می بایست حتی از قبل از اسلام جستجو کرد و از روی آثار باستانی که از دوران زرتشتیان قبل از اسلام بجای مانده، می توان حکم بر قبل از اسلام بودنش نمود،ولی متاسفانه بعلت عدم وجود مدارک و اسناد اکفی و معتبر و قطعی، اطلاعات زیادی مربوط به قبل از اسلام آن وجود ندارد. در کتاب البلدان آمده است که دردروان ساسانی دودیه در اطراف طبس وجود داشته است که احتمالاً دودیه خسرو آباد و «دیهشک»که در ۷ تا ۱۰ کیلومتری طبس قرار دارند می باشد که گوی در نزدیکی آتشگاهائی قرار داشته است و نام قریه «آتشکانون» از این آثار استنباط می شود.
ازآثار مسکونی قبل از اسلام می توان منطقه کوهستانی شرقی طبس در دره «سردر»که دارای درختان جنگلی می باشد و همچنین آثاری در دره «قریه آتشکانون» را یاد نمود خوشبختانه بعلت وجود اسناد و مدارک کافی و جامع و بخصوص وجود سفرنامه های سیاحان و نوشته های محققان و کتب جغرافیا که در دوران اسلامی در دست است، اطلاعات ارزشمند و ذیقیمتی را در مورد طبس در اختیار می گذارد.

آشنایی با آداب و رسوم مردم تهران قدیم در ماه محرم

منبع: همشهری آنلاین
عزاداری محرم در تهران سابقه ای طولانی دارد و همه ساله بر شکوه و جلال آن افزوده شده است.
از حدود دهم و پانزدهم ماه ذی حجه مساجد و تکایا در تهران قدیم برای مراسم ماه محرم آماده شده و چادرها و خیمه ها برای اجرای روضه خوانی و تعزیه برپا می شد.
در کتاب طهران قدیم، تالیف جعفر شهری، تاریخچه روضه خوانی به این صورت نقل شده است:
«از ازمنه دور یعنی از رسیدن طایفه بنی اسد به دشت کربلا و شناختن اجساد شهدا و به خاک سپردن ایشان و مویه ردن بر مزارشان که روز سوم و به روایتی پنجم شهادت بوده، مردم شیعه مذهب پنهانی و در زمان دیلمیان و دودمان صفویه بطور آشکار همه ساله در دهه محرم، بیستم صفر (چهلم امام) که اربعین حسین نامیده می شود مجلس تذکاری در عزای آن بزرگوار برپا می داشتند که تا سنه نهصد هجری قمری [ ادامه داشت. تا زمانی که] ملا حسین کاشفی هراتی واعظ با استفاده از مقاتل و کتب گذشه ها در مقتل کتابی به نام (روضه الشهدا) [روضه به معنای باغ] تدوین و تمام نموده استفاده و استنساخ آنرا وقف عام نمود و چون جامعترین کتاب در این زمینه بود، در این ماه هرکس عقیده و سوادی داشت آنرا بر مردم می خواند و گریه می گرفت تا کم کم این کتاب اجتماع مذهبی را بر آن داشت تا در خانه و مسجد وقتی را به روضه الشهدا خوانی مخصوص گردانند و به خوش خوانها و بهتر خوانها اجرتی بپردازند.»
به گفته ایشان، با اقبال مردم از این مراسم و شیوه برگزاری آن، تغییراتی در جهت جذابتر شدن این مجالس صورت گرفت تا اینکه این مجالس به روضه خوانی و کتاب خوان آن به روضه خوان شهرت یافت.



سیاه پوشی در محرم

از روزهایی که مساجد و تکایا برای محرم آماده می شدند، کم کم رنگ سیاه بر پوشش مردم از زن و مرد و پیر و جوان غالب می شد تا جایی که در روز اول ماه محرم همه یک پارچه سیاه پوش بودند و این سنتی بود تغییر ناپذیر تا جایی که فقیرترین مردم که از مال دنیا جز پیراهن و قبای تنشان چیزی نداشتند، همان را فروخته سیاه می خریدند یا با لباس کهنه سیاه معاوضه نموده یا حتا با جوهر رنگ می کردند.
یکی از نذرهای مجرب مردم نیز نذر پیراهن، دستمال و پارچه سیاه بود که بین فقرا و بی سیاه مانده ها تقسیم می شد. در این روز تمام مساجد، سقاخانه ها، حسینیه ها و تکیه ها سراپا سیاه می شد و آماده اجرای مراسم و پذیرایی از عزاداران می شد.

نذرهای رایج و از یاد رفته

ایام محرم همواره به عنوان روزهای خیرات و روا شدن حاجات شهرت داشته و به همین دلیل هنوز هم در روزهای محرم هر کسی به وسع خود در اطعام عزاداران می کوشید و از دیگهای بیست منی گرفته تا کماجدانهای کوچک، با شور و شعفی خاص بر سر اجاق می رفت و موجودی آن با خلوص نیت در بیم مردم پخش می شد. حتا کسانی که توانایی اطعام نداشتند، با ریختن مشتی برنج در پلوی نذری یا تکه گوشتی در خورش، در نذر شریک می شدند.
آشنایی با آداب و رسوم مردم تهران قدیم در ماه محرماعتقاد به اینکه این شبها، بهترین زمان طلب آمرزش برای رفتگان است، خرما، حلوا، شکرپنیر، آش و سمنو نیز بر اقلام دیگر نذورات اضافه شد و تهران در این ایام شهری بود یکپارچه نعمت و کرم و بذل و بخشش.
نذرهایی که مردم در ماههای محرم و صفر برای خود و فرزندانشان و رفع گرفتاریها انجام می دانند اینها بود: آب دادن، شربت دادن، سقایی، پختن آش امام زین العابدین و آش ابودردا که مصالح آن را گدایی می کردند و آنرا برای رفع هر بیماری مناسب می دانستند،اطعام با انواع غذاها، نذر شمع، نفت و روغن چراغ به امام زاده ها، گل مالیدن بر سر و صورت، سینه زدن، زنجیر زدن، زیر علم، کتل و علامت رفتن، سنگ زدن، تیغ زدن، قمه زدن، خواندن زیارت عاشورا، ختم قرآن، روزه گرفتن و….
علاوه بر اینها انجام خدماتی چون پذیرایی، کفش داری و اسفند دود کردن در مساجد و تکیه ها نیز با نذر و قصد قربت انجام می گرفت. تهیه مواد مورد نیاز دسته ها از سازهایشان گرفته تا زنجیر و علم و کتل و علامت، پرچم، دیگ، سینی، استکان و…نیز از مله موارد نذر بوده و هست.
یکی از انواع نذورات، گرفتن روزه سکوت بود و فرد روزه گیر، در تمام دوازده روز عزا تا آخر محرم و گاهی صفر، یک کلام سخن نمی گفت.
انجام امور عام المنفعه مانند رسیدگی به وضع خیابانها، تامین روشنایی معابر تاریک، پوشاندن چاله ها و راه آبها، کمک به نابینایان، پرداخت بدهی زندلنیان یا تهیه غذا و پوشاک برای خانواده ایشان، غذا دادن به پرندگان، میانجیگری در اختلافات خانوادگی و دوستانه و…نیز با قصد قربت انجام می گرفت و انصافاً در این دو ماه، عمل خلافی از کسی سر نزده و بساط عیش و نوش و عروسی و جشن تعطیل بود.

قمه زنی و تیغ زنی

از جمله اعمال منسوخ که در زمانی موجب مباهات و امروزه به شدت نکوهش می شود، قمه زنی و تیغ زنی در سحرگاه روز عاشورا بود. دسته های قمه زن شبهای هفتم تا دهم، کفن پوشیده و با حرکاتی مهیب، پای به جای پا کوفته، شمشیرهای خود را در زیر نور فانوسها به حرکت در می آوردند.
سحرگاه روز عاشورا این گروه با همان هیبت اما تنها با چند پرچم و کتل، راه می افتادند.
آشنایی با آداب و رسوم مردم تهران قدیم در ماه محرماین گروه پس از رسیدن به حسینیه خود به چند دسته از اطفال، نوجوانان، جوانان و سالمندان تقسیم شده و آماده حرکت می شدند. جلو سر اطفالی که والدینشان برایشان نذر کرده بودند و افراد کمی ترسوتر، توسط دلاکان مجرب، با چند حرکت کوچک تیغ، زخمی می شد تا حدی که سرخی خون نمایان شود و سپس دسته حرکت کرده و با خواندن نوحه و نوای سنج یکدیگر را تهییج می کردند تا وقتی که نوحه خوان با فریاد “یا حسین” برای شروع قمه زنی علامت بدهد.
میاندار دسته در فاصله خیابان مانند دو گروه قمه داران ظاهر شده و با فریاد یا حسین اولین قمه را بر سر خود می زد. پس از او بقیه نیز با شمشیر و قمه قداره های خود بر سر می زدند.
اگرچه رسم بر این بود هرکس به اندازه نذر خود قمه زده و سپس به راه ادامه دهد، اما همیشه در میانه کار عده ای از خود بیخود شده و گاهی موجب مرگ خود می شدند.

دسته سنگ زنها

یکی از دسته های عزاداری، دسته سنگ زنها بود که افراد در آن به جای سینه زدن و زنجیر زدن، هر یک دو قلوه سنگ در دست گرفته با نوای نوحه خوان و صدای سنج بر هم می زدند.
به این ترتیب که هر زدن سه ضربه داشت که سنگ زنها، در حالیکه در دو صف روبروی هم تشکیل می دادند، با خم و راست شدن، یکی را نزدیک زمین، یکی را برابر شکم و یکی را بالای سر می کوفتند، بر این نشانه که روز عاشورا چنین سنگهایی بر سر و پا و سینه امام و شهدا خورده بوده است.

قفل آجین

در مراسم عاشورا، عده ای دست به کار اعمالی می شدند که ریشه و دلیل وجودی آن بر کسی معلوم نیست. یکی از این کارهای شکنجه آمیز، قفل آجین بود که این شخص از مدتی قبل بدن خود را با داروهای کرخ کننده بی حس نموده و قسمتهایی از بدن، از گردن به پایین را سوراخ کرده و از آنها قفل، نیزه، سیخ و میخ و امثال آن می گذرانید و خود را در جلو دسته به نمایش می گذاشت تا جایی که از شدت درد بی حال می شدند. گاهی این افراد را بر اسب سوار می کردند و دسته به خاطر مراقبت از آنها به آهستگی حرکت می کرد و صدای فریاد درد نها را در فریاد “یا حسین” غرق می کرد.
خوشبختانه امروزه این رسوم غلط از بین رفته و روزهای محرم و عاشورا، با ذکر مصیبت، انجام نذورات، تعزیه و دسته های باشکوه انجام می شود. کلاسهای مذهبی، انجام اعمال خیر و کمک به دوستان و همسایگان، از جمله اعمالی است که همچنان این ایام را برای شیعیان به روزهایی پر از خیر و برکت مبدل کرده است.
جعفر شهری در جلد دوم «طهران قدیم» نیز در باره نذورات تهرانی ها می نویسد:
«آب دادن، شربت دادن، سقایی، دادن نان و ماست، انواع آش ها مانند آش کشک، آش شله قلمکار، شیربرنج، آش امام زین العابدین، مخصوصاً آش «ابو دردا» که مواد لازم این دو آش را هم گدایی می کردند. خرما، حلوا، شکر پنیر، اگر فصل میوه بود انجیر، انواع چلو و پلو، امثال عدس پلو، رشته پلو، لوبیا پلو و... و دیگر کاه پاشیدن به سر دسته های سینه زن، گل مالیدن به سر و صورت و تشت گل برای این کار تهیه کردن و سر راه دسته ها در اختیار گذاردن، سر برهنه، پا برهنه راه رفتن، سینه زدن، زنجیر زدن، زیر علم و کتل و بیرق رفتن، تمامی دو ماه را بدون نظافت و استحمام گل و لجنی ماندن و دیگر، یک یا چند بار ختم قرآن کردن، همه روزه (زیارت وارث) خواندن، عهده دار شدن خدمتی از خدمات عزاخانه ها و دسته ها مانند اداره کردن سماور، «قهوه چی گری»، چای دادن، استکان جمع کردن، آب دادن، جاروکشی، قلیان چاق کردن و قلیان دادن، کفش جفت کردن و دیگر، تهیه قلیان و منقل تا کوچک ترین و بی قیمت ترین اشیا مانند آفتابه بــــرای مستراح و جارو و نمک و آب دیگ های آش و پلو و آنچه را که توانایی آن را داشته باشند.»
شهری به نوع دیگری از نذورات نیز اشاره می کند و در این باره به این موارد اشاره می کند:
«نذر سکوت در تمامی دوازده روزه عزا یا تا آخر محرم و صفر، تقلیل غذا، تشنگی، گرسنگی، بیخوابی، کمک به همنوعان و عجزه، مانند عصاکشی نابینایان و مداحان و روضه خوان های نابینا، پوشانیدن در سوراخ های راه آب برای حفظ سقوط مردم در آنها، نصب چند شعله چراغ نفتی در معابر و پیچ کوچه ها و زیر تاقی ها، دادن نان و گوشت به سگ ها، سرکشی به زندانیان و بیماران بی بضاعت و پرداخت بدهی و تهیه دوا و غذا برای آنها و دیگر واسطه اصلاح و وفاق و صفا شدن میان زنان و شوهران و دوستان و برادران مکدر و از این قبیل تا نفعی از آن به غیر برسد.»



محرم در استان بوشهر(۱۷)

در استان بوشهر مراسم ماه محرم همانند سایر شهرهای کشورمان با شکوه تمام برگزار می شود. علاوه بر مراسم های زنجیر زنی و سینه زنی و روضه خوانی مراسم های خاص منطقه برگزار می شود.
مکان های عزاداری از مسجدها، حسینه ها، میدان ها، خیابان ها، کوچه ها و منازل شخصی آغاز می شود. با فرا رسیدن ماه محرم سردرخانه ها و تکایا و امامزاده ها را علم سیاه زرد می زنند و مردم لباس سیاه پوشیده آنهایی که نذر دارند خود را برای پخت و پز آماده می کنند.
روضه و نوحه خوانی در هر شب به یک موضوع حادثه غم انگیز کربلا به شرح زیر اختصاص دارد:
شب اول، درباره فرا رسیدن ماه محرم، شب دوم درباره حضرت مسلم، شب سوم در باره طفلان مسلم، شب چهارم در مورد حج الوداع، شب پنجم در باره حر، شب ششم درباره علی اصغر، شب هفتم درباره حضرت علی اکبر (ع)، شب هشتم در باره قاسم داماد، شب نهم درباره حضرت عباس (ع) و شب دهم درباره امام حسین (ع).

گهواره علی اصغر

تقریباً در تمام شهرها و روستاهای استان برای گهواره خدمت علی اصغر مراسمی بر پا می شود. در این گهواره چوبی که مختک نام دارد و با توری سبز آن را می پوشانند، شبیه علی اصغر را می خوابانند و آن را تکان می دهند و به نوحه خوانی و لالایی خوانی می پردازند. زنان نازا گهواره را تکان می هند و لالایی می خوانند.
وسایلی که همراه گروه عزاداران روزهای نهم و دهم حمل می شود عبارتند از:
سژه: در جلو هیات عزاداری یک نفر سژه را روی کمربند چرمی پهن بسته و جلو عزاداران می گرداند. هنگام حرکت سژه ها را تکان داده و به نشانه تعظیم و سلام امام حسین تیغه وسط سژه را که نوک بلندی دارد خم کرده و تا زمین می آورند.
علم: گروهی از عزاداران انواع مختلف علم را به ترتیب پشت سر هم حمل کرده و حرکت می دهند.
کتیبه: دو نفر پارچه ای را که مشخصات هیات عزاداران روی آن نوشته شده جلو دسته حرکت می دهند.
ذوالجناح: ذوالجناح اسب سفیدی است که روی آن لکه هایی می مالند و شال های رنگی را دور گردن آن می آویزند. پیرمردانی که توانایی سینه زنی محکم را ندارند، اطراف ذوالجناح سینه می زنند.

حجله حضرت قاسم

حجله نمادین حضرت قاسم را با پارچه ها و نوارهای رنگی تزیین و چراغانی می کنند. این حجله روی دست توسط چهار نفر حمل می شود. زنان با دیدن آن کل می کشند و بر سر و صورت خود می کوبند و برای داماد ناشاد امام حسین گریه و زاری سر می دهند. همراهان حجله نوحه قاسم می خوانند. در عقب حجله قاسم خونچه هایی حاوی شمع، شیرینی و حنا حمل می شود.
نعش شهدای کربلا: نعش نمادین شهیدان کربلا را در تابوت هایی قرار می دهند و روی جنازه ها کبوترهای خونین را می گذارند و روی سر مردم حمل می کنند. در روز عاشورا نعش ها را وسط میدان گذاشته و شیری که به منزله پاسبان شهداست در کنار اجساد کاه و خاک روی سر خود می ریزد.

سنج و دمام زنی

در مراسم عزاداری و همراه با دسته های سینه زنی و هنگام تعزیه گردانی، سنج و دمام زده می شود. دمام ها معمولاً هفت عدد است. یکی از دمام ها برخلاف دیگر دمام ها نواخته می شود، به این ریتم بشکون گفته می شود. هنگام ضرب زدن طرف راست را با ضرب کوچک و طرف چپ دمام را با دست ضربه می زنند. همراه دمام سنج زده می شود که با حرکت ضرب بر هم کوبیده می شود.
در میدانی که مراسم روز عاشورا و یا تعزیه برگزار می شود، خیمه هایی که متعلق به امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) و حضرت زینب (س)، علی اکبر (ع) و قاسم (ع)است، بر پا می شود. مردم در خیمه ها به عزاداری پرداخته و مراسم نذری و نون پوشان (یک نوع نذری است که فرد نذر شده را بر خیمه امام حسین و یا در مساجد روی منبر خوابانده و تمام بدنش را با نان می پوشانند سپس نان را با حلوا به صورت لقمه های بزرگ درآورده و بین مردم تقسیم می کنند) را انجام داده و مشکل گشا تقسیم می کنند.
هنگام آتش زدن خیمه امام حسین (ع) در ظهر عاشورا عزاداران در گرمای طاقت فرسا با شور و هیجان فراوان به گرد خیمه برسر و سینه خود می زنند و به عزاداری می پردازند، خاکستری را که حاصل از سوختن خیمه است به عنوان تبرک برای شفا بر پیشانی خود می مالند.

سینه زنی

پس از پایان مراسم روضه خوانی مردم خود را برای مراسم سینه زنی آماده می کنند. ابتدا گروه دمام زنان با نواختن دمام مردم را خبر کرده و آنها را جمع می کنند. سینه زنان به صورت حلقه های دایره وار به گرد نوحه خوان می چرخند. نوحه خوان در وسط کنار سکویی نوحه می خواند و عزاداران در حالیکه با دست چپ کمر همدیگر را می گیرند، با دست راست به سینه می زنند.
نوحه خوان شروع به خواندن نوحه پیش خوان می کند و سینه زنان به بیت تکراری نوحه که بعد از چند بیت می آید، جواب می گویند. هنگام چرخیدن، عزاداران دست راست را بالا برده و پای راست را به زمین کوبیده محکم دست را به سینه می زنند. سینه خوب که گرم شد یعنی به اوج رسید نوحه خوان اعلام (واحد) می کند، بعد از گفتن واحد ریتم نوحه ها عوض شده و بیت تکراری وجود ندارد. سینه زنان با حرکات موزون پا – پای راست را عقب می اندازند – در حالی که خم شده اند، دست راست را تا نزدیک زمین می برند، بعد با چرخش دست بلند می شوند و به صورت هماهنگ و یک صدا سینه می زنند. سینه با دعا برای عزاداران و دعا برای رهبر کشور ختم می شود.
مراسم دمام زنی و سینه زنی علاوه بر ایام عاشورا در ماه صفر و ماه مبارک رمضان در عزای حضرت علی (ع) نیز انجام می شود.
شام غریبان: شب یازدهم محرم در مساجد و تکایا و حسینیه ها شام غریبان برگزار می شود. تمام چراغ های کوچه ها و معابر اطراف را خاموش می کنند و عزاداران به صورت دسته های چند نفری به راه می افتند. چند قدم که راه افتادند به صورت حلقه وار دور یکدیگر نشسته و شمع روشن می کنند و نوحه شب شام غریبان را می خوانند.
گروه اول پس از خواندن نوحه شمع ها را خاموش کرده، بلند می شوند و به راه می افتند. سپس گروه بعدی نشسته و نوحه شام غریبان را می خوانند. در میان راه همه ساکت شده یک نفر مصیبت می خواند و بقیه بر سر و صورت خود زده و گریه و زاری سر می دهند. در بعضی جاها در این شب گروه موزیک نیز که شامل یک طبل زن و یک سنج زن به راه افتاده و دیگران پشت سر وی ملایم زنجیر می زندد و نیز طفل صغیری _ شبیه حضرت رقیه دختر سه ساله امام حسین (ع) که در این شب گم شده اند _ را که رویش را پوشانده اند در تخته ای که پر از خار است (خار نشانه بیابان کربلاست) نشانده و روی سر حمل می کنند.
چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر ماه صفر): چهارشنبه آخر ماه صفر که به آن چهارشنبه سوری نیز می گویند روزی نحسن و بدیمن شمرده می شود. در شهرها و روستاها مراسم و اعتقاداتی جالب راجع به این روز دارند. در آبادی هایی ساحلی کنار دریا دختران چند عدد سنگ یا مهر را در دریا پرتاب کرده سپس پای خود را در آب دریا فرو می برند و حاجات خود را برای دریا باز می گویند که دریا حاجت آنها را بدهد. مردم مقداری از آب دریا را برداشته به خانه برای تبرک می برند. در این روز مرغی را سر برده که خودریزی شور و دفع بلایا کند.
صفرکت: در بعضی مناطق مثل شبانکاره چوب و یا برگ درخت نخل را آتش زده و در اتاق ها می گردانند سپس آن را از در حیاط بیرون می برند.
در روستاهایی که در جلگه قرار گرفته اند، در این روز مردم به زیارت امامزاده یا قدمگاه محل می روند و زنانی که بچه دار نمی شوند، نذر می کنند تا بچه دار شوند. مراسم روشن کردن آتش و پریدن از روی آن که در چهارشنبه سوری آخر سال خورشیدی برپا می شود، در این روز نیز اجرا می شود.

شمع زنی

آئین شمع زنی یکی از آئینهای کهن بوشهر است که شب عاشورا در مکانهای مقدس و کوچه های قدیمی به یاد درگذشتگان و خوبان برپا می شود و بهانه ای برای راز و نیاز با معبود است.

مراسم نخل برداری در طبس

حال که با تاریخ، فرهنگ و خصوصیات ژئوپولتیک این خطه زرخیز و سبز کشور آشنا شدیم می توانیم آئین نخل برداری در این شهر را با دیدی روشن تر مورد مداقه و جستار قرار دهیم. مردم شهرستان طبس ارادت خاص به ائمه اطهار و بویژه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) دارند وهمه ساله مراسم عزاداری آن حضرت را با جلال و شکوه خاص، از چند روز قبل از محرم، شروع و تا دوازدهم محرم ادامه می دهند. اوج مراسم عزاداری امام حسین (ع) در ظهر روز دهم محرم می باشد که مردم طبس و روستاهای اطراف با ابراز پرشورترین و پاک ترین احساسات خود، در ماتم سرور و سالار شهیدان و هفتاد و دو تن یاران باوفایشان، بر سر و سینه می زنند. مردم عزادار که از روزها قبل، با پوشیدن لباس سیاه به استقبال عزای سومین امام خود می روند، در روز عاشورا با تزیین تابوت واره ای مشهور به نخل و بر دوش گرفتن و حمل آن،یاد شهدای کربلا را زنده نگه می دارنددر شهر طبس دو نخل، یکی در حسینیه میارزه (وابسته به سادات میارزه طبس) و دیگری در هیات فاطمی در پایین محله، تزیین و بعد از نماز ظهر عاشورابه ترتیب در شهر گردانده می شود. علاوه بر مردم و دستجات سینه زن و زنجیر زن، دو گروه عمده نیز نخلها را همراهی می کنند. گروه اول سادات هستند که اسب سیاهی را (به عنوان نماد ذوالجناح) در میان گرفته پیشاپیش عزاداران حرکت می کنند و گروه دوم کفن پوشانی که همراه با اسب سفید خود پشت سر سادات در حرکت هستند. سایر عزاداران که نخل را بر دوش می کشند، متعاقب این دو گروه و بر سر و سینه زنان در عزای امام سوم شیعیان جهان نوحه سرایی می کنند.
مراسم (نخل برداری) که از قدیم الایام در طبس مرسوم بوده است جذابیت خاصی داردنخل به عنوان تابوت سومین امام یعنی امام حسین (ع) شناخته می شودنخل،چوب بستی عظیم به شکل برگ درخت است که شباهتی به برگ خرما ندارد. نخل با پارچه سیاه سر تا پا سیاه پوش می شود و با تزئینات خاصی مانندآئینه ها، میوه ها، پولک ها، منگله ها، دستمال های ابریشمی رنگی وبرگ گیاهی محلی به نام «مورد» بر دو طرف بدنه نخل بسته می شود. در روز عاشورا نخل توسط مردم عزادار مانند کشتی به حرکت درمی آید و یک دور گرد میدان مرکزی شهر می چرخانند و آنگاه آرام آرام به درون آشیانه ی نخل باز می گرداند. همراه با چنین مراسمی، روضه خوانی، سینه زنی و عزاداری انجام می شود ضمناً در ظهر عاشورا در طبس دو نخل حرکت داده می شود یکی مربوط به هیآت پایین محله ویکی هم مربوط به محله ته شهر.
عکسی فوق العاده زیبا، قدیمی و گویا از آیین نخل برداری در طبس که توسط جهانگرد سوئدی - سوین هدین - در سال ۱۹۰۶. م (۱۲۸۴ ه.ش)گرفته شده است، قدمت و اصالت این رسم عاشورایی را در شهرستان طبس نشان می دهد. این همان نخل اصلی است که هم اکنون در شهرگردانده می شود.



عکس مراسم نخل برداری روز عاشورا در طبس هیات میارزه (سادات) – سال ۱۹۰۶ میلادی. عکاس:سوین هدین (جهانگرد سوئدی)

برای بررسی دقیق و جامع پیشینه آغاز نخل برداری و فلسفه آن در طبس، متاسفانه منابع وادبیات مکتوب خاصی مثل عکس زیبای فوق یا سفرنامه ای که مراسم عاشورا را در طبس تحلیل کرده باشد و مورخی که به این موضوع به صورت ویژه پرداخته باشد، وجود ندارد. لذا ناگزیریم به ادبیات و تاریخ شفاهی که به صورت سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده است استناد کنیم. ما نیز در این مقاله علاوه بر سایر اسلوب های تحقیقی از این نوع روش پژوهش بسیار استفاده کرده ایم.
مردم طبس معتقدند علاوه بر دلایلی که در بخش های پیشین برای وجه تسمیه نخل ذکر گردید دلیل دیگری هم وجود دارد. به اعتقاد قدیمی های طبس در راه انتقال سر مبارک اباعبدا.. الحسین (ع) به شام، قتله ی حضرتش در عراق، راس مبارک – که در لفافه یا بقچه ای پیچیده شده بود - را در منزلی از درخت خرما – که عرب به آن نخل می گوید – آویزان می کنند. هر سال در موسم عاشورا از برگ های درخت مذکور خون جاری می شده است. مردم منطقه برگ ها و شاخه های درخت را به نیت تبرک و تیمن برداشته و مشغول عزاداری براین نماد و عزاداری مربوط به آن مانده است.
در تشریح وضعیت تاریخی طبس گفته شد که خوانین طبس که منطقه بزرگی را تحت حکومت خود داشته اند قدرت اول و بلامنازع این سامان بوده اند. این نفوذ و حکمرانی درآیین ها و مراسم مذهبی نیز جاری و ساری بوده است. به نحوی که بدون اذن و فرمان خان حاکم مردم حق برداشتن نخل را نداشته اند. ظاهراً پیشینه حرکت دادن نخل را به دوران حکومت گیلک بن محمد (ابوالحسن) – ملقب به سردار – منتسب می کنند. در واقع شاید وی بوده که دستور نخل گردانی را صادر کرده باشد. همانطور که ذکر شد مردم طبس از قدیم به داشتن گرایش های مذهبی و پایبندی به اصول آن مشهورند. به خاطر همین بافت مذهبی، روحانیون ازحرمت و جایگاه خاصی برخوردار بوده اند؛ به طوری که علما و روحانیون شهر می بایست اجازه حرکت نخل را می داده اند چنانچه امروزه نیز چنین است و با اجازه اهل علم و امام جمعه شهرمراسم نخل برداری با شکوه شروع می شود.
نخل اصلی طبس از حسینیه منسوب به سادات شهر (میارزه) حرکت داده می شود و نخل دوم از هیات پایین محله (هیات فاطمی) و در جلو نخل علما و روحانیون و سادات و بزرگان شهر،کفن پوش و سینه زنان حرکت می کنند.
در جلو نخل کاروان شتری -که گاهی تا ۱۵-۲۰ نفر شتر می شده اند - به نشانه و سمبل - کاروان اسیر حرم امام حسین (ع) با نوای هماهنگ و شورانگیز طبل ها و زنگ شترها به حرکت درمی آیند. اسبی آذین بسته، پرخون و بی سوار که نماد «ذوالجناح»اسب سیدالشهدا (ع) است نیز در پیشاپیش نخل در حرکت است. در قدیم به این اسب به لهجه محلی «پرَخسْو»شاید منظور پراز خون بوده است - می گفته اند. اسب دیگری که در حرکت است متعلق به سادات است. مردم در اطراف این اسب ها اشعار نغز محتشم را زمزمه می کنند.
متاسفانه در قدیم -تا ۳ یا ۴ سال قبل از زلزله مهیب طبس - بین هیات های مذهبی شهر که در پشت نخل به هم می رسیده اند درگیری ها و نزاع هایی رخ می داده است که امروزه دیگراین مسئله به هیچ عنوان مشاهده نمی شود.
یکی از اعمال مرسوم و رایج در زیر نخل طبس «قمه زنی»بوده است که به وفور مردم مبادرت به انجام این کار می کرده اند. حتی هیات «قمه زنان»هنوز در شهر مشهورند. ولی هم اکنون این رسم نیز تقریباً در هنگام نخل برداری منسوخ شده است و قمه زنان به علت منع قانونی و حرمت شرعی، در خفا و دور از چشم عموم ممکن است قمه بزنند.

نواها و نوحه هایی که در نخل گردانی طبس زمزمه می شود

نوحه ها و نواهای پرشور، سوزناک، کوبنده و پرمعنایی در زمان حرکت نخل در میدان اصلی شهر توسط مردم سینه زن، زنجیر زن و کفن پوش سرداده می شود. هر نوا در موضع خاص وتوسط افراد خاصی گفته می شود. به قدری این نوحه های پر معنا با چنان نوای حزن انگیز وهماهنگی توسط جمعیت عزادار سروده می شود که شور و گریه و انقلاب قلبی تمامی جمعیت تماشاگر که به تعداد بسیار زیاد در میدان اصلی شهر و در پشت بامها نظاره گرند را فرا می گیرد.
به عنوان نمونه به بعضی از آن ها اشاره می گردد:

۱-شیعه تو آب می خوری، تشنه حسین به کربلا!
حسین شهید کربلا ما سر نخواهیم ای خدا!

آب فرات گریه کن تا به مثال خون شوی
شیعه تو آب می خوری، تشنه حسین به کربلا!

۲-شیون وشین است واویلا!
قتل حسین است واویلا!

۳-زینبا، سرت سلامت که دگر حسین نداری
به میان خون فتاده، تو مگر خبر نداری؟

چه کنم چه چاره سازم که دگر حسین نداری
زینبا، سرت سلامت که دگر حسین نداری

۴- ای ذوالجناح با وفا کو حسین من، نور عین من
آخر چه شد مهر و وفا کو حسین من، نور عین من.

۵-ای ذوالجناح، محرم آل عبا چه شد
با ما بگو که تشنه لب کربلا چه شد

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است.

۶- اگر ناتوانی بگو یا علی یا علی
اگر خسته جانی بگو یا علی یا علی

۷-مظلوم حسین مظلوم حسین مظلوم حسین

۸- بی برادری، زینب
بی تاج سری، زینب

۹- همه شیعیان حیدر
بزنید تیغ بر سر

سر ما فدای آن سر
که برید شمر کافر

نوحه شماره (۱) و شماره (۲) توسط زنجیرزنان، در زیر نخل و اطراف آن گفته می شود که هر بیننده را منقلب می کند. نوای شماره (۳) هنگامی گفته می شود که در ظهر عاشورا نخل را دور میدان اصلی شهر گردانده و در حال بازگرداندن به جایگاه اصلی آن هستند؛و بدین صورت پیام آور کربلا را خطاب قرار می دهند. نوحه ی شماره (۴) و (۵) در اطراف اسبی پرخون (که نماد ذوالجناح است) با آهنگ های مختلف با حرارت ویژه ای زمزمه می گردد. شعار شماره (۶) بیشتر توسط افرادی داده می شود که در زیر نخل مسئولیت حمل آن را به عهده دارند و شال خاصی را به دور شانه و کمر بسته اند؛ البته جمعیت زنجیرزن نیز با این نوا همنوا می شوند. نواهای کوبنده (۷) و (۸) نیز توسط جمعیت سینه زن و سایر عزادارانی که نخل را همراهی می کنند گفته می شود.



نخل اصلی طبس به سوی میدان اصلی شهر در حرکت است. کفن پوشان با پرچم های قرمز پیشاپیش نخل حرکت می کنند.

در قدیم، مردم طبس از کفن هایی که در ظهر عاشورا در زمان نخل گردانی می پوشیده اند برای تبرک لباس می دوخته اند. قمه زنان نیز پس از قمه زدن به حمام می رفته و خود را شستشومی داده اند. افراد حامل نخل -که شال خاصی داشته اند – و قمه زنان و بزرگان پس از پایان مراسم برای صرف نهار به هیات میارزه (جایگاه اصلی نخل) دعوت بوده اند.
- کاروانی از شتر به نشانه کاروان اسرای حرم سیدالشهدا (ع)،طبل زنان پیشاپیش نخل حرکت می کنند.
مردم طبس در صبح و ظهر عاشورا مقید به انجام کارها و عاداتی هستند تا حرمت و خاص بودن این روز حفظ گردد. به عنوان مثال اکثراً از پوشیدن کفش اجتناب کرده و پا برهنه درمراسم شرکت می کنند، بر پیشانی و گونه ها گل می مالند، حتی الامکان از نوشیدن آب اجتناب می کنند، زن ها از آرایش خودداری کرده و زینت های خود را استفاده نمی کنند و روحانیون عمامه از سر برمی دارند یا تحت الحنک می کنند.(۱۶)

نظرات کاربران درباره کتاب هنر سوگواری

عزاداری رو درک نمی کنم
در 7 ماه پیش توسط
من مراسم گل مالی لرستان رو از نزدیک دیدم که در کتاب هم اومده، واقعا جالبه
در 2 سال پیش توسط